آمادگی مسیر حرفهای
آمادگی مسیر حرفهای فرایند آموزش مهارتهای مرتبط با جستوجو، کسب، حفظ و پیشرفت در طول مسیر شغلی است. این مفهوم شامل ایدهها، مفاهیم و مهارتهایی است که هر دانشجو برای موفقیت در دنیای کار به آنها نیازمند است.
آمادگی مسیر حرفهای دستیابی و نشان دادن صلاحیتهای لازمی است که بهطور گسترده دانشآموختگان دانشگاهی را برای گذار موفقیتآمیز به محیط کار آماده میکند. این شایستگیها و صلاحیتها عبارتاند از: تفکر انتقادی، حل مسئله، تمرین استدلال صحیح برای تجزیهوتحلیل مسائل، تصمیمگیری و غلبه بر مشکلات (Mishkind, 2014).
آمادگی شغلی
آمادگی شغلی فرایندی است که طی آن افراد جامعه هدف متناسب با تواناییها، علایق، ظرفیتها و با درنظر داشتن منابع موجود، آموزشهای مختلف اعماز رسمی و غیررسمی را دریافت و برای استفاده از فرصتهای شغلی یا راهاندازی طرحهای کسبوکار آماده میشوند (دستورالعمل آمادهسازی...، 1392). به گفتة بِرَدی (2010) مهارتهای آمادگی شغلی شامل توانایی سازگاری با فرهنگ کار جدید، تمایل و توانایی یادگیری چیزهای جدید، انعطافپذیری در سازگاری با تغییر، داشتن اخلاق کاری خوب، داشتن مهارتهای بینفردی و داشتن تناسب اندام و هوشیاری ذهنی است.
فرایند آمادگی حرفهای
آرولمانیها مدل فرایند آمادگی حرفهای را برای راهنمایی شغلی و کاریابی مطرح کردهاند. براساس این مدل:
1. آمادگی شغلی و تصمیمگیری شغلی یک فرایند است؛
2. درک خود و جهتگیری شغلی فرد نسبت به دنیای کار دقیقاً با ماهیت رشد شخصی ارتباط دارد؛
3. رشد حرفهای بهنجار ناشی از رشد علائق و نگرشهای حرفهای، هماهنگی نیمرخ شخص با مشاغل مناسب و سپس آمادگی برای ورود به یکی از این مشاغل است؛
4. رشد حرفهای درون یک زمینه فرهنگی و اجتماعی رخ میدهد که درون این محیط متغیرهای اجتماعی و اقتصادی و باورهای شغلی با یکدیگر تعامل دارند و روی منابع خودکارآمدی اثر میگذارند و این عوامل وظایف رشد حرفهای را تحتتأثیر قرار میدهد؛
5. بعضی گروهها تحتتأثیر باورهای شغلی منفی قرار میگیرند و بهصورت فوری و بدون مهارت، مستعد ورود به دنیای کار میشوند؛
6. در این فرایند، کار ناامن یا ثمربخش در آینده نتیجة تواناییهای شخصی و رضایت شغلی است (Arulmani & Arulmani, 2004).
ارتباط آموزشهای علمی-کاربردی و آمادگی حرفهای
آموزشهای علمی-کاربردی آموزشهایی است که با هدف ارتقاء و انتقال دانش کار، ایجاد مهارتها، افزایش بهرهوری، بههنگام کردن و ارتقاء معلومات و تجارب شاغلان، رشد استعدادهای بارز و به فعلیت درآوردن استعدادهای نهفته برای تصدی مشاغل و حرف گوناگون انجام میشود تا توانایی افراد را برای انجام دادن کاری که به آنها محول میشود به سطح مطلوب برساند (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1373: 5).
این تعریف در زمرة مفهوم عام آموزشهای علمی-کاربردی است. اما در مفهوم خاص، آموزشهای علمی-کاربردی از آموزشهای فنّی-حرفه ای متمایز میشود. مهمترین وجه این تمایز، تفاوت در نوع مهارت دانشآموختگان این دو نظام آموزشی است. بروندادهای نظام فنّی-حرفهای عمدتاً از مهارتهای یدی برخوردارند، اما بروندادهای نظام علمی-کاربردی بهواسطة آشنایی با مبانی علمی حرفه و شغل از مهارتها و تواناییهای ذهنی نیز برخوردارند و بنابراین قابلیت تصدی مشاغل سطوح بالاتر را دارند. سازمان بینالمللی کار مشاغل مرتبط با صنعت را در شش سطح 1. سطح غیرماهر؛ 2. سطح تکنسینی؛ 3. سطح نیمهماهر؛ 4. سطح تکنولوژیست (مهندسی)؛ 5. سطح ماهر؛ 6. سطح خبره و متخصص فناوری دستهبندی کرده است. بهجز سطح غیرماهر که نیازمند آموزش خاصی نیست، بقیة سطوح با توجه به فعالیتی که از آنان انتظار میرود به درجاتی از آموزش نیاز دارند. هرچه بهسوی سطوح بالاتر شغلی حرکت کنیم، از درجة غلظت آموزشهای مهارتی کاسته میشود. در سطوح شغلی، سطح کارگر ماهر در حد پایان تحصیلات متوسطه، سطح تکنسینی در حد کاردانی، سطح تکنولوژیست در حد کارشناسی و سطح متخصص فناوری در حد کارشناسی ارشد و دکترا قرار دارد. تا سطح کارگر ماهر، آموزشها متوجه ایجاد یک مهارت برای شغلی معین است (آموزش فنّی-حرفهای). از سطح تکنسینی، ضمن آموزش مهارتهای یدی، درجاتی از پرورش مهارتهای ذهنی مانند مهارتهای ادراکی و مهارتهای تشخیص و حل مسئله نیز مدنظر قرار میگیرد و لذا آموزش اصول و مبانی علمی حرفه نیز وارد محتوای آموزشی میشود (آموزش علمی-کاربردی). بنابراین آموزشهای علمی-کاربردی از این نظر که معطوف به شغل است با آموزشهای فنّی-حرفه ای و از این جنبه که به مبانی علمی مشاغل توجه دارد با آموزشهای عالی فصل مشترک دارد (خرقانی و سلسله، 1388).
مهارتهای پنجگانه در آمادگی حرفهای
به اعتقاد آلون (2001)، افراد برای حرفهای بودن باید مهارتهای پنجگانة خود را تقویت کنند. به اعتقاد وی، افرادی که دارای این مهارتها باشند، اضطراب کمتری برای تصمیمگیری شغلی دارند و بیشتر در رفتارهای اکتشاف شغلی درگیر میشوند. این رویکرد پیشنهاد میکند که باز بودن ذهن، یکی از صفات شخصیتی ضروری برای هر فردی در محیط کاری است، زیرا امروزه تغییرات سریعی در محیط کار رخ میدهد. طبق پیشبینی این رویکرد، افرادی که ذهن باز دارند دارای مهارتهایی هستند که برای ایجاد، تشخیص و استفاده از فرصتها بوده و میتواند آموخته یا کسب شود (دیندوست و دیگران، 1391).
این مهارتهای پنجگانه به شرح زیر است:
1. انعطافپذیری: به معنی تغییر نگرشهای خود در محیطهای گوناگون است. مثلاً، شخصی برای اینکه بتواند در مکانی مذهبی کار کند، ممکن است نگرشهای دینی خود را تقویت کند یا اگر فردی نتواند به شغل موردنظرش برسد، به کاری اشتغال میورزد که تا حدودی مشابه آن شغل باشد.
2. خوشبینی: یعنی پیگیری شرایط جدید و یافتن موقعیتهای برتر.
3. خطرپذیری: یعنی فرد یاد میگیرد که خطر کردن در مقابل حوادث غیرقابل پیشبینی را بپذیرد.
4. پشتکار: زمانی است که فرد باید عقبنشینی کند و این کار را نمیکند. مقاومت در واقع سمج شدن و رها نکردن است.
5. کنجکاوی: در واقع قرار گرفتن در معرض شرایط یادگیری جدید است که ممکن است خود به ما نقطهنظر یا راهی را نشان دهد (طباطبایی و لسانی، 1395).
عوامل اصلی آمادگی حرفهای
پدیدة حرفهای شدن مشاغل را میتوان در پیوستاری تصویر کرد که یک قطب آن وجود ارزشهای حرفهای ایدهآل و قطب دیگر پراکندگی و عدم وجود هرگونه اشتراک ارزشهای حرفهای است. در راستای چنین پیوستاری عوامل اصلی حرفهای شدن یک شغل یا تخصص را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1. یک حرفه دارای چارچوب نظری سیستمی است. مهارتهای حرفهای از راه فرایند آموزش طولانی کسب میشود. مجموع اطلاعات مربوط به آن بهصورت یک بدنة مشخص از دانش شکل میگیرد و آماده شدن برای عضویت آن، نیاز به دانش و تجربه کافی دارد.
2. آمادگی حرفهای از راه کسب دانش لازم در آن زمینه بهدست میآید.
3. پذیرش اجتماعی وسیعی در اعمال اختیارات تخصصی بهوجود میآید.
4. در یک حرفه، اخلاق حرفهای ویژهای دیکته میشود که ارتباط بینشخصی عضو خاص را با سایر اعضا و افراد و سازمانهایی که با او در تماس هستند برقرار میکند.
5. در هر حرفة شناختهشده فرهنگ خاصی حاکم است که نقش اجتماعی اعضای آن حرفه را بهوجود میآورد (میرسپاسی، 1386).
تجربة عملی آمادگی حرفهای در استرالیا
برنامة پیادهشده در یکی از دانشکدههای دانشگاههای استرالیا تجربة مفیدی از برنامة آمادگی حرفهای عرضه میکند. این مطالعه با استفاده از الگوی آمادگی حرفهای با نام لایف بوی که بهتازگی مفهومسازی شده است، روشهای همکاری یکی از دانشگاههای استرالیا با صنعت را کشف میکند. این مطالعه، ویژگیهای آمادگی حرفهای را در دانشجویان در محیطهای آزمایشی و مصنوعی توسعه میدهد و تقویت میکند و اقدامات مبتکرانة دانشگاهمحور را برای توسعة ویژگیهای آمادگی حرفهای بهکار میبندد. تجزیهوتحلیل اسناد مربوط به دورة اقدامات، آمادگی حرفهای در دانشگاه را به هشت جز مدل لایف بوی طبقهبندی کرده است که پیشنهاد میدهد این چارچوب میتواند برای هدایت دانشگاهها در همکاری بهتر با صنعت مفید واقع شود. این تحقیق از رویکرد مطالعه موردی استفاده کرده و تمرکز آن بر دانشکده PCPM در یک دانشگاه بزرگ استرالیا بوده است. اجزای مدل استفادهشده به شرح زیر است:
1. اعتمادبهنفس: برنامههای یادگیری دوبهدو برای تسهیل انتشار دانش بین دانشجویان و تقویت اعتمادبهنفس دانشگاهی؛
2. آمادهسازی کافی: آگاهسازی دانشجویان از روندهای فعلی صنعت از راه خبرنامه، وبلاگ و مکاتبات و برنامههای مشاوره صنعت برای تسهیل تعامل بین کارفرمایان صنعت و دانشجویان؛
3. انتقال آرام: فراهم کردن فرصتهای شبکهای برای دانشجویان برای تعامل با متخصصان صنعت، پلتفرمهای مسیر شغلی که بهکمک آن دانشجویان میتوانند فرصتهای شغلی را جستوجو کنند؛
4. بنیان محکم: ارائة دورههای اصلی به همراه برنامهها برای پوشش دانش موردنیاز برای عملکرد موفقیتآمیز در حرفة پیشبینیشده؛
5. آموزش یکپارچة حرفه: پیشنهاد دورههای آموزشی یکپارچة حرفه به همراه برنامههای آنها؛
6. کارکنان باتجربه در صنعت: داشتن کادر آموزشی باتجربة صنعت واقعی؛
7. پیوندهای محکم با صنعت: گردهماییهای سالانة صنعت بهمنزلة رویدادهای شبکهای برای دانشجویان، کارمندان و متخصصان صنعت انجام وظیفه میکنند. همینطور جوایز و بورسیههایی که متخصصان صنعت آنها را حمایت میکنند تا دستاوردهای دانشجویان درون دانشگاه را بشناسند.
8. سیستمهای پشتیبانی: برنامههای مربیگری صنعت که بهکمک آنها دانشجویان میتوانند به حرفههایی در رشتههایی متصل شوند که میخواهند در آنها استخدام شوند (Borg, et. al., 2017).
روش عملی آمادگی شغلی
در این روش که از استانداردهای آمادگی شغلی بهره برده شده است میتوان وظایف زیر را بهترتیب مشاهده کرد:
1. بررسی و شناخت مشاغل موردنظر که ازجمله مهارتهای آن میتوان به بررسی نیازهای مهارتی، نظری و دانشگاهی گروههای شغلی اشاره کرد. همینطور میبایست وضعیت بازارکار و اشتغال مشاغل موردنظر را نیز بررسی کرد.
2. بررسی محیط کار و فعالیتها. ازجمله مهارتهای مربوط به این بند میتوان به بررسی فرایند کاری مشاغل موردنظر و احصا توالی کارها اشاره کرد.
3. بررسی و شناخت مواد، تجهیزات، ابزار و ماشینآلات مربوط. میبایست نحوة عملکرد ابزار و ماشینآلات را بررسی کرد و ایمنی و بهداشت کار با تجهیزات را نیز از نظر دور نداشت.
4. بهکارگیری موضوعات و مسائل جانبی شغل موردنظر مانند ایمنی، اقتصادی، سختی و پیچیدگی کار. در این قسمت آیتمهای دریافتی حقوق و مزایای شغلی موردنظر و نکات ایمنی و بهداشتی کار را باید بهدقت موردبررسی قرار داد.
5. شناسایی و تعریف مسئله و ارائة راهحل مسئله. فهم دقیق و فرمولبندی مسئله و بهکارگیری بهترین راهحل ازجمله مهارتهای این قسمت از آمادگی شغلی است.
6. تصمیمگیری حل مسئله. از مهارتهای مهم در این زمینه میتوان به جمعآوری اطلاعات، ارزیابی پیامدها و تجزیهوتحلیل برای بررسی خطرات احتمالی اشاره کرد.
7. مدیریت اضطراب و بیان نافذ و گفتار تأثیرگذار. شناخت ماهیت اضطراب و دلایل ایجاد اضطراب و توانایی برقراری ارتباط مؤثر و فصاحت و بلاغت در گفتار ازجمله مهارتهای کاربردی در این بخش میباشد.
8. تعاریف عناصر ارتباطی. بهکارگیری مهارتهای ارتباطی و کلیدهای برقراری ارتباط در این بخش حائز اهمیت فراوان است.
9. انتقال و دریافت پیام. برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی و بهکارگیری تکنیکهای مؤثر در فرایند گوش دادن از مهارتهای مهم در این قسمت میباشد.
10. بهکارگیری راهبردها و تاکتیکهای مذاکره. بهکارگیری مفاهیم راهبرد مذاکره و شناسایی شیوههای مذاکره را میتوان از مهارتهای این گروه نام برد.
11. ادراک و ارتباط در مذاکرات. توانایی همدلی، گوش دادن و مهارتهای ارتباطی از نمونه مهارتهای مورداستفاده در اراتباطات مذاکره میباشد.
12. بهکارگیری اصول و فنون مذاکرات اثربخش.
13. مشارکت دادن افراد در کار گروهی. تشکیل کارگروه برای سازمان و انجام نمونه کار گروهی برای افراد ازجمله مهارتهای این بخش است.
14. حل تعارض در کارهای گروهی. بهکارگیری روشهای حل تعارض و بررسی اشکال مختلف تعارض در این قسمت حائز اهمیت میباشد.
15. کار گروهی و تیمی. از مهارتهای این قسمت میتوان به اجرای بازی برد-برد و تشکیل تیمهای کاری نیمهمستقل اشاره کرد (سازمان آموزش فنّی و حرفهای کشور، 1394).
کتابشناسی
باقری، خ. (1377). تربیت حرفهای در بستر دیدگاه اسلام. فصلنامه روششناسی علوم انسانی، 4، 38-52.
خانلری، ا. (1387). جایگاه مشاوره در ارتباط با هدایت تحصیلی- شغلی، مجله مدارس، 6، 112-116.
خرقانی، س. و سلسله، م. (1388). "آموزش علمی-کاربردی: نظام آموزشی مجاور یا رکنی اساسی در آموزش عالی؟"، کنفرانس آموزش مهندسی در 1404.
دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی (1373). نظام آموزشهای علمی-کاربردی، مصوب جلسه 344 شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهران.
دستورالعمل آمادهسازی شغلی جامعه هدف سازمان بهزیستی، 1392، بازیابی از www.behzisti.ir
دولان، ش. و رندال، ش. (1384). مدیریت منابع انسانی. (ترجمه محمدعلی طوسی و محمد صائبی). تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی.
دیندوست، ل.، عابدی، م.ر. و بهرامی، ف.(1391). تأثیر مشاوره گروهی مسیر شغلی به سبک رویکرد تصادفی برنامهریزیشده بر پرورش مهارتهای آمادگی فرصتیابی حرفهای دانشجویان دانشگاه اصفهان. فصلنامه مشاوره شغلی و سازمان، 4(13)، 140-155.
سازمان آموزش فنّی و حرفهای کشور (1394). استاندارد آموزش شایستگی آمادگی شغلی. دفتر طرح و برنامههای درسی معاونت آموزش.
طباطبایی، س. س. و لسانی، م. (1395). اعتباریابی آمادگی فرصتیابی حرفهای مبتنیبر رویکرد حداقل مربعات جزئی. فصلنامه اندازهگیری تربیتی، 7(26)، 199-244.
عزیزی، ن. (1382). آموزش و پرورش و بازار کار: آمادهسازی جوانان با صلاحیتها و مهارتهای اساسی. مجله علوم اجتماعی و انسانی، 20(1)، 58-70.
قانعیراد، م. ا. (1392). آموزش عالی در میانه تعارضهای شغلگرایی جدید و حرفهگرایی مدنی و مردممدار. فصلنامه انجمن آموزش عالی ایران، 6(1)، 1-28.
کریمی، م. (1387). ضرورت توسعه آموزشهای فنّی و حرفهای براساس نیاز بازار کار. هفتهنامه بازار کار، 8(402)، 3.
میرسپاسی، ن. (1386). نقش مدیران حرفهای در توسعه «ضرورت حرفهای کردن مدیریت در جامعه»، فصلنامه علوم مدیریت، 1(2)، 33-53.
هاشم مطوری، ح. (1397). مدل سهگانه معنا در شغل: شغل بهعنوان امرار معاش، شغل بهعنوان مسیر پیشرفت و شغل بهعنوان رسالت. مجله رویش روانشناسی، 7(5)، 75-96.
Abbott, A. (2014). The system of professions: An essay on the division of expert labor. Chicago: University of Chicago press.
Allen, T. J., & Katz, R. (1986). The dual ladder: motivational solution or managerial delusion?. R&d Management, 16(2), 185-197.
Arulmani, G. & Arulmani, S. N. (2004). Career Counselling. New Delhi: Tat Mcgraw-Hill Companies.
Borg, J., Turner, M., & Scott-Young, C. (2017). Fostering Student Work Readiness–a University Case Study. EPiC Series in Education Science, 1, 196-209.
Brady, R. P. (2010). Work Readiness Inventory. Indianapolis, IN: JIST.
Ciulla, J. B. (2001). The working life: The promise and betrayal of modern work. New York: Crown Business Books.
Erdogmus, N. (2004). Career orientations of salaried professionals: The case of Turkey. Career Development International, 9(2), 153-175.
Freidson, E. (1994). Professionalism Reborn: Theory, Prophecy and policy. Cambridge: Polity Press.
Law, B., Meijers, F., & Wijers, G. (2002). New perspectives on career and identity in the contemporary world. British Journal of Guidance and Counselling, 30(4), 431-449 .
Leicht, K. & Fennell, M. L. (2001). Professional work: A sociological approach. New York: Wiley.
Mishkind, A. (2014). Overview: State Definitions of College and Career Readiness. College and Career Readiness and Success Center.
Nelson, R. R. & Condrin, J. L. (1987). A vocational readiness and independent living skills program for psychiatrically impaired adolescents. Occupational therapy in mental health, 7(2), 23-38.
Ulven, J. C. (2001). The Openness to Vocational Opportunity Scale: An Application of the Planned Happenstance Approach. (Doctoral dissertation), University of Kansas.