اقتصاد آموزش در ایران
برنامهریزی و تداوم توسعة اقتصادی-اجتماعی هر کشوری مستلزم همراهی نظام آموزشی با مؤلفههای توسعة پایدار آن کشور، تأمین نیازهای بازار کار و ازطرفی هدایت بازار کار بهسمت تخصصیتر و کارآمدتر شدن است. باوجودآنکه بیش از یک سده از سازماندهی رسمی نظام آموزشی به سبک امروزی در کشور میگذرد، ولی رویکرد اقتصادی به نحوة طراحی و اجرای نظام آموزشی و پیگیری تحولات آن از منظر اقتصادی بهویژه درخصوص خروجیهای این نظام و تأثیرات آن در توسعة اقتصادی کشور عمر طولانی ندارد. هرچند آغاز این کار به دهة 50 شمسی برمیگردد، اما طی دو دهة گذشته بیشتر مورد توجه واقع شده است. حداقل تا اواخر دهة 70 طرحهای بسیار معدودی دراینخصوص اجرا شده (نادری، 1380) ولی در دو دهة اخیر با سمتگیری کشور بهسوی اقتصاد دانشبنیان بهتدریج این توجهات افزایش یافته است و موضوعاتی مانند: سرمایة انسانی و آموزش، آموزش و بهرهوری، کارایی آموزش، تحلیل هزینه و فایدة آموزش، اشتغال دانشآموختگان و بازدهی آموزش بیشتر در تحقیقات دانشگاهی و رویکردهای گفتاری برنامهریزان و مدیران کشور دیده شده است. در اسناد بالادستی به چشمانداز علم و فناوری ایران در افق 1404 اشاره شده و اینگونه آمده است: «توانا در تولید و توسعة علم و فناوری و نوآوری و بهکارگیری دستاوردهای آن» (سند نقشه جامع علمی کشور، 1389). این موضوع مؤید ضرورت توسعة نقش نظامهای آموزشی کشور در توسعة اقتصادی حوزههای مختلف صنعت، خدمات و کشاورزی است. در بند چهار اهداف بخشی نظام علم، فناوری و نوآوری کشور نیز به «دستیابی به سطح دانش و مهارت نیروی کار کشور متناسب با معیار جهانی و در جهت پاسخگویی به نیازهای جامعه و بازار کار داخلی و بینالمللی» اشاره شده است. براساس یافتههای مطالعات انجامشده، نرخ بازده آموزش در ایران مثبت و بیش از 7 درصد میباشد. این در حالی است که این میزان در جهان از 2 تا 25 درصد برآورد شده است. نتایج مطالعهای در بخش کشاورزی ایران نیز نشان داد که با احتساب کمترین نرخ بازده آموزشی سالانه، باز هم هزینه–فایدة آموزشهای مهارتی و علمی-کاربردی بیش از 17 برابر سایر آموزشها میباشد که این رقم مؤید اقتصادی بودن این آموزشها است (مهرفرد و همکاران، 1395). همچنین محاسبات نشان داده است که نرخ بازده آموزشهای فنی و حرفهای در دورههای کارگر ماهر، کارگر درجه (1) و کارگر درجه (2) بهترتیب 67، 4/66 و 145درصد میباشد (صادقی و همکاران، 1387). درعینحال در برخی حوزههای تخصصی حتی این نرخ بالاتر نیز محاسبه شده است (محمدپور زرندی و تقویفرد، 1393).
تأثیر آموزشهای علمی-کاربردی بر توسعة اقتصادی
براساس اصل چهلوسوم قانون اساسی کشور، یکی از وظایف حاکمیتی دولت فراهم کردن زمینة تأمین اشتغال افراد جامعه بوده و از این طریق اقتصاد کشور به شکوفایی لازم خواهد رسید (مقصودلو، 1393). آموزشهای
علمی-کاربردی با نیازسنجی از بازار کار، مهارت و دانش علمی موردنیاز بخشهای صنعتی، خدماتی و کشاورزی را ارتقاء میبخشد. بهبود استانداردهای این آموزشها و سرمایهگذاری گسترده در توسعة مؤلفههای نظام آموزش علمی-کاربردی نخستین گام در فرایند اشتغالزایی است. آموزشهای علمی-کاربردی که در گروه آموزشهای فنی و حرفهای قرار دارند، بهسبب توأم کردن آموزشهای نظری و عملی از توانایی زیادی در تشکیل سرمایة انسانی و تربیت کارگر دانشمدار برخوردار میباشند. اصولاً منابع انسانی زمانی دارای سطح بهرهوری مناسب است که به سرمایة انسانی تبدیل شود (صالحی عمران، 1388). در حقیقت، سرمایة انسانی به مفهوم انباشت مهارت، تخصص و قابلیتهای عملیاتی در محیطهای واقعی شغلی است و بهرهوری اقتصادی آموزشهای علمی-کاربردی در این است که منتج به تشکیل چنین سرمایهای میشود. سرمایهای که رشد اقتصادی کشور را بهدنبال دارد (Khilji et al., 2012). رابطة بین سرمایة انسانی و رشد اقتصادی مثبت و معنیدار است. البته، تأثیر سرمایة انسانی بر رشد اقتصادی در مناطق توسعهیافته بیشتر از مناطق کمترتوسعهیافته و توسعهنیافته است و بخشی از شکاف توسعهای را که میان سه منطقه وجود دارد، میتوان براساس شکاف موجود در شاخص سرمایة انسانی آنها تفسیر کرد (آقایی و همکاران، 1392). مطالعة دیگری مؤید آن بوده است که دورههای آموزش عالی دانشگاهها فقط در کشورهای عضو OECD اثر معنیداری بر رشد اقتصادی داشته و دورههای آموزشی سطح یک و دو که شامل آموزشهای علمی-کاربردی نیز میشود، بیشتر در کشورهای درحالتوسعه اثر معنیداری بر رشد اقتصادی داشته است (Gemmell, 1996). مطالعات در هندوستان برای کشورهای درحالتوسعه نشان داد که آموزشهای مهارتی و علمی-کاربردی 7/4 درصد درآمد افراد آموزشدیده را نسبت به افرادی که زیر پوشش این آموزشها قرار نگرفتهاند بیشتر کرده است (Kumar et al., 2019). آموزشهای مهارتی و علمی-کاربردی ضمن اینکه مؤلفة بنیادی الگوی ایجاد کسبوکار و توسعة فرصتهای شغلی است، روند افزایش رشد اقتصادی بهویژه در کشورهای درحالتوسعه را که دارای ظرفیتهای بیاستفادة زیادی هستند تسریع میبخشد (Mupimpila and Narayana, 2009). در حقیقت، آموزشهای علمی-کاربردی ورودی نظام توسعة کشورها است، نظامی که خروجی مهم آن توسعة فناوری و رشد اقتصادی است (Nooruddin, 2017). برایناساس محققان بر این باورند که آموزشهای علمی-کاربردی بیشترین تأثیر را بر بخشهای راهبردی و تصمیمگیر کشورها دارد و اگر دراینخصوص سرمایهگذاری ارزشمندی شود، بازدهی اقتصادی بسیار خوبی خواهد داشت (Kumar et al., 2019).

مطالعات در مجموعه کشورهای اروپایی نشان داده است که اثرات بازاری آموزشهای علمی-کاربردی در سه حوزة جامعه، شرکتها و فرد مطرح است. در حوزة جامعه این اثرات بهصورت رشد اقتصادی و تأمین نیروی انسانی ماهر موردنیاز بازار، در حوزة شرکتها بهصورت کارکرد کارآفرینانه شرکت و بهرهوری نیروی کار و در حوزة فردی نیز بهصورت افزایش قابلیتهای استخدامی و همچنین توسعة شغلی و کسب موقعیتهای حرفهای قابلملاحظه است (Lettmayr & Martin, 2013). الگوی (2)، شیوه تأثیر فواید اقتصادی آموزشهای فنی و علمی-کاربردی را نشان میدهد (همان). بر اصلاح کارکرد سازمانی درعینحال، نگاه اجتماعی نیز به توسعة آموزشهای علمی-کاربردی وجود دارد. زیرا با رونق اقتصادی، جنبوجوش، تحرک و آرامش خاطر اجتماعی نیز پدیدار میشود. این آموزشها از راه ایجاد و توسعة مستمر سرمایههای انسانی و اجتماعی، اتفاقاتی را در سازمانها و شرکتها رقم میزند که موجب افزایش بهرهوری اقتصادی آنها میشود.
آموزشهای علمی-کاربردی از راه تسریع روند سرمایهگذاری روی فرصتها و کیفیت اشتغال در بازارهای مهمی که حدفاصل بین سرعت جهانیسازی و تغییرات فناوری قرار دارند، موجب اصلاح ظرفیتهای بهرهبرداری اقتصادی میشوند Mustafa et al., 2005)). نقش ویژة این نوع آموزشهای کاربردی بهطور خاص برای شرکتهای حوزههای مختلف اقتصادی است. در حوزة صنعت نیز اثرگذاری این آموزشها در تربیت صنعتگران توانمند و خلاق بسیار زیاد است (Dash Prasanna, 2002). درصورتیکه انتظار این است که آموزشهای عمومی و مرسوم از راه افزایش سرمایة اجتماعی، بیشتر بر رشد ملی اقتصاد کمک کنند، اما آموزشهای علمی-کاربردی بهطور مستقیم سبب بهبود عملکرد میشوند. همچنین این آموزشها قابلیت اشتغالپذیری و کارآفرینی کارکنان شرکتها را افزایش داده و کارفرمایان باید برای توسعة آموزشهای علمی-کاربردی کارکنان خود تلاش کنند، تا موقعیت اقتصادی شرکت تضمین شود (Ndelle, 2015). درهمین زمینه، نتایج بیشتر مطالعات نشان داده است که آموزشهای علمی-کاربردی تأثیر زیادی بر افزایش سطح اشتغال دانشآموختگان دارد. این مطالعات در مراکز علمی-کاربردی کشاورزی انجام شد و یافتهها نشان داد که میزان اشتغال دانشآموختگان دورههای علمی-کاربردی تا 50 تا80 درصد بوده و موقعیت شغلی افرادی که قبل از تحصیل در این دورهها صاحب شغل بودهاند ارتقاء یافته است (ایزی و همکاران، 1383؛ علیزاده و همکاران، 1397؛ مقدس فریمانی، 1395 و محمدیان و رستمی هیر، 1396). همچنین غالب شاغلان یادشده نیز در حوزههای تولیدی و تخصصی جذب بازار کار میشوند (میرزایی فیضآبادی و خوینژاد، 1383). این موضوع مؤید تواناییهای شغلی و قابلیتهای کارآفرینی بالای آنان (حاجیمیررحیمی، 1392؛ جولایی کلی و مهرادفرد، 1397؛ محمدیان و رستمی هیر، 1396) برای تحول در حوزة تولید محصول و افزایش بهرهوری اقتصادی فعالیتها و درنتیجه توسعة اقتصادی کشور است (هدایتنژاد و همکاران، 1395؛ دادار، 1383).
کشورهای درحالتوسعه با توجه به ظرفیتهای گستردة موجود خود، توسعة آموزشهای فنّی و حرفهای را در کنار برنامههای متنوع اقتصادی در دستور کار خود قرار دادهاند. اما اکتفا به منابع و قابلیتهای داخلی برای بالفعل کردن این ظرفیتها موجب کندی روند توسعه میشود. استفاده از تجربیات و توانمندیهای کشورهای پیشرو برای انتقال فناوری به بخش صنعت از راه مؤسسات آموزش فنّی و حرفهای مشترک روند توسعه را تسریع میکند (Lankard, 2002). بهطورکلی، سرمایهگذاری در همة سطوح آموزشهای فنی و حرفهای و علمی-کاربردی دارای بازده اقتصادی مثبت بوده و این میزان از نرخ بازده سرمایهگذاری متوسط (اوراق مشارکت) بیشتر است. رشد اقتصادی امکان سرمایهگذاری بیشتر در آموزشهای علمی-کاربردی را فراهم میکند و آموزش نیز بهنوبۀ خود موجب تسریع رشد اقتصادی و شتاب در آن شرایط معین میشود. پس آموزش هم عامل و هم معلول و نتیجة توسعة اقتصادی است (صادقی و همکاران، 1387). این آموزشها میتواند در گسترش کارآفرینی و توسعة اقتصادی مورداستفاده قرار گیرد. این آموزشها با تأثیر بر ویژگیهای شخصی و فردی و شغلی افراد زیر پوشش آنها را برای کارآفرینی و ایفای نقش در توسعة اقتصادی جامعه آماده میکند (منفرد، 1387).
آموزشهای علمی-کاربردی از راه انتقال فناوری نیز نقش مهمی در توسعة اقتصادی کشور ایفا میکند. در نیم قرن گذشته، رشد انفجاری فناوری جوامع کنونی را به پرورش افرادی ملزم کرده که در رویارویی با دگرگونیهای سریع و اجتنابناپذیر از قابلیت تطابق و انعطاف کافی برخوردار باشند. آموزشهای علمی-کاربردی اساس «سوادآموزی فناوری» را بهجای «سوادآموزی دانشی» در جهان ایجاد کرد و درنتیجه حرکت گستردهای در جامعه پدیدار کرد. برایناساس اصولاً انتقال فناوری موجب رشد قدرت و تفکر صنعتی در داخل جامعه شده و قدرت دستیابی به فنون جدید را بارور میسازد. انتقال فناوری به هر دو طریق داخلی و خارجی امکانپذیر است. انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت، از مؤسسات تحقیقاتی به صنعت، از مخترعین داخلی به صنعت، از بخش دولتی به خصوصی و بالعکس قابل انجام است (روزگاری و نامدار، 1383). همچنین این انتقال ممکن است از راه قراردادهایی با شرکتهای خصوصی یا نهادهای فناوری بینالمللی وارد شود که دراینصورت نیازمند سازگاری و بومیسازی است.
عوامل تأثیرگذار بر توسعة نقش اقتصادی آموزشهای علمی-کاربردی
بهرهوری هر نظام آموزشی وابسته به عوامل بیرونی و درونی متعددی است. عوامل درونی مرتبط با اجرا و مؤلفههای این نظام ازجمله آموزشگران، ساختار سازمانی، فناوری آموزشی، فراگیران، هدفها و فلسفة آموزش است. اما عوامل بیرونی شامل شرایط اقتصادی کشور، نوع نگرش مدیران و برنامهریزان اقتصادی کشور و نوع نگرش مدیران شرکتهای خصوصی و فعال در بازار نسبت به آموزشهای علمی-کاربردی است. بررسیها مؤید آن است که میزان توجه به بهرهوری در صنعت در مدیرانی که در دورههای آموزش علمی-کاربردی شرکت کردهاند بهطور معنیداری بیشتر از مدیرانی است که در دورههای آموزشی علمی-کاربردی شرکت نکردهاند.
تقاضای بازار برای نیروی کار ماهر با تواناییهای تخصصی و مهارتی بالا و قابلیتهای حرفهای جانبی روزبهروز در حال افزایش است و ارتباط میان استخدام و رشد فناوریهای جدید نیز تأثیری شگرف در توسعة اقتصادی آموزشهای علمی-کاربردی داشته است (Feyzioglu, 2016). بههمینسبب، در کشورهای صنعتی از چند دهة گذشته و در کشورهای درحالتوسعه از دهة 80 میلادی تمرکز ویژهای بر توسعة این آموزشها شده است. برای مثال، آلمان با ایجاد نظام آموزشی دوگانه، بلژیک با ایجاد ساختار آموزش کاربردی، استرالیا با ایجاد نظام آموزش فنی و تکمیلی (شاه ولی، 1373)؛ ترکیه
با ایجاد نظام آموزش فنی و حرفهای، پاکستان،
چین و بنگلادش با هدفگذاری بلندمدت روی مهارتآموزی نیروی کار و ایجاد نظام آموزش
حرفهای (Samuel, 2015)؛ ایران در ادامة تلاشهای
صد ساله، نخست با تأسیس دارالفنون و مدرسه برزگران، (حاجیمیررحیمی، 1394) و سرانجام با ایجاد نظام
آموزش علمی-کاربردی در دهة 70 شمسی، تلاش فراوانی برای توسعة این نوع آموزشها انجام دادند
(ابتکار، 1378). افزایش واحدهای کارورزی و دروس عملی و برنامهریزی آموزشی اثربخش برای اجرای موفق
واحدهای عملی دورههای علمی-کاربردی، ضمن افزایش قابلیتهای اشتغالپذیری دانشآموختگان، موجب شتاب در فرایند انتقال فناوری به واحدهای تولیدی و
شتاب روند توسعة اقتصادی میشود (شایگانی و همکاران، 1396).
در مجموع، نظام آموزش علمی-کاربردی نقش خود را در توسعة اقتصادی کشورهای جهان توانسته بهخوبی تثبیت کند. خروجیهای این نظام با تجهیز به مهارتهای بالای شغلی، قابلیتهای منحصربهفرد کارآفرینی، خلق کسبوکار و استقرار در مشاغل مرتبط، توسعة پایدار اقتصاد کشورهای مختلف بهویژه کشورهای درحالتوسعه را تضمین میکند. عواملی مانند منابع مالی، عرضة منظم امکانات و تجهیزات آموزشی و وجود منابع انسانی کیفی در مراکز آموزش ازجمله مدرسین توانمند و دارای توانایی تدریس عملی محتوای آموزشی دورههای علمی-کاربردی در افزایش تأثیر اقتصادی این آموزشها بسیار مؤثرند. نظام آموزش
علمی-کاربردی در حقیقت «سوادآموزی فناوری» را در جامعه ترویج کرده و با آموزش و تولید «علوم و فناوری» کاربردی، مراکز تصمیمگیری حاکمیتی را برای حمایت راهبردی از این نظام و حوزة صنعت را برای ارائه و رشد تقاضای پژوهش، نوآوری و بازآموزی برای جذب نیروی کار ماهر و کارآمد تحتتأثیر قرار میدهد. ازاینطریق موجب افزایش نرخ بهرهوری بازار کار و تسریع روند توسعة اقتصادی جامعه میشود. برای توسعة نقش آموزشهای علمی-کاربردی در توسعة اقتصادی کشور لازم است که نیازسنجی مستمر نیازهای بازار کار به نیروی انسانی آموزشدیده و تقویت فرایندهای یادگیری دانشآموختگان از راه قرار گرفتن آنان در محیطهای واقعی کار صورت پذیرد. ازطرفی هماهنگی با کارکرد نهادهای اقتصادی و پیشرفت علوم و فناوری، پیشنیاز استمرار فرایند بهبود بهرهوری آموزشهای علمی-کاربردی است. کیفیت مؤلفههای این نظام نیز ازجمله غنیسازی زمینههای تجربی آموزشها و یادگیری عملی و ایجاد شبکه صنعتی پشتیبان و حمایت از استارتاپهای ایجادشده توسط دانشآموختگان دورههای آموزش علمی-کاربردی میتواند، نقش اقتصادی این آموزشها را بهبود بخشد.
کتابشناسی
آقایی، م.، رضاقلیزاده، م. و باقری، ف. (1392). بررسی تأثیر سرمایة انسانی بر رشد اقتصادی در استانهای ایران. فصلنامه پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 67، 44-21.
ابتکار، ت. (1378). اهمیت آموزشهای علمی-کاربردی. مجله آموزش مهندسی ایران. 1(2)، 119- 111.
اسفندیاری سبزواری، ر. ع. (1383). نقش آموزشهای علمی-کاریردی در تدوین و انتقال تکنولوژی. سومین کنگره ملی آموزشهای عالی علمی-کاربردی، تهران: پژوهشگاه نیرو، 42-39.
ایزی، ج.، توکلیان اکبری، م. و میرزایی، ا. (1383). ارزیابی دورههای علمی کاربردی وزارت جهاد کشاورزی از جنبه اشتغال دانشآموختگان؛ مطالعه موردی: مجتمع آموزش جهادکشاورزی خراسان. سومین کنگره ملی آموزشهای عالی علمی-کاربردی، تهران: پژوهشگاه نیرو، 116-105.
بشارتی کلایه، ف.، مرادی، م. ع. و اکبری، م. (1397). تأثیر سرمایه انسانی بر نوآوری: مطالعه تطبیقی کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته. فصلنامه سیاستهای راهبردی و کلان، 6(22)، 23-46.
پاکروان، م. (1398). تصویر جهانی رفاه؛ رفاه کشورهای جهان در یک دهه گذشته چه تغییراتی کرده است؟ مجله341، اخبار ایران، اقتصاد اجتماعی، http:// www.tejaratefarda. com.
حاجیمیررحیمی، س. د. (1392). بررسی توانمندیهای کارآفرینانه دانشجویان علمی-کاربردی مرکز آموزش عالی امام خمینی(ره) و تعیین راهکارهای توسعه آن. طرح تحقیقاتی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران: مؤسسه آموزش عالی علمی-کاربردی جهادکشاورزی.
حاجیمیررحیمی، س. د. (1394). ترویج، آموزش و کارآفرینی کشاورزی. کرج: نشر آموزش کشاورزی و به آفرین.
جولایی کلی، ا. و مهرادفرد، ح. (1397). بررسی نقش دانشگاه علمی-کاربردی در توانمندسازی دانشجویان در کارآفرینی و ایجاد اشتغال. چهارمین کنگره ملی آموزش عالی مهارت، فناوری و اشتغال، تهران: دانشگاه جامع علمی-کاربردی کشور.
دادار، م. (1383). اثربخشی آموزشهای علمی-کاربردی بر اشتغال و توسعة اقتصادی بخش علوم دامی (مطالعه موردی: استان اصفهان). سومین کنگره ملی آموزشهای عالی علمی-کاربردی، تهران: پژوهشگاه نیرو، صص 123-117.
روزگاری، ف. و نامدار، ن. (1383). نقش آموزشهای علمی-کاربردی در تدوین و انتقال فناوری. سومین کنگره ملی آموزشهای عالی علمی-کاربردی، تهران: پژوهشگاه نیرو، صص 343- 338.
سند نقشه جامع علمی کشور (1389). نقشه جامع علمی کشور. تهران: دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی.
شایگانی، ب.، میکائیلی، س. و. و شیر محمدی، پ. (1396). بررسی موانع تأثیر آموزشهای کاربردی دانشگاهی بر تولید ملی و اشتغال در ایران و سایر کشورها. تهران: چهارمین کنگره ملی آموزش عالی مهارت، فناوری و اشتغال، دانشگاه جامع علمی-کاربردی کشور، ص 22.
شاهولی، م. (1373). مروری بر تجربیات استرالیا در زمینه مهارتافزایی در دانشجویان با محوریت (FATE). سمینار آموزشهای علمی - کاربردی. دانشگاه جامع علمی کاربردی: تهران.
شریفزاده، م. (1392). آموزشهای فنی و حرفهای و کاردانش، تضمینگر توسعه اقتصادی کشور. مجله رشد آموزش، 9(1)، 16-11.
صادقی، ح.، صبحیه، م. ح. و کشاورزی، ع. ر. (1387). تحلیل هزینه فایده آموزشهای فنی-حرفهای در ایران (مراکز ثابت آموزشی). فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، 8(2)، 118-103.
صالحی عمران، ا. (1388). جامعه، کار و مشاغل: مروری بر نقش مهارتهای اشتغالزا در بازار کار. تهران: سمت.
علیزاده، ن.، حاجیحمدی، ا.، علیپور، ح. و حاجیمیررحیمی، س. د. (1397). تأثیر آموزشهای کاردانی علمی-کاربردی در کسب مهارتهای شغلی دانشآموختگان مرکز. مجله پژوهشهای مدیریت آموزش کشاورزی، 44، 19-3.
لیث، ن. (1388). بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در نظام آموزشهای علمی-کاربردی کشاورزی استانهای آذربایجان غربی و شرقی از نظر آموزشگران و دانشجویان. پایاننامه کارشناسی ارشد ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس.
محمدپور زرندی، ح. و تقوی فرد، س. م. ت. (1393). احتساب نرخ بازگشت سرمایه (ROI) دورههای تخصصی شهرداری تهران. فصلنامه اقتصاد و مدیریت شهری، 8، 16-1.
محمدیان، ا. و رستمی هیر، م. (1396). بررسی وضعیت اشتغال دانشآموختگان دانشگاه جامع علمی-کاربردی واحد استان اردبیل در گروه مدیریت و خدمات اجتماعی. تهران: چهارمین کنگره ملی آموزش عالی مهارت، فناوری و اشتغال، دانشگاه جامع علمی-کاربردی کشور، ص 23.
مقدس فریمانی، ش. (1395). وضعیت اشتغال و رضایت شغلی دانشآموختگان دورههای کاردانی علمی-کاربردی مراکز آموزش جهادکشاورزی. ششمین کنگره ملی علوم ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی ایران، شیراز: دانشگاه شیراز.
مقصودلو، ف. (1393). نقش آموزشهای فنی-حرفهای در اقتصاد کشور و توسعه کسبوکار. ماهنامه اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی کار و جامعه، 173، 47-40.
میرزائی فیضآبادی، ا. و خوینژاد، غ. ر. (1383). آموزشهای عالی علمی-کاربردی از نظر اشتغال مطالعه موردی: مجتمع آموزش جهادکشاورزی خراسان. سومین کنگره ملی آموزشهای عالی علمی-کاربردی، تهران: پژوهشگاه نیرو، 150- 137.
منفرد، ن. (1387). بررسی نقش آموزشهای علمی-کاربردی در توانمندسازی فارغالتحصیلان کارآفرین؛ مطالعه موردی مرکز آموزش عالی علمی-کاربردی علوم و صنایع شیلاتی خلیج فارس بوشهر. همایش ملی توسعه کارآفرینی در آموزشهای علمی-کاربردی کشاورزی، مشهد: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران: مؤسسه آموزش عالی علمی- کاربردی جهادکشاورزی.
مهرفرد، ر.، خسروبیگی، م. و شاهپسند، م. ر. (1395). بررسی هزینه فایده آموزشهای مهارتی بهرهبرداران بخش کشاورزی. ششمین کنگره ملی علوم ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی، شیراز: انجمن ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه شیراز، 6-5 آبان.
نادری، ا. (1380). اقتصاد آموزش و جایگاه آن در نظام آموزش عالی ایران. فصلنامه پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 11 و 22، 216-173.
هدایتنژاد، ع. ا.، حاجیمیررحیمی، س. د. و مخبر دزفولی، ع. (1395). بررسی اثربخشی آموزشهای علمی-کاربردی پودمانی مراکز جهادکشاوزی از دیدگاه دانشآموختگان و مدیران اجرایی. ششمین کنگره ملی علوم ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی، شیراز: انجمن ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه شیراز، 6-5 آبان.
Dash Prasanna, K. (2002). Youth in India, Education and Training of Rural Youth. APO.
Edomwonyi E. J. and Owenvbiugie, O. R. (2017). Technical and vocational education and training skills: AN antidote for job creation and sustainable development on Nigerian economy. Problems of Education in the 21st Century, 75(6), 535-542
Feyzioglu Akkoyunlu, P. (2016). Assessing the Effectiveness of Vocational Education and Training in Economic Development: A Comparison between Turkish and German Education Systems. Chapter 7 of IGI Global.
Gemmel, N. (1996). Evaluating the Impacts of Human Capital Stocks and Accumulation on Economic Growth: Some New Evidence. Oxford Bulletin of Economics and Statistics, 58(1), 9-28.
Khilji, B. A., Kaka, Z. K. and Subhan S. (2012). Impact of Vocational Training and Skill Development on Economic Growth in Pakistan. World Applied Sciences Journal, 17 (10): 1298-1302.
Kumar, R., Mandava, S. and Gopanapalli, V. S. (2019). Vocational training in India: determinants of participation and effect on wages. Empirical Res Voc Ed Train, 11(3), 2-17.
Lankard, B. A. (2002). Abstract taken from Internet, site: www.ed.gov/databases / eric_digests ED 376272. Survey of employer views on vocational education and training, Leabroor: Author. Abstract taken from Internet, site: www.askeric.org ED 461724.
Lettmayr, C. F. and Martin, L. (2013). Chair of the Governing Board Benefits of vocational education and training in Europe for people, organizations and countries. The European Centre for the Development of Vocational Training (Cedefop), P. 72.
Mouzakitisa, G. S. (2010). The role of vocational education and training curricula in economic development. Procedia Social and Behavioral Sciences, 2, 3914–3920.
Mupimpila, C. and Narayana, N. (2009). The role of vocational education and technical training in economic growth: a case of Botswana. Int. J. Education Economics and Development, 1(1), 3-13.
Mustafa, U., Abbas, K. and Saeed, A. (2005). Enhancing vocational training for economic growth in Pakistan. The Pakistan Development Review, 44(4) Part II, 567–584.
Ndelle, E., N. (2015). The impact of vocational education and training (VET) on company performance case study: CDC Bota Limbe. Pan African Institute for Development West Africa, P. O. Box 133, Buea, Cameron.
Nilsson, A. (2010). Vocational education and training an engine for economic growth and a vehicle for social inclusion?. International Journal of Training and Development, 14(4): 251-272.
Nooruddin, S. (2017). Technical and Vocational Education and Training for Economic Growth in Pakistan. Journal of Education and Educational Development, 4(1), 130-141.
O’Mahony, M. (2012). Human capital formation and continuous training: evidence for EU countries. Review of income and wealth, 58(3), 531-549.
Onstenk, J. )2003). Entrepreneurship and vocational Education. European Educational Research Journal, 2(1): 74-89.
Samuel, I. (2015). Managing Technical Vocational Education Training (TVET) For Economic Diversification. Federal College of Education (Technical) Omoku, Building Department, Rivers State Nigeria.
Visaria, P. (2003). Unemployment among youth in India: Level, nature and policy implications. Employment and Training Papers, ILO.