دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اهمیت اقتصادی کسب‌وکار خانگی

Importance of home business
نویسنده

فوایدی است که کسب‌وکارهای خانگی برای اقتصاد جامعه و اقتصاد خانواده دارند.

     امروزه ایجاد بنگاه‌های اقتصادی خانواده در عرصه بیشتر نظام‌های اقتصادی دنیا، به‌عنوان یک ضرورت پذیرفته شده است. در این میان، کسب‌و‌کارهای خانگی که یکی از شکل‌های این فعالیت‌های اقتصادی است، به واسطه کارکرد و مزایای اقتصادی خاص خود، به سرعت رشد و توسعة یافته است. توسعه کسب‌وکارهای خرد خانگی همزمان به رشد اقتصادی، افزایش تولید ناخالص داخلی و کاهش متوازن نرخ بیکاری کشورها کمک چشم‌گیری می‌کند.

     با افزایش توجه به کارآفرینی و خوداشتغالی، مطالعات مخلتف نشان می‌دهند که اکثریت کسب‌وکارهای خرد در خانه راه‌اندازی و اداره می‌شوند. یکی از اولین گزارش‌هایی که اهمیت کسب‌و‌کارهای خانگی را تصدیق می‌کند توسط پرات و دیویس (1985) در آمریکا بیان شده است. به‌طوری‌که آنها یک روش شناسی را برای بررسی اهمیت اقتصادی کسب‌و‌کارهای خانگی پیشنهاد دادند. مطالعات در استرالیا متمرکز بر تفاوت‌های جنسیتی در انتخاب کسب‌و‌کارهای خانگی به‌عنوان عامل اصلی برای افزایش تعداد کسب‌و‌کارهای خانگی بود (Dawson & Turner, 1990; Walker, 2003). پیکوک (1991) از اولین محققانی بود که اهمیت اقتصادی کسب‌و‌کارهای خانگی را نشان می‌دهد. او کسب‌و‌کارهای خانگی را به‌عنوان یک «کوه یخ شناور» از کارکنان خانگی تشبیه می‌کند که آنها نقش برجسته‌ای در توسعة اقتصادی نسبت دیگر کسب‌وکارها دارند. رشد کسب‌و‌کارهای خانگی و همچنین نقش برجستة آنها در رشد و توسعه اقتصادی توسط محققان مختلفی تأیید شده است (Farry & Lino, 2002; Good & Levy, 1992).

     با افزایش توجه به کسب‌و‌کارهای خانگی و همچنین نقش برجسته آنها در رشد اشتغال و اقتصاد، مراکز دولتی نیز در صدد به‌دست آوردن درک بهتری از اندازه و ویژگی‌های این کسب‌وکارها و همچنین پتانسیل این بخش رشد یافته به‌عنوان منبعی برای اشتغال آینده هستند (Houghton & CREEDA, 1999). کسب‌و‌کارهای خانگی نه‌تنها سبب افزایش رشد اقتصادی در سطح ملی می‌شوند بلکه باعث رشد اقتصادی در سطح جهانی نیز می‌شوند (Schaper, 2002). شاپر (2002) اذعان می‌کند که بنگاه‌های خانگی یکی از پر رشدترین بخش‌های کسب‌وکار در جهان هستند، به‌طوری‌که در سال‌های اخیر نرخ افزایش این کسب‌وکارها به‌طور قابل ملاحظه‌ای از رشد کلی تمام کسب‌وکارهای خرد پیشی گرفته است. به‌طور مشابه والکر و وبستر (2004) بیان کرده‌اند که کسب‌و‌کارهای خانگی پر رشدترین بخش کسب‌وکار با نرخ رشد سالانه 16 درصد (در سال 2001) در مقایسه با نرخ رشد 11 درصد برای کسب‌وکارهای خرد به‌طورکل است. که این نرخ رشد آنها را به‌عنوان یکی از مهمترین مشارکت کنندگان اقتصاد ملی مطرح می‌کند. کسب‌و‌کارهای خانگی بخش اعظم کسب‌وکارهای خرد را در کشورهای توسعة یافته تشکیل داده است. به‌طوری‌که در این کشورها متصدیان کسب‌و‌کارهای خانگی اغلب هم به‌عنوان قهرمانان کارآفرینانه و هم به‌عنوان آرمان‌گرایانی با سبک زندگی انعطاف‌پذیر که به‌طور کامل میان کار و خانواده تعادل برقرار می‌کنند، شناخته می‌شوند (Mirchandani, 2000).

     از مهم‌ترین عواملی که سبب توسعة فعالیت‌های کسب‌وکار خانگی می‌شوند به‌کارگیری خط مشی‌ها و سیاست‌های دولتی برای کمک به کسب‌وکارهای خرد و خانگی با ارائة برنامه‌های حمایتی جامعی همچون، طرح‌های آموزشی، افزایش و تسهیل دسترسی به منابع مالی و همچنین تسهیل منابع ارتباطی و اطلاعاتی است (Walker & Webster, 2004). رن و استوری (2005) بیان می‌کنند که واقعاً همة کشورهای صنعتی اکنون از پول مالیات دهنده‌ها برای حمایت شرکت‌ها و کسب‌وکارهای خرد و خانگی استفاده می‌کنند.

     اهمیت اقتصادی کسب‌وکار خانگی یکی از موضوعات مورد علاقة سیاستمداران و اقتصاددانان شده است. که این اهمیت اقتصادی شامل: عملکرد فروش، پتانسیل اشتغال‌زایی، مزایای ایجاد شده برای جامعه، اثرات قوانین، سیاست‌ها و برنامه‌های موجود، موانع و استراتژی‌های تشویق کننده رشد و بقای کسب‌و‌کارهای خانگی است (Jay &Schaper, 2003).

     کسب‌و‌کارهای خانگی بخش قابل ملاحظه‌ای از کسب‌وکارهای خرد را در کشورهای توسعة یافته به خود اختصاص می‌دهند (Berke, 2003). مطالعات انجام گرفته در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که این کسب‌وکارها در حدود نیمی از کسب‌وکارهای خرد را در بر می‌گیرند به این دلیل که خانه می‌تواند محل امن و مطمئنی برای انجام فعالیت‌های کارآفرینانه باشد. اکثر صاحب‌نظران این حوزه پیش‌بینی کرده‌اند که خانه یک مکان بسیار مهم برای انجام فعالیت‌های کسب‌وکار در آینده خواهد شد. علی‌رغم اینکه محققان حوزة کسب‌وکارهای خرد توجه اندکی به این کسب‌وکارها داشته‌اند (Hyman & Summers, 2004).

     انتخاب خانه به‌عنوان مکان کسب‌وکار از دو جهت قابل اهمیت است: اولاً برای بسیاری از کسب‌وکارهای خرد علی‌الخصوص کسب‌وکارهای دانش بنیان و خدماتی باعث صرفه‌جویی ناشی از مقیاس می‌شود و نیازی به تشریفات زائد کسب‌وکارهای رسمی ندارد. دوم اینکه راه‌اندازی یک کسب‌وکار خانگی اغلب انتخاب سبک زندگی است. فراهم آوردن یک شکل انعطاف‌پذیر از فعالیت‌های اقتصادی که منجر به ارتقای کیفیت زندگی افراد می‌شود (Baines & Gelder, 2003; Mason et al., 2011).

     کسب‌وکارهای خانگی مزایا و فواید برای جوامع دارند که باعث توجه فزاینده به آنها شده است، مهم‌ترین این مزایا عبارت‌اند از:

 

1- ساعات کاری، درآمد و انتخاب سبک زندگی

اکثر کسب‌و‌کارهای خانگی به‌صورت تمام‌وقت کار می‌کنند برخلاف ادعای رایج که معتقد است این کسب‌وکارها به‌صورت پاره‌وقت کار می‌کند. اما این کسب‌وکارها نسبت به دیگر کسب‌وکارها بیشتر به‌صورت پاره‌وقت انجام می‌شوند. اکثریت صاحبان این کسب‌وکارها جهت تأمین معاش، وابسته به این کسب‌وکارها به‌عنوان تنها منبع درآمدی خود نیستند (White & Rogers, 2000).

     این کسب‌وکارها ارائه‌دهندة یک سبک زندگی هستند. و از دلایل انتخاب خانه برای انجام کسب‌وکار، پایین بودن هزینه‌ها و عدم نیاز به تشریفات تجاری می‌دانند. مالکان کسب‌و‌کارهای خانگی نسبت به دیگر کسب‌وکارها از نظر کیفیت زندگی راضی‌ترند. اما چیزی که مسلم است کافی نبودن منابع مالی از این کیفیت می‌کاهد (White & Rogers, 2000).

 

2- افزایش و کاهش خوداشتغالی

کسب‌و‌کارهای خانگی و دیگر اشکال خوداشتغالی پدیدة جدیدی نیستند. اما چیزی که نسبتاً جدید است، افزایش کسب‌و‌کارهای خانگی و خوداشتغالی است. بررسی روندهای نیروی کار در سراسر جهان (به‌خصوص در کشورهای پیشرفته) نشان می‌دهد که نرخ خوداشتغالی (به‌دلیل تغییر از فعالیت‌های کشاورزی) مستمرا درحال کاهش است. این کاهش تنها محدود به کسب‌وکارهای زراعی نمی‌شود. بلکه در سایر بنگاه‌های غیرزراعی نیز دیده می‌شود (Bradly & Roberts, 2004).

     ریشه‌های کاهش خوداشتغالی را می‌توان در نتیجة تولیدات انبوه جستجو کرد. عاملی که برای افراد رقابت با شرکت‌های بزرگ را مشکل می‌کند (Bradly & Roberts, 2004, P. 369). بلاو (1987) معتقد است، روند نزولی خوداشتغالی از حدود صد سال قبل شروع شده است. همچنین بردلی و روبرتز (2004، ص. 370) عنوان می‌کنند که قسمتی از نیروی کاری که به فعالیت‌های غیر زراعی خوداشتغالی داشته‌اند.

     به‌طور مستمر بین سال‌های 1870 تا 1973 کاهش داشته است. توسعة کسب‌و‌کارهای خانگی می‌تواند باعث توقف روند کاهش خوداشتغالی شود و به‌عنوان دورة جدیدی از توسعة اقتصادی نگریسته شود. به‌طوری‌که با تغییرات بنیادینی که توسط تکنولوژی‌های پیشرفته اتفاق افتاده است. کسب‌و‌کارهای خانگی را به‌عنوان عاملی جذاب و رقابتی ساخته است.

3- تغییر الگوهای بیکاری، فعالیت صنعتی و کاهش اشتغال کامل

افزایش بیکاری منجر به ایجاد تغییراتی در فعالیت‌های صنایع زیادی شده است. فقدان شغل در طول سال‌های 1970 تا 1980 اغلب به خاطر تغییرات در تکنولوژی، تقاضای مشتریان، رقابت بین‌المللی و همچنین رکود اقتصادی بوده است. در طول دهة 1990 خردسازی شرکت‌ها به‌عنوان منبع اصلی فقدان شغل بوده است (Kletzer, 1998, p. 115).

     تجدید‌نظر در نیروهای اقتصادی و اجتماعی عاملی مؤثر در سیستم رفاهی است. به‌طوری‌که مک‌دونالد و سیمون (2000) اذعان می‌کنند که کاهش مستمر شغل‌های تمام‌وقت در طول دو دهه به‌عنوان عامل اصلی، مشارکت زیادی در افزایش امنیت اجتماعی داشته است. آنها گزارش می‌کنند که نرخ بیکاری بالای 8 درصد در طول دهة 1990 به‌دلیل تغییرات جهانی منجر به کاهش در شغل‌های تولیدی تمام‌وقت و افزایش چشمگیر در شغل‌های پاره‌وقت و موقتی در اکثر کشورهای پیشرفته شده است (Bradly & Roberts, 2004).

     تغییر در فعالیت‌های صنعتی در چندین سطوح و به‌ دلایل مختلفی اتفاق افتاده است. بسیاری از محققان عنوان می‌کنند که این تغییرات منجر به کاهش شغل‌های تمام‌وقت سنتی شده است (Mallon & Cohen, 2001, P. 217). محققان بیان می‌کنند که در مواجهه با جهانی شدن و دیگر فشارهای رقابتی سازمان‌ها خردتر و دارای لایه‌های مدیریتی کمتری شده‌اند. بنایراین بافت پیچیدة تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایده‌های سنتی مسیر شغلی و اشتغال تمام‌وقت را به‌طور جدی تهدید می‌کند. برطبق بک (2000) پیامدهای بازار آزاد دنیای فرضی نئو لیبرال گسترش شغل‌های موقتی و پاره‌وقت و نا امن است. بنابراین بررسی‌ها نشان می‌دهد که شیوه‌های اشتغال تمام‌وقت درحال کاهش و شغل‌های موقتی و پاره‌وقت به‌طور چشمگیری درحال افزایش است. درحالی‌که اشتغال در سازمان‌های بزرگ از زمان 1970 درحال کاهش است. اما اشتغال در کسب‌و‌کارهای خانگی و خرد در حال افزایش است (Dennis, 2005; Stevenson & Lundstrom, 2005). رشد کسب‌و‌کارهای خانگی در نتیجة کارآفرینی و افزایش توجه به کارآفرینی شده است. به‌گونه‌ای که کارآفرینی به‌عنوان پارادایم غالب برای اشتغال آینده و رشد اقتصادی ارتقاء یافته است (Gibb, 2000). شکل‌های مختلف کارآفرینی به مانند کسب‌و‌کارهای خانگی، خانوادگی و اینترنتی و.... به‌عنوان عامل اصلی پویایی‌های توسعه اقتصادی عنوان شده است. که پیامدهای آن عبارت‌است‌از: گسترش کسب‌وکار، پیشرفت تکنولوژیکی و خلق ثروت (Lumpkin &Dess, 2005, p. 83). کاهش بیکاری در یک اقتصاد (Stevenson & Lundstrom, 2005, p. 177). یکی از عوامل اصلی در خلق شغل و توسعه اقتصادی (Amit, et al., 1993, p. 815)؛ جهت‌دهی، کنترل و تقویت اقتصاد (Churchill, 1995, p. 159). و در نهایت یک عامل اقتصادی قوی که جهان تاکنون تجربه نکرده است. بردلی و روبرتز (2004) معتقدند که کسب‌و‌کارهای خانگی افزایش خوداشتغالی و به تبع آن رشد اقتصادی را به دنبال دارد.

     کسب‌و‌کارهای خانگی به این علت مورد توجه هستند که از سرعت رشد بالاتری نسبت به دیگر کسب‌وکارها برخوردار هستند و این پتانسیل رشد می‌تواند آنها را به‌عنوان محرک توسعه اقتصادی در سطح منطقه‌ای و محلی مطرح نماید (Breen et al., 2006; Dwelly et al., 2005; Walker et al.,). به‌نظر می‌رسد که افزایش اهمیت خانه به‌عنوان محلی برای فعالیت‌های کسب‌وکار، در آینده اجتناب‌ناپذیر است و در آینده خانه به‌عنوان محلی فراتر از صرفاً فعالیت‌های کسب‌وکار، اهمیت پیدا خواهد کرد (Orange Future Enterprise Coalition, 2006; Institute For The Future/ Intuit, 2007 b).

     امروزه ایجاد بنگاه‌های اقتصادی خرد و زودبازده در عرصه بیشتر نظام‌های اقتصادی دنیا، به‌عنوان یک ضرورت پذیرفته شده است. در این میان، کسب‌و‌کارهای خانگی که یکی از شکل‌های این فعالیت‌های اقتصادی است، به‌واسطه کارکرد و مزایای خاص خود، به سرعت رشد و توسعه یافته است. کسب‌و‌کارهای خانگی از نظر ایجاد شغل و نوآوری در تولید و عرضه کالا و خدمات و سنخیت با تکنولوزی (IT) و تجارت الکترونیک، موجب تنوع و دگرگونی زیادی در بازارهای مختلف شده است (Phillips, 2002) که می‌تواند برای اکثر افراد، به‌ویژه جوانان بستر مناسبی جهت راه‌اندازی آسان و ساده فعالیت‌های اقتصادی فراهم آورد و نقطه شروع مناسبی برای ورود به بازار کار محسوب شود.

     همچنین با توجه به افزایش روزافزون عرضه کار و محدودیت فرصت‌های شغلی، آماده نبودن زیرساخت‌های توسعه و از همه مهم‌تر کمبود منابع سرمایه، یکی از گزینـه‌های مؤثر و راهبـردی در توسعه اشتغـال «اشتغال کاربر» است (Berke, 2003). با اینکه «اشتغال سرمایه بر» از ضریب پایداری بیشتری نسبت به «اشتغال کاربر» برخوردار است ولی از آن جایی که «اشتغال سرمایه‌بر» مستلزم سرمایه‌گذاری کلان در بلند مدت می‌باشد، لذا در کوتاه مدت غلبه بر مشکل بیکاری از این روش مفید و میسر نیست. تجربه نشان داده است که توسعه کسب‌وکارهای خرد و خانگی به دلیل ساختار ساده و زودبازدهی و نیاز اندک به سرمایه در جهت متعادل کردن بازار کار مؤثر بوده است (Rehman & Frisby, 2000).

     هرچند که در عصر اقتصاد صنعتی کسب‌وکارهای خانگی در سایه هیبت تولیدات صنعتی کم‌کم رو به افول گذاشت، لیکن در عصر اتوماسیون و تکنولوژیICT  به دلیل رشد حیرت‌انگیز تکنولوژی اطلاعات، کسب‌وکارهای خانگی با رویکردی جدید و مدرن مجددا رو به گسترش نهاد (Rosnafisa et al., 2009). آمارهای کشورهای OECD حاکی از آن است که هم اکنون بین 25 تا 40 درصد نیروی کار تحصیل‌کرده به کسب‌وکارهای خانگی اشتغال دارند (Walker & Webster, 2004). درحالی‌که این رقم در ایران حدود 11 درصد است. براساس پژوهش انجام گرفته در 37 کشور جهان توسط سازمان دیده بان جهانی کارآفرینی در سال 2002، بین توسعه کسب‌وکارهای خرد و متوسط با کاهش نرخ بیکاری ارتباط بسیار معنی داری وجود دارد که سهم مشاغل خانگی در این نوع کسب‌وکارها 30 درصد است. همچنین پژوهش انجام گرفته توسط ویلیام بایگریو و مارک کاولین در سال (2002) نشان می‌دهد که بین متغیرهای نرخ بیکاری و توسعه اقتصادی از یک طرف و توسعه کسب‌وکارهای خرد خانگی به لحاظ آماری ارتباط معنی داری وجود دارد. در واقع می‌توان گفت که توسعه کسب‌وکارهای خرد خانگی همزمان به رشد اقتصادی، افزایش تولید ناخالص داخلی آنها و کاهش متوازن نرخ بیکاری کشورها کمک چشم‌گیری می‌کند. فوکو یاما در کتاب «اعتماد» می‌گوید: دروازه ورود کشورهایی همچون چین، تایوان، هنگ‌کنگ، ایتالیا و اسپانیا به عرصه رشد و توسعه‌یافتگی، مشاغل خرد و کسب‌وکارهای خانگی است. کشور ایتالیا طی دو دهه گذشته توانسته است نرخ بیکاری جنوب این کشور (استان سیسیل) را که به‌دلیل حضور فعال شبکه مافیا منطقه نا امنی برای سرمایه‌گذاری صنعتی محسوب می‌شود از طریق توسعه صنایع خرد و کسب‌وکارهای خانگی از 22 درصد به حدود 12 درصد کاهش دهد. کنفدراسیون صنایع خرد ایتالیا از طریق ترغیب شرکت‌های بزرگ صنعتی به توسعه همکاری و انعقاد قرارداد با صنایع خرد، کارگاه‌های خانوادگی و کسب‌وکارهای خانگی، زمینه های ارزشمندی را در حفظ، پایدارسازی و توسعه مشاغل خرد و خانگی این کشور فراهم ساخته است.

     براساس آمار منتشر شده از طرف مرکز آمار ایتالیا، امروزه بیش از 80 درصد واحدهای صنعتی کشور ایتالیا را صنایع خرد و متوسط  و کسب‌وکارهای خانگی تشکیل می‌دهند، بطوریکه 87 درصد از اشتغال بخش صنعت و 61 درصد از اشتغال بخش خدمات در این کشور توسط واحدهای خرد و کسب‌وکارهای خانگی تامین می‌گردد. در ایالات متحده آمریکا نهادی تحت عنوان «اداره کسب‌وکار خرد» وجود دارد که ضمن تأمین تسهیلات مالی و اعتباری برای کسب‌وکارهای خرد و مشاغل خانگی، وظایف اطلاع‌رسانی بازارکالا و خدمات را نیز در داخل و خارج کشور عهده دار است.در آمریکا هم اکنون بیش از 43 میلیون نفر به‌صورت پاره‌وقت و حدود 13 میلیون نفر به‌صورت تمام‌وقت از طریق کسب‌وکارهای خانگی امرار معاش می‌کنند که روی‌هم‌رفته حدود 20 درصد کل شاغلین این کشور را تشکیل می‌دهند. بسیاری از کارفرمایان آمریکایی بعد از انتقال کار خود به خانه در 2 دهه اخیر، موفقیت‌های بیشتری را کسب کرده‌اند. یکی از کارفرمایان آمریکایی به نام پاول هاوکینسون می‌گوید: «من یک مجموعه 40 نفری را در یک ساختمان دو طبقه اداری اجاره کرده بودم، حساب‌هایمان عالی بود، یک روز حسابدار شرکت به من گفت که همه افراد مجموعه شما غیر از من دنبال درآمدزایی هستند. تمامی نیروها را اخراج و شرکت را تعطیل نموده و کسب‌وکارم را به خانه منتقل کردم. فشار خونم پائین آمد، خوشبختی زیادی را احساس کردم و در آخر توانستم پولی دربیاورم و در جیبم بگذارم». چین با هدف تصرف بازار تجارت جهانی مدل کسب‌وکارهای خانگی را که از جمله موفق ترین مدل‌های تولیدی برای کاهش هزینه‌های تولید و سایر هزینه‌های سربار به شمار می‌رود، سرلوحه برنامه توسعه اقتصادی کشور خود قرار داده است. تایوان با بهره‌گیری از شیوه‌های نوین آموزشهای مهارتی خصوصا آموزشهای از راه دور، و همچنین اتخاذ سیاست‌های حمایتی و تشویقی در رابطه با توسعه کسب‌وکارهای خانگی، توانسته است گام‌های بسیار ارزشمندی در این زمینه بردارد. تایوان با اصلاح سیاست‌های مالیاتی، تعرفه‌های گمرکی، قوانین حقوقی، رفع محدودیت‌های بازرگانی و صادراتی توانسته است بسترهای لازم را در ارتباط با ایجاد و توسعه کسب‌وکارهای خانگی در یک دهه اخیر فراهم سازد. این کشور با ایجاد پایگاه‌های اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده در سطح بین‌المللی، موقعیت ممتازی را در ارتباط با بازارهای خارجی و بازارشناسی برای شاغلین کسب‌وکارهای خانگی فراهم نموده است. در آلمان سابقه کسب‌وکارهای خانگی از طریق همکاری افراد واسطه با کارفرمایان تولیدی به قرن چهاردهم میلادی بر میگردد.

 

اهمیت کسب‌وکار خانگی در اقتصاد ایران

یکی از مهمترین مسائل کشورها در دنیای امروز و به‌خصوص کشورهای درحال توسعه با جمعیت نسبتاً جوان که نظام‌های سیاسی این جوامع را با چالش جدی روبه‌رو کرده است مسأله افزایش نرخ بیکاری است و با اطمینان زیاد می‌توان گفت که یکی از مهمترین و اساسی‌ترین اولویت‌هایی که در سیاست گذاری‌ها و برنامه ریزی‌های اقتصادی به آن اهمیت داده می‌شود ایجاد اشتغال پایدار و کاهش نرخ بیکاری می‌باشد (Rosnafisah et al., 2009).

     با توجه به ساختار بازار کار در ایران و شاخص‌های اقتصادی جامعه، به‌نظر می‌آید با اجرای سیاست‌های موجود، کاهش کوتاه مدت نرخ بیکاری امکان‌پذیر نباشد. آثار رشد پرشتاب جمعیت ( 92/3 درصدی ) در سال‌های 1355 تا 1365 بر عرضه نیروی کار آرام آرام از سال 1375 تاکنون آشکار شده است و موجب عرضه فرایند نیروی کار جدید به بازار کار شده است؛ به‌گونه‌ای که در طول برنامه سوم توسعه (1383- 1379) به‌طور میانگین هر سال حداقل 676 هزار نفر و حداکثر 735 هزار نیروی جدید وارد بازار کار شده است و در سال‌های آتی پیش‌بینی می‌شود سالانه 800 هزار نفر به عرضه نیروی کار افزوده خواهد شد. طبق معادلات علم اقتصاد فشاری که از طرف منحنی عرضه نیروی کار بر این بازار وارد می‌شود رسیدن به تعادل در بازار کار در یک دوره کوتاه مدت و میان مدت را دشوار می سازد، تأثیر این عدم تعادل در بازار کار از طریق تقاضای مؤثر، به دیگر بازارها از جمله بازار کالا منتقل شده و اختلال‌هایی را نیز در این بازارها باعث شده است. لذا می‌بایست این عدم انعطاف‌پذیری بازار کار را با توجه به عوامل خارج از منحنی تقاضا حل نمود.

     ساختار جمعیتی نیروی بیکار کشور نشان می‌دهد که بیکاران در کشور ایران بین 3 گروه : 1- افراد فارغ التحصیل دانشگاهی 2- زنان سرپرست خانوار 3- جوانان بدون شغل که غالباً از اقشـار آسیب‌پذیر می‌باشند تقسیم می‌شود. از این‌رو برنامه یا سیاستی که برای حل بیکاری اتخاذ می‌شود بایستی شامل هر سه گروه فوق باشد.

     با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه ، بهترین راه حل و مدل اجرایی که بتوان سه گروه فوق را وارد بازار کار نمود و مشکل بیکاری را کاهش داد، مدل اجرایی، طرح جامع ایجاد و توسعه کسب‌و‌کارهای خانگی در کشور است. طرح جامع توسعه کسب‌و‌کارهای خانگی برای دستیابی به اهداف فوق و براساس تحقیقات متعددی طراحی شده است که در سراسر دنیا برای غلبه بر بیکاری و کاهش بحران بیکاری و افزایش درآمد ملی صورت گرفته است.

     همچنین از جمله سیاست‌هایی که دولتمردان به‌عنوان راه حل کاهش نرخ بیکاری به آن توجه کرده‌اند توسعه کسب‌وکارهای خرد و متوسط (SMEs) و زود بازده است. طبق آمار و اطلاعات مربوط به سایر کشورها در بین کسب‌وکارهای خرد و متوسط، کسب‌و‌کارهای خانگی (Home business). به علت مزیت‌هایی که دارند به‌سرعت توسعه‌یافته و سهم به‌سزایی در کاهش نرج بیکاری و توسعه اقتصادی و اجتماعی این کشورها داشته‌اند (Walker & Webster, 2004).

     با توجه به تحقیقات انجام شده که در دامنه وسیعی صورت گرفته است، دیگر نیازی به ثابت کردن اهمیت توسعه کسب‌و‌کارهای خانگی در کاهش نرخ بیکاری نیست (Feldman &Bolino, 2000)، این فرایند، اولین قدم برای کاهش نرخ بیکاری است. دومین قدم، تدوین و تهیه یک استراتژی مشخص و واحد برای هر کشور با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن کشور می‌باشد تا بتوان به مدلی مناسب و بومی دست یافت (Morris & Pike, 200).

     در ایران دلائل عمده و قویتری برای توسعه کسب‌وکار خانگی به شرح زیر وجود دارد که باید در کانون سیاست‌های دولت قرار گیرد.

1- تحصیلات بالای نیروی کار و نرخ بیکاری 6/15 درصدی فارغ التحصیلان؛

2- نرخ بالای بیکاری جوانان(28% در ابتدای برنامه چهارم؛

3- نرخ بالای بیکاری زنان (8/19 درصدی در سال ابتدای برنامه چهارم)؛

4- نرخ بالای بیکاری مناطق روستایی (3/14 درصدی در سال ابتدای برنامه چهارم)؛

5- ضرورت جلوگیری از به هدر رفتن سرمایه انسانی و استعدادهای خانم‌ها در راستای کمک به افزایش چشمگیر تولید ناخالص داخلی؛

6- هزینه‌های بسیار سنگین اجاره یا خرید مراکز کسب‌وکار خصوصاً در کلان شهرها؛

7- توجه و علاقه خاص زنان ایرانی به مسائل تربیتی و فرهنگی فرزندان؛

8- علاقه ویژه خانم‌ها برای بروز خلاقیت های خود در عرصه خدمت به جامعه از طریق انجام کسب‌وکارهای اقتصادی؛

9- علاقه کم مردان به کارکردن همسرانشان در فضای بیرون از منزل؛

10- علاقه مندی زنان به کسب استقلال مالی و اقتصادی؛

11- کاهش چشمگیر هزینه‌های تولید و سربار در فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با کسب‌وکارهای خانگی.

 

Amit, R. Glosten, L & Muller, E. "Challenges to theory development in entrepreneurship research". The Journal of Management Studies, Vol. 30, no. 5, 1993, PP. 815- 834.
Baines, S. and Gelder, U. What is family friendly about the workplace in the home? The case of self-employed parents and their children, New Technology, Work and Environment, 18(3), 223-34.
Berke, D. L. Coming home again: the challenges and rewards of home-based self-employment, Journal of Family Issues, Vol. 24, 2003, PP. 513- 546.
Bradly, D.; E. & Roberts, J. A. (2004). Self-employment and satisfaction: Investigating the role of self-efficacy, depression, and seniority, Journal of Small Business Management, Vol. 42, no. 1, 2004, PP. 37- 58.
Breen, J., Ali, S., Walker, E. & Paguio, R. (2006). Local government assistance for home based business: is it working, Proceedings of the 51st International Council for Small Business World Conference, Melbourne, June.
Churchill, N. C. "Analysis, overview, and application to pedagogy'' I. Bull; H. Thomas & G. E. Willard (Eds). Entrepreneurship: perspectives on theory building. Oxford: Pergamum, 1995.
Dawson, W. & Turner, J. When she goes to work she stays at home. Canberra: Australian Government Published Service. 1990.
Dennis, William, Jr. Research mimicking policy: Entrepreneurship/small business policy research in the United States. R. van der Horst, S. King-Kauanui & S. Duffy (Eds.), Keystones of entrepreneurial Knowledge. Malden, MA: Blackwell Publishing.
Dwelly, T., Maguire, K. & Truscott, F. (2005). Under the Radar: Tracking and Supporting Rural Home based Business, Commission for Rural Communities, Cheltenham.
Feldman, Daniel .C. & Bolino, M.C. Career patterns of the self-employed: career motivations and career outcomes’’, Journal of Small Business Management, Vol. 38 No. 3, 2000. PP. 53-67.
Furry, M. M. & Lino, M. An overview of home-based work: Results from a regional research project. Family Economics Review, Vol. 5, No. 3, 19992, PP. 2-9.
Gibb, A., A. (2000). SME policy, academic research and the growth of ignorance, mythical concepts, myths, assumptions, rituals and confusions. International Small Business Journal, Vol. 18, No 3, 2000, PP. B- 35.
Good, W. & Levy, M. Home based business: A phenomenon of growing economic importance. Journal of Small Business and Entrepreneurship, Vol. 10. No1, 1992, PP. 34-46.
Houghton, K. & CREEDA Home-based business in two Australian regions.Backyarders and front-runners Department of Tourism, Industry and Resources.
Hyman, J. & Summers, J. Lacking balance? Work-life employment practices in the modern economy, Personnel Review,  Vol. 33 No.4,2004, 418-29.
Institute For the Future/Intuit (2007a) Intuit Future Of Small Business Report. First Installment: Demographic Trends and Small Business. Intuit Future Of Small Business Series. Institute for the Future/Intuit, Mountain View, CA (Available At: Http://Www.Intuit.Com/Futureofsmallbusiness).
Jay, L.R, & Schaper, M. Which advisors do micro-firms use? Some Australian evidence. Journal of Small Business and Enterprise Development, Vol.10, No. 2, 2003, PP. 136-143.
Jurik, N. C. Getting away and getting by: the experiences of self- employed  home workers, Work and Occupations, Vol. 25, No. 1, 1998, PP. 7-35.
Kletzer, L.G. Job displacement. The Journal of Economic Perspectives, Vol. 12, No. 1, 1998, PP. 115-136.
Lumpkin, Gregory. T., & Dess, G. G. (2005). Clarifying the entrepreneurial orientation construct and linking it to performance. In R. Van der Horst, S. King-Kauanui& S, Duffy (Eds.).Keystones of entrepreneurship knowledge. Malden, MA: Blackwell publishing.
Mallon, M., & Cohen, l. Time for a change?Womens accounts of the move from organizational careers to self-employment. British Journal of Management. Vol. 12, No. 3, 2001, PP. 217-230.
Mason, M., Colin, Carter, S., & Tagg, S. Invisible Businesses: The Characteristics Of Home - Based Businesses In The United Kingdom, Regional Studies, Vol. 45. No. 5, 2011. PP. 625-639.
Mirchandani, K. The best of both words and cutting my own throat: Contradictory images of home-based work, Qualitative Sociology. Vol. 23, No.2, 2000, PP. 159-182.
Morris, R.J. & Pike, S. Home alone: uncovering the extent and value of home-based business in regional communities, Proceedings of the 2002 SEAANZ Small Business Conference, Adelaide Small Enterprise Association of Australia and New Zealand, Adelaide.
Orange Future Enterprise Coalition (2006). The Way to Work: Space, Place and Technology in 2016. Orange Plc, London.
Phillips, B. D. “Home-based Firms, E-commerce, and High-technology Small Firms: Are They Related” Economic Development Quarterly, Vol. 16. No. 1. 2002. PP. 39-48.
Schaper, M. The environmental performance of home-based businesses in Western Australia.Curtain, School of Technology School of Management Working Paper Series. No. 7, 2002.
Stevenson, L., & Lundstrom, A. Entrepreneurship policy for the future: Best practice components. In R. van der Horst. King- Kauanui & Duffy (Eds.), Keystones of entrepreneurship knowledge. Malden, MA: Blackwell Publishing. 2005.
Rehman, L. & W Frisby, W. Is self-employment liberating or marginalizing? The case of women consultants in the fitness and sport industry, Journal of Sport Management, Vol. 14. No. 1. 2000, PP.41-62.
Rosnafisah, S. Site, S. M. S., & Mohd, S. A. The e-business potential for home-based businesses in Malaysia: a Qualitative study, International Journal of Cyber Society and Education. Vol. 2. No. 1. 2009, pp 21-36.
White, L. & Rogers, S.J. Economic circumstances and family outcomes: a review of the 1990s, Journal ofMarriage and the Family, 62, 2000, PP.1035-1051.
Walker, E Elizabeth.  Home- based businesses: Setting straight the urban myths. Small Enterprise Research. Vol. 11. No.2. 2003, PP. 35-48.
Walker, A., E Webster, B. Gender issues in home-based businesses. Women in Management Review. Vol.19 No.8. 2004, PP. 204-212.
Walker, E.A., Weigall, F. & Horgan, M.  The role of local government in developing a home based business strategy’’, Proceedings of the 2002 SEAANZ Small Business Conference, Small Enterprise Association of Australia and New Zealand, Adelaide, 2002.