تحول ابزارها و روشها در جهتى است که هر فرد در هر زمان و هر مکان بتواند با امکانات خودش و در بازه زمانى که خودش مشخص میکند مشغول یادگیری ازراه دور شود (کیا، 1388).
یادگیری الکترونیکی به چند دهه پیش بازمیگردد، که در آن زمان با این نام شناخته نمیشد. در نخستین شکل آن، اطلاعات در رایانههای بزرگ ذخیره میشدند و دسترسی به آنها از راه پایانههای ابتدایی امکانپذیر بود؛ اما با اختراع نخستین رایانههای شخصی و همزمان با تولید و پیشرفت مرورگرهای وب، تحول بسیار بزرگی در فنّاوری آموزشی پدیدار شد. برخی از افراد و سازمانها بهسرعت خود را با آخرین تغییرات فنّاوری تطبیق دادند، درحالیکه در بیشتر سازمانها زمان زیادی برای ارزیابی، خرید و بهکارگیری سختافزارها و نرمافزارهای جدید لازم بود. بهدلیل نقش مهم و اساسی وسایل ذخیره و انتقال اطلاعات در یادگیری الکترونیکی در ابتدا به معرفی تاریخچه آنها پرداخته میشود. در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی، برنامههای آموزشی بیشتر بر روی فلاپی دیسکها عرضه میشدند. هر فلاپی دیسک 5/3 اینچی، ظرفیت ذخیرهسازی 44/1 مگابایت اطلاعات را داشت که تقریباً برابر 5/1 میلیون حرف یا هفتصد صفحه متن معمولی است. نرمافزارهای ذخیرهسازی اطلاعات میتوانند این مقدار را تقریباً به پنج برابر افزایش دهند؛ اما در این حالت برای دسترسی به اطلاعات باید نخست با استفاده از همان نرمافزارها مطالب بر روی دیسک سخت رایانه نصب شوند. باتوجهبه حجم زیاد فایلهای صوتی و تصویری نمیتوان برای ذخیره برنامههای چندرسانهای بهراحتی از فلاپی دیسکها استفاده کرد؛ زیرا بدون استفاده از نرمافزارهای فشردهسازی، بر روی هر دیسکت میتوان فقط حدود شش ثانیه فیلم را با کیفیت پایین ذخیره کرد. بههمیندلیل، نخستین برنامههای آموزشی که بر روی فلاپیها عرضه میشدند، بیشتر مبتنیبر متن و محدود به تعدادی تصاویر ساده بودند؛ البته این بدان معنی نیست که نمیتوان از فلاپی دیسک برای عرضه برنامههای چندرسانهای آموزشی استفاده کرد؛ بلکه برای عرضه یک برنامه آموزشی ساده چندرسانهای به تعداد بسیار زیادی دیسکت نیاز است؛ البته انواع جدید فلاپی دیسکها (مانند زیپ دیسکها یا سوپر دیسکها) که قابلیت ذخیرهسازی بسیار بیشتری دارند نیز به بازار آمدهاند؛ اما بهدلیل نیاز روزافزون به وسایل ذخیرهسازی با ظرفیت و سرعت بسیار بالاتر، امروزه دیگر کمتر از فلاپی دیسکها برای عرضه برنامههای آموزش و یادگیری الکترونیکی استفاده میشود (غلامحسینی، 1387). همانگونه که فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در بسیاری از فرایندهای کاری روزمره همانند تجارت الکترونیکی، پست الکترونیکی، دولت الکترونیکی و... مورد استفاده قرار میگیرد، حوزه یادگیری الکترونیکی نیز از این نوع فنّاوری بهره برده است. یادگیریهای مبتنیبر فنّاوریهای نوین اطلاعاتی، با ایجاد تغییرات بنیادین در مفاهیم آموزش سنتی، توانستهاند به برخی از کمبودهای نظامهای آموزشی پاسخ دهند. با استفاده از دنیای مجازی در یادگیری، میتوان به روشهای نوین و کارآمدی از یادگیری دست یافت. یکی از دلیلهای کاربرد فنّاوری اطلاعاتی و ارتباطی در یادگیری، آموزش بهتر و سریعتر است. کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، نوع جدیدی از یادگیری را پدید آورده است که نیازی به حضور یادگیرنده ندارد. بدینترتیب یادگیری در محیطهایی غیر از کلاس نیز امکانپذیر شد، بهگونهای که میتوان اطلاعات را بهراحتی با دیگر یادگیرندگان به اشتراک گذاشت. این تحول، به تغییراتی در نقش آموزشگران و کتابخانهها نیز انجامید. بهاینترتیب، نوع جدید یادگیری، یادگیری الکترونیکی نام گرفت (Whitaker, 1995). سیستمهای یادگیری الکترونیکی و سیستمهایی که امکان یادگیری از دور را فراهم میکنند، بسیار متنوع هستند ولی نخستین مسئله آگاهی علاقهمندان از نوع این سیستمها و انتخاب درست و چگونگی استفاده درست از آنها است (کامبد، 1385). بنابراین آشنایی با یادگیری الکترونیکی و مفاهیم مرتبط با آن ضرورت اجتنابناپذیر عصر حاضر است؛ لذا در ادامه به عرضه مفهوم یادگیری الکترونیکی، ویژگیها و فواید آن، انواع شیوههای یادگیری الکترونیکی، علت شکست برخی برنامههای یادگیری الکترونیکی، نکات قابل توجه در طراحی دورههای آن و زیرساختهای مورد نیاز برای آن پرداخته میشود و در انتها، وضعیت ایران در حوزه یادگیری الکترونیکی بررسی میشود.
مفهوم یادگیری الکترونیکی
یادگیری الکترونیکی یکی از کاربردهای فنّاوری اطلاعات است که به روشهای گوناگونی همانند یادگیری رایانهمحور، یادگیری بر خط، یادگیری نابر خط، یادگیری شبکهمحور و آموزش تحت شبکه تقدیم میشود. این اصطلاح را نخستینبار «کراس» وضع کرد و ازنظر او به انواع آموزشهایی اشاره دارد که از فنّاوریهای اینترنت و اینترانت برای یادگیری استفاده میشود (آتشک، 1386الف). کوپر، آموزش الکترونیکی را مجموعه فعالیتهای آموزشی میداند که با استفاده از ابزارهای الکترونیکی شنیداری، دیداری، رایانهای و شبکهای صورت میگیرد (Cooper, 2004). مایر به تعریف مفهومی از آموزش الکترونیکی پرداخته است و آن را یادگیری فعال و هوشمندی میداند که ضمن تحول در فرایند یاددهی- یادگیری در گسترش و تعمیق و پایدار ساختن فرهنگی فنّاوری اطلاعات و ارتباطات نقش اساسی و محوری خواهد داشت (Mayer, 2005). بهطورکلی، منظور از یادگیری الکترونیکی، یادگیری از سیستمهای آموزش الکترونیکی مثل رایانه، اینترنت، لوحهای فشرده چندرسانهای، نشریههای الکترونیکی و خبرنامههای مجازی و مانند اینها است که هدف آن کاستن از میزان ترددها، صرفهجویی در زمان، هزینه و همچنین یادگیری بهتر، سریعتر و آسانتر است. یادگیری بهطورکلی، فعالیتی دگرگونکننده است و افراد را برای رویارویی با رویدادهای محیطی آماده میسازد. یادگیری درواقع هم یک رشته فرایند است و هم فراورده تجربههاست. یادگیری، تغییری است که در اثر تدریس مطالب و مهارتهای گوناگون در رفتار یادگیرندگان ایجاد میشود که ممکن است این رفتار در کوتاهمدت قابل مشاهده و یا حتی غیرقابل مشاهده باشد (Gunn, 2002).
در یادگیری الکترونیکی حذف محدودیتهای مکانی، زمانی و سن یادگیرنده که روزگاری ناممکن مینمود، امروزه دیگر محدودیت بزرگی بهنظر نمیرسد. ازطرفی باید توجه داشت که با بهوجود آمدن نیازهای گسترده در میان جوامع، ادامه استفاده از روشهای سنتی در نظامهای آموزشی همواره ممکن به نظر نمیرسد. یادگیری مبتنیبر رایانه، یادگیری مبتنیبر فنّاوری اطلاعات، کلاسهای مجازی، کتابخانههای مجازی و... راه را برای پیدایش شیوههای نوین آموزش و یادگیری، هموار ساختهاند. بهطورکلی به مجموعه فعالیتهای آموزشی که با استفاده از ابزارهای الکترونیکی اعم از صوتی، تصویری، شبکههای مجازی رایانهای صورت میگیرد، یادگیری الکترونیکی گفته میشود. یادگیری الکترونیکی، نظامی مبتنیبر فنّاوری اطلاعاتی و ارتباطی (همانند سختافزار، نرمافزار و شبکههای رایانهای) برای ایجاد، نگهداری، توسعه و در دسترس قرار دادن مواد مطالعاتی/ آموزشی برای دانشجویان است که فعالیتهای مطالعاتی/ آموزشی را هدایت میکند و ارزیابی دانشجویان را بدون نیاز بهوجود محلی برای یادگیرندگان و آموزشگران امکانپذیر میسازد (Wallace, 1999). یادگیری الکترونیکی در ادبیات این رشته تقریباً بیست تعریف متفاوت دارد؛ مثلاً «انجمن کیفیت یادگیری باز و از دور» یادگیری الکترونیکی را بدینصورت تعریف کرده است: یادگیری الکترونیکی، فرایند یادگیری مؤثری است متشکل از محتوایی که بهصورت دیجیتالی عرضه میشود، حمایت و دیگر خدمات یادگیری. کمیسیون فنّاوری و یادگیری بزرگسال (٢٠٠١م) یادگیری الکترونیکی را شامل همه تجارب یادگیری و آموزشی میداند که ازطریق فنّاوری الکترونیکی همچون اینترنت، نوارهای دیداری و شنیداری، پخش ماهوارهای، تلویزیون تعاملی و لوحهای فشرده تقدیم میشوند. یادگیری الکترونیکی یا آموزش الکترونیکی در یک تعریف گسترده شامل هرگونه استفاده از فنّاوریهای وب و اینترنت برای خلق تجربیات یادگیری است (Horton and Horton, 2003). در واقع، یادگیری الکترونیکی زاییده چرخه تحولات سریع و رو به گسترش فنّاوریهای نوین به مفهوم واقعی آن است (زارعی زوارکی، 1387). برخی از متخصصان اصطلاح یادگیری الکترونیکی را محدود به آن نوع از آموزشها میدانند که دارای ویژگیهای خاصی باشد و بهویژه با اینترنت عرضه شود. برای مثال کراس، میپندارد که یادگیری الکترونیکی دارای شش ویژگی زیر است: بهوسیله اینترنت صورت میگیرد؛ با جدیدترین اطلاعات همراه است؛ میتواند مجموعهای از روشهای آموزشی را دربر داشته باشد (مانند کلاسهای مجازی، همکاری دیجیتالی، شبیهسازی و...)، مبتنیبر یادگیری بهوسیله تلاش و کوشش ازسوی خود فراگیر و با بهرهگیری از فنّاوریهای جدید است؛ قابلیت انجام فرایندهای اداری و مدیریتی ازقبیل ثبتنام، پرداخت شهریه، نظارت بر اجرای فعالیتهای یادگیرنده، تدریس و اجرای ارزشیابی از دور را فراهم میآورد و فراگیر محور است؛ و به ویژگیهای فردی یادگیرنده توجه میشود (زارعی زوارکی، 1387).
چنین تعاریفی در ادبیات این حیطه فراواناند. تعریفی که «الکساندر رامیزوفسکی» بیان کرده است، تا حدی فراگیرتر به نظر میرسد. وی، یادگیری الکترونیکی را در یک جدول توضیح داده است (رحیمیدوست، 1386).
در این تعریف، تأکید شده که یادگیری میتواند هم فعالیتی انفرادی باشد، هم فعالیتی با همکاری گروهی. با بررسی ادبیات یادگیری الکترونیکی، بارها با این موضوع روبهرو میشویم که یادگیری الکترونیکی، تنها فعالیتی انفرادی قلمداد میشود و در واقع، قسمت الف جدول ١ را مدنظر قرار میدهند؛ حال آنکه یادگیری الکترونیکی را میتوان فراتر از مطالعه فردی تلقی کرد و بهصورت گروهی نیز آن را در نظر گرفت. علاوهبراین دو بعد (مطالعة فردی و گروهی)، یادگیری الکترونیکی عموماً به دو صورت پیوسته و گسسته است:
١. بهصورت پیوسته (ارتباط همزمان): یادگیری، هنگامی بهصورت پیوسته است که ارتباط با منابع یادگیری و افراد، همزمان و واقعی است. معمولاً اینترنت ابزاری است که ما را مستقیم به منابع و افراد مختلف متصل میکند. درصورتیکه در مطالعة پیوسته، فرد باید، خود مطالعه کند و به جستوجوی منابع و پایگاههای اطلاعرسانی بپردازد، مطالعه بهصورت انفرادی خواهد بود، ولی چنانچه فرد با اینترنت به اتاقهای Chat وارد شود و با دیگران تشکیل گروه داده، به تبادل اطلاعات بپردازد، مطالعه بهصورت گروهی قلمداد خواهد شد.
۲. بهصورت گسسته (ارتباط ناهمزمان): نوع دیگر یادگیری الکترونیکی، مطالعه بهصورت گسسته است. چنانچه یادگیرنده با استفاده از یکسری لوحهای فشرده آموزشی که پیشتر تهیه شده، یا با مواد آموزشی که پیشتر از اینترنت دانلود کرده، شخصاً به مطالعه بپردازد، مطالعه «گسستة انفرادی» تلقی میشود. حال اگر با پیکهای الکترونیکی و یا فهرستهای بحث و نظرخواهی و سیستمهای مدیریت یادگیری به تبادل دانش و اطلاعات با افراد بپردازد، مطالعه «گسستة گروهی» قلمداد میشود.
ویژگیهای آموزش الکترونیکی
1. تسلط علمی کامل بر مطالب: آموزشگران در این شیوه همیشه در معرض پرسش و نقد رقابت با دیگران هستند و بههمیندلیل، آموزشگری که بر موضوع آموزشی خود تسلط کافی نداشته باشد، امکان بقا در این نظام آموزشی را نخواهد داشت (Anderson, 1996).
2. نگاه عادلانه به جویندگان دانش: گسترش آموزش الکترونیکی و دسترسی همه قشرهای جامعه به این امکان، گامی بزرگ برای برقراری عدالت اجتماعی در زمینه آموزش است.
3. نرمشپذیری و مدارا: در این شیوه سرعت عرضه دروس باتوجهبه شرایط و استعداد فراگیر قابل تغییر و تنظیم است و
امکان تکرار مباحث بدون اتلاف وقت وجود دارد.
4. گروهبندی مخاطبان: در آموزش الکترونیکی ابزارهای خاصی برای گروهبندی مخاطبان وجود دارد. برخی از این ابزارها عبارتاند از: ارزیابی داوطلبان و تعیین نوع دسترسی آنان، تعیین محدودیتهای خاص برای هر طبقه از فراگیران، قراردادن پیشنیازهای علمی برای دستیابی به برخی از متون
درسی (Peters, 2000).5. آموزش رایگان: در آموزش الکترونیکی شرایط و زمینههای زیادی برای نزدیک شدن به آموزش همگانی و رایگان وجود دارد که برخی از آنها عبارتاند از: کاهش هزینههای تحصیلی و توانایی قشرهای محروم در پرداخت آن و بینیازی به اختصاص هزینههای جانبی مانند ساختمان، دانشگاه و غیره (آتشک، 1386 الف
هاپکینز، تفاوتهای آموزش سنتی و الکترونیکی را از جوانب مختلفی بررسی کرده است. این تفاوتها در جدول 2 درج شده است.
انواع یادگیری مبتنیبر فنّاوری اطلاعات
برای آموزش و یادگیری مبتنیبر فنّاوری اطلاعات، چهار شیوه در نظرگرفته شده است. این روشها عبارتاند از:
1. خود یادگیری
در این حالت، محیط آموزشی شامل یک دستگاه رایانه، نرمافزار و نیز سه عنصر زیر است:
- انتقال منابع چندرسانهای؛
- مشاورهجویی از مفاد آموزشی؛
- مجموعه نتایج آزمون.
برای خود یادگیری نرمافزار آموزشی میتواند بهصورت پیوسته، ناپیوسته یا مجموعهای از این دو تهیه شود. در حالت پیوسته رایانه یادگیرنده به یک پایگاه اطلاعاتی یا شبکه آموزشی متصل میشود. در حالت ناپیوسته نرمافزار با لوحهای فشرده عرضه میشود که از مفاد آموزشی قابل کنترل تشکیل شده است و در حالت سوم، انتقال مؤثر مفاد آموزشی هم میتواند بهصورت پیوسته و هم بهصورت ناپیوسته باشد. لوحهای فشرده بهمثابه ضمیمه میتوانند ازطریق وبسایتهای اینترنتی عرضه شوند.
2. آموزش از دور
در این حالت، یک آموزشدهنده از دور، یک یا چند آموزشگیرنده را کنترل میکند و در صورت نیاز آموزشگیرندگان، برای حمایت از آنها فعال میشوند. عناصر تشکیلدهنده این نوع آموزش بدین شرح است:
- اتصال به سیستم یک آموزشدهنده؛
- نظارت آموزشدهنده بر آموزشگیرندگان؛
- پاسخ به نیازهای آموزشگیرندگان؛
- دستهبندی کردن مفاد آموزشی روی پایانههای آموزشگیرندگان؛
- مجموعهای از نتایج.
تفاوت آموزش از دور با خود یادگیری در این است که یک نفر بهعنوان آموزشدهنده در این نظام وجود دارد که خود او نیز نیازمند آموزش است؛ زیرا لازم است نیازهای آموزشگیرندگان را بهخوبی بشناسد تا بتواند پاسخ لازم را بدهد. نمونههایی از این نوع آموزش، نظامهای ویدئو کنفرانس یا نشست شبکهای است که امکان برقراری ارتباط دیداری- شنیداری کاربران و به اشتراک گذاشتن مدارک مورد نیاز آنها را فراهم میسازد. همچنین افراد با پست الکترونیکی نیز میتوانند با یکدیگر در ارتباط باشند.
3. کلاس مجازی
در کلاس مجازی، یک آموزشدهنده و چند یادگیرنده بهصورت همزمان ولی در مکانهای متفاوت با هم در ارتباط هستند. در این نوع روش، مکانها ازطریق ابزارهای ارتباطی به هم مرتبط هستند، استاد با دانشجویان صحبت میکند، آموزشگر منابع را معرفی کرده و برای دانشجویان ارسال میکند و نیز همکنشیهای دانشجویان را مدیریت میکند. در یک کلاس مجازی ممکن است کاربران بسیاری در پایانههای گوناگون قرار گیرند.
4. یادگیری گروهی
این روش مشابه کلاس مجازی است با این تفاوت که فرد خاصی مدیریت افراد را برعهده ندارد. فراگیران بهصورت همزمان و از مکانهای مختلف با یکدیگر دیدار میکنند و با هم به یادگیری میپردازند. عناصر مورد نیاز این نوع یادگیری مشابه همان مواردی است که در کلاس مجازی بود. برای یادگیری گروهی، باید ارتباط در سطح بسیار گستردهای بهوجود آید؛ زیرا هر فراگیر باید با سایر افراد گروه به تبادل اطلاعات بپردازد.
بهاینترتیب مشاهده میشود که ما در محیط یادگیری الکترونیکی و در محیط یادگیری مبتنیبر شبکه، به مجموعهای از منابع مورد نیاز فراگیران، ابزارهای ارتباطی و یک آموزشدهنده که وظیفه مدیریت فراگیران را برعهده گیرد نیازمندیم (Knierriem-Jasnoch, 2001).
یادگیری الکترونیکی دامنه گستردهای دارد و بسته به نوع استفاده و امکانات به چند دسته تقسیمبندی میشود (جلالی، 1381):
1. آموزش بر پایه وب: در این روش آموزش با کمک اینترنت انجام میشود. در بیشتر موارد آزمونها و تقدیم مدرک هم، ازطریق الکترونیکى و وب است. کلاسهاى درس، یادداشتهاى درس، جزوهها، اتاق بحث، پست الکترونیکى و غیره جزء ویژگىهاى این روش هستند و همگى روى وب ذخیره میشوند. البته بهعلت نرمشپذیرى آموزش الکترونیک، میتوان آموزش را به دلخواه، مناسب با فعالیت، شرایط موجود و امکانات طراحى و پیادهسازى کرد؛ ازاینرو بعضى از ویژگىهاى گفتهشده میتوانند در سیستم شما وجود نداشته باشند یا ویژگىهاى دیگرى جایگزین آنها باشند.
1-1: مزایای آموزش ازطریق وب (غلامحسینی، 1387):
مزایای آموزش با وب در مقایسه با روشهای آموزشی سنتی، شبیه مزایای سایر روشهای آموزش مبتنیبر فنّاوری است. آموزش معمولاً میتواند بهصورت انفرادی انجام شود. قابلیت تعاملی آن بسیار بالا است، قابلیت جذب دانشجو افزایش مییابد و بهدلیل نبود نیاز به حضور در کلاسها یا کارگاههای سنتی، میتواند به کاهش هزینه بینجامد. تفاوت آموزش با وب نسبت به آموزش با لوحهای فشرده در این است که در این روش دسترسی به مطالب درسی بسیار آسانتر است و اصولاً نیازی به ارسال فیزیکی منابع و وسایل آموزشی وجود ندارد. این بدانمعنا است که استفاده از وب برای آموزش، افزونبر مزایای یادشده میتواند مزایای دیگری نیز داشته باشد که ازجمله، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· دسترسی سریع و آسان در هر زمان و به هر نقطه از جهان: در این روش، دانشجویان در هر لحظه، صرفنظر از اینکه در منزل، محل کار یا حتی در یک هتل باشند، میتوانند به کتابخانه بزرگی از انواع و اقسام منابع درسی و آموزشی دسترسی داشته باشند. با گسترش روزافزون مودمهای همراه، دانشجویان حتی میتوانند در جاهایی که خطوط تلفن معمولی یا شبکههای اینترنتی متداول وجود نداشته باشد هم به منابع مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند. هزینه تجهیزات مورد نیاز برای هر دانشجو نسبتاً پایین و قابل قبول است. امروزه برخی رایانهها مجهز به مودم و یک مرورگر رایگان صفحات وب هستند و با هزینه اندکی امکان اتصال به شبکههای اینترنت یا اینترانت وجود دارد. کنترل میزان پیشرفت دانشجویان آسانتر است، چون دانشجویان بهصورت برخط و هنگام اتصال به شبکه، آموزش میبینند و میتوان از سیستمهای قدرتمند پیگیری پیشرفت دانشجویان استفاده کرد. برخلاف آموزش با لوحهای فشرده که دانشجویان باید تکالیف و گزارشهای خود را تایپ کنند یا بر روی دیسک ذخیره کنند، در آموزش با وب بررسی عملکرد دانشجویان بهطور خودکار و با رایانه سرور امکانپذیر است. این اطلاعات میتواند دامنه گستردهای را دربر گیرد. از تشخیص اینکه چه کسانی در حال استفاده از برنامه هستند و نمره تکالیف آنها چقدر است؛ تا اطلاعات ریزتر و دقیقتر شامل نحوه پاسخگویی هر دانشجو به هر پرسش یا مدت زمانی که هر دانشجو صرف آموختن مطالب هر بخش از درس کرده است.
· امکان طراحی برنامه درسی ازسوی هر دانشجو منطبق با نیاز شخصی: در آموزش ازطریق لوحهای فشرده، دانشجویان فقط میتوانند از مطالب درسی که از قبل بر روی یک لوح ذخیره شده استفاده کنند؛ اما در آموزش با وب محدودیتی از بابت حجم اطلاعات قابل دسترسی وجود ندارد. برنامه آموزش با وب، باید بهگونهای طراحی شده باشد که مطالب درسی در آن به قسمتهای گوناگون تقسیم شده باشند و دانشجو بتواند متناسب با نیاز خود، به اطلاعات لازم دسترسی پیدا کند. در این روش مطالب بهراحتی قابل بهروزرسانی هستند که شاید این خصوصیت را بتوان مهمترین مزیت آموزش ازطریق وب نامید.
در زمانیکه تحولات اقتصادی در سطح جهان بهسرعت به وقوع میپیوندد، برنامههای آموزشی نیز نیاز به تغییر و تطبیق مداوم با نیازهای روز دارند. در روش استفاده از لوحهای فشرده و سایر روشهای آموزش از دور، با هر تغییر، بایستی لوح فشرده جدیدی تهیه و تکثیر شود و با پست برای همه دانشجویان ارسال شود درحالیکه در روش آموزش با وب، دانشجویان هر بار که به آدرس سایت مراجعه میکنند، میتوانند از جدیدترین منابع استفاده کنند.
1-2: معایب آموزش ازطریق وب ( غلامحسینی، 1387):
نخستین مشکل، در مقایسه با آموزش حضوری نبودن تماس چهرهبهچهره است که میتواند فرایند یادگیری را بهطور چشمگیری تحت تأثیر قرار دهد. بااینحال آموزش با وب بهتر از آموزش با استفاده از لوحهای فشرده به نظر میرسد. دانشجویان در این روش میتوانند با استفاه از پست الکترونیکی با دیگر دانشجویان ارتباط برقرار کنند، مطالب مورد نظر خود را بر روی صفحههای پیام قرار دهند و یا با محیطهای گفتوگو و کنفرانسهای ویدیویی ارتباط مستقیم و زنده داشته باشند. هرچند که این امکانات نسبت به استفاده از لوحهای فشرده پیشرفتهتر است؛ اما هنوز آموزش با وب آن اثری که حضور در کلاسهای معمولی بر روی دانشجو میگذارد را ندارد.
دومین مشکل، نبود امکانات چندرسانهای در بسیاری از برنامههای آموزش با وب است. استفاده از صدا و فیلم برای توضیح بهتر بسیاری از مطالب درسی، آموزش با شبیهسازی و طراحی شیوههای نوین آموزشی کاملاً ضروری است. نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که ارائه کامل دروس بهصورت چندرسانهای هماکنون نیز امکانپذیر است و برخی از مؤسسات آموزش با وب نیز بدین امر اقدام کردهاند؛ اما دانشجویان اگر هم ازطریق خطوط پرسرعت و با پهنای باند وسیع به اینترنت متصل باشند، شبکههای عرضهکننده خدمات اینترنتی از آن استقبال نمیکنند؛ زیرا این امر نیازمند انتقال حجم وسیعی از اطلاعات در هر ثانیه است که موجب بالا رفتن ترافیک شبکه و کاهش سرعت آن میشود. بههمیندلیل درحالحاضر بیشتر دورههای آموزشی که با وب عرضه میشوند محدود به متن و تصاویر ساده هستند.
2. آموزش مبتنیبر رایانه: در این روش احتیاجى به اتصال به اینترنت و حتى به شبکه نیز نیست، مگر در موارد خاص. در این روش اطلاعات بر یک واسط الکترونیکى ذخیره میشود و کاربر با استفاده از یک رایانه یا ابزار خواننده آن واسط الکترونیکى، میتواند از آن استفاده کند.
3. آموزش با وسایل و ابزار دیجیتال همراه: آموزشى است که با وسایل و ابزارهاى دیجیتالى همراه ارائه میشود.
4. آموزش با تلفن همراه: آموزشى است که کاملاً جدید است و تقریباً میتواند در گروه بالا قرار گیرد؛ اما بهعلت افزایش تعداد افراد دارنده تلفن همراه و تمرکز بر این روش که به یادگیری سیار شهرت یافته، دستهای جدا براى آن در نظر گرفته میشود (جلالی، 1381).
مزیتهای یادگیری الکترونیک
1. نیازى به صرف وقت و حضور در کلاس نیست؛
2. برخوردارى از یک روش مطالعه نرمشپذیر که مطابق نیاز فراگیر است؛
3. سرعت مطالعه در اختیار دانشجو است؛
4. مانند کلاسهاى درسى، برنامه آموزشى، راهنمایى درس، دروس مرجع و... وجود دارد؛
5. در مطالعه بهصورت برخط از مزایاى کار گروهى بهرهمند میشوید؛
6. کنجکاوى و ابتکار بیشتر و دسترسى به فنّاوریهاى جدید؛
7. اطلاعات بهروز است و از اطلاعات بهروز میتوانید استفاده کنید؛
8. ارزیابى بهصورت برخط است؛
9. مىتوانید هر کجا که باشید مدرک خود را با اینترنت به دیگران و رئیس خود نشان دهید؛
10. میتوانید بیش از یک درس یا رشته را فرا گیرید؛
11. آموزش الکترونیک را با استفاده از هر فراهمکننده خدمات اینترنتى و بدون محدودیت میتوان بهکار برد؛ اما ارائهدهنده دروس میتواند از یک اینترانت براى این کار استفاده کند که در این صورت محدوده آموزش محلى خواهد بود؛
12. مىتوان از هر مرورگرى براى آموزش الکترونیک استفاده کرد؛
13. در هر زمان میتوان یاد گرفت؛
14. در هر مکانى امکان یادگیرى وجود دارد؛
15. هزینههاى یادگیرى کاهش مییابد؛
16. دانش و اطلاعات را عموم مردم میتوانند بهدست آورند؛
17. نتیجه آموزش و یادگیرى شما سریعتر مشخص میشود؛
18. با استفاده از امکانات چندرسانهای، مطالب بیشتر در ذهن میماند؛
19. تبعیض و پارتى بازى کمتر اتفاق میافتد (کیا، 1388).
آتشک (1386)، مزایای دیگری را برای یادگیری و آموزش الکترونیکی، ذکر میکند:
1. ایجاد انگیزه و علاقه: برخی از عوامل ایجاد انگیزه، در این شیوه آموزشی عبارتاند از: جذابیتهای استفاده از رایانه، امکان استفاده از صوت، تصویر، انیمیشن و غیره.
2. اولویتشناسی در انتخاب رشته علمی: عوامل فراهمآورنده این امکان مواردی همچون، امکان انتخاب بیشتر و بهتر رشته علمی مورد نظر برای فراگیر براساس نیازها؛ امکان نرمشپذیری برنامهها باتوجهبه اولویتهای تعریفشده؛ امکان ارزیابی دائم برنامهها براساس میزان استقبال مخاطبان و نظرخواهی ماشینی؛ پیوند آسانتر و بیشتر مراکز و فعالیتهای علمی و آموزشی با مراکز صنعتی و کاری؛ بینیازی به صرف وقت فراوان برای فراگیری مباحث غیرضروری، به جهت امکان استفاده از بانکهای اطلاعاتی است (Rouke and Anderson, 2002).
3. گزینش بهترین آموزشگر: برخی از عوامل ایجاد این مزیت عبارتاند از: تکثرگرایی و دسترسی آسان به آموزشگران متعدد، بینیازی به حضور فیزیکی استادان برجسته و در نتیجه، امکان استفاده از آنان در مراکز متعدد و پراکنده.
4. فهم محوری: هدف اصلی در فرایند یادگیری فهمیدن است. در آموزش الکترونیکی، زمینه بیشتری برای فهم مطالب فراهم است و کسی که از این شیوه بهره گیرد، میتواند امکانات آن را در خدمت فهم بیشتر و عمیقتر مطالب درسی قرار دهد (Taylor, 2000).
5. نوشتن و نگهداری مطالب آموزشی: یکی دیگر از روشهای ارتقای سطح یادگیری، یادداشتبرداری و نوشتن مطالب آموزشی است. آموزش الکترونیکی مطمئنترین راه برای حفظ مطالب آموزشی بیانشده است.
6. استمرار و تداوم: یکی دیگر از مزایای آموزش الکترونیکی این است که در این شیوه، زمینه آموزش در سراسر زندگی فراهم میشود. برخی از عوامل زمینهساز این مزیت عبارتاند از: وابسته نبودن به زمان و مکان خاص که در نتیجه، امکان پیگیری همیشگی دروس، امکان برقراری ارتباط آسان فراگیران با استادان و مراکز آموزشی پس از فراغت از دوره تحصیلی را فراهم میکند.
7. بررسی و شناخت دیدگاههای گوناگون: به نظر میرسد که استفاده از امکانات آموزش الکترونیکی بهترین شیوه برای فراگیری همراه با شناخت همه دیدگاهها باشد؛ چراکه امکان چرخش آزاد اطلاعات با فنّاوری ارتباطات و اطلاعات امکانپذیر است. بنابراین، در این شیوه همیشه زمینه برای شناخت افکار و نظرهای گوناگون وجود دارد (Barker, 2004). با کوچک شدن جهان و فرو ریختن مرزها و محدودیتها، امکان منع یا مخفی کردن دیدگاههای مختلف وجود ندارد و در این محیط هر سخن و ایدهای برای همیشه در معرض نقد همگانی است (Sims, 2001).
8. پرسشگری: در این شیوه امکاناتی در اختیار فراگیران قرار میگیرد که با استفاده از آن وی فرصت و جرئت بیشتری برای پرسیدن پرسشها و ابهامهای خود بدون جلب نظر دیگران و خجالت از نگاه آنان خواهد داشت (آتشک، 1386الف).
مزیت یادگیری الکترونیکی در آموزش گروههای خاص
1. افراد ساکن در مناطق دور افتاده: در بسیاری از مناطق دورافتاده افراد امکان دسترسی به آموزشهای حضوری را به دلایل متعدد ندارند و آموزش الکترونیکی، در صورت وجود زیرساختارهای ارتباطی، میتواند شیوه مناسبی برای آموزش این افراد باشد.
2. زنان و دختران: تفاوتهای جنسیتی در دستیابی به آموزش چالش بسیار بزرگ جوامع درحالتوسعه است و در این جوامع نابرابری بین زنان و مردان رو به رشد است (78% بیسوادان جهان را زنان و دختران تشکیل میدهند). باتوجهبه این موارد، ضرورت توجه به آموزش دختران و زنان و تساوی جنسیتی در دستیابی به آموزشوپرورش در اهداف توسعه هزاره و سند بینالمللی آموزش برای همه گنجانده شد.
3. افراد دارای نقص جسمانی: آموزش الکترونیکی این فرصت را فراهم کرده است تا افراد بر موانع یادگیری چیره شوند. موانعی مانند مواد آموزشی چاپی، نوشتاری، دیداری- شنیداری که استفاده از آن به بینایی و شنوایی نیاز دارد.
4. افراد خارج از مدرسه: بیش از 130 میلیون نفر در جهان و یک میلیون نفر در ایران به آموزشوپرورش دسترسی ندارند (آتشک، 1385). با اجرای آموزش از دور در ایران 120 هزار نفر تحت پوشش نظام آموزشی قرار گرفتهاند.
5. کارمندان و کارگران: در جهانی که بهسرعت در حال تغییر و دگرگونی است، نیاز به یادگیری در سراسر زندگی است. ازاینرو، مباحث مربوط به مدیریت دانش و سازمان یادگیرنده هر روز بیشتر از گذشته مورد توجه قرار میگیرد. نیروهای کار برای تطابق با نیازهای نوین کار و فنّاوریهای نوین نیاز به یادگیری دارند و آموزش الکترونیکی میتواند در این زمینه یاریرسان باشد (آتشک، 1386الف).
عوامل مؤثر بر شکست طرحهای یادگیری الکترونیکی
یکی از تجزیهوتحلیلهای عوامل شکست طرح یادگیری الکترونیکی را «فیلیپس» (2002) انجام داده است، وی میپندارد عوامل شکست طرحها همیشه در سه سطح واقع هستند: سطح فراورده (طراحی ضعیف دوره، زیربنای فنّاوری ناکافی)، سطح یادگیرنده (آمادگی اندک یادگیرندگان، عدم انگیزش، نبود وقت) و سطح سازمانی (پشتیبانی مدیریتی کم، نبود ساختار پاداشدهی).
١. سطح فراورده یا محصول
- طراحی ضعیف دوره (مجموعهای از نظریهها و حقایق بدون توجه کافی به کاربرد در زندگی واقعی)؛
- طراحی ضعیف کلاس الکترونیکی (مسیریابی پیچیده، اتاقهای معیوب chat، همکنشیهای ناخوشایند)؛
- کارایی ضعیف فنّاوری (صدای ضعیف، تصویر ناصاف، فروخوانی دادههای خراب و...)؛
- مدیریت ضعیف همکنشیهای اجتماعی دوره (گردانندگان ناآگاه یا بیتجربه دوره پیوسته)؛
- کندی همکنشی بین مربی/ آموزشگر.
٢. سطح یادگیرنده (زمینه درونی)
- نبود زمان؛
- علاقة اندک به موضوع درس؛
- انگیزش کم یادگیرندگان؛
- ضعف مهارتهای مطالعه فردی؛
- ضعف مهارتهای مدیریت زمان؛
- مشکلات زندگی و اختلال در تداوم آن (طلاق، تغییر شرایط، وظایف والدینی)؛
- نبود مهارتهای الکترونیکی ضروری (فروخوانی فایلها، اشتراک با فهرست نامههای الکترونیکی)؛
- مقاومت روانی در برابر از دست دادن مزایای یادگیری رو در رو (مثل برقراری تماس اجتماعی، مسافرت، صرف غذا).
٣. سطح سازمانی (زمینة بیرونی)
- بازاریابی داخلی ضعیف دورهها؛
- نبود ساختار شفاف پاداشدهی؛
- وجود نداشتن محیط یادگیری با کیفیت؛
- تهیه نکردن تجهیزات مطلوب یادگیری؛
- نبود بازخورد و پشتیبانی مدیریتی از یادگیری؛
- تعیین نکردن زمان کافی برای کارآموزی ضمن خدمت؛
- نبود همکاری گسترده برای کمک به ایجاد فرهنگ یادگیری؛
- افراد از یادگیری جدید که پدیدهای جدید است، توقع حذف همه روشهای دیگر را دارند؛
- ناکامی در تطبیق کارآموزی اینترنتی با مناسبترین هدفهایش.
این تنها تجزیهوتحلیلی است که به همه چهار کانون شکست (الکترونیکی، یادگیری، مدیریت و نیازها) توجه کرده است (رحیمی دوست، 1386).
در طراحی دورههای الکترونیکی باید توجه کرد که:
· افراد دارای سبکهای یادگیری متفاوتی هستند؛
· میزان سختی ذهنی مواد درسی برای یک کارآموز، سبک یادگیری وی را تحت تأثیر قرار میدهد؛
· هنگام مطالعة عناوین و موضوعات پیچیده (مثل موضوعات قضاوتی) افراد باید از قبل، آرامش خود را حفظ کرده و تمرکز خود را معطوف به موضوع سازند. درک و فهم یک مطلب، الزاماً به شیوه خطی و با تجزیة هدف-تکلیف به اجزای ساده حاصل نمیشود؛
· یادگیری اغلب فرایندی تدریجی است که با یکسری فعالیتهای شکلدهی انجام میشود که همیشه دلخواه آموزشگر نیستند؛
· اگر انتظار داریم مهارتهای افراد در طی نیمسال تحصیلی، بدون تمرکز آشکار بر آنها رشد یابد، باید دورههای آزمایشگاهی زیادی طراحی کنیم؛
· کار محیطهای یادگیری علاوهبر بعد شناختی یادگیری، اجتماعی نیز هست؛
· افراد، اطلاعات و دانشی را که از آموزشگران دریافت میکنند، در گروههای بحث و گفتوگو، جلسات دوستانه و دیگر فعالیتها به دانش معنادار تبدیل میکنند (رحیمی دوست، 1386).
زیرساختهای مورد نیاز برای یادگیری الکترونیکی
برای راهاندازی و کاربست فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، به زیرساختهایی همچون زیرساختهای زیر نیاز است.
زیرساخت انسانی: به بازیگران اصلی یا کاربران فرایند آموزش الکترونیکی و همچنین دانش، مهارتها (فنی، ارتباطی، اجتماعی، آموزشی)، نگرشها، نیازها، ارزشها و نقشهای آنها اشاره دارد. مؤلفههای آن عبارتاند از: یاددهندگان، یادگیرندگان، کارکنان فنی و مجرب (متخصصان تربیت، کارکنان فنّاوری آموزشی، طراحان سیستمی، طراحان وبسایت، متخصصان پیکربندی سختافزاری، متخصصان امکانات شبکهای، متخصصان تهیهکنندگی و نرمافزاری و...) مدیران، برنامهریزان و رهبران آموزشی.
زیرساخت آموزشی: این زیرساخت دربرگیرنده روشها و راهبردهای جدید تدریس، رویکردهای آموزش مجازی (همزمان و غیرهمزمان)، طراحی آموزشی (محیطهای یادگیری مجازی)، طراحی همکنشگرا (طراحی تعادلی بین انسان و رایانه و همکنشی انسان به کمک رایانه در فضای مجازی)، بومشناسی تربیت (تغییر پارادایم تربیت، ارتباط یاددهنده و یادگیرنده، رفتارها، نگرشها، نقشهای آنها و غیره)، ارزشیابی و بازخورد میشود.
زیرساخت فنّاوری: شامل سیستمهای مخابراتی و ارتباط از راه دور (فیبر نوری، گیرندههای ماهوارهای، میکروپردازشگرها و...) شبکههای اینترنتی (پهنای باند، ظرفیت شبکه در انتقال دادهها و...) خدماتدهندگان اینترنتی، رایانههای شبکهای (رایانههای متصل به شبکه محلی، یا متصل به اینترنت با سرعت بالا)، نرمافزارهای رایانهای (نرمافزارهای سیستمهای مدیریت یادگیری، ادغام و ترکیب محتوا، مرورگر، ابزار تدوین و نگارش محتوا، نرمافزارهای ارزشیابی و امتحانات، نرمافزارهای امنیت و حفاظت مانند ضد ویروسها)، رایانههای شخصی (یادگیرنده و یاددهنده)، وسایل جانبی (چاپگر، وسایل ذخیره اطلاعات، اسکنر و...).
زیرساخت مدیریت و رهبری: این نوع زیرساخت میتواند بهصورت مدیریت پیش کنشی، پویا و سریع در بازارهای متغیر و متکثر، راهبرد بینالمللی و جهانی نگریستن به فرصتهای آموزشی، درنظر گرفتن رویکرد مدیریت و برنامهریزی مشارکتی (حمایت و تقویت همکاری و مشارکت) در برنامهریزی، اداره و اجرای فعالیتها، سیاستها و خطمشیها (مالکیت معنوی، کپیرایت حق انحصاری اثر)، کنترل و تضمین کیفیت، اعتبارسنجی و صدور جواز، شرایط پذیرش فرد یادگیرنده، شرایط استخدام، ارتقا و نظام پاداش و تشویق کارکنان، مقررات استفاده (مجاز و غیرمجاز) باشد.
زیرساخت اداری و پشتیبانی: این زیرساخت میتواند شامل خدمات اداری مثل بازاریابی و جذب، ثبتنام و وجه پرداخت کتابخانههای دیجیتالی و نظام پشتیبانی آن مثل وام و کمکهای مالی، امور دانشآموختگان، تقویت و بهسازی (آموزش) شود.
زیرساخت فرهنگی/اجتماعی/ارزشی: بسترسازی فرهنگی با اشاعه فرهنگ استفاده درست از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، پذیرش، اشاعه و اجرای فرهنگ تغییر و نوآوری، حفظ هویت فرهنگی، کاهش شکاف دیجیتالی، اشاعه آدابورسوم و معاشرت شبکهای و... میتوانند ازجمله موارد مهم پایهگذاری و تقویت این زیر ساخت شوند (فرهمندخواه، 1392).
چالشهای آموزش الکترونیکی
1. چالش تمرکز فراگیر: عوامل گوناگونی موجب پراکندگی ذهنی فراگیر الکترونیکی میشوند، ازجمله: حضور فراگیر در فضای شلوغ و متنوع شبکه و وجود جذابیتهای دیگر در شبکه.
2. نبود ارتباطات چهرهبهچهره و نزدیک فراگیر با استاد: آموزش الکترونیکی در این زمینه دارای محدودیتهایی است که ناشی از غیرحضوری بودن دورههای آموزشی الکترونیکی است.
3. نبود انسجام فراگیران: در آموزش الکترونیکی بهدلیل پراکندگی مکانی فراگیران همبستگی، انسجام و روحیه اجتماعی آنان کاهش مییابد و این موضوع مشکلات روانی ازجمله تنهایی برای فراگیران ایجاد میکند.
4. تأکید بر آموزش نظری: ازآنجاکه آموزش الکترونیکی بهصورت غیرحضوری صورت میگیرد، این امر باعث خلاصهشدن دروس به مباحث نظری، وجود نداشتن آزمایشگاه و محیط کار عملی، نبود ارتباط مستقیم و نزدیک با الگوی عملی و نبود مشاهده دقیق عملکرد شاگردها و مهارتهای استاد میشود.
چالشهای پیشروی یادگیری و آموزش الکترونیکی در ایران
آتشک، باتوجهبه ساختار، محتوا و روشهای عرضه آموزش الکترونیکی چالشهای آن را در هشت دسته گرد آورده است (آتشک، 1386ب).
1. نبود سیاست ملی یکپارچه درخصوص استفاده از فنّاوری اطلاعات در آموزش: نبود سیاست یکپارچه ملی در زمینه آموزش الکترونیکی ناشی از نبود راهبردی ملی در زمینه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در کشور است؛ چراکه هنوز مشخص نیست هدف ما از توسعه اطلاعاتی و ارتباطی، تعمیم عدالت اجتماعی و توسعه فرهنگی (تجربه افریقای جنوبی)، توسعه اقتصادی (تجربه مالزی)، توسعه آموزشی (تجربه هند و بنگلادش) و یا توسعه منابع انسانی (تجربه امریکا و کانادا) است.
2. نبود سرمایهگذاری مناسب: بهرغم اهمیت آشکار و روزافزون امر آموزش الکترونیکی همچنان سرمایهگذاری مناسبی در این بخش نسبت به آموزشهای سنتی صورت نمیگیرد. مشکل دیگر در این زمینه وضعیت زیرساختهای مخابراتی کشور است. درحالحاضر، میانگین سرانه پهنای باند اختصاصی به دانشجو در کشور b/s 300 است، درحالیکه این امر در کشورهای توسعهیافته بیش از mb/s 2 است. نبود وسایل و امکانات مورد نیاز آموزش الکترونیکی یکی دیگر از مشکلات کشور در این زمینه است و بههمیندلیل، کشور ایران در تقسیمبندی ذکرشده از نسلهای آموزش الکترونیکی در نسل دوم قرار دارد.
3. نبود توافق درخصوص مفهوم آموزش الکترونیکی: بهدلیل اینکه هیچ مرجع رسمی و علمی در کشور متصدی آموزش الکترونیکی در کشور نیست، دستگاههای ارائهدهنده این آموزشها تعاریف متعدد و در برخی اوقات خلاف یکدیگر از آموزش الکترونیکی ارائه دادهاند.
4. وجود مراکز متعدد تصمیمگیری: درحالحاضر، وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، وزارت آموزشوپرورش، شورای عالی اطلاعرسانی، وزارت پست و تلگراف و تلفن، سازمان صدا و سیما و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور خود را متولی امر آموزش الکترونیکی میدانند و هریک سیاستها، خطمشیها و دستورالعملهای متفاوتی برای این آموزشها بهکار میگیرند.
5. وجود مراکز متعدد اجرا: مؤسسه آموزش از دور (در زمینه آموزش عمومی)، سازمان آموزش فنیوحرفهای (در زمینه مهارتهای رایانهای) و برخی از دانشگاهها (در زمینه آموزشهای ضمن خدمت) ازجمله مراکز اصلی اجرای دورههای آموزش الکترونیکی هستند که باتوجهبه هدف و رسالت متفاوت خود روشهای متفاوتی در زمینه اجرای دورهها پی گرفتهاند.
6. سواد اندک اطلاعاتی: مهمترین شرط بهرهمندی از آموزش الکترونیکی بهرهمندی از سواد اطلاعاتی است. این مفهوم که از سالهای پایانی دهه 1990 بهطور گسترده ازسوی یونسکو اشاعه یافت و جایگزین تعریف سابق سواد (مهارتهای سهگانه خواندن، نوشتن و حساب کردن) شد، متأسفانه هنوز جایگاه و شأن خود را در وزارت آموزشوپرورش و سازمان نهضت سوادآموزی نیافته است.
7. ضعف نظام پشتیبانی: از مسائل دیگری که در گسترش نیافتن آموزش الکترونیکی نقش داشته، ضعف نظام پشتیبانی مورد نیاز این آموزشها بوده است که میتوان در این زمینه مواردی همچون ضعف قانون رعایت مالکیت فکری؛ نبود سیستم عامل فارسی؛ نبود پشتیبانی کافی از خط فارسی در شبکه؛ نبود سرمایهگذاری مناسب در امر تهیه و تولید نرمافزارها و محتوای الکترونیکی؛ ضعف در ارائه آموزشهای مناسب (استادان و فراگیران) برای آشنایی با مهارتهای مورد نیاز آموزش الکترونیکی اشاره کرد.
8. وجود نظام آموزشی سنتی: بهدلیل سنتی بودن اهداف، ساختار، روشها و محتوای آموزشی کشور، آموزش الکترونیکی فرصت بروز مناسب و شایسته نیافته است. فرایند یاددهی- یادگیری سنتی برمبنای آموزههای رفتاری و حداکثر شناختی شکل گرفته است که در آن آموزشگر نقش غالب و مسلط در فرایند آموزش را دارد. درحالیکه ضرورت آموزش الکترونیکی شکلگیری رویکرد ساختنگرایی به فرایند یاددهی- یادگیری است که در آن هر فراگیر خود در ساخت دانش و معرفت نقش دارد.
پیشنهادهایی برای توسعه یادگیری الکترونیکی در کشور
1. ایجاد زیرساختهای مورد نیاز: اولویت در این مرحله ایجاد مرکز توسعه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در سطوح ملی، استانی و منطقهای است. وظایف این مرکز ایجاد شبکهها و زیرساختهای ارتباطی مناسب در همه سطوح کشور، تعمیم دسترسی همگان به شبکه و رایانه، ایجاد رشتههای مناسب با آموزش الکترونیکی، تعیین سیاستها، خطمشی و اهداف کلی توسعه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در کشور و نظارت بر حسن اجرای فعالیتهاست.
2. توسعه منابع انسانی: مهمترین شرط ایجاد و استفاده از آموزش الکترونیکی وجود منابع انسانی با صلاحیت است.
3. تصویب سیاستها، برنامهها و قوانین مورد نیاز: بهدلیل نبود سیاستها و قوانین منظم، مرتبط و منسجم در زمینه آموزش الکترونیکی، تصویب سیاستها، قوانین و برنامههایی مرتبط میتواند در گسترش آموزش الکترونیکی راهگشا باشد.
4. تغییر در برنامههای درسی: از ضرورتهای لازم در گسترش آموزش الکترونیکی تغییر در برنامههای درسی موجود است.
5. گسترش نهادها و مؤسسات مجری آموزش الکترونیکی: عمومیت و گسترش آموزش الکترونیکی نیازمند مشارکت و همکاری همه نهادها و مؤسسات دولتی و غیردولتی است. در این بخش میتوان ضمن گسترش مراکز مجری دولتی (سازمان آموزش فنیوحرفهای مناطق و مؤسسههای آموزش از دور استانها و مناطق) با تسهیل شرایط از ظرفیتهای بخش غیردولتی با صلاحیت نیز کمک گرفت (آتشک، 1386الف).
کتابشناسی
آتشک، محمد (1385). «فرهنگی: با بررسی جمعیت 15 سال به بالا مشخص شد: 70 درصد روستاییان باسوادند». هفتهنامه برنامه، 5(190)، 27-30.
آتشک، محمد. (1386الف). آموزش الکترونیکی؛ مفاهیم، یافتهها و کاربستها. مقاله ارائه شده در سومین کنفرانس بینالمللی فنّاوری اطلاعات و دانش. دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد.
آتشک، محمد. (1386ب). «مبانی نظری و کاربردی یادگیری الکترونیکی». پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 13(1)، 135-156.
جلالی، علیاکبر. (1381). گزارش پژوهشکده الکترونیک دانشگاه علم و صنعت.
رحیمی دوست، غلامحسین. (1386). «تجربه پروژههای یادگیری الکترونیکی چگونه بوده است؟ چالشهای پیشروی در پروژههای یادگیری الکترونیکی». کتابداری و اطلاعرسانی، 10(2)، 337-355.
زارعی زوارکی، اسماعیل. (1387). «سنجش و ارزشیابی یادگیری الکترونیکی». نامه آموزشعالی، 1(3)، 73-88..
غلامحسینی، لیلا. (1387). «یادگیری الکترونیک و جایگاه آن در نظام آموزش». مجله دانشکده پیراپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 3(2).
فرهمندخواه، حسین. (1392). زیرساختهای ایجاد نظام یادگیری الکترونیکی. بازیابی شده از: http://www.Educationforall. persianblog.ir
کامبد، محمد. (1385). آموزش الکترونیکی. مقاله ارائه شده در اولین همایش و جشنواره توسعه مجازی جامعه ایران. تالار بزرگ کشور، تهران.
کیا، علیاصغر. (1388). «نگاهی به آموزش مجازی (الکترونیک)». کتاب ماه علوم اجتماعی، (24)، 82-89 .
Anderson, R. (1996). Context of Computer Education in Usa. New York: Plomp.
Barker, R. (2004). Lvest in Knowledge. Brussels: Ert.
Cooper, R. (2004). E-learning in the World. London: Falmer.
Gunn, H. (2002). “Virtual Libraries Supporting Student Learning”. School Libraries Worldwide, 8(2), 27-37.
Horton, W. and Horton, K. (2003). E-learning Tools and Technologies. New York: Wiley.
Knierriem-Jasnoch, A. (2001). “An Approach to Classify IT-Based Teaching and Learning Environments”. Computers and Graphics, 25(5), 899-907.
Mayer, R. (2005). IT for Education. Oxford: Oxford.
Pawlowski, T. (2006). Information Technology and Education. Leeds: Kork.
Peters, B. (2000). Ict and the Emerging Paradigm for Life Long Learning. Amsterdam: Iea.
Phillips, V. (2002). Why Does Corporate E-learning Fail? The Virtual University Gazette. Retrieved from: http://www.geteducated.com/vug/june02/ vug0602.htm
Romiszowski, A. J. (2004). “How Is The E-learning Baby?” Educational Technology, 44(1), 5-27.
Rouke, L. and Anderson, R. (2002). Ict and Eucation in New Era. Liverpoll: Ebl.
Sims, A. (2001). Teaching and Learning in E-learning (4th ed). Brussel: European Union.
Taylor, R. (2000). The Computer in the School: Tutor, Tool, Tutee. New York: Teachers College.
Wallace, P. (1999). The Psychology of the Internet. Cambridge: Cambridge University.
Whitaker, P. (1995). Managing to Learn: Aspects of Reflective and Experiential Learning in Schools. London: Cassell.