وامهای با مبلغ کم و بدون نیاز به وثیقه است.
از اعتبارات خرد تعریف مشخصی که مورد اجماع نهادهای مختلف باشد ارائه نشده است و در فرهنگ معین، در زیرگروه جمع کلمة اعتبار آمده است این مفهوم گاهی با مفهوم وام کوچک و صندوقهای قرضالحسنه یکسان محسوب میشود (اسکندری دو رباطی، 1383). اما «الف. ا. جی بومن» در کتاب خود تعریفی از اعتبارات خرد ارائه نموده است که شاید در عین کوتاهی، گویاترین تعریف برای اعتبارات باشد. این تعریف عبارت است از: «کوچک، کوتاه، بدون وثیقه». بهعبارتدیگر اعتبارات خرد بهمعنای ارائة وامهایی با مبلغ کم و بدون وثیقه به افراد کمدرآمد است که این افراد در مدت زمان کوتاهی مبلغ یاد شده را بازپرداخت میکنند (عرب مازارو فرزین معتمد، 1382، ص. 75).
معیارهای تعیینکنندة اعتبارات خرد را میتوان در سه مقوله به شرح ذیل خلاصه نمود:
الف) مبنای اندازة اعتبار خرد: بدیهی است که این شاخص از یک موسسة اعتباردهنده تا موسسة دیگر فرق میکند.
ب) مبنای نحوة استفاده از اعتبار خرد: چگونگی استفاده از اعتبار و هدفی که در دادن اعتبار دنبال میشود، میتواند متفاوت باشد. برایناساس میتوان اهداف ذیل را بر شمرد:
· اعتبار برای کاهش فقر؛
· اعتبار برای راهاندازی کسبوکار و ایجاد درآمد؛
· استفاده از اعتبار برای نیازهای محلی از قبیل بهداشت، آموزش و از این قبیل.
ج) شرایط و ضوابط اعتبار: عموما اعتبارات خرد براساس ضوابط و شرایط متفاوت از دیگر اعتبارات معمول و متداول سیستم بانکی پرداخت میشود. این شرایط و ضوابط را میتوان در مورد موارد ذیل خلاصه نمود:
· سهولت دستیابی به منابع؛
· قابلیت انعطاف شرایط؛
· سهولت فهم و درک قرارداد؛
· مناسب با شرایط محلی (بختیاری، 1384، ص. 78).
این نوع اعتبارات خرد در بیشتر کشورهای جهان و بهویژه کشورهای درحال توسعه با هدف تأمین مالی قشرهای کم درآمد در جهت اشتغالزایی آنان پدید آمدهاند. بهعنوان مثال اعتبارات خرد با فراهم ساختن وامهای کوچک برای افراد فقیر موجبات اشتغال و در نتیجه درآمدزایی را برای آنان به وجود میآورد (نجفی، 1382، ص. 13). این نوع اعتبارات خرد بهعنوان راهبردی در توسعه بهشمار میرود که هدف آن دسترسی زنان و مردم کمدرآمد به منابع اعتباری است تا بهموجب آن توانایی بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنان را افزایش دهد. چنین وامهایی راهبرد مناسبی برای اعطای خدمات مالی پایدار به زنان روستایی و بهبود شرایط آنان در خانواده و جامعه است (Sathiabama, 2010). اعتبارات خرد را فعالیتهای مالی و اعتباری کوچک، کوتاهمدت و آسان مینامند که دارای اهدافی چون توانمندسازی محرومان، فقرستیزی، عدالت محوری و فرصتآفرینی برای فعالیتهای سودور و پایدار هستند (نوری نائینی، 1384).
هدف اینگونه اعتبارات، دادن سرمایههای کوچک به قرض گیرندههای فقیر در سراسر دنیا، برای کمک به فعالیتهای تولیدی و خوداشتغالی است (Ahlin & Jiang, 2008, 125).
مطالعة بانک جهانی بر روی فعالیت مؤسسات خرد نشان میدهد که سه هدف از بیشترین فراوانی برخوردار بوده است. این اهداف عبارتاند از:
1- ایجاد اشتغال و فرصتهای کسب درآمد برای اعضا؛
2- افزایش بهرهوری و درآمد برای گروههای آسیبپذیر؛
3- کاهش وابستگی خانوارها به محصولات کشاورزی در مناطق مستعد خشکسالی از طریق متنوع ساختن فعالیتهای آنها (رحیمی، 1380، ص. 358).
سایر اهداف اعتبارات خرد از منظر بانک جهانی شامل کاهش فقر، پایداری اکولوژی و فراهم کردن رفاه روستاییان میباشد (ESCAP, 1996).
از دیدگاه گرامین بانک، هدف از اعطای اعتبارات خرد، بهبود زندگی روستاییان از طریق دسترسی آنها به اعتبارات، پسانداز و تسهیلات رفاهی و برنامههای اجتماعی دیگر است (Robinson, 2001).
صندوق بینالمللی توسعه کشاورزی نیز انگیزة اعطای اعتبارات خرد به روستاییان را که از طریق بسیج منابع و دانش به مثابه ابزاری استراتژیک و راهبردی و مکمل و ائتلاف پویای روستاییان، دولت، مؤسسههای توسعه و اعتبار، سازمانهای غیردولتی و بخش خصوصی اجرا میشود را به شرح ذیل بیان میکند:
الف) تحرک اجتماعی، بالابردن آگاهیها، آموزش و قدرتدهی به فقرا؛
ب) افزایش اعتماد به نفس فقرا، ظرفیت سازی محلی و ...؛
ج) توسعةی مکانیزمهای کارگروهی، بهبود دسترسی به خدمات دستی و ...؛
د) فراهم ساختن زمینة کارگروهی برای ایجاد دارایی و زیرساخت تولید.
برنامة توسعة سازمان ملل هدف از اعطای اعتبارات خرد را ایجاد فرصتهای درآمدزا برای زنان، سرمایهگذاری در ترویج فعالیتهای کشاورزی و کمک به بازپرداخت تعهدات کشاورزان میداند (UNDP, 1998).
کمسیون اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل برای آسیا و اقیانوس آرام هدف از ارائة اعتبارات خرد به روستاییان را فقرزدایی، ایجاد اشتغال و درآمدزایی، توسعة اقتصادی - اجتماعی، ترویج و آموزش کشاورزی، افزایش خوداتکایی، خوداشتغالی - و حفظ عزت نفس روستاییان میداند (ESCAP, 1996). در مجموع میتوان گفت هدف اصلی اعتبارات خرد، بهبود شرایط فقرای روستایی از راه فراهم کردن دسترسی آنها به اعتبارات، پساندازها، تسهیلات و برخی برنامههای اجتماعی غیرمالی بوده است (حسنزاده، 1384، ص. 63).
ویژگیهای اعتبارات خرد
اعتبارات خرد دارای ویژگیها و خصوصیات خاصی است که آن را از سایر منابع اعتباری متمایز میکند و در مقام مقایسه با سایر منابع اعتباری، این ویژگیها بهعنوان امتیاز مثبت برای اعتبارات خرد منظور میگردد.
از جمله این ویژگیها عبارتاند از:
1- کمک به پایداری اقتصاد روستایی؛
2- همسویی تشکیلات آن با نیازهای بهرهوران؛
3- روشها و راهبردهای سهل در ارتباط با بازپرداخت وام از جمله پایین بودن نرخ کارمزد در مقایسه با دیگر منابع اعتباری؛
4- سهلالاوصول بودن دریافت وام و توزیع سریع اعتبارات کوچک کوتاهمدت (از سه ماه تا یک سال)؛
5- پایین بودن هزینههای دریافت وام؛
6- ترویج فرهنگ تجهیز پسانداز در خانوادة اعضاء؛
7- همگن بودن اعضا به لحاظ سطح زندگی و نیازها؛
8- ادارة امور با مشارکت فعال و مؤثر اعضا؛
9- قرارگرفتن وام یا اعتبار در کنار دیگر عوامل تولید در قالب برنامه؛
10- خوداتکا بودن منابع مالی و مدیریتی برنامة اعتبارت خرد؛
11- بومی بودن (تمامی مراحل اجرایی و تصمیمگیری توسط خود اعضا انجام میشود) (رحمانی اندبیلی، 1380، ص. 305)؛
12- قدرت اشتغالزایی بالا (بهدلیل این ویژگی، اجرای برنامههای حمایت از این گونه طرحها در صدر برنامههای اشتغالزایی بسیاری از کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت جای دارد) (دانایی، 1384، ص. 18)؛
13- مدنظر قراردادن افراد بسیار فقیر؛
14- طراحی برنامههایی در جهت امکان استفادة زنان از اعتبارات خرد؛
15- ایجاد انگیزه برای دستیابی به وامهای بزرگتر پس از بازپرداخت وامهای قبلی؛
16- کاهش آسیبپذیری قشر فقیر و بالابردن بهرهوری اقتصادی در آنها (پاکنظر، 1380، ص. 144).
میتوان گفت مهمترین ویژگی عمدة اعتبارات خرد، تأمین شدن سریع و آسان سرمایه، نیاز نداشتن به وثیقة سنگین و سهم آورده و بی توجهی به سودآوری در ارائه خدمات اعتباری است (Roht, 1997).
نویسندگان پنج عنصر اصلی را برای رهیافت تأمین مالی خرد بر میشمارند که عبارتاند از:
· تحقیق و بررسی در مورد کسانی که از این نوع خدمات بهره میگیرند؛
· بهرهمندی سازمانها از دانش تخصصی و مهارتهای لازم در این زمینه؛
· درک سازمانها از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی محلی در سطح کلان؛
· استمرار عرضة فعالیت مالی؛
· ارزیابی میزان تاثیر عرضة این خدمات در کاهش فقر (جانسون و روگالی، 1383).
تجارب جهانی در زمینة اعتبارات خرد
سیاستهای ممالک مختلف در زمینة ارائة اعتبارات خرد اندکی متفاوت است و این امر کاملاً طبیعی است که هر ملتی با توجه به شرایط تاریخی، پایههای اقتصادی- اجتماعی ساختارهای متفاوتی دارد. این تفاوتها بدون تردید همیشه در سیاستها و خطمشیهای کشور منعکس میشود اما در مجموع همگی یک هدف، ایجاد تسهیلات و خدمات مالی مناسب برای گروههای فقیر جامعه در جهت توزیع مجدد درآمدها، افزایش خوداشتغالی و به تبع آن افزایش تولید، درآمد و کاهش بیکاری را دنبال میکنند. در ادامه به تجربه برخی از کشورها در این زمینه پرداخته میشود:
تجربة کشور بنگلادش
هرچند سابقه ارائه اعتبارات خرد به قرنها پیش بر میگردد. لیکن این نهضت یا به گفتة خانم «مارگارت روبینسون» استاد مردمشناسی دانشگاه هاروارد، «انقلاب اعتبارات خرد» با ایجاد «گرامین بانک» یا بانک دهکده در سال 1983 در بنگلادش آغاز شد، و به بسیاری از کشورهای درحال توسعه و حتی کشورهای توسعه یافته گسترش یافته است. کلمة گرامین در زبان بنگالی به معنی روستاست؛ زیرا تقریبا همه فعالیت بانک گرامین در روستاست و جلسات هفتگی «مرکز» در روستا اتفاق میافتد. «مرکز» یک فدراسیون از گروههای پنج نفره است و غالب افراد گروه ها را افراد بیزمین تشکیل میدهند. شروع فعالیت گرامین بانک به سال 1976 بر میگردد که حرکت خود را با هدف بهبود زندگی فقرای روستایی از راه فراهم کردن دسترسی آنان به اعتبارات، پس انداز، تسهیلات رفاهی و برنامههای اجتماعی دیگر آغاز کرده است (نجفی، 1382، ص. 5).
در اوایل دهة 1970 دکتر محمد یونس با درجة دکتری در اقتصاد از آمریکا برگشته و در دانشگاهی بهکار مشغول میشود. او با این امید به کشور بازگشته بود که به ساختمان کشور نو بنیاد خود کمک نماید. از اینکه در دانشگاه به تدریس تئوری محض میپردازد و در همان حال شاهد گرسنگی هموطنان خود در قحطی سال 1974 میباشد، دچار سرخوردگی میشود (نجفی، 1382، ص. 5). روزی در اندیشة یافتن راهی برای کمک به هموطنان خود دریافت که اعطای قرضة کوچک و حمایت مالی باعث ایجاد تغییرات شگرفی در زندگی روستاییان و فقرا خواهد شد و علیرغم عدم موافقت بانکهای رسمی شروع به اعطای خدمات مالی به روستاییان نمود.
اولین وام اعطایی وی با رقم 27 دلار به 42 زن شاغل روستایی جبرا در مزارع بامبو شروع شد (Counts, 1990). بعد از مدت زمان کوتاهی، وقتی به آن روستا بازگشت مشاهده کرد که آن زنان حرفههای کوچکی را به راه انداختهاند.
آنها نه تنها قادر به بازپرداخت وامشان بودند، بلکه کسبوکار کوچکشان آنقدر سودمند بود که بتواند شرایط زندگی خود و خانوادهشان را بهبود بخشد. برایناساس وی متقاعد شد که راه چارهای برای شرایط بد آنها پیدا کرده است:

عرضة وامهای فردی بسیار اندک به تهیدستان، تا فعالیتهای مختلفی از ساخت چهارپایة چوبی تا خرید یک گاو شیرده را انجام دهند (Swope, 2005). بدینگونه اندیشة گرامین بانک در سال 1976 متولد میشود و در مدتی کمتر از دو دهه به سراسر جهان گسترش مییابد. در سال 1983، این بانک با سپری کردن دورة ایجاد به یک بانک رسمی تحت قانون خاص تغییر شکل داد و از آن موقع تا بهحال این بانک توانسته است رقم 5 میلیارد دلار به قرضدهندگان وام اعطا نماید که در سال 2005 مقدار وامگیرندگان این بانک به چهار میلیون نفر رسید (Count, 1990).
تجربة کشور هندوستان
هند از جمله کشورهایی است که طی 50 سال گذشته در جهت برنامهریزی استفاده بهینه از مدلهای مختلف الگوهای اعتبارات خرد تلاش نموده و موفقیت بسیاری را نیز بهدست آورده است که از جملة آنها میتوان به بانک ملی توسعة روستایی و کشاورزی (نبرد)، انجمن زنان خویش فرما (سوا)، گرامین بانک هند، موسسة توانمندسازی زنان روستایی (کییر) و گروههای همیار هند اشاره نمود.
بانک ملی توسعة روستایی و کشاورزی، در سال 1982 با مشارکت بانک مرکزی هند تأسیس شده است که سهم بهسزایی در برنامهریزی و سیاستگذاری فعالیت کشاورزی دارد و نیازسنجی درخصوص اعتبارات خرد را بهعهده دارد. این بانک اقدام به تدوین راهبردی برای توسعة نظام بانکداری و تقویت سازوکارهای موجود در سیستم پسانداز و اعتبار نموده است تا صرفه و صلاح آن را برای بانک و اقشار بسیار فقیر جامعه افزایش دهد.
انجمن زنان خویش فرما، در سال 1972 تشکیل شده است و اهداف اصلی آن ایجاد اشتغال و اتکا به خویش در اعضا میباشد. از آوریل 2001، این انجمن با کمک بانک توسعة هند اقدام به اجرای یک برنامة اعتبارات خرد نمود. هدف آن کاهش فقر شهری از طریق ایجاد سایر منابع درآمدی برای منابع فقرا، خصوصاً زنان محروم بود. در این برنامه وامهای کوچکی برای بهبود یا ایجاد مشاغل کارآفرین داده میشد.
گرامین بانک نیز نوعی بانک روستایی است که با الگوبرداری از کشور بنگلادش اقدام به تأسیس گرامین بانک هند نموده است. بانک مذکور در سال 1977 با هدف فقرزدایی و توانمندسازی کشاورزان تأسیس شده است. این بانک طی دورة فعالیت خود، موفق به فقرزدایی 60% از گروههای ذینفع شده است.
مؤسسة توانمندسازی زنان روستایی (کی یر) در سال 1950 اعلام موجودیت نمود. عرضة خدمات اعتبار و پسانداز برای مشاغل خانگی از جمله برنامههای ضدفقر این مؤسسه است که مشکلات اساسی خانوادههای فقیر و محروم را مدنظر قرار میدهد.
گروههای همیار هند نیز یک مدل رشد یافتگی خانگی است. این مدل بانکداری است که ظرفیتی بلندمدت را در الگوی تأمین خرد میبیند و از رشد قابل ملاحظهای برخوردار شده است (مافی، 1387).
تجربة کشور اندونزی
اندونزی در سه دهةی گذشته توسعة موازی شهر و روستا و کاهش سریع فقر بوده است، ولی هنوز هم سطح درآمد بیشتر مردم این کشور پایین است اکثریت مردم در این کشور یا مجریان طرحهای کوچک هستند و یا در واحدهای کوچک مشغول بهکارند. از اینرو تأمین اعتبارات خرد یکی از مهمترین ابزارهای کمک به طبقات فقیر در کشور اندونزی است. از جمله بانکهای فعال اندونزی در زمینه اعتبارات خرد و با هدف کاهش فقر، بان راکیات است. این بانک که در سال 1980 بهمنظور اعطای اعتبارات روستایی تأسیس گردید، طی 20 سال تا سال 1999 تجربیات مفیدی در زمینة فعالیت واسطههای مالی برای بالابردن طرحهای کوچک هستند، وام پرداخت میکند. این وامها عمدتاً به سرمایهگذاری تولیدی اختصاص دارد. از آنجایی که اعتبارات نیازمند پشتیبانی از طریق وثیقه میباشد، اگر قرض گیرندگان از زمین بدین منظور استفاده میکنند. علاوهبر این، بانک برنامة تجهیز پساندازها را نیز تدوین میکند. این بانک کاملاً مستقل عمل کرده و هیچگونه یارانة خارجی دریافت نمیکند. لذا این بانک در ایفای نقش بانکهای تجاری با اهداف اجتماعی وام به فقرا، نمونة بینظیر است (خانی، 1380، ص. 252).
تجربة کشور مصر
صنعت اعتبارات خرد در شمال آفریقا، نسبت به سایر مناطق جهان، صنعت جوانی محسوب میشود. بیشتر برنامههای اعتباری خرد در این منطقه سرآغازشان به اواسط دهةی 1990 برمیگردد (آذرنوش، 1383). مصر در زمینه اعتبارات خرد در میان همسایگانش در شمال آفریقا پیشرو بقیه بوده است. موفقترین برنامههای اعتبارات خرد در مصر عبارتاند از: «اتحادیة بازرگانان اسکندریه» که حرف اول را در بازار میزند و «بانک ملی توسعه» که تعداد مشتریان فعال آنها تقریباً با اتحادیه مذکور برابر است. این اتحادیه بهعنوان مدل کارایی با بهترین روش در سراسر جهان مشهور شده است؛ زیرا هزینة جاری اعطای وام در این اتحادیه حدود هشت درصد است. از زمان تأسیس اتحادیة مزبور، پنج بنیاد جدید نیز دایر شدهاند که بنیاد قاهره با در اختیار داشتن مقام سوم در بازار، جزء موفقترین آنها محسوب میشود. این پنج بنیاد جدید نیز عبارتاند از: بنیاد توسعة بنگاههای کوچک مصر در قاهره، اتحادیه توسعةی بنگاههای کوچک در پورت سعید، اتحادیه بازرگانان السیوت، اتحادیه بازرگانی اسکارکیا برای توسعةی جامعه و اتحادیة بازرگانی داکالیا برای سرمایهگذاران و توسعه جامعه (آذرنوش، 1383، ص. 17).
بانک ملی توسعه، یک بانک بازرگانی خصوصی است که موفق شده است اعتبارات خرد سودآور و پایداری را ایجاد کند. این برنامه از طریق 43 شعبه اجرا میشود که شعبه صرفاً بهکار اعتبارات خرد اختصاص یافته است. بانک ملی توسعه تنها بانک تجاری خصوصی مصر است که عملیات وامدهی خرد و کوچک را در اقتصاد و مصر شناسایی کند و متوجه شود که اعطای وام نه تنها مبارزه با فقر است، بلکه اشتغالزایی برای بخشی از جمعیت از چشم افتادة این کشور محسوب میشود. هدف از برنامة بانک ملی توسعه، رسیدگی به نیازهای اعتباری وامگیرندگان کوچک، صنعتگران و سایر کارآفرینانی است که بانکهای دیگر آنها را نادیده گرفتهاند. مهمترین عواملی که در اتخاذ تصمیم برای اعطای وام مؤثرند دوامپذیری اقتصادی بنگاهاقتصادی و درستی و امانتداری وامگیرنده است. این بانک برای اعطای وام هیچ وثیقهای را مطالبه نمیکند. با اینحال، وامگیرندگان باید با امضای یک سفته ملزم به بازپرداخت وام شوند و همانطور که اشاره شده است بازپرداخت به موقع وام، در برنامة بانک ملی توسعه مورد تأکید قرار گرفته است (مافی، 1387).
تجربة کشور مالزی
بهطورکلی مالزی کشوری است که توانسته به سرعت رشد و توسعه یابد؛ بهطوری که از آن بهعنوان معجزة آسیایی یاد میشود. این کشور توانسته است طی سالهای 1995-1990، سرانة تولید ناخالص خود را دو برابر سازد و این درحالی بوده که تورم در سطح چهار درصد باقی مانده است. در این کشور قبل از اجرای برنامههای فقرزایی، فقر در مناطق روستایی بهطور گستردهای نسبت به مناطق شهری وجود داشت، اما در نتیجة اجرای برنامههای جدید اقتصادی در این کشور، طی سالهای 1995- 1985، میزان جمعیت فقیر از 45% به 15% کاهش یافت. در اینجا به بررسی عملکرد سه سازمان تأمین مالی خرد مالزی پرداخته میشود.
الف) AIM: یکی از مؤسسات مهم اعتباری در این کشور، بنیاد «امانا اختیار» میباشد. این مؤسسه در سال 1987بهعنوان طرحی در شمال غربی ایالت سلانگور جهت آزمودن اثربخشی رویکرد گرامین بانک در کاهش فقر مناطق روستایی مالزی آغاز بهکار کرد. اهداف امانا اختیار در مالزی، وامهای خیرخواهانه جهت ایجاد درآمد مکمل اهداف دولت در ریشهکنی فقر بهویژه خانوارهای فقیر در مالزی است. بهرة وامهای پرداختی بستگی به سطح فقر افراد دارد. هرچه افراد فقیرتر باشند، میزان بهره پایینتر است. بهدلیل عقاید مسلمانان، AIM هیچ بهرهای برای وامهایش مطالبه نمیکند اما کارمزدی از پیش تعیینشده را بهعنوان بهره معادل 10 دلار از وا های یک دورهای، معادل 20 دلار از وامهای دو دورهای و... میگیرد (مافی، 1387).
ب) YUM: در سال 1998 به تقلید از روش گرامین بانک در منطقة صباح از طریق برنامة یوساهاماجو ایجاد شد. نظام ارائه اعتبار YUM از گرامین بانک گرفته شده است. در این نظام، مشتریان به گروههای کوچک با پنج عضو تقسیم شدهاند و هر گروه یک مرکز را تشکیل میدهد. مرکز در هفته، یک بار جلسهای برگزار میکند که در آن، وامهای پیشنهادی، نحوة هزینه کردن آنها، نظارت بر وامگیرندگان و مسائل خرد و رفاه عمومی اعضا مورد بررسی قرار میگیرد. اولین وام به دو نفر از اعضای گروه تعلق میگیرد و دو نفر بعدی وامهای خود را پس از هشت هفته از بازپرداخت کامل وام توسط دو نفر گیرندة اولی، دریافت خواهند کرد. وامها بدون وثیقه، ضامن، بهره و پیگرد قانونی اعطا میشود.
ج) KKR: یکی دیگر از منابع تأمین مالی خرد، اتحادیههای اعتباری هستند. یکی از این اتحادیههای اعتباری انجمن تعاونی اعتباری مردم است. KKR در ابتدا بهعنوان کلوب اجتماعی جوانان آغاز بهکار کرد و سپس در سال 1975، بهعنوان یک تعاونی اعتباری به ثبت رسید (حسنزاده، 1384، ص. 68).
تجربة کشور چین
اعتبارات خرد در چین از سال 1990 در جهت کاهش فقر با بهترین تکنیکهای بینالمللی شروع شد و مورد توجه عموم قرار گرفت. اعتبارات خرد در این کشور یک روند از طراحی دانش فنی ویژه برای معرفی یک نظام تجربه شده است؛ بهعبارت دیگر اساس آن تجربة جنبشهای بینالمللی اعتبارات خرد است در این نظام مطالبة اعتبار برای جلوگیری از فقر بهعنوان ابزاری در هدایت بازار، عرضة اقتصادی و همچنین تأمین خدمات مالی مؤثر در روستاهای توسعه نیافتة چین است. از اواسط سال 1990 راهبرد کاهش فقر با تأکید بر فقر روستاها و تولیدات خانگی بهعنوان وظیفة دولت تلقی شد و استفاده از روش اعتبارات خرد برای کاهش فقر توسط دولت در سه شکل مختلف سازماندهی شد:
1- استفاده از سرمایهگذاری اهداکنندگان (دونرها): شروع اعتبارات خرد در چین به یک سیستم جدید و یک سازمان تطبیق یافته نیاز داشت. بنابراین دونرها (اهداکنندگان) نوع متفاوتی از تشکیلات را براساس مأموریت و منابع با ساختار زیر در چهار مدل طراحی نمود:
الف) سازمانهای غیردولتی، تأمین کنندةی وجه تعاونیهای اعتباری فقرا؛
ب) ادارهای مستقل زیرمجموعة بخش دولتی؛
ج) پیوند دادن با بانکهای رسمی؛
د) بانکهای روستایی.
2- برنامة دولت برای مبارزه با فقر در مقیاس بزرگ: توسعة اعتبارات خرد توسط دولت در چین به چند طریق برای کاهش فقر طراحی شده که به درک و فهم توسعة اعتبارات خرد در چین مفید است. از جمله این روشها، تجدیدنظر روی تغییر و بهبود سیاستهای کاهش فقر و چگونگی روند جلوگیری از فقر روستایی بود که از سال 1985 شروع و تا پایان سال 2000 طی سه مرحله پایان یافت. روش دوم جهت کاهش فقر توسط دولت، روی اعتبارات خرد بزرگ مقیاس برای فقرا با تشکیل صندوق کاهش فقر در همة ایالتها تمرکز داشت و سومین روش مربوط به اعطای اعتبارات خرد توسط دولت به افراد غیرمتخصص و بیکار و فقیر در نواحی حاشیة شهری است.
3- استفاده از برنامة بانک رسمی روستایی: تعاونیهای اعتبار روستایی در سراسر نواحی روستایی چین، شبکة کامل دارند که هر تعاونی در مدت زمان کوتاه سپردهها و موجودی وام اعضا، مشتریان و اشخاص حقوقی را جمعآوری نموده و مرکز بهرهبردن اعضا است (مافی، 1387).
تجربة کشور نپال
نپال از فقیرترین کشورهای دنیاست. شاخص توسعة انسانی آن 332/0 میباشد که در میان 174 کشور دنیا رتبه 151 را داراست. شکست مؤسسات تأمین مالی خرد دولتی در این کشور در نفوذ به دهکدههای پراکنده، فضای بسیار مناسبی را جهت رشد و شکوفایی مؤسسات غیررسمی ایجاد کرده است. هماکنون گروههای متمرکز پساندازها و اعتبارات محلی در مناطق روستایی فعال هستند. بهطوری که به نظر میرسد امدادرسانی گروههای متمرکز پساندازها و اعتبارات محلی که هیچ آماری در مورد آن ها در دسترس نیست، نسبت به سیستم رسمی گستردهتر باشد. از جمله مهمترین برنامههای فقرزدایی نپال عبارتاند از:
الف) برنامه توسعه و بهبود وضعیت کشاورزان خرد؛
ب) برنامة متمرکز بانکداری با 85 هزار نفر وامگیرنده؛
ج) اعتبارات تولیدی برای زنان روستایی.
از نظر شاخص خودکفایی، اکثر مؤسسات تأمین مالی خرد خودکفا نیستند. متوسط نرخ بهرة وامهای پرداختی این مؤسسات کمتر از 18% یعنی کمتر از نرخ بهرة گرامین بانک است. از جمله بزرگترین مشکلات این مؤسسات در نپال عبارتاست از:
الف) مقررات بانک مرکزی نپال که تفاوت میان نرخهای بهرة سپرده و وام را به شش درصد محدود میکند (به جز بانکهای توسعهای با کسب گرامین بانک و سازمانهای غیردولتی)؛
ب) رواج اعتبارات یارانة، بهطوریکه بانکهای تجاری مجبورند 12% وام خود را به بخشهای دارای الویت در کشاورزی و صنعت خانهسازی روستایی و خدمات اختصاص دهند (حسنزاده، 1384، ص. 70).
تجربة کشور اردن
از جمله مؤسساتی که در راستای اعتبارات خرد در این کشور فعالیت میکنند، میتوان به مؤسسةی نوالحسین و صندوق توسعة انسانی اشاره نمود.
مؤسسة نوالحسین اردن نوعی مؤسسة غیردولتی است که در سال 1985 راهاندازی شد. هدف اساسی این مؤسسه بهدنبال بهبود وضع معیشتی در راستای افزایش حس اعتماد به نفس در برنامههای محلی است که این امر از طریق بهکارگیری تکنیکهای محلی و طراحی برنامههای درآمدزا امکان پذیر است.
صندوق توسعةی انسانی اردن در سال 1977 تأسیس شد. بهبود وضعیت زندگی جامعه یکی از اهداف این ضرورت است که برای رسیدن یه این هدف، شبکههایی را متشکل از 48 مرکز توسعه در 12 استان کور بهویژه در مناطق دور (40 مرکز در مناطق روستایی و عشایری و 8 مرکز در مناطق شهری و نیمه شهری) تأسیس کرده است. از جمله اقدامات این مرکز در زمینه اشتغالزایی، ارائة 18 هزار وام به مبلغ 5 میلیون دلار امریکا در مدت پنج سال است (مافی، 1387).
تجارب ایران در زمینة اعتبارات خرد
در ایران نیز همچون دیگر کشورها، نهادهای مختلفی به ارائة خدمات مالی خرد پرداختهاند تا بدینوسیله خانوادههای فقیر را یاری کرده و امکان دسترسی آنها به خدمات مالی را فراهم آورند. اینگونه نهادهای اعتباری به سه دسته تقسیم میشوند:
1- نهادهای دولتی(رسمی) اعتبارات خرد؛
2- نهادهای غیردولتی (غیررسمی) اعتبارات خرد؛
3- سازمانهای بیالمللی اعتبارات خرد؛
انواع سازمانها و مؤسسات پرداختکنندة اعتبارات خرد
«خاندر» در بررسی تجربة بنگلادش در زمینة اعتبارات خرد به سه منبع اعتباری اشاره میکند:
1- مؤسسات و نهادهای رسمی از قبیل بانکهای روستایی و تعاونیها؛
2- نهادها و مؤسسات نیمهرسمی از قبیل سازمانهای غیردولتی؛
3- منابع مالی غیررسمی مانند واسطهها، سرمایهگذاران محلی، مغازهداران، مالکان، سلف خرها، رباخواران و... (Khander, 1998).
«کاوانامور» مؤسسات اعتباردهنده در کشورهای درحال توسعه را به دو نوع رسمی و غیررسمی تقسیم میکند:
الف) مؤسسات رسمی: این مؤسسات در قالب بانکها، مؤسسات مالی و اعتباری و نهادهای بینالمللی فعالیت میکنند و نقش توسعهای آنها بسیار ارزنده است، یکی از موفقترین نمونههای آن گرامین بانک بنگلادش است که وامهایی در راستای توسعة روستایی میپردازد.
ب) مؤسسات غیررسمی: این مؤسسات بر پایة پرداخت و دریافت نقدی و غیرنقدی فعالیت دارند و میزان اعتباردهی آنان کمتر از یک درصد نیاز روستاییان است و مشخصاتی همچون انعطافپذیری کم، نرخ بهرة بالا و بعد منطقهای پایین دارند، ضمن اینکه دیوان سالار نیز نیستند. این مؤسسات اعتباری همیشه در صحنة توسعه روستایی وجود دارند. از جمله در پنال، منابع مالی در دسترس برای کاهش فقر 72% از خانوارهای کم درآمد روستایی از نوع غیررسمی است (رکنالدین افتخاری و همکاران، 1385، ص. 52).
اغلب منابع وام دهندة غیررسمی افرادی استثمارگر، و نرخ بهرهای که طلب میکنند، معمولاً به کسب منابع وسیع انحصاری میانجامد. بدیهی است هرچه نقش منابع رسمی و در مورد گروههای مختلف بهرهوران کشاورزی ضعیفتر باشد، نقش و اهمیت وام دهندگان غیررسمی بیشتر و تسلط آنها بر زندگی و معاش کشاورزان شدیدتر و زیانآورتر خواهد شد. لذا میتوان منابع اعتباری ملی را مجبور نمود تا از منابع و زیانهای خود بگذرند و به تودة محروم و مشتریانی که پرداخت وام به آنها با ریسک توام است، خدمت میکنند (یاسوری، 1386).
داگلاس معتقد است که نهادهای اجتماعی رسمی و غیررسمی برای فعالیت در مناطق روستایی کشورهای درحال توسعه با موانع زیادی از قبیل زیرساختهای ضعیف و سطوح پایینتر آموزش مواجهاند. وی مهمترین اعتبارات نهادهای مالی در مناطق روستایی را به دو دستة زیر تقسیم میکند:
1- اعتبارات کوتاهمدت و وامهای خرد با بازپرداخت مکرر؛
2- اعتبارات درازمدت کشاورزی و فصلی (Douglas, 2003).
علاوهبر مؤسسات مذکور، سازمانهای اعتباردهندة دیگری از قبیل: سازمانهای محلی، غیردولتی و خیر نیز در کشورهای در حال توسعه فعالیت میکنند. برنامههای اعتباری که توسط سازمانهای محلی و غیردولتی ارائه میشود؛ اهداف اقتصادی چون خوداشتغالی، افزایش بهرهوری و پایداری برنامهها را دنبال میکنند (Chowdhury, 1990).
مشارکت در اینگونه از برنامههای اعتباری، باعث بهبود وضعیت اقتصادی و اعتمادبهنفس افراد روستایی ذینفع میشود و از طریق استفاده از تجارب گروهی، افزایش تحرک اجتماعی و دسترسی به اطلاعات زیاد منجر به موفقیت اقتصادی آنها میشود (Amin, 2003, 160).