تأثیر نیازهای فرد بر ایجاد کسبوکار خانگی است. موجود زنده بهعنوان یک سیستم دارای خصلت تعادل حیاتی است. این مفهوم بدان معنی است که انسان بهعنوان موجود زنده تمایل دارد بر ناپایداریهای درونی خود که بههر ترتیبی عارض شود، چیره گشته و بار دیگر تعادل حیاتی را به خویشتن بازگرداند.
علاوهبر نیازهای فیزیولوژیکی نیازهای دیگری از جمله نیازهای روانشناختی، توجه نظریهپردازان را به خود معطوف داشته و الگوهای آنان بحث گستردهای در نوشتارهای انگیزش را به خود اختصاص داده است. در این مقاله ضمن معرفی جایگاه انگیزه و نیازها و سلسله مراتبی آنها که منجر به رفتارهای مختلفی در افراد میگردد؛ به ارتباط شخصیت با شغل و کسبوکارتوجه شده و دلایل شخصی راهاندازی کسبوکارهای خانگی اشاره می گردد. در نهایت هم آن دسته از نیازهای انسان که با فعالیت های خویش فرمایی و راهاندازی و مدیریت کسبوکارخانگی ارتباط بیشتری دارند مورد بحث و بررسی قرار میگیرند.
رفتار اساساً هدفمدار است. بهعبارت دیگر، رفتار ما عموماً با میل به رسیدن به هدف خاصی برانگیخته میشود. واحد اساسی رفتار یک فعالیت است (Robert et al; 2010). در واقع، هر رفتاری سلسلهای از فعالیتهاست. در مقام افراد انسان، ما همیشه چیزی انجام میدهیم. قدمزدن، صحبتکردن، خوردن و کارکردن. انسانها در بسیاری از موارد در آن واحد، بیش از یک فعالیت انجام میدهند (Armour, Leslie; 2011). در هر لحظه معینی ممکن است فرد تصمیم بگیرد که از یک فعالیت یا ترکیبی از فعالیتها به فعالیتهای دیگر بپردازد. این امر سوالات مهمی برمیانگیزد. چرا یک فرد به یک فعالیت و نه به فعالیت دیگر میپردازد؟ چرا فعالیتهایش را تغییر میدهد. چرا یکی به سمت خویشفرمایی و راهاندازی کسبوکار میرود و دیگری مسیر کارمندی و حقوقبگیری را بر میگزیند؟ برای پیشبینی رفتار انسان باید دانست که کدام انگیزهها یا نیازهای مردم عمل معینی را در زمان بهخصوصی موجب میشوند.
افراد انسان نه فقط از لحاظ توانایی انجام کار بلکه از لحاظ میل یا اراده انجام کار یا انگیزش تفاوت دارند. انگیزش افراد به نیروی انگیزههای آنها بستگی دارد. انگیزهها یا نیازها، دلایل اساسی رفتار بهشمار میروند. هر فردی صدها نیاز دارد. همه این نیازها در شکل دادن به رفتار او رقابت میکنند. نیازی که بیشترین قدرت را دارد در لحظه خاصی از زمان موجب فعالیت میگردد. نیازهای ارضا شده قدرتشان کاهش می یابد و طبعاً افراد را بر نمیانگیزند تا برای ارضای آنها هدفهایی را جستجو کنند(Armour, Leslie;2011).
سلسله مراتب نیازها
نظریه براهام مزلو نظریهپرداز کلاسیک مدیریت، در مورد نیازهای اساسی انسان است. این نظریه در میان بینشهای حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریهای بنیادین محسوب میشود. این نظریه از نظریههای محتوایی در مورد انگیزش به شمار میاید. نظریههای محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح میدهند و بهطور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش میگذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سروکار دارد؛ بهعبارت دیگر این نظریهها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش میدهند و به او کمک میکنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی بهعنوان پاداش کار یا ارضا کننده بها میدهند؛ در حالیکه نظریههای فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف میکنند (رضائیان، 1379). به اعتقاد مزلو نیازهای آدمی از یک سلسله مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار میگیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز میشود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدینگونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها بههمین ترتیب تا پایان سلسله مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری میسپارند.
مازلو نیازهای اساسی انسان را بهصورت سلسله مراتب در قالب یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایینتر هرم، نیازهای حیاتی تر و ساد ه تر و موارد بالاتر نیازهای پیچیدهتر ولی کمتر حیاتی انسان را نشان میدهند. نیازها در لایههای بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار میگیرند که موارد طبقههای پایینتر برطرف شده باشند. هرگاه فردی به طبقه بالاترنیازهای خویش ارتقاء جایگاه یافت، موارد طبقه پایینتر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم بهصورت موردی به یک نیاز در طبقههای پایینتر احتیاج پیدا کند، بهصورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا میبرد ولی هرگز بهصورت دائمی به طبقه پایینتر باز نمیگردد (شکل1).
![]() |
در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شدهاند که به ترتیب عبارتاند از:
نیازهای فیزیولوژیک: نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانیکه قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک، نیاز جنسی و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیتهای بدن به حد کافی ارضاء نشدهاند، عمده فعالیتهای شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛
نیازهای امنیتی: نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ بهعبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل میشود؛
نیازهای اجتماعی :یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج میگیرد، آدمی برای روابط معنیدار با دیگران، سخت میکوشد؛
احترام: این احترام قبل از هرچیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل میشود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛
خود شکوفایی: یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هرچه میخواهد باشد. همانطور که مزلو بیان میدارد: «آنچه انسان میتواند باشد، باید بشود» (رضائیان، 1379).
نیازهای مذکور در سازمان بهصورت پرداخت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی، ایجاد امنیت شغلی و مقررات حمایتی، تشکیل گروههای رسمی و غیررسمی در محیط کار، قائل شدن حرمت برای فرد و کار او در مراتب مختلف سازمان و ایجاد امکانات برای شکوفایی توانایی بالقوه افراد ارضا میشود.
به طبقهبندی مذکور دو نیاز «دانشاندوزی و شناخت و درک پدیدهها» و «نیاز به زیبایی و نظم» نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار میگیرند. اگرچه نظریه سلسله مراتب نیازها مستقیماً برای انگیزش کاری طراحی نشده است، اما میتوان نتیجه گرفت که با ارضای این نیازها، برای فرد، انگیزه بهکار در سازمان ایجاد خواهد شد (الوانی، 1386).
بهطورکلی دلایل مختلف افراد از کار کردن در جدول 1 آمده است:
جدول 1. دلایل کارکردن افراد
|
کسب درآمد |
تأمین نیازها ... غذا, لباس, پناهگاه (نیازهای بقا) تأمین رفاه (راحتی) تهیه و تأمین لوکس کمک به دیگران (نوع دوستی) تغییر وضعیت و طبقه اجتماعی و اقتصادی |
|
احساس امنیت |
که نیاز به تأمین دارد بهعنوان یک ارزش برای موجود انسانی بزرگسال شناخته شده است |
|
سنت |
ایفای سنت خانوادگی که دنبالهروی حرفه خاصی است حفظ حس استمرار و ارتباط با گذشته فرد |
|
لذت |
در تماس بودن با افراد جالب برای داشتن وظایف و اقدامات انگیزه بخش, تفریح و سرگرمی |
|
وظیفه |
داشتن سهم مناسب در کارکردهای جامعه |
|
خدمات |
تأثیرگذاری در دیگران, جامعه و دنیای یادگیری |
|
یادگیری |
کسب مهارتهای جدید |
|
شهرت اجتماعی و موقعیت |
دریافت تشویق, تحسین و احترام از سوی دیگران |
|
قدرت |
اعمال قدرت بر افرادی که به شما گزارش میدهند و دستورات شما را دنبال میکنند اعمال قدرت بر چیزی که درحال تغییر است, تأثیرگذاری بر تصمیمات |
|
اجتماعی شدن |
لذت بردن از فرصتها برای با همکاران بودن تماس و برخورد با جامعه و احساس بخشی از جامعه بودن |
|
رشد و توسعه شخصی |
به تشویق و چالش کشیده شدن توسعه موفقیت های فکری و هیجانی در زندگی |
|
موفقیت |
پیدا کردن راهی برای سنجش پیشرفت و موفقیت مقایسه خود و دیگران در زمینه خود |
|
خلاقیت و اجرا |
برای دستیابی به نتایج مورد نظر و احساس تکامل و مفید بودن مورد چالش کشیده شدن, تیز بودن و چیز جدیدی ایجاد نمودن |
|
ساختاربندی زمان |
ساختار دادن به زمان و داشتن برنامه منظم برای زندگی فرد |
منبع: مؤلف با تلخیص و جمعبندی از (Robin, Vicki; Dominguez, Joe 2008).
ارتباط شخصیت انسان با شغل و کسبوکار
اشخاص از بسیاری جهات با یکدیگر متفاوتند. هر یک از افراد دارای صفات و ویژگیهایی هستند که در مجموع هستی آنها را تشکیل میدهد. هرچند بعضی اشخاص شباهتهایی با هم دارند ولی هیچگاه دو نفر بهطور کامل شبیه هم نیستند. بهعبارت دیگر اشخاص، منحصر به فرد هستند.
سازمانها هنگام استخدام افراد برای یک شغل خاص، با توجه به نوع و ماهیت آن شغل، عوامل متعددی را درنظر میگیرند از جمله عوامل فیزیکی (چهره، قد و نوع لباس پوشیدن)، تواناییهای فرد اعم از تواناییهای فیزیکی و فکری، مدرک تحصیلی، مهارتهای فرد، تجربهکاری، تفاوتهای روانی افراد مثل نحوه نگرش، ادراک، خلاقیت و یکی از عواملی که هنگام انتخاب افراد برای یک شغل خاص میتواند مورد بررسی قرار گیرد شخصیت فرد است. بهعبارت دیگر هر شغل دارای ویژگیهایی منحصر به فرد است؛ مثلا آیا این شغل نیازمند کار فکری است یا جسمی، محیط شلوغ دارد یا خلوت، کار بهتنهایی انجام میشود یا با گروه، نحوه نظارت چگونه است و بسیاری از مسائل دیگر؛ در مقابل، افراد هم دارای ویژگیهای شخصیتی هستند، دوست دارند بهتنهایی یا در گروه کار کنند، برخی به فعالیتهای ذهنی و برخی به فعالیتهای جسمی علاقه دارند، برخی مسئولیتپذیر و برخی مسئولیتناپذیر هستند (Bergmann, 2006).
تلاش آن است که هر فرد در شغل مناسب خود قرار گیرد بهطوریکه بین شغل و خصوصیات شخصی تناسب و سازگاری وجود داشته باشد. در شرکتهای برتر به تناسب شخصیت داوطلبان با شخصیت سازمان و شغل بیشترین توجه و تأکید است. شاید راز موفقیت این شرکتها در این باشد که شخصیت افراد را مقدم برتخصص و مهارت آنها میدانند. وجود تناسب بین شخصیت و ویژگیهای شغلی و کاری باعث ایجاد رضایت بیشتر فرد، ایجاد انگیزههای درونزا در فرد، افزایش کارایی، خلاقیت و مسئولیتپذیری خواهد شد اما در صورت عدم وجود این تناسب نمیتوان آن را با انگیزههای بیرونی مانند پول، پاداش و جبران کرد. بهعبارت دیگر وجود تناسب بین ویژگیهای شخصیتی فرد از یکسو و ویژگیهای شغل وی از سوی دیگر باعث بالارفتن رضایت او از شغلش خواهد شد؛ همچنین وجود این تناسب به چه شکلی میتواند تأثیر عمیقی بر عملکرد بهتر فرد در شغلش داشته باشد (Reiss, 2005).
دلایل شخصیت راهاندازی کسبوکارخانگی
در بیشتر موارد هدف از اشتغال چه بهصورت کارمندی و حقوقبگیری و یا راهاندازی کسبوکار در منزل یا بیرون ارضای نیازهای فرد میباشد. بهطور ویژه دلایل راهاندازی کسبوکار خانگی عبارتاند از:
- مهمترین و ابتداییترین دلیل صاحبان کسبوکار آبرای راهاندازی آنست که ترجیح میدهند بیشتر از آنکه برای دیگران کار کنند، میخواهند برای خودشان کارکرده و رفاه بیشتری برای خود ایجاد کنند. درحالیکه این موضوع یعنی بهدست آوردن پول بیشتر پاسخ معقولی بهنظر میرسد، اما کافی نیست. شاید پاسخ بهتر آنست که صاحبان کسبوکار میخواهند برای خود زندگی و شغل مستقلی ایجاد کنند. ایجاد شغل برای خود جذابترین گزینه ممکن برای هرکس میباشد.
· یکی از ویژگیهای افراد خویشفرما، صاحب کسبوکار و کارآفرین این است که کارکردن برای دیگران در محیط اداری یا شرکت برای این افراد سخت و دشوار بهنظر میرسد و این افراد احساس میکنند که این کارها را میتوانند برای خودشان بهتر از رئیس و کارفرمایشان انجام دهند.
· هنگامیکه فرد در کسبوکار خود مشغول است، کارهای مختلفی را انجام میدهد و این موضوع یعنی تنوع در انجام کار (که در مقابل کارهای تکراری و ثابت قرار دارد) باعث رضایت درونی فرد میگردد.
· راهاندازی کسبوکار برای خود باعث میشود که فرد از تمام مهارتها و دانشآموخته شده در طی دوران تحصیل و زندگیشان استفاده کنند. درحالیکه استفاده از تمام دانش و مهارت خویش در محیط سازمان / شرکت ممکن نمیباشد .
· افراد کارآفرین ترجیح میدهند که خود از نتیجه و ثمره کارشان استفاده کنند تا اینکه کارفرمایشان تمام سود نتیجه کارشان را دریافت کند (عزیزی؛ 1388).
برای راهاندازی کسبوکارخانگی دلایل دیگری هم وجود دارند. این دلایل به مزایا و برتریهایی که این کسبوکار برای آنها دارد اشاره دارد. مهمترین مزایایی که پاسخگوی نیازهای افراد هستند؛ عبارتاند از:
- داشتن رویای مالکیت و مدیریت کسبوکار: بعضی افراد آرزو و رویای شخصیشان در زندگی داشتن کسبوکار برای خود است.
- نیاز به انجام کار در منزل بنا بر دلایل مختلف
- بیکار بودن و دوست نداشتن شرایط مربوط به آن
- داشتن مهارتهای فنیوحرفهای که کسبوکار خانگی را سادهتر نماید.
- فرصتهای شغلی زیادی برای فرد وجود داشته باشد اما هیچکدام از آنها جالب نباشند.
- بازنشسته شدن از کار قبلی و نداشتن برنامهای مشخص برای بعد از بازنشستگی
- بهرهمندی و داشتن سرمایه کافی به خاطر بازنشستگی
- سخت کوش بودن و تمایل به بهرهمندی از نتیجه سخت کوشی خود
- خسته و ناراحت بودن از کار برای دیگران (Boulay, D-M; Summers, Diana Brodman, 2005).
هدف فرد داشتن نوعی سبک زندگی باشد که به فرد اجازه بدهد هم مسؤلیتهای خانوادگی بیشتری داشته باشد و هم از نظر کاری و کسبوکار بهرهور باشد.
چنانچه فرد محل کار و زندگیاش یکی و مربوط به خودش باشد. زیاد به دیگران وابسته نبوده و ملزم به رعایت مقررات دستوپاگیر اداری نمیشود.
ساعات کاری انعطافپذیر: با داشتن کار در منزل، فرد مجبور نیست که همه روزه در ساعات مشخصی بهخاطر شغل و کار خویش از منزل خارج شده و عصر از محل کار برگردد، بلکه هر موقع فرصت پیدا کرد میتواند به کار یا زندگیاش بپردازد.
ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی: چنانچه فرد مجبور باشد که ساعت بیشتری در بیرون کار کند و یا مسافت طولانی جهت رسیدن به محل کارتان طی کند، در آن صورت وقت کمتری را به خانه و خانواده خود اختصاص میدهد. اما چنانچه برای خود در منزل کار کند هرچند ساعات کار شما زیاد هم باشد، از خانواده خود دور نبوده بلکه به وظایف خانگیاش نیز میتواند بپردازد.
پایین بودن میزان ریسک راهاندازی: با توجه به اینکه فرد برای راهاندازی کسبوکار در منزل به سرمایه زیادی ندارد، در نتیجه چنانچه در کسبوکار خود موفق نباشد، زیاد ضرر و زیان نمیبیند.
امکان انجام کار بهصورت پارهوقت: چنانچه فرد یک شغل ثابتی در بیرون داشته باشد، میتواند با حفظ آن شغل نیز برای خود کسبوکاری راهاندازی کرده و از وقتهای اضافیتان در منزل جهت پیشبرد اهداف کسبوکار استفاده کند.
راحت تر بودن تربیت بچهها: با انجام کار در منزل میتوان وقت بیشتری را برای تربیت فرزندان اختصاص داده و دیگر مجبور نبود نگهداری آنها را به مهدکودک سپرد.
داشتن فرصت و زمان بیشتر: واضح و روشن است که در صورت انجام کار در منزل، فرد از نظر زمانی مجال بیشتری خواهد داشت و هزینههای زمانی مربوط به رفت و آمد و ترافیک وجود نخواهند داشت.
احتمال موفقیت بیشتر: تحقیقات نشان میدهند که در امریکا حدود 85 درصد از کسبوکارهای تازه ایجاد شده در 5 سال اول با ورشکستگی مواجه میشوند در حالی که این میزان در کسبوکارهای خانگی بین 20 تا 25 درصد است.
متناسب برای اقشار مختلف: از آنجا سطح تحصیلات زنان در مقایسه با گذشته بالا رفته است. در عصر حاضر ضرورت فعالیت اقتصادی این قشر نیز اهمیت فراوانی دارد، لذا کار در منزل برای زنان مناسبتر است و امروزه بیشترکسبوکارهای خانگی که در ایالات متحده فعالیت مینمایند در اختیار زنان میباشد.
احساس راحتی بیشتر: شاید آرزوی کار کردن در منزل و برای خود آرزوی هر فردی باشد. خیلی از افراد از اینکه کارشان را در خانه انجام دهند احساس راحتی و آرامش بیشتری خواهند کرد (عزیزی، 1388).

انسانها در طول تاریخ برای تأمین نیازهای مادی و معنوی خود مشاغل و کارهای متفاوتی را برعهده میگرفتهاند. کسبوکارهای خانگی در ایران سابقه طولانی و دیرینه دارد. بسیاری از صنایع دستی و بافندگی که امروزه هم وجود دارند در منازل و محل سکونت افراد تولید میشده است. بهطورکلی کسبوکار خانگی یک پدیدة جدیدی نیست، بلکه در نتیجه تغییرات و تحولاتی که در فعالیتهای اقتصادی- اجتماعی امروزه به وجود آمده است به آن توجه بیشتری شده است. کسبوکارهای خانگی در جوامع سنتی و کشاورزی بیشتر متداول بوده است، اما در انقلاب صنعتی بهخاطر اینکه مرز بین کار و منزل جدا و متمایزگردید. به آن چندان توجه داده نشد. در کشور ما ایران این نوع کسبوکارها از زمانهای دور وجود داشته است. بهعنوان مثال در بسیاری از روستاها و شهرها که امروزه هم وجود دارند صنایع دستی مثل فرشبافی، گلیمبافی و قالیبافی و غیره وجود داشته است. بخش عمدهای نیازهای اقتصادی و مالی افراد در دورههای مختلف از راه کسبوکارهای خانگی تأمین میشده است (Marcketti, S. B., Niehm, L. S. and Fuloria, R. 2006).
در عصرحاضر نیز با توجه به اهمیت و ضرورت کسبوکارهای خانگی و تغییر سبک زندگی افراد، این کسبوکارها انسجام تازهای بین خانه و کار ایجاد میکند و بیش از پیش منجر به گسترش و توسعه کسبوکارهای خانگی میگردد. در اینجا به چند نوع از نیازهایی که از طریق کسبوکارخانوادگی بهصورت مناسبتری قابل تأمین هستند؛ اشاره میشود:
نیاز به مراقبت از اعضای خانواده: اگر خود فرد یا خانوادهاش در موضوعات و امور مربوط به سلامت نیاز به مراقبت ویژهای داشته باشد, میتواند کسبوکار در منزل را انتخاب نماید که در آن انعطافپذیری زیادی از نظر زمان و نحوه انجام کار وجود دارد و میتوان علاوهبر تأمین نیازهای مالی مورد نیاز در درمان و سلامت به مراقبت هم پرداخت (Boulay, D-M; Summers, Diana Brodman, 2005).
نیاز به خلاق بودن: بسیاری از مردم مشتاق محیطی هستند که در آن آزاد باشند از استعدادهایشان استفاده کنند. بهعنوان مثال اگر کسی هنرمند باشد، در شغل و محیط کاریاش ممکن است احساس ناکامی، خستگی یا ناراحتی داشته باشد. در چنین شرایطی به فرد احساس بردگی دست میدهد و میخواهد که فرصت راهاندازی کسبوکار برای خود داشته باشد. افراد خلاق معمولاً خود شروعکننده بوده، تمایل و آمادگی بیشتری برای رئیس خود بودن داشته و مشتاقند تا از مهارتها و یادگیریهایشان که در محیط کار به آن توجه نمیشود، استفاده نمایند(Boulay, D-M; Summers, Diana Brodman, 2005).
با توجه به مزایا و دلایل عمده راهاندازی کسبوکار و کار کردههای آن میتوان چنین جمعبندی نمود که کسبوکارهای خانگی در جهت تأمین نیازهای شخصی راهاندازی شده اند (شکل2). بنابراین هر فعالیتی که در راستای کسبوکار صورت میگیرد کمک به تأمین نیازهای اصلی و فرعی وی خواهد شد.