در آن سال، ساختمانی برای این منظور در دانشگاه فیلادلفیا احداث شد (Cawkell and Garfield, 2001). اما این مؤسسه گسترش زیادی یافته است، بهطوریکه در سال 2015، بیش از 50000 نفر کارمند در این مؤسسه مشغول بهکار بودهاند و تقریباً در بیش از 130 کشور خدمات عرضه کرده و در همین سال بیش از 17000 مجله، کتاب و گزارش بینالمللی را در علوم پایه، علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی زیر پوشش داشته است (www.isinet.com). همة تولیدات این مؤسسه به زبان انگلیسی انتشار مییابند. این مؤسسه با عرضة اطلاعات علمی فراگیر به پژوهشگران کمک میکند تا به مهمترین پژوهشهای علمی دنیا دست یابند (www.isinet.com). ازسویدیگر، این مؤسسه کار نمایهسازی مجلهها و مقالههای علمی جهان را در سطح گستردهای برعهده دارد و به ارزیابی و فهرستسازی برای مجلهها و کتابهای علمی چاپی و الکترونیکی و استنادات آنها میپردازد؛ کاری که گارفیلد در آن پیشرو بوده است (فتوحی، 1385). عرضة خدمات اساسی کتابشناسی و تحلیل استنادات باعث میشود که پژوهشگران مقالاتی را که بسیار مورد استناد واقع شدهاند و افرادی را که به آنها استناد کردهاند بهخوبی بشناسند. مؤسسة علمی تامسون با عرضة مجموعههای اطلاعاتی فراگیر، علاوهبر تأمین دادههای شفاف، روش منحصربهفردی را برای جستوجو، ارزیابی و همکاری و مشارکت علمی فراهم میکند (Garfield, 1990).
این مجموعهها مورد استفادة پژوهشگران، آموزشدهندگان، ناشران مقالهها، مقالهنویسان، تصمیمگیران مؤثر در تأمین بودجة پژوهشها، ارزیابان و تحلیلگران مقالات، متقاضیان کمک مالی برای پژوهشها و مدیران منابع اطلاعاتی قرار میگیرد (www.isinet.com). این مؤسسه خدمات خود را به اشکال گوناگون ازقبیل ایجاد انتشارات مکتوب، فلاپی، لوح فشرده، نوار مغناطیسی، و ازطریق شبکههای داخلی و اینترنت و برخط در دسترس پژوهشگران قرار میدهد. پایگاه مؤسسة علمی تامسون دارای اجزای مختلفی ازقبیل وب او ساینس، وب او نالج، گزارشهای استنادی مجلات و فهرست مجلات ماستر است.
وب او نالج
مؤسسه تامسون بهمنظور گردآوری همه محصولات خود در یک وبگاه و همچنین سهولت و تسریع دستیابی به آنها در سال 2001، این محصول را عرضه کرد. این وب، پایگاه پژوهشی برتری است که به یافتن سریع و تحلیل و استفاده از اطلاعات در حوزة علوم پایه، علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی کمک میکند. در این وبگاه فهرست مجلات معتبر، اختراعات ثبتشده، خلاصه مقالات همایشها و ساختارهای شیمیایی انتشار مییابد. پوشش مقالات و مجلات و سایر منابع علمی در این وبگاه از وب او ساینس بیشتر است (www.isinet.com).
وب او ساینس
این وبگاه در اصل در بطن وب او نالج قرار دارد و زیرمجموعه آن بهحساب میآید. این وبگاه بیش از دوازده هزار مجله با ضریب تأثیر بالا را در سراسر جهان پوشش میدهد. هر سال، حدود 2000 مجله برای پوشش در این وبگاه ارزیابی میشوند و فقط حدود 20٪-10٪ از آنها امتیازات لازم را برای قرار گرفتن در این وبگاه کسب میکنند. این وبگاه مجلهها و کتابهای بینالمللی و منطقهای را در زمینههای علوم طبیعی، علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی پوشش میدهد. هر سال، ششمیلیون واژة کلیدی برای جستوجو به موتور جستوجوگر این وبگاه افزوده میشود (www.isinet.com). مجلههای فهرستشده در این وبگاه در فهرست گزارشهای استنادی مجلهها قرار میگیرد و انتشار مقاله در این مجلهها بهمنزلة مشارکت در تولید علم بهشمار میآید. در این وبگاه تا سال 1395 تعداد 45 مجلة ایرانی دارای ضریب تأثیر نمایه شدهاند (www.isinet.com) از سال 2005 تا نوامبر 2015 تعداد 180085 مقاله از ایران در این وبگاه نمایه شدهاند و 1046651 مقاله هم به این مقالات استناد کردهاند. بدینترتیب بهطور متوسط به هر مقاله ایرانی 81/5 مقاله استناد کردهاند (www.isinet.com).
مؤسسة اطلاعات علمی، در این وبگاه، اطلاعات کامل کتابشناسی، منابع استنادی و چکیدة مقالات نشریات زیر پوشش را در سه بخش نمایهسازی میکند که عبارتاند از:
1. نمایة استنادی علوم محض، که دربرگیرندة مجلات علمی رشتههای گوناگون علوم پایه است و اطلاعات هزاران مجلة علمی را در چهارچوب خدمات وب او ساینس عرضه میکند.
2. نمایة استنادی علوم اجتماعی که مقالات حوزة علوم اجتماعی را زیر پوشش دارد.
3. نمایة استنادی هنر و علوم انسانی (Art and Humanities Science Citation Index= A & HSCI)، که اطلاعات مهمی دربارة مقالات منتشرشده در زمینة هنر و علوم انسانی در اختیار پژوهشگران و مخاطبان میگذارد.
گزارشهای استنادی مجلات
گزارشهای استنادی مجلات برای کمک به ارزیابی و مقایسة مجلههای پژوهشی تهیه میشوند. این گزارشها ابزار ضروری، فراگیر و یگانه برای ارزشیابی مجلهها براساس استنادات استخراجشده از مجلههایی است که انتشار یافتهاند (www.isinet.com).
گزارشهای استنادی مجلات مرجع اطلاعاتی معتبری برای ارزشیابی مجلهها و تهیة گزارشهای استنادی است و میزان تأثیر مجلات پژوهشی را در جامعة پژوهشی جهانی تعیین میکند (Garfield, 1979; McVeigh, 2004). این گزارشها به دو گروه علوم و علوم اجتماعی تقسیم میشوند. تحلیل استنادات با استفاده از دادههای مؤسسة تامسون برای تعیین تاریخچة استناد به مجله و یا سوابق ارجاع به مؤلفان و ویراستاران آن بهکار میرود.
گزارشهای استنادی مجلات زمینه را برای تحلیل مجله، برای تأیید، انتخاب یا حذف آن از مجموعة مجلات زیر پوشش مؤسسه تامسون فراهم میکند. برای تحلیل استنادی، عنوان مقاله، چکیده و کتابشناسی مقالات مندرج در مجلات باید به زبان انگلیسی باشد؛ البته ممکن است همة مقالات چکیده نداشته باشند. بدینترتیب، مقالات از 42 زبان مختلف- که فقط قسمتهای یادشده در آنها به انگلیسی است- بازیابی میشوند. در این پایگاه منابع مقالات و اطلاعات استنادی آنها کاملاً فعال است و در هنگام بازیابی یک مقاله، گذشته و آیندة آن ترسیم میشود (نگاره 1).
گزارشهای استنادی مجلات، برای هر مجله، براساس ارتباطات استنادی، مجلات مربوط به آن حوزة علمی را تعیین میکند و در تحلیل استنادات، باید این نکته را مدنظر داشت که دادههای کمّی استنادات یک مجله برای اندازهگیری تأثیر آن در مقایسه با سایر مجلههای آن زمینة خاص علمی کاربرد دارد (Pudovkin and Garfield, 2002; Xiu, 2008)؛ برای مثال، در زمینههای محدودی ازقبیل بلورشناسی در مقایسه با زمینههای گستردهتر مثل ژنتیک و زیستفنّاوری مقالات یا استنادات فراوانی وجود ندارد. بنابراین، ضریب تأثیر مجلات با زمینههای محدود بیتردید کمتر از زمینههای علمی وسیع خواهد بود، یا در مقالات برخی از شاخههای علوم ازقبیل هنر و علوم انسانی ممکن است مدت زمان نسبتاً طولانی صرف شود تا به مقاله به اندازة کافی استناد شود (صالحی، 1384؛ www.isinet.com). یکی از علل آن این است که در بسیاری از مقالات علوم انسانی و هنر، به نسخ خطی و کتابهایی استناد میشود که در فهرست نشریات زیر پوشش مؤسسة اطلاعات علمی قرار ندارند، در نتیجه، در اینگونه مقالات، استناد به مقالات مجلات کاهش مییابد (فتوحی، 1385). این موضوعات همراه با میزان استنادات مقالات یک مجله به خود آن مجله در ارزیابی مدنظر قرار میگیرد. در ارزیابی مجلات جدید- که ارزیابان هنوز دادههایی دربارة مقالات ندارند- به مؤلفان مقالات و میزان استنادات به مقالات قبلی آنها توجه میشود. میزان متوسط استنادات 80 % از مجلات زیر پوشش مؤسسة اطلاعات علمی به خود کمتر یا معادل 20 % است و این عدد قابل قبولی است (McVeigh, 2004). در برخی از مجلهها که مقالات برتر جهان در آنها چاپ میشوند، افزایش این میزان دور از انتظار نیست؛ زیرا به مقالات معتبر موجود در آن مجلهها به کرات استناد میشود. بههرحال، این میزان نیز در کلیة مجلهها کنترل میشود و در صورت تناسب نداشتن، در ارزیابی لحاظ میشود (www.isinet.com).
مجلات زیر پوشش دائماً ارزیابی میشوند، عرضه نمایة مجلههای معتبر ادامه مییابد و مجلات ضعیف حذف خواهند شد. این عمل ارزیابی مجلات هر دو هفته یکبار اتفاق میافتد و مجلات زیر پوشش پایگاه علمی تامسون ازنظر حفظ معیارهای اصلی انتشار و ارتباط آشکار با حوزههای علمی مربوط رصد میشوند (www.isinet.com).
فهرست مجلههای ماستر (که در پایگاه مؤسسة علمی تامسون دیده میشود) شامل فهرست کلیة مجلههایی است که در وب او نالج برای نمایهسازی تحت بررسی هستند. امکان دارد مجلاتی در این فهرست قرار بگیرند؛ اما هیچگاه وارد گزارشهای استنادی مجلات نشوند و درنهایت، حذف شوند.
فرایند انتخاب مجلات برای پذیرش در مؤسسة اطلاعات علمی
نشانگرهایی مانند معیارهای اصلی انتشارات مجلهها (ترتیب انتشار، میزان پایبندی به پیمانهای بینالمللی نویسندگی و ویراستاری) و اطلاعات کتابشناختی (عنوان مقاله، واژههای کلیدی، چکیده، مشخصات مؤلفان و منابع استنادی) به زبان انگلیسی ارزیابی میشوند. شرکت تامسون رویترز اعضای هیئت تحریریه، تنوع بینالمللی نویسندگان و ویراستاران آن مجله را نیز مدنظر قرار میدهد (Garfield, 1990). ارسال کمینه سه شمارة آخر و متوالی مجله برای ارزیابی به مؤسسه ضرورت دارد. بدینترتیب، ابتدا آخرین شمارة چاپشده و سپس دو شمارة بعدی آن بلافاصله پس از چاپ به آدرس مؤسسه ارسال میشود.
همراه با مجله، عنوان کامل، شمارة استاندارد بینالمللی پیایندها، نام ناشر و نشانی، نام ویراستاران و مشخصات آنها، خلاصهای از ویژگیهای منحصربهفرد مجله و چگونگی تمیز آن از سایر مجلات در آن حوزه نیز برای ارزیابی لازم است. معمولاً ارزیابی مجله در مؤسسة تامسون چندین ماه بهطول میانجامد و برای مجلههایی که به شکل فصلنامه چاپ میشوند، این دوره کمتر از 9 ماه نخواهد بود. انتشار مرتب براساس برنامة اعلامشدة مجله نشانگر اصلی در فرایند ارزیابی مجله است. این موضوع دربارة مجلههای الکترونیکی نیز حائز اهمیت است. در حالتی که مجلة الکترونیکی شمارههای جداگانه داشته باشد، انتشار بهموقع آن مهم است و درصورتیکه مجلة الکترونیکی مقالات را بهمحض آماده شدن منتشر میکند و منتظر جمعآوری مقالات در حد یک شماره نمیشود، فرایند ارزیابی مجله قدری متفاوت میشود و ارزیابان جریان انتشار پیوستة مقالات را بهمدت چندین ماه زیر نظر میگیرند. پایبندی به تعهدات بینالمللی نویسندگی و ویراستاری (شامل ذکر عنوان کامل مجله، چکیدهها و عناوین مقالات به شکل کاملاً توصیفی، ارائة اطلاعات کامل کتابشناسی برای منابع مورد استناد و نشانی کامل هر نویسنده) ضرورت دارد. باتوجهبه اینکه در وضعیت فعلی جهان، انگلیسی زبان بینالمللی علوم است، مؤسسة اطلاعات علمی مجلاتی را پوشش میدهد که متن کامل آنها یا حداقل اطلاعات کتابشناسی آنها به زبان انگلیسی است.
بررسیهای مؤسسه اطلاعات علمی نشان داده است که برخی از مجلات علمی نتایج و اطلاعات علمی مؤثر و قابل استنادی منتشر میکنند که در واقع مؤسسه این مجلات را نمایه میکند و از پوشش کلیة مجلات علمی خودداری میکند؛ زیرا هم ازنظر اقتصادی بهصرفه نیست و هم مطالعات علمی مشخص کردهاند که این کار ضرورتی ندارد. برای توضیح عملکرد خود به اصل برادفورد اشاره میکند که در اواسط دهة 1930، نشان داد که مطالعات محوری هر شاخة علمی در کمتر از هزار مجله درج میشوند و از این تعداد مجله، تعداد نسبتاً کمی دارای اطلاعات بسیار قوی دربارة موضوعات اصلی آن شاخة علمیاند و بقیة آنها دارای ارتباط ضعیفی هستند (Garfield, 1996).
فرایند داوری دقیق مقالات مندرج در مجله نشانگر دیگری در ارزیابی مجلههاست و حکایت از سطح کیفی پژوهشهای عرضهشده و کفایت منابع استنادی دارد. توصیه میشود منبع مالی تأمینکنندة بودجة پژوهش مندرج در مجله نیز ذکر شود. بر تنوع ملیتی هیئت تحریریه و نویسندگان مجلههای بینالمللی نیز تأکید میشود؛ زیرا گسترش علم بهمثابة یک پدیدة جهانی مطرح است و دانشمندان و پژوهشگران با مشارکت یکدیگر میتوانند در پیشرفت آن مؤثر باشند (www.isinet.com).
عامل تأثیر
مؤسسة اطلاعات علمی هر سال مجلههای علمی را براساس میزان استناداتی که به مقالات آنها میشود رتبهبندی میکند و با اختصاص عددی به نام عامل یا ضریب تأثیر، میزان اعتبار علمی و استنادات مجلهها را مشخص میکند. یکی از اهداف اصلی انتشار مقالات در مجلههای علمی آگاهی و اطلاعرسانی به سایر پژوهشگران است تا آنها بتوانند با بهرهگیری از اطلاعات عرضهشده، پژوهشهای دیگری را راهاندازی کنند. برایناساس، هرچه میزان استفاده از مقالات یک مجله بیشتر باشد و بیشتر مبنای تحلیل و پژوهش دیگر پژوهشگران واقع شود، رتبة علمی و درنهایت، اعتبار علمی آن مجله فزونی خواهد یافت. عامل تأثیر مجله یگانه ابزار ارزشیابی است که اهمیت مجله را در ارتباط با سایر مجلهها در زمینه و حوزة علمی خود آشکار میکند (صبوری، 1382؛ McVeigh, 2004). عامل تأثیر برای یک مجله ازطریق تقسیم تعداد استنادات در سال جاری به مقالات منتشرشده در دو سال گذشتة آن مجله بر تعداد کل مقالات مندرج در آن مجله در دو سال گذشته بهدست میآید (Garfield, 1999)؛ برای مثال، عامل تأثیر در یک مجله در 2015م برابر است با تعداد استنادات به مقالات سالهای 2014 و 2013 آن مجله در سال 2015، بخش بر تعداد مقالات چاپشده در طی سالهای 2014 و 2013 همان مجله. بدینترتیب عامل تأثیر مجلة سالانة ایمنیشناسی در سال 2004 برابر با 4/52 بوده است؛ زیرا تعداد مقالات منتشرشده در سالهای 2002 و 2003، این مجله 51 و تعداد استنادات به این مقالات در سال 2004 معادل 2674 بار بوده است.
|
(4/52 = |
2674 |
= عامل تأثیر) |
|
51 |
بررسیها نشان میدهد که در دو سال نخست پس از انتشار یک مقاله، بیشینه استنادات یا ارجاعات به آن مقاله انجام میشود و پس از آن بهتدریج از میزان استنادات به آن کاسته میشود (Garfield, 2001). بنابر نوسانات استنادات، عامل ضریب تأثیر یک مجله طی سالهای متمادی عددی ثابت نخواهد بود.
نخستینبار گارفیلد مفهوم عامل تأثیر را در مجلة ساینس، در 1955م، مطرح ساخت. پس از آن وی با حمایت مؤسسة ملی بهداشت، نمایة استنادی آزمایشی ژنتیک را آغاز کرد که سرانجام به انتشار نمایة استنادی علوم، در 1961م، انجامید. وی همراه با ایروینگ. اچ. شر عامل تأثیر مجله را راه مناسب دیگری برای انتخاب مجلهها دانستند و با این رویکرد، گروه دیگری از مجلههایی که اساساً به میزان زیادی مورد استناد واقع میشدند در نمایة استنادی علوم زیر پوشش قرار گرفتند (Garfield, 1999)؛ اگر برای انتخاب مجله فقط از میزان تولید و انتشار مقالات استفاده شود، ممکن است تعدادی از مجلهها به نمایة استنادی علوم راه نیابند. برای رفع این مشکل عامل تأثیر مجله و میزان استناد به آن هویت یافت تا با اتخاذ این رویکرد مجلات مهم و تأثیرگذار به نمایة استنادی علوم راه یابند (Garfield, 1990). مؤسسة اطلاعات علمی معمولاً در پایان هر سال میانگین ضریب تأثیر مجله را از ابتدای نمایه شدن آن در فهرست مجلههای گزارش استنادی مجله تا زمان مورد محاسبه بهصورت گزارشی منتشر میکند. از این نشانگر برای برآورد کلی وضعیت استنادات به آن مجله استفاده میشود (صبوری، 1384).
در مطالعات استنادی باید ویژگیهایی ازقبیل اختصاصی بودن، تراکم استناد و نیمة عمر (تعداد سالهایی که باید بگذرد تا 50 % استنادات به یک مقاله تحقق یابد) را لحاظ کرد. تراکم استناد، تعداد متوسط مقالات استنادکننده بهازای هر مقاله است. این میزان در مجلات ریاضی بسیار کمتر از مجلات زیستمولکولی است. نیمة عمر مجلههای فیزیولوژی بیشتر از مجلههای فیزیک است. نیمة عمر طولانیتر نشاندهندة پایداری و تداوم نقش مقالات مندرج در یک مجله در تولید علم است. در برخی زمینههای علمی، گزارش دورة دوسالة استنادات مجله ممکن است تصویری همانند دورة پنج تا دهساله از ضریب تأثیر فراهم آورد؛ اما در برخی مجلهها چنین امری صادق نیست. باوجوداین، هنگامیکه مجلههای یک زمینة علمی خاص بهصورتکلی بررسی میشوند، عامل تأثیر در 1 تا 7 یا 15 سال اختلاف چشمگیری با هم ندارند (Garfield, 2006).
استناد به نامه به سردبیر مجله، مصاحبهها، سخن سردبیر و یادداشتهای اصلاحی در محاسبة عامل تأثیر مجله نقشی ندارد. عامل تأثیر، بهرغم اینکه در تعیین اعتبار علمی مجله نشانگر مناسبی است؛ اما چون با محاسبات آماری تعیین میشود، خالی از اشکال نیست و از زمان طرح آن، محل مناقشات و مجادلات فراوانی بوده است (Xiu, 2008) و عوامل گوناگونی میتوانند آن را تحتالشعاع خود قرار دهند. عدهای میپندارند انتشار مقاله در مجلهای که جامعة علمی گستردهای از پژوهشگران را پوشش میدهد با استناد بیشتری روبهرو خواهد شد؛ زیرا نویسندگان بیشتری به آن مقالات مراجعه و استناد میکنند. اما، در موشکافی دقیق، مشخص میشود که در همین مجلات علمی مقالاتی وجود دارند که به آنها استناد نمیشود. این موضوع بهخوبی روشن شده است که در بیشتر گرایشهای علمی، چگونگی توزیع استنادات چولگی دارد و 20% از مقالات در اصل 80 % از استنادات را به خود اختصاص میدهند. بنابراین، اختلاف در جامعة علمی استفادهکننده لزوماً روی عامل تأثیر مؤثر نیست (Garfield, 1996). ازسویدیگر، تعداد فراوان منابع استنادی در یک مقاله یا مقالات یک مجله نیز در محاسبة عامل تأثیر مجلهها بیتأثیر نخواهد بود (Garfield, 2006). مقالات یک مجله ممکن است بارها مطالعه شوند، اما به آنها استناد نشود و این موضوع در عامل تأثیر بازتاب نمییابد. همچنین در مجلهای با عامل تأثیر بالا ممکن است مقالهای به چاپ برسد که کمتر به آن استناد شود (Weale et al., 2004). ازسویدیگر، مقالاتی که چند مؤلف بهصورت مشترک منتشر میکنند با استناد بیشتری همراه خواهند بود و هریک از مؤلفان، در مقالات بعدی خود، برحسب ضرورت یا غیر از آن، به آن مقاله استناد خواهند کرد. گاه نویسندگان مقالات در یک مجله، با هماهنگی قبلی یا ناخواسته، به مقالات همان مجله بیشتر استناد میکنند (McVeigh, 2004) و یا ممکن است مقالاتی از یک مجلة علمی، بهعلت دیرکرد در انتشار آن، پس از دو سال محاسبه برای عامل تأثیر، بارها به آنها استناد میشود. میزان زمان مورد نیاز برای مطالعة یک مقاله در استناد به آن و در نتیجه، عامل تأثیر نیز نقش خواهد داشت (Garfield, 1999).
پژوهشهای پرشماری نشان دادهاند که به مقالاتی که آزادانه در دسترس پژوهشگران قرار دارد بیش از مقالاتی استناد میشود که دسترسی به آنها آزاد نیست (Antelman, 2004). انتشار حجم زیادی از مقالات مروری در مجله در عرض یک سال موجب افزایش موقت میزان استنادات به آن مجله و درنهایت ارتقای رتبهبندی آن مجله میشود (Weale et al., 2004)، یا با تغییر ناگهانی در تعداد مقالات منتشرشده در یک مجله، موقتاً میزان تأثیر آن مجله افزایش مییابد (www.isinet.com). باوجود نظرهای متناقض و ایراداتی که به عامل تأثیر وارد است، هوفل در دفاع از آن چنین مینویسد: «عامل تأثیر برای سنجش کیفیت مقالات ابزاری عالی نیست؛ اما چیزی بهتر از آن برای این امر وجود ندارد و مزیت آن موجودیت فعلی آن است، بنابراین، روشی مناسب برای ارزشیابی علمی بهحساب میآید. تجربه نشان داده است که در هر زمینة تخصصی، بهترین مجلات همانهایی هستند که در آنها پذیرش مقالات بهسختی صورت میگیرد و اینها مجلههایی هستند که عامل تأثیر بالایی دارند. بسیاری از این مجلهها پیش از پیشنهاد عامل تأثیر نیز موجودیت داشتهاند. کاربرد عامل تأثیر بسان معیاری برای ارزیابی کیفیت علمی به این علت گسترش یافته است که با باورهای افراد متخصص دربارة بهترین مجلههای هر زمینة تخصصی تناسب ویژهای داشته است» (Hoeffel, 1998).
بهکارگیری عامل تأثیر مجله در ارزیابی مؤلفان خطرهای نهفتهای دربر خواهد داشت و موجب سوگیری خواهد شد. بنابراین ارزیابان بایستی پس از مطالعة مقاله دربارة مؤلف آن داوری کنند.
برای اختصاص عامل تأثیر به یک مجله از زمان راه یافتن آن در فهرست مجلههای زیر پوشش مؤسسة اطلاعات علمی سه سال زمان لازم است. بدینترتیب، همیشه مجلههایی در این مؤسسه نمایه میشوند که هنوز عامل تأثیر دریافت نکردهاند و باوجود حضور داشتن در فهرست وب او نالج، در فهرست گزارشهای استنادی مجلهها قرار ندارند. شمار اندک مجلات ارزشیابیشده در این فهرست از دیگر کاستیهای گزارشهای استنادی مجلههاست (Stegmann, 1997).
کتابشناسی
حری، عباس. (1372). «تحلیل استنادی و شباهتهای آن با علم الحدیث». نشر دانش، 4(2)، 11-17.
شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1387). سیاستها و ضوابط پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). بازیابی شده از: http://rc.majlis. ir/fa/law/show/134202
صالحی، کیوان. (1384). درآمدی بر پژوهشنگاری. تهران: سازمان سنجش آموزش کشور.
صبوری، علیاکبر. (1384). «ارزیابی مجلات ایرانی فهرستشده در مؤسسة اطلاعات علمی (ISI)»، رهیافت، 15(36)، 52-62.
صبوری، علیاکبر. (1382). «مروری بر تولید علم در سال 2003». رهیافت، 13(31)، 21-23.
فتوحی، محمود. (1385). آیین نگارش مقالة علمی- پژوهشی. تهران: سخن.
Antelman, K. (2004). “Do Open-Access Articles Have a Greater Research Impact?” College and Research Libraries, 65(5), 372-382.
Cawkell, T. and Garfield, E. (2001). “Institute for scientific Information”. In E. H. Fredriksson (Ed.), A Century of Science Publishing: A Collection of Essays (pp.149-160). Amsterdam: IOS.
Garfield, E. (1979). Citation Indexing: Its Theory and Application in Science, Technology and Humanities. New York: Wiley.
Garfield, E. (1990). “How ISI Selects Journals for Coverage: Quantitative and Qualitative Considerations”. Current Contents, 13(22), 185–193.
Garfield, E. (1996a).“How Can Impact Factors Be Improved?” British Medical Journal, 313(7054), 411-413.
Garfield, E. (1996b). “The Significant Scientific Literature Appears in a Small Core of Journals”. The Scientist, 10(17), 13-15.
Garfield, E. (1999). “Journal Impact Factor: A Brief Review”. Canadian Medical Association Journal, 161(8), 979–980.
Garfield, E. (2001). “Impact Factors, and Why They Won't Go Away”. Nature, 411(6837), 522.
Garfield, E. (2006). “The History and Meaning of the Journal Impact Factor”. Journal of the American Medical Association, 295(1), 90–93.
Hoeffel, C. (1998). “Journal Impact Factors”. Allergy, 53(12), 1255.
McVeigh, M. E. (2004). Journal Self-Citation in the Journal Citation Reports — Science Edition (2002): A Citation Study from the Thomson Corporation. Retrieved from: http://www.thomsonscientific.com/media/presentrep/essayspdf/selfcitationsinjcr.pdf.
Pudovkin, A. I. and Garfield, E. (2002). “Algorithmic Procedure for Finding Semantically Related Journals”. Journal of the American Society for Information Science and Technology, 53(13), 1113–1119.
Stegmann, J. (1997). “How to Evaluate Journal Impact Factors”. Nature, 390(6660), 550.
Weale, A. R., Bailey, M. and Lear, P. A. (2004). The Level of Non-Citation of Articles Within a Journal as a Measure of Quality: A Comparison to the Impact Factor”. Medical Research Methodology, 4(1), 14-22.
http://isiwebofknowledge.com
http://scientific.thomson.com/products/jcr
http://scientific.thomsonreuters.com/mjl/selection
http://www.isinet.com