کتابخانه دانشگاهی بهطور معمول در انواع گوناگونی چون کتابخانه مرکزی، کتابخانه دانشکدهای، و یا وابسته به مدارس عالی و کالجها وجود دارد. در رویکرد گستردهتر، کتابخانههای گروههای آموزشی را نیز لازم است به این مجموعه افزود. وظیفة اصلی کتابخانه مرکزی، گردآوری کتابهای پایه، عمومی و تخصصی در رشتههای گوناگون برای استفادة استادان، دانشجویان و کارکنان است. این کتابخانه در واقع کتابخانه مادر است و اغلب شامل بخش منابع مرجع، منابع دیداری و شنیداری، خدمات عمومی، خدمات فنی و غیره است. این نوع کتابخانه، تعداد زیادی مجموعة منابع در اختیار دارد و بهطور معمول، در مرکز و ناحیه پرجمعیت دانشگاه تأسیس میشود تا دسترسی به آن بهآسانی میسر باشد. کتابخانههای دانشکدهای، برای جلوگیری از انباشت امور در کتابخانه مرکزی و ایجاد نظامی تخصصی برای کمک به استادان، دانشجویان و کارکنان دانشکدهها ایجاد میشود. مواد این کتابخانهها را بیشتر کتابهای درسی و منابع پژوهشی در زمینة موضوعهای مورد تدریس در دانشکده تشکیل میدهد. کتابخانههای گروههای آموزشی، بهطور معمول، در هر گروه آموزشی در زمینه تخصصی همان گروه و در مجموعهای کوچک شکل میگیرد. این مجموعه، اغلب شامل کتابهای مرجع، کتابهای تخصصی یک رشته و نشریات ادواری خاص است که بیشتر دانشجویان و اعضای همان گروه آموزشی به آن دسترسی دارند (مرتضوی، 1383).
هدف از گشایش کتابخانه دانشگاهی، دستیابی به هدفهای دانشگاه یعنی حفظ، اشاعه، و ارتقای دانش است و ازاینرو، هدفهای آن، هماهنگ با هدفهای دانشگاه شکل میگیرد و معنیدار میشود. این نهاد ارتباط مستقیمی با نیازهای آموزشی و پژوهشی استادان و دانشجویان دارد و هدف اساسی آن، حمایت از برنامههای آموزشی و پژوهشی دانشگاه است. فراهم ساختن امکان پیشرفت تحصیلی دانشجویان، خدمت به استادان در امر انتقال دانش و اعتلای برنامههای پژوهشی و مطالعات پیشرفته، از رسالتهای کتابخانه دانشگاهی است. موفقیت برنامههای پژوهشی گسترده دانشگاه و برگزاری دورههای عالی پژوهشی و تخصصی، نیازمند تدارک منابع غنی و ارائه خدمات شایستة کتابخانه دانشگاهی است (حقیقی، 1385، ص1462). کتابخانه دانشگاهی عامل اثرگذار بر کیفیت آموزش عالی و فعالیتهای پژوهشی در هر کشوری و به دنبال آن، در توسعه همهجانبه جامعه است. کتابخانههای دانشگاهی در بیشتر کشورها، در ارائه خدمات نوین و دسترسی به منابع علمی پیشرو هستند. اعتبار دانشگاه یا هر مؤسسة آموزشی و پژوهشی تا اندازه زیادی به کتابخانة آن، وابسته است که پویا و روزآمد باشد و دانشگاه برای دستیابی به هدفهای آموزشی و پژوهشی خود، به کتابخانه نیاز دارد. باتوجهبه تأثیرگذاری کتابخانه بر تکتک اعضای جامعة دانشگاهی، میتوان گفت کتابخانه قلب دانشگاه است. هیچیک از دیگر عوامل غیرانسانی در دانشگاه به اندازه کتابخانه، بر کیفیت بروندادهای یک دانشگاه چه در بعد دانشآموختگان، چه در بعد انتشارات علمی و فعالیتهای پژوهشی تأثیرگذار و نافذ نیست. بعید بهنظر میرسد دانشگاهها با منابع کتابخانهای نابسنده، به موفقیتهای چشمگیر در سطح ملی و بینالمللی دست یابند. امروزه نه فقط در ایران، بلکه در سراسر دنیا، دانشگاههای قوی و اثرگذار در عرصههای علمی مختلف، مجهز به کتابخانة آموزشی و پژوهشی عظیم هستند. افزونبراین، امروزه کتابخانه یکی از عوامل سنجش کیفیت آموزش و همچنین رتبهبندی دانشگاهها بهشمار میرود؛ محسوب میشود؛ چنانکه در ایران نیز پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، براساس فهرستی از نشانگرهای تعریفشدة جهانی، به رتبهبندی دانشگاههای ایران میپردازد. در این رتبهبندی یکی از نشانگرهای سنجش، کتابخانة دانشگاه است. ضمن اینکه هر کتابخانة دانشگاهی، ویژگیهای یکتای خود را دارد، در شاخصههای وابستگی به سازمان مادر و نحوه تأمین بودجه، مجموعه، اندازه، رشد، همکاریهای بین کتابخانهای، کاربرد فنّاوری، خدمات، امکانات فیزیکی و سازمان با یکدیگر اشتراکهایی دارند.
امروزه با تغییر رویکرد آموزش از سنتی به جدید و نیاز به همکنشی بیشتر میان استاد و دانشجو، کتابخانههای دانشگاهی، اهمیت بیشتری یافته است. این کتابخانهها بهمثابة جایگاهی برای دسترسی به اطلاعات روزآمد علمی، دانشجویان و اعضای هیئتعلمی را در همکنشیها، بررسیها، چالشهای نقادانه و تحلیلی دربارة نظریات و یافتههای موجود، یاری میکنند و در نظام آموزشی همکنشیمحور، مشارکت میکند. دستیابی به هدفهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه، تنها با عملکرد مطلوب و پویای همة عناصر نظام آموزشی با یکدیگر امکانپذیر است. کتابخانه عضوی از این نظام است و بهمثابة نهادی برای در اختیارگذاشتن اطلاعات علمی، از برنامه آموزشی و پژوهشی دانشگاه پشتیبانی میکند. ضرورت وجود کتابخانه در دانشگاهها بهگونهای پذیرفته است که میتوان برای آنها، ماهیت نهادی قائل شد؛ زیرا بنا به نیاز جامعه ساخته میشوند و شکل میگیرند و ادامه حیات مییابند. دیگر تصور دانشگاه بدون کتابخانه ناممکن است (عمرانی، 1387، ص32). این نوع کتابخانه، ضمن وابستگی سازمانی به دانشگاه، پشتیبانی از رسالتهای دانشگاه را ازطریق فراهمآوری، سازماندهی، اشاعه (دسترسی به) اطلاعات و سایر خدمات بهطور مستقل، با بهرهگیری از سازوکارها و فرایندهای علمی تعریفشده در علم کتابداری و اطلاعرسانی، در درون ساختار بزرگ سازمانی به نام دانشگاه انجام میدهد. ازجمله این موارد، میتوان به دسترسی بهتر به منابع اطلاعاتی چاپی و الکترونیکی، کمک به فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، پیادهسازی نظامهای اطلاعاتی پیشرفته بنا به نیاز دانشگاه، کمک به دانشجویان در انجام تکالیفشان و بسترسازی برای انجام جستوجو در منابع کتابخانهای، الکترونیک و صفحات وب اشاره کرد.
تاریخچة کتابخانههای دانشگاهی ایران (دور باستان و اسلامی)
درحالیکه تاریخ تأسیس دانشگاهها در اروپا به سدههای دوازدهم و سیزدهم میلادی میرسد (مصاحب، 1345) منابعی از دوران کهن موجود است که حاکی از وجود مراکز و نظامهای آموزش عالی و کتابخانههای زیر پوشش آنها در ایران باستان است. هرچند، از کتابخانههای این مراکز، اطلاعات دقیقی در دست نیست (مصاحب، 1345، ص2177). در دورة هخامنشی، مدارس عالی مهم بهخصوص در علم طب در شهرهای بورسیپا، ملیت و ارخویی وجود داشت. گرچه، نمیتوان دیگر مناطق و شهرهای مهم این امپراتوری همچون آذربایجان، بلخ و ری را بدون مدارس عالی مشابه و مراکز علم و دانش متصور شد. در دورة ساسانی، دانشگاه ریواردشیر و ارجان در فلسفه، پزشکی و ستارهشناسی، ازجملة این مراکز آموزش عالی بود. پس از آن، از برجستهترین مراکز آموزش عالی، دانشگاه جندیشاپور بود که در پزشکی، فلسفه، حکمت و ستارهشناسی شهرت داشت و طب در سبکهای یونانی و ایرانی و هندی هر سه در این دانشگاه، تدریس میشد و اردشیر بابکان، پیش از تأسیس جندیشاپور ترجمة آثار یونانی و هندی به پارسی را مورد توجه قرار داده بود (محمودآبادی، 1383، ص408). آشکار است که چنین دانشگاههایی به مراکزی نیاز داشتند که منابع علمی زمان خود را فراهم آورند و در دسترس استادان و دانشجویان قرار دهند. ابنندیم از دو کتابخانة مهم در عصر ساسانی نام میبرد: یکی کتابخانه اردشیر و پسرش و دیگری کتابخانه بزرگی که انوشیروان در جندیشاپور برای دانشگاه تأسیس کرد (محمودآبادی، 1382، ص410). آثار یونانی، لاتینی و هندی در دورة ساسانیان با رویکرد تأکید بر سنن و آداب هخامنشی، ترجمه و به این کتابخانهها وارد میشد. با آنکه بسیاری از کتابها، کتابخانهها و مدارک مربوط به جنبشهای علمی و شکلگیری مکاتب و دانشگاههای مربوط به دورة ساسانی با حمله اعراب و پس از آن بنا به تصمیم امرای عرب از بین رفت (محمودآبادی، 1383، ص409)، آثار باقیمانده از آنها، در شکلگیری مکاتب دانشگاهی و کتابخانههای پس از خود، بسیار تأثیرگذار بوده است؛ بهگونهای که بیتالحکمه در بغداد به پیروی از جندیشاپور تأسیس شد (سامی، صص 1342-1344).
مسلمانان در ایجاد دانشگاهها و مؤسسات وابسته به آنها پیشرو بودهاند. گشایش مدارس در گوشه و کنار کشورهای اسلامی مورد توجه خلفا، حکام، و دولتهای دانشدوست بوده است. در تمدن اسلامی، برای مدارس و دانشگاهها، کتابخانههایی نیز ایجاد میشد. کمتر مدرسهای در عراق، خراسان، سوریه، و مصر پیدا میشد که کتابخانه نداشته باشد (شبلی، 1361، ص158). پس از گشایش بیتالحکمه در بغداد به دست مأمون، خلیفة عباسی (218-170 ق.)، آموزش عالی در سرزمینهای اسلامی وضع فراگیرتری پیدا کرد (مصاحب، 1345، ص2176). حَکَم دوم، خلیفه اموی اندلس (حکومت 366-350)، دانشگاه بزرگی در قرطبه (گرانادای امروزی در اسپانیا) گشایش یافت که آن را با بزرگترین کتابخانه آن عصر مجهز کرد و دانشجویان مسیحی و مسلمان، نه تنها از اسپانیا و اروپا، که از افریقا و آسیا نیز بهسوی این دانشگاه سرازیر میشدند (دیوان، 1373، ص22). کتابهای این کتابخانه را بین 400000 تا 600000 جلد برآورد کردهاند (Thompson, 1967, p. 361).
پس از آن، خواجه نظامالملک طوسی، وزیر دانشمند دوران سلجوقی (485-451 ق.)، در چندین شهر همانند بغداد، بلخ، نیشابور، اصفهان، بصره، مرو، آمل، طبرستان، موصل، هرات و جزیره ابنعمر مدرسههایی را دایر کرد (کسائی، 1363). یکی از بزرگترین و پرآوازهترین آنها، نظامیه بغداد بود که در اوایل نیمة دوم سده پنجم ق. گشایش یافت. هممان با گشایش نظامیه، کتابخانه مجهزی متناسب با تشکیلات وسیع مدرسه در آنجا ایجاد شد. در این کتابخانه، کتابها بهآسانی، در دسترس استادان و دانشجویان قرار میگرفت و کتابخانه و کارکنان آن، بخشی از سازمان آموزشی نظامیه را تشکیل میدادند (کسائی، 1363، ص176). شهر بغداد در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، یکی از مراکز علمی و فرهنگی بود. در سال 630 ق. این شهر، شاهد گشایش کتابخانه بزرگ دیگری برای دانشگاه مستنصریه بود که صدها هزار جلد نسخة خطی در زمینه علوم گوناگون داشت و صدها کتابدار در آن، بهکار مشغول بودند (مظاهری، 1348، ص213).
در مراغه نیز خواجه نصیرالدین طوسی پژوهشکده و رصدخانهای با کتابخانهای بزرگ را پی نهاد. خواجه رشیدالدین فضلالله در دوره ایلخانان (750-654 ق.)، ربع رشیدی را در تبریز بهصورت شهرکی بزرگ، برای تمرکز همة علوم و فنون آن زمان، شامل کتابخانه، مدرسه، مسجد، دارالایتام، گرمابه، مهمانسرا، بیمارستان، مدارس عالی، پرورشگاه و کارگاههای صنعتی ازطریق وقف بنا نهاد (همدانی، 1356). ربع رشیدی دارای 2 کتابخانه بود. 1000 مصحف و 60000 مجلد کتاب در مجموعه این کتابخانهها جای داشت (بیانی، 1371). از دیگر نمونهها، مدرسه رکنیه در یزد که مجموعه کتابخانه آن سه هزار جلد کتاب و موقوفات بسیار را دربر میگرفت (کاتب، 1357). مدارس پرشمار دیگری همچون شیردار، الغبیک و طلاکاری در سمرقند، مدرسه امیر فرهان شیخ، فیروزشاه، سلطان حسین بایقرا و بدیعه در هرات، مدرسه ملکت آغا در بلخ، مدرسه گوهرشاد بیگم در هرات و مشهد، مدرسه یوسفخواجه در مشهد، مدرسه صدرالدین دشتکی در شیراز و مدرسه حافظیه و امیرچخماق در یزد (میرجعفری، 1375) مراکز دانشگاهی زمان خود بودند.
نمونههای کتابخانههای مدارس قدیم که به آنها اشاره شد، حکایت از این دارد که کتابخانه در تشکیلات مدارس و دانشگاهها در تمدن اسلامی، بخش مهمی بوده است. شکوفایی و درخشش دانشگاههای عظیم این تمدن، در ایجاد دانشگاههای نوین اروپا، تأثیری بسزا داشته و غرب را به فکر تأسیس دانشگاه انداخته است. المر دی. جانسون، مورخ کتابخانههای جهان غرب، احتمال میدهد که نخستین دانشگاهها در اروپای غربی مستقیماً، با الهام از دانشگاههای موجود در اسپانیای مسلمان ایجاد شده باشد (Johnson and Harris, 1976).
تاریخچه کتابخانههای دانشگاهی ایران (دورة معاصر)
توقع میرود تشکیل کتابخانههای دانشگاهی در دوران اخیر به زمان تأسیس وزارت علوم و معارف در سال 1234 ه. ش بازگردد (داوری اردکانی، 1383، ص1260). پس از این تاریخ مدارسی در تهران و برخی از شهرها به وجود آمد که هریک در سطح فراتر از آموزشهای متوسطه آن زمان، به آموزش فراگیران میپرداخت. از این میان میتوان به مدرسة دارالفنون (تأسیس 1268ق.)، مدرسة سیاسی (تأسیس 1317ق.) مدرسة فلاحت مظفری (تأسیس 1318ق.)، مدرسة صنایع مستظرفه (تأسیس 1329ق.)، مدرسة عالی حقوق (تأسیس 1339ق.)، دارالمعلمین مرکزی (تأسیس 1298ش.) و مدرسة عالی تجارت (تأسیس 1305) اشاره کرد (رجبی، 1381، ص411). از میان این مدارس، بنا به مدارک موجود، مدرسة دارالفنون کتابخانه کوچکی داشت که تقریباً همزمان با گشایش مدرسه، احداث شد. با تأسیس کتابخانه ملی در سال 1316، مجموعة کتابخانة دارالفنون، به کتابخانه ملی اهدا و منتقل شد (رجبی، 1381). اما نخستین کتابخانه نوین دانشگاهی کشور، در سال 1313 در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گشایش یافت (رجبی، 1381). پس از آن دانشکده حقوق (1318) که کتابخانه آن از میراث کتابخانه مدرسه عالی علوم سیاسی (1299 ش.) شکل گرفت. دانشکدههای پزشکی، فنی و علوم، دیگر دانشکدههای مهم دانشگاه تهران بودند که در آنها کتابخانههای دانشکدهای نوین تأسیس شد. بهتدریج با گشایش دانشگاههای جدید، بر تعداد کتابخانههای دانشگاهی کشور نیز افزوده شد (حقیقی، 1385، ص 1477).
براساس فهرستهای اعلامشده در سال 1394 ازسوی وبگاههای دانشگاههای سرشناس کشور، درحالحاضر نزدیک به 100 کتابخانه دانشگاهی مرکزی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بیش از 20 کتابخانه دانشگاهی مرکزی وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی در ایران فعال است. از بزرگترین و مهمترین کتابخانههای دانشگاهی ایران، میتوان به کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشگاه اصفهان، دانشگاه علم و صنعت، علوم پزشکی تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه شیراز (رجبی، 1381)، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه تبریز اشاره کرد. وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری بنا به فهرست منتشرشده در وبگاه این وزارتخانه، وجود 136 دانشگاه و مرکز آموزش عالی، 351 مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی را تا اردیبهشت 1394 تأیید میکند. البته این فهرست، دانشگاه آزاد اسلامی را پوشش نمیدهد. همچنین توقع نمیرود همة دانشگاهها و مؤسسات آموزشی مندرج در این فهرست از وجود یک کتابخانه دانشگاهی یا دانشکدهای براساس استانداردهای منتشرشده برای کتابخانههای دانشگاهی بهرهمند باشند. بهویژه که در فهرست رتبهبندی دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی ایران که ازسوی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام در سال 1392 منتشر شده است، در مجموع 27 دانشگاه وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و همچنین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با درج عدد رتبهبندی فهرست شده است. ازآنجاکه برای رتبهبندی دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، بخش مربوط به کتابخانهها امتیاز دارد، برای شناسایی کتابخانههای بزرگ و استاندارد دانشگاهی در ایران، این فهرست را میتوان مبنا قرار داد (جدولهای 1 تا 4).
از ویژگیهای متمایزکنندة کتابخانههای دانشگاهی ایران، از دیگر کتابخانههای دانشگاهی در کشورهای انگلیسیزبان، وجود تقریباً بلااستثنای کتابخانهای با وصف «مرکزی» است. کتابخانههای مرکزی در دانشگاههای ایران، پدیدة بهنسبت جدیدی هستند. کتابخانه مرکزی قدیمترین دانشگاه کشور، یعنی دانشگاه تهران در سال 1350 تأسیس شد. درحالیکه پیش از آن در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مشهد (1328ش.)، دانشگاه صنعتی امیرکبیر (1337ش.)، دانشگاه علم و صنعت ایران (1337ش.)، دانشگاه الزهرا (1343ش.)، دانشگاه صنعتی شریف (1345ش.)، دانشگاه ارومیه و دانشگاه تبریز (1346ش.)، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه اصفهان (1347ش.)، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی اصفهان (1348ش.) (حقیقی، 1385، ص1477) کتابخانه مرکزی تأسیس شده بود. توسعة کتابخانه مرکزی در دانشگاههای یادشده و تشکیل و توسعة کتابخانه مرکزی پس از آن در دیگر دانشگاههای کشور همچنان ادامه دارد؛ بهگونهای که در بیشتر دانشگاههای کشور همراه با برنامه گشایش دانشگاه، برنامهریزی برای گشودن کتابخانة مرکزی، امری بدیهی بهنظر میرسد. این کتابخانهها بهصورت کتابخانهای مستقل در دانشگاه فعال هستند. دانشکدهای بودن نظام خدمات کتابخانهای در دانشگاههای کشور، و همهنگام حضور کمابیش بیاستثنای «کتابخانه مرکزی» در آنها، توجه را به کارکرد ویژه و مورد انتظار از این کتابخانهها جلب میکند (حقیقی، 1385، ص1478).
مجموعه منابع کتابخانههای دانشگاهی
نخستین مجموعههای کتابخانههای دانشگاهی، کوچک بودند. این ویژگی چه در کتابخانههای دانشگاهی اروپا و امریکا و چه در کتابخانههای دانشگاهی ایران، به چشم میخورد. رشد این مجموعهها نیز بسیار کند بود. باوجوداین، رشد مجموعههای کتابخانههای دانشگاهی که بیشتر در آنها طب، حقوق، ستارهشناسی، فلسفه، صرفونحو تدریس میشد، گریزناپذیر بود. اما امروزه این رشد به گونة چشمگیری فزونی یافته است؛ بهگونهای که مجموعههای کتابخانههای مرکزی برخی از دانشگاهها در ردیف پرشمارترین و بزرگترین مجموعههای منابع کتابخانهای دنیا قرار میگیرد.
سازماندهی منابع
سازماندهی عبارت است از توصیف و سازماندهی محتوا، ویژگیها، و اهداف اسناد، بهگونهای که برای کسانی که در جستوجوی این اسناد یا پیامهای نهفته در آنها هستند، دسترسپذیر باشد (جمالی مهموئی، 1385، ص997) و ازطرفی کتابخانههای دانشگاهی، فعالیتهای خود را بهسوی برآوردن کارکردهای دانشگاه یعنی حفظ دانش و اندیشه، تدریس، پژوهش، تفسیر نتایج پژوهشها و مانند آن هدایت میکنند، ازاینرو فعالیت سازماندهی منابع، در کتابخانههای دانشگاهی از اهمیت بالایی برخوردار است (تیلور، 1381، ص 2). سازماندهی منابع در کتابخانههای دانشگاهی ایران ازجمله خدماتی است که در اکثر کتابخانهها بهصورت متمرکز انجام میشود. این فرایند شامل: فهرستنویسی کتابها، ردهبندی، مستندسازی موضوعها، مستندسازی اسامی مشاهیر و مؤلفان، ورود اطلاعات کتابشناختی در دستگاههای خودکار کتابخانه، پشتیبانی و خدمات بهروزرسانی پایگاههای داده در دستگاه خودکار، آمادهسازی فنی شامل تهیه برچسبهای بارکد و عطف، آمادهسازی نهایی برای ارسال کتابها به بخشهای امانت و مرجع است. دسترسی به پایگاههای اطلاعات علمی که انواع منابع همچون نشریات، مقالهها، ثبت اختراعها، پایاننامهها، طرحهای پژوهشی، همایشها، گزارشهای دولتی و غیره را پوشش میدهد، در کنار پایگاههای سازماندهی خودساخته بهوسیلة کتابخانههای دانشگاههای بزرگ کشور، نمایهسازی و چکیدهنویسی در این کتابخانهها را تسریع و تسهیل کرده است- صرفنظر از کتابخانههایی که با مجموعههای کاملاً تخصصی، به طرحهای ردهبندی ویژه نیاز دارند، امروزه دو نظام ردهبندی دهدهی دیویی و ردهبندی کتابخانه کنگره، در در کتابخانههای دانشگاهی متداول است (حقیقی، 1385، ص 1468)
خدمات کتابخانههای دانشگاهی
اگرچه خدمات اطلاعرسانی در کتابخانههای دانشگاهی از پیش از 1939 پیشنهاد شد، اما در اصل این خدمات از میانه دهه شصت با توسعة جدی کارکردهای اطلاعات بهوسیلة کتابخانههای دانشگاهی در این سده به وجود آمد (Hall, 1972, p. 293). خدمات کتابخانههای دانشگاهی از دو منشأ یکی نیازهای مورد انتظار از کتابخانه در بخش آموزش و دیگری براساس نیاز گروههای پژوهشی توسعه یافت. البته اکنون بسیار دشوار است که منشأ هریک از خدمات را تشخیص داد (Hall, 1972, p. 294). آنچه مسلم است، هدف کتابخانة دانشگاهی خدماترسانی برای برآوردن نیازهای اطلاعاتی جامعه دانشگاهی است؛ بهگونهای که کیفیت خدمات دانشگاهها در دو عرصه آموزش و پژوهش تأمین شود. ازاینرو شناخت نیازهای اطلاعاتی جامعة دانشگاهی ازیکسو و آشنایی کامل با برنامههای آموزشی و پژوهشی دانشگاه ازسویدیگر برای کتابداران کتابخانههای دانشگاهی، ضرورت مییابد. کتابداران این کتابخانهها در پی آن هستند که بدانند چه اطلاعاتی میتواند به امر یادگیری و پژوهش در دانشگاه کمک کند، این اطلاعات از چه منابعی تأمین میشود و جامعة دانشگاهی از چه راههایی اشتیاق بیشتر برای دسترسی به این اطلاعات دارد. باتوجهبه تنوع نیازهای اطلاعاتی جامعة دانشگاهی، گستره وسیعی از خدمات در این عرصه قابل تعریف است. آموزش استفادهکنندگان، امانت و رزرو منابع، مرجع، امانت بین کتابخانهای، آگاهیرسانی جاری، اشاعة گزینشی اطلاعات، تکثیر منابع، برگزاری جلسات سخنرانی یا آموزشی در زمینههای مربوط به خدمات کتابخانه، ایجاد پایگاههای اطلاعاتی از منابع کتابخانه، ایجاد دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی برخط برای کاربران، جستوجو و بازیابی اطلاعات از پایگاهها و منابع اطلاعاتی ازجمله خدماتی است که کتابخانههای دانشگاهی در حوزة خدمات عمومی عرضه میکنند.
پیشرفتهای نوین در فنّاوری اطلاعات بهگونهای بر ذخیرهسازی، سازماندهی، بازیابی و اشاعة اطلاعات تأثیر داشته است که چهره خدمات عمومی در کتابخانههای دانشگاهی را متحول کرده است. بسیاری از کتابخانههای دانشگاهی، با بهرهگیری از این فنّاوری به خودکار کردن خدمات خود پرداخته و خدمات اطلاعرسانی را بهطور گستردهای ارتقا داده و تسهیلاتی برای مراجعان فراهم آوردهاند که پیشتر امکانپذیر نبوده است. این کتابخانهها، همچنین با استفاده از ابزارهای ارتباطی دوربرد و با دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی، فهرستهای پیوسته و شبکههای اطلاعرسانی ملی و بینالمللی، دسترسی و کنترل منابع را تسهیل و این امکان را برای پژوهشگران فراهم کردهاند که به منابع موجود در دیگر کتابخانهها، دسترسی سریعتری داشته باشند و اطلاعات مورد نیاز خود را در هر جا که باشد، ازطریق کاوش پیوسته بهآسانی بهدست آورند. این امکانات تحولات ژرفی را در کتابداری و اطلاعرسانی سنتی در کتابخانههای دانشگاهی پدید آورده است (حقیقی، 1385، ص 1473).
تأمین منابع، همکاری بین کتابخانهای و اشتراک منابع در کتابخانههای دانشگاهی ایران
تنوع رشتههای علمی، تخصصیشدن گستردة حوزههای علمی و آموزشی، رشد گستردة پژوهشها در نیم سده گذشته و به دنبال آن، انتشار روزافزون انواع منابع علمی (بهویژه مجلات) همراه با افزایش قیمت آنها، ضرورت فراهمآوری منابع در همة زمینههای موضوعی که در دانشگاهها مورد تدریس و پژوهش قرار میگرفت، سیاست تأمین منابع در کتابخانههای دانشگاهی را بهشدت تحت تأثیر خود قرار داد؛ ازسویدیگر، مؤسسات دانشگاهی در اکثر جوامع گسترش چشمگیری یافتهاند و منجر به افزایش تقاضا برای دریافت خدمات شده است. در چنین شرایطی، حتی بزرگترین مجموعة کتابخانههای دانشگاهی هم، بهتنهایی نمیتواند همه نیازهای مراجعان خود را برآورده سازد. بهمنظور رفع این مشکل، کتابخانهها ناگزیر دسترسی اشتراکی و یا امانت منابع مورد نیاز را جانشین خرید و نگهداری منابع کردند.
امانت بین کتابخانهای فعالیتی است که طی آن، مواد کتابخانهای بهوسیلة یک کتابخانه برای استفاده مراجعهکننده کتابخانة دیگر، در اختیار این کتابخانه قرار میگیرد (King and Johanson, 1974, p. 196). کتابخانههای دانشگاهی، با استفاده از نظام امانت بینکتابخانهای، نهتنها به امکانات کتابخانههای دیگر دست مییابند، بلکه با برخورداری از این خدمات میتوانند سیاست مجموعهسازی خود را نیز بهبود بخشند. آنها هزینههای تهیه منابع را با هزینههای استفاده از خدمات امانت بین کتابخانهای مقایسه میکنند. درصورتیکه خرید مدرک مورد تقاضا، باصرفهتر از امانت آن باشد، کتابخانه آن را در فهرست تهیة منابع قرار خواهد داد. در غیر این صورت، منابع ازطریق تقاضای امانت بین کتابخانهای برای کاربر فراهم میشود. البته بهطورکلی، این اصل را باید پذیرفت که کتابخانههای دانشگاهی، نباید برای نیازهای اساسی خود به کتابخانههای دیگر متکی باشند.
اصل استفاده مشترک از منابع کتابخانهها در سپتامبر 1977 ازطرف ایفلا (فدراسیون بینالمللی انجمنهای کتابداری و اطلاعرسانی) با حضور نمایندگان 14 کشور در حال رشد، ازجمله ایران مطرح شد (سلطانی و راسیتن، 1379، ص17). امانت بین کتابخانهای در سالهای نخست انقلاب در وزارت علوم و آموزش عالی شکل گرفت و عملیاتی شد؛ همچنین، نخستین فهرست موجودی مجلات کتابخانهای ایران در مجموعه کتابخانههای دانشگاهی ایجاد شد و استفادهکنندگان از این مجموعهها نیز بیشتر دانشگاهی بودند (عمرانی، 1387، ص32). با گشایش مرکز اسناد و مدارک علمی ایران در سال 1347، طرح امانت میان کتابخانهها برای کتابخانههای دانشگاهی، یک سال پس از آن در سال 1348 با همکاری تعدادی کتابخانه دانشگاهی و تخصصی آغاز شد. این طرح در آن زمان بیشتر ازطریق ارسال کپی مدرک مورد تقاضا، انجام میگرفت (حقیقی، 1385، ص1472).
از سال 1374 طرحی به نام غدیر (عضویت فراگیر کتابخانهها) با مدیریت این مرکز، برای استفاده مشترک از منابع و امانت کتابها میان کتابخانههای دانشگاهی اجرا شد.
از طرحهای بزرگ اجرا شده برای کتابخانههای دانشگاهی ایران، باید به فراهمآوری متمرکز نشریات اشاره کرد. فراهمآوری منابع علمی خارجی برای کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشگاهها از سال 1387 در شورای تأمین منابع علمی در مرکز مدارک و اطلاعات علمی ایران شکل گرفت. اما پیش از آن در پایان دهه 1360 دانشگاه تهران در یک مرحله، خرید مجلات واحدهای مختلف خود را- که پیش از آن کاملاً پراکنده بود- یکپارچه کرد و پس از اطمینان از مزایای یکپارچگی، دیگر دانشگاهها را به شرکت در خرید جمعی دعوت کرد. این حرکت تا سال 1378 با فرازونشیبهایی ادامه یافت. با آمدن خریدهای الکترونیکی، و عدم کفایت قوانین حق مؤلف، برای منابع الکترونیکی، کنسرسیوم کتابخانهای رو به گسترش نهاد و خریدهای جمعی الکترونیکی شکل گرفت. این نوع از خرید که قیمت کمتر و دسترسی بیشتری به منابع اطلاعات علمی را برای کتابخانهها فراهم میآورد، از همان سال و در قالب خریدهای کنسرسیومی، کتابخانههای دانشگاهی را برای دسترسی به منابع الکترونیک برخط، گرد هم آورد. اینک کنسرسیوم کتابخانههای دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی با نام کنسیران در معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، تجربهای بیش از ده سال را پشت سر میگذارد و در امر خرید منابع کتابخانهای حدود 85 دانشگاه و مؤسسة آموزش عالی، نقش اجرایی یا مشورتی ایفا میکند (عمرانی، 1378، ص 34).
تحول در کتابخانههای دانشگاهی
در طی 20 سال گذشته، کتابخانههای دانشگاهی در کشاکش یک انقلاب اطلاعاتی قرار داشتهاند. چنین انقلابی، از میانه سده پانزدهم در اروپا با اختراع ماشین چاپ حروف متحرک بهوسیلة ژوهانس گوتنبرگ، تاکنون رخ نداده است. در عین اینکه میان انقلاب چاپی در سده پانزدهم و انقلاب دیجیتالی سده بیستویکم ناپیوستگی کامل زمانی وجود دارد، میان آنها خطوط زمینهای برجسته و همسانی، به چشم میخورد (Dunlap, 2008, p. 132). افزایش شمار انتشار منابع چاپی، در انقلاب چاپی و افزایش فزاینده شمار منابع دیجیتالی در دهههای گذشته، دسترسی را آسانتر ساخته است که میتواند تحول اجتماعی، با افزایش نفوذ آموزش همگانی را با خود به همراه داشته باشد.
تغییر محملهای اطلاعاتی در چند دهه گذشته، نه فقط کتابخانههای دانشگاهی، بلکه همة کتابخانهها را با کاهش خرید کتاب و نشریات چاپی، دچار تغییرات بنیادی کرد. صرف 75 % از بودجة خرید منابع هر کتابخانه دانشگاهی برای خرید محتوای الکترونیک، امروز دیگر شگفتانگیز نیست. دگرگونی کامل از نشریات چاپی به نشریات برخط، بهطور خاص با همکاری برخی از کارکنان و حتی استقبال بخشی از کاربران کتابخانه همراه بوده است. برخی بر این باورند که کتاب الکترونیک، نهتنها بهصورت وسیعی پذیرفته شده است بلکه در جلب محبوبیت ازسوی عامه مردم بسیار سودمند است (Gremmels, 2013, p. 235). مجموعة این تغییرات در محملهای اطلاعات و تغییر رفتار کاربران، در دسترسی و استفاده از اطلاعات کتابخانهها را به نمونه و شاهد بسیار خوبی از تغییرات چند دهه گذشته تاکنون، تبدیل کرده است. تغییر از مجموعههای چاپی به دیجیتالی، همراه با رکود اقتصادی که بهطور رسمی از سال 2007 آغاز شد و تغییر سریع رفتار کاربر سیر پیشرفت پیوستة کتابخانهها را شتاب بخشید. در تنگنای سرمایه و دگردیسی کارکردهای اصلی، کتابخانهها نیز در فرایندهای مجموعهسازی، ذخیرهسازی، سازماندهی، ارائه خدمات، کارمندگزینی و حتی ساختار سازمان خود تغییر ایجا کردند (Gremmels, 2013, p. 233) تا بتوانند این تغییرات را بربتابند.
تغییرها نهتنها محملهای اطلاعاتی، بلکه ابزارهای ذخیرهسازی، بازیابی و دسترسی را نیز دربرگرفت. رایانهها، ریزپردازندهها و فنّاوریهای ارتباطی دوربرد در چند دهه گذشته، محیط کتابخانهها و اطلاعات را بهطور بنیادی متحول کرد و همچنان پذیرش تغییراتی را به کتابخانهها تحمیل میکند. کتابخانههای دانشگاهی نهتنها از این تحولات بیتأثیر نبودهاند، بلکه بهمثابة کتابخانههای پیشتاز در خدمات نوین، هم در پذیرش و هم در تأثیرگذاری بر این تحولات، پیشرو بوده است. با این تغییرات دوران کتابخانهها با ویژگی اتکا به خود، که ارزیابی آنها، براساس تعداد مدارک بود تا کیفیت منابع و خدمات، سپری شد. در آن دوران، منابع چاپی بر کتابخانهها حاکم بود و فرایند دسترسی بهطورکلی بهصورت دستی، انجام میگرفت. با ورود فنّاوریهای رایانهای و شبکهای، الگوی کتابخانههای متکی به خود، بهسوی شبکههای کتابخانهای و اطلاعاتی پیش رفت. کاربر نهایی در این شبکهها ازطریق اینترنت ارتباط پیوستهای به خدمات اینترنتمدار دارد (وازنتی، 1383، ص 226). این فنّاوریها، پردازش، انباشت، توزیع اطلاعات و ارتباط از راه دور را کاملاً دگرگون ساخت. کاربر با استفاده از یک رایانه و ورود به درگاه کتابخانه دانشگاهی، در اصل به شبکهای از کتابخانههای دانشگاهی و کتابخانههای دیجیتال، دسترسی مییابد. بسیاری از کتابخانههای دانشگاهی ایران نیز در دو دهه گذشته، همچون کتابخانههای دانشگاهی کشورهای توسعهیافته، به رایانه مجهز شد و نظام گردآوری، پردازش، جستوجو و دسترسی اطلاعات، بهطور عمده از این طریق انجام میشود. این فنّاوریها، ضمن آنکه بر فرایندهای کاری کارکنان کتابخانه اثر گذاشت، از خدمات کتابخانهای تصویری متفاوت در ایران عرضه کرد. با وجود این فنّاوریها، پایگاههای اطلاعاتی فراوانی در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی دانشگاهها ایجاد شد و بعضی از مراکز اطلاعرسانی مهم و معتبر دانشگاهی کشور، با شبکههای مهم اطلاعرسانی بینالمللی ارتباط یافت.
افزونبراین، ورود چندرسانهایها و ارتباط تعاملی میان کاربر و کتابخانه، ابعاد جدیدی به خدمات کتابخانههای دانشگاهی بخشیده است. این تحولات نهتنها شکل و قالب مجموعه منابع، بلکه سیاستهای حاکم بر مجموعهسازی را تغییر داده است. امروزه، بخش گستردهای از بودجه این نوع کتابخانهها بهجای خرید کتاب و نشریات چاپی، صرف پرداخت حق اشتراک و دسترسی به منابع الکترونیک و پایگاههای اطلاعاتی برخط میشود. افزونبراین، بخش چشمگیری از بودجه در این نوع کتابخانهها، برای زیرساختهای ارتباطی و شبکهای هزینه میشود؛ ازسویدیگر، رفتارهای اطلاعیابی استفادهکنندگان تغییر یافته است؛ بهگونهای که استادان، دانشجویان و کارکنان دانشگاه بهجای حضور در کتابخانه، ارتباط چهرهبهچهره با کتابداران و استفاده از منابع چاپی، از هر محلی و در هر زمانی از شبانهروز، به اطلاعات مورد نیاز خود در شکل الکترونیک آن دسترسی دارند. مسیرهای دسترسی به منابع الکترونیک و پایگاههای اطلاعات علمی که ازسوی کتابخانههای دانشگاهی برای کاربران طراحی و راهاندازی میشود، مرزهای کتابخانههای دانشگاهی را از انحصار دیوارهای کتابخانه و ساعات تعریفشدة کار خارج کرده است.
استفاده از کتابها و مجلات الکترونیکی، پایگاههای اطلاعاتی برخط و غیربرخط، پایاننامههای تماممتن، راهاندازی خدمات اطلاعرسانی برخط همچون اشاعه گزینشی اطلاعات، خدمات آگاهیرسانی جاری (فهرست مندرجات)، تابلو اعلانات الکترونیکی، میز مرجع الکترونیکی و نظایر آن ازجمله تحولاتی است که کتابخانههای دانشگاهی در ایران در دو دهه گذشته تجربه کردهاند.
با ورود فنّاوریهای نو، خدمات کتابخانههای دانشگاهی دیگر محدود به ساعات کاری تعریفشده یا محدودة مکانی کتابخانه نیست. درگاههای اینترنتی کتابخانهها، بسیاری از خدمات ازقبیل جستوجوی فهرست منابع یک یا چند کتابخانه، دسترسی به پایگاههای اطلاعات علمی داخلی و خارجی، ارائه فایل تماممتن از منابع، تقاضای رزرو و امانت منابع و بسیاری دیگر از خدمات را عرضه میکند. کاربران در هر نقطه مکانی یا در هر ساعتی از شبانهروز، با دسترسی به شبکة اینترنت به بسیاری از خدمات کتابخانه نیز دسترسی خواهند داشت.
بهرهمندی از فنون و پیشرفتهای فنّاوری اطلاعرسانی، کتابخانههای دانشگاهی رقومی را در عرصههای پشتیبانی آموزش از دور نیز وارد کرده است. این کتابخانهها خدماتی مانند دستیابی به فهرست کتابخانهای از راه دور، پایگاههای اطلاعاتی، سایتهای اینترنتی طبقهبندیشده، منابع تماممتن و خدمات الکترونیکی را ارائه میکند. این نوع از کتابخانهها همکنشی دوسویهای را میان کاربر و کتابخانه برای استفاده از منابع اطلاعاتی و آموزشی ایجاد میکند (علیپورحافظی و نوروزی، 1384، ص 14) و با اتکا به این خدمات، در طی چند دهه اخیر نظام آموزش در سطح دانشگاهی از راه دور در کشور بسیار توسعه یافته است.
کتابخانههای دانشگاهی در مسیر استفاده از فنّاوریهای روز، به ساخت وبسایت و انتشار محتوا در آن مبادرت میورزند. امروزه در دانشگاههای کشور تلاش میشود با بهرهگیری از تجارب کشورهای پیشرو همچون امریکا، کانادا و استرالیا در زمینه طراحی و ایجاد صفحات وب، صفحات کاربرمدار برای کتابخانههای دانشگاهی، طراحی و ایجاد شود. وب بهطور موثری بهمثابة یک ابزار در کتابخانههای دانشگاهی، برای عرضة خدمات به دانشجویان و اعضای هیئتعلمی استفاده میشود. این ابزار در چهار زمینه برای کتابخانههای دانشگاهی کاربرد دارد: 1. ابزار ارتباط همگانی؛ 2. ابزار آموزشی؛ 3. در جایگاه قلمرو پژوهش؛ 4. یک موزه-کتابخانه مجازی که ترکیبی از وبسایتهای کتابخانههای دیگر است (Xiao et al., 1997). در این صفحات، اطلاعاتی از این دست ارائه میشود: ساعتهای کار کتابخانه، آموزش شیوه بهرهگیری از کتابخانه، قوانین کتابخانه، امکان تماس با کارکنان کتابخانه (با پست الکترونیکی یا تلفن)، ایجاد امکاناتی برای دریافت نظر کاربران، پیام خوشآمدگویی، دادن اطلاعات دربارة مجموعه کتابخانه، پیوندهایی با فهرست پیوستة کتابخانه، فهرست پیوستة سایر کتابخانهها، وبسایتهای دیگری که ممکن است مورد نیاز کاربران باشد، اطلاعات دربارة نمایشگاههای خاصی که در حال برگزاری است و اطلاعات دربارة خطمشی و سیاستهای اطلاعرسانی کتابخانه (Whalen, 1996). این تغییرات با فنّاوریهای وابسته به وب 2 و تغییر رفتار کاربران همچنان در کتابخانهها ادامه دارد و کتابخانهها را در بستر تعاملات شبکههای اجتماعی قرار داده است.
ابزارهای وب 2 بالا بردن کیفیت و کمیّت خدمات کتابخانه را ازطریق کنشگری بیشتر و توسعه شخصیسازی هدایت میکنند (Islam et al., 2014, p. 319). هنسن و سروان (2007) Wiki blog، Really Simple Syndication (RSS) و Pod cast را از ابزارهای برجسته وب 2 برای کتابخانههای دانشگاهی معرفی کردند. این در حالی است که کیم و عباس (2010) دریافتند RSS و بلاگها بهوسیلة کتابخانههای دانشگاهی بهطور وسیعی پذیرفته شده و مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. بنا به پژوهشهای انجامشده، این ابزار در کتابخانههای دانشگاهی کشورهای توسعهیافته از ملزومات اشتراک دانش است. اکثر دانشگاهها با اشتراک دانش از راه ابزارهای وب 2 بسیار آشنا هستند و برای آن، ارزش قائل میشوند. دیگر پژوهشها نیز این ویژگی را برای RSS و بلاگها در کتابخانههای دانشگاهی تأیید میکند؛ به نوعی که بنا به گزارشها، دانشجویان عملگرهای گوناگون Bookmark را بهخوبی بهکار میگیرند. کتابداران نیز به سهولت از ابزارهای وب 2 استفاده میکنند. ازاینرو کتابداران و کاربران کتابخانههای دانشگاهی، میتوانند دستاوردهای خود را روی این فنّاوری توسعه دهند و وب 2 را در انجام وظایفشان چیرهدستانه بهکار گیرند (Islam et al., 2014, p. 319). با استفاده از وب 2 در محیط دیجیتال، دانش در قالب خدمات دانشمبنا ازطریق ایمیل، وبسایتها، مباحثههای برخط فاروم، ویدئو کنفرانس و دیگر ابزارهای ارتباطی که همکاریها را در کتابخانهها تسهیل میکند، میتواند انتقال یابد. با استفاده از اینگونه ابزارها، کتابداران میتوانند دانش خود را با همکارانشان سهیم شوند و بسیار اثربخشتر به نیاز کاربران پاسخ دهند. وب 2 در پشتیبانی تولید، تسهیم و دیگر فرایندهای مربوط به دانش، میتواند اثر داشته باشد. برنامههای کاربردی وب 2 برای کتابخانهها، بهویژه زمانیکه آنها از میان فشارهای بودجهای در حال گذر هستند، مهم است؛ زیرا ابزارهای وب 2 یا بسیار ارزان خریداری میشود و یا بهصورت رایگان قابل اقتباس هستند (Islam et al., 2014, p. 318). مجموعه این فنّاوریها و مزیتهای استفاده از آن، کتابخانههای دانشگاهی را در بستری سیال از شبکههای اجتماعی قرار داده است که بهطور پیوسته، ازسوی جامعه کاربر در حال بازتعریف است و کارکنان این کتابخانهها ناگزیر به آشنایی سریع با فنّاوریهای روزآمدشده ازیکسو و درک نیازهای اطلاعاتی در حال تغییر کاربران ازسویدیگر هستند.
چالشهای پیشرو
کتابخانههای دانشگاهی بهویژه کتابخانههای مرکزی دانشگاهها با چالشهای گوناگونی روبهرو هستند. چالشهای مربوط به تعداد نیروی انسانی برای تصدیگری امور، نیاز به بهرهمندی از دورههای آموزشی ضمن خدمت، اشتغال غیرکتابداران در کتابخانهها و مواردی دیگر از این دست ازجمله موضوعاتی است که در عرصه مدیریت منابع انسانی در کتابخانههای دانشگاهی مورد توجه است.
ورود ابزارهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی همراه با تغییر محملهای اطلاعاتی از فرم چاپی به دیجیتال، دسترسی شبکهای ملی و بینالمللی به اطلاعات، روزآمد شدن ابزارهای بازیابی در زمانی کوتاه و هرچه بیشتر متعامل شدن محیطهای اطلاعاتی در دانشگاهها نحوه اختصاص زمان نیروی انسانی به امور گوناگون در کتابخانههای دانشگاهی را تغییر داده است. بنابراین شرایط لازم است مدیران کتابخانهها برای تعیین ارزش زمان کارکنان در انجام فعالیتهای محلی تصمیمگیری کنند (Gremmels, 2013, p. 235). تغییر محیطهای اطلاعاتی و به دنبال آن ضرورت بهرهمندی کارکنان از آموزشهای ضمن خدمت برای حفظ سطح حرفهای در راهبری ابزارهای نوین اطلاعرسانی، مدیران کتابخانههای دانشگاهی را ناگزیر میسازد یادگیری ابعاد مختلف فنّاوریهای جدید را بخشی از وظایف شغلی کارکنان کتابخانه تعریف کنند. این در حالی است که همیشه کتابخانههای دانشگاهی با کمبود نیروی انسانی روبهرو هستند. قرار گرفتن دو گزینه در کنار یکدیگر، اختصاص بخشی از زمان کارکنان کتابخانه به یادگیری نحوه راهبری فنّاوریهای نو در کتابخانه ازیکسو و کمبود نیروی انسانی ازسویدیگر، مدیران این کتابخانهها را با چالش بهرهمندی از نیروی انسانی آموزشدیده و متبحر مواجه میسازد.
اشتغال غیرکتابداران در کتابخانهها در دهههای گذشته بهعنوان نکتهای انتقادی مطرح بوده است. اما در سالهای گذشته، حتی انتصاب غیرکتابداران در کتابخانههای دانشگاهی بنابر محیطهای تغییریافته اطلاعات، مورد استقبال هم قرار گرفته است. این رویکرد بیشازپیش موقعیت شغلی دانشآموختگان کتابداری را در کتابخانههای دانشگاهی با تهدید روبهرو ساخته است. از این نمونه، جذب غیرکتابداران بهویژه در ارائه خدمات مرجع است. شرایط خدمات خط مقدم مرجع در حال تغییر ماهیت به سطح پیراحرفهای و خبرگان دانشجویی است (Gremmels, 2013, p. 234). ازاینروی در دهه آینده، میز مرجع اگر همچنان موجود باشد، بیشتر با غیرکتابداران اداره خواهد شد. این روند موضوع جدیدی نیست و پیش از این آغاز شده است (Lewis, 2010, p. 3). مطالعات بوئر و تایمر (1975) با ثبت 6000 نمونه از دانشکدهها نشان میدهد 69% کتابداران، شامل پیراحرفهای، دانشآموختگان و دانشجویان مشغول به تحصیل در رشتههای غیرکتابداری هستند. بنکر و پرچت (2008) و کورتوئیس و گنش (1984) پژوهشهای بوئر و تایمر (1975) با نخستین مستندسازیهای این زمینه اعتبار بخشیدند. این روند در تغییر بافت نیروی انسانی میز مرجع در کتابخانههای دانشگاهی همچنان گسترش مییابد (Davidson and Mikkelsen, 2009; Garrison, 2011; Mitchell et al., 2011).
تغییر در بافت نیروی انسانی بنابر تغییر رفتار کاربران کتابخانههای دانشگاهی ایجاد شده است. بیشتر کتابخانههای دانشگاهی دریافتهاند که شمار پرسشهای مرجع کاهش یافته است (Jackson, 2002). انجمن کتابخانههای پژوهشی، کاهش 53 درصدی پرسشهای مرجع را طی سالهای 2008-1991 گزارش کرد (Kyrillidu and Bland, 2009). مطالعهای در سال 2010 نشان داد برای انجام پژوهشهای درس وابسته، فقط 30% از دانشجویان برای دریافت کمک از کتابداران پرسش میکنند. درحالیکه در سال 2009 پرسش از کتابدار 47% بوده است (Head and Eisenberg, 2010, p. 8) در حقیقت دانشجویان، بهویژه دانشجویان علوم، بیشتر از کتابخانه و نه از خدمات کتابدار وابسته استفاده میکنند (Head and Eisenberg, 2010, p. 16). به بیانی تغییر رفتار کاربران در بخش مرجع، تغییر بافت نیروی انسانی این بخش را رویاروی مدیران کتابخانههای دانشگاهی گذارده است. مدیران کتابخانهها متوجه شدهاند خدمات میز مرجع وقتی با همان کارکنان قبلی اداره میشود، ناکارآمد است. ازسویی فشارهای مالی و احتمالهای غیرممکن از به دستآوری سهمیه نهایی موقعیت شغلی بالاتر در کتابخانه، مدیران را ناگزیر به اعمال نگاه سختگیرانهتری نسبت به هزینههای میز مرجع داشته است (Gremmels, 2013, p. 234).
امروزه عرضة خدمات برمبنای فنّاوری در کتابخانههای دانشگاهی برونسپاری، خودکار، بهصورت ائتلافی متحد و حتی از میانرفته است. با افزایش فشار اقتصادی، در پی بحران اقتصادی، کتابداران گامهای کنشگرایانه بیشتری برای استفاده از هیئتمدیره مشورتی آموزش و برونسپاری فعالیتهای کماثر برمیدارند (University Leadership Cauncil, 2011, p. 65). تغییر بافت نیروی انسانی در کتابخانههای دانشگاهی تنها به بخش خدمات عمومی محدود نشده است. ابهام اینکه کار خدمات مجموعهسازی غیرمستقیم یا کماثر تلقی میشود، که البته ممکن است هر دو اینها باشد، منجر به آن شده است که امنیت شغلی فعالیتهایی که با تدریس، یادگیری و پژوهش همکاری مستقیم ندارد، کاهش یابد (Gremmels, 2013, p. 235).
ازسویدیگر تغییر سلیقة کتابداران در تصدیگری امور کتابخانهای، انگیزه آنان را در پرداختن به این امور کاهش داده است. تغییر ادبیات پژوهش، توقعات بیشتری برای کتابداران ایجاد کرده است که در جایگاه آموزشگر برای گروهی از دانشجویان و کلاسها و یا بهصورت انفرادی در مشاورههای پژوهشی، نقشآفرینی کنند. ازآنجاکه کتابداران بهطور خیلی نزدیکی با همکارانشان در مراکز نگارش و تدوین منابع کار میکنند، از منافع متعلق به مربیان همرده آگاهی یافتهاند (Gremmels, 2013, p. 234). مربیان همرده در مراکز نگارشی، نوع مهمی از گفتمان را تدارک میبینند؛ گفتمانی ساختاری که استخراج طرحواره همایند از مباحث درسی دانشگاهی را ممکن میسازد. در چنین فرایندی، مربیان فرصت دارند دربارة نوشته خود و انتخابهایی که بهعنوان نویسندگان نودست دانشگاهی دارند، بیشتر صیقل یابند (Gremmels, 2013, p. 235). بنابراین، جایگزینی غیرکتابداران در تصدیگری امور کتابخانههای دانشگاهی بهجای کتابداران را تنها ناشی از تغییر رفتار کاربران نمیتوان دانست. انگیزههای فردی کتابداران در پرداختن به امور دیگر، این موضوع را تقویت کرده است. این تغییر در بافت نیروی انسانی از کتابداران به غیرکتابداران بهویژه در کتابخانههای دانشگاهی، در صورت ظاهر تازه دانشآموختگان رشتة کتابداری را با ترس از امکان اشتغال و امنیت شغلی روبهرو میسازد که این موضوع از چالشهای بزرگ رشته کتابداری و اطلاعرسانی است.
چالش بعدی مربوط به فنّاوریهای اطلاعاتی و ارتباطی میشود که همة ابعاد تولید، ذخیرهسازی، فراهمآوری، تبادل، بازیابی و دسترسی به اطلاعات را تغییر داده است. در دهههای اخیر، اندیشة توسعه آنچه که کتابخانه الکترونیکی- فیزیکی(هیبریدی) نامیده میشود، بسیار در کتابخانههای تخصصی و عرصه اطلاعات توجه جلب کرده است. کتابخانههای دانشگاهی خود را در شرایط دشواری یافتهاند. دوره گذار آنگونه که آنها تلاش میکردند، پل حد فاصل نیازهای اطلاعاتی سنتی در حال پیشرفت و دامنهای از انتظارات جدید حاصل از عصر دیجیتال برای مجتمعهای دانشگاهی باشند، بهسادگی قابل حل و فصل نیست. بهعلت سرمایهگذاری گسترده روی محتوای چاپی در نسلهای پیاپی، رفتن بهسوی عصر دیجیتال برای کتابخانههای دانشگاهی، موضوعی ساده نمیتواند باشد. اگرچه نمونههای خوشنام از قراولان دیجیتالیسازی همچون کتابخانه گوگل توجه زیادی را با هدف عرضة تمامرخ کتابخانههای دانشگاهی، بهصورت دیجیتال بهسوی خود معطوف داشته است، اما هنوز بخشی از مجموعههای کتابخانهها، در این طرح با وضعیت نامشخص باقی مانده و دیجیتالی نشده است. درحالیکه کتابخانهها عملکرد تدارک و نگهداری دسترسی به منابع قدیمتر را ارائه میدهند، مجموعة آینده کتابخانهها، بایستی با مجموعهسازی از محتواهای دیجیتال مبنا و همچنین محتواهای سنتی دیجیتالیشدة اخیر ساخته شود. در عین اینکه مجموعههای سنتی پیش از این، در شکلهای غیردیجیتال پایدار مانند میکروفیلمها و غیره در کتابخانهها همچنان موجود است (Dunlap, 2008, p. 133). انتخاب هریک از رویکردها، مبنیبر حفظ مجموعة چاپی، یا تبدیل آن به منابع دیجیتال، خریداری منابع دیجیتال مبنا و گسترش مجموعه با اتکا به این نوع اخیر منابع، یا گسترش مجموعه بهصورت ترکیبی از هر دو نوع منابع، هریک هزینهها و پیامدهایی دارد که کتابخانههای دانشگاهی را ناگزیر میسازد در انتخاب رویکرد برای مجموعهسازی، بسیار هوشمندانه عمل کنند.
چالش دیگری که کتابخانههای دانشگاهی ناگزیر به چیره شدن بر آن هستند، چگونگی و سطح دسترسی به اطلاعات است. دسترسی به رایانههای شبکهای، اینترنت، منابع متعامل و چندرسانهایها زیرساخت فنّاورانهای فراهم آورده که تصور عموم از نحوه دسترسی به منابع را تغییر داده است. در مرحلة نخست توانمندیهای دیجیتالسازی، کتابخانههای دیجیتال را ازطریق تبدیل محتوای آنالوگ به دیجیتال پدید آورد و نمونهای عملی از ایدههای Vennevar Bush (1945) ایجاد کرد. دسترسی به این نوع از فنّاوری در مرحله دوم، فقط کتابخانهها و آن هم کتابخانههای دانشگاهی را در وضعیت تغییر پارادایم قرار نداد، بلکه جهان در حال تغییر پارادایم از نظامهای آنالوگ به دیجیتال قرار گرفت (Rafiq and Ameen, 2013, p. 37). حضور نرمافزارهای کاربردی ارتباطی و اطلاعاتی در همة سطوح زندگی امروز، دیگر امری گریزناپذیر شده است. میزان افزایش اطلاعات موجود به شکل دیجیتال و دسترسپذیر برای کاربران سراسر جهان، هدایت مطالعات پژوهشگران به درک رفتار اطلاعاتی کاربران و تأکید بر دسترسی به اطلاعات ازطریق منابع الکترونیک برخط و از راه دور، نشانههای تغییر پارادایم است. اکنون کتابخانههای دانشگاهی منابع ارزشمند اطلاعاتی را در شمار بالا و بیشتر از منابع چاپی نگهداری میکنند. در سالهای گذشته، دیجیتال کردن در مرکز توجه کتابخانههای سراسر دنیا قرار گرفته است و کتابخانهها در حال تبدیل مجموعههای چاپی به دیجیتال و انتشار آنها بهصورت برخط هستند تا دسترسی از راه دور برای کاربران تسهیل شود (Rafiq and Ameen, 2013, p. 38). همة کتابخانههای سراسر دنیا در حال دیجیتال کردن منابع مجموعه خود از هر نوع کتاب، نشریه، روزنامهها، مصنوعات، پایاننامهها، رسالههای دکتری، تصاویر و دیگر مدارک هستند. بیشتر کتابخانههایی که در کشورهای توسعهیافته همچون امریکا در طرحهای دیجیتالسازی بهکار گمارده شدهاند، کتابخانههای دانشگاهی هستند. کتابخانههای دانشگاهی، مشارکتکنندههای پیشگام در دیجیتالسازیهای بزرگمقیاس همچون Google book search, Open content alliance, Microsoft live search book Publisher program, Million book project بودهاند. بنابز پژوهش، بهبود دسترسی به مجموعه، بالاترین رتبهبندی در دلایل دیجیتالسازی منابع کتابخانههای دانشگاهی را به خود اختصاص میدهد (Rafiq and Ameen, 2013, p. 39). تغییر نوع دسترسی هزینههای مالی در سفارش منابع دیجیتال، اشتراک پایگاههای برخط، تأمین نرمافزارها و سختافزارهای پشتیبان را تغییر داده است که لازم است در برنامهریزی بودجهای کتابخانههای دانشگاهی با دقت نظر خاصی به آن پرداخته شود.
تغییر در شکل تدارک و دسترسی به اطلاعات، تغییر در نیاز کاربر و تغییر در نقش و ساختار کتابخانهها، آنها را ملزم میسازد نهتنها مهیاکنندة اطلاعات برای کاربران باشند، بلکه جستوجوگر دانش هم برای کاربرانشان در خانه و هم برای کارکنانشان باشند (Islam et al., 2014, p. 317). باوجود قرار گرفتن اینگونه خدمات در مجموعه خدمات کتابخانهها بهویژه کتابخانههای دانشگاهی، باور عمومی وجود دارد که دانشجویان، بسیار کمتر از آنچه که باید از کتابخانه استفاده میکنند (Line, 1963). پس از گذشت بیش از سه دهه و پس از تغییرات عظیم فنّاوری، هنوز برای کتابخانههای دانشگاهی، انجام مطالعاتی که نفوذ استفاده از کتابخانه، مشخصات کاربران، و اینکه چه خدماتی و چه منابعی با استفاده از چه ابزارهایی با اشتیاق بیشتر بهوسیلة کاربران استفاده میشود، ضروری است (Jiao and Onwnuegbuzie, 1997, p. 411)). همانگونه که منابع دیجیتال در دهة گذشته، رشدی فزاینده داشتهاند، سرمایهگذاری کتابخانههای دانشگاهی بر روی کتابهای الکترونیک، پایگاههای اطلاعات پژوهشی و نشریات الکترونیک نیز افزایش یافته است. این کتابخانهها منابع دیجیتال را ازطریق پرتال برای کاربران دسترسپذیر میسازند. افزونبراین، برخی کتابخانههای دانشگاهی برای تدارک دسترسی به خدمات و مجموعه الکترونیک خود، دسترسی ازطریق پرتال وب بهگونهای مطلوبتر و سهلتر را برای کاربران بهبود بخشیدهاند. باوجوداین تلاشهای عظیم، مشاهده شده است که بهجای دسترسی به محتوای ارزشمند منابع الکترونیک از راه پرتال وب، تمایل دانشجویان به اتکاء بیشتر روی موتورهای جستوجوی اینترنت همچون گوگل و پرتالهای عمومی وب همانند یاهو است. حتی اگر اطلاعات علمی بهسهولت از این طریق در دسترس نباشد (Low, 2003). این در حالی است که آنها اغلب در تمیز میان اطلاعات معتبر و نامعتبر در اینترنت مشکل دارند. این شرایط، به جلب توجه تصمیمگیرندگان نسبت به کارایی اندک منابع الکترونیک در برابر صرف هزینه بسیار برای فراهمآوری آنها در کتابخانههای دانشگاهی انجامیده است (Chen, 2011, p. 1).
تخصیص بودجه و محل تأمین اعتبارات برای کتابخانههای دانشگاهی بهویژه در بستر تغییرات شگرف چند دهة گذشته، تاکنون از چالشهای بزرگ بوده است. در سالهای گذشته تغییرات شگرفی در دانشگاهها و کتابخانههای آنها در سراسر دنیا اتفاق افتاده است. حامیان مالی بیشتر در تنگنا بودهاند؛ زیرا کمک مالی دولت مرکزی کاهش یافته است و از دانشجویان توقع میرود که برای شهریهشان مبلغی را بپردازند. این درحالی است که بسیاری از کشورها، شاهد افزایش عظیم در تعداد دانشجویان ورودی به تحصیلات تکمیلی هستند. جهانیشدن برای دانشگاهها، بهمعنی آن است که بسیاری از دانشجویان دیگر تمایلی به دانشگاههای محل تولد خود ندارند (Walton et al., 2009, p. 240). کتابخانههای دانشگاهی برای برطرفسازی نیازهای سازمانهای مادر گشایش مییابند. غیرمنتظره نیست که از تغییر در آموزشهای دانشگاهی در دهههای گذشته، متأثر شده باشند. پژوهشهای تازه نشان میدهد، کاهش چشمگیری در سطح تهیه کتابها و نشریات برای این کتابخانهها رخ داده است، ازاینروی کیفیت پژوهش با کاهش خرید منابع کتابخانهای کاهش یافته است. این وضعیت با ادامه نرخهای تورم بالا روی منابع کتابخانهای بهویژه علوم تأثیر عمیقتری گذاشته است (Baker, 1992, p. 3). این چالشها برای کتابخانههای دانشگاهی از دهه 1990 به این سو، ازطرف سازمانهای مادر افزایش یافته است. افزایش رقابتها میان دانشگاهها و صنایع، هدایت بهسوی هزینههای کمتر در عین حفظ کیفیت به هر نحو ممکن، مدیریت و تخصیص بهتر منابع، عقلگرایی و گزینش ژرفتر فعالیتها، حتی مابین تدریس و پژوهش، اتکای کمتر به پشتیبانی دولتی و تأکید بیشتر بر زایش درآمد از منابع غیردولتی، فهرستی از چالشهای پیش روی کتابخانههای دانشگاهی بوده است (Baker, 1992, p. 4). البته در این میان، راههایی برای کسب درآمد از منابع غیردولتی وجود داشته است. این منابع اغلب از سه راه به دست میآید: 1. پذیرش دانشجویان خارجی، یا دانشجویان داخلی که هزینه تحصیلشان را پرداخت میکنند؛ 2. قراردادهای پژوهشی؛ و 3. دریافت کمک از مؤسسات خیریه. رویکرد اتکا به منابع غیردولتی، با اجرای قانون خصوصیسازی بنابر برنامههای توسعه در هر کشوری، مورد توجه قرار میگیرد و بعضاً تشدید میشود. دولتهایی که سیاست خصوصیسازی را تعقیب میکنند، از کاهش اتکاء به دولت استقبال میکنند. در این سیاست حرکت بهسوی خصوصیسازی در امور عمومی، زایش ارزش پول و رویکرد کارآفرینی مورد نظر است. البته کتابخانهها حتی در چنین دولتهایی، باز هم نهاد عمومی باقی میمانند (Baker, 1992, p. 1) و نیاز است از محل منابع دولتی پشتیبانی شوند.
تغییر سیاست دولتها و رویکرد خصوصیسازی ازیکسو و افزایش هزینههای دسترسی به اطلاعات الکترونیک ازسویدیگر، بر تخصیص بودجه به کتابخانههای دانشگاهی تأثیر گذاشته است. افزونبر اینها، تأثیرپذیری عموم جامعه از دیگر فنّاوریهای ارتباطی و اطلاعاتی بهطور برجستهای تغییر کرده است؛ بهگونهای که دانشگاهها و کتابخانههای آنها را ناگزیر به فعالیت در این زمینه کرده است (Walton et al., 2009, p. 240). کتابخانهها ناچارند به این تغییرات واکنش نشان دهند و خدمات، دسترسیهای ساختمانی، ساختار سازمانی و نقشها را بر این اساس بازتعریف کنند (Walton et al., 2009, p. 241). انقباض بودجههای کتابخانههای دانشگاهی ازیکسو و افزایش هزینههای استفاده از فنّاوریهای نو ازسویدیگر، کتابخانههای دانشگاهی را همواره در چالش نحوة تخصیص بودجه و تأمین اعتبار قرار میدهد. این در حالی است که هنوز تعداد بسیار اندکی از کتابخانههای دانشگاهی، سهم مشخصی از درآمدهای پژوهشی دانشگاه را دریافت میکنند (Baker, 1992, p. 2).
اینکه برنامههای اشتراک منابع، امانت و همکاریهای بین کتابخانهای بهطور مشخص به چه میزان از هزینههای کتابخانههای دانشگاهی میکاهد نیز نیاز به بررسی و پژوهش دارد. بیشتر این طرحها یا بهطور کامل در کتابخانهها بهعلت خوب تعریف نشدن سازوکارها، اجرا نمیشود و یا اگر هم اجرا شود، در ابتدای اجرای طرح، هزینههای راهاندازی و بهرهمندی از طرح قبل از بهرهمندی از خدمات طرح برای کتابخانهها رخنمایی میکند. بههمیندلیل هنوز حرکت آشکاری بهسوی امانت بین کتابخانهای بهمعنی قطع هزینههای اشتراک نشریات وجود ندارد. داوری روی این موضوع و همچنین پایگاههای اطلاعاتی ماشینخوان که روی دیسک فشرده نگهداری میشود، بهوسیله مسئولین این حوزه در همة کتابخانهها بنابر پرسشنامههای گردآوری شده برای بررسی و نتیجهگیری درخصوص اشتراک یا عدم اشتراک این منابع دچار ضعف است (Baker, 1992, p. 4).
برنامهریزیهای راهبردی که بهویژه در دهة گذشته مطرح شده است، امیدها برای چیره شدن بر چالشهای فوق را افزایش میدهد. علاوهبراین، اقبال عموم به بهرهمندی از آموزشهای دانشگاهی و رغبت بیشتر در اکثر افراد جامعه برای پرداخت هزینههای آموزش نسبت به هزینههای دیگر زندگی ازیکسو و ازسویدیگر سرمایهگذاریهای دولتها برای توسعه دانشگاهها بهرغم رکودها و فشارهای اقتصادی و برنامهریزیهای تصویبشده برای حرکت بهسوی جامعة دانشمبنا، حاکی از آن است که کتابخانههای دانشگاهی بسان نهادی جداییناپذیر از دانشگاهها، همچنان که در گذشته بوده است در آینده نیز باقی خواهد ماند. آنچه درنگبرانگیز و نیاز است سیاستگذاران، برنامهریزان و تصمیمسازان به آن بپردازند، شکل و ساختار کتابخانههای دانشگاهی در آینده است.
کتابشناسی
اصغریپوده، احمدرضا. (1380). «عناصر و ویژگیهای مهم در طراحی وبسایت کتابخانههای دانشگاهی». کتابداری و اطلاعرسانی، 4(4)، 31-52.
بیانی، شیرین. (1371). دین و دولت در ایران عهد مغول. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
تعاونی، شیرین. (1374). پیشنویس استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
تعاونی، شیرین؛ سلطانی، پوری؛ حریری، مهرانگیز و مهراد، جعفر. (1381). استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
تیلور، آرلین جی. (1381). سازماندهی اطلاعات، ترجمه محمدحسین دیانی. مشهد: کتابخانه رایانهای.
جمالی مهموئی، حمیدرضا. (1385). «سازماندهی دانش». دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
حسینی، عابدین و کوهیرستمی، منصور. (1389). «ارزیابی مجموعههای کتابخانههای دانشگاههای جامع با استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران». مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات، 21(3)،41-58.
حقیقی، محمود. (1385). «کتابخانههای دانشگاهی». دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
داوری اردکانی، احمد. (1383). «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
دیوان، محمد رستم. (1373). «کتابخانههای جهان اسلام در قرون وسطی»، ترجمه حسین اسلامی. آینه پژوهش، 5(5)، 18-27.
رجبی، محمدحسن. (1381). «ایران، کتابخانههای دانشگاهی». دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
سامی، علی. (1342-1344). تمدن ساسانی. شیراز: چاپخانه موسوی شیرازی.
سلطانی، پوری و راستین، فروردین. (1379). دانشنامه کتابداری و اطلاعرسانی. تهران: فرهنگ معاصر.
شلبی، احمد. (1361). تاریخ آموزش در اسلام، ترجمه محمدحسین ساکت. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
علیپور حافظی، مهدی و نوروزی، یعقوب. (1384). «آموزش از دور و نقش کتابخانههای دانشگاهی». فصلنامه کتاب، 16(3)، 13-20.
عمرانی، ابراهیم. (1387). «کتابخانههای دانشگاهی ایران: مروری بر وضعیت کتابخانههای دانشگاه تهران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران». کتاب ماه کلیات، 12(2)، 32-35.
فرجپهلو، عبدالحسین؛ عصاره، فریده و نیککار، ملیحه. (1392). «ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش اثربخشی سازماندهی مواد در کتابخانههای دانشگاهی». پژوهشنامه کتابداری و اطلاعرسانی، 3(1)، 113-132.
کاتب، احمدبن حسینبن علی. (1357). تاریخ جدید یزد، به کوشش ایرج افشار. تهران: امیرکبیر.
کسائی، نورالله. (1363). مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر.
محمودآبادی، اصغر. (1383). «دانشگاه جندیشاپور». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.1). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
مرتضوی، ناهید. (1383). «کتابخانههای دانشگاهی». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
مصاحب، غلامحسین. (1345). دایرةالمعارف فارسی. تهران: فرانکلین.
مظاهری، علی. (1348). زندگی مسلمانان در قرون وسطی، ترجمه مرتضی راوندی. تهران: سپهر.
منتظرالقائم، اصغر. (1383). «دانشگاهها و مدارس عالی اسلامی». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.1). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
میرجعفری، حسین. (1375). تاریخ تیموریان و ترکمانان. اصفهان: دانشگاه اصفهان.
نشاط، نرگس. (1381). «استاندارد و استانداردسازی در کتابداری و اطلاعرسانی». دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
وازنتی، ام. کریستینا. (1383). «محیط دستخوش تغییر کتابخانههای دانشگاهی: آموزش کاربران نهایی و راهبردهای برنامهریزی برای کتابخانهها در هند»، ترجمه محمدرضا امیری. مجله کتابداری، 38(42)، 225-231.
همدانی، رشیدالدین فضلالله. (1356). وقفنامه ربع رشیدی: الوقفیهالرشیدیه بخطالواقف فی بیان شرائط امورالوقف والمصارف. تهران: انجمن آثار ملی.
Baker, D. (1992). “Resource Allocation in University Libraries”. Journal of Documentation, 48(1), 1–18.
Banks, J. and Pracht, C. (2008). “Reference Desk Staffing Trends: A Survey”. Reference and User Services Quarterly, 48(1), 54-59.
Boyer, L. M. and Theimer, W. C. (1975). “The Use and Training of Nonprofessional Personnel at Reference Desks in Selected College and University Libraries”. College and Research Libraries, 36(3), 193-200.
Chen, Y. (2011). “Undergraduates' Perception and Use of the University Libraries Web Portal: Can Information Literacy Instruction Make a Difference?” Proceedings of the American Society for Information Science and Technology, 48(1), 1-10.
Courtois, M. P. and Goetsch, L. A. (1984). “Use of Nonprofessionals at Reference Desk”. College and Research Libraries, 45(5),385-391.
Davidson, S. and Mikkelsen, S. (2009). “Desk Bound No More: Reference Services at a New Research University Library”. The Reference Librarian, 50(4), 346-355.
Dunlap, I. H. (2008). “Going Digital: The Transformation of Scholarly Communication and Academic Libraries”. Policy Futures in Education, 6(1), 132-141.
Garrison, J. (2011). “What Do We Do Now? A Case for Abandoning Yesterday and Making the Future”. Reference and User Services Quarterly, 51(1), 12–14.
Gremmels, G. S. (2013). “Staffing Trends in College and University Libraries”. Reference Services Review, 41(2), 233-252.
Hall, J. (1972). “Information Services in University Libraries”. Aslib Proceedings, 24(5), 293-302.
Head, A. J. and Eisenberg, M. B. (2010). Truth be Told: How College Students Evaluate and Use Information in the Digital Age. Seattle: Project Information Literacy/ University of Washington.
Islam, M. A., Agarwal, N. K. and Ikeda, M. (2014). “Library Adoption of Knowledge Management Using Web 2.0: A New Paradigm for Libraries”. International Federation of Library Association and Institutions, 40(4), 317-330.
Jackson, R. (2002). “Revolution or Evolution: Reference Planning in ARL Libraries”. Reference Services Review, 30(3), 212-228.
Jiao, Q. G. and Onwuegbuzie, A. J. (1997). “Prevalence and Reasons for University Library Usage”. Library Review, 46(6), 411-420.
Johnson, E. D. and Harris, M. H. (1976). History of Libraries in the Western World (3rd ed). Metuchen: Scarecrow.
Kim, Y. M. and Abbas, J. (2010). “Adoption of Library 2.0 Functionalities by Academic Libraries and Users: A Knowledge Management Perspective”. The Journal of Academic Librarianship, 36(3), 211-218.
King, G. and Johnson, H. F. (1974). “Interlibrary Loan (ILL) ”. In Encyclopedia of Library and Information Science (vol.12, pp.196-211). New York: M. Dekker.
Kyrillidou, M. and Bland, L. (2009). ARL Statistics 2007–2008. Washington, DC: Association of Research Libraries.
Lewis, D. W. (2010). “Academic Library Staffing a Decade from Now”. In S. Walter and K. Williams (Eds.), The Expert Librarian: Staffing, Sustaining, and Advancing the Academic Library in the 21st CenturyChicago (pp. 1-29). IL: Association of College and Research Libraries.
Line, M. B. (1963). “Student Attitudes to the University Library: A Survey of Southampton University”. Journal of Documentation, 19(3), 100-117.
Low, A. (2003). “Research Rules to Live By: Eight Strategies to Ensure that Students Use An Online Database Effectively”. School Libraries in Canada, 22(4), 30-31.
Mitchell, M. S., Comer, C. H., Starkey, J. M. and Francis, E. A. (2011). “Paradigm Shift in Reference Services at the Oberlin College Library: A Case Study”. Journal of Library Administration, 51(4), 359-374.
Pallier, D. (1984). “Library and Information Science in France: a 1983 Overview”, Translated by R. P. Clark. The Journal of Library History, 19(1), 27-46.
Rafiq, M. and Ameen, K. (2013). “Digitization in university libraries of Pakistan”. OCLC Systems and Services: International Digital Library Perspectives, 29(1), 37-46.
Thompson, J. W. (1967). The Medieval Library. New York: Hafner.
University Leadership Council. (2011). Redefining the Academic Library: Managing the Migration to Digital Information Services. Washington, DC: Education Advisory Board.
Walton, G., Burke, L. and Oldroyd, M. (2009). “Managing University Libraries: A Cross Australian/UK Study of Second Tier Managers in University Libraries”. Library Management, 30(4/5), 240-252.
Whalen, J. (1996). A Study of Library Web Sites. Retrived from: http://rylibweb.man.ac.uk/pubs/libraries.html
Xiao, D., Mosley, P. A. and Cornish, A. (1997). “Library Services Through the World Wide Web”. The Public-Access Computer Systems Review, 8 (4), 15-25.
https://irandoc.ac.ir/about/overview
http://www.ala.org/acrl/aboutacrl
http://www.lisna.ir/
https://www.msrt.ir/fa/Pages/MainMenuPages/Corp/Universities.aspx