فرایند انتقال اطلاعات از اسیری به اسیر دیگر بهکمک صدا، علامت یا رفتار قابل رؤیت و ترکیبی از اینها. وجود ارتباطات بین اسرای ایرانی در زندانهای عراق در طی سالهای 1359-1369 از بحثهای علمی خوبی است که کمتر موردتوجه تحقیقات علمی بوده است. ارتباطات فرایند انتقال اطلاعات است بهواسطة فرستندة پیام ازطریق رسانه به گیرندة پیام که مخاطب نامیده میشود؛ اما در تعریفی دیگر، انتقال مفاهیم از شخصی به شخصی دیگر، براساس تجربه و فرهنگ خاص است (گیل، 1384: 19؛ فرهنگی، 1374: 20). در تعاریف ارتباطات، آنچه بهنظر میرسد ارتباط ازطریق نمادهایی برقرار میشود که در ارتباطات با یکدیگر قرار دارد (Lundberg, et al., 360). در جریان فرایند ارتباطات اجتماعی، بین انسانها چهار جزء وجود دارد: فرستندة پیام، محتوی یا پیام، گیرندة پیام (مخاطب) و وسیلة پیام. (گیل، همان، 37، 77؛ معتمدنژاد، 1365: 36) ازآنجاکه ارتباطات اجتماعی دربرگیرندة همة روابط بین انسانها است، پیچیدگی فراوانی دارد و ازاینلحاظ دارای انواع گوناگونی است: براساس وسیلة برقراری ارتباطات به کلامی، غیرکلامی، بصری (مانند استفاده از نقاشی، عکس و فیلم) و ارتباطات الکترونیکی (مانند تلویزیون، رادیو، تلفن، رایانامه) تقسیم شده است (use communication…)، اما براساس طبقهبندی منابع جدیدتر، ارتباطات برمبنای محیط اجتماعی یا چهارچوب شکل، زمان و مکان و روابط اجتماعی بین انسانها شکل میگیرد (گیل، همان، 68) که شامل این ارتباطات است: الف) ارتباطات درونفردی، که اطلاعات و مبادلات ارتباطات ذهنی است؛ ب) ارتباطات میانفردی که خود شامل ارتباطات کلامی و غیرکلامی، با استفاده از نشانهها و نمایه است، و ارتباطات چهرهبهچهره و رودررو است. در تقسیمبندی ارتباطات اجتماعی میان انسانها گفتار، نوشتار، موسیقی، نقاشی و نظایر اینها از ابزارهای ارتباطات محسوب میشوند؛ ج) ارتباطات گروهی نوعی از ارتباطات اجتماعی است که در آن گروههای مختلف اجتماعی، میان افراد گروه و میان گروههای مختلف برقرار است؛ د) ارتباطات جمعی نوعی از ارتباطات اجتماعی میان انسانها است که فرد با انسانهای دیگر، از رسانههای جمعی مانند روزنامه و تلویزیون برقرار میکند؛ و) ارتباطات بهداشتی؛ این نوع ارتباطات برای مطالعه و استفاده از راهبردهای ارتباطات برای آگاهی و اثرگذاردن بر تصمیمهای فردی و اجتماعی است؛ و سرانجام، ذ) ارتباطات مبتنیبر فناوریهای جدید. این نوع از ارتباطات شکل تازهای از ارتباطات اجتماعی میان انسانها است که اساس آن بر ابزارهای نوین و الکترونیکی شکل گرفته که در مناطق پیشرفته اهمیت ویژهای دارد. ارتباطات بین اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق، عمدتاً ارتباطات میانفردی (کلامی و غیرکلامی) و بیشتر ازطریق صدا و گاه نیز نوشتار بوده است. در ارتباطات ازطریق صدا، نسبت به طریقهای دیگر مانند نشانه و نماد، امتیازهای ویژهای وجود داشت که در آن فرستندة پیام بهطور دقیق مشخص نبود و زندانبانان نمیتوانستند پیامدهنده را مشخص کنند مگر ازطریق جاسوسانی که گمارده بودند؛ همچنین با تغییر زیر یا بم و همراه با تغییر چهره امکان پدید آمدن رمزهای خاصی در میان اسرا فراهم میشد. علاوهبراین، در شرایطی با توجه به کمبود امکانات مانند دسترس نبودن خودکار و یا کاغذ، صدا از اهمیت خاصی در ارتباطات بین اسرا برخوردار بود (ثبات، 1389: 10-11)، ولی در مواردی نیز در ارتباطات بین اسرا، برای انتقال مفاهیم ازطریق ارتباطات غیرکلامی، با استفاده از نماد و نشانه نیز استفاده میشد؛ مثلاً در سالروز تولّد با هدیه فرستادن برای یکدیگر، با هم ارتباط برقرار میکردند و ازاینطریق تبریک خودشان را اظهار میداشتند. (آباد، 1391: 476- 477) دیوارنویسی نوع دیگر ارتباطات بین اسرا بهصورت میانفردی بود (همان: 267). در این نوع از ارتباطات، حرف زدن و یا سخن گفتن میان چند اسیر، که مباحثه (گفتمان) میشد، مهمترین نوع روابط بود که در آن نقش فرستندة و گیرندة پیام جابهجا میشد و هیچگاه گیرنده و فرستنده ثابت نبود و نقش آنها جابهجا میشد (همان: 461-462). گاهی نیز این ارتباطات با حالت و اداهای خاصی (مثل تعجب یا خشمآلود و با داد زدن) منتقل میشد. (همان: 319، 324، 332، 474) نوشتن اطلاعات نوع دیگر ارتباطات بین اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق بود. این نوع از ارتباطات در میان اسیرانی که سالهای طولانی در زندان بودند، کاربرد بیشتری داشت. در این روش اسرا با نوشتن مشخصات خود روی دیوار، به اسرای جدید اطلاع میدادند. (همان: 247، 252- 253 ، 267) نوع دیگر ارتباطات میانفردی بین اسرا بهکار بردن اصطلاح و ضربالمثل بود؛ برای نمونه زمانیکه اسیری به زندان آورده میشد، برای اینکه متوجه بشوند ایرانی است یا زندانی سیاسی عراقی، با بهکار بردن ضربالمثل ایرانی، به زندانی جدید اطلاع میدادند که در این زندان اسرای ایرانی هستند. (همان: 295) کارسازترین نوع ارتباطات بین اسرا صحبت کردن بود. در این نوع از ارتباط، گاهی اسرا با مجاب کردن عراقیها برای برقراری ارتباط با افراد دیگر، به سلولهای آنها میرفتند. نمونة بارز این نوع از ارتباطات مربوط به سید علیاکبر ابوترابیفرد، آزاده معروف جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، است. (رحمانیان، 1383: 14، 24) گاه نیز ازطریق گوش کردن از دیوار بود. این نوع از ارتباطات، که شاید از سختترین نوع ارتباطات میان اسرا بود، بایستی ساعتهای متمادی گوش به دیوار میگذاشتند تا از سلول همجوار اطلاعاتی بهدست میآوردند؛ سپس با اندک اطلاعات بهدستآمده بین خودشان تفسیر میکردند و سپس براساس قاعده مورس در تلگراف، از ریتم ضرب با سلول همجوار خود ارتباط برقرار میکردند و از احوال یکدیگر اطلاعاتی بهدست میآوردند (آباد، همان: 241، 269). خواندن و نوشتن شکل دیگری از ارتباطات بود که بین اسرا کاربرد داشت. در این نوع از ارتباط، اطلاعات بهصورت مخفی و جاسازیشده به طریق جاسازی زیر سینی غذا و میان سبزی یا نان، بین اسرا تبادل میشد. (همان: 409-410، 416) از انواع دیگر ارتباطات میتوان به ارتباط مستقیم و چهرهبهچهره اشاره کرد. در این ارتباط، علاوهبراینکه اسرا در درون یک سلول با هم ارتباط داشتند، گاهی نیز بدون واسطه با اسرای سلول دیگر ارتباط مستقیم برقرار میکردند. این نوع ارتباطات، عمدتاً ازطریق پرت کردن یک کلمه فارسی یا با خواندن دعاهای خاصِ بعد از نماز با صدای بلند بود؛ طوریکه دیگر اسرایی که برای بازجویی میآوردند، به زندان پیام ارسال میکردند و از اینطریق ایرانی بودن خودشان را به اسیر در حال بازجویی میدادند (همان: 244). در این روش گاه نیز با خواندن دعا یا نوحه کلماتی که پیام مشخصی داشت به اسرای دیگر منتقل میکردند؛ مثلاً با صدای بلند با شعرخوانی اطلاعات را به هم میرساندند. شکل دیگری از ارتباطات، که میان اسرا رواج داشت، استفاده از سخنرانی و خطابه بود. در این روش یک فرد با بیان سخنرانی دربارة موضوعات مختلف، اطلاعات را به روشی خاص به مستمعین اطلاع میداد. از نمونههای بارز و شاخص افراد در این نوع از ارتباطات میتوان به علیاکبر ابوترابیفرد اشاره کرد. (رحمانیان: همان، 26-27) نوع دیگری از ارتباط میان اسرای ایرانی در درمانگاه یا بیمارستان صورت میگرفت. درصورتیکه امکان درمان بیمار در درمانگاه میسر نبود، او را به بیمارستان شهر، و در صورت وضعیت حادّ بیمار، او را به بیمارستان الرشید بغداد منتقل میکردند. اینجا بستری فراهم میشد تا بیمارانی از اردوگاههای مختلف با یکدیگر برخورد کنند و هنگام معاینه توسط پزشک یا توزیع غذا بهوسیله ارتباط کلامی یا نامه یکدیگر را از اخبار اردوگاه خود باخبر سازند. نیز نگاه کنید بهرسانه و خبر کتابشناسی آباد، معصومه (1391). من زندهام. چ ششم. تهران: بروج. ثبات، نفیسه (1389). موصل. تهران: روایت فتح. جمالی، حمیده (1384). «ارتباط». دانشنامه ایران، ج 2، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. ساروخانی، باقر (1373). جامعهشناسی ارتباطات. تهران: اطلاعات فرهنگی، علیاکبر (1374). ارتباطات انسانی، تهران: خدمات فرهنگی رسا. گیل، دیوید و بریجت ادمز (1384). الفبای ارتباطات. ترجمة رامین کریمیان و دیگران. تهران: نژده. معتمدنژاد، کاظم (1365). وسایل ارتباط جمعی. ج 1. تهران: دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران. رحمانیان، عبدالمجید (1383). منشور پاکی و خدمتگزاری (پیامها و سخنان راهگشای حجتالاسلام والمسلمین سید علیاکبر ابوترابیفرد در اسارتگاههای عراقی). تهران: پیام آزادگان.
Lundberg (G.A.), SChrag (c.c.) Larsen (o.n), sociology, New York: Harper & Barother.
www.healthy people.gov "use communication strategically to improve health".