روز دوم آگوست 1990 ارتش عراق مرزهای بینالمللی را پشت سر گذاشت و وارد کشور کویت شد. در همین روز شورای امنیت سازمان ملل بلافاصله تشکیل جلسه داد و قطعنامهای را به تصویب رساند که به قطعنامه شماره 660 شناخته میشود. در این قطعنامه از عراق خواسته شده بود بلافاصله و بدون هرگونه قید و شرطی نیروهای خود را از کویت خارج کند و به مواضع پیشین برگردد. دولت عراق این قطعنامه را نپذیرفت. شورای امنیت، چهار روز بعد در 6 اوت، قطعنامه 661 را تصویب و تحریمهایی را علیه عراق وضع کرد. در این قطعنامه، عراق بهعلت نقض حاکمیت دولتی مشروع و نپذیرفتن قطعنامه 660 مشمول تحریم اقتصادی شناخته شده و هرگونه دادوستد بهجز اقلام دارویی و نیازهای بشردوستانه با آن کشور ممنوع شد. با ایستادگی عراق بر موضع خود، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامههای دیگری را یکی از پی دیگری به تصویب رساند که مضمون آنها تشدید تحریمها و اعلام مناطق پرواز ممنوع بر فراز عراق بود. سرانجام، شورای امنیت برخلاف رویه مرسوم با شتاب بهسوی تدارک قطعنامه مداخله نظامی رفت و قطعنامه شماره 678 را صادر کرد. این قطعنامه مصوب 29 نوامبر 1990 خواستار اعزام نیرو برای وادار کردن ارتش عراق به عقبنشینی از کویت و بازگرداندن صلح و امنیت در منطقه شد. در قطعنامه به عراق اخطار داده شده بود که اگر تا 15 ژانویه 1991 قطعنامههای پیشین شورای امنیت را اجرا نکند، کشورهای عضو سازمان ملل در همکاری با کویت «همه امکانات مقتضی» را برای وارد کردن ارتش عراق به خروج از کویت بهکار خواهند برد.
روز 16 ژانویه، یک روز بعد از پایان مهلت مقرر، نیروهای ایالات متحده برای اجرای قطعنامه شورای امنیت اقدامات نظامی را آغاز کردند که پیش از این تدارکات آن را فراهم کرده بودند. بهاینترتیب، جنگی بهوسیلة ائتلافی به رهبری ایالات متحده علیه ارتش صدام و کشور عراق به راه افتاد که مدیریت آن نه در دست سازمان ملل بلکه در دست ایالات متحده بود. ایالات متحده شش روز بعد از ورود ارتش عراق به خاک کویت، اعزام نیرو به عربستان را آغاز کرده بود. جرج بوش (پدر)، رئیسجمهور ایالات متحده، این اقدام را دفاع از عربستان سعودی و برای بیرون راندن بیقید و شرط نیروهای عراق از کویت و محافظت از امنیت و ثبات در منطقه خلیج فارس اعلام کرد (International Herlad Tribune, 1990). شش روز بعد نیز جرج بوش بار دیگر اعلام کرد که برای تضمین جریان آزاد نفت از خلیج فارس، که برای حفظ اشتغال، زندگی و آزادی مردم امریکا، دوستان این کشور و همه کشورهای جهان امری ضروری است، از هیچ اقدامی کوتاهی نخواهد کرد (Ibid, Agust 16). چهار روز بعد نیز (19 اوت) هنری کیسینجر وزیر امور خارجه ایالات متحده در لوسآنجلس تایمز اعلام کرد که اگر تحریمها به نتیجه نرسد، باید به یک عمل جراحی بزرگ دست زد و ارتش عراق را در هم کوبید (Los Angeles Times, Agust 19, 1990). جرج بوش روز 31 اکتبر بدون منتظر ماندن برای مجوز سازمان ملل متحد یک نقشه سری برای حمله گسترده هوایی به عراق تنظیم کرد. اعزام نیروهای امریکا به خلیج فارس بهسرعت پیش رفت، طوریکه پیش از تصویب قطعنامه 678، ایالات متحده بیش از 000,400 نیرو در خلیج فارس داشت.
سازمان ملل متحد برای حفظ امنیت بینالمللی و دفع تجاوز علیه کشورهای عضو از دو سازوکار متفاوت، یکی مسالمتآمیز و دیگری قهرآمیز، بهره میگیرد. سازوکار مسالمتآمیز که در فصل ششم منشور آمده است شامل مذاکره، میانجیگری، حکمیت، توسل به سازمانهای منطقهای و از این قبیل است. در موضوع اشغال کویت، سازمان ملل از سازوکار مسالمتآمیز ازجمله موضوع اصل 33 منشور ملل متحد چندان بهره نگرفت و خیلی سریع بهسوی اقدام نظامی رفت. در قطعنامه شماره 660 به مذاکره برای متقاعد کردن عراق به عقبنشینی اشاره شده بود، اما هیچ سازوکار عملی برای آن در نظر گرفته نشده بود. قطعنامه 678 بر مبنای فصل هفتم منشور به تصویب رسید که مختص اقدامات قهرآمیز سازمان ملل متحد است و در دوره جنگ سرد با توجه به حق وتوی پنج کشور دایم عضو شورای امنیت، اتخاذ چنین تصمیمی کمتر میسر بوده است. تصویب این قطعنامه با تلاشها و رایزنیهای فشرده ایالات متحده و آغاز فروپاشی اتحاد شوروی امکانپذیر شد. اتحاد شوروی در این زمان برای بیرون آمدن از چنگ دشواریهای دامنگیر به یک وام کلان نیاز داشت. گرچه ایالات متحده نمیتوانست این وام را در اختیار دولت شوروی به رهبری گورباچف قرار دهد، اما عربستان سعودی متحد امریکا از چنین امکانی برخوردار بود. جرج بوش شخصاً با گورباچف وارد مذاکره شد و مساعدت برای فراهم کردن و اعطای این وام را با خودداری شوروی از وتوی طرح قطعنامه پیوند زد. بهاینترتیب، عربستان سعودی یک وام 41 میلیارد دلاری را در اختیار گورباچف قرار داد و شوروی از وتوی قطعنامه چشمپوشی کرد (Koshy, 1997: 3011-3020). از دیگر اعضای دایم شورای امنیت (اعضای دارای حق وتو)، چین به قطعنامه 678 رای ممتنع داد. کوبا و یمن، که در این مقطع از اعضاء غیردایم بودند، تنها کشورهایی بودند که امتیاز پیشنهادی امریکا را رد کردند و به قطعنامه رای منفی دادند. بسیاری از ناظران این قطعنامه را بهمنزله «کارت سفید» سازمان ملل به ایالات متحده و ائتلاف تحت رهبری آن بهشمار آوردهاند (Parsons, 1995, 62). جرج بوش از این جریانات بهعنوان پیدایش «نظم نوین جهانی» یاد کرد. اشاره او به پایان جنگ سرد و فراهم شدن فضا برای اقدام مشترک اعضای سازمان ملل متحد در حلوفصل مسائل بینالمللی بود.
ایالات متحده، که اعزام نیرو به خلیج فارس را پیش از تصویب قطعنامه 678 شروع کرده بود، با تصویب این قطعنامه سرعت تازهای به آن داد. بیش از 700 ناو، ناوشکن، زیردریایی، ازجمله زیردریاییهای مجهز به سلاحهای هستهای وارد خلیج فارس شدند. دیک چنی، وزیر دفاع امریکا، برای رسیدن به مقاصد حتی گزینه حمله اتمی را منتفی ندانست. هدایت عملیات نظامی علیه ارتش عراق در دست ایالات متحده قرار گرفت نه در دست شورای امنیت. در شیوه معمول، شورای امنیت میبایست برای هدایت عملیات بهطور منظم تشکیل جلسه دهد و اقدامات نظامی را از نزدیک زیر نظر داشته باشد، اما در این جنگ شورای امنیت در واقع به ایالات متحده «کارت سفید» داده بود و عملیات نظامی را از نزدیک نظارت نمیکرد. نیروی ائتلاف نیز در عملیات نظامی از واشنگتن دستور میگرفتند و نتایج کار خود را به واشنگتن گزارش میدادند (International Herald Tribune, 1995). شورای امنیت تا پایان عملیات موسوم به «طوفان صحرا» تشکیل جلسه نداد.
دوکویار، دبیرکل سازمان ملل متحد، از جریان وقایع در جنگ ائتلاف با ارتش عراق اظهار ناخشنودی کرد و از اینکه بهعنوان نماینده کلیت سازمان ملل و داشتن مسئولیت در برابر کل اعضا و نیز مردم جهان، بر جریان جنگ نظارت کافی نداشته است نارضایتی خود را به شیوه زیر بیان داشت: «جنگ خلیج [فارس] جنگ سازمان ملل نبود و شورای امنیت تنها بعد از صورت گرفتن اقدامات از آنها مطلع میشد.
قطعنامه 686، که در 2 مارس 1991 صادر شد، پایان اشغال کویت را اعلام کرد. در قطعنامه 686 درخواستهای سازمان ملل متحد از عراق بهعنوان شرط آتشبس بهشرح زیر اعلام شد: اعلام الغای الحاق کویت به عراق، قبول تقصیر در مورد خسارتهای جهانی و مالی وارد آمده بر کویت از جانب دولت عراق، برگرداندن داراییهای شهروندان کویتی، امتناع از هرگونه عمل مخاصمتآمیز یا تحریکآمیز علیه هریک از دولتهای عضو، آزاد کردن زندانیان جنگی، نظارت سازمان ملل بر نابود کردن سلاحهای کشتار جمعی، موشکهای قارهپیما و مواد هستهای که دارای کاربرد نظامی باشد. فهرست درخواستهای سازمان ملل از دولت عراق بسیار طولانی بود. تا این زمان سابقه نداشته است که سازمان ملل متحد چنین تحمیلی را بر یکی از کشورهای عضو روا داشته باشد.
بعد از پیروزی ائتلاف بر ارتش صدام و پذیرش آتشبس با شرایط ذکرشده، جرج بوش ظهور «نظم نوینی» را در جهان بشارت داد. این نظم نوین میبایست جانشین شرایط دوران جنگ شود که فروریختن دیوار برلن پایان آن را نوید داده بود. جرج بوش در سخنرانی معروف خود چنین گفت: «اکنون میتوانیم ببینیم که جهانی تازه در دیدرس قرار میگیرد، جهانی که در آن چشماندازی کاملاً واقعی برای یک نظم نوین جهانی وجود دارد. جهانی که در آن آزادی، احترام به حقوق بشر در میان تمام ملتها جایگاهی پیدا میکند» (New York Times, 1991).
بااینحال با توجه به آنچه در بالا آمد میتوان گفت سازمان ملل متحد در جنگ علیه تجاوز ارتش عراق به کویت وظایف خود را بهشیوه معمول و منطبق با منشور ملل متحد انجام نداد و در این وقایع اساساً ایالات متحده بهجای سازمان ملل عمل کرد و طبیعتاً هدفهای استراتژیک خود را به پیش برد.