اشتغال بر وزن إفتعال از مادة «شغل» و در لغت به معنای «سرگرم شدن» است. شغل یعنی کاری که فرد مشغول به انجام آن است و بهوسیله آن، هم انجام وظیفه و هم امرار معاش میکند. اهداف اشتغال در دوران اسارت 1. سازگاری اسرا با شرایط سخت اسارت؛ 2. تقویت انگیزة زندگی و ادامه حیات؛ 3. نوعی سازوکار برای کاهش اضطراب و نگرانی؛ 4. راهی برای پر کردن مفید اوقات اسارت و از بین بردن خلأ روانی؛ 5. هماهنگی امور بین اسرا و مدیریت عراقی اردوگاه. در اردوگاههای عراق شرح شغل دو حالت داشت: حالت اول) یکسری وظایف توسط عراقیها به اسرا دیکته میشد و در آنها کلیة مسئولیتها، اختیارات و معیار عملکرد بهصورت شفاهی مطرح میشد و اسرا موظف به اجرای آن بودند. حالت دوم) شغلهایی بود که رهبران و مدیران اردوگاه مشخص میکردند. ارشد اردوگاه و ارشد آسایشگاه یکی از شغلهای معمول در اردوگاه مدیریت امور اردوگاه یا آسایشگاهها بود. کسی که مشغول به این کار میشد، ارشد نامیده میشد. انتخاب ارشد ابتدا بهوسیلة عراقیها انجام میشد. مقاومت اسرا در مقابل این انتخاب تحمیلی، باعث بهوجود آمدن مشکلات شده بود. عراقیها به این نتیجه رسیدند که انتخاب یکسویة ارشد بهوسیلة آنها کارا و اثربخش نیست. ازاینپس در اکثر اردوگاهها ارشد برمبنای نظر جمعی اسرا، اما با تأیید نهایی عراقیها انتخاب میشدند. وظایف ارشد 1. هماهنگی امور بین اسرا و مدیریت عراقی اردوگاه؛ 2. ایجاد نظم و انضباط در اردوگاه و پاسخگویی به تخلفات اسرا؛ 3. هماهنگکننده امور مربوط به نمایندگان صلیب سرخ (نمایندگان صلیب سرخ برای ورود به اردوگاه یا آسایشگاهها، ابتدا ارشدها را جمع میکردند و بعد از هماهنگیهای لازم، وارد آسایشگاهها میشدند، یا در قسمتی از اردوگاه برای بررسی مشکلات اسرا مستقر میشدند)؛ 4. جابهجایی اسرا (ارشدها با توافق مدیریت عراقی اردوگاهها در بعضی موارد نسبت به جابهجایی اسرا از آسایشگاهی به آسایشگاه دیگر اقدام میکردند)؛ 5. مسئول حسن انجام امور و ناظر کار آشپزخانه، نظافت و بهداشت عمومی و آسایشگاهی و... ؛ 6. ارشد هر اردوگاه، برای اداره امور اردوگاه، افرادی را متناسب با تخصص، تجربه، رضایتمندی اسرا، برای اجرای مسئولیتهای تعیینشده انتخاب و بهکار میگمارد. مسئول آشپزخانه از امور مهم هر اردوگاه وضعیت پختوپز و تأمین خوراک اسرا بود. مسئول آشپزخانه عهدهدار ادارة آشپزخانه میشد. او پس از تحویل جیرة غذایی از نیروهای عراقی، با همکاری چند نفر دیگر از اسرای ایرانی مشغول بهکار میشد. پاک کردن حبوبات، خرد کردن گوشت، دم کردن چای، پختن برنج و تقسیم غذا بین آسایشگاهها و نظافت از کارهای همیشگیای بود که کادر آشپزخانه انجام میدادند. آرایشگاه گوشهای از اردوگاه و عموماً بین آسایشگاهها اتاقکی برای امور آرایشگاهی اختصاص یافته بود؛ افرادی که تخصص این حرفه را داشتند در آن اشتغال داشتند. بهداشت و درمان تعداد زیادی از اسرا ابتدا مجروح شدند و بعد به اسارت درآمدند؛ همچنین بهواسطه شکنجه نیز تعدادی از آنها مجروح میشدند؛ بهعلاوه شیوع انواع بیماری نیز به مشکلات اسرا اضافه میشد. عراقیها نیز خیلی کم به این مشکلات توجه میکردند. ارشد اردوگاه، با بهکارگیری پزشکها، پزشکیاران، پرستاران و دانشجویان مختلف پزشکی، از بین اسرا اقدام به تخصیص یک آسایشگاه برای کمک به بیماران و مجروحان میکرد. (←بهداشت و درمان) انتظامات برای جلوگیری از هرجومرج و رعایت امور انتظامی، ارشد هر اردوگاه نسبت به انتخاب مسئول و کادر انتظامات اقدام میکرد. نیروهای انتظامات هریک بازوبندی داشتند که روی آن کلمه «انتظامات» نوشته شده بود. ورزش برای سلامت جسم و روان اسرا، ورزش از اهمیت بالایی برخوردار بود. برای سروسامان دادن به این امور، نیاز به برنامهریزی و بهکارگیری افراد مستعد در این رشته حائز اهمیت بود. ازاینرو، اکثر اردوگاهها یک مسئول ورزش داشت که او نیز به تناسب رشتههای ورزشی، افرادی را بهکار میگرفت. انتخاب داور، تعیین جدول بازیها و مسابقات، تعیین جدول استفاده از زمین و وسایل ورزشی، آماده کردن زمین، تقسیمبندی تیمها و ردهبندی آنها و دیگر امور از وظایف مسئولان ورزش اردوگاه بهحساب میآمد. (←ورزش) مسئولان کتابخانه یکسری کتاب ازطریق نمایندگان صلیب سرخ تهیه و در اختیار اسرا قرار میگرفت. بهعلت محدودیت کتاب و متقاضیان زیاد آن، نیاز بود که افرادی به سمت مسئول کتابخانه انتخاب شوند تا برنامهریزی لازم در این زمینه انجام شود. نگهداری کتاب برعهده مسئولان کتابخانه بود که در بعضی از اردوگاهها، در اتاقی مخصوص نگهداری میشد. خیاطی در اواخر اسارت، چرخخیاطی در اختیار اردوگاههایی که صلیب سرخ از آنجا بازدید کرد، قرار گرفت. اسرای باتجربه در فن دوزندگی و خیاطی، خیاطخانه هر اردوگاه را شکل میدادند و در اتاقکی مجزا، اقدام به دوخت و تعمیر لباسهای اسرا میکردند. باغچهبانی در برخی از اردوگاهها به اسرا اجازه میدادند فضای کوچکی (بهطور میانگین 40 مترمربع) را به باغچه تبدیل کنند. افرادی که در این زمینه تخصص داشتند، برای این کار انتخاب میشدند. بذر اولیة سبزیهای قابلکشت را نمایندة صلیب سرخ به داخل اردوگاه میآورد. سبزیهای مورداستفاده عبارت بودند از: تره، تربچه، شاهی، جعفری، کرفس، پیازچه، گوجهفرنگی، خیار سبز، سیر و بادمجان. گلهای مختلف نیز در این باغچهها پرورش داده میشد. تکرار کشت باغچه در هرسال باعث شده بود که خاک باغچه مرغوبیت خودش را از دست بدهد. برای حل این مشکل، راهکارها متفاوت بود و هر اردوگاهی، روش خاص خودش را داشت که موارد زیر از آن جمله است: استفاده از کود حیوانی، خمیرترش، چال کردن زبالههای قابلتجزیه، مخلوط کردن ادرار با آب، جابهجا کردن خاک، کود کبوتر. عینک عینکی بودن بسیاری از اسرا و عدم دسترسی به امکانات عینکسازی و معاینة چشم، آنها را در فشاری مضاعف قرار داده بود. نگهداری از عینک، مخصوصاً در مواقعی که عراقیها اقدام به شکنجه میکردند، از مهمترین دغدغههای این افراد بود. ازاینرو، تعدادی از افراد که در اردوگاه در این زمینه تجربه لازم را داشتند، به کمک این دسته از اسرا میآمدند و با روشهای مختلف، مشکل آنها را کمتر میکردند که به برخی از آنها اشاره میشود: استفاده از کش برای جلوگیری از سقوط عینک، بهکارگیری دستههای مسواک بهجای دستههای شکستهشدة عینک، استفاده از برخی شیشهها بهجای شیشه عینک. با گذشت زمان و دخالت نمایندگان صلیب سرخ، وضعیت بهبود یافت و عینکهای شکستهشده ازطریق مسئولان عینک اردوگاه تحویل صلیب سرخ و بعد از تعمیر، عودت داده میشد. در اواخر اسارت با وساطت صلیب سرخ، اسرا میتوانستند از عینکهای ارسالی از خانوادههای خود از ایران استفاده کنند. آموزش نیاز به آموزش و یادگیری، یکی از اساسیترین نیازهایی بود که در اسرا وجود داشت. انگیزة بسیار بالای یادگیری این سرمایة عظیم انسانی باعث شد که زمینة کسب علم و معرفت، کاملاً مساعد شود؛ لذا افراد تحصیلکردة اردوگاه، اقدام به برنامهریزی برای ایجاد فضاهای آموزشی با حداقل امکانات کردهاند (موارد فوق بیشتر در اردوگاههای صلیب سرخ دیده وجود داشت). (←آموزش) در اکثریت موارد ذکرشده شاغل از حقوق کمی برخوردار بود. حکومت عراق ماهانه به هر اسیر که نامش در فهرست صلیب سرخ ثبت میشد، مبلغ یک دینار و نیم عراقی، معادل 30 تا 40 تومان پول ایران بهصورت کوپن پرداخت میکرد؛ در برخی از اردوگاههای صلیب سرخدیده، افرادی که کارهای مضاعف مانند آشپزی و... انجام میدادند، گاهی یک دینار و نیم مازاد میگرفتند. برخی از امورات بهمنزله امور روزانه محسوب میشدند که عبارتانداز: نظافت آسایشگاه و اردوگاه، تخلیه سطل ادرار، آوردن غذا از آشپزخانه و توزیع آن و... همچنین برخی از امور بود که جهت خدمات بهتر به اسرا انجام میشد، مانند تولید انواع اجاق نفتی، دمکن غذا، قیچی، خاکانداز، سفره غذا و... بوده است. برخی از امور برای تولید نوشتافزار برای امور آموزشی انجام میشد؛ مانند تولید مداد، رواننویس، چاپ دستی، دفترچهسازی، ساخت اسلاید، تختهسیاه دستی، جامدادی مخفی، ساخت مرکب و... برخی امور نیز مربوط به تولید صنایعدستی بود که شامل ساخت آلبوم عکس، سنگسابی، تهیه مهر نماز، ساخت تسبیح، گلدوزی، کیفبافی، تولید کفش، گیوهبافی و... بوده است. این مقاله براساس مصاحبه با تعدادی از آزادگان، بررسی متون و خاطرات، و با توجه به تجربیات و یافتههای نویسنده نوشته شده است.