اهداف
شرکتهای دانشبنیان بهمانند سایر شرکتها، دغدغههای مالی، تجاری و هدف ثروتآفرینی دارند، اما این شرکتها تلاش میکنند تا ازطریق توسعة علمی-پژوهشی و ارتقاء فناوریهای پیچیده و کارآمد تولید ثروت کنند که این موضوع، تفاوت اصلی هدف آنها با سایر شرکتهای تجاری است (NawzadSabir et al., 2019). بنابراین، هدف اصلی از شکلگیری شرکتهای دانشبنیان، تجاریسازی پژوهش تحقیق و توسعه در حوزههای دانشبنیان و فناور بوده که منظور از تجاریسازی نیز فرایند تبدیل دانش به نتایج اقتصادی در بنگاههای کسبوکار میباشد (نقیزاده، حیدری و میثمی، 1397). بههمینجهت مراکز آموزشی به نوآوری، خلاقیت، فرصتگرایی و آیندهسازی میاندیشند. آنها شرایط و بستری را آماده میکنند که فرایند کارآفرینی خیلی سریع و آسان به اجرا درآید و با تحریک و تشویق گسترش فرهنگ کارآفرینی و ایجاد آمادگی روحی و روانی مدرسان، دانشجویان و کارکنان را ازطریق آموزش امکان تأسیس و توسعة شرکتهای دانشبنیان را در درون مراکز فراهم آورند (Owoade, 2020). همچنین میتوان نتیجه گرفت که هدف کلی از مراکز آموزشهای علمی-کاربردی تربیت دانشآموختگانی است که بتوانند پس از اتمام دورههای آموزشی خود افرادی مبتکر، خلاق و کارآفرین باشند و بتوانند گامی مؤثر در ایجاد اشتغال بردارند (Norouzzaden & Rezaee, 2010).
توسعة کارآفرینی
آشفتگیهای موجود در محیط کسبوکارها تغییرات پیشبینیناپذیر است که منجر به ایجاد فرصتهای جدید برای آشفتگیهای موجود در محیط کسبوکارها تغییرات پیشبینیناپذیر است که منجر به ایجاد فرصتهای جدید برای کسب ارزش و مزیت رقابتی برای کسبوکارها شده است (Kantur, 2016). کارآفرینی میتواند با خلق فرصتهای جدید اشتغال و درآمد، نقش مؤثری در بهبود وضع اقتصادی و معیشتی افراد داشته باشد (Chitsaz et al., 2019). با توجه به نقش مهم کارآفرینی در رشد و گسترش اقتصادی، بسیاری از کشورها ازطریق آموزشهای کاربردی و کارآفرینانه بر نرخ فعالیتهای کارآفرینانه اثر میگذارند (Raposo & Do Paço, 2011). دولتها بهمنظور توسعة کارآفرینی ازطریق تحریک رفتارهای کارآفرینانه سرمایة زیادی را برای این منظور صرف میکنند. دراینمیان، آموزش کارآفرینی بهعنوان یکی از مهمترین راههای ترویج رفتارهای کارآفرینانه در جوامع مطرح شده است (Ibid). دانشگاهها و مؤسسات بسیاری برنامههای آموزشی را در دستور کار خود قرار دادهاند که هدف اصلی آنها تحریک دانشجویان به شروع کسبوکار و توسعة دانش و شایستگیهای انجام آن است (Harkema & Schout, 2008). دراینراستا، میتوان عنوان کرد که ایجاد آموزشهای مداوم و برداشتن هرگونه امتیاز مصنوعی از رشتههای غیرفنّی و حرفهای و نیاز بازار کار به تکنسینهای مجرب باعث شکوفایی این آموزشها شده است که از مهمترین پیامدهای آن رشد اقتصادی و افزایش درآمد سرانة ملی در بسیاری از کشورها است. مشکلات جهانی اقتصادی فعلی این توسعه را عقب میاندازد اما متوقف نمیکند (Cullhaj, 2020). بههمینجهت برنامههای آموزشی تأثیر بسزایی بر کارآفرین شدن افراد خواهد داشت. هنگامی که امکان خوداشتغالی برای این افراد بهوجود بیاید، میتوانند آن را بهعنوان یک مسیر زندگی انتخاب میکنند (Axelsson et al., 2015). در واقع، آموزشهای کاربردی بهعنوان آشکار شدن استعدادهای افراد با توجه به آموزشهای انجام در بهوجود آمدن انگیزه در فرد میباشد (Mafukata, 2015). همچنین نگرش کارآفرینانه و برنامههای آموزشی، سبب جهتگیری ذهنی و شخصی بهسمت خوداشتغالی، کارآفرینی و مشارکت در فعالیتهای ارزشآفرین خواهد شد (Pihie & Bagheri, 2010). ازاینجهت، برنامه های آموزشی را با رویکردی دوسویه و فعال ارائه میدهند که در آن به شاخصهای مختلفی مانند استاندارد آموزشی، روش تدریس، توانایی مدرسان، دعوت از کارآفرینان، کارگاهها و آزمایشگاههای موجود و همچنین امکانات کمک آموزشی توجه میشود(Valerio et al., 2014). رویکردهای سنتی در آموزشهای کارآفرینی، ابهام و عدم قطعیتهای فرایند کارآفرینانه را نادیده میگیرند (Higgins et al., 2013). شرکتگیرنده فناوری دورههای کاربردی کوتاه و بلندمدت موردنیاز را در شرکتدهنده یا تحتنظارت آن برگزار میکند. این روش تحت عناوین دیگری نیز معروف شده است که از آنجمله میتوان به دورههای فرصت مطالعاتی و آموزش و تحصیل در خارج اشاره کرد (Zheng, Xu, Chen, & Dong, 2017). یکی از اهداف مهم در آموزش کارآفرینی ایجاد انگیزة لازم برای انجام دادن فعالیتهای کارآفرینانه برای شروع یک کسبوکار جدید میباشد (Ledyaeva et al., 2008). همچنین انگیزة کارآفرینانه موجب اشتیاق برای ابداع، تأسیس و توسعة فعالیتهای کارآفرینانه میشود() (Cardon, Sudek, & Mitteness, 2009). مهمترین عوامل مؤثر بر ایجاد انگیزه عبارتاند از توفیقطلبی، استقلالطلبی، کسب موقعیت اقتصادی و اجتماعی (Acs & Terjesen, 2013). با بررسی ادبیات پژوهش در حوزة آموزشهای علمی-کاربردی، بسیاری از صاحبنظران چندین شیوة پرکاربرد و موردتوافق ازجمله سخنران میهمان، بحث گروهی، سخنرانی، تهیة طرح کسبوکار، مطالعة موردی، مربیگری توسط یک کارآفرین، بازدید علمی، کارگاه آموزشی، بازی و مسابقه، داستان تجربیات کارآفرین، شبیهسازی و ایفای نقش در آموزش را برای توسعة کارآفرینی شناسایی کردهاند (Arasti et al., 2012).
مهارت کارآفرینی
میتوان یکی از مهمترین دلایل شکست کارآفرینان را نداشتن مهارتهای موردنیاز برای به ثمر رساندن فعالیتها دانست (Sabokro et al, 2018). ازاینرو، برنامههای آموزشی در راستای مهارتهای کارآفرینانه برای آغاز و تداوم فعالیتهای کارآفرینی امری ضروری دانسته که منجر به تأسیس شرکتهای دانشبنیان میشود (Turker & Selcuk, 2009). اگر مهارتهای کارآفرینان به افرادی آموزش داده شود که علاقهمند به ارتقاء آن هستند، باعث تسریع در توسعة هرچه سریعتر آن کشور شده و موجب میگردد تا در عرصة بینالمللی از سایر کشورها عقب نمانند (Montoro-Sánchez et al., 2009). در واقع، ضمن حل مشکلات و مسائل گذشتة خود، توانایی برخورد با مسائل جدید را داشته و با اعمال سیاستها و راهکارهای نو، همچنان کارآمد و بهروز باشند (Hosseini et al., 2020). مهارتهای افراد از بهترین پیشبینیکننـدههـای توسعه و میــزان پیشــرفت شرکتهای دانشبنیان هســتند
(Al Mamun et al., 2019). بنابراین، تــوان کــارآفرین بــرای آغــاز و انجــام کسبوکار، همبستگی بالایی با تجربه و گذراندن برنامههای آموزشی مرتبط با کسبوکار دارد (Wajdi et al., 2019). دانش و مهارتهای کارآفرینانه بر افزایش نرخ راهاندازی و توسعة بنگاههای اقتصادی اثـر مسـتقیم و مثبت دارد و باعث توسعة اقتصـادی و بهبـود کمـی و کیفـی شرکتهای دانشبنیان خواهـد شـد (Vučeković et al., 2020). البته صنعت، دانشآموختگان دانشگاه را راهحل مشکلات خود نمیداند و دانشگاه بر این نظر است که صنعت نمیتواند دانشآموختگان دانشگاه را جذب کند. دفاتر همکاری صنعت و دانشگاه نیز نخواهد توانسته این مشکل را حل کند. البته درصورتیکه آموزشهای کاربردی در سطح وسیع هماهنگ با صنعت وارد بازار کار شود، موجب ازبینرفتن این حالت بیگانگی میشود (Lace & Rumbinaite, 2020).
دانش
اقتصاد دانشبنیان اشاره به نقش دانش و فناوری برای رشد اقتصادی دارد. دانش همواره برای توسعة اقتصادی مهم بوده، اما در سالهای گذشته اهمیت و ارتباط آن با رشد اقتصادی رو بـه افـزایش اسـت. تعـداد مشخصی از عوامل ازجمله پیشرفت فناوری، جهانی شدن اقتصاد، اهمیت دانش تخصصی، افزایش آگاهی از اهمیت دانش برای توسعة اقتصـادی یـک کشـور و ایجـاد مشـاغل جدیـد بـه توسـعة اقتصادی مربوط میشوند. این روندها نشـان میدهد کـه اقتصاد دانشی، اثر مثبت دانش در رشد اقتصـادی را توصـیف میکند (Arbabi et al., 2020). اقتصاد مبتنیبر دانش اقتصادی است که در آن سازمانها و مردم بهطور مؤثر بـه تولیـد و بهرهگیری از دانش بپردازند تا به توسعة اقتصادی و اجتمـاعی مطلوبتری دست یابند (Olopade et al., 2020). افزایش اهمیت دانش موجـب فـراهم شدن پتانسیل بیشتری برای کشـورها میشود تـا توسـعة اقتصادی و اجتماعی خویش را ازطریق عرضـة روشهای مؤثرتر در تولید کالا و خدمات تقویت کنند و بتوانند آنها را به شیوههای مؤثرتر و با هزینههای کمتر به تعداد بیشـتری از مردم عرضه کنند. ایجاد ثـروت ازطریـق اسـتفاده از دانـش بشری و خلاقیت، بهطور پیوستهای از تولید ثروت بهوسیله استخراج و فرآوری منابع طبیعی سبقت گرفته است و دانـش تبدیل به منبـع فزایندهای بـرای ایجـاد ارزش شـده اسـت (Salman et al., 2020). برهمیناساس، شرکتهای دانشبنیان شرکتهای یادگیرنده و خالق دانش بوده و از دانش، چه دانش ضمنی و چه دانش آشکار، برای توسعة محصولات و فناوریهای خود استفاده میکنند. در واقع، این مفهوم بیشتر به شرکتهایی اشاره میکند که از فرایندهای خلق و بهکارگیری دانش برای پیشبرد کسبوکار خود استفاده میکنند (خیاطیان یزدی و همکاران، 1395). بههمینجهت با هدف کلی آموزشهای کاربردی که ایجاد مهارت و دانش در فرایند تولید همراه با اشتغال در راستای توسعة اقتصادی و اجتماعی میباشد همسو است (Broudy, 2017).
فناوری
فال و همکارانش فناوری را نوعی دانش کاربردی میدانند که در قالب مصنوعاتی چون ماشینآلات و دستگاهها، قطعات، محصولات و نظامها متبلور میشود (Montiel Campos, 2017). از دیدگاه استیفن رابینز نیز فناوری به اطلاعات، تجهیزات، فنون و فرایندهای لازم برای تبدیل نهاده به ستاده اطلاق میشود (Daniel et al., 2017). فناوریهای جدید اثری عمیق بر بهبود بهرهوری و حفظ جایگاه رقابتی یک شرکت دارد (Weaver et al., 2017). انتقال فناوری فرایند پیچیده و دشواری است که در آن اجزای فناوری از یک منبع به گیرنده جریان و انتقال مییابند. انتقال فناوری میتواند بین دو یا چند شرکت در یک کشور یا دو یا چند شرکت از کشورهای مختلف اتفاق بیفتد (Molaei et al., 2014). طبق نظریة پرو سازمانها و واحدهای فرعی دارای فناوری تکراری نسبت به سازمانها و واحدهای فرعی دارای فناوری غیرتکراری تمایل به رسمیت و تمرکز بیشتر داشتند (Blades, 2017). بنابراین، روشهای گوناگون انتقال فناوری را میتوان بهوسیله بعضی از عوامل مهم مانند اهداف انتقالدهنده و گیرندة فناوری ، سطح تواناییهای مدیریتی و ظرفیتهای فناوری کشور گیرنده، اندازة بازار در دسترس و سرعت تحولات فناوری مشخص کرد. این روش در صورتی میتواند با موفقیت همراه باشد که کشور دارای فناوری بپذیرد کارشناسان کشوری که به دنبال انتقال فناوری میباشد در مرکز تولید مربوطه و مستقر در آن کشورها مشارکت فیزیکی داشته باشند (Huang-Saad et al., 2018).
انواع شرکتهای دانشبنیان
با توجه به پژوهشهای انجامشده طبق دستهبندیهای متفاوت برای شرکتهای دانشبنیان، یکی از دستهبندیها بسته به هدف و خدماتی که ارائه میدهند به شکل زیر میباشد:
1. شرکتهای دانشبنیان نوپا (استارتاپ): شرکتهایی تازهتأسیس هستند که اغلب 3 الی 4 نفر از کارکنان بهصورت پارهوقت فعالیتهای شرکت را جلو میبرند. درصد بالایی از شرکتهای نوپا، متشکل از اعضای هیئتعلمی دانشگاههای مختلف بوده که هدفشان تبدیل ایدههای نو موجود در تخصص خود به محصول میباشد.
2. شرکتهای دانشبنیان تولیدی: دارای سابقه و تجربة خوبی در تولید محصولات و ارائه خدمات خود میباشند. شرکتها باید تمام معیارهای موجود برای دانشبنیان تولیدی را با هم داشته باشند. شرکتهای تولیدی در واقع شرکتهایی هستند که حداقل سه سال از سابقة تشکیل و فعالیت شرکت گذشته باشد.
3. شرکتهای دانشبنیان تجاریسازی: بزرگترین مشکلات و معضلات شرکتهای دانشبنیان، در تجاریسازی محصولات و ضعف مدیریت کسبوکار خود میباشد. کارگروه ارزیابی و تشخیص صلاحیت شرکتهای دانشبنیان و نظارت بر اجرا در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در تصمیمی جدید شرکتهایی که خدمات آنها باعث سهولت در روند فعالیت و رونق کسبوکار شرکتهای دانشبنیان باشند بهعنوان شرکتهای دانشبنیان تجاریسازی مورد تأئید قرار میدهند.
4. شرکتهای دانشبنیان صنعتی: در کنار صنایع مادر شکل گرفته و با توجه به داشتن معیارهای آییننامة ارزیابی و تشخیص شرکتها و مؤسسات دانشبنیان، دارای سابقه و تجربة کافی در زمینة فعالیتهای صنعتی خود میباشند.
5. شرکتهای دانشبنیان فرایندی و خدماتی: شرکتهایی که کالا یا خدمات ارائهشده از آنها به هیچ عنوان دانشبنیان نبوده و جزء کالاها یا خدمات روتین میباشد؛ اگر این کالاها یا خدمات غیردانشبنیان را تجهیزات و فرایندهایی تولید کنند که حائز شرایط آییننامة ارزیابی و تشخیص شرکتهای دانشبنیان باشد، میتوانند گرید دانشبنیان صنعتی را دریافت کنند (عرباله فیروزجاه و همکاران، 1399).
چالشهای شرکتهای دانشبنیان
با توجه به پژوهشهای انجامشده چالشهای شرکتهای دانشبنیان را میتوان عدم اعتماد میان کارکنان و اساتید، ضعف خلق ایده و عدم تشریک دانش، ساختار نامناسب سلسلهمراتبی و دولتی، دانشگاه آموزشمحور بهجای دانشگاه کارآفرین، عدم توجه به مالکیت فکری، نبود یک مدل کسبوکار مناسب، ضعف مشوقهای مادی و معنوی برای تولید و پرورش نوآوری، نبود یک سازکار مناسب برای رابطة مناسب، عدم شکلگیری یک حس تفاهم مثبت، کمبود زمان، عدم آگاهی و اطمینان کافی از منافع و مزایا، هزینه، عدم اشتیاق برای نوآوری و سواد و مهارت فنّی ناکافی کارکنان، روش کسبوکار شرکت، فقدان امنیت لازم، پایین بودن سطح فناوری سختافزاری و نرمافزاری، رقابت اندک، استفاده اندک توسط مشتریان، حمایت ناکافی دولت و استفاده اندک توسط شرکا و عرضهکنندگان دانست (مدهوشی و کیاکجوری، 1397).
عوامل مؤثر بر موفقیت کسبوکارهای دانشبنیان
عوامل مؤثر بر موفقیت شرکتهای دانشبنیان شامل عوامل فردی (جنسیت، سن، سطح تحصیلات، تجربه مدیریتی، سابقة کار، مهارتهای عملیاتی، آموزش، تجربههای موفق و ناموفق)، عوامل شرکتی (سن شرکت، وضعیت قانونی، اندازه، مالکیت و ویژگیهای مدیریتی)، عوامل محیطی (ساختار مشتری، رقابت و انحصاری بودن شرکت و موقعیت مکانی شرکت) است (Rannikko, 2012). به باور برخی پژوهشگران، عوامل موفقیت را در سه عامل اصلی، منحصربهفرد بودن مزایای استفاده از نوآوری، ویژگیهای سازمانی کسبوکار دانشبنیان و شخص کارآفرین میتوان بیان کرد (Groenewegen & de Langen, 2012). شرکت دانشبنیان موفق قابلیت رشد بیشتری نسبت به شرکت بالغ دارد، یعنی میتواند با سرمایهای کمتر، نیروی کار یا زمینة رشد بیشتری نسبت به شرکتهای قدیمی داشته باشد (Epstein & Yuthas, 2017). سالهای بیشتر تجربة کاری، تجزیهوتحلیل راهبردهای رقبای سرسخت، بازاریابی فعال، داشتن طرح کسبوکار، استفاده از نوآوری بهعنوان ایدة کسبوکار، تمایل به خطر کردن و خطرپذیری، عاملی مهم برای موفقیت شرکت دانشبنیان میباشد (Brem, 2011). علاوهبراین، نیروی انسانی تأثیر زیادی در موفقیت کسبوکارهای دانشبنیان با گذشت زمان دارد. در ادامه نیز میتوان گفت تعهد به انجام کار در موفقیت کارآفرینان اهمیت زیادی دارد (Menkveld, 2012). تجربة بسیاری از بنیانگذاران کسبوکارها، مدیران و سرمایهگذاران با فناوری بالا عامل موفقیت آنها شناسایی و طبقهبندی شده است. بدینترتیب، ایده، استراتژی، تعهد اعضای تیم اصلی، تخصص و بازاریابی بهمنزلة عوامل موفقیت توسعة شرکتهای دانشبنیان میباشد (Chorev & Anderson, 2006). بهطور گسترده دیدگاه شرکتهایی با رویکرد دانشبنیانی اخیراً دیدگاه مبتنیبر منابع شرکت را پذیرفتهاند (Curado & Bontis, 2006). شرکتهای دانشبنیان دانش را بهمثابه مهمترین منبع استراتژیک درنظر میگیرند و دراینراستا منجر به گسترش دیدگاه مبتنیبر منابع شرکت میگردند (Sporleder & Moss, 2002). فعالیت گستردة دیدگاه مبتنیبر منابع، در شرایط اقتصادی فعلی برای شرکتهای دانشبنیان مناسب است (Garud & Kumaraswamy, 2005). در این زمینه دیدگاه دانشی شرکت امکان توسعة قابلیتها را ازطریق دیدگاه مبتنیبر منابع فراهم میکند (Malerba & Orsenigo, 2000)؛ زیرا بهنظر میرسد که سازمانها نهادهای ناهمگونی با دانش هستند (Lu, Tsang, & Peng, 2008). بههمینجهت دیدگاه دانشبنیان تکامل منطقی دیدگاه مبتنیبر منابع است و این روش میتواند شامل تکامل زمانی در منابع و تواناییهایی باشد که مزایای رقابتی را حفظ میکنند (Helfat & Peteraf, 2003). عوامل موفقیت با توجه به پیشینة پژوهشها در رابطه با شرکتهای دانشبنیان در جدول (1) نمایان شده است.

آموزشهای علمی-کاربردی بهشکلی زودهنگام صورت میگیرد، علاوهبر اثربخشی بیشتر میتواند تا حد قابلتوجهی از هزینههای اجتماعی شروع یک کسبوکار بکاهد. در واقع، افراد با آموزشهای علمی-کاربردی مهارتهایی را آموخته و خود را کارآمدتر میسازند، یعنی از منابع و زمان موجود نتیجة بیشتری کسب میکنند. بخش قابلتوجهی از این هزینهها میتواند با آموزش مناسب کارآفرینی در سنین پایین کاهش یابد. با توجه به وجود سرمایههای انسانی قابلتوجه برای آموزش زودهنگام علمی-کاربردی، اهمیت برنامهریزی مبتنیبر مهارتها برای گروههای فعال در حوزة کسبوکار دانشبنیان بهمنظور کاهش مشکلات احتمالی آینده و کمک به پیشرفت در تمام سطوح کاملاً مشهود است. بههمینجهت، آموزشهای علمی-کاربردی مزایای خاصی از کاهش هزینة شکست با کسب تجارب متعدد در مشاغل کوچک و بهبود مهارتهای فردی برحسب تجربه، افزایش سطح دورنمای فکری برای آینده و بهبود مهارتهای ارتباطی میشود. این موارد در مورد سازمانها، بنگاهها و مشاغل ناشی از خوداشتغالی افراد در بخشهای غیررسمی صدق میکند. آموزشهای علمی-کاربردی میتواند بر ایجاد اشتغال و فرصتهای شغلی و مهارتهای لازم جهت ورود به بازار کار تأثیرگذار باشد. هماکنون کشور نیازمند اقتصادی پویا میباشد که نوآور بوده و لازمة آن وجود افرادی است که تواناییهای لازم برای کارآفرین شدن را داشته باشند. متخصصان اجرای آموزش کارآفرینی با اجرای مطالعات پژوهشی در زمینة بررسی تأثیر سایر متغیرهای پیشران بر رشد شرکت های دانشبنیان را مدنظر قرار دهند. سرعت عمل یکی از عوامل مهم در ورود به بازار از عوامل اصلی توسعه و رشد شرکتهای دانشبنیان میباشد؛ انتخاب تیم کاری مهم است، اما مهمتر از آن ماندگاری و دوام اعضای تیم است.
درهمینراستا، شناخت نقاط قوت و ضعف آموزشها از دیدگاه کارفرمایان بیانگر دید تخصصگرایی به انتخاب و اشتغال افراد است. همچنین میتوان گفت ارائه مفاهیم کارآفرینی به زبان ساده و قابل فهم شرایط یادگیری اعضای نمونه را تسهیل کرده است. با توجه به اینکه عواملی مانند رقبا و مشتریان جز پیشرانهای توسعة یک شرکت دانشبنیان عنوان شدهاند، بههمینسبب با شناسایی رقبا میتوان احتمال عدم موفقیت شرکتهای دانشبنیان را به حداقل رساند.
کتابشناسی
عرباله فیروزجاه، ن.، فلاح، و.، صفاریان، س. (1399). ارائه مدلی جهت ایجاد شرکتهای دانشبنیان با رویکرد تحلیل راهبردی SWOT (نمونه پژوهش: دانشگاههای علوم پزشکی استان مازندران). فصلنامه مدیریت راهبردی دانش سازمانی، 3(8)، 175-205.
مدهوشی، م. و کیاکجوری، ک. (1396). شناسایی موانع نوآوری باز در دانشگاهها. فصلنامه علمی آموزش علوم دریایی، 4(4)، 1-15.
نقیزاده، ر.، حیدری، ج.، میثمی، ع. م. (1397). الگوی عوامل مؤثر بر رشد پایدار شرکتهای فناور نوپا در ایران. سیاست علم و فناوری. 10(4)، 78-90.
خیاطیان یزدی، م. ص.، الیاسی، م. و طباطباییان، س. ح. (1395). الگوی پایداری شرکتهای دانشبنیان در ایران. سیاست علم و فنّاوری، 8(2)، 49-62.
Acs, Z. J., & Terjesen, S. (2013). Born local: toward a theory of new venture’s choice of internationalization. Small Business Economics, 41(3), 521-535.
Aguinis, H. & Kraiger, K. (2009). Benefits of training and development for individuals and teams, organizations, and society. Annual review of psychology, 60, 451-474.
Ahmadi, A., Abzari, M., Isfahani, A. N. & Safari, A. (2019). The effect of organisational culture items on entrepreneurial behaviour of knowledge workers in Iranian knowledge-based companies. International Journal of Learning and Intellectual Capital, 16(2), 99-116.
Al Mamun, A., Fazal, S. A. & Muniady, R. (2019). Entrepreneurial knowledge, skills, competencies and performance. Asia Pacific Journal of Innovation and Entrepreneurship, 13(1), 29-48. https: // doi.org/ 10.1108/ APJIE- 11- 2018-0067.
Arasti, Z., Falavarjani, M. K., & Imanipour, N. (2012). A Study of Teaching Methods in Entrepreneurship Education for Graduate Students. Higher Education Studies, 2(1), 2-10.
Arbabi, Z., Yeganegi, K. & Obaid, A. J. (2020). Application of neural networks in evaluation of key factors of knowledge management system, Case Study: Iranian Companies Based in Alborz Province. Paper presented at the Journal of Physics: Conference Series.
Askun, B. & Yıldırım, N. (2011). Insights on entrepreneurship education in public universities in Turkey: creating entrepreneurs or not? Procedia-Social and Behavioral Sciences, 24, 663-676.
Axelsson, K., Hägglund, S. & Sandberg, A. (2015). Entrepreneurial Learning in Education: Preschool as a Take-Off for the Entrepreneurial Self. Journal of education and training, 2(2), 40-58.
Azudin, A. & Mansor, N. (2018). Management accounting practices of SMEs: The impact of organizational DNA, business potential and operational technology. Asia Pacific Management Review, 23(3), 222-226.
Blades, M. (2017). Concise Guide to Entrepreneurship, Technology and Innovation. Reference Reviews.
Bouncken, R. B., Kraus, S. & Roig-Tierno, N. (2019). Knowledge-and innovation-based business models for future growth: digitalized business models and portfolio considerations. Review of Managerial Science, 1-14.
Brem, A. (2011). Linking innovation and entrepreneurship–literature overview and introduction of a process-oriented framework. International Journal of Entrepreneurship and Innovation Management, 14(1), 6-35.
Broudy, H. S. (2017). Types of knowledge and purposes of education. In Schooling and the acquisition of knowledge (pp. 1-17): Routledge.
Cardon, M. S., Sudek, R., & Mitteness, C. (2009). The impact of perceived entrepreneurial passion on angel
investing. Frontiers of Entrepreneurship Research,
29(2), 1.
Chitsaz, E., Tajpour, M., Hosseini, E., Khorram, H., & Zorrieh, S. (2019). The Effect of Human and Social Capital on Entrepreneurial Activities: A Case Study of Iran and Implications. Entrepreneurship and Sustainability Issues, 6(3), 1393-1403.
Chorev, S. & Anderson, A. R. (2006). Success high-tech start-ups; Critical factors and process. Technovation, 26(2), 162-174.
Cullhaj, M. (2020). Aquaculture Technical, Vocational, and Entrepreneurship Training for Improved Private Sector and Smallholder Skills: Project brief January-December 2019.
Curado, C. & Bontis, N. (2006). The knowledge-based view of the firm and its theoretical precursor.
Daniel, A. D., Costa, R. A., Pita, M. & Costa, C. (2017). Tourism Education: What about entrepreneurial skills? Journal of Hospitality and Tourism Management, 30, 65-72.
Epstein, M. J., & Yuthas, K. (2017). Measuring and improving social impacts: A guide for nonprofits, companies and impact investors: Routledge.
Etzkowitz, H. (2006). The Entrepreneurial University and the Triple Helix as a Development Paradigm. Paper presented at the Conference on Launching a Program to Transform University-Industry-Government Relations in Ethiopia.
Fayolle, A. & Gailly, B. (2008). From craft to science: Teaching models and learning processes in entrepreneurship education. Journal of European Industrial Training, 32(7), 569-593.
Garud, R. & Kumaraswamy, A. (2005). Vicious and virtuous circles in the management of knowledge: The case of Infosys Technologies. MIS quarterly, 29(1), 9-33.
Groenewegen, G. & de Langen, F. (2012). Critical success factors of the survival of start-ups with a radical innovation. Journal of Applied Economics and Business Research, 2(3), 155-171.
Harkema, S. J. & Schout, H. (2008). Incorporating student‐centred learning in innovation and entrepreneurship education. European Journal of Education, 43(4), 513-526.
Helfat, C. E., & Peteraf, M. A. (2003). The dynamic resource‐based view: Capability lifecycles. Strategic management journal, 24(10), 997-1010.
Higgins, D., Smith, K. & Mirza, M. (2013). Entrepreneurial education: Reflexive approaches to entrepreneurial learning in practice. The Journal of Entrepreneurship, 22(2), 135-160.
Hosseini, E., Tajpour, M., & Lashkarbooluki, M. (2020). The impact of entrepreneurial skills on manager’s job performance. Int. J. Hum. Capital Urban Manage, 5(4), 361-372.
Huang-Saad, A., Duval-Couetil, N. & Park, J. (2018). Technology and talent: capturing the role of universities in regional entrepreneurial ecosystems. Journal of Enterprising Communities: People and Places in the Global Economy, 12(2), 92-116.
Jaafar, M. & Rashid Abdul Aziz, A. (2008). Entrepreneurship education in developing country: Exploration on its necessity in the construction programme. Journal of Engineering, Design and Technology, 6(2), 178-189.
Kantur, D. (2016). Strategic entrepreneurship: mediating the entrepreneurial orientation-performance link. Management Decision, 54(1), 24-43.
Karimi, S., Chizari, M., Biemans, H. J. & Mulder, M. (2010). Entrepreneurship education in Iranian higher education: The current state and challenges. European Journal of Scientific Research, 48(1), 35-50.
Lace, N., & Rumbinaite, G. (2020). Successful university-industry collaboration as a factor for implementation of Smart Specialization Strategy: evidence from Latvia and Lithuania. target, 1(1.9), 3.0.
Ledyaeva, S., Gustafsson-Pesonen, A., Mochnikova, E. & Vasilenko, D. (2008). Russian students’ perceptions of entrepreneurship. Results of a survey in three St. Petersburg universities. Entrepreneurship development—project, 2.
Lu, Y., Tsang, E. W. & Peng, M. W. (2008). Knowledge management and innovation strategy in the Asia Pacific: Toward an institution-based view. In: Springer.
Mafukata, M. A. (2015). Skills-based constraints and complexities affecting small-scale communal cattle farmer entrepreneurs in Vhembe District. International Journal of Research in Business and Social Science (2147-4478), 4(3), 11-27.
Malerba, F. & Orsenigo, L. (2000). Knowledge, innovative activities and industrial evolution. Industrial and corporate change, 9(2), 289-314.
Menkveld, D. J. (2012). Determinants among the Internet Startup Life Cycle. Master Thesis. Faculty of Science, Department of Information and Computing…,
Molaei, R., Sabzi, R. E., Farhadi, K., Kheiri, F. & Forough, M. (2014). Amperometric biosensor for cholesterol based on novel nanocomposite array gold nanoparticles/acetone-extracted propolis/multiwall carbon nanotubes/gold. Micro & Nano Letters, 9(2), 100-104.
Montiel Campos, H. (2017). Impact of entrepreneurial passion on entrepreneurial orientation with the mediating role of entrepreneurial alertness for technology-based firms in Mexico. Journal of Small Business and Enterprise Development, 24(2), 353-374.
Montoro-Sánchez, Á., Ortiz-de-Urbina-Criado, M. & Romero-Martínez, A. M. (2009). The decision to use alliances as corporate entrepreneurship: The role of resources and skills. Group Decision and Negotiation, 18(5), 431.
NawzadSabir, M., Othman, B., Al-Kake, F. & Rashid, W. (2019). The influence of entrepreneurship characteristics on attitude towards knowledge commercialization. International Journal of Psychosocial Rehabilitation, 23(2), 566-582.
Norouzzaden, R. & Rezaee, N. (2010). Factors and barriers affecting entrepreneurial characteristic from the view of students in applied scientific center of agricultural education.
Olopade, B. C., Okodua, H., Oladosun, M., Matthew, O., Urhie, E., Osabohien, R.,... Johnson, O. H. (2020). Economic growth, energy consumption and human capital formation: implication for knowledge-based economy. International Journal of Energy Economics and Policy, 10(1), 37.
Owoade, O. A. (2020). Perception of Recipients of Agricultural Science Education of Agriculture and Agribusiness: A Survey. Asian Journal of Agricultural Extension, Economics & Sociology, 11-20.
Pihie, Z. A. L. & Bagheri, A. (2010). Entrepreneurial attitude and entrepreneurial efficacy of technical secondary school students. Journal of Vocational Education and Training, 62(3), 351-366.
Rannikko, H. (2012). Early development of new technology-based firms: a longitudinal analysis on new technology-based firms’ development from population level and firm level perspectives.
Raposo, M., & Do Paço, A. (2011). Entrepreneurship education: Relationship between education and entrepreneurial activity. Psicothema, 23(3), 453-457.
Sabokro, M., Tajpour, M. & Hosseini, E. (2018). Investigating the knowledge management effect on managers’ skills improvement. International Journal of Human Capital in Urban Management, 3(2), 125-132.
Safaie, N., Taleghaninia, F. & Kiamanesh, A. (2017). Identifying And Ranking Key Factors Of Success In Knowledge Management In Knowledge-Based Companies (Case Study: Science And Technology Park In Tehran University).
Salamzadeh, A. & Kawamorita Kesim, H. (2017). The enterprising communities and startup ecosystem in Iran. Journal of Enterprising Communities: People and Places in the Global Economy, 11(4), 456-479.
Salman, A., Fakhraldeen, S. A., Chun, S., Jamil, K., Gasana, J. & Al-Hunayan, A. (2020). Enhancing Research and Development in the Health Sciences as a Strategy to Establish a Knowledge-Based Economy in the State of Kuwait: A Call for Action. Paper presented at the Healthcare.
Sporleder, T. L. & Moss, L. E. (2002). Knowledge management in the global food system: network embeddedness and social capital. American Journal of Agricultural Economics, 84(5), 1345-1352.
Sveiby, K. E. (1997). The new organizational wealth: Managing & measuring knowledge-based assets: Berrett-Koehler Publishers.
Tajpour, M., Hosseini, E. & Moghaddm, A. (2018). The Effect of Managers Strategic Thinking on Opportunity Exploitation. Scholedge International Journal of Multidisciplinary & Allied Studies ISSN, 68.
Terninko, J. (2018). Step-by-step QFD: customer-driven product design: Routledge.
Turker, D. & Selcuk, S. S. (2009). Which factors affect entrepreneurial intention of university students? Journal of European industrial training, 33(2), 141-159.
Valerio, A., Parton, B. & Robb, A. (2014). Entrepreneurship education and training programs around the world: dimensions for success: The World Bank.
Vučeković, M., Medić, Z., & Marković, D. (2020). E-learning for entrepreneurial skills in a digital business environment. International Review(1-2), 27-33.
Wajdi, M. F., Mangifera, L., Wahyuddin, M. & Isa, M. (2019). Exploration of Entrepreneurial Skills for SMEs Development. Paper presented at the 2018 International Conference on Islamic Economics and Business (ICONIES 2018).
Wang, C. L. & Ahmed, P. K. (2003). Structure and structural dimensions for knowledge-based organizations. Measuring Business Excellence, 7(1), 51-62.
Weaver, P., Jansen, L., Van Grootveld, G., Van Spiegel, E. & Vergragt, P. (2017). Sustainable technology development: Routledge.
York, J. G., O'Neil, I. & Sarasvathy, S. D. (2016). Exploring environmental entrepreneurship: Identity coupling, venture goals, and stakeholder incentives. Journal of Management Studies, 53(5), 695-737.
Zheng, W., Xu, M., Chen, X., & Dong, Y. (2017). Who is shaping entrepreneurial experience? A multiple case study of Chinese entrepreneurial learning. Management Decision, 55(7), 1394-1409.