دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

با آزادگان در اسارت

نویسنده
نقاشی‌های آبرنگ اسیر آزاده‌شدة ایرانی عباس فلاحتی.
این کتاب 137 تابلو از نقاشی‌های آبرنگ عباس فلاحتی را دربر می‌گیرد. وی، که خود از آزادگان بوده، صحنه‌های نشان‌دهندة خشونت دشمن و ایستادگی رزمندگان و آزادگان در اردوگاه‌های مخوف عراقی را به تصویر کشیده و در زیر هریک توضیحاتی آورده است.
این تصاویر می‌تواند برای سازندگان فیلم‌ها و تئاترهایی با موضوع اسارت دستمایه‌ای واقعی باشد. ساختار اثر به‌گونه‌ای است که تسلسل نقاشی‌ها، دورة تاریخی آغاز جنگ تا ورود آزادگان به ایران را شامل می‌شود، اما محور اصلی اسارت است.


نقاشی‌های آبرنگ کتاب، این داستان واقعی را بازگو می‌کنند: با حملة جنگنده‌های عراقی به شهرها و مناطق مسکونی ایران، بسیج مردمی برای مقابله با دشمن آغاز می‌شود. در نخستین درگیری‌ها، گروهی از رزمندگان اسیر می‌شوند و دست‌بسته و طناب به‌گردن‌آویخته، با خشونت افسران عراقی مواجه می‌شوند.
دشمن در











همان ابتدا، سعی در ایجاد رعب و وحشت و ضرب‌وشتم دارد و اسیران از درد و ناله به خود می‌پیچند. عراقی‌ها از اسیر کردن آنها شادند و در چهره‌های مصمّم اسرا، مقاومت را می‌توان دید. صحنه‌های انتقال اسرا به پشت جبهه بیشتر خشونت‌بار است و گاه رگه‌هایی از مهربانی در آن دیده می‌شود؛ خشونت‌بار از این جهت که رزمندگان اسیر مجروح و سالم، دست‌بسته و با اعمال زور و کتک، با تانک و به‌سختی منتقل‌‌ می‌شوند و گاه در هجوم همة این سختی‌ها، سربازی عراقی را می‌بینی که اسیر ایرانی را می‌بوسد و برای او سیگاری روشن می‌کند.
نقاشی‌های آبرنگ صحنه‌های دیگری را مجسم ‌می‌کنند: اعدام دسته‌جمعی اسرا با به رگبار بستن آنان، شکنجه‌ شدید، و...
با ورود اسرا به بغداد، خبرنگاران داخلی و خارجی از آنها عکس می‌گیرند. مدرسة فلسطینی‌ها در العماره محل نام‌نویسی و اسکان اوّلیة اسرای عملیات فتح‌المبین است. پس از آن، تعداد زیادی از آنان در اتاق کوچکی در وزارت دفاع عراق اسکان داده ‌می‌شوند و حتی از توالت رفتن آنان ممانعت می‌شود. بازجویی‌ها آغاز می‌شود و پس از آن، اسرای ایرانی در خیابان‌های بغداد گردانده می‌شوند و مردم عراق از دیدن آنان، برخی شاد و برخی متأثرند. دژبان مرکز بغداد، مقصد بعدی اسراست؛ تشنگی آنان به‌حدی زیاد است که از چمن آبیاری‌شده آب می‌نوشند؛ در آنجا مصاحبه تلویزیونی اجباری از آنان گرفته می‌شود و می‌خواهند که اسرا برای خانواده‌هایشان پیام بفرستند. اسکان موقت آنان به‌گونه‌ای است که هیچ آب و غذایی در اختیارشان گذاشته نمی‌شود و گاه شلنگ آبی از زیر سوله به داخل هدایت می‌شود که آب آن بسیار کم است. هوا سرد است و آنان از نان خشک کف سوله تغذیه می‌کنند. سرانجام آنها به اردوگاه عنبر برده می‌شوند و حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد در جمع آنان حاضر می‌شود؛ پس از چندی اسرا با آزار و شکنجه از اردوگاه عنبر به اردوگاه موصل 1 منتقل می‌شوند؛ آمارگیری از آنان آغاز می‌شود. فضای بیرونی اردوگاه موصل و آشپزخانه نیز در این نقاشی‌ها ترسیم شده است؛ مطابق این نقاشی‌ها، غذا را اسرای آشپز طبخ می‌کنند و هر روز به‌نوبت از هر آسایشگاه، تعدادی برای همکاری در پخت غذا به آشپزخانه فرستاده می‌شدند. مسئول غذای هر آسایشگاه غذا را تحویل می‌گیرد؛ غذای هر ده نفر در یک ظرف بزرگ ریخته می‌شد که همه دور آن می‌نشستند و می‌خوردند. چای و آب نیز در ظرف‌های بزرگی به آسایشگاه آورده می‌شوند. شام وحدت شامی بود که کل اسرای یک آسایشگاه، سفره پهن می‌کردند و در کنار یکدیگر شام می‌خوردند.
برخی از کارهایی که اسرا در اردوگاه موصل انجام می‌دادند: پیاده‌روی در محوطه و استفاده از نور خورشید، گرفتن اخبار از مسئولان رادیو و نوشتن و قرائت کردن آن برای دیگران؛ البته مخفی کردن رادیو در زیر مخازن آب و حبّانه‌ها باید با دقّت و احتیاط صورت می‌گرفت؛ کسب خبر از تلویزیون و روزنامه نیز راه دیگر اطلاع‌یابی بود.
از نظر بهداشت و درمان، درمان و مداوی بیماران به‌وسیلة پزشکان ایرانی بود و اصلاح موی سر، نظافت آسایشگاه ازجمله نقاشی‌های این مجموعه است که به بهداشت فردی و بهداشت محیط مربوط می‌شود.
تعداد توالت‌ها در اردوگاه موصل 1 کم بود و افراد برای توالت باید نیم ساعت معطل شوند.
بازدید نمایندگان صلیب سرخ و حضور حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد در جمع اسرا به آنان قوت قلب می‌دهد و نامه‌ها و عکس‌ها برای اسرا شادی‌آفرین و مسرّت‌بخش است.
در یکی از نقاشی‌های آبرنگ، تصویر چهار زن آزاده دیده می‌شود که در حین بهیاری و امدادگری به اسارت گرفته شده بودند و در اتاقی جداگانه در آنجا زندگی می‌کردند.
شکنجه در اردوگاه موضوع دیگر این نقاشی‌هاست؛ آویزان کردن فرد از پنکة سقفی، به فلک بستن و زدن، زدن با کابل و غلتاندن در گل‌ولای از جملة این شکنجه‌ها بوده است که در برخی موارد، به شهادت منجر می‌شد؛ اوج شکنجه‌ها در فرار دو اسیر ایرانی از موصل در شب عید 1362 بوده که عراقی‌ها با کابل و فانوسقه به جان بقیه اسرا افتادند.
درگیری در موصل 1 اتفاق دیگری بود که در پی اعمال فشارهای مختلف، منجر به شهادت اسرا در پی تیراندازی عراقی‌ها شد.
انتقال اسرا به اردوگاه موصل 2 که با ورود اسرا به آنجا در شب 18 اسفند 1362 با پذیرایی شکنجه و کابل همراه بوده است. تفتیش آسایشگاهی و تفتیش بدنی از دیگر موضوعات منعکس‌شده در این تصاویرست.
آمارگیری به این‌صورت بوده که اسرا در ستون‌های پنج‌نفره کنار هم می‌نشستند و عراقی‌ها آمار می‌گرفتند و این کار در سه زمان صبح، ظهر و شب انجام می‌شد.
قطع آب در موصل 2 و استفاده اسرا از آب مخزن یکی دیگر از اتفاقات منعکس‌شده در تصاویر است.
مسابقات ورزشی ازجمله بسکتبال، فوتبال و کشتی، اجرای سرود، نقاشی، اجرای نمایش کمدی، ساییدن سنگ‌ و شکل دادن به آن، مطالعه و یادگیری، قرائت قرآن و بیان حکایات در جمع، از انواع روش‌های گذران اوقات فراغت بود.
بردن اسرا برای زیارت مرقد امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) از دیگر صحنه‌های ترسیم‌شده در این اثر است.
صفحات پایانی اثر لحظات آزادی اسرا از موصل 2 و شور و شعف و شادی آنها را به تصویر می‌کشد؛‌ اسرا با یاران همبند خود وداع می‌کنند و پس از امضای دفتر صلیب سرخ، از مرز خسروی وارد ایران می‌شوند و خانواده را در آغوش می‌کشند.

کتاب‌شناسی
با آزادگان در اسارت (بی‌تا). نقاشی‌های آبرنگ عباس فلاحتی، تهران: ستاد رسیدگی به امور آزادگان.