مشوقها و پیشرانهایی هستند که اهالی روستاها را به ایجاد کسبوکار خانگی ترغیب میکند.
انگیزهها، دلایل و مزایای راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی شامل ابعاد فردی و اجتماعی میشود. زیرا از یکسو این هنجارهای فرهنگی و اجتماعی هستند که بر انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی تأثیر میگذارند؛ یعنی میزانی که هنجارهای فرهنگی و اجتماعی موجود، فعالیتهای فردی را که امکان دارد منجر به ارائة شیوههای جدید کسبوکار یا فعالیتهای اقتصادی شود تشویق کرده و یا آن را سرکوب نمیکند (زیودار، 1390، ص. 172). و از سوی دیگر انگیزهها و دلایل فردی در کنار مزایایی که فرد به لحاظ ذهنی برای راهاندازی یک کسبوکار خانگی بر میشمارد، بر میل درونی فرد به ایجاد و توسعة کسبوکار خانگی مؤثر بوده و زمینه را برای فعالیت اجتماعی وی در این عرصه مهیا میسازد (قاسمی و کاظمی، 1391). در واقع نگرش عمومی فرد نسبت بهکار، بر انگیزهها، دلایل و مزایای راهاندازی و توسعه کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی مؤثر خواهد بود بهطوریکه بر طبق نظریة توسعة انسانی و معقول نیز، کار در آینده در خدمت دیگران نخواهد بود بلکه فعالیتی است که انسان برای خود سازمان داده، تحت مدیریت و کنترل خود و در جهت رفع نیازهایش میباشد ( الوانی، 1388، ص. 291). یعنی حرکت از کار برای دیگران به سوی کار برای خویش و در کانون خانواده، که محیط روستایی را به مکانی جذاب برای زیستن و کسب درآمد تبدیل میکند. و بنابراین دنیای کنونی شاهد تغییرات عمدهای در عرصة کسبوکار و محیطهای کاری خواهد بود (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 10). از دگر سو ظهور تکنولوژیهای جدید و دلزدگی افراد از محیطهای کاری صنعتی و مدرن ظهور کسبوکارها و سازمانهای جدید را نوید میدهد (هچ، 1385، ص. 53). که این مهم خود بر انگیزهها، دلایل و مزایای راهاندازی و توسعه کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی تأثیر خواهد گذاشت زیرا از یکسو سازمانها روز به روز کوچکتر و انعطافپذیرتر شده و از سویدیگر مرزهای میان خانه و محل کار درحال از بین رفتن است (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 182).
انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی
انگیزههای شخصی
انگیزههای شخصی افراد بر ای شروع یک کسبوکار خانگی را میتوان به ترتیب اولویت در پنج دسته طبقهبندی کرد:
انگیزههای کارآفرینانه
کارآفرینی را فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصربهفردی از منابع برای بهرهگیری از فرصتها تعریف کردهاند (احمدپور و داریانی، 1384، ص. 2) بنابراین یک کارآفرین خانگی در محیط روستایی بهدلیل سهولت و انجام کار در منزل شخصی باتوجه بهویژگیهای منحصربهفرد آن، با بررسی مجموعة منابع خود همچون امکانات مربوط بهخانه از قبیل فضای کافی، مهارتها، تخصصها و سرمایهای که در دست دارد سعی در بهرهگیری از فرصتهایی همچون بازار محلی مناسب برای محصولات و خدمتها در راستای ایجاد ارزش دارد (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 198) و بدینگونه یک کسبوکار خانگی در مناطق روستایی شکلگرفته و یا توسعه مییابد. از دگرسو تمایل به بروز خلاقیتهای فردی و گروهی نیز میتواند از دیگر انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی باشد. خلاقیت شامل توانایی خلق ایدهها و پاسخهای جدید و غیرعادی میشود (Furnham, Bachtiar, 2008, P. 613).
همچنین داشتن نگرش کارآفرینانه از جمله دلایل افراد برای شروع یک کسبوکار خانگی کارآفرینانه در مناطق روستایی محسوب میشود. که نگرش کارآفرینانه را میتوان بهصورت جهتگیریهای شخصی بهسوی فعالیتهای ارزشافزا در آینده و خود استخدامی در کسبوکارهای کوچک تعریف کرد (Burger, Mahadea, 2005, P. 90)؛ در واقع نگرش کارآفرینانه، فرد را درگیر کارآفرینی مینماید (Sharif, Saud, 2009, P. 130) و فعالیتهای کارآفرینانه با اثربخشی بالا به توسعة اقتصادی (ایجاد اشتغال، نوآوری
در فعالیتها، و رقابتپذیری) میانجامند (Verheul, 2001, P. 4).
این خود درحالی است تحقیقات نشان میدهند مهمترین انگیزه در تصمیم افراد برای راهاندازی کسبوکار خانگی، تمایلهای کارآفرینانه بوده، که دلالت بر ماهیت کارآفرینانة اینگونه فعالیتها داشته و این ادعا را که کسبوکارهای خانگی ماهیت کارآفرینانه دارند را تأیید میکند (Finmark, 2006, P. 22). همچنین نتایج نشان میدهد که این انگیزهها در میان گروههای مختلف جمعیتشناختی بهویژه زنان و مردان تفاوتی نمیکند (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 26). از دگرسو از دیگر انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی، تمایل به انجام فعالیتهای خودجوش اقتصادی در قالب کارآفرینی در این مناطق است. امروزه در نظریههای اقتصادی نیز، به فعالیتهای خودجوش اقتصادی درقالب کارآفرینی در مناطق روستایی توجه ویژه میشود. توسعة اقتصادی و کارآفرینی با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ دارند (Heriot and Campbell, 2002, P. 2).
تمایل بهکارآفرینی
تمایل بهکارآفرینی از مهمترین دلایل راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی بهشمار میرود. کارآفرینی ابزاری نیرومند برای شناخت فرصتهایی است که بهرهگیری از آنها میتواند باعث رفع مشکلاتی همچون اشتغال، کمبود نیرویانسانی خلاق و پویا، پایین بودن بهرهوری، کاهش کیفیت محصولها و خدمتها، رکوداقتصادی و افزایش رقابت شود (زیودار، 1390، ص. 168).
انگیزههای کارجویانه
از جمله انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی به انگیزههای کارجویانه میتوان اشاره نمود. این عامل ریشه در انگیزه و تمایلهای خوداشتغالی افراد دارد. یعنی فرد با انگیزههای کارجویانه بهدنبال راهاندازی و یا توسعة یک کسبوکار خانگی در مناطق روستایی میپردازد. زیرا امکان دارد فرد بهدلیل ویژگیهای شخصیتی از کار کردن برای دیگران بیزار باشد یا این که دوست ندارد مدتهای مدیدی را برای پیدا کردن شغل متناسب با تخصص و علاقهمندیهایش را به بطالت و بیکاری بگذراند (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 199). در مناطق روستایی کاهش خطر شروع یک کسبوکار با استفاده از راهکار انجام کار در قالب کسبوکار خانگی، ازجمله دلایل راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی بهشمار میرود. دراین راستا اگرچه تفاوتهایی میان فعالیتهای مخاطره جویانه میان زنان و مردان وجود دارد (بریندلی، 1385، ص. 32). امّا آنچه قطعیت دارد، این که کسبوکارهای خانگی خطر شروع یک کسبوکار را کاهش میدهد و سرمایة اولیه کمتری برای راهاندازی نسبت بهدیگر کسبوکارها نیاز دارد (Walker, Webster, 2004, P. 406). کسبوکارهای خانگی فرصت مناسبی برای اجرای یک ایدة کارآفرینانه با خطر و هزینههای بسیار پایین فراهم میکنند. بهطوری که آن را مرکز رشدی برای کسب وکارهای کوچک و متوسط و تبدیل آن به یک کسب وکار واقعی میدانند (Finmark, 2006, P. 23).
انگیزههای مالی
درحالحاضر یکی از ویژگیهای کسبوکارهای خانگی نبود نیاز به خرید یا اجاره محل فعالیت و صرف زمان و هزینة زیاد برای اخذ موافقتها و مجوزهای لازم بوده و سرمایة اولیه و خطرهای مالی مربوط به راهاندازی یک کسبوکار را کاهش داده و افراد را بیشتر به سمت چنین فعالیتهایی بر میانگیزاند (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 199). اگرچه نتایج برخی مطالعهها نشان میدهد که در هنگام راهاندازی یک کسبوکار، زنان نسبت به مردان گرایش کمتری به خطر دارند (بریندلی 1385، ص. 32 ) اما نتایج تحقیق خنیفر و همکارانش (1389) نشان میدهد انگیزههای مالی در میان مردان قویتر از زنان بوده و این امر ناشی از کاهش خطرهای مالی در کسبوکار خانگی است (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 199). توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتواند بهدلیل میل به ثروتآفرینی و با رویکرد فرصتآفرینی، ثروتآفرینی و ارزشآفرینی باشد که برای توسعة پایدار، توسعه کارآفرینی با رویکرد فرصتآفرینی، ثروتآفرینی و ارزشآفرینی در جامعه، از طریق گسترش بنگاههای کوچک و متوسط ضروری است (قدیریان و اصیلی،1384، ص. 12).
انگیزههای اعتقادی
مجموعهای از باورها و ارزشهایی - که افراد داشته و یا فشارهای هنجاری که بر آنها مترتب است امکان دارد آنها را از جو محیطهای کاری حاکم گریزان کند. برای مثال افراد با برخی اعتقادهای مذهبی امکان دارد دوست نداشته باشند در محیطهایی کار کنند که اغلب باید با زنان (در مورد مردان) و یا مردان (در مورد زنان) مراودههای زیادی داشته باشند (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 199).
انگیزههای اجتماعی
یکی از ویژگیهای روستا، وجود شبکههای اجتماعی قوی در آن است که خود از انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی محسوب میشود. یعنی شبکههای اجتماعی با کشف و یا خلق فرصتهای کارآفرینانه انگیزة راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستاییرا فراهم میآورند؛ در این راستا اندیشمندان کارآفرینی نیز (Greve, 1995; P. 11) اهمیت و نقش شبکههای اجتماعی را در کنشهای کارآفرینانه و در تشخیص فرصتها مورد تایید قرار دادهاند (Granovetter, 1983 P.208; Burt, 1997, P.369; Ardichvili et al., 2003, P.123; Borgatti & Cross, 2003; P. 437. Levin & Cross, 2004, P. 1479).
این خود درحالی است که یکی از راههای اساسی که با آن افراد به اطلاعات مرتبط با فرصتهای کارآفرینی دست پیدا میکنند نیز، همین روابط اجتماعی آنهاست. بهبیانیدیگر روابط اجتماعی به پیوندها و پیوستگیهای بین انسانها اشاره دارد که تبادل یاریها، کمکها و هدایا نتیجة آن هستند (Adler & Kwon, 2002, P. 18).
انگیزههای جاذب و انگیزههای دافع
کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتوانند در قالب کارآفرینی خانگی ایجاد و توسعه یابند. دراینصورت والکر و وبستر (2004) انگیزههای کارآفرینان خانگی در راهاندازی یک کسبوکار را در دو دسته طبقهبندی میکنند: انگیزههای جاذب و انگیزههای دافع. انگیزههای جاذب از یک نیاز و تمایل درونی قوی و مثبت افراد برای شروع یک کسبوکار نشئت میگیرند مانند نیاز به موفقیت، سبک زندگی انعطافپذیری و تمایل به کارفرمایخود بودن؛ درحالیکه انگیزههای دافع از یک تمایل بیرونی قوی و منفی همچون کاستیهای زندگی، نبودن کنترل برکار، احساس فرصت نداشتن برای پیشرفت و توسعه و مشکلات تعادل میان کار و زندگی که نتیجة نارضایتی از وضع موجود و تمایل بهتغییر آن است؛ نشئت میگیرد (Walker,Webster,2004, P.405).
انگیزه مشارکت در سازندگی محیط روستایی و توفیقطلبی
توسعة کسبوکارهای خانگی همچنین میتواند با انگیزة مشارکت در سازندگی محیط روستایی باشد. امروزه به دلایل مختلف، فضاهای روستایی دچار تحول شده و دگرگونیهای شدیدی را تجربه میکند. همزمان، انواع مداخلات برونزا بر شدت این تغییرات میافزاید که میتواند بسترساز ناپایداری محیط روستایی شده و آنرا دچار آشفتگی سازد.
این تحولات حاصل رفتارها و تصمیمات نقش آفرینان مختلفی است که هریک در جستوجوی منافع خاص خود هستند. این شرایط باعث شده است تا در سیمای سرزمین، ارزشهای طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی همانند زیبایی طبیعی، روح و هویت طبیعی مکان و مانند آنها روندی فرساینده را تجربه کنند (دارابی، 1388، ص. 120). این درحالی است که، توفیقطلبی میتواند از جمله انگیزههای وی برای کارآفرینی در قالب کسبوکار خانگی در مناطق روستایی بهشمار آید. که دراینزمینه توفیقطلبی میل مداوم برای دستیابی به سطوح بالای کارایی برای خوشایند خود، برای رسیدن به یک استاندارد بالا، برای انجام کارِ بهتر نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، و بهدست آوردن خودانگیختگی تا بهترین در آنچه که مسئول آن هستیم (Matthews, 2010, P. 31). تعریف میشود. از جمله مزایای راهاندازی کسبوکار خانگی در مناطق روستایی میتواند انتقال فنّاوری باشد. یعنی راهاندازی و توسعة این کسبوکارها سبب انتقال فنّاوری میشود. از دگرسو یکی از شاخصهای مهم در انتقال فنّاوری، تطابق آن با اولویتهای بالای بهرهبرداران در کنار توجه به مسائلی چون حفظ محیطزیست، نوآوری پایدار، کاهش ریسک سرمایهگذاری و افزایش چرخة عمر فنّاوری تعریف شده است (Naito, 1998, p 60, Lane, 2008, P. 107). از جمله مزایای توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی تمایل به صنایع مونتاژ با توجه به سادگی و راحتی کار در منازل روستایی باشد.
این مهم درحالیاست که ناهماهنگی و عدم توازن میانبخش کالای سرمایهای و کالاهای مصرفی در کوتاهمدت منجر به شکلگیری صنایع مونتاژ و هجوم سرمایهها به سوی سرمایهگذاری در رشتههایی با بازده سریع و آسان میگردد (مصلینژاد، 1384، ص. 44).
راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی حائز مزیتی مبنی بر ایجاد بستری مناسب برای تحقق یافتن کارآفرینی روستایی هستند. کارآفرینی روستایی عبارت است از: ایجاد سازمانی جدید که تولید یا خدمت جدیدی را معرفی یا بازار جدیدی را ایجاد میکند، یا از فنّاوری جدیدی در محیط روستایی استفاده میکند افتخاری و سجاسی قیداری، 1389، به نقل از (Heriot, 2002, P. 2).
انگیزههای اولیه
اغلب صاحبان کسبوکارهای خانگیتمایلات کارآفرینانه دارند (Finmark, 2006, p 24). و همانطورکه بیان شد کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتوانند در قالب کارآفرینی خانگی ایجاد و توسعه پیدا کنند. بنابراین والکر و وبستر (2004) ازنظر انگیزههای اولیه در کارآفرینی، چهار نوع از کارآفرینان خانگی را مشخص میکنند که در جدول زیر بیان شده است (خنیفر و همکاران، 1389، ص. 19): انواع کارآفرینان خانگی ازنظر انگیزههای اولیه (Walker,Webster, 2004, PP. 409-410).
|
خطر گریز |
انگیزة اصلی اینگونه افراد از راهاندازی یک کسبوکار خانگی اجتناب از خطرهای مالی مربوط به یک کسبوکار غیرخانگی است اینگونه افراد بیشتر به سمت کسبوکارهای خانگی خدماتیرفته و از فعالیتهاییکه حاشیة سود بالایی دارند اجتناب میکنند. |
|
راحتطلب |
این افراد آزادی کار خانگی را دوست داشته، هزینههای پایین آنرا ترجیح میدهند. فضای کافی داشته و از فنّاوری برای بهتر انجامشدن کارها استفاده کرده و بهدنبال ایجاد تعادل میان کار و زندگیشان هستند. |
|
قناعتپیشه |
این افراد میخواهند کوچک بمانند، اهداف بلندپروازان هی کمی داشته و نمیخواهند فراتر از خانه بروند. کسبوکارهای خانگی قسمتی از وقتشان را به خود اختصاص داده و درآمد ثانویه برای آنها است. |
|
بلند پرواز |
این افراد ایدههای بزرگتر در سر داشته و میخواهند بازار آن را آزمون کنند. آنها عاشق انجام کارهای جدید بوده و کسبوکار خانگی را بهعنوان فرصتی موقت و سکوی پرتاب میدانند. |
تحقق روستای پایدار
از انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی میتوان به انگیزة تحقق روستای پایدار اشاره نمود. این مدل برآمده از اهداف توسعة هزاره سازمان مللمتحد است (بدری و همکاران، 1392، ص. 753)، این مدل بر دو پایه استوار است. 1. فراهمآوردن خدماتپایه (بهداشت، آموزش، الکتریسیته، آب آشامدینی پاک و سالم، امنیت غذایی و مسکن) و 2. تجدیدحیات اقتصادی (از طریق تأسیس مرکز خدمات روستای پایدار بهمنظور نظارت بر بهکارگیری تکنولوژیهای جدید و فراهم ساختن فرصتهای شغلی در زمینة کسبوکارهای کوچک) (Empowerment Society International, 2008, P. 7).
از دیگر دلایل راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی ایجاد تعادلی میان وظایف و مسؤلیتهای خانوادگی و شغلی است. این درحالیاست که توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتواند در قالب کارآفرینی خانگی باشد که در این صورت: انگیزة زنان از کارآفرینی خانگی بیشتر غیرمادی بوده و اغلب بهدنبال ایجاد تعادلی میان وظایف و مسئولیتهای خانوادگی شغلی خود هستند (Thompson et al, 2009, P. 228).
توسعة اقتصادی مبتنی بر کشاورزی
راهاندازی و توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتواند بهدلیل توسعة اقتصادی مبتنی بر کشاورزی باشد؛ این درحالیاست که یک راهبرد اقتصادی که مبتنی بر کشاورزی و ایجاد اشتغال باشد، باید سه مؤلفة تکمیلی اساسی را در خود جای دهد:
1) رشد فزایندة تولید که با تحولات فنّاورانه، نهادی و ناشی از انگیزههای قیمتی ایجاد میشود تا بهرهوری کشاورزان خردهپا افزایش یابد؛
2) افزایش تقاضای داخلی برای تولید کشاورزی؛
3) فعالیتهای توسعهای متنوع غیرکشاورزی و کاربر که بهشکل مستقیم و غیرمستقیم موجب حمایت جامعة کشاورزان و مورد حمایت آنان باشد (تودارو، 1391، ص. 436).
نوینسازی جامعه روستایی
از جمله دلایل راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی نوینسازی جامعةی روستایی است. زیرا توسعة روستایی با نوینسازی جامعة روستایی و خارج نمودن آن از انزوای سنّتی با اقتصاد ملّی عجین شده است (یدقار، 1383، ص. 71).
در مناطق روستایی کسبوکارهای خانگی باعث کاهش بیکاری، افزایش بهرهوری افراد و منابع و در نهایت افزایش درآمد مردم جامعه میشود؛ در این راستا اگرچه کارآفرینی تنها راهکار اشتغالزایی و افزایش درآمدهای مردم روستایی نیست؛ اما قطعاً بهترین و بهرهورترین نوع آن است (زرنگار،1381: ص. 14). از دگرسو امروزه کسبوکارهای خانگی بهعنوان راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد در سراسر جهان محسوب میگردند (حجازی و همکاران، 1389، ص. 196).
توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی سبب ایجاد آزادی فرصتهای اقتصادی میشود. آزادی فرصتهای اقتصادی، بدان معناست که همة مردم بدون هیچگونه مانعی بتوانند به فعالیتهای اقتصادی موردنظر خود بپردازند (آمارتیاکومار، 1391، ص. 31).
توزیع مناسب درآمد
توسعة کسبوکارهای خانگی توزیع مناسب درآمد را باعث شده و ایجاد عدالت اقتصادی در مناطق روستایی را سبب میشوند تا بهترین حالت برای جامعة روستایی اتفاق بیافتد؛ زیرا بهترین حالت برای جامعه وقتی است که با منابع محدود کل اجتماع، سطحی از تولید و انواعی از کالاها و خدمات فراهم شود که بیشترین منفعت (رضایتخاطر یا مطلوبیت) را در کل اجتماع حاصل کند (توکلی، 1390، ص. 25).
بهبود کیفیت زندگی
توسعة روستایی عاملی در بهبود شرایط زندگی افراد متعلق به قشر کمدرآمد ساکن روستا و خودکفاسازی آنان در روند توسعة کلان کشور میباشد و استقرار و بقای جوامع روستایی بدون وجود کار مولد و سودآور برای ساکنان آنها غیرممکن است (پورآتشی، 1389، ص. 199). همچنین داریانی و عزیزی (1383)، معتقدند: کار کردن در خانه سبب میشود که وقت بیشتری به خانواده و خانه اختصاص یابد و به دیگر مسائل و موضوعات خانواده از قبیل تربیت و پرورش فرزندان توجه بیشتری شود.
دستیابی به رشد اقتصادی
صاحبان کسبوکارهای خانگی تمایل بسیار زیادی به رشد و توسعه دارند (Walker, Webster, 2004, P. 405, Finmark, 2006). این خود درحالی است که توسعة کسبوکارهای خانگی در مناطق روستایی میتواند سبب دستیابی به رشد اقتصادی گردد. که منظور از دستیابی به رشد اقتصادی، رسیدن به رشد تولید سرانة جمعیت میباشد (شیرزادی، 1391، ص. 30).
توسعة روستا
از دیگر مزایای راهاندازی کسبوکار خانگی در مناطق روستایی میتوان به توسعة روستا با اهداف و سیاستهای کلی زیراشاره کرد: کاهش فقر روستایی، افزایش تولید و بهرهوری، تأمین دسترسی برابر به امکانات روستایی، بهبود کیفیت زندگی روستایی، توانا ساختن مردم فقیر روستایی برای مشارکت در کنترل محیط خود و استفاده از منابع محلی و مشارکت در همه تصمیمات متأثرکنندة زندگی آنان، تقویت مؤسسات و نهادهای روستایی بهطوریکه آنها بتوانند نقش مؤثری در توسعه و ایجاد مؤسسات جدید برای حمایت از توسعة پایدار داشته باشند (رضوانی، 1381، ص. 223). این کسبوکارها در محیط روستایی همچنین سبب ارتقای دانش و شخصیت ساکنین روستاها، رشد اندیشههای سازنده در خودیاری و همیاری جوامع روستایی، بهرهبرداری بهینه از منابع موجود در روستاها، رشد خلاقیت و بهکارگیری استعدادها در جوامع روستایی، رشد اطلاعات فنی روستائیان در انتخاب و بهکارگیری اصول و شیوههای برتر تولید، گسترش فعالیتهای فرهنگی و پرورشی در جوامع روستایی میشود (معصوم، 1382، ص. 16).
کاهش مهاجرت
از مزایای راهاندازی کسبوکار خانگی در مناطق روستایی کاهش مهاجرت روستائیان است. زیرا کاهش مشاغل روستایی در واقع بهدلیل ایجاد تسلسلی منفی در روستا در نهایت منجر به مهاجرت خانوارهای زیادی از روستا میشود (قاسمی اردهایی، 1385، ص. 55). کسبوکارهای خانگی بهطور معمول در زمرة کسبوکارهای خرد (تعداد کارکنان کمتر از 5 نفر) طبقهبندی شده و وجه تمایز آن با دیگر کسبوکارها، واقع بودن آن در خانة مالک و ادارهکننده آن میباشد (Holmes, Smith, Cane, 1997, P. 67). در واقع نقطه مشترک نیز در تأکید بر خانه بهعنوان محل اصلی و عمدة کسبوکار است (Muske, 2005, P. 1)؛ که این خود از دلایل و مزایای راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی محسوب میشود. از جمله مزایای کسبوکار خانگی این است که این نوع کسبوکارها نقش قابل توجهی در توسعة اشتغال و کارآفرینی ایفا میکنند.اثبات این ادعا را میتوان در آمار و اطلاعات موجود در کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته یافت که سهم قابل ملاحظهای در ایجاد اشتغال و ارزش افزوده و حتی صادرات دارند (NASE, 2006, Walker, Wang, Redmond, 2008, P. 262). این درحالیاست که از دیگر مزایای آن میتوان به کاهش خطر و هزینههای شروع یک کسبوکار، اشتغالزایی، آزادی فرصتهای اقتصادی، توزیع مناسب درآمد، بهبود کیفیت زندگی، انتقال فنّاوری، شکلگیری صنایع مونتاژ، توسعة روستا، کاهش مهاجرت، دستیابی به رشد اقتصادی و تحقق کارآفرینی روستایی، اشاره کرد.
این درحالی است که از جمله دلایل راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی میتوان به تمایل بهکارآفرینی، کاهش خطر شروع یک کسبوکار، ایجاد تعادلی میان وظایف و مسؤلیتهای خانوادگی و شغلی، توسعة اقتصادی مبتنی بر کشاورزی، نوینسازی جامعة روستایی و ثروتآفرینی را بیان نمود. همچنین از جمله انگیزههای راهاندازی و توسعة کسبوکار خانگی در مناطق روستایی میتوان انگیزههای شخصی، انگیزههای اجتماعی، انگیزههای جاذب و انگیزههای دافع، انگیزه مشارکت در سازندگی محیط روستایی و توفیقطلبی، انگیزههای اولیه و تحقق روستای پایدار را بر شمرد.