شناسایی نوع و چگونگی وقوع خطرهای مؤثر در شکست کسبوکار برای ایجاد آمادگی در کسبوکار و مصون ماندن از آن خطرها است.
مطالعات نشان داده است که رفتار کسبوکارهای کوچک و متوسط در برابر مخاطرات و ارزیابی مخاطرات بهطور مشخصی متفاوت از شرکتهای بزرگ است. از آنجایی که توجه به مخاطرات در کسبوکارهای کوچک و متوسط بهصورت کلیتر به انجام میرسد، میبایست از روشهای ریاضی مفصل اجتناب کرد. در واقع انجام مدیریت مخاطرات در کسبوکارهای کوچک به باورها و رفتارهای کارآفرینان بنیانگذار آنها وابسته است. کسبوکارهای کوچک و متوسط تمایلی به استفاده از فنهای خاص در مهار یکایک مخاطرههای پیش رو ندارند. در واقع آنها بیش از آن که مخاطرات خاص را مدیریت کنند به کسبوکار خویش بهعنوان یک موجودیت واحد مینگرند. با وجودشناسایی و ارزیابی برخی از مخاطرات با این روش ممکن است مالکان کسبوکارهای کوچک مخاطره خاصی را نادیده بگیرند (Sparrow & Bentley, 2000).
مدیریت مخاطره در کسبوکارهای کوچک
بهطور عمومی میتوان جایگاه ارزیابی مخاطره را در سهگام از فرآیند مدیریت مخاطره بیان کرد. این گامها عبارتاند از:
· شناسایی مخاطرهها: در این گام دو روش کلی را میتوان نام برد:
1. پسنگرانه (نگاه به گذشته): در این روش میتوان از منابعی چون وقایع یا خطرات ثبت و ضبطشده، گزارش ممیزی، شکایات مشتری، گزارشها و مدارک اعتبارنامهای (آکردیته)، نظرسنجی مشتریان و کارکنان پیشین، روزنامهها و رسانههای تخصصی نظیر مجلات یا وبسایتها استفاده کرد.
2. آیندهنگرانه: در این روش نیز شیوههای متفاوتی را از قبیل طوفان مغزی با همکاران یا ذینفعان خارجی، پژوهش در محیط اقتصادی، سیاسی، قانونی و عملیاتی، انجام مصاحبه با افراد و سازمانهای مرتبط، انجام نظرسنجی از کارکنان و یا مشتریان برای شناسایی مشکلات یا مسائل پیشبینیشده، نمودار جریان یک فرآیند، بازنگری سیستم طراحی یا فراهم آوردن فنهای آنالیز سیستم مورد استفاده قرار میگیرد.
یکی از شیوههای شناسایی مخاطرهها در روش آیندهنگرانه یک آنالیز شناسایی نقاط قوت و ضعف و تهدیدها و فرصتها است. (آنالیز SWOT).
· آنالیز مخاطرهها: در این مرحله میتوان تشخیص داد کدام یک از مخاطرهها تکرار و یا اثر بیشتری نسبت به مخاطرههای دیگر دارند. آنالیز مخاطره در واقع ترکیبی از تکرار یا اثر ممکن یک واقعه با احتمال وقوع آن است. نتیجه همان سطح مخاطره خواهد بود که از معادله زیر بهدست میآید:
مخاطره= تکرار × احتمال بروز
در این معادله احتمال بروز برابر با ضرب احتمال وقوع در میزان مواجهه با یک واقعه است.
آنالیز مخاطره شامل پنج جز است:
1. شناسایی راهبرد و کنترلهایی که مخاطرههای منفی را کمینه کرده و فرصتها را افزایش میدهند.
2. تعیین تکرارپذیری اثرات منفی یا فرصت (ممکن است منفی یا مثبت باشد.)
3. تعیین احتمال تکرارپذیری منفی یا یک فرصت.
4. تخمین سطح مخاطره توسط ضرب احتمال بروز در تکرارپذیری.
در تخمین سطح مخاطره میتوان از ماتریسی شبیه به ماتریس زیر استفاده کرد:
5. توجه و شناسایی هرگونه عدم قطعیت در تخمین.
فنهای مطرح در آنالیز مخاطرهها به سه دسته کلی کیفی، نیمه کمی و کمی تقسیمشدهاند. از فنهای کیفی میتوان به طوفان مغزی، ارزیابی با استفاده از گروههای چند رشتهای، قضاوت خبرگان و متخصصان، پرسشنامهها و یا مصاحبههای ساختیافته، توصیفکنندههای تصویری کلمات و گروهبندی مخاطرهها اشاره کرد.
ارزیابی مخاطرهها: نتیجه این مرحله لیستی اولویتبندی شده از مخاطرهها خواهد بود که نیازمند توجه بیشتر هستند (Campbell MP, 2005).
فرآیند ارزیابی مخاطره در کسبوکارهای کوچک
اسمیت (2012) در پایاننامه خود طی مطالعات خود روی مدیریت مخاطرات کسبوکارهای کوچک و متوسط آفریقای جنوبی فرآیندی را به شکل زیر پیشنهاد کرده است (Smit, 2012).
![]() |

فرآیند مدیریت مخاطره
یک فرآیند شش گامی در مدیریت مخاطره به شرح زیر میباشند:
1. تشخیص و تعریف اهداف سازمان یا سیستم؛ مهمترین این اهداف بقاء سازمان، در آمد با ثبات، هزینههای کم در بلندمدت و آرامش خاطراست. که البته باید سطح معینی از هریک از این اهداف را در نظر گرفت و بین آنها یک مصالحه منطقی ایجاد کرد.
2. شناسایی مخاطرههای سازمان: این مرحله مشکلترین وظیفه مدیریت مخاطره است.
3. ارزیابی مخاطره؛ در این گام خسارات بالقوه در طول دوره برنامهریزیشده مرتبط با این مخاطرهها ارزیابی میشوند این ارزیابی شامل تعیین موارد زیر است:
· احتمال یا شانس وقوع خسارت؛
· اثری که این خسارتها بر روی وضعیت مالی سازمان خواهند داشت؛
· توانایی پیشبینی خساراتی که واقعاً اتفاق خواهند افتاد.
در این مرحله اولویتبندی مخاطرهها مشخصشده و آنها که اقدام فوریتری میطلبند، مشخص میشوند.
4. انتخاب یکی از ابزارهای مدیریت مخاطره برای پاسخگویی به مخاطرههای موجود.
5. اجرای تصمیمات اتخاذشده درخصوص انتخاب ابزار و نحوه پاسخگویی به مخاطره. مثلاً در حالت انتقال مخاطره، باید منطقیترین نرخ و انتخاب بیمهگر مدنظر قرار گیرد.
6. ارزیابی مراحل گذشته و اینکه آیا مخاطرهها بهدرستی پاسخ داده شدهاند یا خیر (ویلیامز و هاینز، 1385).
اسمیت و واتکینز (2012) به نقل از وات فرآیندی چهار مرحلهای را برای مدیریت مخاطرات در کسبوکارهای کوچک بهترتیب زیر بیان میکنند که در این فرآیند نیز ارزیابی در مرحله سوم قرار دارد.
1. اتخاذ راهبرد مخاطره در کسبوکار کوچک و متوسط؛
2. تعیین مخاطرهپذیری کسبوکار کوچک و متوسط؛
3. شناسایی و ارزیابی مخاطره؛
4. اولویتبندی و مدیریت مخاطرهها (Smith & Watkins, 2012).
مشخصات مخاطرات

هر مخاطره دارای مشخصات منحصربه فردی است که این مشخصات باید به دقت شناسایی شوند. در زیر مشخصاتی که برای مخاطره در پروژه در نظر گرفته شده است عبارتاند از:
نوع مخاطره: مخاطره از نوع تهدید است یا فرصت؟
· نشانه وقوع مخاطره: علائم و نشانههایی که خبر از وقوع مخاطره میدهند.
· احتمال وقوع مخاطره: احتمال وقوع مخاطره در چرخه حیات پروژه به چه میزان است؟
· تواتر یا فرکانس وقوع مخاطره: مخاطره مورد نظر در چارچوب زمانی خود چند بار رخ میدهد.
· میزان تأثیرگذاری روی اهداف پروژه: از خصوصیات اولیه مخاطره این است که در صورت وقوع بر روی اهداف پروژه تأثیر میگذارد. در این قسمت باید تأثیر مخاطره روی هزینه، زمان، کیفیت و محدوده پروژه را بررسی نمود.
· مسئول مخاطره
· چارچوب زمانی: چارچوب زمانی بیانکننده این است که مخاطره شناساییشده در چه بازههای زمانی ممکن است رخ دهد. در واقع چارچوب زمانی بهعنوان یک بازه زمانی که مسئول مخاطره در اختیار دارد تا برنامه پاسخ به مخاطره را تهیه نماید، میتوان در نظر گرفت. پس با این تفاسیر چارچوب زمانی به نوعی ضروری بودن مخاطره را بیان مینماید (شادرخ و محمد کمکی، 1387).
فنهای متداول شناسایی مخاطره عبارتاند از:
· برگزاری جلسات شناسایی مخاطره؛
· آنالیز SWOT؛
· ارائه پرسشنامه به کارکنان؛
· مرور مستندات پروژه؛
· نمودار علت و معلول؛
· استفاده از چک لیست (Integrated Methodology for Project Risk Management, 2002).
مدیریت مخاطره در کسبوکار خانگی
کمپل (2005) کسبوکارهای کوچک را به دو دسته زیر تقسیم کرده و مدیریت مخاطرات را در هر یک از آنها مورد بحث بررسی قرار داده است:
دسته نخست کسبوکارهای کوچک خرد (یک تا چهار کارمند) و کسبوکارهای کوچک بدون کارمند است. در کسبوکارهای کوچک بدون کارمند، یک، دو، سه یا بیش از شریک در کنار یکدیگر بهکار مشغول هستند لیکن در این کسبوکار کارمندی حضور ندارد. افرادی که در این دسته از کسبوکارها مشغول بهکار هستند خود اشتغال اطلاق میشود. کسبوکارهای خرد نیز کسبوکارهای کوچکی هستند که کمتر از پنج نفر کارمند دارند. دسته دیگر کسبوکارهای کوچک کسبوکارهایی هستند که بین پنج تا بیست نفر کارمند دارند. (اطلاعات مربوط به تقسیم بندی کسبوکارها براساس نفرات در این بخش، مربوط به کشور استرالیا است که عیناً از منبع (کتاب راهنمای مدیریت مخاطره برای کسبوکارهای کوچک نوشته کمپل (2005) ذکر شده است. تعداد نفرات در کشور ایران عددی متفاوت است که از منابع مربوط در داخل کشور قابل دسترس است لیکن این اعداد در تعریف اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمیکند). بههرترتیب دستهبندی مخاطرات برای کسبوکارهای کوچک بدون کارمند نسبت به کسبوکارهای کوچک با کارمند متفاوت خواهد بود. بهعنوان مثال برای کسبوکارهای کوچک بدون کارمند عامل منابع انسانی اثر کمتری خواهد داشت درحالیکه بر زمینههایی نظیر ارتباط و تداوم شراکت تمرکز بیشتری خواهد بود (Campbell MP, 2005).
مطالب عنوان شده برای کسبوکارهای کوچک بدون کارمند و کسبوکارهای خرد مقوله مشترکی با کسبوکارهای مبتنی بر خانه دارند. کسبوکارهای مبتنی بر خانه مخاطرات دیگری نیز برای اینگونه کسبوکارها ایجاد میکند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· مخاطرات شرایط محیطی: آیا خانه برای انجام کار طراحی شده است؟
· مخاطرات مقررات: آیا کسبوکار با مقررات محلی و دولتی هماهنگی دارد؟
· مخاطرات محیط زیستی: آیا محیط زیست موجود با کسبوکار همخوانی دارد؟
· مخاطرات بهرهوری: آیا حواسپرتی روی بهرهوری کسبوکار تأثیرگذار است؟ هزینه صرف شده برای اجاره یک مکان استیجاری ممکن است بهعنوان یک فرصت رشد برای کسبوکار و کسب اعتبار از مشتریان بالقوه محسوب شود.
در مورد دیگر کسبوکارهای کوچک میتوان گفت بهدلیل پیچیدگی بیشتر این نوع کسبوکارهای کوچک مدیریت مخاطره در آنها نیز اهمیت بیشتری دارد. بهعنوان مثال اهمیت منابع انسانی در این کسبوکارها بیش از کسبوکارهای کوچک بدون کارمند و کسبوکارهای خرد است. رسمیت برنامه مدیریت مخاطره میبایست منعکس کننده این پیچیدگی باشد (Campbell MP, 2005).
انواع مخاطرات کسبوکار
گروه شبکه مخاطرات جهانی در مجمع جهانی اقتصاد طی انتشار گزارش سالیانه مخاطرات جهانی مخاطرات پیش روی در سال 2013 را شرح زیر معرفی میکند:
1. مخاطرههای اقتصادی:
· ناترازیهای مزمن مالیه: قصور در جبران تعهدات بیش از حد بدهیهای دولت
· ناترازیهای مزمن بازار کار: نیمه بیکاری ماندگار گسترده و بیکاریای که ساختاری و نه گردشی است
· فراریت مفرط در قیمتهای انرژی و کشاورزی: نوسان شدید قیمتها که کالاهای حیاتی را خرید ناپذیر میکند، رشد را کاهش میدهد، اعتراضات عمومی تنشهای جغراسیاسی را دامن میزند
· فرود سخت یکی از اقتصادهای نوظهور: کاهش ناگهانی رشد یک اقتصاد نوظهورِ مهم (بهویژه یکی از کشورهای چین، هند، برزیل و روسیه)
· نارسایی عمدة مالی سامانهای: فروپاشی یک نهاد مالی یا رژیم واحد پولی دارای اهمیت سامانهای، بهطوری که عواقبی برای نظام مالی جهانی داشته باشد
· غفلت طولانی از زیرساختها: قصور مزمن در سرمایهگذاری کافی، تبدیل به احسن و ایمنسازی شبکههای زیرساختی
· بحرانهای تکرارشوندهی کمبود نقدینگی: نقصانهای تکرارشوندهی تأمین مالی از محل بانکها و بازارهای مالی
· نابرابری حاد درآمدی: تعریض شکاف بین شهروندان غنی و فقیر
· پیامدهای منفی پیشبینینشدة وضع قوانین و مقررات: مقرراتی که به نتایج دلخواه نمیانجامند و تأثیر منفی نیز بر ساختارهای صنعتی، جریان سرمایه و رقابت بازار دارند
· تورم یا تورم منفی کنترل نشده: قصور در جبران افزایش یا کاهش شدید ارزش پول در مقایسه یا قیمتها و دستمزدها (World Economic Forum, 2013).
2. مخاطرههای زیستمحیطی:
· باکتریهای مقاوم شده به آنتی زیستفنّاوری: مقاومت رو به رشد باکتریهای مرگبار، به آنتی زیستفنّاوریهای شناختهشده
· قصور در سازگاری با تغییر اقلیم: قصور دولتها و صاحبان کسبوکار، از تصویب یا اجرای اقدامات مؤثر برای حفاظت از جوامع و کسبوکارهای در حال گذار که متأثر از تغییرات اقلیمی هستند
· آلودگی درمانناپذیر: آلودگی مداوم آب، هوا و خاک تا حدی که زیستبومها (بوم سازگان)، ثبات اجتماعی، سلامت و توسعهی اقتصادی را تهدید میکند
· سوء مدیریت استفاده از زمین و آبراهها: جنگلزدایی، انحراف آبراهها، استخراج کانیها و دیگر پروژههای دستکاری محیطزیست که تأثیرات ویرانگری بر زیستبومها و صنایع مرتبط با آنها دارند.
· شهری سازی بیرویه: شهرهای بدون طراحی و رشد افقی شهرها و زیرساختهای مرتبط که به عوامل تخریبگر زیستمحیطی قدرت مضاعف میدهند؛ بیتوجهی به سیل مهاجرت روستاییان
· آب هوای سختِ ماندگار: خسارت روزافزون ناشی از افزایش تراکم ساختوسازها در نواحی پرمخاطره؛ افزایش بسامد رویدادهای آب و هوایی سخت
· افزایش انتشار گازهای گلخانهای: قصور دولتها، کسبوکارها و مصرفکنندگان، در کاهش انتشار گازهای گلخانهای و گسترش چالههای جذب کربن (جنگلها و...)
· بهرهکشی بیش از حد از گونهها: تهدید خسارتهای وارده به تنوع زیستی به علت انقراض گونهها یا فروپاشی بوم سازگان
· تخریب بیسابقهی ژئوفیزیکی: عدم تکاپوی احتیاط اندیشیها با و آمادهسازی فعلی برای مقابله با بلایای ژئوفیزیکی بیسابقه، نظیر زمینلرزهها، فعالیت آتشفشانی، رانش زمین، یا سونامی
· آسیبپذیری از طوفانهای ژئومغناطیسی: شرارههای عظیم خورشیدی، سیستمهای حیاتی مخابراتی و ناوبری را از کار بیاندازد (World Economic Forum, 2013).
3. مخاطرههای جغراسیاسی:
· وضعیتهای حیاتی شکننده: وضعیت حساسی که اهمیت اقتصادی و جغراسیاسی بالایی دارد و درست نمایی فروپاشی آن زیاد باشد
· اشاعة سلاحهای کشتار جمعی: دسترسی بحرانزا، به فنّاوریها و مواد هستهای، شیمیایی، بیولوژیکی و رادیولوژیکی
· تثبیت جرمهای سازمانیافته: شبکههای جهانی سازمانیافته و بسیار چابک، در خدمت جرم ناکامی حل و فصل دیپلماتی اختلافات: بالا گرفتن اختلافات بینالمللی تا حد مخاصمات مسلحانه
· ناکامی تدبیر جهانی امور: ضعف یا عدم تکاپوی مؤسسات جهانی، معاهدات و شبکهها و مقدم نهادن منافع سیاسی بر منافع ملی، باعث اخلال در تلاشهای جمعی مقابله با مخاطرههای جهانی میشود
· نظامی سازی فضا: هدفگیری داراییهای فضایی تجاری، مدنی و نظامی و سامانههای زمینی مرتبط با آنها که میتواند به یک درگیری مسلحانه بیانجامد
· فساد تثبیتشدة فراگیر: سوءاستفادة گسترده و عمیق از قدرت و اختیارات، برای بهرهی شخصی
· وحشتافکنی: افراد یا گروههای غیردولتی، موفق شوند در مقیاس بزرگی خسارات انسانی یا مادی به بار آورند
· ملیسازی یک جانبة منابع: اقدامات یک جانبة حکومتها و منع صادرات کالاهای کلیدی، انباشت منابع، مصادره منابع طبیعی
· قاچاق گسترده: پخشِ کنترل نشدة کالاها و انسانها در اقتصاد جهانی (World Economic Forum, 2013).
4. مخاطرههای مرتبط با جامعه:
· واکنشهای سیاسی علیه جهانی شدن: مقاومت در برابر پیشبرد جابجایی فرامرزی نیروی کار، کالا و سرمایه
· بحرانهای کمبود غذا: عدم تکاپو و یا اتکاءناپذیری دسترسی به کالای غذا و مواد مغذی کافی و مرغوب
· بیاثری سیاستهای مقابله با قاچاق مواد: تداوم پشتیبانی از سیاستهایی که استفادهی غیرقانونی از داروها را تنزل نمیدهند و حتی سازمانهای مجرم را جسورتر میکنند، سوءمصرف کنندهها را انگشتنما میسازند و منابع عمومی را تلف میکنند.
· سوء مدیریت سالمندی: قصور از اقدام در مورد هزینههای رو به افزایش و چالشهای مرتبط با سالمندی جمعیت.
· افزایش نرخ بیماریهای مزمن: بار روزافزون بیماریها و هزینههای درازمدت درمان، پیشرفتهای اخیر در امید به زندگی و کیفیت زندگی را تهدید کند.
· اوجگیری تعصبات مذهبی: دیدگاههای فرقهگرایانه و گفتگو ناپذیر که جوامع را قطببندی کرده، تنشهای منطقهای را تشدید کند.
· مهاجرت بیحساب و کتاب: مهاجرت انبوهِ جمعیتِ گریزان از فقدان منابع، از هم پاشیدگی محیطزیست و نبود فرصت، امنیت و ثبات اجتماعی.
· رشد تاب نیاوردنی جمعیت (انفجار یا انکسار جمعیت): اندازة جمعیت (و رشد آن) به طرز پایداریناپذیری زیاد یا کم باشد و فشار شدید و فزایندهای بر منابع، نهادهای عمومی و ثبات اجتماعی تحمیل کند.
· آسیبپذیری از همهگیریها: سیستمهای ناقص پایش بیماریها، عجز از همکاری بینالمللی و نبود ظرفیت تولید واکسن.
· بحرانهای تأمین آب: افت کیفیت و کمیت آب تازه و درعینحال، تشدید رقابت میان سیستمهای منبع خواه، از قبیل تولید غذا و انرژی (World Economic Forum, 2013).
5. مخاطرههای مرتبط با فنّاوری:
· نارسایی در سامانههای حساس: آسیبپذیریهای تک نقطهای سیستمها، زنجیرهای از شکستهای زیرساختها و شبکههای حساس اطلاعاتی را آغاز کند.
· حملههای سایبری: حملههای سایبری مجرمانه یا وحشتافکنی که با امکانات و یا با پشتیبانی دولتی باشد.
· نارسایی در رژیم مالکیت فکری: ناتوانی رژیمهای بینالمللی مالکیت فکری از ایفای نقش مؤثر در تشویق نوآوری و سرمایهگذاری.
· گمراهسازی انبوه رقمی: اشاعهی سریع و گستردهی اطلاعاتی که عمداً تحریککننده، گمراهکننده و ناکامل هستند، عواقب خطرناکی به بار بیاورد.
· وقوع انبوه کلاهبرداری (سرقت) دادهها: بهرهبرداری مجرمانه و یا متخلفانه از دادههای خصوصی، در مقیاسی بیسابقه.
· آسیبپذیری تأمین مواد معدنی: وابستگی فزایندةصنایع به منابع معدنی که فراوان نیستند و درعینحال، تأخیر زمانی طولانی استخراج تا بازار در مورد منابع جدید ازدیاد واریزهای اوربیتالی: تجمع سریع واریزها در مدارهای زمین، زیرساختهای حساس ماهوارهای را به خطر بیاندازد.
· پیامدهای پیشبینینشده ی پروژههای تخفیف تغییر اقلیم: تلاشهای مهندسی زمینشناسی یا توسعة انرژیهای تجدید پذیر، خود به مشکلات پیچیدة جدیدی بیانجامد.
· پیامدهای پیشبینینشدة نانو فنّاوری: دگرگونسازی مواد در سطح اتم و مولکول، به نگرانیها در مورد سمایت نانو مواد دامن بزند.
· پیامدهای پیشبینی نشدة فنّاوریهای جدید علوم حیاتی: پیشرفتهای ژنشناختی و بیولوژی سنتتیک عواقب ناخواستهای به بار بیاورَد و دردسر بسازد و یا سر از جنگافزارها در بیاورد (World Economic Forum, 2013).
دو نوع مخاطره در پروژهها:
مخاطرههای مثبت: که تحت نام فرصت نیز یاد میشوند. این مخاطره با توجه به ماهیت خود، فرصتی را برای ذینفعان پروژه فراهم میآورد. بهعنوان مثال دستیابی به راههای ارتباطی را بهعنوان یک مخاطره مثبت در پروژهها، بهخصوص پروژههایی که تأمین مواد در زمان مقرر برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است، نام برد.
مخاطرههای منفی: که تحت نام تهدید نیز از آن یاد میشود. این مخاطره در صورت بروز در طول چرخه حیات پروژه میتواند باعث بروز مشکلاتی در روند پروژه شود. بهعنوان مثال میتوان از احداث یک پروژه ساختمانی در کنار یک مکان بالقوه خطرناک مانند رودخانه که امکان طغیان دارد، بهعنوان یک تهدید نام برد (Project Management Institute, Inc 2004).
راهبردهای برخورد با مخاطرات:
ارائه پاسخ عام و جامع به مخاطرهها بدون درنظر گرفتن وضعیت سازمان و شرایط اجرای پروژه چندان منطقی به نظر نمیرسد که در این حین پاسخ مقتضی به مخاطرهها از اهمیت ویژهای برخوردار است. هیلسون (1999) معیارهایی برای پاسخ مناسب به مخاطرهها بهشرح زیر در نظر گرفته است:
· مناسب باشد: پاسخ باید به فراخور اهمیت مخاطره باشد. بهعبارت دیگر نباید زمان و هزینه زیادی برای مخاطرههای کم اهمیت صرف شود.
· قابلیت اجرایی: پاسخها باید عملی باشند.
· در حد استطاعت سازمان باشد: مسئله مقرون بهصرفهبودن پاسخ باید مورد توجه قرار گیرد تا بودجه و زمان صرف شده برای مخاطره از چهارچوب تواناییها و امکانات سازمان خارج نشود. استفاده از اهرم کاهش مخاطره 6 عامل مناسبی برای ارزیابی این معیار است. گاهی ممکن است یک راهبُرد از لحاظ اقتصادی به صرفه نباشد ولی به دلایل دیگری اجرا شود. بهعنوان مثال «خوشنام ماندن سازمان».
· برآوردهساز انتظارات: مسلماً پاسخهایی که با منابع محدود سازمان برای مخاطرهها درنظر گرفته میشوند باید توانایی برآوردهسازی انتظارات مربوطه را داشته باشد.
· مورد توافق: تمام پاسخها باید مورد توافق متولیان پروژه باشد تا تعهد آنها جلب شود.
· تخصیص دادهشده و تأییدشده: هرکدام از پاسخها باید به یک گروه با محوریت یک فرد مسئول تخصیص داده شود تا آن فرد، مسئول پاسخگویی به پیامدهای مربوطه باشد. در ضمن این مسئله باید مورد تأیید آن فرد نیز قرار گیرد تا امکان اعتراضات آتی از بین برود (Hillson, 1999).
ابزارهای مدیریت مخاطره:
برای مدیریت موقعیت مخاطره میتوان از شیوههای متعدد استفاده نمود. ازجمله این شیوهها عبارتاند از:
1. اجتناب از مخاطره: دور کردن مخاطره با از میان برداشتن عامل و پیامدهای مخاطره.
2. محدود کردن مخاطره: کاهش احتمال وقوع خسارت، یا درصورتیکه اتفاق افتاد جلوگیری از توسعه دامنه آن.
3. انتقال مخاطره: انتقال خسارات بالقوه به طرف دیگر مانند شرکتهای بیمه یا شرکتهایی که در زمینه پذیرش مخاطره فعالیت مینمایند.
4. تقبل مخاطره: نگهداری یا تحمل این خسارات توسط خود شرکت یا سازمان (خود بیمهگری) و ادامه عملیات سیستم، با مخاطره موجود یا سطح قابلقبول مخاطره.
5. برنامهریزی مخاطره: انجام مدیریت مخاطره با استفاده از یک برنامه کاهش مخاطره که در آن به اولویتبندی، اجرا و حفاظت از عوامل کنترلی پرداخته میشود.
6. تحقیق و شناسایی: کاهش دادن مخاطره از طریق شناسایی نقاط آسیبپذیر و تحقیق در مورد کنترلهای موجود برای اصلاح نقاط آسیبپذیر. (ویلیامز و هاینز، 1385).