دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

خدمت وظیفه عمومی و دانش‌آموختگان آموزش عالی

Mandatory Military Service and Higher Education Graduated
نویسنده

خدمت وظیفه عمومی

واحد‌ها و سازمان‌های نظامی در طول تاریخ روش‌های متنوعی برای تأمین منابع انسانی خود ابداع کرده یا به‌کار گرفته‌اند که در مجموع این روش‌ها را می‌‌توان به دو دسته‌ داوطلبانه و اجباری تقسیم کرد. در خدمت داوطلبانه انگیزه‌های درونی، امیال و کشش‌های فردی چیرگی دارد اما در خدمت نظامی اجباری جبر خارجی کـه منشأ آن می‌‌تواند زور یا قانون باشد نقش اصلی را در پیوستن به نیروهای نظامی بازی می‌‌کند (سینایی، 1389، صص 98-99). خدمت نظامی اجباری و اشکال متفاوت آن با تشکیل حکومت در جوامع بشری پیوند دارد. در جوامع نخستین باوجود کشمکش و برخورد میان گروه‌های رقیب، جنگ و نبرد طولانی وجود نداشت. در این جوامع غارت و چپاول بود اما گروه‌هایی از مردان آزاد که به‌صورت همیشگی جنگ کنند یا حرفه آنان جنگیدن باشد و نیز فنّاوری‌های جنگی حتی به‌صورت ساده و اولیه وجود نداشت (گیدنز، 1374، ص 366).

     با تشکیل اشکال اولیه سازمان‌های سیاسی و شکل‌گیری واحدهای نظامی، چگـونگی تأمین قابل اتکا و مستمر منابع انسانی به یکی از مشغله‌های ذهنی و عملی حاکمان مدنی و نظامی تبدیل شد. حکومت‌ها همواره ترکیبی از روش‌های داوطلبانه و اجباری را برای تأمین نیروی انسانی واحد‌های نظامی خود به‌کار بسته‌اند. برخورداری از منابع اجبارآمیز و زور و موقعیت دولت‌ها به‌عنوان حافظ منابع و منافع عمومی و امنیت این امکان را به آنها بخشیده است که به روش‌های اجباری تأمین نیروی انسانی متوسل و در برهه‌هایی اتکا کنند.

     پیش از شکل‌گیری دولت‌های نوین سربازگیری اجباری در مواردی از‌طریق رهبران محلی و زمین‌داران از میان برخی از مردان روستایی و ایلیاتی صورت می‌گرفت اما انتظام، عمومیت و استمرار نداشت. ساخت پراکنده قدرت و دولت در سده‌های میانی نیز سازمان ارتش‌های اربابی و سلسله‌مراتب حاکم بر آنها را ضعیف ساخته بود. ازاین‌رو در این دوران، پادشاهان برای تأمین نیروی جنگی ناچار از اتکا به دوک‌های مقتدر، واسال‌ها و سربازگیری از روستاییان دهکده‌های خود و کلیسا بودند (بلوخ، 1363، ص 236). با تشدید منازعه بین پادشاهان و کلیسا و فراهم شدن زمینه‌های شکل‌گیری دولت‌های مطلقه پادشاهان تشکیل ارتش‌های دائمی را سرلوحه برنامه‌ها و اقدامات خود قرار دادند. پایان بخشیدن به آشوب‌های داخلی، دفاع از مرزها و توسعه اقتدار شهریار مستلزم وجود ارتش منضبط، دائمی و وابسته به پادشاه و وجود این ارتش نیازمند تأمین هزینه و اخذ مالیات بود. ازسوی‌دیگر گردآوری مالیات نیز به لشکریان منضبط بستگی داشت. سرانجام آنچه موجب تفوق نیروهای نظامی پادشاه بر ارباب‌ها شد رشد صنایع دستی و کارگاهی و اختراعات جدید در زمینه تسلیحات و نیز سازماندهی نوینی بود که ارتش‌های دولت‌های مطلقه از آن بهره‌مند شدند. به‌این‌ترتیب پایه‌های حکومت حکام مطلقه نه بر مزدورانی که خدمت خود را در بازار در معرض فروش می‌گذاشتند بلکه بر نیروهای ثابت و وفادار استوار بود (بشیریه، 1373، ص 263).

     سربازگیری عمومی و اجباری از میان کلیه مردان با چشم‌پوشی از وابستگی‌ها و تعلقات مذهبی، قومی و نژادی آنان در دوران جدید و با ایجاد دولت‌های نوین رواج یافت. ایجاد نظام وظیفه عمومی با نوع خاصی از دولت و ارتش پیوند دارد. اینکه در دوره‌هایی انواعی از حکومت و ارتش وجود داشته بدون اینکه خدمت وظیفه اجباری و عمومی برقرار شده باشد ریشه در این پیوند و ارتباط ذاتی دارد. در تاریخ نظام‌های دولتی انواعی از ارتش‌های دائم وجود داشته اما تنها در مدل وستفالی دولت امکان شکل‌گیری ارتش دائمی در پیوند با ملت فراهم شد. الگوی وستفالی نوعی از جامعه جهانی متشکل از دولت‌های حاکمی را تصویر می‌کند که روابط سیاسی و همکاری با یکدیگر دارند، اما از‌آنجا‌که قدرت حق ایجاد می‌کند حل اختلافات میان آنها با استفاده از زور یک اصل بوده و در نهایت غالباً بدان توسل جسته می‌شود. در نتیجه هریک از دولت‌های منفردی که امنیت خود را جست‌و‌جو می‌کنند باید آماده جنگ باشند. این وضعیت باعث عدم امنیت دولت‌های دیگری می‌شود که باید خود را برای واکنش مشابهی آماده سازند؛ بنابراین، دولت‌ها تا اندازه‌ای برای تأمین امنیت خود مسلح و نظامی می‌شوند اما با انجام این کار باعث ناامنی دیگران می‌شوند و آنها را به‌سوی مسلح شدن می‌کشاند. این وضعیت باعث نبود امنیت برای همه دولت‌ها می‌شود (هلد، 1386، ص 72). ازاین‌رو وجود یک ارتش دائمی در الگوی وستفالی دولت نه فقط لازم بلکه در ماهیت این دولت نهفته است. تفاوت ارتش دائمی در این الگو از دولت با انواع ارتش‌های دائمی که در نظام‌های امپراتوری و دولت‌های مطلقه وجود داشته‌اند در پیوند بودن آن با تمام ملت ازطریق نظام وظیفه اجباری و عمومی است. این همان ویژگی است که ارتش دائمی دولت وستفالی را ارتش ملی می‌سازد. افزون‌براین ارتش‌های دائمی پیشین دارای هسته کوچکی از نیروهای حرفه‌ای و پیرامونی از نیروهای موقت بودند. اما در دولت‌های ملی این پیرامون همان نیروی نظام وظیفه بود که باوجود سیال بودن همیشه برقرار و در قیاس با جمعیت کشور قابل‌توجه، سازمان‌یافته، یکپارچه و منظم است.

 

     دولت نوین آن‌چنان‌که نظریه‌پردازان آن به‌صورت ضمنی اشاره داشته‌اند با شکل‌گیری ارتش‌های ملی که نظام وظیفه جزء ناگسستنی آن به‌شمار می‌آید نزدیکی و هم پیوندی دارد. هنریک فون تریشکه نخستین نظریه‌پردازی بود که بر حق انحصاری دولت بر داشتن تسلیحات و اعمال خشونت تأکید ورزید. او دولت را این‌گونه تعریف کرد: مردمی‌که به‌مثابه یک قدرت مستقل به‌طور قانونی متحد شده‌اند. از دیدگاه او دولت قدرت است و این قدرت را به دو شیوه اصلی اعمال می‌کند. نخست اینکه دولت «کارگزار عالی ایجاد انسانیت و اخلاق» است. دوم، اینکه دولت قدرت خود را ازطریق جنگ اعمال می‌کند. او با نوشتن این مطلب که «حق تسلیحات دولت را از تمام تشکیلات دیگر زندگی جمعی متمایز می‌سازد» دولت را تنها موجودیتی می‌داند که شایستگی حفظ انحصاری ابزارهای خشونت و اعمال آن را دارد. به نظر وی دولت برای اینکه قادر به اعمال قدرت شود باید دارای منابع مادی کافی برای دفاع از خود و حاکمیت مطلق خویش باشد (گیبرنا، 1378، صص 13-15). این اندیشه در بطن خود حق انحصاری دولت برای داشتن نیروی نظامی و نیز فراخوان انحصاری و عمومی برای تأمین منابع انسانی مورد نیاز آن را دربردارد. همین اندیشه بود که بعدها در تعریف کلاسیک و ماندگار ماکس وبر درباره دولت با صراحت بیشتری مورد تأکید قرار گرفت. به نظر وبر دولت نوین آن سازمان سیاسی است که استفاده از نیروی مادی (زور) را به‌صورت موفقیت‌آمیز در یک قلمرو معین در اختیار دارد (وبر، 1384، ص 92). راندال کالینز با اشاره به تعریف وبر می‌نویسد: «منظور از دولت شیوه‌ای است که خشونت در آن سازمان می‌یابد. دولت مرکب از افرادی است که اراده استفاده از سلاح‌های آتشین و سایر ابزار‌های اجبار را دارند. در سازمان‌های سیاسی دولت نوین این افراد مدعی استفاده انحصاری از زور هستند. دولت بیش از هر چیز ارتش و پلیس است» (Collins, 1975, p. 181).

     با ایجاد ملت- دولت، برقراری حاکمیت ملی و رواج ناسیونالیسم خدمت سربازی اجباری یا نظام وظیفه عمومی به روش تأمین منابع انسانی پیرامونی ارتش‌های نوین تبدیل شد. در ایـن دولت‌ها براساس قوانین، کلیه اتباع یا شهـروندان ذکـور موظف هستند دوره‌ای از جوانی خود را در خدمت نیروهای مسلح بگذرانند. آنها در صورت سرپیچی از این وظیفه با مجازات‌های قانونی روبه‌رو می‌شوند. این روشی نوین، عام و مساوات‌گرایانه برای تأمین بخش بزرگی از نیروهای نظامی زیر پرچم بود. به‌این‌ترتیب کل ملت حوزه و منبع تأمین نیروی انسانی مورد نیاز سازمان‌های نظامی دولت شد. ارتش‌های دولت‌های نوین، ارتش ملی نامیده شدند؛ زیرا نظام وظیفه‌ آنها را به ملت پیوند می‌زد (سینایی، 1389، ص 96). از این قرار نظام وظیفه روش تأمین منابع انسانی پیرامون در سازمان‌های نظامی دولت‌های نوین است. این روش در انقلاب فرانسه ابداع شد. اصل نظام وظیفه عمومی موجب برقراری ارتباط میان ارتش و ملت و تشکیل ارتش ملی شد. ارتش ملی نیز نخستین‌بار در فرانسه و ازسوی لازار کارنو ابداع شد (بشیریه، 1373، ص 263). نظام وظیفه اجباری و عمومی و ارتش ملی به‌تدریج در کشورهای اروپایی و سپس غیراروپایی نیز رواج یافت.

 

     برخی ویژگی‌ها، نظام وظیفه را از دیگر روش‌های تأمین منابع انسانی برای نیروهای مسلح متفاوت ساخته است. نخستین آنها «اجباری بودن» است. یعنی جوانان ذکور با رسیدن به سن مشخصی؛ معمولاً بین 18 تا 21 سال، برای مدت معینی؛ در حدود یک تا دو سال اجباراً به خدمت اعزام می‌شوند. ویژگی دوم «عام بودن» نظام وظیفه است. به‌عبارت‌دیگر در نظام وظیفه اجباری، شرایط اجتماعی و طبقاتی یا تفاوت‌های قومی و مذهبی موجب اعزام به خدمت یا معافیت از آن نمی‌شود. البته در قوانین نظام وظیفه معافیت‌هایی پیش‌بینی می‌شود اما این معافیت‌ها معمولاً بر ملاک‌های عام و غیرشخصی مانند کاستی‌های جسمی و ذهنی مشمولان، کفالت و ادامه تحصیل استوار بوده یا باید باشد.

     با برقراری نظام وظیفه دولت‌ها ‌کوشیدند از آن به‌عنوان ابزار یا نهادی برای جامعه‌پذیری و باز جامعه‌پذیری سیاسی و هم‌نوا ساختن اعضای جامعه با ارزش‌های خود سود ‌جویند. آنتونی گیدنز جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن را فرایندی می‌داند که طی آن کودک ناتوان به‌تدریج به شخصی خودآگاه، دانا و ورزیده در شیوه‌های فرهنگی که در آن متولد شده است تبدیل می‌شود. اما این فرایند در سراسر دوره زندگی و تا پایان هستی فرد ادامه می‌یابد (گیدنز، 1374، صص 96،67). به‌این‌ترتیب جامعه‌پذیری را می‌توان به‌طور ساده جاگیر ساختن مهارت‌ها، انگیزه‌ها و ایستارهای لازم برای اجرای نقش‌های اجتماعی دانست. در‌حالی‌که جامعه‌پذیری فرایند کمال‌یابی فرد برای زندگی در جامعه است جامعه‌پذیری سیاسی به فرایندی اشاره دارد که ازطریق آن افراد تازه وارد جامعه یا کسانی که در دل آن رشد می‌کنند الگوهای مشخص سمت‌گیری و رفتار سیاسی را کسب می‌کنند. از جامعه‌پذیری سیاسی تعاریف محدود و گسترده هم شده است. در تعریف محدود جامعه‌پذیری سیاسی عبارت است از تزریق حساب‌شده اطلاعات، ارزش‌ها و رویه‌های سیاسی ازسوی عاملان آموزش‌دهنده‌ای که در این زمینه مسئولیت رسمی دارند (Greenstein, 1968, p. 551). تعریف محدود در کوشش‌های آشکار نظام‌های توتالیتر برای القای ارزش‌های معین ازطریق نهادهای عمومی ازجمله نظام آموزشی آشکار می‌شود. در آلمان نازی و اتحاد شوروی این اجتماعی شدن از رهگذر مدارس، کتاب‌های درسی، سازمان‌های نوجوانان و جوانان و... از کودکستان تا آموزش عالی و فراتر از آن انجام می‌شد (راش، 1377، صص 103-105). در معنای گسترده جامعه‌پذیری سیاسی شامل تمام اشکال یادگیری سیاسی اعم از رسمی یا غیررسمی، خواسته یا ناخواسته، در تمامی مراحل عمر می‌شود که نه‌تنها یادگیری صریح سیاسی بلکه یادگیری‌های به ظاهر غیرسیاسی را نیز دربر می‌گیرد (Greenstein, 1968, p. 551).

     در دوران نظام وظیفه، جوانان ذکور باید مدتی حدود دو سال را در پادگان‌ها و نهادهای نظامی بگذرانند. این دوره فرصتی برای جامعه‌پذیری و بازجامعه‌پذیری سیاسی جوانان به‌شمار می‌آید؛ زیرا یکی از شرایطی که بازجامعه‌پذیری سیاسی ممکن است در آن پدید آید هنگامی است که فرد وارد یک سازمان بازداشتگاهی می‌شود، سازمان‌هایی ازقبیل بیمارستان روانی، زندان، سربازخانه یا هر محیط دیگری که او را از دنیای خارج جدا و تابع الزامات جدید و انضباط سخت می‌سازند. در این محیط‌ها به‌ویژه درصورتی‌که فشار بیش‌ازحد وجود داشته باشد ممکن است تغییرات کاملاً چشمگیری در شیوه نگرش و شخصیت افراد به وجود آید (گیدنز،1374، ص 88). خدمت سربازی، سربازخانه، مراکز نظامی و پادگان ازجمله محیط‌هایی هستند که به‌دلیل ویژ‌گی‌های خود به مکانی برای جامعه‌پذیری و بازجامعه‌پذیری سیاسی مبدل می‌شوند.

     نظام وظیفه دارای کارکردهای اجتماعی و سیاسی بارزی است؛ احساس برابری با دیگر گروه‌های اجتماعی، آشنایی با مقررات و آیین‌نامه‌های اداری، مواجهه با زندگی شهرنشینان و ویژگی‌های زندگی شهری و صنعتی مانند ساعت کار، مرخصی، اوقات فراغت، مراکز تفریحی و هنری و عمومی، آگاهی از تحولات و پیشرفت‌های فنّاورانه و آموزش‌های جدید و گاه حتی سوادآموزی و آشنایی با برخی حرفه‌های رایج در محیط‌های نظامی و مورد نیاز ارتش. نظام وظیفه به‌عنوان یک نهاد نوین، شخصیت و ویژگی‌های روحی و روانی مشمولین را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. پادگان‌ها و مراکز نظامی نظم و مقرارت خود را بر سرباز تحمیل می‌کنند. ساعات مشخص برای بیدار باش و خواب، مراسم صبحگاه و رژه، لباس متحدالشکل، نحوه زیست جمعی در آسایشگاه، غذاهای یکسان، سلسله‌مراتب و نظام خشک فرماندهی و فرمانبری، اطاعت از ارشد و... شخصیت و خصوصیات روحی و روانی جدیدی را شکل می‌دهند.

     نظام وظیفه دارای برخی از کارکرد‌های سیاسی هم بوده است. نظام وظیفه زاییده ملی‌گرایی و هم‌زمان در ترویج آموزه‌های آن مانند ترجیح وفاداری به دولت ملی بر وفاداری و همبستگی‌های دینی، قومی و محلی، برانگیختن احساسات ملی و آمادگی برای فداکاری در راه وطن و احترام به نمادهای ملی مانند پرچم، سرود ملی، زبان و سنت‌های ملی نقش داشته است. در این رابطه نوین بین دولت و ملت، اتباع کشور صرف‌نظر از مذهب، قومیت یا زبان در نزد دولت برابر و دارای حقوق و تکالیف واحدی هستند؛ آنان وظیفه دارند به فرامین دولت گردن نهند و از مرزهای کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کنند و در مقابل به‌عنوان شهروند از حقوق برابر و عامی مانند حق رأی عمومی برخوردارند. همه این کارکردهای غیرنظامی اما مهم و مؤثر نظام وظیفه آن را به مدرسه‌ای برای آحاد ملت و سازمان نوینی برای نوسازی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی تبدیل ‌کرد.

     در توسعه و گسترش نظام وظیفه عوامل متعددی مؤثر بودند. ازنظر کمّی، افزایش جمعیت، منبع انسانی لازم را برای سربازگیری در ابعاد بزرگ فراهم آورد. ازنظر سازمانی، گسترش ظرفیت دولت در امر نظارت بر اتباع خود ازطریق ایجاد نظام‌ها و روش‌های اداری امکان جمع‌آوری و ذخیره‌سازی اطلاعات درباره اعضای جامعه، شناسایی و فراخوان جوانان و قرار دادن آنها تحت انضباط و آموزش‌های منظم را ایجاد کرد. در آغاز سده بیستم در بین قدرت‌های بزرگ، بریتانیا و ایالات متحده تنها کشورهایی بودند که نظام سربازگیری همگانی یا خدمت وظیفه عمومی را نپذیرفته بودند. شرکت در جنگ جهانی اول به برقراری نظام وظیفه در بریتانیا منجر شد. ایالات متحده در سپتامبر 1940 پیش از آنکه به جنگ جهانی دوم وارد شود نظام وظیفه را اجباری کرد (فرامزیان، بی‌تا، ص 27). با اجباری شدن نظام وظیفه تعداد نیروهای مسلح ایالات متحده از 210 هزار نفر در سال 1939 به 4/1 میلیون نفر در ژوئیه 1941 رسید (رونوون، 1357، ص 371).

     نظام وظیفه در دهه‌های اخیر به دو گونه متحول شده است. نخست تحولاتی که در نظام وظیفه باوجود تداوم آن روی داده است. در این‌گونه تغییرات بر دامنه معافیت‌ها، تسهیلات و پیش‌بینی انواع خدمات جایگزین‌، عمومی و عام‌المنفعه افزوده شده است. در آلمان باوجود آغاز روند حرفه‌ای شدن ارتش از سال 1992، خدمت سربازی عمومی حذف نشده اما مدت آن از ده ماه به نه ماه کاهش و تسهیلات قابل‌توجهی به‌ویژه در ارتباط با حقوق مشمولان برقرار شده است. در این کشور حقوق مشمولین قابل‌توجه و حقوق مشمولین متأهل 90% میزان درآمد آنها پیش از شروع خدمت وظیفه است. مشمولین می‌توانند خدمت خود را به دلایل مختلف مانند دانشجو بودن، زندگی در خارج، در انتظار کودک بودن یا بروز مشکلات شدید برای آنان به تعویق اندازند و در مواردی چون بچه‌دار شدن، انجام خدمت داوطلبانه برای توسعه یا کشیش شدن خواستار معافیت از خدمت شوند (طالقانی، 1381، ص 43) در فرانسه، پس از جنگ خلیج فارس و در دورانی که هنوز خدمت وظیفه عمومی جریان داشت به خدمت گرفتن سربازان عادی در مأموریت‌های خطرآفرین خارج از کشور ممنوع و شرکت در این مأموریت‌ها تنها برعهده سربازان حرفه‌ای بود. در برخی از کشورها طول مدت خدمت برحسب سطح تحصیلات متفاوت است و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها برای مدت کوتاه‌تری به خدمت وظیفه اعزام یا اساساً از خدمت وظیفه معاف می‌شوند. در ترکیه دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها تنها هشت ماه خدمت می‌کنند حال آنکه مدت خدمت افراد بی‌سواد سه برابر آنهاست. در روسیه مدت خدمت دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها به یک سال کاهش یافته است. در چین کلیه پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها و حتی کسانی که پس از دبیرستان شغل مناسب و مفیدی داشته باشند از خدمت سربازی معاف می‌شوند (گروه مطالعات سربازی دانشگاه صنعتی شریف، 1382، ص 8).

     گونه دیگری از تحولات با الغای نظام وظیفه و حرکت به‌سوی ارتش‌های حرفه‌ای شناخته می‌شود. بریتانیا نخستین کشوری بود که از خدمت وظیفه اجباری فاصله گرفت. در امریکا، خدمت نظام وظیفه پس از پایان جنگ ویتنام لغو شد. در واقع اگر پیش از این تمایل و آمادگی برای شرکت در جنگ، زمینه و مقدمه اجباری کردن نظام وظیفه در این کشور بود تجربه جنگ، مطالعه رفتار، هزینه و فایده نظام وظیفه و تغییر علایق امنیتی و راهبردهای نظامی، امریکا را به‌سوی تشکیل ارتش حرفه‌ای سوق داد. دولت فرانسه برنامه حرفه‌ای کردن ارتش را از سال 1996 در دستور کار خود قرار داد. مطابق این طرح سربازگیری به‌تدریج متوقف و ارتش پانصدهزار نفری فرانسه به 260 هزار نفر تقلیل یافت. در 27 ژوئن 2001 خدمت سربازی در فرانسه به‌طور کامل لغو شد (دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1382، ص 8). در سال 1999 در میان بیست ارتش پر تعداد جهان، تنها نام شش کشور توسعه‌یافته دیده می‌شد. در سال 2010 در نیمی از کشورهای جهان، نظام وظیفه اجباری برقرار نبود. اینها شامل کشورهایی هستند که نظام وظیفه را لغو کرده یا اساساً از بدو استقلال نظام وظیفه نداشته‌اند. در بین آنها کشورهای پیشرفته‌ای چون ایالات متحده، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، استرالیا، کانادا، ژاپن و نیز کشورهای درحال‌توسعه‌ای چون اردن، مالزی، قرقیزستان، پاکستان، قطر و عربستان سعودی دیده می‌شوند (www.nationmaster.com). در مجموع عوامل متعدد و متنوعی در روی آوردن به ارتش‌های حرفه‌ای تأثیر داشته‌اند. تعداد اندک جمعیت یک کشور، گاه جمعیت بسیار زیاد و در مواردی راهبردها و فنّاوری‌های نوین در این زمینه نقش مهمی داشته‌اند (سینایی،1390، صص 204-209).

 

نظام وظیفه در ایران

منابع انسانی نیروهای نظامی در تاریخ ایران به اشکال گوناگون تأمین شده‌اند. این اشکال، هماهنگ با سرشت دولت‌های حاکم بر ایران بوده است. با غلبه دولت‌های ایلی بر ایران نیروهای نظامی نیز سرشتی ایلاتی، غیرمنظم و موقت یافتند. شکست‌های نظامی از روسیه تزاری، ناکامی اصلاحات در سپاه ایران در عصر عباس ‌میرزا و تداوم مشکلات دولت قاجار در تأمین سرباز، سرانجام موجب برقراری روش «سرباز بنیچه» در دوران امیرکبیر شد. این روش بخشی از اصلاحات نظامی امیرکبیر برای تأمین سربازان قشون و کاستن از وابستگی دولت به ولایات و ایلات بود. براساس این روش «بنیچه مالیاتی» مأخذ تعیین سربازان ایالت‌ها، ایلات و قبایل بود (کالمار، 1369، ص 1). اما نواقص و کمبودهای سربازگیری «بنیچه» به‌تدریج آشکار شد. فشار بر روستاها و ایلات، معافیت شهرها و روستا‌های متعلق به شاهزادگان و روحانیون، پرداخت رشوه به گروه‌های اعزامی برای سربازگیری و انتخاب افراد فقیر و ناتوان جسمی برای سربازی دشواری‌های زیادی را در تأمین نیروی انسانی و آموزش‌های نظامی به آنان ایجاد کرده بودند (ریشار، 1369، ص 55).

     نخستین‌بار اندیشه و طرح ایجاد ارتش دائمی در کتابچه غیبی = دفتر تنظیمات میرزا ملکم خان آمد. تاریخ نگارش این دفتر در فاصله سال‌های 1858-1857 مدتی پس از امضای عهدنامه پاریس و از دست رفتن هرات است. ملکم بخشی از این دفتر را به ضرورت تشکیل ارتش دائمی در چهارچوب حکومتی اختصاص داد که براساس قانون انتظام یافته است. به نظر او دولت ایران باید دارای دو گونه لشکر عازم و قائم باشد. نفرات لشکر عازم چهل هزار و لشکر قائم دو کرور سپاهی خواهند بود. تکالیف و حقوق و ترتیب این دو لشکر موافق قوانین و زیر نظر وزیر جنگ خواهد بود. ملکم سازمان داخلی وزارت جنگ و وظایف آنها را به اختصار اما به دقت در کتابچه تنظیمات آورده است (محیط طباطبایی، بی‌تا، صص 38-41).

     برقراری نظام وظیفه در ایران و تشکیل ارتش منظم از زمان مشروطه مطرح شد. با تشکیل نخستین دورة مجلس شورای ملی نیاز به وجود ارتش ملّی بر سر زبان نمایندگان مجلس افتاد. آنها چارة هرج‌و‌مرج، جنگ داخلی و تجاوز خارجی را راه‌اندازی قشون جدید می‌دانستند. حاج امام جمعه گفت: «باید جنگ خانگی را رفع کرد... امروز هشت ماه است عثمانی تجاوز می‌کند. هیچ به فکر افتاده‌اید که دو فوج قشون راه بیندازید؟ اگر فردا روس خواست که او هم همین حرکت را بکند چه خواهید کرد؟ چرا سرباز درست نمی‌کنید؟ چرا در فکر قشون نیستید». رئیس مجلس افزود: باید جداً از دولت خواست... باید فکر سرباز و قشون کرد. یک فوج منظم مقابل ده فوج بی‌نظم است. از فردا مشغول افواج می‌شویم. یک کمیسیونی می‌کنیم برای این کار (میرزا صالح، 1384، ص 475). اما فراهم کردن قشون منظم، نیازمند پول بود و رئیس و نمایندگان مجلس نیز به این نیاز واقف بودند. حاج سید نصرالله گفت: بی‌پول هیچ کاری پیشرفت نمی‌کند و تحصیل پول هم موقوف است به اتفاق و اتحاد و ما اتفاق نداریم تا پول نباشد قشون فراهم نخواهد شد و تا قشون نباشد مجازات در کار نخواهد بود. آقا میرزا فضل‌علی آقا هم از ضرورت رفع اغتشاشات داخلی و تلاش وکلا برای اتحاد و اتفاق در ولایات و نیز با وزراء سخن گفت: تهران هم مرکز دولت و هم مجلس دارالشورای ملّی است. چرا اینجا تا حالا افواجی آماده نکرده‌اند و اردویی تشکیل ندادند؟... آقا میرزا ابوالحسن خان گفت: باید اول مملکت را منظم کرد، آن وقت قوانین را مرتب کرد... قانون باید اجرا شود. اول پول لازم است،‌ بعد از آن قشون و نظم ولایت... وکلای ولایت باید متحداً اقدام کنند. به این قانون اساسی فقط نمی‌شود مملکت را اصلاح کرد (میرزا صالح، 1384، ص 467). حاج امام جمعه سخنان سنجیده و اندیشیده شده‌ای در باب قشون منظم بر زبان آورد: همه می‌دانید که قشون چریک امروز به درد نمی‌خورد. اینکه بعضی گفته‌اند در بدو اسلام مردم به میل خود جمع می‌شدند و به جهاد می‌رفتند صحیح است، ولی امروز با این توپ و اسلحه جدید باید قشون منظم باشد، به پهلوانی نمی‌شود. دیگر اینکه ما سابق یک صورت قشونی داشتیم گویا حالا هم داشته باشیم. پول هم که می‌دهیم، عده‌ آنها هشتاد هزار است خوب است وزیر جنگ را بخواهیم که لااقل این قشون را ترتیب داده حاضر کند. اگر پول کفایت نمی‌کند، عده را یک قدری کم کند. مقصود این است که عده‌ای که پول می‌گیرند آنها را حاضر و آماده کند، برای اینکه غیر از این باشد نظام داخلی هم بر هم خواهد خورد و همسایه هم چشم طمع نخواهد پوشید (میرزا صالح، 1384، ص 476). سرانجام آقا میرزا ابوالحسن خان طرحی ارائه داد که مقصود را به مصوّبه و قانون تبدیل کند: ازآنجاکه حفظ و رعایت بقای ایران به هر ایرانی فرض و متحتّم است چنانچه در سایر ممالک جوانان از سن بیست‌ویک‌سالگی داخل در نظام می‌شوند، در ایران هم جوانان از سن بیست‌ویک‌سالگی به‌موجب قانون نظامی باید در تحت نظام درآیند (میرزا صالح، 1384، ص 501).

     بدین‌ترتیب نه‌تنها تشکیل ارتش دائمی بلکه برقراری نظام وظیفه و ایجاد ارتش ملّی نیز مورد توجه مشروطه‌خواهان بود. اما باوجود همه تأکید و تأییدهای نمایندگان، برقراری خدمت نظام و تشکیل ارتش ملّی در مجلس اول به سرانجام نرسید و عمر این مجلس با به توپ بستن بهارستان در دوم تیر ماه 1287 (23 ژوئیه 1908) به پایان رسید.

     یک سال بعد با فتح تهران،‌ خلع محمدعلی شاه و پایان استبداد صغیر، جنبش مشروطه بار دیگر احیا شد. تشکیل دومین دوره مجلس شورای ملّی قرینه‌ای بر بازگشت مشروطه و طرح مجدد اندیشه‌ها و خواسته‌های آن ازجمله تشکیل یک سازمان نظامی جدید و کارآمد بود. در مرامنامه و نظام‌نامه‌های احزاب سیاسی نیز که هم‌زمان با دومین دوره مجلس شورای ملی تشکیل شدند ضرورت برقراری نظام وظیفه و تشکیل ارتش ملی مورد توجه قرار گرفت. بند ششم مرامنامه فرقه دموکرات ایران که ادامه‌دهندة مشی حزب اجتماعیون عامیون بود و از حزب سوسیال دموکرات روسیه الهام می‌گرفت به خدمت وظیفه اجباری اشاره داشت: «خدمت عسکریه اجباری است برای همه ایرانیان. هریک از افراد تندرست ملت باید دو سال در قشون تحت‌السلاح خدمت کنند» (اتحادیه، 1361، ص 7). در توضیح این بند و در تأکید بر عمومیت، عدم تبعیض و مدت خدمت در شرح مرامنامه آمده است: وجوب دفاع از مملکت اسلام و حفظ حوزه بر عموم جای شبهه نیست و احدی هم به‌واسطه اینکه من آقا یا از اعیان یا از علمایم از این تکلیف معاف نیست هیچ‌کس از پیغمبر و امیرالمؤمنین و حسنین (ع) افضل نتواند بود و بی‌شبهه دفاع موقوف است به اطلاع از‌طریق دفاع موافق اسباب عصر حاضر و آن موقوف است بر مشق و تعلیم طریق جنگ است اما اینکه دو سال برای مشق و اطلاع کافی است اگرچه در دول اروپا سه یا چهار سال مختلف بوده است لیکن برحسب تجربیات محقق‌شده که دو سال و زیاده از آن جوانان را از اهل و خانه و تأهل دور داشتن موجب ضرر و انزجار و تاخّر کار است (اتحادیه، 1361، ص 47).

     در مرامنامه یا «دستور مشروح مسلکی» حزب محافظه‌کار اجتماعیون اعتدالیون نیز باوجود تمام اختلافات مسلکی که با اجتماعیون عامیون انقلابی داشت، بر ضرورت خدمات نظامی و قشونی عمومی تأکید شده و آمده بود: «عموم افراد مدتی از عمر خود را به انجام وظایف دفاعیه هیئت صرف کنند چون وظایف و خدمات قشونی از واجباتی است که بر ذمه هر فردی تعلق می‌گیرد لذا اداء این تکلیف نمی‌تواند در مقابل اجر و مزدی بوده بلکه باید مجّانی و تکلیفی باشد (اتحادیه، 1361، ص 107). حتی در «پروگرام فرقه داشناکسوتیون ارامنه» نیز که مقارن این ایام تهیه‌شده به تشکیل ارتش ملی و برقراری نظام وظیفه اشاره است: هریک از افراد تندرست ملت مجبور است مدت معینی در نظام ملّی خدمت کند. نظام ملّی در حدود و محل توطّن خود خدمت خواهد کرد. نظام ملّی را در صورتی خارج از محل توطّن خود اعزام می‌کنند که به استقلال وطن تهدید خطری متصور باشد جیره و مواجب هر فردی از افراد نظام ملّی در مدت خدمت مساوی خواهد بود با قدر اقل اجرت یومیه (اتحادیه، 1361، ص 188). به این نکته در مرامنامه اجتماعیون اتحادیون ایران (سوسیالیست اونیفیه) نیز توجه شده است: تشکیل قوای مسلحه برای دفاع از آزادی مردم و پاسداری از امنیت و حقوق عمومی و «اجباری ساختن خدمت سپاهیگری» (اتحادیه، 1361، ص 162). اما دومین دوره مجلس شورای ملّی نیز در انجام مقصود خود یعنی برقراری نظام وظیفه و ایجاد ارتش ملی توفیق نیافت.

     اقدامات عملی برای الغای روش بنیچه و برقراری روش جدید سربازگیری پس از کودتای سوم اسفند 1299 و به‌ویژه پس از تشکیل دولت ازسوی رضاخان و اعطای «ریاست عالیه کل قوای دفاعیه و تأمینه کشور» ازسوی مجلس به سردارسپه آغاز شد. در 16 خرداد 1304 قانون خدمت نظامی اجباری مشتمل بر 36 ماده به تصویب مجلس رسید. براساس ماده اول این قانون کلیه اتباع ذکور دولت ایران از اول سن 21 سالگی مکلف به خدمت سربازی بودند. دوره خدمت 25 سال تعیین شد که دو سال آن به‌صورت خدمت زیر پرچم و بقیه آن احتیاط و ذخیره بود.

     اجرای قانون خدمت اجباری از سال 1305 آغاز شد. اما در برابر آن مقاومت و مخالفت‌هایی به رهبری روحانیون برانگیخته شد. سرانجام با وعده‌ها‌ی دولت درباره انجام پاره‌ای اصلاحات در قانون نظام وظیفه و درگذشت حاج آقا نورالله از شدت اعتراض‌ها کاسته و پس از مدتی، اصلاحات در قانون نیز به فراموشی سپرده شد (مکی، 1362، صص 231-232؛ هدایت، 1363، صص 376-377).

 

دانش‌آموختگان و نظام وظیفه

براساس قانون سال 1304 دارندگان مدارک تحصیلی کارشناسی و بالاتر از خدمت سربازی معاف بودند و دارندگان گواهی‌نامه‌های متوسطه نیز تنها یک سال خدمت زیر پرچم انجام می‌دادند. (بیگلرپور و همکاران، بی‌تا، صص 154-164). در سال 1310 در قانون نظام وظیفه تغییراتی در خدمت دانش‌آموختگان آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها داده و مقرر شد دارندگان مدرک کارشناسی و پزشکان یک‌سال و دیپلمه‌ها یک‌سال‌و‌نیم با درجه افسری خدمت کنند (بیگلرپور و همکاران، بی‌تا، ص 137). سرانجام در سال 1317 با انجام اصلاح جدیدی در قانون مقرر شد کلیه اتباع ذکور ایران صرف‌نظر از میزان تحصیلات خود با رسیدن به سن 21 سالگی برای مدت دو سال به خدمت اعزام شدند. از آن زمان تاکنون اصلاحات زیادی در قانون نظام وظیفه صورت گرفته است. این اصلاحات ازسوی مجلس یا در سال‌های اخیر با استناد به «تدابیر مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا» اعمال شده است. باوجوداین، اعزام اجباری کلیه جوانان ذکور به خدمت صرف‌نظر از سطح تحصیلات آنها کماکان برقرار است. در سال‌های اخیر از دوره خدمت دانش‌آموختگان کارشناسی ارشد و دکتری به‌ترتیب یک و دو ماه کاسته شد. اما پس از مدتی کاهش مدت خدمت نه به سطح دانش‌آموختگی مشمولین بلکه با خدمت در مناطق عملیاتی و امنیتی، مناطق محروم و بد آب‌و‌هوا و داشتن فرزند مرتبط شد.

     چگونگی نسبت و رابطه دانش‌آموختگان مدارس قدیم و جدید با نظام وظیفه اجباری ازجمله مسائل مطرح از ابتدای برقراری نظام وظیفه در ایران بوده است. در سال‌های نخست اجرای نظام وظیفه یعنی سال‌های 1305 تا 1310 قریب به اتفاق مشمولین، بی‌سواد یا کم‌سواد بودند و در‌هر‌حال تعداد مشمولین تحصیلکرده به‌ویژه دارندگان دیپلم و مدارک دانشگاهی بسیار اندک بود. تعداد اندک دانش‌آموختگان، موقعیت برجسته آنان در جامعه و تفاوت مشهود با مشمولان کم‌سواد، نیاز جامعه و سازمان‌های عمومی به تخصص و دانش باعث شد که تحصیلکردگان دوره‌های متوسطه و دانشگاهی از معافیت‌هایی برخوردار شوند. در واقع جز این موجب تعجب بود. دولت با هزینه‌ای گزاف از محل بودجه عمومی تعدادی از جوانان دیپلمه را برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام می‌داشت و اشتغال به کار آنها در نظام وظیفه پس از فراغت از تحصیل و بازگشت به وطن نقض غرض بود. ازاین‌رو در قانون مصوب سال 1304 دارندگان مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر از خدمت سربازی معاف و مدت خدمت دارندگان مدرک متوسطه تنها یک‌سال بود. حکام شرع دارای اجتهاد و مجاز به فتوی از مراجع تقلید، علمای درجه اول مذهب زرتشتی، کلیمی و مسیحی، مدرسین علوم معقول و منقول و طلاب علوم دینیه که در مدارس قدیم تحصیل می‌کردند نیز از خدمت معاف بودند. (بیگلرپور و همکاران، بی‌تا، صص 154-164). اما همان‌گونه که مذکور افتاد در سال‌های بعد در وهله اول تغییراتی در این معافیت‌ها داده و سپس به‌صورت کامل لغو شد. در اتخاذ این تصمیم چند عامل مؤثر بودند. نخست آنکه بر تعداد افراد تحصیلکرده در فاصله سال‌های 1304 تا 1317 به میزان قابل‌توجهی افزوده شد. گسترش آموزش‌وپرورش بر تعداد دارندگان مدرک متوسطه افزود و توسعه آموزش عالی و تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 نیز شمار دانش‌آموختگان دانشگاهی را افزایش داد. افزایش تعداد دانش‌آموختگان جدید با تنزل موقعیت آنان در جامعه همراه بود. در این شرایط «برابری موقعیت» جوانان در قبال نظام وظیفه مستقل از سطح تحصیلات آنان بیشتر مورد توجه قرار گرفت تا نابرابری آنها به دلیل سطح متفاوت تحصیلات. دومین عامل، توسعه ارتش نوین و نیاز آن به افراد تحصیلکرده بود. این نیاز در ابتدای تشکیل ارتش ازطریق مدارس و دانشکده‌های نظامی برطرف می‌شد اما با گسترش ارتش، سازمان‌ها و دوایر آن استفاده از خدمت تقریباً رایگان دانش‌آموختگان دانشگاهی نیز مورد توجه قرار گرفت. به‌ویژه آنکه با ورود دانش‌آموختگان جدید به نظام وظیفه، آنان در معرض آموزش‌ها و آموزه‌های ملی‌گرایانه رایج در ارتش قرار می‌گرفتند و از این طریق بر ضرورت تبعیت و وفاداری آنان به دولت تأکید مجددی گذارده می‌شد. عامل دیگری که احتمالاً در لغو کاهش خدمت تحصیلکردگان جدید مؤثر افتاد تصمیم رضاشاه به لغو معافیت طلاب و محصلین دینی بود. براساس تبصره 2 ماده 62 قانون سال 1317 مجتهدین و علمای درجه اول مذاهب زرتشتی، کلیمی و مسیحی کماکان از خدمت معاف بودند اما طلاب علوم دینیه به محض ترک تحصیل یا فراغت از تحصیل به خدمت اعزام می‌شدند (جاویدان، 1326، ص 248). پس از کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت این بند از قانون نظام وظیفه اصلاح و مقرر شد مادام که طلاب مطابق مقررات اشتغال به تحصیل دارند از خدمت معاف باشند. مدت خدمت مشمولین دارای دیپلم و کارشناسی نیز یک‌سال تعیین شد (جاویدان، 1326، ص 256).

     مدت خدمت مشمولان نظام وظیفه در قانون سال 1347 بار دیگر برای کلیه مشمولان برابر و به میزان دو سال تعیین شد. این رویه به‌صورت عام از آن هنگام تاکنون برقرار است هر‌چند‌که در مواقعی از طول دوره خدمت اندکی کاسته شده است. در موارد محدودی نیز تعدادی از مشمولین براساس نیاز آموزش‌وپرورش یا آموزش عالی یا دستگاه‌های اجرایی به تخصص و تحصیلات آنها، پس از گذراندن دورة آموزشی، خدمت دوره ضرورت خود را در این سازمان‌ها می‌گذرانند. باتوجه‌به اینکه همه ساله تعدادی از مشمولان از یکی از انواع معافیت‌ها برخوردار و تعدادی نیز غایب شناخته می‌شوند برآورد تعداد مشمولان بالفعل و نیز دوره‌های تحصیلی آنان در سال‌های 1381 تا 1400 در جدول 1 آمده است.این برآورد نشان می‌دهد از سال 1381 تا 1400 همه ساله از تعداد مشمولان دیپلم و زیر دیپلم کاسته می‌شود. در سال 1381 تعداد آنها به حدود 450 هزار نفر، در سال 1392 به حدود 218000 نفر و در سال 1400 به حدود 200 هزار نفر می‌رسد. در مقابل تعداد دارندگان مدارک تحصیلی کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از حدود 47500 نفر در سال 1381 به ‌اندکی بیش از صدهزار نفر در سال 1392 و بیش از 150 هزار نفر در سال 1400 خواهد رسید. به‌عبارت‌دیگر در‌حالی‌که در سال 1380 تنها 11% مشمولان بالفعل دارای مدارک تحصیلی کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بودند این درصد در سال 1392 به حدود 36% و در سال 1400 به حدود 48% خواهد رسید (باتوجه‌به افزایش قابل‌توجه واحدهای دانشگاه پیام نور و برخی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی از سال 1386 به این سو و افزایش پذیرش دانشجو در دوره‌های کاردانی و کارشناسی و نیز افزایش ظرفیت دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه‌های کشور قطعاً بر سهم دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها در میان مشمولین نظام وظیفه بیش از این افزوده خواهد شد تاآنجا‌که می‌توان احتمال داد نه در سال 1400 بلکه پیش از آن نیمی از مشمولان، دانش‌آموخته دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی باشند. اما باتوجه‌به در اختیار نداشتن برآوردهای جمعیتی جدید درباره ترکیب کیفی مشمولان به ناچار به برآورد‌های سال 1382 استناد شده است (جدول 2).            توجه به تعداد مشمولان بالفعل به تفکیک دوره تحصیلی نشان می‌دهد که به‌دلیل گسترش آموزش عالی و افزایش شمار دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها به‌تدریج از شمار مشمولان دیپلم و زیر دیپلم کاسته شده و بر تعداد مشمولان کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری افزوده می‌شود. به‌گونه‌ای که تعداد مشمولان دیپلم و زیر دیپلم از 451750 نفر در سال 1381 به 294493 نفر در سال 1390 و به 203457 در سال 1400 کاهش می‌یابد و در مقابل تعداد مشمولان کارشناسی از 29697 در سال 1381 به 50248 در سال 1390 و 77233 نفر در سال 1400 افزایش خواهد یافت. شدت دگرگونی ترکیب تحصیلی مشمولین نظام وظیفه به نفع دانش‌آموختگان دانشگاهی باتوجه‌به درصد مشمولان بالفعل به تفکیک دوره تحصیلی که

در جدول 2 آمده است با وضوح بیشتری خود را نشان می‌دهد.

     دانشجویانی که در دانشگاه‌ها اشتغال به تحصیل دارند در ارتباط با نظام وظیفه به چهار دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

. دانشجویان یکی از دوره‌های تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد یا دکتری که دارای معافیت تحصیلی هستند و پس از دانش‌آموختگی در صورت عدم پذیرش در دوره بالاتر یا عدم تمایل به تحصیل یا به‌دلیل پایان تحصیلات باید به خدمت وظیفه اعزام شوند. این دانشجویان هم در دوران تحصیل درباره نظام وظیفه دغدغه دارند و هم اثرات نظام وظیفه بر تحصیل، ادامه تحصیل، اشتغال و... آنان قابل‌توجه است.

2. دانشجویانی که به‌دلیل دارا بودن یکی از انواع معافیت‌های دائم، خدمت نظام وظیفه را انجام نداده و نخواهند داد. این نوع معافیت بیشتر شامل معافیت پزشکی، کفالت و مواردی از این دست است. معافیت از انجام خدمت نظام وظیفه می‌تواند بر نگرش این دسته از دانشجویان کمابیش مؤثر باشد. به‌عبارت‌دیگر نظام وظیفه بر این دسته از دانشجویان به‌دلیل برخورداری از معافیت، اثری مهمی نخواهد داشت و این امر احتمالاً می‌تواند بر نگرش آنان درباره اثرات نظام وظیفه بر دانشجویان تأثیر گذارد.

 

3. دانشجویانی که پس از اخذ دیپلم و قبل از ورود به آموزش عالی خدمت وظیفه را انجام داده‌اند، یا دانشجویانی که پس از فراغت از تحصیل در یکی از دوره‌های تحصیلی به خدمت نظام وظیفه رفته‌اند و سپس در دوره بالاتر یا رشته دیگری ادامه تحصیل می‌دهند. این دانشجویان که دارای کارت پایان خدمت می‌باشند، به‌دلیل انجام خدمت در پادگان‌ها و مراکز نظامی شناخت تجربی و عینی از نظام وظیفه دارند. نظام وظیفه بر آغاز به تحصیل آنها در دانشگاه‌ احتمالاً تأثیرگذار بوده اما در حین تحصیل و پس از آن، دیگر تأثیر مهمی بر آنها نخواهد داشت. از این حیث آنها مشابه دسته دوم هستند. اما انجام خدمت، شناخت نگرش آنها درباره کارکردهای نظام وظیفه را مفید می‌سازد.

4. دانشجویانی که در حین خدمت نظام وظیفه در دانشگاه پذیرفته شده و برای تحصیل از خدمت ترخیص شده‌اند. آنها پس از فراغت از تحصیل باید به خدمت اعزام شوند. این دسته از دانشجویان نیز به‌دلیل طی مدتی از خدمت، از نظام وظیفه شناخت عینی و تجربی دارند. اما از‌آنجاکه باید پس از پایان تحصیلات بار دیگر به خدمت اعزام شوند، همچنان دغدغه گذرادن خدمت وظیفه را دارند.

     پژوهش‌هایی که درباره نگرش دانشجویان به نظام وظیفه انجام شده است نشان می‌دهد که آنها تمایل کمی برای اعزام به نظام وظیفه دارند. بیشتر آنها مدت نظام وظیفه را زیاد می‌دانند و خواهان کاهش آن، حرفه‌ای شدن خدمت سربازی و افزایش انواع خدمت‌های جایگزین بوده و با اجباری بودن آن مخالف هستند. 80% دانشجویان معتقدند درحال‌حاضر نظام وظیفه ارتباط چندانی با رشته تحصیلی آنها ندارد. بیشتر آنها گفته‌اند در دوران نظام وظیفه منزلت تحصیلی مشمولان حفظ نمی‌شود و خواستار کاهش طول مدت نظام وظیفه متناسب با افزایش سطح تحصیلات هستند. آنها با برابری مدت خدمت نظام وظیفه برای دوره‌های مختلف تحصیلی مخالف و از قوانین نظام وظیفه ناراضی هستند. 55% دانشجویان موافق حذف نظام وظیفه در دوران صلح و 65% آنها خواهان اختیاری بودن نظام وظیفه هستند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد دانشجویان در مجموع حتی دسته‌ای از آنان که از خدمت معاف هستند یا خدمت خود را انجام داده‌اند، خواستار اصلاح و تحول نظام وظیفه هستند. این خواسته‌ها از اصلاح مدت دوره خدمت و دوره آموزشی، قوانین و مقررات و تسهیلات موجود آغاز و تا تغییر اساسی آن ادامه می‌یابد. نکته مهم آنکه این نگرش‌ها در میان دانشجویانی که پس از فراغت از تحصیل باید به خدمت اعزام شوند در مقایسه با دانشجویانی که خدمت را انجام داده یا از آن معاف هستند هواخواهان بیشتری دارد (سینایی، 1394).

     شناخت نگرش دانشجویان به نظام وظیفه و اثرات نظام وظیفه بر آنان البته به‌معنای صحت یا صائب بودن این نگرش‌ها در بخشی یا در کل نیست. نگرش، برآیندی از شناخت، سمت‌گیری و ارزش، منافع و احساسات فرد نسبت به یک پدیده یا موضوع است. درباره نظام وظیفه هم نگرش دانشجویان از منابع و طرق مختلف، داده‌های محیطی، بستگان، دوستان، رسانه‌ها، اخبار و شنیده‌ها، ارزش‌ها و سمت‌گیری‌ها یا از تجربه، داوری و منافع شخصی آنان شکل گرفته است. اما از موضع شناخت نگرش‌های موجود واقعیت وجودی این نگرش‌ها و نه چگونگی شکل‌گیری یا صحت و سقم آنها اهمیت دارد. خواسته‌های دانشجویان در ارتباط با نظام وظیفه تاآنجا‌که به منافع و زندگی شخصی و فردی آنان مربوط می‌شود معقول و منطقی است. اما انجام خدمت وظیفه عمومی هم باتوجه‌به سیاست و ساختار کنونی تأمین منابع نیروهای مسلح در ایران ضروری است. تأمین امنیت کشور و دفاع از آن نیازمند منابع انسانی و خدمت نظام وظیفه ازجمله روش‌های تأمین منابع انسانی در ایران است. پیوند نظام وظیفه با موضوع امنیت موجب می‌شود که ضرورتاً خواسته‌های مشمولین با ملاحظات ملی و راهبردی درباره تأمین امنیت مطابقت داده شود. نتایج حاصل از این مواجهه احتمالاً در مواردی و در کوتاه‌مدت ازجمله درباره برخی از مسائل اساسی نظام وظیفه می‌تواند تأمین‌کننده خواسته‌های دانشجویان نباشد؛ زیرا سیاست تأمین منابع انسانی نیروهای مسلح در هیچ کشوری براساس نگرش منابع تأمین‌کننده آن تنظیم نمی‌شود. این سیاست تابعی از ملاحظات امنیتی، راهبردی، جمعیتی و ایدئولوژیک نظام‌های سیاسی است. اما ازآنجاکه منابع انسانی نقش قاطعی در تأمین اهداف و سیاست‌های یک سازمان دارند باید نگرش‌های آنان شناسایی و از آنها بهره گرفته شود یا در صورت لزوم اقداماتی در جهت تغییر و بهبود آنها صورت گیرد. ازاین‌رو نگرش‌های دانشجویان در موارد اصلاحی می‌تواند به یافتن راه‌حل‌هایی برای افزایش رضایت مشمولین و خوشایند‌سازی دوران خدمت سربازی کمک کند. هدف دانشجویان از تحصیل اشتغال، احراز موقعیت‌های شغلی و زندگی بهتر است. حال آنکه بیشتر آنان پس از خاتمه تحصیل باید به خدمت سربازی اعزام شوند. قطعاً افزایش رضایت منابع انسانی به ارائه خدمات بهتر و مفیدتر آنان می‌انجامد. یک سازمان زمانی می‌تواند از منابع و نیروهای انسانی در اختیار خود بهره مناسب برد که آنها را اگر نه کاملاً راضی بلکه حتی‌المقدور متقاعد یا دست‌کم از نیازهای ملی یا محدودیت‌های موجود بر سر راه تغییر روش‌ها آگاه کرده باشد. رسیدن به چنین موقعیت و درکی نیازمند همکاری سه‌جانبه دانشجویان، آموزش عالی و دانشگاه‌ها و نهادهای نظامی است. اما در درازمدت به نظر می‌رسد موضوع تأمین منابع انسانی نیروهای مسلح باید با در نظر داشتن کلیه ملاحظات ملی و راهبردی ازجمله بهره‌وری نیروی انسانی متخصص و ترکیب جمعیت کشور مورد بازبینی قرار گیرد. دقت در برآوردهای جدول 1 نشان می‌دهد باتوجه‌به کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران، از سال 1384 از شمار کل مشمولین کاسته شده و در اوایل دهه 1390 به کمترین حد خود می‌رسد. این واقعیت مبین آن است که دیگر حتی اگر هم بخواهیم نمی‌توانیم به نظام وظیفه به‌عنوان مهم‌ترین روش تأمین منابع انسانی در نیروهای مسلح تکیه کنیم.

     افزون‌بر شناخت نگرش دانشجویان نسبت به مسائل اساسی نظام وظیفه شناخت نگرش آنان درباره کارکردهای نظام وظیفه نیز اهمیت دارد. دولت‌ها در ایران همواره درصدد بهره‌برداری از نظام وظیفه در فرایند جامعه‌پذیری و بازجامعه‌پذیری سیاسی بوده‌اند. در برنامة پنجم توسعه نیز دولت مکلف شده است از فرصت نظام ‌وظیفه بهره بگیرد و مجموعه‌ای از اهداف و ارزش‌های اجتماعی و سیاسی را برآورده سازد. استفاده از نظام وظیفه در فرایند جامعه‌پذیری نخستین‌بار در مادة 195 برنامة پنجم توسعة فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌صورت رسمی مورد توجه قرار گرفت: وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح موظف است «از فرصت خدمت وظیفة عمومی برای ارتقای دانش، مهارت، ارتقای منزلت اجتماعی جامعة هدف درخصوص مبانی و ارزش‌های اسلام و انقلاب با تکیه بر دیدگاه‌ها و سیرة حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، ارتقای معنویت، انضباط اجتماعی، تقویت تعاملات سازنده و مهارت‌های حرفه‌ای و افزایش به‌کارگیری تخصصی سربازان وظیفه و غنی‌سازی شغلی و ارتقای معیشت و منزلت اجتماعی آنان و نیز استفادة بهینه از مشمولان در سازندگی کشور بهره‌گیری بهینه کند» (مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، 1390، ص 195).

     براساس یک پژوهش که در یکی از دانشگاه‌های کشور صورت گرفته است دانشجویان دربارة تأثیر نظام وظیفه بر تغییر نگرش افراد دیدگاه‌های متفاوتی دارند. یک‌سوم آنان معتقدند انجام خدمت نظام وظیفه موجب تغییر نگرش افراد به خانواده و دوستان و محیط اطراف می‌شود، اما یک‌سوم آنها با این موضوع مخالف یا کاملاً مخالف و یک‌سوم نیز تا حدی موافق هستند. بنابراین می‌توان گفت حدود دوسوم دانشجویان با تأثیر نظام وظیفه بر تغییر نگرش افراد کاملاً موافق، موافق و تا حدی موافق هستند، درحالی‌که 39% دانشجویان با تأثیر نظام‌ وظیفه در کسب مهارت‌های اجتماعی مخالف‌اند. 61% آنها موافق و تا حدی موافق هستند. دربارة تأثیر نظام وظیفه در افزایش مسئولیت‌پذیری 42% موافق، 26% مخالف و حدود یک‌سوم تا حدی موافق هستند. ازاین‌رو می‌توان گفت بیشتر دانشجویان قائل به تأثیر نظام وظیفه در افزایش مسئولیت‌پذیری هستند. دربارة افزایش روابط اجتماعی درحالی‌که 38% مخالف هستند، 62% موافق و تا حدی موافق هستند. ازنظر بیشتر دانشجویان نظام وظیفه کمکی به ارتقای اخلاق اجتماعی نمی‌کند.

     بیشتر دانشجویان به کمک نظام ‌وظیفه به افزایش تطابق با آرمان‌های نظام، ارتقای نگرش به جنگ و تحقق مبانی و ارزش‌های انقلاب اسلامی کاملاً مخالف‌اند. بیشتر پاسخگویان به کمک نظام ‌وظیفه به آشنایی بیشتر با اصل ولایت فقیه، ارائة دیدگاه‌های امام و رهبری، افزایش تمایل به ولایت فقیه و افزایش اعتماد به مسئولان نظام مخالف هستند و در مقابل در ارتباط با همة گویه‌ها حداکثر 11% و کمتر موافق هستند.

     بیشتر دانشجویان با کمک نظام وظیفه به شکل‌دادن به باور سیاسی، واکاوی و تحلیل مسائل سیاسی، تغییر علایق سیاسی، تأثیر در نگرش به مسائل سیاسی، ارتقای منش و رفتار سیاسی و افزایش مشارکت سیاسی مخالف هستند، درحالی‌که میزان موافقت آنها با این گویه‌ها حداکثر 5/22% و کمتر از آن است (سینایی و مسعودی، 1392، صص 79-104).

     در توضیح و تفسیر یافته‌های این پژوهش می‌توان از سه زاویة متفاوت استدلال‌هایی را مطرح کرد. استدلال نخست به نظام وظیفه مربوط می‌شود. کارویژة نظام‌ وظیفه تأمین منابع انسانی نیروهای نظامی و کمک به آنها در تأمین امنیت ملی و دفاع از تمامیت ارضی کشور است. اما افزون‌براین، نظام‌ وظیفه کارکردهایی دارد که از ماهیت، ساختار و ضوابط درونی آن ناشی می‌شوند یا دولت‌ها از نظام وظیفه در چهارچوب ارزش‌ها و ایدئولوژی خود انتظار انجام آنها را دارند. نظام وظیفه به‌عنوان نهادی نوین، مجرایی برای گذار به جامعه و دولت جدید است. بنابراین در انتقال ویژگی‌های سیاسی و اجتماعی جهان نوین مؤثر است، اما برای برآوردن کارکردهای سیاسی ازجمله القا و درونی‌کردن ایدئولوژی خاص در میان مشمولان ایجاد نشده است. ازاین‌رو در بازجامعه‌پذیری سیاسی نیز کارایی مورد انتظار را ندارد. نهادهای نظامی نظام سلسله‌مراتبی و روابط فرماندهی و فرمانبری سخت و استواری دارند. باتوجه‌به دورة حداکثر دوسالة نظام وظیفه، اگر این نهادها آگاهانه دست‌اندرکار دگرگونی باورها و نگرش‌های سیاسی مشمولان شوند، به اغلب احتمال آموزش‌های آنان مستقیم، صریح و در فضایی کمابیش آمرانه صورت می‌گیرد. این آموزش‌ها در بهترین وضعیت بیشتر به هم‌نوایی و سازگاری ظاهری، سطحی و موقتی مشمولان می‌انجامد.

     استدلال دوم به عوامل بیرونی اما مؤثر بر کارکردهای نظام وظیفه مربوط می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، با گذشت زمان و تداوم فرایندهای گذار و پیچیده‌ شدن جوامع بر تعداد و نفوذ عاملان غیررسمی و غیردولتی در فرایند بازجامعه‌پذیری سیاسی افزوده می‌شود و هم‌زمان از اهمیت نقش نهادهای رسمی و دولتی کاسته می‌شود. جهانی‌شدن و گسترش ارتباطات و رسانه‌ها مهم‌ترین عاملی است که ازسویی موجب افزایش قابل‌توجه و پرنفوذ عاملان غیردولتی و متکثر جامعه‌پذیری شده و ازسوی‌دیگر توانایی دولت‌ها و تأثیرگذاری آنها را در انتقال و القای ارزش‌های مورد نظر خود کاهش داده است. سرانجام استدلال سوم معطوف به افرادی است که در معرض فرایندهای نظام‌ وظیفه قرار دارند. دانشجویان مشمول که معافیت موقت دارند، نظام‌ وظیفه را مانعی در برابر خود می‌یابند. این نگرش می‌تواند به احساس بیگانگی و مقاومت در برابر کارکردهای سیاسی مورد انتظار از نظام ‌وظیفه یا انکار تأثیرگذاری نظام‌ وظیفه بینجامد. موافقت بیشتر دانشجویان خدمت‌رفته و از آن مهم‌تر دانشجویان برخوردار از معافیت، که اساساً خدمت را انجام نداده و نخواهند داد، با کارکردهای اجتماعی و سیاسی نظام ‌وظیفه، در مقایسه با دانشجویانی که باید به خدمت بروند، به قوت این استدلال کمک می‌کند.

 

کتاب‌شناسی

اتحادیه، منصوره. (1361). م‍رام‍ن‍ام‍ه‌ه‍ا و ن‍ظام‌ن‍ام‍ه‌ه‍ای‌ اح‍زاب‌ س‍ی‍اس‍ی‌ ای‍ران‌ در دوره‌ دوم‌ م‍ج‍ل‍س‌ ش‍ورای‌ م‍ل‍ی‌. تهران: تاریخ ایران.

 

بشیریه، حسین. (1373). جامعه‌شناسی سیاسی. تهران: نی.

بلوخ، مارک. (1363). جامعه فئودالی، ترجمه بهزاد باشی (ج. 2). تهران: آگاه.

بیگلرپور، علیقلی؛ نفیسی، سعید و قائم‌مقامی، جهانگیر. (بی‌تا). تاریخ ارتش نوین ایران. تهران: ستاد بزرگ ارتشتاران.

جاویدان، علی. (1326). مجموعه اصول جزائی و قوانین ارتش. تهران: چاپخانه ارتش.

دﻓﺘﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﺮﻛﺰ ﭘﮋوهش‌های ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮرای اسلامی. (1382). مجموعة گزارش‌های کارشناسی دربارة طرح خدمت وظیفة عمومی: نگاهی به ارتش‌های حرفه‌ای در جهان و دیدگاه‌های هواداران آن. تهران: نویسنده.

راش، مایکل. (1377). جامعه و سیاست: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی، ترجمة منوچهر صبوری. تهران: سمت.

 

رونوون، پیر. (1357). ت‍اری‍خ‌ رواب‍ط بین‌ال‍م‍ل‍ل‌: ب‍ح‍ران‌ه‍ای‌ ق‍رن‌ بی‍س‍ت‍م‌، ترجمه احمد میرفندرسکی (ج. 2). تهران: دانشگاه ملی ایران.

ریشار، یان. (1369). «بنیانگذاری ارتش ملی در ایران». ایران و اقتباس‌های فرهنگی شرق از مغرب زمین. مشهد: آستان قدس رضوی.

سینایی، وحید. (1389). «دولت مدرن، ارتش ملی و نظام وظیفه». پژوهش سیاست نظری (پژوهش علوم سیاسی)، 4(7)، 95-111.

 

سینایی، وحید. (1390). «بررسی تأثیر استراتژی‌ها و فنّاوری‌های نوین در تحول نظام‌ وظیفه به ارتش حرفه‌ای». فصلنامة سیاست، 41(2)، 197-211.

سینایی، وحید. (1392). «بررسی علل ناکامی ‌جنبش مشروطه از برپایی ارتش ملی در ایران». فصلنامة سیاست، 43(3)، 61-81.

 

سینایی، وحید و مسعودی، حمید. (1392). «جامعه‌پذیری و باز جامعه‌پذیری سیاسی در نظام ‌وظیفه: مطالعه نگرش دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد». مسائل اجتماعی ایران، 4(2)، 79-104.

 

سینایی، وحید. (1394). «بررسی نگرش دانشجویان به نظام وظیفه مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد». پژوهشنامه علوم سیاسی، 11(1)، 95-118.

طالقانی، حسین. (1381). بررسی کاستی‌های قوانین و مقررات خدمت نظام وظیفه عمومی. تهران: دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.

فرامزیان، ر. ا. (بی‌تا). نظامیگری و اقتصاد در ایالات متحده امریکا، ترجمه مرتضی کاظمی یزدی. تهران: آذرنوش.

کالمار، ژان. (1369). «اصلاحات نظامی در عهد قاجار1794-1925». ایران و اقتباس‌های فرهنگی شرق از مغرب زمین. مشهد: آستان قدس رضوی.

گروه مطالعات سربازی دانشگاه صنعتی شریف. (1382). «پایان عصر ناپلئون». بولتن، (1).

گیدنز، آنتونی. (1374). جامعه‌شناسی، ترجمة منوچهر صبوری. تهران: نی.

گیبرنا، مونتسرات. (1378). مکاتب ناسیونالیسم: ناسیونالیسم و دولت- ملت در قرن بیستم، ترجمه امیر مسعود اجتهادی. تهران: وزارت امور خارجه.

میرزا صالح، غلامحسین. (1384). مذاکرات مجلس اول. تهران: مازیار.

محیط طباطبایی، محمد. (بی‌تا). مجموعه آثار میرزا ملکم خان. تهران: علمی.

مسلمی، عبدالرضا. (1382). چشم‌انداز کمّی و کیفی مشمولان نظام وظیفه طی سال‌های 1381-1400. تهران: دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.

مکی، حسین. (1362). تاریخ بیست ساله ایران (ج. 2). تهران: ناشر.

مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی. (1390). مجموعه برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران. تهران: نویسنده.

وبر، ماکس. (1384). اقتصاد و جامعه، ترجمه عباس منوچهری، مهرداد ترابی‌نژاد، مصطفی عمارزاده. تهران: سمت.

هدایت، مهدی‌قلی. (1363). خ‍اطرات‌ و خ‍طرات‌: ت‍وش‍ه‌ای‌ از ت‍اری‍خ‌ ش‍ش‌ پ‍ادش‍اه‌ و گ‍وش‍ه‌ای‌ از دوره‌ زن‍دگ‍ی‌ م‍ن‌. تهران: زوار.

هلد، دیوید. (1386). شکل‌گیری دولت مدرن، ترجمه عباس مخبر، تهران، آگه.

 

Collins, R. (1975). Conflict Sociology an Towards an Explanatory Science. New York: Academic Press.

Greenstein, F. I. (1968). “Political Socialization”. International Encyclopedia of the Social Science (Vol. 15). New York: Macmillan and Free Press.

http://www.nationmaster.com/red/graph/mil_con-military-conscription &b