دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

آموزش کارآفرینی

Entrepreneurship Education

آموزش کارآفرینی

ازمنظر آموزش، کارآفرینی دارای سه عنصر اکتسابی است که شامل زیربنای فلسفی و نظری، مشخصه‌های شخصیتی و مهارت‌های کلیدی (Kourilsky, 1995) می‌شود و لذا بیانگر این است که آموزش کارآفرینی صرفاً مبتنی‌بر نظر نیست و باید تلفیقی از نظر و عمل باشد (خنیفر و همکاران، 1392).

     وورِن و نِیمن (1999) الگوی EP را برای تدوین سرفصل‌های درسی دانشگاهی معرفی کردند که با عناصری ارتباط دارد که سبب عملکرد کارآفرینانه می‌شوند. آنها الگوی برنامه‌ریزی درسی مربوط به کارآفرینی را براساس فرمول خطی معرفی می‌کنند، چراکه معتقدند این الگوی خطی به این معناست که عملکرد کارآفرینانه (EP) تابعی از انگیزه (M) و مهارت‌های کارآفرینانه (E/S) و کسب‌وکار (B/S) و به شرح زیر است:

 

EP = F [M (E/S * B/S)]

 

براساس این فرمول، برنامه‌های آموزشی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که سه سازة کلیدی این الگو را زیر پوشش قرار دهند.

     سولومون و همکارانش (2002) پس از مرور ادبیات و با تحلیلی جامع بیان کردند که آموزش کارآفرینی باید حاوی دروس مهارت‌ساز در مذاکره، رهبری، توسعة محصول جدید، تفکر خلاق و درگیری در نوآوری‌های فناورانه باشد. حوزه‌های مهم دیگر در آموزش کارآفرینی، آگاهی از گزینه‌های شغلی کارآفرین، منابع دارای سرمایه‌های خطرپذیر، محافظت از ایده، تحمل ابهام، مشخصه‌های معرف شخصیت کارآفرین و چالش‌های پیش روی هریک از مراحل توسعه ونچر باشد.

Text Box:  

شکل 1. مدل پنج مرحله‌ای آموزش کارآفرینی
 (Pittz, 2014)
     نک و گرین (2011) استدلال کردند که چهار دنیای متفاوت از آموزش کارآفرینی بر رویکردهای آن تأثیر می‌گذارد. این چهار دنیا در جدول خلاصه شده است که با عینک «برای»، «از طریق»، «در مورد» و «اهداف آموزش کارآفرینی» دیده می‌شوند. آنها انواع آموزش کارآفرینی را از راه لنز هریک از این دیدگاه‌ها توصیف می‌کنند. دیدگاه «کارآفرین» در آموزش، به کارآفرین در قامت یک شخصیت قهرمان نگاه می‌کند و به مقایسة دانشجویان با انواع ایده‌آل کارآفرینان در جهت شکل‌گیری الگوهای نقش رفتارهای کارآفرینانه می‌پردازد. آزمون‌های خودارزیابی و روایت‌هایی توصیفی در مورد کارآفرینان در این دیدگاه رایج است. دیدگاه «فریند» یک رویکرد تحلیلی است و تلاش صرف در جهت مشخصه‌های کارآفرینان نیست. در این نوع آموزش، شرکت نقطه کانونی است و برنامه‌های درسی به فرایندهای شناخت و ارزیابی فرصت‌ها، شکل‌گیری ونچر جدید و طرح کسب‌وکار کمک می‌کند. دیدگاه «شناخت» برای شناخت کارآفرینانه و تأکید بر کارآفرین، تیم کارآفرینانه، تفکر و تصمیم‌گیری است. استفاده از مطالعات موردی و شبیه‌سازی به‌مثابه ابزارهایی برای غوطه‌ور شدن دانشجویان در جنبة روان‌شناختی یک کارآفرین و کشف الگوهای ذهنی کارآفرینانه رایج است. در این دیدگاه، دانشجویان، کارآفرینی و تصمیم‌گیری کارآفرینانه را یاد می‌گیرند. دیدگاه ‌«روش» فراتر از کارآفرین، تیم و شرکت است، زیرا دانشجویان را در نقش کارآفرین قرار داده تا از راه تجربه کارآفرینی و سازمانی یاد بگیرد. آموزش در این دیدگاه شامل تکنیک‌های مختلفی مانند راه‌اندازی واقعی یک کسب‌وکار، یادگیری اصول طراحی برای ونچر جدید، شرکت در بازی‌ها و شبیه‌سازی‌های جدی و مانند آن می‌شود. این چهار دیدگاه در جدول 1 خلاصه شده‌اند.

     پیتاوی (2012) برنامه‌های درسی مربوط به 117 درس آموزش کارآفرینی را در بریتانیا و امریکا بررسی کرد و دریافت که بیشترین تمرکز به‌ترتیب بر کارآفرینی، طرح کسب‌وکار، کارآفرینی فناورانه، تأمین مالی ونچر، کارآفرینی اجتماعی و مشاورة کسب‌وکارهای کوچک است.

     پیتز (2014) یک مدل آموزشی پنج مرحله‌ای را برای آموزش کارآفرینی پیشنهاد می‌کند که شامل دروس یادگیری تجربی نیز می‌شود. خاستگاه این مدل، مرکز توسعة کسب‌وکار کوچک  است و در دانشگاه نیومکزیکو مورد استفاده قرار گرفته است. این پنج مرحله دو جنبة غالباً نادیده‌گرفته‌شدة یادگیری تجربی را درنظر می‌گیرند که شامل رویکرد فردی و تعامل با محیط است. این مدل در شکل 1 نشان داده شده است.

     بدون شک، مرحلة اول که ارتقاء خودآگاهی است اهمیت دارد و دانشجویان باید علایق، توانایی‌ها، نقاط قوت و ضعف، استعدادها و به‌طورکلی سرمایه‌های فکری خود را ارزیابی کنند تا بتوانند مهارت‌ها و تجربیات خود را برای راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار به‌کار گیرند. اولین تکنیک، خودارزیابی است. تکنیک بعدی تهیة پیشینة شخصی است به‌طوری‌که به‌صورت ناشناخته نوشته شود و سپس پیشینه‌ها در کلاس به بحث گذاشته شده تا قابلیت‌های مهم هر فرد مشخص شود. مرحلة دوم، شبکه‌سازی است که جنبة مهمی از یادگیری تجربی و تعامل با محیط است. در آموزش کارآفرینی این فرصت یعنی ارتباط مستقیم با مشتریان، رقبا، سهامداران و مانند آن است تا دانشجویان بتوانند تجربیاتی در صنعت مربوطه به‌دست آورند. کارآموزی، اشتغال نیمه‌وقت، شرکت در فرصت‌های داوطلبانه به همراه استفاده از مشاوره‌هایی مانند فرشتگان کسب‌وکار، مشاوران مؤسسه، گروه مشاوران بازنشسته و بانکداران و مانند آن از تکنیک‌های این مرحله است. در کنار ابزارهای سنتی، مشارکت در وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی موجود در زمینة کسب‌وکار و نوپاها نیز انجام می‌شود تا دانشجویان بتوانند با توسعه‌دهندگان وب‌سایت، مدیران اجرایی، برنامه‌نویسان، تأمین‌کنندگان مالی بالقوه، کارآفرینان پیشرو و به‌طورکلی اکوسیستم کارآفرینی تعامل واقعی و نزدیک داشته باشند. انتخاب صنعت، سومین مرحله است که در حقیقت برای پوشش جنبه‌های نادیده‌گرفته‌شده در آموزش کارآفرینی برای سوق دادن دانشجویان به‌سمت عملگرایی است. شروط داخلی انتخاب صنعت، قدرت‌ها، سرمایة فکری و تمایلات شخصی و شروط بیرونی، نرخ رشد صنعت، موانع ورود، بخش‌بندی صنعت، تغییرات قانونی اخیر، میزان سرمایه و مانند آن است.

     انتخاب کسب‌وکار مرحلة بعدی است. در این مرحله باید بررسی جامعی از مزیت رقابتی آینده توسط دانشجویان انجام شود. کانال توزیع، ویژگی‌های محصول، راهبرد (استراتژی) قیمت‌گذاری، محصول و فرایندهای نوآورانه، ارتقاء بسته‌بندی، تبلیغات و به‌طورکلی وجه تمایز در مقایسه با رقبا از مواردی است که باید بررسی شوند. آخرین مرحله نیز توسعة راهبرد بازاریابی است که جذب مشتری، سرمایة اندک و پیش‌بینی بازار آتی را به همراه دارد (Pittz, 2014).

     کوراتکو و موریس از شش مسیر برای آموزش کارآفرینی دفاع می‌کنند و معتقدند که اگر به این موارد توجه نشود، با خطر از دست رفتن مشروعیت برنامه‌های دانشگاهی آموزش کارآفرینی مواجه می‌شویم که 25 سال برای آن تلاش شده است. موارد شش‌گانه آنها به شرح زیر است:

 
  Text Box: جدول 1. دیدگاه‌های آموزش کارآفرینی (Neck and Greene, 2011)
دنیای....	کارآفرین	فرایند کارآفرینانه	شناخت کارآفرینانه	روش کارآفرینانه
سطح تحلیل 	کارآفرین 	شرکت	کارآفرین و تیم	کارآفرین، تیم و شرکت
تمرکز	مشخصه‌های کارآفرین؛ ماهیت در برابر پرورش	ایجاد ونچر جدید	تصمیم‌گیری برای درگیری در اقدامات کارآفرینانه	مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای تمرین کارآفرینی
پیامد آموزشی	توصیفی	پیش‌بینی	تصمیم	اقدام
هدف آموزش	یادگیری «در مورد» کارآفرینی	یادگیری «برای» کارآفرینی	یادگیری «برای» کارآفرینی	یادگیری «از طریق» کارآفرینی
خروجی برای دانشجویان	مدل‌های شبیه‌سازی‌شده	تکرار فرایندهای کارآفرینانه	تصمیم‌گیری برای کارآفرین شدن	اتخاذ رفتار کارآفرینانه


1. داشتن هدف روشن برای اینکه چرا ما کارآفرینی را آموزش می‌دهیم؛

2. توسعة یک برنامة آموزشی کارآفرینی محوری برای فراهم آوردن دانش عمومی پایه؛

3. آموزش تجربی با استفاده از سازکارهایی که باعث افزایش تعامل و تجربه می‌شود؛

4. ایجاد ساختاری قابل‌قبول برای اداره و ارائة برنامه‌های کارآفرینی که باعث توسعة برنامه‌های هیجان‌انگیز می‌شود؛

5. شناسایی معیارهای کلیدی برای توجیه منابع سرمایه‌گذاری‌شده در برنامه‌های کارآفرینی. ما برای توسعة معیارهای مرتبط‌تر نسبت به آنچه که به‌طور سنتی استفاده می‌شده است، با چالش روبه‌رو هستیم؛

6. افرادی که برای رهبری برنامه‌های کارآفرینی دانشگاهی انتخاب می‌شوند باید دارای موقعیت و رتبة علمی، چشم‌انداز روشن و توانایی درگیر شدن در تمامی رشته‌های دانشگاهی باشند (Hornsby et al., 2018).

Text Box: جدول 2. روش‌های آموزش کارآفرینی (مقصودی و همکاران، 1394)
سخنرانی	رقابت در طرح تجاری	مسابقه طرح کسب وکار	فعالیت‌ها
کار با مربیان باتجربه	یادگیری حل مسئله	پروژه	یادگیری تجربی
کار تیمی	طوفان مغزی	تبادل نظر	گروه‌های متمرکز
کلوب‌های کارآفرینی	سخنرانی‌های الکترونیک	بازدیدِ کسب وکارهای نوآورانه	دسترسی به وب‌سایت‌ها
پخش فیلم کارآفرینی	آموزش از راه دور	دانشگاه مجازی	شبیه‌سازی
بحث گروهی	امکانسنجی طرح	رهیافت سینرژیک	نرم‌افزار BP
کارآفرینی اکتشافی	بازی کامپیوتری	نرم‌افزارهای کامپیوتری	برنامه SMC
تمرینات کلاسی	میزگرد	قرار گرفتن در محیط واقعی	انجام سفرهای مرتبط
مربیگری توسط یک کارآفرین	سخنرانی مهمان	به بحث گذاشتن طرح‌های ناب	یادگیری مشارکتی
برگزاری کارگاه	بازدید علمی	کار با مربیان باتجربه	مصاحبه با یک کارآفرین
سمینار	کارورزی	اقدام‌پژوهی	مواجهه با تهدیدات و بحران‌ها
مشاوره کسب‌وکارهای کوچک	تحقیقات کارآفرینی	سخنرانی‌های الکترونیک	پروژه‌های تحقیقاتی
     روش‌های آموزش کارآفرینی در دنیا از تنوع زیادی برخوردار است که لزوم آشنایی مربیان و متولیان این حوزه با این روش‌ها ضروری است. برخی از روش‌های آموزش کارآفرینی شامل سخنرانی کلاسی، مصاحبه با کارآفرین، بازدید علمی، شبیه‌سازی، مباحثة گروهی، مطالعات موردی، کارآموزی، آموزش ارتباطات، دعوت از کارآفرینان برای سخنرانی، شروع کسب‌وکار و مانند آن است که در جدول 2 خلاصه شده است (مقصودی، 1394).

     در تعیین روش آموزش کارآفرینی باید بر پرورش خلاقیت یادگیرندگان در دوره‌های آموزش کارآفرینی متمرکز بود. آموزش کارآفرینی بایستی با استفاده از روش‌های خلاقیت‌محور انجام گیرد و یادگیرندگان را با تکنیک‌های حل مسئله و راهبردهای رویارویی با شرایط مبهم و پیچیده آشنا کند (McMullan and Long, 1987).

     اجاقی و همکاران (1395) مهارت‌های مدرسین کارآفرینی را در چهار گروه ویژگی‌های فردی (مانند روحیة ‌نقدپذیری، رعایت عدالت، ظاهر آراسته و جذاب)، مهارت‌های تدریس (استفاده از روش‌های تعاملی و مشارکتی، تبادل تجربیات شخصی، انتقال تجربیات کارآفرینان)، مهارت‌های تجربی و مهارت‌های ارتباطی (ارتباطات اثربخش برای تبادل احساسات، تقویت انگیزه‌ها) طبقه‌بندی می‌کنند. در خصوص یادگیرندگان آموزش کارآفرینی نیز یکی از مهم‌ترین موارد، قصد کارآفرینانه است؛ قصد کارآفرینانة افراد برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید، یکی از روش‌های ارزیابی آموزش کارآفرینی نیز محسوب می‌شود. محققین مختلف معتقدند که آموزش کارآفرینی بر دانش، مهارت‌ها، تصورات و پیامدهای کارآفرینی مانند قصد کارآفرینی تأثیر مثبتی دارد (Martin et al., 2013; Kuttim et al., 2014). آموزش کارآفرینی در افزایش نگرش کارآفرینانه تأثیر داشته و تغییر قابل‌توجهی بر آن می‌گذارد.

 

سبک‌های آموزش کارآفرینی

دریزلِر (2008: 12) معتقد است که می‌توان سبک‌های آموزش کارآفرینی را به چهار دسته طبقه‌بندی کرد؛ اگر روش آموزش را طیفی درنظر بگیریم که از آموزش نظری صرف تا تجربة عینی و عملی را دربر گیرد و میزان دخالت آموزش‌گیرنده در فرایند آموزش را نیز یک طیف درنظر بگیریم که از واکنش انفعالی تا فعال را دربر بگیرد، آن‌گاه می‌توان از تلاقی این دو طیف به چهار سبک آموزش کارآفرینی رسید که در شکل (2) نشان داده شده است. دانشجویان در سبک انفعالی-نظری، پس از یادگیری دانش در جست‌وجوی تأیید آن هستند. در سبک انفعالی-مجری، یادگیری به‌صورت ضمنی و با انجام فعالیت‌های مختلفی صورت می‌گیرد. در سبک فعال-مجری، ارتقاء نگرش‌ها، مهارت‌ها و قدرت تحلیل شرایط رخ می‌دهد و در نهایت در سبک فعال-نظری، تفسیر و تغییر درک از پدیده مدنظر قرار می‌گیرد (خنیفر و همکاران، 1392).

 

ویژگی‌های مدرسان کارآفرینی


هالِنگا-برینک ویژگی‌های اصلی مدرسان کارآفرینی را به سه دسته خصایص شخصی، آموزشی و محتوایی تقسیم می‌کند. خصایص شخصی شامل روحیة ابتکاری، روحیة کارآفرینانه، همدلی، اشتیاق، استقامت و سرسختی، کنجکاوی و گشودگی نسبت به جهان است؛ خصایص آموزشی شامل روحیة مربیگری، انعطاف‌پذیری نسبت به کارآموزان، ارائه و دریافت بازخورد، ارائة پاداش به کارآموزان، آشنایی با قوانین و آموزش‌های خارج از چارچوب‌های معمول است؛ و در نهایت خصایص محتوایی شامل درک درست از کارآفرینی، درک رفتار کارآفرینانه، توانایی شناسایی استعداد، داشتن تجربة کافی در کارآفرینی و پیوند و ارتباط با دنیای حرفه‌ای است (Hallenga-Brink, 2017). مدرسان کارآفرینی، به‌صورت اجتماعی برانگیخته می‌شوند، نوآور، روشن‌فکر و پیشرو هستند، همیشه به فرصت‌ها می‌اندیشند،
دانش‌محور و دارای چشم‌انداز بوده و تحمل خطر
دارند و به پیشرفت خود گرایش دارند (
Keyhani and Kim, 2020).‌

     آروتی و کاسترو (2020) نیز ویژگی‌های اصلی مدرسان کارآفرینی را به ویژگی‌های میان‌فردی، کارآفرینانه، سازمانی، ارتباطی و اجتماعی تقسیم می‌کنند که جزئیات هریک در جدول (3) نشان داده شده است.

 

جدول 3. ویژگی‌های مدرسان کارآفرینی

(Arruti and Castro, 2020)

میان‌فردی

خودانگیزشی

اتکای به نفس

خوداثربخشی

تعهد

سرسختی و استقامت

احساس مسئولیت

مرکز اسناد درونی بالا

کارآفرینانه

قابلیت اقدام براساس خودآغازگری

خودمختاری

روحیة کارآفرینانه

خلاقیت

نوآوری

مهارت‌های رهبری

تحمل عدم قطعیت بالا

قابلیت ریسک‌پذیری

سازمانی

توانایی تطبیق با محیط

انعطاف‌پذیری و سازگاری با تغییر

روشنفکری

مهارت‌های مدیریت پروژه

توانایی استفاده از روش‌های نوآورانه و فعال

مهارت‌های تصمیم‌گیری

ارتباطی

مهارت‌های ارتباط کلامی و نوشتاری

مهارت‌های دیجیتال

اجتماعی

توانایی کار در قالب تیم

 

 

چالش‌های آموزش کارآفرینی

با بررسی و تحلیل ادبیات می‌توان دریافت که آموزش کارآفرینی و تحقیقات مرتبط با آن، درحال‌حاضر با چالش‌های زیادی روبه‌رو است. برخی از این چالش‌ها به‌صورت زیر است:

1. ایجاد روش‌شناسی‌های تحقیق برای سنجش اثربخشی کارآفرینی؛

2. چالش در محتوا و شیوه‌های آموزش کارآفرینی؛

3. چالش در کیفیت مدرسان و مربیان کارآفرینی؛

4. چالش در پذیرش آموزش کارآفرینی در دانشکده‌ها نسبت به کسب‌وکار؛

5. چالش در ایجاد پیکره‌ای عمومی (مشترک) در زمینه‌های دانشی مختلف؛

6. چالش در اثربخشی روش‌های آموزشی؛

7. چالش در نیازهای یادگیری کارآفرینانی که در حال کار هستند، متناسب با دورة زندگی کسب‌و‌کاری که در آن بسر می‌برند (مقیمی و احمدپور داریانی، 1387).

 

برنامة درسی کارآفرینی

مدرسة کسب‌وکار هاروارد یک برنامة درسی کارآفرینی جامع و مدون تدارک دیده که حاصل تحقیق و بررسی موارد آموزشی متعدد است. در سال اول، تمام دانشجویان دروس یکسانی می‌گذرانند که به آن برنامة آموزشی الزامی گفته می‌شود که مفاهیم پایة مدیریت و مهارت‌های کلیدی مانند مدیریت کارآفرینانه در آن بحث می‌شود. در سال دوم، هریک از دانشجویان از میان دروس مختلف تدارک‌دیده‌شده، مجموعه‌ای از موارد را انتخاب می‌کنند؛ فهرست عناوین درسی به همراه محتوای هریک بدین شرح است:

·      ظهور نظام سرمایه‌داری مدیریتی در ایالات متحده (28 جلسه):

· تأثیرات خلاقانه و تخریبی سرمایه‌داری در ایالات متحده از 1790 تا 1870؛

· ظهور سازمان‌ها از 1870 تا 1920؛

· موفقیت، افسردگی و جنگ از 1920 تا 1945؛

· نوآوری، مالی و قانونگذاری از 1950 تا 2008؛

· رویای آمریکایی از 1790 تا کنون.

·      کشورهای در حال توسعه (راهکارهای کارآفرینانه برای رفع مشکلات):

· این دوره چارچوبی برای درک مشکلات مهم اقتصادی و اجتماعی پنج میلیارد انسان در کشورهای در حال توسعه ارائه می‌کند، به‌طوری‌که دانشجویان به‌صورت تیمی با هدف شناسایی راهکارهای کارآفرینانه برای چنین مشکلاتی اقدام کنند. مطالعات موردی برای شناخت چالش‌ها و راه‌حل‌ها در زمینه‌های مختلفی مانند بهداشت، آموزش، فناوری، برنامه‌ریزی شهری، هنر و علوم انسانی پوشش داده می‌شود.

·      شکست کارآفرینانه (14 جلسه):

· شکست در مراحل اولیه؛

· شکست در مراحل پایانی؛

· شکست از منظر بنیانگذار.

·      تأمین مالی کارآفرینانه (28 جلسه):

· مناسب برای دانشجویانی که قصد دارند در مقطعی از کسب‌وکار خود در کسوت بنیانگذار، سرمایه‌گذار، عضو هیئت‌مدیره یا مشاور با یک نوپای دیگر مشارکت کنند. امکان کار با نوپاها برای تیم‌های دانشجویان امکان‌پذیر می‌شود. جلسات حضوری و مجازی برای استفاده از اساتید مختلف تدارک دیده می‌شود.

·      سرمایه‌داری جهانی و کارآفرینی:

· این دوره دانشجویان را به چالش می‌کشد تا با توجه به دیدگاه رقابتی، عدم تقارن اطلاعاتی، منافع متضاد، شکاف‌های نهادی و قانونی، جغرافیای سیاسی و اختلافات فرهنگی به فکر کسب‌وکار باشند. در این دوره، تصمیمات چالش‌برانگیز کارآفرینان در دوره‌های مختلف بررسی می‌شود و مسائلی مانند نقش رهبران کسب‌وکار، تأثیرات نازیسم، مبارزه برای استقلال هند، دوران آپارتاید افریقای جنوبی و مناقشات خاورمیانه بررسی می‌شود.

·      فروش و بازاریابی کارآفرینانه (28 جلسه):

· شناسایی و درک خریداران: جذب مشتری و مدیریت فروش؛

· تحلیل بازاریابی: انتخاب مشتری، سفر خرید، بازارهای B2B و B2C؛

· تحلیل بازاریابی: قیمت، تست قیمت‌گذاری و مذاکره قیمت؛

· انتخاب کانال و مدیریت کانال؛

· مقیاس‌پذیری ونچر: مدیریت بازاریابی و توسعة کسب‌وکار.

·      کارآفرینی از راه تملک (12 جلسه):

· این جلسات به‌صورت هفتگی برگزار شده و دانشجویان ملزم به انجام تکالیفی در موضوعات مربوط به خرید یک شرکت کوچک مانند بیان اهداف محتمل، اشکال مختلف، شرایط و تأمین مالی، شرایط معامله و مسائل حقوقی، مذاکرات و موارد دیگر مرتبط هستند.

·      پروژه‌ها در مدیریت کسب‌وکار (2 ساعت در هفته):

· در این دوره، دانشجویان باید بتوانند کسب‌وکارهای خود را توسعه دهند که در این راستا از امکانات دانشکده‌های مختلف مانند کتابخانه، استفاده از فضا، مشاوره گروه همسالان خود، انجام آزمایشات میدانی، تعاملات گروهی، دسترسی به متخصصان و مشاوران استفاده می‌شود. در انتهای این دوره دانشجویان باید نقاط قوت و ضعف، اولویت‌های کسب‌وکار، تدوین راهبرد، زمانبندی و تأمین مالی برای مقیاس‌پذیری و مانند آن را درنظر داشته باشند.

·      مدیریت محصولات (به‌صورت هفتگی):

· نقش مدیران محصولات و بنیانگذاران محصولات و کسانی که در مراحل مختلف چرخة عمر محصول مشارکت دارند؛

· استفاده از تکنیک‌هایی برای درک نیازهای مشتری و اعتبارسنجی تقاضای یک محصول؛

· بهترین روش‌ها برای تجربه کاربر و طراحی برنامه؛

· آزمایش محصول و نمونه‌سازی اولیه.

·      مدیریت مالی شرکت‌های کوچک (28 جلسه):

· چگونگی خرید یک کسب‌وکار کوچک؛

· روش‌های مختلف تأمین مالی؛

· چگونگی مدیریت موفق جنبه‌های مالی شرکت‌های کوچک؛

· مسائل مرتبط با رشد شرکت‌های کوچک؛

· مسائل مرتبط با نقدینگی و سودآوری.

·      سفرهای بنیانگذاران (28 جلسه):

· بنیان‌گذاری یک ونچر؛

· ایجاد یک ونچر؛

· بقای یک ونچر.

·      سرمایه‌گذاری (ریسک، سود و تأثیرات) (28 جلسه)

·      مدیریت حقوقی و کارآفرینی (زمانبندی متغیر):

· مسائل مرتبط با استخدام، قراردادها و مسائل کارکنان؛

· مسائل مرتبط با قوانین کپی‌رایت، حق ثبت اختراع، اسرار تجاری، امنیت محیطی؛

· قوانین ورشکستگی؛

· بازارهای مالی؛

· آسیب‌های زیست‌محیطی؛

· اشکال مختلف شرکت؛

· قوانین دولتی.

·      ایجاد بازار (24 جلسه):

· ساختار و اهداف بازارها؛

· دلایل متداول شکست بازارها؛

· راهبردهای راه‌اندازی و مدیریت فضای بازار؛

· انواع سازکارهای بازار.

·      مدیریت آیندة کار (28 جلسه)

·      آیندة فضای کاری (28 جلسه):

· سرمایة انسانی در آینده؛

· دسترسی به استعدادها در سراسر جهان؛

· نابرابری و فشارهای جغرافیایی.

·      مهارت‌های عمومی کارآفرینی (28 جلسه):

· ایده پردازی؛

· مخاطرات؛

· فرصت؛

· مقیاس.

·      مقیاس‌پذیری ونچرهای فناورانه (24 جلسه):

· راهبرد؛

· سرعت؛

· منابع موردنیاز هر مرحله؛

· تیم ارشد؛

· ساختار؛

· همدلی.

 

کارآفرینی و آموزش‌های علمی-کاربردی

رسالت دانشگاه‌ها صرفاً انتقال دانش یا پیشرفت ذهنی نیست، بلکه آموزش‌هایی باید صورت گیرد که قابلیت اشتغال‌پذیری را در افراد ارتقاء دهد (Hwarng, 2001). ازطرف‌دیگر، رسالت آموزش علمی-کاربردی تربیت نیروی انسانی کارآمد، خلاق و کارآفرین است که آموزش کارآفرینی در این مسیر می‌تواند ظرفیت لازم برای کمک به اشتغال دانش‌آموختگان در مراکز علمی-کابردی را داشته باشد (Azizi et al., 2010). آموزش‌های این دانشگاه به‌صورت مهارتی بوده و برگرفته از نیازسنجی واقعی از بازار کار و مبتنی‌بر تحقیقات مستمر است و هدف اصلی آن، ایجاد بستری برای مشارکت سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی در تربیت نیروی انسانی متخصص و موردنیاز بخش‌های مختلف است، به‌طوری‌که دانش‌آموختگان بتوانند دانش و مهارت را توأمان بیاموزند.

     آموزش‌های علمی-کاربردی در ایجاد انگیزه برای راه‌اندازی کسب‌وکار (Ledyaeva et al., 2008) و نیز آغاز به کسب‌وکار و تداوم آن (Jarvi, 2012) و درنتیجه افزایش موفقیت کارآفرینان (Bacigalupo et al., 2016) نقش مؤثری دارد. آموزش‌های علمی-کاربردی دارای رویکردی متقابل و پیشرو است که نسبت به رویکردهای دیگر به شاخص‌های بیشتری نظیر روش تدریس، قابلیت‌های مدرسان، برگزاری کارگاه و امکانات آزمایشگاهی و کمک آموزشی تمرکز دارد (Valerio et al., 2014).

     مقاطع تحصیلی در دانشگاه علمی-کاربردی از کاردانی آغاز می‌شود و در قالب چهار دسته صنعت، کشاورزی، مدیریت و خدمات اجتماعی و فرهنگ و هنر است. تمرکز آموزش‌های علمی-کابردی، آموزش پودمانی به‌مثابه کاربردی‌ترین روش آموزشی است. 

 

کتاب‌شناسی

احمدپور داریانی، م. (1383). تجارب کارآفرینی در کشورهای منتخـب، تهـران: امیرکبیر.

اجاقی، ص.، نادری، ن. و رضایی، ب. (1395). ارزیابی مهارت‌های تدریس کارآفرینی براساس مدل بوریچ: رویکرد آمیخته. فصلنامه علمی پژوهشی تدریس پژوهی، 4 (3)، 129-145.

خنیفر، ح.، رسایی‌فرد، ر. و صفیان بلداجی، م. (1392). رویکرد میان‌رشتگی آموزش کارآفرینی در نظام آموزش عالی. نامه آموزش عالی، 6(24)، 11-34.

 

عزیزی، م. و طاهری، م. (1393). تأثیر آموزش کارآفرینی بر قصد و ویژگی‌های کارآفرینانه دانشجویان. فصلنامه نوآوری و ارزش‌آفرینی، 2(4)، 71-83.

مقصودی، س. (1394). بررسی روش‌های تدریس در آموزش کارآفرینی. نشریه مطالعات آموزشی مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ارتش، 4 (1)، 63-70.

مقیمی، س. م. و احمدپور داریانی، م. (1387). آموزش کارآفرینی در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایران: نیازها و راهکارها. فصلنامه توسعه کارآفرینی. 1 (1). 207-245.

Acs, Z. J. and Audretsch, D. B. (2010). Handbook of Entrepreneurship Research. New York: Springer

Aparicio, G., Iturralde, T. & Maseda, A. (2019). Conceptual structure and perspectives on Entrepreneurship education research: A bibliometric review. European Research on Management and Business Economics, 25(3), 105-
113.

Arruti, A. & Panos-Castro, J. (2020). How do future primary education student teachers assess their entrepreneurship competence? An analysis of their self-perception. Journal of Entrepreneurship Education, 23(1), 1-13.

Azizi, B.; Farajollah Hosseini, J.; Hosseini, S. M. and Mirdamadi, M. (2010). Factors influencing the development of entrepreneurial education in Iran’s applied-scientific educational centers for agriculture. American Journal of Agricultural and Biological Sciences, 5(1), 77-83.

Bacigalupo, M., Kampylis, P., Punie, Y. & Van den Brande, G. (2016). EntreComp: The entrepreneurship competence framework. Luxembourg: Publication Office of the European Union, 10, 593884.

Birch, D. L. (1987). Job Creation in America: How Our Smallest Companies Put the Most People to Work. New York: Free Press.

Dreisler, P. (2008). Entrepreneurship: From Opportunity to Action: The Entrepreneurial Process. In Teaching Entrepreneurship (pp. 5-13). Physica-Verlag HD.

Dzisi, S. (2008). Entrepreneurial activities of indigenous African women: a case of Ghana. Journal of Enterprising Communities: People and Places in the Global Economy, 2(3), 254-264.

Fretschner, M. & Weber, S. (2013). Measuring and understanding the effects of entrepreneurial awareness education. Journal of small business management, 51(3), 410-428.

Gibb, A. A. (1993). The Enterprise Culture and Education: Understanding Enterprise Education and Its Links with Small Business, Entrepreneurship and Wider Educational Goals. International Small Business Journal, 11, 11-34.

Hallenga-Brink, S. (2017). Teaching Entrepreneurship: To Be the Wind under Students’ Wings. Proceedings of the 13th International CDIO Conference, Canada: University of Calgary.

Hornsby, J. S., Messersmith, J., Rutherford, M. & Simmons, S. (2018). Entrepreneurship everywhere: across campus,
      across communities, and across borders.
Journal of Small Business Management, 56(1), 4-10.

Hwarng, H. B. (2001). A modern simulation course for business students. Interfaces, 31(3), 66-75.

Järvi, T. (2012). Teaching entrepreneurship in vocational education viewed from the regional and field perspectives. Journal of Vocational Education & Training, 64(3), 365-377.

Katz, J. A. (2003). The chronology and intellectual trajectory of American entrepreneurship education: 1876–1999. Journal of business venturing, 18(2), 283-300.

Keyhani, N. and Kim, M. S. (2020). A systematic literature review of teacher entrepreneurship. Entrepreneurship Education and Pedagogyy, 1-20.

Kourilsky, M. L. (1995). Entrepreneurship Education: Opportunity in Search of Curriculum. Published in Business Education Forum.

Küttim, M., Kallaste, M., Venesaar, U. & Kiis, A. (2014). Entrepreneurship education at university level and students’ entrepreneurial intentions. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 110, 658-668.

Ledyaeva, S., Gustafsson-Pesonen, A., Mochnikova, E., & Vasilenko, D. (2008). Russian students’ perceptions of entrepreneurship. Results of a survey in three St. Petersburg universities. Entrepreneurship development—project, 2.

Ligthelm, A. (2007). Survival analysis of small informal businesses in South Africa 2007–2010. Eurasian Business Review, 1, 160–179.

Martin, B. C., McNally, J. J. & Kay, M. J. (2013). Examining the formation of human capital in entrepreneurship: A meta-analysis of entrepreneurship education outcomes. Journal of business venturing, 28(2), 211-224.

Mcmullan, W. E. & Long, W. A. (1987). Entrepreneurship education in the nineties. Journal of Business Venturing, 2(3), 261-275.

Mojica, M. N., Gebremedhin, T. G. & Schaeffer, P. V. (2010). A county-level assessment of entrepreneurship and economic development in Appalachia using simultaneous equations. Journal of Developmental Entrepreneurship, 15(01), 3-18.

Neck, H. M. & Greene, P. G. (2011). Entrepreneurship education: known worlds and new frontiers. Journal of small business management, 49(1), 55-70.

Newbold, K. F., & Erwin, T. D. (2014). The education of entrepreneurs: An instrument to measure entrepreneurial development. Journal of Business and Entrepreneurship26(1), 141-178.

Pacheco, D. F., Dean, T. J. & Payne, D. S. (2010). Escaping the green prison: Entrepreneurship and the creation of opportunities for sustainable development. Journal of Business Venturing, 25(5), 464-480.

Pittaway, L. & Edwards, C. (2012). Assessment: examining practice in entrepreneurship education. Education+ Training, 54(8/9), 778-800.

Pittz, T. G. (2014). A model for experiential entrepreneurship education. Journal of Business & Entrepreneurship, 26(1), 179-192.

Praag Van, C. M., & Versloot, P. H. (2007). What is the value of entrepreneurship? A review of recent research. Small business economics, 29(4), 351-382.

Shartrand, A., Weilerstein, P., Besterfield-Sacre, M. & Golding, K. (2010). TECHNOLOGY ENTREPRENEURSHIP PROGRAMS IN U. S. ENGINEERING SCHOOLS: COURSE AND PROGRAM CHARACTERISTICS AT THE UNDERGRADUATE LEVEL. In American Society for Engineering Education. American Society for Engineering Education.

Sluis Van der, J., Van Praag, M. & Vijverberg, W. (2008). Education and entrepreneurship selection and performance: A review of the empirical literature. Journal of economic surveys, 22(5), 795-841.

Solomon, G. (2007). An examination of entrepreneurship education in the United States. Journal of small business and enterprise development, 14(2), 168-182.

Solomon, G. T., Duffy, S. & Tarabishy, A. (2002). The state of entrepreneurship education in the United States: A nationwide survey and analysis. International journal of entrepreneurship education, 1(1), 65-86.

Souitaris, V., Zerbinati, S. & Al-Laham, A. (2007). Do entrepreneurship programmes raise entrepreneurial intention of science and engineering students? The effect of learning, inspiration and resources. Journal of Business venturing, 22(4), 566-591.

Torrance, W. E. (2013). Entrepreneurial campuses: Action, impact, and lessons learned from the Kauffman Campuses Initiative. Ewing Marion Kauffman Foundation Research Paper.

Valerio, A., Parton, B. & Robb, A. (2014). Entrepreneurship education and training programs around the world: dimensions for success. The World Bank.

Vuuren Van, J. J. & Nieman, G. H. (1999, June). Entrepreneurship education and training: A model for syllabi/ curriculum development. In 44th ICSB World Conference Proceedings.