اطلاعات عمومی روستاها و روستاییان ایران

در 1390، تعداد 61 هزار و 748 آبادی دارای سکنه در کشور وجود داشت که از آن سال تاکنون (1396) 536 آبادی به این تعداد اضافه شد و نقاط جمعیتی کشور به 62 هزار و 284 منطقه رسیده است. در 1390، سهم جمعیت روستایی حدود 28.6 درصد از جمعیت کشور بود که این رقم در 1395 به 25.9 درصد رسید و جمعیت روستایی 2.6 درصد و معادل 730 هزار نفر کاهش یافت. روند کاهش جمعیت روستایی در کشور از 1370 آغاز شد و در دولت یازدهم (از 1396 به بعد) تلاش شد روند تبدیل روستا به شهر متوقف شود درحالیکه پیش از آن 200 روستا تبدیل به شهر شده بود (رضایی، 1396). هماکنون 16.5 میلیون نفر روستایی در کشور از آب شرب سالم برخوردارند، 95% روستاها به شبکة برق سراسری متصل هستند، شبکة بهداشت در 100 درصد روستاها ایجاد شده و 28 هزار روستا دارای اینترنت پرسرعت هستند که این رقم تا پایان 1396 به 41 هزار روستا میرسد. صدونودوپنج هزار کیلومتر راه روستایی در کشور وجود دارد که 70 درصد آنها آسفالته است و 92 درصد جامعة روستایی را زیر پوشش دارد (جدول 1) (همان).
جدول (2) نشاندهندة وضعیت نیروی انسانی ساکن در روستاهای کشور در 1395 است. همانطورکه از محتوای جدول پیدا است، نرخ مشارکت اقتصادی روستاییان اگرچه بیش از نرخ مشارکت اقتصادی در کل کشور (40.4) است، اما نرخ بالای بیکاری روستاییان را که بهراحتی و با تدوین و
اجرای برخی برنامههای توسعهای در نواحی روستایی قابل کاهش و رفع است، نشان میدهد.
جدول 3. نرخ فعالیت جمعیت ده ساله و بیشتر به تفکیک مناطق
(مرکز آمار ایران، 1395)
|
روستایی |
شهری |
کل کشور |
سال |
|
42.2 |
39.8 |
40.4 |
تابستان 1395 |
در جدول (3) مقایسة نرخ فعالیت اقتصادی در نواحی روستایی با جمیت نواحی شهری امیدوارکنندگی بیشتری دارد و ظرفیت فعالیت اقتصادی روستاییان را نشان میدهد.

جدول (4) آمار وضعیت باسوادی روستاییان را امیدوارکننده نشان میدهد و روی دیگر ظرفیتهای موجود
در جمعیت و منابع انسانی روستاها را در مقایسه با جمعیت روستایی کشور که 28.6 است بیان میدارد. بهاینترتیب
جدول 4. جمعیت باسواد ششساله و بیشتر به تفکیک وضع سکونت
(سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395، مرکز آمار ایران)
|
جمعیت باسواد ششساله و بیشتر |
||
|
وضعیت سکونت |
کل |
درصد |
|
شهری |
59146847 |
74.0 |
|
روستایی |
20730625 |
25.93 |
|
غیرساکن |
48798 |
0.061 |
|
کل کشور |
79926270 |
100 |
میتوان برای آموزشهای تکمیلی در هر بعد و زمینه و در هر نقطهای از کشور برنامهریزی کرد. ادامة تحلیل وضعیت باسوادی جمعیت کشور را در جدول (5) مشاهده میکنیم. نسبت باسوادی بالاتر از شش سال در بین زنان و در مقایسه با مردان فاصلة قابلتوجهی را نشان میدهد که این به نوعی مانع جدی در جهت برنامههای آموزش تکمیلی بهشمار میآید. این تفاوت، درعینحال نشاندهندة جایی برای کار و برنامهریزی افزایش آموزش و مهارت ازطریق علمی-کاربردی است اگرچه شدت این تفاوت در بین زنان و مردان روستایی کمتر است. ستون آخر این جدول با نشان دادن نسبت باسوادی بالاتر زنان روستایی در بین کل باسوادی زنان کشور در مقایسه با همین بررسی برای مردان روستایی، وضعیت امیدبخشی را برای امکان شرکت گستردهتر در آموزشهای علمی-کاربردی بهوجود
میآورد.
خلأهای زندگی و توسعة روستایی
هدف از پرداختن به این مبحث، ایجاد آمادگی ذهنی مناسب برای شناخت نقاط ضعف روستاهای ایران و در نتیجه تفکر و برنامهریزی استفاده از ظرفیت نظام آموزشی علمی-کاربردی برای روستاییانی میباشد که در اقصینقاط دور و نزدیک و برخی نقاط دور از دسترس پراکنده هستند و در واقع گویای اطلاعاتی است که ضعف بنیانهای روستایی را آشکار و لزوم اقدامات مؤثری ازجمله گسترش آموزش علمی-کاربردی را یادآوری میکند:
فقر، محرومیت، رفاه و بهداشت
مسئلة فقر بهویژه فقر روستایی ازجمله موضوعهایی است که طی دو دهة اخیر بهعنوان مهمترین معضل جامعة بشری، هم در جوامع توسعهیافته و هم درحالتوسعه، به آن توجه فراوانی شده است و میتوان گفت که این مسئله یک پدیدة روستایی است (بهرامیان و کرمی به نقل از راغفر، 1396). محاسبات در نتایج بررسی وضعیت فقر و نابرابری در مناطق شهری و روستایی ایران در سالهای 1381- 1391 نشان داد که فقر و نابرابری درآمدی همواره در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری است (فطرس و شهبازی، 1394).
در بحث فشار روانشناختی مقدار شاخصها اغلب برای مادران بیسواد بالاتر از سایر گروههای تحصیلی است (علیاکبریصبا، 1398).
براساس اعلام مرکز آمار ایران در بازة زمانی 1380 تا 1392 میزان هزینة هر خانوادة روستایی برای دخانیات، حدوداً 13 درصد بیشتر از خانوادههای شهری است. این در حالی است که در همین مقطع زمانی نسبت مصرف لبنیات بهعنوان یکی از مهمترین مواد غذایی مرتبط با سلامت، در خانوادة روستایی نسبت به خانوادة شهری بهتدریج کاهش یافته است و کارگران و افراد بیکار در مناطق روستایی سهم بالاتری از هزینههای خوراکی و دخانی خانوادة خود را به تهیة دخانیات اختصاص میدهند (مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1395).
شاخصهای اقتصادی نرخ رشد، نرخ بیکاری و نرخ تورم در اقتصاد کشور حائز اهمیت است و با توجه به این موضوع، حساب اقتصادی روستاها برای سالهای 1391 تا 1393 محاسبه شد که برای مثال در 1390 نرخ رشد اقتصادی کشور منهای 5.2 درصد اما نرخ رشد اقتصادی روستا 1.2 درصد بود.
نرخ تورم در جامعة روستایی بیشتر از جامعة شهری اما وضعیت اشتغال و نرخ فعالیت در روستاها بهتر از شهرها است، سهم اشتغال جامعة روستایی از کل کشور 26 درصد است و در مجموع جامعة روستایی سهم اشتغال بیشتر و سهم بیکاری کمتری دارد. این مقدار برای روستاییان 10 سال و بیشتر به رقم 38.8 در 1395 میرسد که در شهرها رقم 34.0 را میبینیم (مرکز آمار ایران، 1395). هماکنون سهم 619 هزار بیکار در روستاها در مقابل سه میلیون و 200 هزار بیکار در کشور، 20 درصد است و با توجه به نرخ فعالیت و نرخ اشتغال در روستاها، جامعة روستایی فعالیت اقتصادی بهتری نسبت به جامعة شهری دارد.
با اینکه اقتصاد جامعة روستایی پایدارتر از جامعة شهری است، اما بهسبب ازدیاد نرخ تورم در آن نسبت به شهر، کالاها را گرانتر میخرند. متوسط نرخ رشد تورم در جامعة روستایی کشور طی 10 سال گذشته 1.5 تا 2 درصد بیش از جامعة شهری، اما وضعیت اشتغال جامعة روستایی مناسبتر از جامعة شهری بوده است. ضریب جینی یا توزیع ثروت در 1394 در جامعة شهری 37 صدم درصد و در جامعة روستایی 34 صدم درصد بود بهطوریکه مازاد درآمد سالانة یک خانوار شهری 16 هزار و 475 ریال، اما مازاد درآمد برای خانوار روستایی 14 هزار و 55 ریال بود. در سال گذشته (1395) افزایش درآمد روستایی در کشور 15.8 درصد و تورم 7.2 درصد محاسبه شده است (رضایی، 1396).
توسعة فرهنگی و اجتماعی
مشکل روستاها در بخشهای کالبدی، فرهنگی و زیستمحیطی است(فتاحی و همکاران، 1395: 127؛ عنابستانی و همکاران، 1391: 62؛ فتحی، 1391: 212؛ عزمی و مطیعی لنگرودی، 1390: 103). بههمینمنظور تلاش شده است نگاه به روستا از منظر برخورداری به توسعه در حوزة اقتصادی و فرهنگی تغییر کند که این مهم نیازمند برنامهریزی است. برنامهریزی در این بخش نیاز به آمار و اطلاعات دارد که در این راستا سامانة جامع آمار و اطلاعات آبادیهای کشور شکل گرفته و امکان دسترسی به آن برای ثبت اطلاعات در همة نقاط روستایی فراهم شده است. جمعآوری آمار و دادهها در روستاها با شیوة ثبتی انجام میگیرد و میتوان در قالب سامانة جامع آمار و اطلاعات آبادیهای کشور، این دادهها را با ارائه کدهای مشخص بهصورت بههنگام در اختیار دارد (رضایی، 1396).
اهمیت و ضرورت آموزش علمی-کاربردی روستاییان
با توجه به مباحث مطرحشده در عنوان پیشین و دریافت اطلاعات اجمالی از توانها و ضعفهای کرانة روستایی ایران، جای طرح این نکته ایجاد میشود که تأثیر و عملکرد این جمیت قابلتوجه را، که نقش سازندهای در اقتصاد، فرهنگ و همة ابعاد و امور کشور دارند، از چه طریقی میتوان افزایش داد؟
یکی از راهبردهای اصلی اشتغالزایی در مناطق روستایی، حرکت بهسمت صنایع و فعالیتهای غیرکشاورزی است. اینگونه کسبوکارها در چند حوزة اساسی صنایع تبدیلی، صنایع فرهنگی، خدمات و امور دولتی قرار میگیرند. صنایع تبدیلی ازجمله مهمترین زمینههای توسعة کشاورزی، توسعة روستایی و توسعة اشتغالزایی در روستاها است. وظیفة اصلی این صنایع، فراوری محصولات کشاورزی و دامی روستا و تبدیل آنها به کالاهایی نهاییتر و باارزشتر است که اغلب در صنایع و کارخانههای شهری انجام میشود. انجام این فعالیتها در روستاها یا نواحی اطراف روستاها باعث خلق ارزش افزودة بیشتر در این مناطق و تحریک تولید میشود. صنایع فرهنگی نیز ازجمله صنایع ریشهدار در مناطق روستایی هستند و به جرئت میتوان گفت این صنایع روستایی بیشتر بر صنایع دستی متمرکزند. ازآنجاکه روستاییان بهصورت نسبی وقت آزاد زیادی (بهخصوص بهصورت فصلی) در اختیار دارند، اغلب در زمینهای از اینگونه صنایع وارد میشوند. مواد اولیة موردنیاز صنایع دستی بهوفور در مناطق روستایی موجود است، ضمن آنکه نیازمند دانش فوقالعاده یا فناوری سطح بالایی نیست. صنعت گردشگری نیز از دیگر صنایع فرهنگی محسوب میشود که زمینة رشد بسیاری در مناطق روستایی دارد. توسعة این صنعت، که بینیاز از هزینة قابلتوجهی است، در حاشیة خود باعث توسعة کسبوکار خواهد شد. خدمات، زمینهای اشتغالزا و بخشی در حال رشد در بیشتر کشورها محسوب میشود بهگونهایکه بسیاری از اندیشمندان، اقتصاد نوین را اقتصاد خدماتی مینامند. بخش خدمات زمینة بسیار مستعدی برای اشتغالزایی دارد چون در یک اقتصاد روبهرشد و پویا، نمیتوان هیچگونه محدودیتی برای توسعة خدمات درنظر گرفت. در کنار آن، زمینة مناسبی برای خلاقیت و نوآوری افراد محسوب میشود و بخش عمدهای از کارآفرینیها در حوزة خدمات اتفاق میافتد (بهرامی بیرگانی، 1378). باید اضافه کرد که چون مهمترین و اصلیترین عامل توسعه، عامل انسانی میباشد ازاینرو از اهمیت بسزایی برخوردار است. این موضوع با کسب دانش و افزایش و تقویت مهارتها که در نهایت منجر به توانمند شدن منابع انسانی میشود همراه است؛ دگرگونیهای پرشتاب جهان امروز، شرایط و چالشهای نوینی را فراروی آموزش عالی و بیکاری دانشآموختگان آموزش عالی، در بسیاری از کشورها قرار داده است (رحمانیان کوشککی، چیذری و عنایتی، 1393). یکی از اهداف کلان توسعه در اغلب کشورها و ازجمله کشور ما، کاهش بیکاری و توسعۀ فعالیتهای شغلی است ( قدیری معصوم،
مهدوی و اسماعیلنیا، 1383) که گریبانگیر مناطق
روستایی است و تدابیر مراجع قانونی و ذیصلاح کشور در افزایش توجه به توسعة مهارتها و کاربردی شدن علم است و بهاینترتیب در برنامة پنجم و سایر برنامههای توسعة کشور موارد متعددی در حوزة روستا یا مرتبط با آن
وجود دارد که برخی از موارد مربوط به این بحث
عبارتاند از:
- حمایت از گسترش کشاورزی صنعتی و صنایع روستایی با اولویت توسعة خوشهها و زنجیرههای صنعتی کشاورزی کوچک و متوسط که بخش اعظم نهادهها و عوامل تولید آن در جغرافیای روستایی وجود دارد و همچنین صنایع دستی و خدمات گردشگری و ایجاد و توسعة بازارهای محلی با اولویت مراکز دهستانهای دارای قابلیت توسعه؛
- آموزش فنّی و حرفهای مستمر روستاییان با هدف توانمندسازی برای ارائه و استفاده از خدمات نوین و مشارکت در فعالیتهای صنعتی و بهبود کیفیت تولیدات؛
- حمایت مالی ازطریق اعطای تسهیلات، وجوه ادارهشده، یارانه سود و کارمزد جهت توسعة اشتغال خانوارهای روستایی و عشایری با اولویت روشهای محلی و بومی و نیز تقویت مدیریت یکپارچه اراضی ازطریق مشارکت با تشکلهای حقوقی بهمنظور جلوگیری از خرد شدن اراضی و تجمیع مدیریتی اراضی خرد کشاورزی؛
- اقدام قانونی در جهت ایجاد شرکت شهرکهای کشاورزی با اصلاح اساسنامة یکی از شرکتهای مادرتخصصی موجود در چارچوب سیاستهای کلی اصل چهلوچهارم (44) قانون اساسی بهمنظور هدایت، راهبری و احداث و توسعة زیرساختهای مجتمعهای کشاورزی، دامی و شیلاتی؛
- ساماندهی روستاها در قالب مجموعههای روستایی بهمنظور خدماترسانی بهتر و مؤثرتر؛
- توسعه و هدفمندسازی پژوهش، آموزش، تولید و تبلیغات و همچنین توسعة تجارت الکترونیک فرش و ایجاد خانة فرش در بازارهای هدف و موردنظر برای هویتبخشی، ارتقاء کیفیت تولید و روانسازی، سفارشپذیری، حمایت از ایجاد و توسعه و تجهیز کارگاههای متمرکز و غیرمتمرکز و اتحادیهها و شرکتهای تعاونی فرش دستباف روستایی و شهری سراسر کشور و نیز صنایع و خدمات جانبی فرش دستباف بهمنظور ارتقاء و بهبود بهرهوری، تثبیت و افزایش سهم صادراتی و بازاریابیهای داخلی و خارجی (مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1395).
در هریک از بندهای قانونی که در بالا به آنها اشاره شد، اهمیت پیوستن روستاها و روستاییان را به تحولات روز که در حوزههای اقتصادی، فنّی، کالبدی، تولیدات کشاورزی، خدمات و سرمایهگذاری بهچشم میخورد. بررسی اجزای اعتبارات توسعة روستایی در بودجههای سنواتی کشور هم نشان میدهد سهم عمده این اعتبارات )بالای 70 درصد(، به امور کالبدی، فیزیکی و خدماتی اختصاص مییابد و اشتغال و اقتصاد روستا سهم بسیار ناچیزی دارند.
در یک دستهبنـدی کلـی، آمـوزشهـای علمـی-کـاربردی در دو مفهوم عام و خاص تعریف میشود. مفهوم عام آن، مترادف با آموزشهای فنّی و حرفهای (رسمی و غیررسمی) است و در مفهوم خاص، آموزشهای علمـی-کـاربردی از آمـوزشهـای فنّی و حرفهای متمایز میشود (طالعی،1381؛ به نقل از ایزدی و همکاران، 1390). به باور طالعی (1381) مهمترین وجه تمایز موجود، تفاوت در نـوع مهـارت دانشآموختگان این دو نوع نظام آموزشی است. وی با اشاره به برونداد نظـام فنّی و حرفهای که بیشتر مهارتهای یدی است؛ برونداد نظام آموزش علمی-کاربردی را (بـهواسطة آشنایی با مبانی علمی حرفه و شغل و برخورداری از مهارتها و توانـاییهـای ذهنـی)، قابلیت تصدی مشاغل سطوح بالاتر، عنوان کرده اسـت (ایزدی و همکاران، 1390: 8). درباره آمـوزش فنّی و حرفهای باید یادآور شد، بهنوعی زیرمجموعة آموزشهای علمی-کاربردی محسوب شده، اما سابقهای بیش از مباحث علمی-کاربردی دارد.
ساختار آموزش فنّی و حرفهای و علمی-کاربردی در کشورهای توسعهیافته یا درحالتوسعه دارای تنوع نسبتاً قابلتوجهی است و هر کشوری بنا به مقتضیات و شرایط اقتصادی و اجتماعی و مختصات کلی نظام آموزشی سعی در استفاده از ساختار مناسبی برای آموزش فنّی و حرفهای و علمی-کاربردی داشته است. در کشورهای توسعهیافته در کنار دورههای دانشگاهی و نظری، دورههای تکنولوژی (فنّی) یعنی دورههای علمی-کاربردی قرار دارد و این دو جریان، بهموازات هم نیازهای نیروی انسانی جامعه را برآورده میکنند. در برخی از کشورهای توسعهیافته، اصولاً آموزش عالی در بخش علمی-کاربردی شروع شده است (مانند انگلستان). در کشورهای درحالتوسعه، مخصوصاً گروه کشورهای جنوبشرقی آسیا، که از بسیاری جهات به ایران شبیه هستند، توجه به این دو نوع آموزش کاملاً هویدا است، یعنی اینکه از دبیرستان تا دانشگاه، دورههای نظری در کنار دورههای فنّی و حرفهای و عملی-کاربردی قرار دارند. الگوی یونسکو نیز برپایة آموزشهای نظری دانشگاهی با هدف محاسبه، طراحی و تحقیقات، و آموزشهای فنّی و حرفهای و علمی-کاربردی با هدف خدمات، نگهداری و تعمیرات قرار دارد. بسیاری از کشورها مانند کره، که از شمار کشورهای درحالتوسعه خارج شده، دارای آموزشهای نظری دانشگاهی در زمینة تحقیقات و در کنار آن آموزشهای فنّی و حرفهای و علمی-کاربردی، برای تأمین نیروی تکنیسینی میباشند. در کشورهای صنعتی و پیشرفته، بخش زیادی از جوانان پس از گذراندن دورة متوسطه وارد دورههای علمی-کاربردی میشوند. مطالعة تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که آموزش فنّی و حرفهای و متنوعسازی رشتههای درسی و محور قرار گرفتن مشاغل بهجای رشتههای درسی معمولاً از دورة دوم متوسطه و حتی گاهی از دورة اول متوسطه آغاز میشود و در آموزش عالی این آموزشها قوت و تنوع بیشتری مییابد. دستگاههای اجرایی و نظامهای استخدامی و نیز شرایط اجتماعی و فرهنگی بهگونهای سامان یافته است که ازلحاظ شرایط اقتصادی فارغالتحصیلان و نیز شأن اجتماعی فارغالتحصیلان دورههای علمی-کاربردی هیچ کمبودی نسبت به دانشآموختگان رشتههای آکادمیک ندارند (سعیدی رضوانی و بینقی، 1382).
هدف دانشگاه جامع علمی-کاربردی فراهم آوردن موجباتی است که مشارکت سازمانها و دستگاههای اجرایی دولتی و غیردولتی را برای آموزش نیروی انسانی متخصص و موردنیاز بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور ممکن سازد بهنحویکه دانشآموختگان بتوانند برای فعالیتی که به آنها محول میشود، دانش و مهارت لازم را کسب کنند. درعینحال، مهمترین شرط بهبود خوداتکایی و توانمندی جوامع روستایی و عشایری افزایش قابلیتها، ظرفیتها، دانش، نگرش و مهارتهای برنامهریزی محلی در آنها و تفویض اختیارات لازم در زمینة تدوین طرحها و برنامهها و اجرا و ارزشیابی آنها با رعایت الزامات مربوطه است. باید بهدنبال رهیافتهایی بود که روستاییان و عشایر را از عناصر منفعلی که منتظر حمایتها و طرحهای متمرکز و عرضهمحور دولت هستند، خارج کرده و آنها را فعال کند. همة برنامهها مانند توسعة گردشگری روستایی، توسعة کشاورزی صنعتی، صنایع دستی و غیره که در این طرحها مد نظر قرار گرفتهاند، تنها در صورتی سبب توانمندسازی روستاییان و عشایر خواهد شد که براساس اولویتها، قابلیتها و نیازهای واقعی روستاییان و عشایر و مناطق مربوطه و با رویکرد منطقهگرایی بهجای بخشینگری برنامهریزی شوند. همچنین توجه به نقش آموزشهای عمومی در پرورش خلاقیت، مهارت، دانش روز، اطلاعات قانونی و بهرهبرداری از فرصتهای کارآفرینی حائز اهمیت است (ترکاشوند، 1391).
دستاوردهای آموزش علمی-کاربردی در روستاها
آموزش علمی-کاربردی: ظرفیتهای فراوانی در بخشهای صنعت و کشاورزی و خدمات وجود دارد که میتواند اسباب طراحی و اجرای آموزشهای علمی-کاربردی در جهت اشتغالزایی را فراهم آورد. درحالحاضر با توجه به نیاز آموزشهای علمی-کاربردی به امکانات، تجهیزات و فضای مناسب، اجرای این آموزشها فقط از عهدة سازمانهای اجرایی برمیآید. اما باید توجه داشت که چگونه میتوان قابلیتهای موجود را برای آموزشهای اشتغالزا به خدمت گرفت (بینقی و سعیدی 1380؛ مقنیزاده 1380). افزایش تعداد مراکز علمی-کاربردی در کشور بهدرستی در دستور کار بوده است بهطوریکه در ۱۳۹۵ به تعداد ۱۰۷۰ مرکز آموزشی رسیده است. این مراکز ازنظر حوزة فعالیت به چند بخش تقسیم میشوند که عبارتاند از: صنعت با ۱۹.۳۶%، کشاورزی با ۸.۰۵%، فرهنگ و هنر با ۹.۲% و مدیریت و خدمات اجتماعی ۶۳.۳۹%. بیشترین تعداد مراکز در استان تهران مستقر است و کمترین آنها در استان کهگیلویه و بویراحمد (روابط عمومی دانشگاه جامع علمی-کاربردی، 1395). این آمارها از این جهت مهم هستند که آموزشهای علمی-کاربردی، یکی از حلقههای زنجیرة آموزشی است که مهارت را به آموزش فرد پیوند میزند و فرد ماهری را در یکی از تخصصها تربیت میکند و از این راه تأثیر ویژهای در میزان موفقیت برنامههای توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میگذارد. با توجه به اینکه آموزشهای علمی-کاربردی برای توانا ساختن فرد به انجام کار معین صورت میگیرد، لذا افزایش توانایی علمی یا مهارتی هدفدار است و آنان را برای انجام کاری که به آنان محول میشود تا سطح مطلوب توانا میکند (پاکبین، 1379). بنابراین، تمرکز واحدها و رشتههای علمی-کاربردی در حیطههای خاص علاوهبر اینکه ناقض عدالت آموزشی است، مانع دستیابی به اهداف علمی-کاربردی در روستاهای کشور میباشد.
مدلهای اجرای آموزش روستایی
1. اجرای دولتی. اجرای آموزشها بهصورت دولتی به شیوهای اطلاق میشود که تمامی ملزومات آموزشی اعماز تجهیزات نیروی انسانی و غیره را بخش دولتی تأمین میکند.
۲. برونسپاری. با توجه به سیاست دولت در واگذاری فعالیتهای دولتی به بخش خصوصی جهت بهرهوری بیشتر و مشارکت این بخش، سازمان فنّی و حرفهای ایران نیز بخشی از فعالیتهای آموزشی خود را طی طرحی با نام برونسپاری در دو روش خرید خدمات آموزشی و واگذاری مدیریت آموزشی به بخش خصوصی واگذار میکند.
3. طرح هجرت. این طرح در 1385 و برای تعداد محدودی طراحی شد. در این روش هدف، انتقال کلیة مواد آموزشی به روستاها و مناطق دورافتاده بود.
4. روشهای نوین اجرایی آموزش. آموزش مبتنیبر محیط کار و آموزش حرفههای مشاغل خانگی (نصیری، 1390). در آموزشهای علمی-کاربردی، ساختار متفاوتی مطرح است، یعنی قبل از اینکه آموختن دانش موردنظر باشد، بیشتر انجام کار و یادگیری مهارت مطرح است. در برنامة آموزش، محوریت و اصالت آموزش بر مهارت یا فناوری خاصی متمرکز است و طرح مسائل علمی نیز در ارتباط با آن معنی پیدا میکند. ویژگی دیگری که در تبیین آموزشهای علمی-کاربردی قابل ذکر است، خاصیت اشتغالزایی این آموزشها است. تعریف دورهها براساس نیاز دستگاهها و بازار کار، محتوای کاربردی آموزشها، مشابهت محیط آموزشی به محیط کار، مدرسان کاربردی، همگی واجد خصوصیات موردنیاز آموزش اشتغالزا هستند. انتظار میرود دانشآموختگان این نظام نه تنها در یافتن شغل از دانشآموختگان آموزشهای نظری پیشی بگیرند بلکه یک قدم جلوتر حرکت کرده و خود به ایجاد اشتغال مبادرت ورزند. مطالعات بینالمللی نیز نشان میدهد تقاضای نیروی کار برای دانشآموختگان آموزشهای علمی-کاربردی بالاتر از دانشآموختگان نظری است (خرقانی و سلسله، 1388: 5).
ارتقاء نگرش و شناخت بزرگسالان روستایی برای پذیرش نوآوریها و تغییرات در ابعاد مختلف آن، مستلزم بهرهگیری از یک الگو، نظام دانش و درنظر داشتن ویژگیهای بومشناسی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، و نیز ملاحظۀ ابعاد فنّی برنامهریزی آموزشی و مدیریت یادگیری و توانمندسازی هر کشور است (بساکی و همکاران، 1395: 69 ). زیرا نتایج یک الگوی مطلوب باعث گسترش کمی و کیفی عوامل تأثیرگذار بر تربیت و آموزش روستاییان و بهبود معیارهای پایة زندگی و همچنین بهرهدهی حرفهای آنها میشود (ملکمحمدی، 1395).
امروزه آموزش و کسب مهارت نقشی مهم در توسعة فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع ایفا میکند. با توجه به آموزش میتوان به توسعة پایدار در روستا دست یافت و آن را تقویت کرد. ارتقاء سطح مهارتی روستاییان باید بهگونهای باشد که آنها را بهسوی بهینهسازی روشهای تولیدی و بهرهوری از امکانات موجود سوق داده بهگونهای که تأمینکنندة بخشی از اهداف توسعة روستایی باشند. توسعة روستایی از اهداف اصلی پروژهها و برنامههای اجرایی در این حیطه بوده و آموزش و ارتقاء مهارت روستاییان از عوامل اساسی و مهم در تقویت و پایداری توسعة روستایی است (ملاشاهی، 1392).
در بخش کشاورزی، رویکرد آموزش پودمانی را میتوان بهمثابه یکی از مؤثرترین سازکارهای برنامهریزی و تدوین آموزشهای کارکنان شاغلان و بهرهبرداران اصلی این بخش معرفی کرد. این رویکرد با تمرکز بر نیازهای اساسی شغل و مهارتهای موردنیاز آنها سعی در ارائه آموزشهایی دارد که علاوهبر برطرف کردن نیازهای آموزشی کارکنان، صرف هزینههای مالی و زمانی را تا حد امکان کاهش میدهد (مؤسسه علمی کاربردی وزارت جهاد کشاورزی، ۱۳۹۳).
ازطرفی با توجه به تحولات اقتصادی و اجتماعی در عرصههای مختلف، ضرورت طراحی الگوی برنامۀ آموزشی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای روز روستاییان، بیش از پیش احساس میشود (عباسپور و همکاران، 1396). تفکر در حوزة کیفیت آموزشی و ارتقاء خدمات آموزشی در چارچوب الگوی جدید آموزشی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد (بیکت، 2008؛ به نقل از حسینی و همکاران، 1392).
در حوزة تأثیر برنامۀ مطلوب آموزش توانمندساز به بزرگسالان روستایی، تحقیقات نشان میدهد با وجود اینکه اصولاً ساکنان و بهخصوص شاغلان روستایی، پایۀ اصلی تولید، بهکارگیری و ارتقاء بهرهوری عوامل تولید در هر کشور بهشمار میآیند، اما در ایران عامل اصلی توسعهنایافتگی روستاها کمبود اطلاعات اجتماعی و حرفهای روستاییان است. فرسایش این منابع که بیشتر از کمسوادی، بیسوادی، بهروز نبودن دانش و مهارت حرفهای و شغلی آنها نشئت میگیرد، مانع اصلی تحقق اهداف و برنامههای توسعۀ روستایی و در نتیجه سایر بخشها است. با توجه به اینکه فعالیتهای این بخش از جنس مهارتی و عملیاتی است، ساکنان این بخش باید از دانش و مهارت کافی برای استفاده مؤثر و کارآمد از پتانسیلهای مرتبط در فضای سکونتگاهی روستایی بهرهمند باشند (حاجی میررحیمی و حسینی، 1381: 251).
داعیهداران توسعة انسانی پایدار بر این باورند که فرصتها باید به شکل عادلانه در اختیار افراد قرار گیرد و به همة مردم چه مرد و چه زن فرصت داده شود تا در اجرای طرحها و تصمیمات اساسی که زندگی آنها را شکل میبخشد، مشارکت داشته باشند (سازمان ملل متحد، 1995؛ به نقل از پاپزن و همکاران، 1390). توسعة منابع انسانی از راه آموزش امکانپذیر است. آموزش توانایی انسان را در امر تولید بالا میبرد زیرا در تولید، عامل انسانی اساس کار بهشمار میرود (پاپزن و همکاران، 1390).
اهداف برنامههای آموزش روستایی: اهداف این برنامهها در مجموع عبارتاند از:
- افزایش دسترسی و توسعة آموزشهای مهارتی و خدمات فنّی و مشاورهای معطوف به ایجاد اشتغال در مناطق روستایی؛
- تشویق دانشآموختگان فاقد مهارت به اشتغال و کارآفرینی در مناطق روستایی؛
- تشویق روستاییان به راهاندازی صنایع روستایی، اجرای پروژههای تجاری و توسعة خدمات روستایی.
- افزایش بهرهوری شاغلان در روستا (ملاشاهی، 1392).
افزایش درآمد، افزایش سطح اشتغال، بهبود وضعیت محیط کار و بهبود وضعیت اجتماعی روستاییان همه ازجمله مواردی هستند که میتوانند از آموزش درست و بهنگام ناشی گردند و توسعة روستایی را سبب شوند با توجه به این مطلب است که میتوان گفت آموزشهای فنّی و حرفهای میتوانند نقش بسزایی در تعدیل این شرایط داشته باشند و میزان مهاجرتها را تحتتأثیر قرار دهند (ابراهیمینژاد رفسنجانی و پوررمضان، 1392: 10).
تجربیات عملی صورتگرفته در خصوص ارائه آموزشهای فنّی و حرفهای روستایی در ایران مشخص شد که مهمترین عامل موفقیت آموزشها در این مناطق شناسایی صحیح و درک درستی از نیاز نیروی انسانی و شناخت پتانسیلهای منطقه و ازطرفی ارائه آموزشهای منتهی به اشتغال و تولید میباشد. انجام نیازسنجی منطقهای، قطببندی آموزشی از جهات متفاوت، اولین گام در این مسیر است. ازطرفی بهکارگیری شیوههای اجرایی متفاوت و متناسب با شرایط موجود، شیوههای آموزش در کارگاه روستایی بهصورت مکانهای ثابت و مشخص جهت آموزش جایگزین آموزش سیار به شیوة طرح هجرت شد. درحالحاضر آموزش حرف مشاغل خانگی، اجرای آموزشهای مبتنیبر محیط کار و آموزشهای مهارتی موردنیاز روستاییان در اولویت برنامهریزی قرار گرفته است (نصیری، 1390).
راهکارهای پیشنهادی اجرای صحیح آموزشهای روستایی
1. حرکت ساختار آموزشی در بخش فنّی و حرفهای در روستاها باید بهسمت تمرکززدایی، بهطوریکه تصمیمگیری در مورد نوع رشته و چگونگی این آموزشها بهعهده افراد محلی باشد؛
2. توجه ویژه و درنظر گرفتن سطوح مدیریتی برنامههای آموزشی جهت مدیریت صحیح نیروی انسانی، مکانی و امکانات آموزشی و اجرای دقیق و نظارت بر نحوة اجرای برنامههای آموزشی؛
3. مشارکت و ترغیب و تشویق بخش خصوصی برای اجرای برنامههای آموزش روستایی بهمنظور بهرهگیری از امکانات و توانمندیهای آنها؛
4. برنامهریزی و هدفگذاری دقیق آموزشها
با انجام نیازسنجی آموزشی و قطببندی
آموزشها؛
5. توجه ویژه به ارائه کلاسهای آموزشی در محیط واقعی کار بهعنوان یکی از مهمترین اصول یادگیری؛
6. ارزیابی برنامههای آموزشدیدگان در حین آموزش و بعد از آن جهت شناخت کاستیها و مشکلات برنامههای آموزشی و رفع آنها؛
7. انطباق دورههای آموزشی ارائهشده با نیاز منطقه؛
8. توجه به علاقهمندی و رضایتمندی مربیان از
کار در محیط روستایی و تعامل با روستاییان (ملاشاهی، 1392).
کتابشناسی
ابراهیمینژاد رفسنجانی، م. و پوررمضان، س. (1392). بررسی تأثیر آموزشهای فنّی و حرفهای در پیشگیری از مهاجرت روستاییان به مناطق شهری؛ مطالعه موردی کرمان. مهارتآموزی، 1(5)، 19- 7.
ایزدی، ص.، صالحی عمران، ا. و قربانی، ع. (1390). ارزیابی وضعیت اشتغال دانشآموختگان دانشگاه جامع علمی کاربردی. فصلنامه انجمن آموزش عالی ایران، 3(2)، 24- 1.
بساکی، ط. و همکاران (1395). بررسی نقش آموزشهای انبوهی در توسعه روستایی و فعالتهای کشاورزان استان مرکزی. آموزش محیط زیست و توسعه پایدار، 4(2)، 81- 69.
بهرامی بیرگانی، ح. (1387). راهکارهای اشتغال در روستا، برگرفته از سایت https: // www. mcls. gov. ir
بهرامیان، س. وکرمی، آ. (1396). بررسی روند فقر در مناطق روستایی ایران. تحقیقات اقتصاد کشاورزی، 10(4)، 214- 195.
بینقی، ت. و سعیدی رضوانی، م. (1380). ارزیابی اثربخشی برنامههای آموزشی علمی-کاربردی در پاسخ به نیاز کارفرمایان. مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، تهران.
پاپزن، ع.، خالدی، خ. و سلیمانی، ع. (1390). ارزشیابی آموزشهای فنّی و حرفهای زنان روستایی در زمینة صنایع دستی. فصلنامه علمی پژوهشی جامعهشناس زنان، 2(3)، 21-37.
پاکبین، ص. (1379). دریچهای به برنامههای آموزشی علمی-کاربردی، هنر و معماری. جلوه هنر، 16 و17، 37- 30.
ترکاشوند، ز. (1391). نقش توانمندسازی روستاییان در توسعة کارآفرینی، رساله دکتری به راهنمایی دکتر سید حسن مطیعی لنگرودی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.
حاجی میررحیمی، د. و حسینی، م. (1381). تدوین الگوی قابلیتهای حرفهای آموزشگران مؤسسات و مراکز آموزش عالی کشاورزی. اقتصاد کشاورزی و توسعه، 10(32)، 277- 247.
حسینی، م.، فراهانی، ا.، و قره، م. (1392). طراحی الگوی تضمین کیفیت آموزش تربیت بدنی در نظام آموزش از راه دور. پژوهشهای کاربردی در مدیریت ورزشی، 2(2)، 119-136.
خرقانی، س. و سلسله، م. (1388). آموزش علمی-کاربردی: نظام آموزشی مجاور یارکنی اساسی در آموزش عالی؟. کنفرانس آموزش مهندسی در 1404، تهران، دانشکده فنی دانشگاه تهران و فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، 22 اردیبهشت.
رحمانیان کوشککی، م.، چیذری، م. و عباسی، ع. (1395) تحلیل موانع فراروی آموزشهای کارآفرینی در مراکز آموزش علمی کاربردی کشاورزی. رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، 26، 131- 111.
رضایی، ن. (1396). آخرین وضعیت روستاهای کشور از نگاه آماری. خبرگزاری جمهوری اسلامی: ایرنا.
روابط عمومی دانشگاه جامع علمی-کاربردی (1395). تارنمای دانشگاه جامع علمی-کاربردی، درباره دانشگاه.
سعیدی رضوانی، م. و بینقی، ت. (1382). تجارب جهانی و ملی دورههای علمی-کاربردی در زمینه اشتغالزایی، اولین همایش ملی اشتغال و نظام آموزش عالی کشور، 29 و30 مهر.
عباسپور، ع.، مهاجر، ی.، رجببیگی، م.، جهانپناه، ب. (1396). طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش بزرگسالان روستایی کشور. اندیشههای نوین تربیتی، 13(4)، 225-249.
عزمی، آ. و مطیعی لنگرودی، ح. (1391). مروری بر مشکلات زیستمحیطی روستاهای ایران و راهکارهای حل این مشکلات. مسکن و محیط روستا، 133، 115- 101.
علیاکبریصبا، ر. ( 1398). الگوی زندگی مادران و ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی خانوارها. تهران: پژوهشکده آمار مرکز آمار ایران.
عنابستانی، ع.، جوان، ج. و احمدزاده، س. (1391). بررسی رابطه بین ویژگیهای فردی زنان و مشارکت آنان در فرایند توسعه روستایی (م. م: دهستان درزآب- شهرستان مشهد). مطالعات و پژوهشهای شهری و منطقهای، 3(12)، 78- 61.
فتاحی، ا.، پورطاهری، م. و افتخاری، ع. (1395). ارزیابی فضایی-کالبدی مسکن پایدار روستایی: (مطالعه موردی روستاهای استان لرستان). برنامهریزی و آمایش فضا، 20(4)، 174- 139.
فتحی، س. (1391). تحلیلی بر نقش سرمایة اجتماعی بر توسعه روستایی. جغرافیا (برنامهریزی منطقهای)، 2(2)، 214- 195.
فطرس، م. و شهبازی،ف. (1394). بررسی وضعیت فقر و نابرابری در مناطق شهری و روستایی ایران طی سالهای پیش و پس از اجرای قانون هدفمندی یارانههای نقدی (1391- 1381). فصلنامه سیاستهای مالی و اقتصادی، 3(9)، 36- 7.
قدیری معصوم م.، مهدوی حاجیلویی، م. و اسماعیلنیا، ح. (1383). توسعۀ اشتغال در نواحی روستایی (مطالعۀ موردی: شهرستان لاهیجان). پژوهشهای جغرافیایی، 48، 158- 139.
مرکز آمار ایران (1395). چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کار تابستان 1395، تارنمای مرکز آمار ایران.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی (1395). بررسی وضعیت روستاها در ایران، معاونت پژوهشهای زیربنایی و امور تولیدی، دفتر مطالعات زیربنایی.
مقنیزاده، م. (1380). ارزشیابی اثربخشی دورههای علمی-کاربردی. مؤسسه پژوهشی و برنامهریزی آموزش عالی، تهران.
ملاشاهی، غ. و ملاشاهی، ح. (1392). نقش آموزشهای فنّی و حرفهای در توسعه روستایی. ماهنامه کار و جامعه، شماره 159.
مؤسسه علمی-کاربردی وزارت جهاد کشاورزی (۱۳۹۳). دفترچه راهنمای پذیرش دورههای تک پودمان مهارتی ویژه بهرهبرداران و شاغلان بخش کشاورزی. تهران: مؤسسه علمی-کاربردی وزارت جهاد کشاورزی.
ملکمحمدی، ا. (1395). ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
نصیری، ه. (1390). آموزشهای فنّی و حرفهای در مناطق روستایی ایران (مهارتآموزی زمینهساز توسعه پایدار روستایی). سازمان آموزش و فنّی کشور؛ دفتر آموزش روستایی.