دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

انتقال دانش در کسب‌و‌کارهای خانوادگی

Knowledge transfer in family businesses
نویسنده

انتقال دانش ضمنی مدیران کسب‌وکارهای خانوادگی به جانشینان آنها یا نسل بعدی خانواده است.

     انتقال دانش از مهم‌ترین فرآیند‌های سازمانی است که اثرات زیادی روی بقا، رقابت‌پذیری، نوآوری و رونق سازمان‌ها دارد. این فرآیند در کسب‌وکارهای خانوادگی نیز وجود داشته و دانش مربوط از نسلی به نسل‌های دیگر منتقل می‌شود. چنین فرآیندی تحت تأثیر ویژگی خاص کسب‌وکار‌های خانوادگی قرار دارد.

     یکی از رایج‌ترین روش‌های تغییرات در سازمان‌ها، جابجایی کارکنان کلیدی است. چنین فرآیندی جانشینی اداری نام دارد. در نظریه‌های سازمانی، انتقال دانش به‌دنبال سازماندهی، خلق و توزیع دانش برای نسل‌های بعدی بوده و هدف اصلی آن اطمینان از بقای دانش برای نسل‌های آینده است. پژوهشگران انتقال دانش را بخشی از حوزه گسترده‌تر مدیریت دانش در سازمان‌ها به‌شمار می‌آورند. بسیاری از نظریه‌پردازان سازمانی، انتقال دانش را فرآیندی وسیع‌تر و جامع‌تر از یک ارتباطات ساده می‌دانند، زیرا بیشتر دانش سازمانی به‌صورت ضمنی در ذهن افراد نقش بسته و انتقال آن‌گاه فرآیندی دشوار است. انتقال دانش بیشتر در گروی نحوة مدیریت فرآیند انتقال دانش‌، قابلیت‌های ذهنی و زبانی کارکنان و شبکه‌های ارتباطاتی سازمان قرار دارد. برخی پژوهشگران انتقال دانش را شرط اصلی بقای سازمان و حفظ مزایای رقابتی آن می‌دانند. صاحبنظران سازمانی انتقال دانش را فرآیندی می‌دانند که طی آن یک گروه یا واحد سازمانی تحت تأثیر تجربه یک گروه یا واحد دیگر قرار می‌گیرد (Argote& Ingram, 2000, P.153). در راستای حرکت اقتصادها از اقتصاد منبع- محور (که منابع اهمیت اصلی را در پیشرفت آنها ایفا می‌کند) به اقتصاد دانش- محور، نقش و اهمیت دانش و انتقال آن اهمیت بسیاری یافته است. یکی از مهم‌ترین مواردی که در انتقال دانش به آن اشاره شده است، «چسبندگی دانش» می‌باشد. چسبندگی دانش موجب می‌شود انتقال کل دانش از فرد دارای آن به فرد یا افراد دیگر ممکن نباشد (Probst et al, 2000). پژوهشگران روی هم رفته چالش‌های زیادی را برای فرآیند انتقال دانش در سازمان‌ها ذکر کرده‌اند، از جملة این چالش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: (Tsoukas and Vladimirou, 2001, p.979)

ماهیت دانش از نظر صریح یا ضمنی بودن؛

1. فاصلة جغرافیایی واحد‌ها؛

2. تفاوت‌های ذهنی و موانع زبانی؛

3. نبود انگیزش برای انتقال دانش و هم چنین پذیرش آن؛

4. ضعف در ارتباطات سازمانی.

     عمدة این پژوهشگران انتقال دانش را به‌صورت یک فرآیند شامل شناسایی دارندگان دانش در سازمان، انگیزاندن افراد برای انتقال دانش، طراحی مکانیزم اشتراک و انتقال دانش، اجرای فرآیند، اطمینان از انتقال دانش و اعمال آن توسط صاحبان جدید دانش می‌دانند. اگرچه فرآیند انتقال دانش بیشتر در مورد شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ بررسی شده است، پژوهش‌های جدیدتر به فرآیند انتقال دانش در بنگاه‌ها و کسب‌وکارهای کوچک‌تر نیز توجه زیادی کرده‌اند. ماهیت روابط بین افراد، سبک رهبری در بنگاه و تعهد افراد به فرآیند انتقال دانش از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در فرآیند انتقال دانش در کسب‌وکارها و بنگاه‌های کوچک‌تر بوده است .(Sharma and Irving, 2005, P.19)

     انتقال دانش در بنگاه‌های کسب‌وکار مورد توجه پژوهشگران زیادی قرار گرفته و در مورد دانش ضمنی و دانش آشکار بررسی و مطالعه شده است. بیشتر صاحب‌نظرانی که فرآیند انتقال دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی را بررسی کرده‌اند این فرآیند را در قالب سازمان‌ها و بنگاه‌های کوچک مطالعه کرده و به بیان دیگر، بیشتر به سطح خرد توجه کرده‌اند تا سطح کلان. با توجه به رویکرد خرد، نقش و اثرگذاری عوامل فردی و ویژگی‌های شخصیتی افراد و همچنین عوامل مربوط به بنگاه اهمیت بیشتری نسبت به عوامل مربوط به محیط کلان می‌یابند .(Sharma and Irving, 2005, P. 26) به‌طور کلی دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی به چهار دسته کلی تقسیم می‌شود: (Trevinyo-Rodriguez, 2006, P.61)

 

- دانشی که انتقال آن به مهارت‌های ادراکی و توانمندی‌های شناختی افراد بستگی دارد.

- دانشی که بیشتر عملی بوده و براساس تعاملات افراد و تفسیر آنها از محیط شکل می‌گیرد. این دانش بیشتر در مذاکرات و چانه‌زنی‌ها کاربرد دارد.

- دانشی که بیشتر در قالب واژگان، گفتار و استعاره‌ها انتقال می‌یابد.

- دانشی که ضمنی بوده و خاصیت چسبندگی دارد. به بیان دیگر، این دانش به سادگی قابل انتقال و یادگیری نیست.

- دانشی که به‌صورت نوشتاری و از راه کتاب‌ها، جزوه‌ها و دیگر نوشته‌ها انتقال می‌یابد.

     در بین انواع دانش‌های مطرح شده در کسب‌وکارهای خانوادگی، دانش ضمنی از مهم‌ترین ابزار حفظ مزایای رقابتی بنگاه شمرده شده و انتقال مناسب آن از مهم‌ترین کارکردهای بنیانگذار کسب‌وکار خانوادگی می‌باشد.

     انتقال دانش در بنگاه‌ها تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند ویژگی‌های فردی دارندگان دانش، مکانیزم انتقال دانش، عوامل انگیزشی مؤثر بر فرآیند انتقال دانش و محیط فعالیت کسب‌وکار قرار دارد. ماهیت دانش و انتقال آن در کسب‌وکارهای خانوادگی اهمیت بسیاری داشته و عامل اصلی در بقا و رشد و موفقیت یا شکست‌های آینده کسب‌وکار خانوادگی به شمار می‌آید. عواملی مانند ارزش‌ها و باورها، موجود بودن منابع دانش، تمایل به انتقال دانش از یک سو و دریافت آن از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی بنگاه، انگیزش، تعهد و ترجیحات از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر فرآیند انتقال دانش شمرده شده‌اند (Sharma and Irving, 2005, P. 28). انتقال دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی بیشتر در هنگام انتقال مدیریت و تعیین جانشین مورد توجه قرار گرفته است. فرآیند‌های انتقال و جانشینی در کسب‌وکارهای خانوادگی از مهم‌ترین و حساس‌ترین مقاطع در این کسب‌وکارها به‌شمار می‌آید. این فرآیندها بیشتر در هنگام جابجایی نسل‌ها در کسب‌وکارهای خانوادگی مورد بررسی قرار گرفته است. روی هم رفته دو عامل کیفیت (درجه و اندازه‌ای که اعضای خانواده فرآیند جانشینی را تجربه می‌کنند) و اثربخشی (قضاوت دیگران در مورد نتیجة فرآیند جانشینی) مهم‌ترین عوامل مورد مطالعه در فرآیندهای جانشینی در کسب‌وکارهای خانوادگی به شمار می‌آیند (Handler,1990). فرآیند انتقال دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی به‌ویژه از نظر عوامل انگیزشی متفاوت با فرآیند انتقال دانش در دیگر کسب‌وکارها می‌باشد. عوامل بسیاری بر این فرآیند اثرگذارند و مالکان فعلی تمام تلاش خود را به‌کار می‌گیرند تا آبرو و اعتبار کسب‌وکار آنها در فرآیند انتقال کماکان حفظ شود. بیشتر پژوهش‌های انجام شده روی فرآیند‌های جانشینی در کسب‌وکارهای خانوادگی، انتقال دانش را فرآیندی که به خودی خود انجام می‌شود در نظر گرفته و به جنبه‌های مختلف آن توجه نکرده‌اند (Hsu and Chang, 2011, P. 716). دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی، مانند دانش در اغلب سازمان‌ها و بنگاه‌ها، از یک سو فردی بوده و از سوی دیگر منبع قدرت به‌شمار می‌رود. یکی از موانع مؤثر در انتقال دانش در سازمان‌ها، عدم تمایل افراد به انتقال دانش فردی می‌باشد زیرا دانش برای آنها به‌عنوان منبع رقابت به شمار می‌آید. کسب‌وکارهای خانوادگی کمتر با چنین چالشی روبرو هستند زیرا اهداف مالکان فعلی و مالکان آینده یکی بوده و رقابتی بین آنها وجود ندارد. اطمینان به منبع دانش و اعتبار آن از مهم‌ترین عوامل تسهیل فرآیند انتقال دانش به شمار می‌آید. روابط در کسب‌وکار‌های خانوادگی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده انتقال دانش به‌شمار می‌آید و هر اندازه روابط بین افراد بهتر و صمیمانه‌تر باشد، انتقال دانش بهتر و مؤثرتر انجام می‌شود. مهم‌ترین هدف مالکان فعلی کسب‌وکار در فرآیند جانشینی، اطمینان از بقای کسب‌وکار آنها و حفظ شهرت و آبروی آن است، در نتیجه تلاش می‌کنند همة دانش و تجربة خود را به‌صورت کامل به نسل‌های بعدی (جانشینان) منتقل کنند. براساس علم ارتباطات، بهترین حالت انتقال پیام زمانی است که صاحب پیام (فرستنده) و دریافت کننده پیام (گیرنده) هر دو راغب و مایل به انجام فرآیند باشند و کسب‌وکارهای خانوادگی از این جهت مزیت زیادی نسبت به کسب‌وکارهای دیگر دارند. همان‌طور که اشاره شد، انتقال دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی یک فرآیند دو طرفه است که یک طرف آن نسل‌های فعلی و طرف دیگر آن نسل‌های آینده هستند. علاوه‌بر موجود بودن دانش و وجود انگیزش برای انتقال آن (از طرف فرستنده)، گیرنده نیز باید دارای انگیزش و توان کافی برای یادگیری آن باشد. یادگیری فردی فرآیندی است شامل دریافت، آزمون و برآورد. فرآیند یادگیری به شدت وابسته به ویژگی‌های شناختی افراد است. در کسب‌وکارهای خانوادگی، باورها و نگرش افراد اهمیت زیادی در شکل‌گیری شناخت آنها و ایجاد تعهد یادگیری دارد (Trevinyo-Rodriguez, 2006, P.75). پژوهشگران روی هم رفته عوامل زیادی از جمله نگرش، باورها، ارزش‌ها، روابط خانوادگی، همسانی بین نتایج ملموس و آمال و آرزوها، درجة استرس و فشار روحی، موفقیت‌های گذشته و عدم قطعیت محیط کنونی کسب‌وکار را از عوامل اثرگذار روی فرآیند یادگیری نسل‌های بعدی دانسته‌اند. یادگیری و سازگاری فرآیندی است که به‌صورت همزمان در کسب‌وکارهای خانوادگی روی می‌دهد (Gedajlovic and Carney, 2010, P. 1157).

     فرآیند‌های جانشینی در کسب‌وکارهای خانوادگی از مهم‌ترین مقاطع در این کسب‌وکارها بوده و سرنوشت آنها را تعیین می‌کند. انتقال دانش به‌صورت مؤثر یکی از مهم‌ترین اجزای این فرآیندهاست که ضامن بقای آنهاست. کسب‌وکارهای خانوادگی در محیط‌های رقابتی و پویا فعالیت می‌کنند و براساس نظریة سیستم‌ها، دو هدف عمدة بقا در درازمدت و رشد را دنبال می‌کنند. برای بقا، کسب‌وکارهای خانوادگی نیاز به تعامل با محیط پیرامون خود دارند و فرآیندهای جانشینی و انتقال دانش از مهم‌ترین بخش‌های این تعامل است. انتقال دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی به‌دلیل داشتن ویژگی‌های ناملموسی مانند ارزش‌ها، باورها و سنت‌ها، متفاوت با انتقال دانش در کسب‌وکارهای غیر خانوادگی است. اعتماد به منبع دانش، وجود دانش و اجرای فرآیند انتقال دانش از مهم‌ترین اجزای این فرآیند به‌شمار می‌روند. برخلاف بسیاری از کسب‌وکارهای غیر خانوادگی و سازمان‌ها، به‌دلیل اینکه بقا و رشد کسب‌وکار و هم چنین حفظ اعتبار و آبروی آن هدف مشترک همة نسل‌هاست، انتقال دانش در کسب‌وکارهای خانوادگی از انگیزش بالایی از سوی دو طرف برخوردار است. پژوهشگران روی این مسأله توافق دارند که فرآیند انتقال دانش به نسل‌های بعدی باید بسیار زودتر از زمان جانشینی (دوران طفولیت) آغاز شود تا یادگیری از راه تکرار، آزمون و خطا و تمرین و بازخورد تقویت شود. بین اثربخشی فرآیند انتقال دانش و زمان آغاز این فرآیند رابطه مستقیمی وجود داشته و هر اندازه والدین (صاحبان دانش) زودتر این فرآیند را آغاز کنند شانس موفقیت آن بیشتر است.

 

Argote, L.; Ingram, P. (2000). "Knowledge transfer: A Basis for Competitive Advantage in Firms".Organizational Behavior and Human Decision Processes 82 (1): 150–169.
Gedajlovic, E., & Carney, M. (2010). Markets, hierarchies, and families: Toward a transaction cost theory of the family firm. Entrepreneurship Theory and Practice, 34, 1145-1172.
Handler, W. (1990), ‘Succession in family firms: a mutual role adjustment between entrepreneur and nextgeneration family members’,Entrepreneurship Theory and Practice,15,37–51.
Hsu, L. C., & Chang, H. C. (2011). The role of behavioral strategic controls in family firm innovation. Industry and Innovation, 18, 709-727.
Probst, G., S. Raub and K. Romhardt (2000), Managing Knowledge: Building Blocks for Success, Chichester: Wiley.
Sharma, P. and P.G. Irving (2005), ‘Four bases of family business successor commitment: antecedents and consequences’, Entrepreneurship Theory and Practice, 29(1), 13–33.
Trevinyo-Rodriguez, Rosa Nelly. (2006), ‘Knowledge transfer model in family firms’ (revised), January,Barcelona, Spain.
Tsoukas, H. and E. Vladimirou (2001), ‘What is organizational knowledge?’,Journal of Management Studies,38(7), 973–93.
Westhead P, Cowling ,M .(1998) Family firm research: the need for a methodology rethink. Entrepreneurship Theory and Practice 23(1): 31–56.