فنّاوری اطلاعات، زیربنایی اساسی و بنیادی است که به همه شرکتها، مؤسسات و واحدهای اقتصادی امکان میدهد تا در استفاده از دانش بشری و انتقال آن سهیم شوند؛ همچنین، این فنّاوری میتواند به کاهش هزینهها بینجامد. در نتیجه به افزایش بهرهوری و کیفیت محصول میانجامد (شریفی و همکاران، 1391). فنّاوری اطلاعات عبارت است از سازماندهی، توزیع، تدوین و ذخیره منابع مبتنیبر دانش (خلقانی و همکاران، 2013). بنابراین، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، واسطهای است که امکان بیان طیف گستردهای از اطلاعات، اندیشهها، مفاهیم و پیامها را فراهم میکند (شریفی و همکاران، 1391).
بنابراین، فنّاوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی، بهدلیل توانایی و ظرفیت بالا، در پردازش و انتشار سریع اطلاعاتِ لازم برای انجام فعالیتهای سازمانی، اهمیت بالایی در سازمان دارند (فرهنگی و همکاران، 1392). در عصر حاضر، راهبرد جدیدی که همة ابعاد زندگی بشر، ازجمله سازمانها را تحت تأثیر قرار داده، فنّاوری اطلاعات است؛ بهگونهای که، تصور سازمانی بدون فنّاوری اطلاعات غیرممکن بهنظر میرسد (محمدی و امیری، 1392). افزونبراین، مهمترین پدیدهای که در عصر کنونی سازمانهای سده بیستویکم با آن روبهرو هستند، پدیده فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، بسان عاملی تأثیرگذار در روند ارتباطات کسبوکار است. فنّاوری بهمثابة یکی از نیروهای مؤثر در رشد و توسعه جوامع بشری شناخته شده است. ازاینرو، وقتی بحث از فنّاوری به میان میآید، منظور تنها جنبه سختافزاری نیست، بلکه ابعاد دیگری نظیر دانش، مفاهیم و فنون مدنظر است (سلیمانپور و همکاران، 1392).
جهان با چنان سرعتی در حال تغییر است که حتی نمیتوان آیندة نزدیک را نیز پیشبینی کرد. این تغییر، ابعاد و ماهیتی بنیادین دارد و یکی از عوامل آن نیز فنّاوری اطلاعات و ارتباطات است (Oh, 2003, p. 148). ازسویدیگر، ارتباطات، فنّاوری اطلاعات، انقلاب رایانهای و اینترنتی در چند سال اخیر، تغییرات وسیع و سریعی را در جنبههای گوناگون زندگی جوامع، پدید آورده است. این فنّاوری ازیکسو، نه تنها مهمترین ابزار، روش و سرمایه برای توانمندسازی جوامع در سده جدید و ایجاد تغییرات اساسی در زندگی، آموزش، اشتغال، نحوة حکومت و ادارة جوامع، بنگاهها و صنایع بهشمار میآید، بلکه شاید بتواند فرصتی برای جبران عقبماندگیهای برخی کشورها باشد (قاضینوری و همکاران، 1391). این فنّاوری در دهة گذشته، بر ابعاد گوناگون آموزش و یادگیری نیز تأثیر بنیادین داشته و اینک دیگر بر سر این موضوع که روشهای یادگیری و آموزش با فنّاوری اطلاعات عجین شدهاند، توافق عمومی وجود دارد؛ در نتیجه میتوان چنین پیشبینی کرد که این فنّاوری، در آینده نیز نقش با اهمیت و فزایندهای در همة سطوح آموزش و یادگیری خواهد داشت (Oladokun, 2006, p. 104; Levy et al., 2003, p. 303). افزونبراین، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، فرصتهای جدید و بدیعی برای مؤسسات آموزشی فراهم کرده است؛ ازجملة این فرصتها، میتوان به گشایش بازارهای جدید و فراهم کردن امکان دسترسی به آنها، منافع اقتصادی، کاهش زمان ورود به بازار، همکاریهایی در سطح بینالمللی و منافع آموزشی اشاره کرد (Alexander, 2002, p. 193).
همچنین، آموزش عالی از نقش و تأثیرگذاری اقتصـادی مهمـی برخـوردار اسـت، زیـرا گونهای از سرمایهگذاری در منابع انسانی است که با فراهم کردن و ارتقای دانش، نگرش و مهارتهای مورد نیاز کارکنان در زمینههای مختلف، به توسعه اقتصادی کمک میکند. آموزش عالی، افراد را با مهارتهای فنی و علمی مناسبی تربیت و آماده میکند، که یکی از عناصر اساسی در پیوند بـین دانـش علمـی و کاربردهـای آن، برای پیشـرفتهـای اقتصـادی بهشمار میآید؛ بنابراین، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، از دو طریق در بازسازی و توسعه موفقیـتآمیـز اقتصادی در بسیاری از جوامع توسعهیافته مشارکت کارآمد داشتهاند: الـف) تربیـت نیـروی انسـانی کیفی ازنظر علمی و فنی، بهشمار لازم؛ ب) ایجاد محیط و شرایط پژوهش و توسـعهای کـه پایـداری را در توسعة صـنعتی امکـانپـذیر سـازد (مدانلو و سالاریان، 1390). بنابراین، از این دیدگاه اقتصاد، آموزش عالی، یکی از مهمترین بخشهای رشد اقتصادی است. نظام آموزش عالی با بروندادها و پیامدهای خویش، نقش مهمی در توسعة کشورها دارد؛ بهطوریکه براساس الگوی عناصر سازمانی برای بهبود کیفیت نظام آموزش عالی، باید به همة عناصر دروندادها، فرایندها، محصولها، بروندادها و پیامدها توجه داشت. یکی از این دروندادها، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده مؤثر و کارآمد از آن، در فرایندهای یاددهی- یادگیری است (محجوب عشرتآبادی و همکاران، 1392). آموزش عالی بالاترین و آخرین مرحلة نظام آموزشی در هر کشور است. آموزش عالی، باید برای توسعة کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی- یادگیری در برنامهریزیهای خود، به آموزش افرادی که درحالحاضر در رابطه با آموزش الکترونیکی در دانشگاهها کار میکنند، بپردازد (افیونی و همکاران، 1392). با بازکاوی رسالتها و کارویژههای آموزش عالی، میتوان دریافت که جوهرۀ اصلی کارکردهای آموزش عالی، ماهیتی فرهنگی دارد. در نتیجه عنصر فرهنگ باید نقش فعالی در توسعه دانش داشته باشد (میرزابیگی و فرهمندخواه، 1388). لذا، بهمنظور عجین شدنِ توسعه و تولید دانش با جهتگیریهای اخلاقی و ارزشی جامعه و فراهم کردن بستر رشد خلاقیت و نوآوری علمی جامعه، آموزش عالی، باید بهصورت کانون انتقالدهندۀ فرهنگ و دانش بهصورت همسو و هماهنگ عمل کند.
ازاینرو، شاید بتوان پنداشت که فنّاوری اطلاعات و ارتباطات از این دیدگاه میتواند وسیلهای برای کسب مزیتی رقابتی شود.
نشانگر توسعۀ فنّاوری اطلاعات و ارتباطات
بین سالهای 2010 و 2011، کمابیش همه کشورها، مقادیر نشانگر توسعۀ فنّاوری اطلاعات و ارتباطاتِ خود را بهبود بخشیدهاند و گواه بر این است که درک جهانی فاوا در کشورها رشد پیاپی داشته است (اتحادیه جهانی ارتباطات، 2012). بهطور متوسط، نشانگر توسعۀ فاوا به مقدار 21/0 افزایش داشته است. بیشتر کشورهای ردۀ اول تا دهم، از قارۀ اروپا هستند و دربرگیرندة چهار کشور شمال اروپا یعنی سوئد، دانمارک، ایسلند و فنلاند و بقیه هم هلند، لوکزامبورگ، انگلستان و سوئیس هستند. از قارۀ آسیا کشورهای جمهوری کره و ژاپن در میان ده ردۀ نخست هستند، درحالیکه کره جنوبی، همچنان با مقادیر56/8 برجسته شده، چهار کشور شمال اروپا نیز مقادیر بالاتر از 8 کسب کردهاند. ایران در سال 2011 در رتبه 87 قرار گرفته است که نسبت به رتبه سال 2010 (رتبه 88) فقط یک رتبه نسبت به سال پیش، بالاتر رفته و نشانگر توسعۀ فنّاوری اطلاعات و ارتباطاتِ آن از 35/3 در سال 2010، به 53/3 در سال 2011 افزایش داشته است (دوستار و همکاران، 1393).
ارزیابی توسعة اطلاعاتی نظام آموزشی، مبتنیبر نشانگرهایی است که میتوان آنها را از مدل توسعه فنّاوری اطلاعات استخراج کرد. مدل توسعه فنّاوری اطلاعات، ناشی از تعامل پنج عنصر اصلی؛ یعنی توسعه منابع انسانی، توسعة سیاستها، توسعة محتوا و کاربرد، توسعة نهادها و توسعة زیرساخت و تجهیزات است (UNDP, 2006). ازسویدیگر، نشانگرهای توسعه در آموزش عالی، شمار دانشگاهها و مؤسسات آموزشی، شمار استادان، شمار کلاسهای درس و نسبت آنها بهشمار دانشجویان و همچنین امکانات آموزشی و کمک آموزشی مراکز آموزشی است. ازاینرو، مزیتهای عمدة کاربست فاوا در نظامهای آموزشوپرورش جهان، در جهت افزایش میزان رشد و توسعه عبارتاند از: افزایش مجراهای ارتباطی ازطریق ابزاری چون گروههای بحث و مذاکره، اتاقهای گفتوگو، پست الکترونیک و نرمشپذیری فراوان در اینکه چه موقع و در کجا استادان و دانشجویان وظایفشان را انجام دهند (کریمی علویجه و همکاران، 1388).
چالشها و موانع گسترش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی
بررسیهای اخیر اتحادیة ارتباطات بینالمللی، نشان میدهد که وضعیت جمهوری اسلامی ایران در توسعه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات ضعیف و امتیاز این کشور 43/0 است و نتوانسته به رتبهای بالاتر از هشتادونهم در بین 178 کشور مورد بررسی دست یابد (ITU, 2006). ازسویدیگر، درجة آمادگی الکترونیکی کشور ایران 08/3 بوده و در رتبه پنجاهونهم کشورهای دنیا قرار دارد (محجوب عشرتآبادی و همکاران، 1392). نکته تأملبرانگیز این است که در کشورهای توسعهیافتۀ اطلاعاتی، هدف از کاربرد فنّاوری اطلاعات در نظامهای آموزشی، متنوع کردن شیوههای آموزشی و ایجاد زمینهای مناسب برای ژرفا بخشیدن به آموزشهاست و بههمینعلت، این کشورها از امکانات گوناگون فنّاوری اطلاعات بسان مکمل آموزشهای رایج استفاده میکنند تا بر کیفیت آموزش بیفزایند؛ ازسویدیگر، در کشورهای درحالتوسعۀ اطلاعاتی نیز از فنّاوری اطلاعات بسان ابزاری برای همگانی کردن آموزش و نزدیک کردن فاصلههای فیزیکی استفاده میشود. در ایران، موضوع فنّاوری اطلاعات، از هر دو دیدگاه درخور درنگ است: 1. افزایش غنای آموزشی (کیفیت دسترسی)؛ و 2. افزایش دسترسی به محیطهای آموزشی (کمیّت دسترسی). این موضوع نشاندهندة وجود موانع و چالشهایی در توسعه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات است که شناسایی آن، بهخصوص در دانشگاهها، مراکز آموزش عالی و سازمانهای آموزشی که همگی نماد آموزش عالی بهشمار میآیند، امری ضروری بهنظر میرسد. افزونبراین، تغییرات سریع اقتصادی، اجتماعی، فنّاورانه و همچنین تحولات و تغییرات اساسی و بنیادین که در محصولات و فرایندهای آموزش عالی رخ داده، ماهیت زندگی و مشاغل افراد را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین، افراد برای رویارویی با این تحولات، باید بهطور پیاپی در حال یادگیری باشند. این ویژگی در عصر حاضر، موجب شده تا بر شمار داوطلبان ورود به آموزش عالی در سطح کشورها افزوده شود (Groof and Mouza, 2008, p. 38). مهمترین پیامد این تغییر و تحول، چالشهایی است که نظام آموزش عالی در سدة جدید با آن روبهرو شده است؛ بنابراین، از مهمترین این چالشها که پیشروی فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و به تبع آن توسعۀ نظام آموزش عالی وجود دارد، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· وجود مراکز گوناگون تصمیمگیری؛
· نبود تعریف مورد توافق درخصوص فنّاوری اطلاعات، آموزش و یادگیری الکترونیکی؛
· سرمایهگذاری نامناسب در زمینه توسعه شبکههای مخابراتی و دادهای؛
· نبود سیاست ملّی برای استفاده از فنّاوری اطلاعات در آموزش عالی؛
· ناهماهنگی درونی دستگاههای اجرایی؛
· توسعهنیافتگی اطلاعاتی و فرهنگی؛
· ضعف نظام پشتیبان از نظامهای شبکهای و شبکهسازی.
در پژوهشی دیگر، مهمترین این چالشها، 1. تقاضای روزافزون برای ورود به نظام دانشگاهی برای دستیابی به سواد اطلاعاتی و همگرا با پدیده جهانیشدن؛ 2. سرعت تولید دانش و نیاز نظام آموزشی مستمر و مادامالعمر، برای همراه شدن با قافلة شتابان تغییرات شگرف در نظام آموزش جهانی؛ و 3. ضرورت پاسخگویی به تقاضاهای روزافزون برای آموزشی متفاوت که عدالت آموزشی و کاربرمحوری، هستۀ اصلی آن است و جذب دانشجویان با استعداد داخلی و خارجی را در بطن خود میپروراند، بهشمار میآیند (فرجالهی و ظریف صنایعی، 1388).
بهطورکلی میتوان اینگونه بیان کرد که یکی از مهمترین و اصلیترین مشکلات آموزش عالی، نگرش سنتی و به دنبال آن، عملکرد سنتی استادان، مربیان و بالطبع دانشجویان در سطح دانشگاهها و مراکز آموزش عالی است که این امر، بهخودیخود، باعث بروز موانع و چالشهایی ازقبیل موارد بالا بر سر راه توسعه فاوا خواهد شد.
استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یادگیری، آموزش عالی و سازمانها
از مزایای مهم فنّاوری اطلاعات، میتوان به نقش آن در تولید دانش اشاره کرد. باتوجهبه اینکه پژوهشهای علمی به میزان زیادی به تجهیزات، مواد، دانش و مهارت دیگران بستگی دارد، ارتقای آن، میتواند بهوسیله فنّاوری اطلاعات صورت گیرد (Ding et al., 2010, p. 1456). بهطوریکه، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات میتواند اطلاعات را با سرعت بیشتری نسبت به گذشته، ثبت، ترکیب، تجزیهوتحلیل و منتشر کند؛ همچنین، دادهها و اطلاعات، از قسمتهای مختلف سازمان و محیط بیرونی آن جمعآوری میشود و اطلاعات، بهموقع و بهصورت موجز و دقیق، در همة سطوح سازمان برای کمک به افزایش کارآمدی و اثربخشی و رقابتپذیری ارائه میشوند (Galliers and Leidner, 2013).
استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات میتواند فوایدی را برای دانشجویان، استادان و آموزشگران در پی داشته باشد که به اختصار در زیر به آنها اشاره شده است (Fu, 2013, p. 118):
· کمک به دانشجویان در دستیابی به اطلاعات دیجیتال بهصورت کارآمد و مؤثر؛
· ایجاد محیط یادگیری خلاق؛
· پیشبرد و ترویج یادگیری مشترک در محیط یادگیری از دور؛
· ارائه فرصتهای بیشتر، برای توسعة مهارتهای مهم و حیاتی (مرتبۀ بالاتر) تفکر و اندیشه؛
· بهبود کیفیت تدریس و یادگیری؛
· حمایت از تدریس ازطریق تسهیل در دسترسی به محتوی دورۀ آموزشی.
بنابراین، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات را میتوان بسان ابزاری برای دانشجویان در پی بردن به موضوعات یادگیری، حل مسائل و مشکلات درسی و فراهم کردن راهحلهایی برای حل مسائل و مشکلات در فرایند یادگیری پنداشت؛ همچنین، این فنّاوری دسترسی بیشتر به کسب دانش و مفاهیمی را که در حوزههای یادگیری قابل فهم هستند، برای دانشجویان فراهم میکند (Brush et al., 2008, p. 218). افزونبراین، بهکارگیری فنّاوری اطلاعات، جدای از اینکه هزینهها را کاهش میدهد و موجب یادگیری بهتر، صرفهجویی در زمان، تقویت ارتباط بین مراکز آموزشی (برای بالا بردن سطح علمی استادان) و استفاده از امکانات دیداری- شنیداری میشود، مزایای دیگری نیز دارد که بهطورکلی عبارتاند از:
یادگیری نرمشپذیر: فنّاوری اطلاعات قابلیتی در زمینه مقدار و تنوع منابع و رسانههای اطلاعاتی لازم برای یادگیری را دارد و با خدمتگیری از کارکردهای دیگر، زمینه طرح عمل و ارزیابی انعطافپذیر، متنوع و گسترده را بهصورتی اقتضایی فراهم میآورد.
پشتیبانی و بهبود کیفیت آموزش و یادگیری: انگیزه اولیه کاربرد فنّاوری اطلاعات در آموزش، بر این پنداشت بنا شده است که فنّاوری اطلاعات، شکلهای پیشرفتهتر و بهتر آموزش و یادگیری را حمایت و پشتیبانی میکند.
اطمینان در دستیابی به اطلاعات لازم: یکی از نقشهای فنّاوری اطلاعات، ایجاد اطمینان برای تهیه اطلاعات است. باید اطلاعات مورد نیاز را پیشبینی کنیم و هنگام لزوم در دسترس داشته باشیم (بزرگزاده، 1391).
نقش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در فرایندهای تدریس، یاددهی و یادگیری
اساسیترین تغییر و تحولی که امروزه در سطح جهان در آموزش عالی اتفاق افتـاده، تغییـر تعریـف آموزش عالی از آموزشی که وظیفهاش تنها تربیت افراد داناست، به آموزشی است که وظیفـه آن تربیت نیروهای انسانی کارآفرین است (مدانلو و سالاریان، 1390). بهطوریکه برخی میپندارند، باتوجهبه قدرت فنّاوری دیجیتال و گسترش اطلاعات، آموزش عالی در آستانۀ انقلابی اسـت. در واقـع، تولیـد دانـش در عصر اطلاعات نوعی فعالیت، با کمک فنّاوری است. افراد در همهجا، آخرین اطلاعات مـورد نیـاز خود را دریافت میکنند و آموزش در همـهجـا امکانپذیر اسـت. بـا فنّاوریهـای جدیـد، راهبردهای آموزشی جدیدِ توسعه و بسیاری از موانع ارتباطی از بین میرود. فنّاوری اطلاعـات و ارتباطات، الگوی فکری آموزش را دگرگون، مدلهای موجود را غنیتر و شیوۀ جدید آمـوزش و یادگیری را پیشنهاد میکند (منتظر، 1386). همچنین، در دهـههـای گذشته، پیشـرفتهـای فنّاوری اطلاعـات و ارتباطـات، تحـولات شـگرفی را در نظامهای آموزشی جهان ایجاد و به پیدایش نهادهـایی بـا نظـامهـای جدید یاددهی و یادگیری انجامیده است. نمونه بارز این نظام جدید، آموزش و دانشگاههای مجازی است که قدمت آن به پایان دهۀ هشتاد و اوایل دهۀ 1990 برمیگردد (تفاخری، 1384). از دهة پایانی سده بیستم، در بیشتر نقاط جهان جهـش چشمگیری در کـاربرد فنّاوری ارتباطـات و اطلاعات در آموزش عالی به وجود آمده است؛ بهگونهای که امروز فنّاوریهای ارتباطاتی و اطلاعاتی، این توانایی را دارند که فرایند آمـوزش و یـادگیری را تسـهیل کنند (Wang, 2008, p. 415). بهطوریکه ورود فنّاوریهای ارتباطی جدید به عرصة آموزشی، ماهیت فرایند یـاددهی و یـادگیری دانشـگاهی را تغییر داده است (افخمی عقدا و همکاران، 1391). در واقع، این فنّاوریها نه تنها شیوههـای آمـوزش در دانشـگاههـا را متنـوع سـاختهاند بلکـه، مرزهای آن را به خارج از دانشگاه توسعه داده و محـیطهـای یـادگیری جدیـد را بـهوجـود آوردهاند (رشادتجو، 1384). همچنین، همزمان با تغییرات سریع فنون و مهارتها و ظهور پدیدههای نوین در فنّاوری اطلاعات و تأثیر آنها بر شیوهها و روشهای زیستن، فرایند یادگیری نیز که یکی از ارکان اساسی و بنیادین جوامع است، متحول و دگرگون شده است. تا جایی که موجبات پیدایش نوع جدیدی از یادگیری به نام «یادگیری الکترونیکی» را فراهم آورده است. این در حالی است که آموزش و یادگیری الکترونیکی، بهمثابة الگویی جدید توانسته است پاسخگوی حجم عظیمی از نظام آموزش و یادگیری کنونی باشد (استاد حسنلو و همکاران، 1393).
بنابراین، کاربرد فنّاوری اطلاعات، میتواند تأثیرات مثبت زیر را در رابطه با آموزش موضوعات درسی داشته باشد:
· کاهش محدودیتهای یادگیری و تقویت برابری فرصتها؛
· امکان تسهیل دستیابی همگان به فرصتهای یادگیری با کیفیت خوب و به بهای مناسب؛
· امکان از میان برداشته شدن محدودیتهای ناشی از زمان یادگیری (در طول شبانهروز و در همه اوقات سال)، طول یادگیری (طول دورة تحصیلی)، مکان یادگیری (یادگیری مؤثر و سازمانیافته در هر جا میتواند صورت پذیرد) و فاصله میان فراگیر و منابع یادگیری ازجمله آموزشگر؛
· امکان از میان برداشته شدن محدودیتهای ناشی از جنس، نژاد، قومیت، موقعیت اقتصادی- اجتماعی فراگیر، که هریک از آنها میتواند در فرایند یاددهی- یادگیری اختلال ایجاد کند؛
· امکان از میان برداشته شدن قسمتی از محدودیتهای ناشی از معلولیتهای جسمی و ذهنی در فرایند یادگیری؛
· امکان کاهش هزینة دستیابی به اطلاعات نادر و پُرهزینه مورد نیاز در آموزشهای تخصصی و در پژوهشها؛
· ارتقای کیفیت یادگیری، اعطای مسئولیت یادگیری به خود دانشآموز و برقراری نظام منسجم و هماهنگ و جامع برای ارائة خدمات آموزشی به دانشآموز، متناسب با نیازهای او در هر زمان و مکان که او طلب کند؛
· و بیشتر شدن سهم دانشآموز در فرایند یادگیری و مشارکت هرچه بیشتر او در این زمینه که به یادگیری در سطوح بالاتر میانجامد (کریمی و همکاران، 1392).
دستاوردهای فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی ایران و جهان
نتایج پژوهش رضایی و موسویان (1393)، با عنوان «شناسایی زمینههای بهکارگیری فنّاوری اطلاعات و ارتباطات» بهوسیلة دانشجویان کارشناسی ارشد رشتههای کشاورزی دانشگاه زنجان نشان داد که در مجموع 4/62% از واریانس زمینههای بهکارگیری فاوا را چهار عامل برقراری ارتباط و اطلاعیابی، علمی، آموزشی و عمومی تبیین میکنند.
ذاکری و همکاران (1390)، پژوهش خود را از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، با عنوان «عوامل مؤثر بر کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات» انجام دادند که نتایج نشان داد شکلگیری مراکزی برای پاسخگویی در جهت رفع مشکلات فنّاوری دانشجویان، مؤثرترین عامل در کاربرد فاواست.
در پژوهشی با عنوان «شناسایی موانع اصلی کاربرد فنّاوری اطلاعات» در مدارس دورة متوسطه شهرستان علیآباد کتول، نتایج نشان داد که عوامل اقتصادی/ مالی، عامل تواناییهای حرفهای و عامل انسانی بر عدم بهکارگیری فنّاوری اطلاعات در مدارس دورة متوسطه تأثیرگذار است (عنایتی و همکاران،1390).
کریمی علویجه و همکاران (1388)، در پژوهش خود با عنوان «چشماندازهای کاربست فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی و یادگیری آموزش عالی» در میان اعضای هیئتعلمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای اصفهان و صنعتی اصفهان، به این نتیجه دست یافتند که از میان ابعاد چشماندازهای کاربست فاوا [کوشش سازمانی (درونداد و فرایند) و نتایج سازمانی (فردی و سازمانی)]، مقوله فرایند و درونداد، چشمانداز بهشمار نمیآید؛ اما مقوله نتایج فردی و سازمانی، بیش از سطح متوسط بهمثابة چشمانداز بهشمار میآید.
در پژوهشی دیگر، با عنوان «آموزش مبتنیبر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی» نتایج نشان داد که فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، الگوی فکری آموزش را دگرگون و مدلهای موجود آموزشی را غنیتر کرده و شیوههای جدیدی نیز ایجاد میکند (فرجالهی و ظریف صنایعی، 1388).
تِسی (2010)، در میان آموزشگران آموزشوپرورش ترکیه، پژوهش خود را با عنوان «نگرشها و سطح دانش آموزشگران در استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات» انجام داد و نتیجه گرفت که بیشترین استفادة آموزشگران از فاوا، در زمینه استفاده از پست الکترونیک و واژهپرداز وُرد بوده است و نگرش مثبتی نسبت به استفاده از این فنّاوری و همچنین رایانه دارند.
لا و سیم (2008) در پژوهش خود با عنوان «شناسایی کاربست فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در میان آموزشگران مدارس متوسطه»، عواملی همچون آمادگی، توانایی ارزیابی نقش فنّاوریهای اطلاعات و ارتباطات، اعتمادبهنفس و مهارتهای استفاده و بهکارگیری فنّاوریهای اطلاعات و ارتباطات را در استفاده از فاوا مؤثر میدانند.
در پژوهش دیگری، با عنوان «نگرش آموزشگران بر عوامل مؤثر در بهکارگیری فنّاوری اطلاعات در کلاس درس» نتایج نشان داد که آموزشگران از الگوی کلی در زمینة استفاده از فنّاوری در کلاس استفاده میکنند. الگوی اول به منشأ تأثیر تطبیق فنّاوری توجه میکند و بر عوامل انسانی در این زمینه تأکید دارد و الگوی دوم به ماهیت تأثیر استفاده از فنّاوری توجه دارد و در این زمینه، بر تحول فنی و شناختی تأکید میکند (Levin and Wadmany, 2008, p. 248).
ارتباط میان فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش عالی
فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، میتواند یکی از ابزارهای جهانیشدن و نوآوری آموزشی باشد. بهطوریکه گاه بسان عامل و پیامد نوآوری در آموزش و ایجاد تغییر معرفی شده است (Peeraer and Van Petegem, 2015, p. 53). باتوجهبه اینکه راه و روشهای گوناگونی برای یادگیری وجود دارد، میتوان از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات بهعنوان عامل اصلیِ تغییر و تأثیرگذار در تدریس، یادگیری و آموزش برای بهتر کردن فرایند یادگیری نام برد (Fu, 2013, p. 121). در بیشتر نقاط جهان مؤثرترین جهش رو به جلو برای کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی از سال 1990 بوده است (Stensaker et al., 2007, p. 423). بهگونهای که امروزه فنّاوریهای اطلاعاتی و ارتباطی گوناگون، این توانایی را دارند که فرایند آموزش و یادگیری را آسان کنند (Wang, 2008; Passey, 2006, p. 153). بهطوریکه فاوا میتواند از مشارکتهای بینالمللی در آموزش و توسعۀ حرفهای تعلیموتربیت حمایت کند (کریمی علویجه و همکاران، 1388). فنّاوری اطلاعات و ارتباطات حیطه بزرگی از رسانههای سنتی و مدرن نظیر: رادیو، تلویزیون، موبایل، نظامهای ماهوارهای و سایر خدمات مرتبط با این ابزارها ازجمله ویدئو کنفرانسها و آموزش از دور را دربرمیگیرد (Mondal and Mete, 2012, p. 9). علاوهبراین، امروزه فنّاوری اطلاعات بهعنوان یکی از فنّاوریهای نوین بشری، بهسرعت در حال تأثیرگذاری بر الگوهای زندگی، پژوهشها، آموزش، مدیریت و بسیاری از ابعاد زندگی انسان است (سلیمانپور و همکاران، 1392). بهطوریکه کشورهای مختلف دنیا، بهصورت روزافزون، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات را در آموزش هم بسان ضرورت و فرصتشناسی و هم بسان راهبرد مهمی برای دستیابی «آموزش برای همه» بهکار میبرند (Sife et al., 2007, p. 61). در این میان، نظام آموزش عالی کشور نیز بهمثابة عامل اصلی توسعه انسانی، از این قاعده مستثنا نیست (سلیمانپور و همکاران، 1392). همانطورکه در پژوهشی، آموزش عالی را معرف نوعی سرمایهگذاری در منابع انسانی معرفی کرده است که با فراهمآوری و ارتقا دانشها، مهارتها و نگرشهای مورد نیاز فراگیران، به توسعه جامعه کمک میکند؛ بنابراین، آموزش عالی بهطور قطع نهتنها موجب ترویج دانش میشود، بلکه با پیشرفتهای پژوهشی و علمی، دانش جدید نیز بهوجود میآورد و این دانش جدید، مدیون تفکر خلاق منابع انسانی است (صادقی و همکاران، 1389). ازاینرو، شاید بتوان پنداشت، حضور فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی برای «یادگیری انعطافپذیر» است. فاوا مفهومی است که دلالت بر روابط متفاوت میان نهادها، اعضای هیئتعلمی و دانشجویان دارد. بهطوریکه با حضور فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، اعضای هیئتعلمی، باید در نگرشهای خود نسبت به آموزش و تدریس بهمثابة ابزار انتقال اطلاعات تغییرات اساسی ایجاد کنند (شریفی و اسلامیه، 1387). بنابراین، برای استفاده بهینه از فنّاوری اطلاعات در آموزش عالی، نه تنها به نوسازی ابزار فنّاوری، بلکه به ایجاد تغییر در مدلهای تدریس و همچنین نقش استادان و آموزشگران نیاز است (Sangra and González-Sanmamed, 2010, p. 211). ازسویدیگر، آموزشگران و استادان دانشگاهی، کارگزاران اصلی ورود و همکنشی موفقیّتآمیز فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و بهخصوص نظام آموزش عالی بهشمار میآیند. در واقع، چگونگی استفاده از فاوا در آموزش عالی و چگونگی تلفیق فنّاوری در تدریس، به تجربه و نگرش این دسته از افراد بستگی دارد و میتواند در سطوح و انواع مختلف، صورت پذیرد (Yildirim, 2000, p. 49). شریفی (1390) نیز در پژوهش خود بیان میکند که کلید تلفیق فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، صلاحیتهای فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، آموزشگر و تجربیات او است. بهطوریکه بسیاری از نوآوریها در آموزش، به صلاحیت حرفهای آموزشگر وابسته است.
در واقع، آموزشگرانی که از فنّاوری برای تدریس استفاده میکنند، نسبت به همکاران خود از امکان همکنشی بیشتری برخوردارند (Glazer and Hannafin, 2008, p. 43).
افزونبراین، بررسی مطالعات و پژوهشهای مختلف نشان میدهد که فعالیتهای پژوهشی زیادی در زمینة کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، برای تسهیل مدیریت دانش در آموزش عالی وجود دارد. بهگونهای که برخی از پژوهشها نشان میدهد که کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، در فرایندهای مدیریت دانش میتواند برای آموزش عالی هم در جهت مثبت (تسهیل و توانمندسازی) و هم در جهت منفی (تهدید و ناکامی) قابل توجه باشد (Omona et al., 2010, p. 94). همانگونه که نتایج پژوهش عظیمی (1383) مبنیبر کاربرد فاوا در نظام آموزشوپرورش آموزشگران نشان داد که از مهمترین راهبردها در بهکارگیری مؤثر فاوا در تربیت آموزشگر، آشنایی آموزشگران با ابزارهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است. ازاینرو، استفاده مناسب از آموزشگران باتجربه و برخورداری دانشگاهها از امکانات لازم برای کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزشی، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ همچنین، کورنو (2006) فراهم کردن تجهیزات مورد نیاز برای افزایش دسترسی به فنّاوری را از زیرساختهای مهم برای کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی برشمرده است. در همین راستا، یونسکو (2006) نیز در گزارشی دربارة نظامهای تصمیمسازی آموزشی، به فاوا بهعنوان بخشی از فنّاوریهای کاربردی در آموزش اشاره و بر رویکردی فراگیر باتوجهبه همه ابعاد و مؤلفههای آموزشی پا میفشارد.
همچنین، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات بهعنوان رویکردی نوین، مکمل آموزش است نه جایگزین آن. هدف از توسعه آن، بهبود و کارآمدتر ساختن منابع آموزش، بهویژه منابع انسانی است؛ بهطوریکه گسترش فنّاوری اطلاعات و استفاده از ابزارها و مفاهیم نوین، زمینة بسطِ اطلاعات و دسترسی آسان و کمهزینه را برای فراگیران، اعم از دانشآموزان، دانشجویان و استادان به روش برخط فراهم میکند و تبادل سریع اطلاعات و تعاملات فرهنگی را میسر میسازد (اخوان و دوستمحمدی، 1389). بنابراین، زندگی در دنیای کنونی، نیازمند آموزشوپرورش مبتنیبر دانایی، پژوهش و نوآوری است و استفاده از فنّاوریهای جدید ارتباطی، میتواند ما را در این امر یاری کند و سبب 1. توجه به تفاوتهای فردی؛ 2. کمال بخشیدن به خود و محیط پیرامون؛ 3. ایجاد فرصتهای یادگیری برابر؛ و 4. ارتقای کیفیت فرایند یاددهی- یادگیری میشود. در یک نمای کلی (نگاره 1) میتوان گفت: تلفیق دانش، مبتنیبر پژوهش، تجربه و شایستگی برای ایجاد خلاقیت و بروز ایدههای نو برای افزایش توان کنترل برای دستیابی به اهداف تعیینشده، زمانی ممکن میشود که فنّاوری اطلاعات بهدرستی بهکار گرفته شود (حمزهبیگی، 1383).
برخی نتایج پژوهشی نشان میدهد که فنّاوری اطلاعات و ارتباطات این توانایی را دارد که بسان ابزاری برای چیره شدن بر مسائلی همچون هزینهها، کیفیت پایین آموزش، محدودیتهای زمانی، شمار کم آموزشگران و برداشتن مانع مسافت مورد استفاده قرار گیرد (McGorry, 2002, p. 171).
در دهههای گذشته، استفاده از فنّاوریهای دیجیتال و شبکهسازی اجتماعی، بهسرعت در حال رشد بوده است؛ بهطوریکه این فنّاوریها بهصورت فزایندهای با مواردی ازقبیل تدریس و آموزش عالی ترکیب شدهاند (Garrison, 2011; Laurillard, 2005, p. 79).
برخی مهمترین دستاوردهای بهکارگیری فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و آموزش عالی را چنین میتوان برشمرد:
· یادگیری در سراسر زندگی: فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، امکان آموزش در سراسر زندگی را فراهم میکند و فرصتهای شغلی را توسعه میبخشد و مشاغل جدید را مطرح میکند.
· از میان برداشتن زمان و مکان در یادگیری: از تأثیرات مهم و اساسی توسعة فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، برداشتن محدودیتهای زمانی و مکانی در یادگیری است.
· افزایش کیفیت: برخی پژوهشها نشان میدهند که توسعة فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، میتواند سطح توانایی یادگیرندگان و آموزشگران را افزایش دهد و انگیزه آنان را برای علم و دانشاندوزی بالا برد (عنایتی و همکاران، 1390).
وضعیت فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران
تلاشهای نخستین، برای توسعه فنّاوری اطلاعات در آموزش عالی، در سده بیستم انجام گرفته است (Lawless, 2003, p. 53). گسترش فنّاوریهای اطلاعاتی جدید، ظرفیتهای بالقوهای برای تغییر شکل چگونگی انجام یادگیری در دانشگاهها و دانشکدهها دارد (Poehlein, 1996, p. 286). موفقیتآمیزترین رویکرد در این زمینه، رویکرد تلفیقی است؛ به این معنا که فنّاوریهای جدید، بایستی در کلاسها و در کنار سایر روشهای آموزشی به کار رود (Georgian and Olson, 2008).
در ایران، باتوجهبه استقبال روزافزون دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از گسترش ارائه شیوۀ یادگیری الکترونیکی بهعلت بهرهگیری از مزایای آن، لزوم شناسایی عوامل موفقیت اجرای یادگیری الکترونیکی از زمان بهکارگیری در دانشگاههای پیشتاز احساس میشود؛ زیرا بدون در نظر گرفتن مؤلفههای اساسی یادگیری و عدم پایش صحیح آن، کاربرد پیشرفتهترین و جدیدترین فنّاوریها، کاری بیهوده است (رضایی راد، 1391). نعمتی آهنگر (1389) در پژوهشی به بررسی راههای توسعه آمـوزش مجـازی در نظـام آموزش عالی ایران از دیدگاه استادان دانشگاههای مجری پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهـد کـه بـاتوجـهبـه زیرسـاخت فنّاوری اطلاعـات و ارتباطـات، تسـلط اسـتادان بر روشهـای آمـوزش و بهکارگیری فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، رعایت استانداردهای جهانی آموزش مجازی، حمایت مؤسسات از داوطلبان تحصـیلات تکمیلـی بـه روش مجـازی، تقویـت منـابع و محتـوای آموزشـی، اجرای ارزشیابی فرایند محور در آموزش مجازی، به میزان بسیار زیاد در توسـعه آمـوزش مجـازی مؤثر بود و از این دیدگاه، بین نگرش استادان دانشگاههای مختلف تفاوت معناداری ملاحظه نشد. در پژوهشی دیگر، با عنوان «آموزش مبتنیبر فنّاوری اطلاعـات و ارتباطات در آموزش عالی» این نتیجه بهدست آمده است که استفاده از فنّاوری اطلاعـات و ارتباطـات، نماد دورۀ جدیدی از آموزش اسـت.
ازسویدیگر، گستردهتر شدن فرصتهای آموزش عالی در جهان، به افزایش بیسابقۀ تقاضا برای آموزش عالی بـهویـژه بـرای آموزش عالی فراملی (برونمرزی) در کشورهای گوناگون، انجامیده است. آموزش عالی فراملی یکی از گونههای نوین در آموزش عالی است. این آموزش عبارت است از برنامههای آموزشی و درسی (حضوری یا غیرحضوری) است که مؤسسهای از کشور مبدأ در کشور مقصد عرضه میکند (بازرگان و همکاران، 1389). آموزش فراملی بسان ابزاری برای توسعة جنبههای بینالمللی آموزش عالی و ارتقای همکاریهای میانفرهنگی کشورها قلمداد میشود. این نوع از آموزش، پیامدهایی دارد که ممکن است به ایجاد تنش بین نظام آموزش عالی ملی و نظام آموزش عالی فراملی بینجامد که از این جمله میتوان به اعتبارسنجی دورهها و برنامههای آموزشی، به رسمیت شناختن مدارک تحصیلی و تضمین کیفیت آنها اشاره کرد. این سه جنبه از آموزش عالی فراملی، ازجمله موارد اساسی هستند که در بسیاری از گزارشها و بیانیههای صادرشده بهوسیلة انجمنها و مؤسسات بینالمللی، دربارة آموزش عالی فراملی مؤکداً به آنها اشاره شده است. در میان این سه مورد، تضمین کیفیت آموزش عالی فراملی اساس و پایه موفقیت این نوع آموزش قلمداد میشود (Vignoli, 2004). به گـزارش یونسـکو، برآوردهـای ثبـتنـام در آموزش عالی جهان، نشان میدهد که بیش از 100 میلیون دانشجو در سراسر جهان زیر پوشش آموزشهای فراملی قرار گرفتهاند و تا سال 2020، این رقم به 125 میلیون نفر خواهد رسـید. این در حالی است که براساس برآورد تقاضا برای آموزش عالی بینالمللی در سال 2025 کشورهای چین، هند، مالزی، کره، ترکیه، مراکش، ویتنام و ایران، بهترتیب هشت کشور رتبه اول تقاضا برای آموزش بینالمللی در سال 2025 بهشمار خواهند آمد (Moses, 2004, p. 17). درصورتیکه نتایج پژوهش بازرگان و همکاران (1389) نشان داد ایران کشور واردکننده آموزش عالی [از کشـورهایی نظیـر انگلستان، روسیه، امریکا و فرانسه و...] است و همزمان صادرکننده آموزش عالی فراملـی [بـه کشـورهایی نظیـر ازبکستان، افغانستان، ترکمنستان و پاکستان و...] بهشمار میآید. مطالعه دروندادها و فرایندهای این نوع آمـوزش در قالب برنامههای مشترک میان دانشگاههای خارج از ایران با دانشگاههای داخلـی، نشـاندهنـدة آن اسـت کـه وضعیت موجود آن از مطلوبیت برخوردار نبوده است. نظر به اهمیت این نوع آموزش عالی، لازم است برای گسترش آن برنامهریزی و سازماندهی صورت گیرد.
نخستین دانشگاه رسمی در آموزش الکترونیکی، دانشگاه شیراز است که در سال 1383 شروع به کار کرده است (صفوی و همکاران، 1386). هماکنون نیز بسیاری از دانشگاهها در ایران در بعضی از رشتهها، آموزش الکترونیکی ارائه میدهند. در این میان، میتوان به دانشگاه صنعتی اصفهان، تهران، امیرکبیر، صنعتی شریف، دانشکده علوم حدیث و علم و صنعت ایران اشاره کرد. باوجوداین، بهرغم چنین تلاشهایی و نیز سرمایهگذاریهای انجامشده، در آموزش عالی کشور، استفادة مناسب از این فنّاوریها بهعمل نمیآید و میزان استفاده از آن نامشخص است (جوکار و عفتنژاد، 1383). درک صحیح و درست از فنّاوری اطلاعات و مضامین آن، بهخصوص اینترنت و نیز شیوههای مناسب بهرهگیری از آنها برای توسعة آموزش الکترونیکی، ازجمله دغدغههای نظام آموزش عالی در مسیر حرکت خود در تبدیل شدن به نظامی با محوریت دانش خواهد بود (حکیمی، 1383). باوجود چنین برنامههایی، بهعلت نامعین بودن اهداف این برنامهها، ایران، همچنان در زمرۀ کشورهای بازمانده تلقی میشود (رحمانپور و همکاران، 1388).
نهادینه کردن فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزش عالی کشور، نیازمند چهارچوبی منطقی است که بتواند ضمن ارائه راهکارها و رویکردها، بهصورت راهنمایی برای عمل برای مسئولان آموزشی کشور باشد؛ همچنین، رشد و توسعة فاوا و کاربرد اثربخش آن، نیازمند شناخت و درک آن، بسترسازی و فرهنگسازی مطلوب و بهطورکلی مستلزم مؤلفههایی است تا فعالیتهای این عرصه را در نظام آموزش عالی کشور، هدایت کند. فنّاوری همواره به کمک انسان آمده و او را در بهبود و افزایش کارها، یاری رسانده است؛ بهطوریکه بسیاری از کشورها، به این مقوله بهصورت یکی از مهمترین زیرساختهای توسعة خود توجه میکنند؛ بنابراین، میتوان اینگونه بیان کرد که بهکارگیری فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، در انتقال دانش و اطلاعات و همچنین دستیابی به اهداف آموزش عالی، میتواند نقش ارزندهای ایفا کند.
کتابشناسی
اخوان، مهناز و دوست محمدی، مهدیه. (1389). «پیمایشی در مورد وضعیت استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در زمینه آموزش و نشر الکترونیکی در دبیرستانهای شهر تهران». پژوهش و توسعه فنّاوری، 1(2)، 151-173.
استاد حسنلو، حسین؛ عبدالرحیمی، حسین و جلیلزاده، حکیمه. (1393). «تأثیر فنّاوری اطلاعات در توسعه و بهبود کیفیت آموزش». پژوهشهای تربیتی، 1(29)، ۱۲۴-140.
افخمی عقدا، محمد؛ کمالی زارچ، محمود و شکوه راوه، نادره. (1391). «بررسی تأثیر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات بر فرایند تعلیم و تربیت از دیدگاه دانشجویان دانشگاه یزد». طلوع بهداشت، ۱۱(۱)، ۴۱-52.
افیونی، صفورا؛ فروغی ابری، احمدعلی و یارمحمدیان، محمدحسین. (1392). «مطالعه امکان سنجی اجرای دوره آموزش مجازی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان)». پژوهش در برنامهریزی درسی، 10(12)، 80-92.
بازرگان، عباس؛ حسین قلیزاده، رضوان و دادرس، محمد. (1389). «نگاهی به آموزش عالی فراملی در کشور ایران: مسائل و چشمانداز». پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، ۱۶(۴)،1-۱۷.
بزرگزاده، علیرضا. (1391). اهمیت استراتژیک فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی. بازیابی شده از:http://tabarsimodiriat. parsiblog.com
تفاخری، محبوبه. (1384). بررسی ویژگیهای دانشگاههای مجازی در ایران (پایاننامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه آزاد اسلامی، ساری.
جوکار، عبدالرسول و عفّتنژاد، امرالله. (1383). «بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی از فنّاوریهای اطلاعاتی در کتابخانهها و مراکز رایانه دانشگاه شیراز». مجله علوم تربیتی و روانشناسی، 11(4-3)، 83-108.
حکیمی، امیرحسین. (1383). عوامل مؤثر بر استفاده دبیران دبیرستانهای کاشان از فنّاوری اطلاعات (پایاننامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه تهران، تهران.
حمزه بیگی، طیبه. (1382). نگرشی بر برنامه درسی مبتنیبر فنّاوری اطلاعات و نظام مدیریت یادگیری جهت ارائه به انجمن برنامهریزی درسی ایران. سومین همایش برنامه درسی در عصر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، تهران، انجمن برنامه درسی ایران.
دوستار، محمد؛ ولیپور، محمدعلی؛ اسماعیلپور، رضا و محمودی، مجتبی. (1393). «بررسی اثرات کیفیت خدمات دفاتر ICT روستایی بر رضایتمندی مشتریان (مطالعه موردی: دفاتر ICT روستایی گیلان)». مدیریت فنّاوری اطلاعات، 6(2)، 209-228.
ذاکری، علیرضا؛ زمانیمنش، حامد؛ حاجیخواجهلو، صالح رشید و جمالی تازهکند، محمد. (1390). «عوامل مؤثر بر کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی». فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، 2(1)، 99-117.
رحمانپور، محمد؛ لیاقتدار، محمد جواد و افشار، ابراهیم. (1388). «بررسی تطبیقی توسعۀ فنآوری اطلاعات در نظام آموزشی جهان: با تأکید بر ایران». پژوهشنامۀ تربیتی، 5(18)، 17-54.
رضاییراد، مجتبی. (1391). «شناسایی عوامل موفقیت در اجرای برنامۀ آموزش الکترونیکی در آموزش عالی». پژوهش در برنامهریزی درسی، 9(6)، 106-115.
سلیمانپور، محمدرضا؛ حسینی فرجاله، سیدجمال و رضایی، روحاله. (1392). «بررسی مؤلفههای ضروری برای کاربرد اثربخش فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزش عالی کشاورزی از دیدگاه دانشجویان». پژوهشهای ترویج و آموزش کشاورزی، 6(3)، 49-62.
شریفی، اصغر. (1390). صلاحیتهای کلیدی معلمان قرن 21. بازیابی شده از: www.sharifinamin.blogfa.com
شریفی، اصغر و اسلامیه، فاطمه. (1387). «بررسی رابطة میان یادگیری سازمانی و بهکارگیری فنّاوری ارتباطات و اطلاعات در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در سال تحصیلی 87-86». رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، 1(2)، 1-22.
شریفی، اصغر؛ محمدداودی، امیرحسین و اسلامیه، فاطمه. (1391). «رابطة میزان استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات با عملکرد دبیران در فرایند یاددهی و یادگیری». فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، 2(4)، 145-167.
صادقی، زینب؛ محتشمی، رضا؛ میری، امیر و صادقی، سبحان. (1389). «خلاقیت در آموزش عالی؛ گامی اساسی در جهت توسعه پایدار». راهبردهای آموزش در علوم پزشکی، ۳(۱)، 9-10.
صفوی، سیدعلی اکبر؛ باوقار، مجید و غفاری، حسین. (1386). «معیارهای تولید دروس الکترونیکی و استانداردها باتوجهبه جایگاه آنها در یادگیری الکترونیکی». پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، ۱۳(۱)، 27-52.
عارفی، محبوبه و حاجی خواجهلو، صالح رشید. (1389). «تحلیلی بر ضرورت انتقال همسو و هماهنگ فرهنگ و دانش در آموزش عالی». مهندسی فرهنگی، 5(45-46)، 62-67.
عظیمی، ا. (1383). کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزشوپرورش معلمان (پایاننامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه تهران، تهران.
عنایتی، ترانه؛ ضامنی، فرشیده و زنگانه، محمدجواد. (1390). «شناسایی موانع اصلی کاربرد فنّاوری اطلاعات در مدارس دوره متوسطه شهرستان علیآباد کتول». فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، 1(4)، 97-116.
فرجالهی، مهران و ظریف صنایعی، ناهید. (1388). «آموزش مبتنیبر فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی». راهبردهای آموزش، 2(4)، 167-171.
فرهنگی، علیاکبر؛ عباسپور، عباس و عباچیان قاسمی، رضا. (1392). «بررسی تأثیر فنّاوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی بر ساختار سازمانی و عملکرد شرکتهای خدماتی: پیمایش پیرامون مهندسان مشاور نقشهبردار». مدیریت فنّاوری اطلاعات، 5(3)، 123-146.
قاضینوری، سیدسپهر؛ سرآبادانی، ابوالقاسم و فرازکیش، مهدیه. (1391). «استخراج راهبرد ملی فنّاوری اطلاعات در حوزه دانشگاهی». پژوهشهای مدیریت در ایران، 16(3)، 175-201.
کریمی، سعید؛ ارزانی بیرگانی، آرزو؛ امینی، فاطمه و ارزانی بیرگانی، فرزانه. (۱۳۹۲). نقش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان. نخستین همایش منطقهای ارزیابی آموزش دروس علوم پایه، چالشها و رهیافتها. آموزشکده فنی و حرفه ای سما واحد اهواز، اهواز.
کریمی علویجه، مهدی؛ شریف خلیفه سلطانی، سید مصطفی و بختیار نصرآبادی، حسنعلی. (1388). «چشماندازهای کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی و یادگیری آموزش عالی». انجمن آموزش عالی ایران، 1(4)، 179-198.
محجوب عشرتآبادی، حسن؛ میرکمالی، سید محمد؛ اسماعیل مناپ، شریفه و مهری، داریوش. (1392). «بررسی موانع توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاههای جامع دولتی و ارائه راهکارهای مناسب: پیمایشی پیرامون دانشگاه تهران». مدیریت فنّاوری اطلاعات، 5(4)، 139-160.
محمدی، علی و امیری، یاسر. (1392). «شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری فنّاوری اطلاعات در سازمانهای دولتی، با رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری». مدیریت فنّاوری اطلاعات، 5(4)، 195-218.
مدانلو، یاسمن و سالاریان، فرانک. (1390). «بررسی نقش دانشگاههای مجازی در دستیابی به اهداف آموزش عالی». فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، 1(4)، 131-151.
مدهوشی، مهرداد و نیازی، عیسی. (1389). «بررسی و تبیین جایگاه آموزش عالی ایران در جهان». انجمن آموزش عالی ایران، 2(4)، 113-149.
منتظر، غلامعلی. (1386). «مطالعات راهبردی توسعۀ اطلاعاتی نظام آموزش عالی در ایران». پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 13(1)، 1-26.
میرزابیگی، محمدعلی و فرهمندخواه، حسن. (1388). «بررسی نیازهای آموزشی مرتبط با رشد حرفهای مدرسان دانشکده صدا و سیما». مدیریت و برنامهریزی در نظامهای آموزشی، 1(2)، 55-75.
نعمتی آهنگر، ذبیحالله. (1389). بررسی راههای توسعۀ آموزش مجازی در نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه استادان دانشگاههای مجری (پایاننامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری.
نیازآذری، کیومرث؛ کاظمیان، مهرانه و نیازآذری، مرضیه. (1393). «رابطۀ بین فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و مؤلفههای مهندسی فرهنگی در دانشگاه آزاد اسلامی». فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی، 5(2)، 5-21.
Albirini, A. (2006). “Teachers' Attitudes Toward Information and Communication Technologies: The Case of Syrian. EFL Teachers”. Computers and Education, 47(4),373-398.
Alexander, S. (2002). “Designing Learning Activities for and International Online Student Body: What Have We Learned?”. Journal of Studies in International Education, 6(2), 188-200.
Brush, T., Glazewski, K. D. and Hew, K. F. (2008). “Development of an Instrument to Measure Preservice Teachers’ Technology Skills, Technology Beliefs, and Technology Barriers”. Computers in the Schools, 25(1), 112-125.
Button, D., Harrington, A. and Belan, I. (2014). “E-learning and Information Communication Technology (ICT) in Nursing Education: A Review of the Literature”. Nurse Education Today, 34(10), 1311-132.
Cornu, B. (2006). Decision Making for Integrating ICT Into Education. (INRP, France). Retrieved From: http://ict.satw.ch/SPIP/IMG
Ding, W. W., Levin, S. G., Stephan, P. E. and Winkler, A. E. (2010). “The Impact of Information Technology on Academic Scientists’ Productivity and Collaboration Patterns”. Management Science, 56(9), 1439-1461.
Drent, M. and Meelissen, M. (2008). “Which Factors Obstruct or Stimulateteacher Educators to Use ICt Innovatively?” Computers and Education, 51(1), 187-199.
Fu, J. Sh. (2013). “ICT in Education: A Critical Literature Review and Its Implications”. International Journal of Education and Development Using Information and Communication Technology, 9(1), 112-125.
Galliers, R. D. and Leidner, D. E. (2013). Strategic Information Management: Challenges and Strategies in Managing Information Systems. New York: Routledge.
Garrison, D. R. (2011). E-learning in the 21st Century: A Framework for Research and Practice. Marceline: Walsworth Publishing Company.
Georgiana, D. A. and Olson, M. R. (2008). “Integration of Technology in Higher Education: A Review of Faculty Self-Perceptions”. The Internet and Higher Education, 11(1), 1-8.
Glazer, E. and Hannafin, M. (2008). “Factors That Influence Mentor and Teacher Interactions During Technology Integration Collaborative Apprenticeships”. Journal of Technology and Teacher Education, 16(1), 35-61.
Groff, J. and Mouza, C. (2008). “A Framework for Addressing Challenges to. Classroom Technology Use”. AACE Journal, 16(1), 21-46.
Hung, R. Y. Y., Yang, B., Lien, B. Y. H., McLean, G. N. and Kuo, Y. M. (2010). “Dynamic Capability: Impact of Process Alignment and Organizational Learning Culture on Performance”. Journal of World Business, 45(3), 285-294.
ITU. (2006). ITU Digital Access Index: world’s First Global ICT Ranking Education and Affordability Key to Boosting New Technology Adoption. Report of the ITU. Retrieved From: https://www.itu.int/newsarchive/press_releases/2003 /30.html
Lau, B. T. and Sim, C. H. (2008). “Exploring the Extent of ICT Adoption Among Secondary School Teachers in Malaysia”. International Journal of Computing and ICT research, 2(2), 19–36.
Laurillard, D. (2005). “E-learning in Higher Education”. In Ashwin, P. (Ed.), Changing Higher Education (pp.71–84). London: Routledge.
Lawless, C. (2003). “Students use of Multimedia Activities in an Open University”. Journal of Educational Media, 26(2), 117-141.
Levin, T. and Wadmany, R. (2008). “Teachers’ Views on Factors Affecting Effective Integration of Information Technology in the Classroom: Developmental Scenery”. Journal of Technology and Teacher Education, 16(2), 233–263.
Levy, P., Ford, N., Foster, J., Madden, A., Miller, D., Nunes, M. B., McPherson, M. and Webber, S. (2003). “Educational Informatics: An Emerging Research Agenda”. Journal of Information Science, 29(4), 298-310.
McGorry, S. Y. (2002). “Online, But on Target? Internet-Based MBA Courses: A Case Study”. The Internet and Higher Education, 5(2), 167-175.
Mondal, A. and Mete, J. (2012). “ICT in Indian Higher Education: Opportunities and Challenges, Bhatter College”. Journal of Multidisciplinary Studies, 2, 2-11.
Moses, I. (2004). Global Aspects of Quality Assurance in Education, an Australian Perspective. Keynote Paper Presented at the International Conference on: “Toward Mutual Recognition: Educational Benchmarking and Quality Assurance”. Prachuab Kirikhan: Sofitel Central Hua Hin Resort.
Mumtaz, S. (2000). “Factors Affecting Teachers’ Use of Information and Communications Technology: A Review of the Literature”. Journal of Information Technology for Teacher Education, 9(3), 319-341.
Nunn, S. and Quinet, K. (2002). “Evaluating the Effects of Information Technology on Problem-Oriented-Policing: If It doesn't Fit, Must We Quit?” Evaluation Review, 26(1), 81-108.
Oh, C. H. (2003). “Information Communication Technology and the New University: A View on E-Learning”. The Annals of the American Academy, (585), 134-153.
Oladokun, O. S. (2006). “The Networked World of Lifelong Learning and the Challenging Role of the Library”. Information Development, 22(2), 102-109.
Omona, W., van der Weide, T. and Lubega, J. T. (2010). “Using ICT to Enhance Knowledge Management in Higher Education: A Conceptual Framework and Research Agenda”. International Journal of Education and Development Using Information and Communication Technology, 6(4), 83-101.
Passey, D. (2006). “Technology Enhancing Learning: Analyzing Use of Information and Communication Technology by Primary and Secondary School Pupils With Learners Frameworks”. The curriculum Journal, 16(2), 139-166.
Peeraer, J. and Van Petegem, P. (2015). “Integration or Transformation? Looking in the Future of Information and Communication Technology in Education in Vietnam”. Evaluation and Program Planning, 48, 47–56.
Poehlein, G. W. (1996). “Universities and Information Technologies for Instructional Programmes: Issues and Potential Impacts”. Technology Analysis and Strategic Management, 8(3), 283-290.
Sangra, A. and González-Sanmamed, M. (2010). “The Role of Information and Communication Technology in Improving Teaching and Learning Processes in Primary and Secondary School”. Journal of ALTJ, 18(3), 207-220.
Sife, A., Lwoga, E. and Sanga, C. (2007). “New Technologies for Teaching and Learning: Challenges for Higher Learning Institutions in Developing Countries”. International Journal of Education and Development using ICT, 3(2), 57–67.
Stensaker, B., Maassen, P., Borgan, M., Oftebro, M. and Karseth, B. (2007). “Use, Updating Integration of ICT in Higher Education: Linking Purpose, People and Pedagogy”. Higher Education, 54, 417–433.
Tafti, A., Mithas, S. and Krishnan, M. S. (2007). “Information Technology and The Autonomy–Control Duality: Toward a Theory”. Information Technology and Management, 8(2),147-167.
Tezci, E. (2010). “Attitudes and Knowledge Level of Teachers in ICT Use: The Case of Turkish Teachers”. International Journal of Human Sciences, 7(2), 21-32.
UNDP. (2006). UNDP Strategies for Upstream Policies on
Information and Communication Technology Development. Retrieved from: www.Sdnp.org
UNESCO. (2006). Educational Decision Support Systems. Retrieved from: http://portal.unesco.org/en/ev
Vignoli, G. (2004). What is Transnacional Education? Retrieved from: http://www.cimea.it/files/fileusers/5592 _2004-What%20is%20transnational%20education.pdf.
Wang, Q. (2008). “A Generic Model for Guiding the Integration of ICT in to Teaching and Learning”. Innovation Education and Teaching International, 45(4), 411-419.
Yildirim, S. (2000). “Effects of an Educational Computing Course on Preserviceand in Service Teachers: A Discussion and Analysis of Attitudes and Use”. Journal of Research on Computing in Education, 3(1), 46-52.