دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

دستیار پژوهشی

Research Assistant
نویسنده

در این فرایند تازه‌واردها به پژوهشگران آزموده در انجام پژوهش همکاری می‌کنند (McGinn and Niemczyk, 2013). در برخی کشورها و سازمان‌ها، دستیار پژوهشی همچنین دربرگیرنده دانشجویانی است که به‌گونه قراردادی در انجام پژوهش به‌کارگرفته می‌شوند (Rossouw and Niemczyk, 2013). این مفهوم برای توصیف پژوهشگران دانشجو در زمینه‌های گوناگون نیز استفاده می‌شود (Moore et al., 2013)

      فعالیت‌های پژوهشی، جوهره دستیاری پژوهشی است (Edwards, 2009). به‌سخنی‌دیگر، دستیاران افرادی هستند که در پژوهش‌ها، پیمایش‌ها و آزمایش‌هایی که در نهاد‌های آموزش عالی و پژوهشی وظایف تعیین‌شده ازسوی پژوهشگران دارای صلاحیت را انجام می‌دهند (Yaya and Baskan, 2013) و به دانش آفرینی کمک می‌کنند (McGinn et al., 2013). دستیاران در محیط‌های کاری گوناگونی، از آزمایشگاه‌ها تا کتابخانه‌ها و ادارات کار می‌کنند (Doyle, 2016) و بسیاری از پروژه‌های پژوهشی که نیازمند تلاش گروهی هستند، بدون کمک آنان انجام‌پذیر نیستند (McDaniel and Media, no date). این دستیاران، مستقل و مسئول مستقیم پژوهش نیستند و مسئولیت گزارش‌دهی به ناظر پژوهشی یا پژوهشگر اصلی را برعهده دارند (http://www.american.edu).

     در دانشگاه‌های پژوهشی که از اعضای ‌علمی انتظار می‌رود پژوهش را به‌عنوان بخشی از کارشان انجام دهند، دستیاران عنصر جدایی‌ناپذیر پژوهش هستند و از دانشجویان تحصیلات تکمیلی انتظار می‌رود علاوه‌بر مسئولیت‌هایی که به‌عنوان دانشجو برعهده دارند، وظایف دستیار پژوهشی را هم انجام دهند. دریافت مزد در برابر کار انجام‌شده همواره بخشی از درآمد این دانشجویان است (McDaniel and Media, no date).

      دستیاری پژوهشی فرصت حیاتی یادگیری برای دانشجویان است (Moore et al., 2013; Niemczyk, 2013; McGinn et al., 2010) تا مهارت‌های پژوهشی خود را بهبود بخشند (Pollon et al., 2013) و اعتماد‌به‌نفس‌شان را پرورش دهند و خود را بسان پژوهشگر ببینند (Niemczyk, 2013). افزون‌بر‌آن، دستیاری پژوهشی ممکن است به هویت‌یابی دانشجویان بسان پژوهشگر کمک کند (Pollon et al., 2013). در دستیاری پژوهشی نظریه و عمل در کنار هم قرار گرفته و موقعیتی برای پژوهشگران جدید است تا پرورش و کمال یابند (Niemczyk, 2013). بدین‌ترتیب، دانشجویان نه‌تنها فرصت می‌یابند تجربه ارزشمندی به‌دست آورند (Pearson and Brew, 2002) و دانش نظری خود را به‌کار گرفته و به دانش آفرینی کمک کنند (White and Nonnamaker, 2011; Rossouw and Niemczyk, 2013; McGinn et al., 2010; Steward, 2010)، بلکه نگرش‌ها، ارزش‌ها، هنجارها، زبان و دیدگاه‌های لازم برای تفسیر آزموده‌ها، همکنشی با دیگران، اولویت‌بندی فعالیت‌ها و تعیین رفتار مناسب را نیز به‌دست آورند (McGinn et al., 2010; Perna and Hudgins, 1996). دستیاری پژوهشی موقعیت واقع‌گرایانه‌ و محیط مشارکتی و جمعی برای یادگیری پژوهش، با انجام پژوهش است (Mcwey et al., 2006; Grundy and McGinn, 2007). در رابطه‌ بین راهنما و دستیار پژوهشی، مسئولیت یک‌جانبه نیست.

     مسئولیت‌های دانشجویان بسان دستیار پژوهشی عبارت‌اند از:

- کاری که به آنان واگذار شده است را انجام دهند؛

- با عضو علمی در این باره که چه دانش و مهارت‌هایی برای انجام وظایف ندارند گفت‌وگو کرده و مشخص کنند چگونه این دانش و مهارت‌ها را به‌دست خواهند آورد؛

- انجام کار در زمان‌های تعیین‌شده؛

- اگر حجم کار یا مسائل دیگر به دیرکرد بینجامد، با عضو علمی درباره درخواست زمان بیشتر برای انجام کار گفت‌وگو کنند.

     مسئولیت‌های عضو علمی در این زمینه عبارت‌اند از:

- دانشجویان را پشتیبانی و آماده کنند تا کاری که به آنان واگذار می‌شود را درک کنند و در زمان تعیین‌شده و به‌گونه‌ای رضایت‌بخش آن را انجام دهند؛

- بر دانشجو نظارت کند تا اطمینان یابد کار به‌گونه‌ای رضایت‌بخش انجام شود و اگر رضایت‌بخش نبود، با دانشجو درباره دشواری پدید آمده گفت‌وگو و پیشنهادهایی را برای بهبود بدهد؛

- فهرست وظایفی که دستیار باید انجام دهد را مشخص و در‌صورتی‌که کارهای واگذار شده در مدت پیش‌بینی شده انجام نشد، گفت‌وگو کند؛

- به دانشجویان کمک کند زمان خود را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که کار پژوهشی با تحصیلات تداخل نکند (Graduate Programs Office, 2014).

 

وظایف دستیار پژوهشی

وظایف دستیار پژوهشی از رشته‌ای علمی به رشته دیگر بسیار متفاوت است. فعالیت‌هایی که دستیاران پژوهشی در علوم اجتماعی و انسانی انجام می‌دهند بسیار متفاوت از وظایف دستیارانی است که در رشته‌های علوم طبیعی یا ریاضیات کار می‌کنند (McDaniel and Media, no date). آنان ممکن است وظایف گوناگون ازجمله تهیه کپی، رونویسی و ورود داده‌ها- که وظایف ابتدایی و درعین‌حال جزئی از واقعیت و ظرافت‌های محیط علمی است- تا وظایفی که به مهارت‌های سطوح بالاتر نیاز دارند مانند تحلیل آماری یا گزارش‌نویسی را انجام دهند (Niemczyk, 2013). نقش دستیاران پژوهشی را می‌توان بر روی یک پیوستار گسترده از توانمندی‌های چشم‌داشتی، دسته‌بندی کرد که در یک سوی پیوستار از آنان انتظار می‌رود وظایف پژوهشی ملال‌آور یا حتی نظافت و درست کردن چای و در طرف دیگر، مهارت‌های تحلیلی و فنی سخت و ویژه را انجام دهند (Hobson et al., 2005).

 

وظایف همگانی

بسیاری از دستیاران پژوهشی ممکن است وظایف عام را که در پروژه‌های پژوهشی ضرورت دارد، انجام دهند که شامل جست‌وجوی ادبیات علمی مرتبط با پژوهش، جست‌وجوی کتابخانه‌ای، تکثیر مقالات، سفارش کتاب‌ها و مقالات تکمیلی و مرتب کردن کتاب‌شناسی‌ها است. کارهای دفتری و ثبت و ضبط کل پروژه نیز ممکن است وظایف عام دیگر باشند (McDaniel and Media, no date).

 

وظایف پژوهشی

دستیاران پژوهشی بسته به رشته علمی و به‌ویژه پژوهشگر اصلی مسئول، ممکن است بیش از یک دستیار عمل کنند و افزون‌بر وظایف عام، سهم بیشتری در کل پروژه داشته باشند. آنان ممکن است در جمع‌آوری داده‌ها با برنامه‌ریزی و اجرای آزمایش‌ها، انجام مصاحبه‌ها، مدیریت پیمایش‌ها یا هماهنگ کردن گروه کانونی فعالیت کنند (McDaniel and Media, no date). بررسی و ارزیابی داده‌ها با استفاده از برنامه‌های رایانه‌ای، انجام آزمون‌های کنترل کیفی بر روی تجهیزات برای آزمون کیفیت آنها، اطمینان از ایمن بودن فضاها، مانند آزمایشگاه و تحلیل پایگاه داده می‌تواند از دیگر وظایف پژوهشی دستیاران باشد (Doyle, 2016). آنان ممکن است به تیم پژوهش در تهیه پرسشنامه‌ها و پیمایش‌ها کمک کنند؛ یافتن و آموزش افراد برای انجام آزمون‌های مورد نیاز را برعهده گیرند و به افراد درباره اینکه چه پرسش‌هایی را بپرسند، چگونه بپرسند و یافته‌ها را چگونه ثبت کنند، آموزش دهند (Field, 2006). کمک به اعضای علمی برای توسعه مواد پژوهش، آماده کردن درخواست برای پژوهانه، ایجاد پایگاه داده برای پروژه‌های پژوهشی، کمک به اعضای علمی در اجرای پژوهش، ورود داده‌ها، انجام تحلیل داده‌ها و ترسیم نمودارها و نقشه‌ها از دیگر وظایف دستیاران پژوهشی می‌تواند باشد (Andreoli, 2008).

 

ارتباطات پژوهشی

دستیاران پژوهشی ممکن است مسئولیت کمک به پژوهشگر اصلی برای آماده کردن یافته‌های پژوهش در کنفرانس‌های دانشگاهی، علمی و حرفه‌ای را بردوش گیرند. تهیه اسلاید برای ارائه شفاهی مقاله یا تهیه پوستر از این گونه وظایف هستند. وقتی پژوهشگر اصلی مشغله دارد ممکن است از دستیاران پژوهشی خواسته شود ارائه یافته‌ها را برعهده گیرند. علاوه‌براین، آنان ممکن است به پژوهشگران و اعضای علمی برای آماده‌سازی مقاله و ارسال آن به مجلات علمی نیز کمک کنند. گزارش یافته‌های پژوهش مؤلفة مهمی در فرایند پژوهش است، و دستیاران پژوهشی کم وبیش در این فرایند همکاری دارند. گاهی بسان نویسنده همکار در آثار پژوهشی ظاهر می‌شوند (McDaniel and Media, no date). انتشار دستاورد‌های پژوهشی و کمک به نوشتن طرح‌نامه پژوهشی برای مؤسسات و سازمان‌های سرمایه‌گذار در پژوهش نیز می‌تواند از دیگر وظایف این دستیاران باشد (Doyle, 2016).

 

توانمندی‌های دستیار پژوهشی

دستیاران پژوهشی برای انجام وظایف خود باید دارای مهارت‌های گوناگون باشند که در زیر به آنها اشاره می‌شود:

- ارتباطات: نیاز است آنان در نوشتن و گزارش یافته‌های پژوهشی چیره‌دست باشند و این یافته‌ها را در چهارچوب‌های گوناگون درخواست‌شده در اختیار همکاران قرار دهند؛

- ریزبینی: توجه به جزئیات و تمرکز بر پژوهش و نیز جمع‌آوری داده‌ها و ثبت یافته‌ها ضروری است؛

- تفکر انتقادی: استدلال‌ها و تصمیم‌گیری‌های صحیح برای اقدام در کل مدت پژوهش ضروری است (Doyle, 2016

- آگاهی درباره داده‌ها و داده‌پردازی و روش‌های پژوهش؛

- چیره‌دستی در کاربرد واژه‌پرداز ورد، پاورپوینت، اکسل و اینترنت؛

- آشنایی با پایگاه‌های علمی مورد نیاز، مانند اسکوپوس، ابسکو، کبی و ...؛

- توانایی کارکردن مستقل یا همراه با تیم‌های بین‌رشته‌ای؛

- توانایی مدیریت هم‌زمان پروژه‌های گوناگون (Andreoli, 2008

- توانمندی‌های ریاضی (Field, 2006).

 

خطرهای دستیاری پژوهشی

دستیاران پژوهشی در فرایند پژوهش ممکن است خطرات گوناگون فیزیکی، روان‌شناختی و اجتماعی را بیازمایند. آنان ممکن است به هنگام انجام آزمایش با خطرات فیزیکی یا آسیب‌های احتمالی بدنی روبه‌رو شوند. شیمی‌دان‌ها، زیست‌شناسان، زمین‌شناسان، مهندسان و پژوهشگران پزشکی در هنگام پژوهش ممکن است با ترکیبات پرخطری سروکار داشته باشند که باید از این خطرات آگاه شوند. علاوه‌بر خطرات فیزیکی، آنان ممکن است با خطرات روان‌شناختی یا نگرانی عاطفی روبه‌رو شوند. روان‌شناسان بالینی ممکن است هنگام شنیدن آزموده‌های روان‌رنجوری مراجعان خود اندوه‌هایی را تجربه کنند؛ یا پژوهشگران رشته‌های پزشکی ممکن است مطالعه‌ای را درباره اینکه بیماران چگونه با بیماری خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند انجام دهند، و نیاز باشد دستیاران پژوهشی آنان به داستان‌های بیماران گوش داده و یادداشت کنند. چنین کار‌هایی ممکن است به انتقال رنج بیماران به آنان شود. تاریخ‌دان‌ها ممکن است به جنبه ویژه‌ای از جنگ یا تروریسم علاقه‌مند باشند و دستیاران آنان آزموده‌های روان‌رنجوری انسان‌ها را بررسی و ارزیابی کنند. مسئولیت‌های دستیاران پژوهشی ممکن است دربرگیرنده خطرات اجتماعی یا خطری که روابط با دیگران یا پایگاه اجتماعی را برآشوبد نیز باشد. آنان به‌ویژه وقتی با خطر اجتماعی روبه‌رو می‌شوند که مسئولیت‌هایشان به بروز رفتارهایی بینجامد که ممکن است از دیدگاه اجتماعی پذیرفته شده نباشد. سرپرستان پژوهش باید خطرات احتمالی که ممکن است دستیاران با آنها روبه‌رو شوند را از پیش بررسی کنند و به کمینه برسانند (Naufel and Beike, 2013).

 

     نقش‌های چندگانه‌ای که دستیاران پژوهشی در نهاد‌های آموزش عالی و پژوهشی بردوش دارند یکی دیگر از خطراتی است که با آن روبه‌رو هستند. آنان ممکن است خود را در جایگاه آسیب‌پذیری دریابند که نقش دوگانه دانشجو و کارمند را ایفا می‌کند. ممکن است گاه از اینکه کارشان بر تکالیف و پیشرفت تحصیلی‌شان تأثیر بگذارد، شگفت‌زده شوند. به‌ویژه اگر نظارت بر حقوق دستیاری پژوهشی آنان بردوش استاد راهنما یا مربی درس‌شان باشد. ماهیت واقعی دستیار پژوهشی، پژوهشگران جوان ناآزموده‌ای انگاشته می‌شود که به فعالیت‌هایی گماشته می‌شوند تا توانمندی‌های آنان افزایش یابد. گاهی توانمندی‌های لازم برای به پایان رساندن پروژه پژوهشی ممکن است با آزموده‌ها و دانش دستیار پژوهشی متناسب نباشد (Rossouw and Niemczyk, 2013). ممکن است گاه دستیاران ناآزموده از برخی جنبه‌های مهم مواد پژوهشی چشم‌پوشی کنند یا در عمل دچار اشتباه شوند. هر دوی این عوامل، احتمال خطا را افزایش می‌دهند. نبود ارتباطات مناسب ممکن است به فرایند پژوهش آسیب بزند و زمان‌بندی‌ها با دیرکرد روبه‌رو شوند. در نتیجه، بودجه ممکن است صرف دانشجویانی شود که نمی‌توانند کار پژوهشی را به پایان برسانند، پروژه پژوهشی ممکن است در زمان تعیین‌شده انجام نشود و سرپرست پروژه ممکن است برای اجرای پروژه تنها بماند، در‌حالی‌که بودجه هم تمام شده است (Hutchinson and Moran, 2005). گاهی پافشاری بر یادگیری مثبت برای دانشجو به‌جای تمرکز بر پیشرفت پژوهش، ممکن است به دیرکرد در پایان پروژه یا کاهش کیفیت آن بینجامد. ازاین‌رو، چالش مهم برای سرپرست، ایجاد تعادل بین پیشرفت پروژه و پرورش دستیار پژوهشی است. برخی دستیاران پژوهشی ممکن است این جایگاه را بسان فرصتی برای درآمدزایی بیانگارند و درک ناروای اهمیت نقش دستیار پژوهشی، ممکن است پرورش توانمندی دستیار پژوهشی و پروژه پژوهش را به خطر اندازد. ازطرف‌دیگر، ممکن است این انتظار از دستیاران پژوهشی وجود داشته باشد که در موضوعات پژوهشی وارد شوند که ممکن است دلبستگی اندک یا توانمندی بسنده برای آن را نداشته باشند. دانشجویانی که برای نخستین‌بار دستیار پژوهشی می‌شوند، ممکن است با آنچه از آنان انتظار می‌رود آشنا نباشند. در این صورت باید جنبه‌های گوناگون جایگاه دستیاری پژوهشی مانند ساعات کار، شمار نشست‌ها و ملاقات‌ها، زمان و غیره برای آنان مشخص شود (Rossouw and Niemczyk, 2013). سرپرستان پژوهش برای کاهش خطرات برای دستیاران باید حقوق آنان را به‌صورت رسمی مشخص کنند. در جدول 1 برخی از حقوق دستیاران پژوهشی برشمرده شده است.

کتاب‌شناسی

Andreoli, N. A. (2008). Perceptions of Female Physical Attractiveness and Its Influence on Selection Procedures (Unpublished Doctoral Dissertation). Hofstra University, Hempstead.

Bridgstock, R. and Wilss, L. (2005) “Assisting Women Assisting Research: The Professional and Career Development Needs of Education Faculty Research Assistants”. In T. Dwyer, L. Moxham, S. Walker, M. W. Cornel, K. Douglas and J. Wooller (Eds.), Women in Research Conference: Women Doing Research (pp.1-15). Women in Research, CD Rom.

Doyle, A. (2016). Research Assistant Skills. Retrieved from: https://www.thebalance.com/research-assistant-skills-list-2062467

Edwards, B. J. (2009). It Takes a Village: Perceptions of the SFU Education Research Assistant Experience (Unpublished Doctoral Dissertation). Simon Fraser University, Burnaby.

Field, S. (2006). Career Opportunities in Advertising and Public Relations (4th ed). New York: Ferguson.

Finch, E. and Fafinski, S. (2014). Employability Skills for Law Students. UK: Oxford university.

Graduate Programs Office. (2014). Handbook of Research and Graduate Teaching Assistantships. Retrieved from: https://www.edu.uwo.ca/graduate-education/documents/research/GTA_RA_Handbook.pdf.

 

Grundy, A. L. and McGinn, M. K. (2007). Learning Experience and Identity Development as Student Research Assistants. Unpublished manuscript.

Hobson, J., Jones G., and Deane, E. (2005). “The Research Assistant: Silenced Partner in Australia's Knowledge Production?” Journal of Higher Education Policy and, 27(3), 357–366.

Hutchinson, T. and Moran, J. (2005). The Use of Research Assistants in Law Faculties: Balancing Cost Effectiveness and Reciprocity. Paper Presented at Proceedings of Faculty of Law Research Interest Group, Brisbane, Australia.

 

McDaniel, P. and Media, D. (nd). What Does a Research Assistant Do? Retrieved from: http://classroom.synonym. com/research-assistant-do-2624.html

 

McGinn, M. K. (2006). New Social Science Researchers in Canada: An Ongoing Research Agenda. In M. Kiley and G. Mullins (Eds.), Quality in Postgraduate Research: Knowledge Creation in Testing Times (pp.127–139). Canberra, Australia: CEDAM. Retrieved from: http://www.qpr.edu.au/2006/mcginn2006.pdf.

 

McGinn, M. K., Niemczyk, E. K. and Lovering, M. G. (2010). Fulfilling an Ethical Obligation: An Educative Research Assistantship. Manuscript submitted for publication.

 

McGinn, M. K. and Niemczyk, E. K. (2013). Research Practice in Research Assistantships: Introducing the Special Issue on Research Assistantships. Journal of research practice, 9(2).

McGinn, M. K., Niemczyk, E. K. and Saudelli, M. G. (2013). Fulfilling an Ethical Obligation: An Educative Research Assistantship. Alberta Journal of Educational Research, 59(1), 72-91.

McWey, L. M., Henderson, T. L. and Piercy, F. P. (2006). Cooperative Learning Through Collaborative Faculty-Student Research Teams. Family Relations, 55(2), 252-262.

Moore, J., Scarduzio, J. A., Plump, B. and Geist-Martin, P. (2013). The Light and Shadow of Feminist Research Mentorship: A Collaborative Autoethnography of Faculty-Student. Journal of Research Practice, 9(2), 1-24.

Naufel, K. Z. and Beike, D. R. (2013). The Ethical Treatment of Research Assistants: Are We Forsaking Safety for Science? Journal of Research Practice, 9(2), Article M11.

Niemczyk, E. K. (2013). Preparing Researchers of Tomorrow. In M. Kompf and P. M. Denicolo (Eds), Critical Issues in Higher Education: Critical Issues in The Future of Learning and Teaching (Vol.8, pp.51-66). Rotterdam: Sense.

Perna, L. W. and Hudgins, C. (1996). The Graduate Assistantship: Facilitator of Graduate Students' Professional Socialization. Association for the Study of Higher Education (pp.2-56). Retrieved from: http://repository.upenn.edu/gse_pubs/292

Pollon, D. E., Herbert, M., Chahine, S. and Falenchuk, O. (2013). From Research Assistant to Professional Research Assistance: Research Consulting As a Form of Research Practice. Journal of Research Practice, 9(2), Article M6.

Rossouw, J. P. and Niemczyk, E. K. (2013). A Dual Perspective on Risks and Security Within Research Assistantships. Journal of Research Practice, 9(2), Article M10.

Steward, D. (2010). Important, If True: Graduate Education will Drive America’s Future Prosperity. Change: The Magazine of Higher Education, 42(1), 36-44.

Weeks, L. E., Villeneuve, M. A., Hutchinson, S., Roger, K., Versnel, J. and Packer, T. (2015). What We Learned About Mentoring Research Assistants Employed in a Complex, Mixed-Methods Health Study. Canadian Journal of Higher Education, 45(4), 207-228.

White, J. and Nonnamaker, J. (2011). Supervising Graduate Assistants. New Directions for Student Services, 139, 43-54.

Yaya, D. and Baskan, G. A. (2013). The Opinions of Research Assistants in Education Faculties Regarding their Working Lives. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 93, 1355-1361.

http://www.american.edu/provost/grad/upload/ga-guidelines.pdf.