دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

جنبش دانشجویی

Student Movement
نویسنده

تاریخچه جنبش دانشجویی

دیرینه جنبش‌های دانشجویی در جهان را بیشتر می‌توان در دگرگشت‌های سده بیستم جستجو کرد. در امریکا پس از نخستین جنگ جهانی، جنبش دانشجویی در سال 1930 آغاز شد. بحران اقتصادی دهه 30، نرخ بالای بیکاری و تبعیض نژادی از عوامل شکل‌گیری جنبش دانشجویی در این سال‌ها بود و پس از آن نیز در اشکال گوناگون مدنی بروز پیدا کرد. در اروپا انگلستان پیشگام شکل‌گیری جنبش دانشجویی در سال 1921 با تشکیل انجمن ملی دانشجویان انگلیس بود.

     اوج فعالیت‌های این جنبش در سال 1960، به‌دلیل جنگ ویتنام و مسائل مربوط به تبعیض نژادی بود و در مناسبات گوناگون و در قلمرو مسائل صنفی، افزایش شهریه، کاهش بودجه آموزش عالی بازتاب یافت. جنبش دانشجویی فرانسه در سال 1907 با نام انجمن ملی دانشجویان فرانسه از چندین سازمان کوچک دانشجویی شکل گرفت. نقطه اوج جنبش دانشجویی در فرانسه در سال 1968 بود که توانست میلیون‌ها فرانسوی را گرد هم آورد و انقلاب گونه به خیابان‌ها سرازیر کند. در آلمان نیز جنبش دانشجویی از پایان دهه 1960 با گرایش به چپ شکل گرفت و چند تظاهرات علیه جنگ ویتنام در برابر سفارت امریکا در فرانکفورت بر پا کرد این جنبش از 1970 با فراز و فرودهای بسیار روبه‌رو شد اما نقش این جنبش در پایدارسازی مردم‌سالاری آلمانی و نظام شهروندی بسیار پر رنگ است.

 

جنبش دانشجویی در ایران

دیرینه جنبش دانشجویی در ایران به پیش از مشروطه باز می‌گردد، زمانی‌که نخستین دانشجویان ایرانی با کمک عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه به اروپا رفتند در واقع قدیمی‌ترین نشانه‌هایی که می‌توان به‌مثابه شکل‌گیری پایه‌های ایجاد جنبش دانشجویی ایران در نظر گرفت، به این دوران باز می‌گردد. تغییر در نگاه دانشجویان فرستاده شده و انتقال این نگرش به ایران آغاز دگرگشت در نظام آموزشی سنتی و دورانی نوین است. با فرستادن نخستین گروه از دانشجویان ایرانی به اروپا و باز شنایی آنان با نظام آموزشی نوین، زمینه توجه به نظام آموزشی نوین را در داخل کشور آماده‌تر ساخت. این توجه در سال 1268 ه.ق (1230 ه. ش) با گشایش دارالفنون ازسوی امیرکبیر آغاز شد. گشایش دارالفنون یک نگاه حرکت نخبگان در ایران را بازساماندهی کرد و نقش دانشجویان، دانش‌آموختگان و آموزشگران این نهاد گشایش مؤسسات آموزشی نوین دیگری مانند مدرسه رشدیه (1276 ه.ش) و دیگر رشدیه‌های، مدرسه علوم سیاسی (1278 ه.ش)، مدرسه فلاحت (1279 ه.ش) مدرسه علوم قضایی (1298 ه.ش)، دارالمعلمین (1299 ه.ش)، دانشسرای عالی تهران (1307 ه.ش) و گشایش دانشگاه تهران (1313 ه.ش) را درپی داشت که می‌تواند بستر حرکت‌های بزرگ اجتماعی و شکل‌گیری جنبش دانشجویی در ایران انگاشته شود. در دوران، رضا پهلوی، با‌توجه‌به دگرگشت‌های پدید آمده، نخستین نطفه‌های جنبش دانشجویی در بیرون از کشور شکل گرفت و سپس به داخل ایران راه یافت. برگزاری کنفرانس دانشجویی در کلن، در سال، 1309 از‌سوی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و مخالف رضا شاه و انتشار نخستین نشریه در برلین در همین سال را می‌توان نخستین تلاش‌ها برای پا‌گیری جنبش دانشجویی ایران به‌شمار آورد. در این نشست که با گردهمایی جمعی از نخستین گروه‌های فرستاده شده دانشجویان ایرانی به آلمان تشکیل شد، دانشجویان آزادی همه زندانیان سیاسی و پی نهادن نظام جمهوری را خواستار شدند و رضا شاه را دست‌پرورده امپریالیسم انگلیس خواندند. رضا شاه انتظار داشت دانشجویان از تمدن غرب، آموزه‌های صنعتی و آداب فرنگی را یاد بگیرند و چگونگی نظام‌های سیاسی و استفاده از آزادی‌های موجود در آن جوامع را نیاموزند و یا در کشور ترویج نکنند.

 

جنبش دانشجویی پس از گشایش دانشگاه تهران

تا سقوط رضا شاه در سال 1320 ه.ش، باتوجه‌به کوتاه بودن زمان باقیمانده دوره حکومت رضاشاه و نوپا بودن دانشگاه و شمار اندک دانشجویان، فعالیت سیاسی دانشجویان از دامنه کمتری برخوردار بود. اعتصاب دانشجویان دانشسرای عالی در سال 1314، در اعتراض به شرایط استخدام پس از پایان تحصیل بود. در سال 1315 اعتصاب دامنه‌دار در دانشکده فنی تهران رخ داد. که یکی از منظم‌ترین و کامیاب‌‌ترین اعتصابات آن زمان بود. این اقدامات اندک اندک به شکل‌گیری آشکار جنبش دانشجویان ایران بسان دانشجویی پس از شهریور 1320 (ه.‌ش) انجامید به‌این‌ترتیب می‌توان آغاز آشکار جنبش دانشجویی را از شهریور 1320 با گفتمان‌های گوناگون چپ، ملی و اسلامی تا پیروزی انقلاب اسلامی پیگیری کرد. حزب توده بسان یکی از فعال‌ترین احزاب آن دوران توانست سازمان دانشجویان دانشگاه تهران را در سال 1322 پی نهد. حزب توده، دانشجویان را پویاترین گروه اجتماعی در مسایل سیاسی می‌انگاشت، بنابراین به انتشار روزنامه «بشر و خورشید صلح» برای دانشجویان پرداخت.

     به موازات فعالیت جریان دانشجویی حزب توده، انجمن اسلامی دانشگاه تهران نیز در سال 1321 ه.ش در دانشکده پزشکی فعالیت خود را بدون اعلام رسمی آغاز کرد. این انجمن به‌صورت رسمی در سال 1332 ه.ش ازسوی دانشجویان با رهبری فکری مهدی بازرگان، محمود طالقانی و یدالله سحابی تشکیل شد و در پی آن انجمن‌های همگونی در شهر‌های مشهد، شیراز و تبریز گشایش یافت. مهدی بازرگان در این باره می‌نویسد: پس از تشکیل انجمن اسلامی دانشجویان با من که در آن زمان دانشیار دانشکده فنی بودم ارتباط برقرار شد و زمانی که من به ریاست دانشکده فنی انتخاب شدم به لحاظ امکاناتی که در اختیار داشتم کمک‌هایی به انجمن اسلامی و دانشجویان مسلمان کردم.

     درباره گشایش نخستین انجمن اسلامی دانشجویان در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، محب‌الله آزاد از پایه‌گذاران آن می‌نویسد:

«به‌دلیل فعالیت کمونیست‌ها و بی‌اعتنایی آنان به دین به فکرمان رسید که کشور ایران یک مملکت اسلامی است و با اکثریت نزدیک به تمام خانواده‌های مسلمان و متعهد جمعیتی تشکیل بدهیم، پنج نفری انجمن اسلامی دانشجویان را تشکیل دادیم به‌طوری‌که پس از 6 ماه عددمان به 70 نفر رسید

     ورود جریان اسلام‌گرا به قلمرو جنبش دانشجویی در آغاز غیرسیاسی و تنها دینی بوده؛ اما به‌تدریج نیرومند شد. فعالیت‌های ملی‌گرایان، در دانشگاه و در بین دانشجویان دیرتر از فعالیت‌های انجمن اسلامی آغاز شد.

     به موازات فعالیت‌های جریان چپ و پاگیری نخستین انجمن‌های اسلامی، با شکل‌گیری حزب ایران و گروه‌هایی که سپس جبهه ملی را پی نهادن، گرایش‌های ملی نیز به دانشگاه وارد شد و در میان دانشجویان هوادارانی یافت. بازگشت دکتر محمد مصدق به صحنه سیاسی کشور و فعالیت وی در پارلمان، نقش مؤثری را در تقویت گرایش ملی در دانشگاه از سال 1326 ه.‌ش به بعد داشت. پاگیری جبهه ملی ایران به ابتکار دکتر مصدق در آبان ماه 1328 و سپس تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت مورد توجه ویژه دانشجویان قرار گرفت.

     نقش جنبش دانشجویی به‌ویژه در چهره‌های مذهبی و ملی آن در پشتیبانی از جنبش ملی نفت و محمد مصدق بسیار پر رنگ است. به‌گونه‌ای که جنبش دانشجویی توانست از جمعیت 6 هزار نفری جامعه دانشجویی تهران، راهپیمایی با حضور بیش از 4 هزار نفر دانشجو در دفاع از جنبش ملی را سامان دهد.

     کودتای 28 مرداد سال 1332 سرآغاز دیگری برای جنبش دانشجویی در ایران به‌شمار می‌رود. در16 آذر 1332 ه.‌ش حکومت پهلوی انتقام خود را از جنبش دانشجویی ایران گرفت و با حمله به دانشگاه و شهادت 3 دانشجو و زخمی و دستگیری کردن شمار چشمگیری از دانشجویان تمام قد در برابر دانشگاه و دانشجویان قرار گرفت. مراسم سوم شهدای دانشگاه تهران در روز 18 آذز برگزار شد و به تظاهرات گسترده‌ای علیه ورود ریچارد نیکسون، معاون وقت رییس‌جمهور امریکا به تهران تبدیل شد. درحالی‌که جامعه در سکوتی ترس‌آور بسر می‌برد، دانشجویان خاکسپاری یاران شهید خود را شکوهمندانه برگزار کردند و در اعتراض به جنایت‌های دولت کودتا، 15 روز از شرکت در کلاس‌های درس خودداری کردند و از این پس 16 آذر 1332 بسان نماد پایداری جنبش ایران ثبت شد.

     از این پس، هرسال، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌های ایران مراسم و تظاهراتی را به یاد شهیدان آن روز بر پا می‌کردند. از این پس 16 آذر گرانیگاهی در تاریخ مبارزات ملت ایران با تکیه بر جنبش دانشجویان در مبارزه با استبداد و استعمار به‌شمار می‌آید. پس از کودتا، انجمن اسلامی دانشجویان بیشترین نقش را در پیگیری مبارزات داشتند. فعالیت و نقش گسترده دانش‌آموختگان این انجمن‌ها در راه‌اندازی انجمن اسلامی مهندسین، پزشکان و آموزشگران به‌ترتیب در سال‌های 1336، 1337و 1338 و نیز تشکیل شاخه‌های انجمن اسلامی در امریکا قابل توجه بود. کودتای 28 مرداد، پایان مرحله‌ای از مبارزه، یعنی مبارزه رهبری ملیون و کمونیست‌ها و شروع مرحله دیگه‌ای از مبارزه یعنی رهبری جریان اسلامی بود. جنبش دانشجویی نیز از این مسئله جدا نبود. نهضت ملی مقاومت هسته اصلی و پیشران جنبش بازمانده از سرکوب ناشی از فضای پس از کودتا ازجمله در قلمرو دانشجویی، بود.

     جنبش دانشجویی درسال‌های 42-39 ه.ش در تمامی فعالیت‌های مهم این دوران نقش ویژه‌ای بردوش گرفت.

     شرکت فعال در میتینگ دی ماه 39 در جلالیه، تظاهرات گسترده بهمن ماه در مخالفت با انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی، تظاهرات ضد ورود الیزابت ملکه بریتانیا به تهران و برپایی تظاهرات در اعتراض به میزان حقوق آموزشگران، حمایت گسترده از جشن انقلاب مردم الجزایر، نقش‌آفرینی در تظاهرات 200 هزار نفری عاشورای سال 42 و خیزش 15 خرداد 42 و سرانجام پی نهادن جمعیت نهضت آزادی و جدا شدن از جبهه ملی در سال 40 نیز از عوامل گسترش جنبش دانشجویی با رویکرد اسلامی انگاشته می‌شود. پس از قیام و سرکوب گسترده مردم، در سال 42 به رهبری امام خمینی، جریان ملی جنبش دانشجویی به‌شدت فروکش کرد. جریان چپ جنبش دانشجویی از سیطره حزب توده خارج شد. در این دوره، بخشی از جنبش دانشجویی زیر تأثیر حرکت‌های تند مبارزه مسلحانه قرار گرفتند که بیشتر آنها سرکوب شدند. با پیدایش پدیده‌ای چون حسینیه ارشاد و سپس فعالیت‌های علی شریعتی، جنبش دانشجویی متکی بر گفتمان اسلامی از موقعیت کاملاً جداگانه‌ای نسبت به گذشته برخوردار شد. شریعتی روح تازه‌ای در کالبد دانشجویان دینی دانشگاه‌ها دمید و جوانان مذهبی را در برابر رقیبان خود مسلح کرد. گرچه پیش از او شخصیت‌های دینی، مانند محمود طالقانی و مهدی بازرگان در میان دانشجویان نفوذ داشتند، اما به دنبال گسترش فعالیت‌ها و تحرکات ناشی از پیدایش علی شریعتی و بسیاری از شخصیت‌های علمی و مذهبی مانند مرتضی مطهری، مهدی بازرگان و یدالله سحابی و... هرچه بیشتر در میان دانشجویان دانشگاه‌ها راه یافتند. آنها که تا آن روز بیشتر بسان استادی مسلمان در دانشگاه مطرح بودند، از این پس، بسان اندیشه‌پردازانی برای پاسخگویی به پرسش‌های دانشجویان و جوانان نقش می‌آفریدند. شریعتی با ویژگی‌های شخصیتی و گفتاری خود فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دیگری را فرا روی دانشجویان و جنبش دانشجویی گستراند با نظریه بازگشت به خویشتن، شریعتی می‌پنداشت می‌توان با بهره‌کشی، بی‌عدالتی، گذشته‌گرایی، نادانی، اختلاف طبقاتی و امپریالیسم به ستیزش برخاست و راه را برای پی نهادن جامعه‌ای عادلانه در ایران هموار کرد. شریعتی مفهوم شهادت را بسان حرکتی برای آزادی و ابزاری برای برپاسازی جامعه‌ای عادلانه یاد می‌کند. او توانست جوانان و به‌‌ویژه دانشجویان را با شور و شوق برای آزادی و انقلاب ایدئولوژیکی آماده کند. اما برای جنبش دانشجویی و پیروی از آن مردم جامعه ایران نیازمند فردی بودند که بتواند رهبری جنبش اجتماعی سیاسی ایران را بردوش بگیرد و این رهبری در قامت ظرفیت‌ها و صلاحیت‌های ویژه امام خمینی (ره) تحقق یافت. در واقع ازنظر بیشتر دانشجویان فعال مسلمان، شریعتی رابط میدانی و عامل تحقق بخشیدن به اندیشه‌ها و اهداف امام خمینی بود که در آن زمان جدی‌ترین و نیرومندترین مخالف شاه و مطرح‌ترین جریان‌ساز برای برانگیختن توده‌های مذهبی به‌شمار می‌آمد.

     بازگشت بی‌چون و چرای امام خمینی (ره) هر دو قلمرو جنبش دانشجویی و جنبش سراسری مسیر حرکت اجتماعی و سیاسی ایران را با شتابی کاملاً متفاوت و دور از چشمداشت روبه‌رو ساخت.

 

پیروزی انقلاب و جنبش دانشجویی

پیروزی انقلاب در واقع گرانیگاه تمام آرمان‌های جنبش دانشجویی با گفتمان‌های گوناگون بود اما به‌دلیل تفاوت در دیدگاه‌ها، از 22 بهمن 1357 تا اسفند 1358 (آغاز انقلاب فرهنگی) نظام دانشگاهی تا اندازه زیادی میدان درگیری نیروهای گوناگون بود. در این وضعیت دانشگاه نه رسالت علمی و فرهنگی خود را می‌توانست به انجام رساند و نه کارکرد سیاسی آن پاسخگوی نظم نوین بود. در این وضعیت بخشی از نیروهای مسلمان دانشگاه و متأثر از انقلاب امام، از یک سو، نگران نقش‌آفرینی نیروهای مخالف بودند که بخش‌هایی از فضای دانشگاه را مرکز فعالیت گروهی که برخی از آنان جمع‌آوری کمک‌ها و حتی سلاح برای کمک به گروه‌های درگیر با نظام در مناطق مرزی قرار داده بودند، و ازسوی‌دیگر، به درونمایه اسلامی و فرهنگی نظام دانشگاهی اشتیاقی ایدئولوژیک داشتند و خواستار آن بودند که به بحران‌های فرهنگی و سیاسی مراکز آموزش عالی پایان دهند و در عوض ارزش‌های برآمده از انقلاب را توسعه و تعمیم دهند.

دگرگشت‌های برآمده از پیروزی انقلاب اسلامی و رخدادهای پس از آن را می‌توان در دگرگشت‌های جنبش دانشجویی به 3 دوره تقسیم کرد:

1. از پیروزی انقلاب تا شروع انقلاب فرهنگی؛

2. از انقلاب فرهنگی تا پایان جنگ تحمیلی؛

3. پس از جنگ تحمیلی.

 

جنبش دانشجویی در نظام نوین

در شرایط پیروزی انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی در وضعیتی دوگانه (جنبشی- ساختاری) یا (انقلاب- نظام) قرار داشت. نظام، از یک سو، با اتکا به مشروعیت سیاسی بالا برآمده از نیروی نهفته انقلاب، پی‌در‌پی نهادهای قانونی خود را پی می‌نهاد یا بازسازی می‌کند. اما از‌سوی‌دیگر، مرحله گذار را پشت سر می‌گذارد و به مرحله استقرار قطعی و ثبات و قانونی خود نرسیده است. در این شرایط ایران انقلابی با دو بحران اساسی نیز روبه‌روست. بحران نخست مربوط به امریکاست که ژاندارم بزرگ منطقه و بزرگ‌ترین پایگاه سیاسی نظامی خود را با پیروزی انقلاب در خاورمیانه از دست داده بود. بحران دوم مربوط به مسائل داخلی و چگونگی همکنشی و مناسبات سیاسی در صف‌بندی کلی عرصه سیاسی کشور بود. گروه‌های پرشماری با دعاوی انقلابی بازمانده از مبارزه با رژیم گذشته، به‌شدت کوشا بودند و به حاکمیت جدید تن نمی‌داند. آنها هر جا که می‌توانستند، مدعی ایفای نقش جریان‌های سیاسی با خواسته‌های مردم‌سالارانه و... بودند. و هر کجا نیاز می‌دانستند، با سلاح نقش چریکی و شبه نظامی خود را علیه نظام جدید نشان می‌دادند.

     برخوردها و ستیزه‌ها اندک اندک شدت بیشتری پیدا کرد و دانشگاه آوردگاه این درگیری‌ها شد. در چنین شرایطی، بخشی از جنبش دانشجویی با نظام و انقلاب پیوند خورد که بخش بیشنه‌ای را به خود اختصاص می‌داد. هم در قلمرو بحران خارجی یعنی مبارزه با امریکا و هم در قلمرو درگیری‌های تند داخلی که بخشی از آن در داخل دانشگاه رخ می‌داد، وارد عمل شد.

     تسخیر سفارت امریکا در 13 آبان 1358 ازسوی یکی از جناح‌های این بخش از جنبش دانشجویی، با نام دانشجویان پیرو خط امام، اقدام تأثیرگذاری بود که نگاه‌ها را بخود خیره ساخت. هرچند ریشه‌های تیرگی روابط ایران و امریکا با سردمداران نظام نوین انقلاب ایران به رخدادهای تاریخی بزرگی چون 28 مرداد 1332 و 15 خرداد 1342 باز می‌گشت، اما آثار آخرین دوره درگیری که از ماجرای تصرف سفارت امریکا که ازسوی آنها به لانه جاسوسی تغییر نام یافته بود به‌دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، 13 آبان 1358 آغاز شد، و در فروردین 1359 به گرانیگاهی در این رشته از درگیری‌ها تبدیل شد. واکنش ایالات متحده امریکا در اعلام رسمی قطع روابط سیاسی با ایران، این درگیری‌ها به اوج خود رسید. در بحران دوم و اوج‌گیری درگیری‌ها، تقریباً همه گروه‌های کوچک و بزرگ حتی، آنان که در کردستان و آذربایجان غربی رسماً به اقدام مسلحانه دست می‌زدند، در دانشگاه‌ها از پایگاه و هواداران رسمی برخوردار بودند در واقع، در وضعیت نبود نهادهای صنفی و سیاسی و احزاب، دانشگاه‌ها به‌مناسب‌ترین محیط برای پر کردن چندگاهه این کاستی درآمده بودند و کارکرد اصلی ایجاد دانشگاه به فراموشی سپرده شده بود.

      کشمکش‌ها و درگیری‌های درون دانشگاه در فروردین سال 59 به اوج خود رسید. ازجمله، در درگیری‌های پرشمار در دانشگاه تبریز و دانشگاه‌های تهران در 29 فروردین شماری از از مراکز آموزشی به تصرف انجمن اسلامی و سازمان دانشجویان مسلمان در آمدند. در پاره‌ای از دانشگاه‌ها، مانند تربیت‌آموزشگر، پلی تکنیک، علم و صنعت و... به زدوخورد چند ساعته انجامید. سرانجام، دانشگاه‌ها برای انقلاب فرهنگی تعطیل اعلام شد. این دوران نزدیک به 2 سال به درازا انجامید و برخی از دانشگاه‌ها در سال 61 بازگشایی شدند.

      این بخش از جنبش دانشجویی در این سال‌ها تا پایان جنگ تحمیلی همدوش با ملت ایران به دفاع از میهن پرداختند و شهدای بسیاری تقدیم کرد. جنبش دانشجویی با درگذشت امام (ره) تاکنون فرازونشیب‌های بسیاری را سپری کرده است. اما همچنان می‌کوشد در  قلمرو سیاسی، اجتماعی دانشگاه و کشور نقش خود را ایفا کند. مهم‌ترین ویژگی جنبش دانشجویی در دهه 40 و 50 دنبال کردن آرمان‌های انقلابی و تلاش برای دستیابی به تغییرات بیشینه بود. پس ار پیروزی انقلاب اسلامی این بخش از جنبش دانشجویی، در حرکتی اصلاح‌گرانه در پی تقویت و دستیابی به آرمان‌های جنبش دانشجویی یعنی گسترش آزادی‌ها، عدالت اجتماعی و روشنفکری دینی در قالب‌ها و اشکال گوناگون تشکیلاتی بوده است.

کتاب‌شناسی

آبرکرامبی، نیکلاس؛ هیل، استفن و ترنر، برایان اس. (1367). فرهنگ جامعه‌شناسی، ترجمه حسن پویان. تهران: چاپ پخش.

 

امجد، محمد. (1380). ایران؛ از دیکتاتوری سلطنتی تا دین‌سالاری، ترجمه حسین مفتخری. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.

 

زاهد، سعید. (1389). جنبش‌های اجتماعی معاصر ایران. تهران: سروش.

 

سفیری، مسعود. (1379). دی‍روز، ام‍روز و ف‍ردای‌ ج‍ن‍ب‍ش‌ دان‍ش‍ج‍وی‍ی‌ ای‍ران‌: گ‍ف‍ت‍گ‍و ب‍ا اب‍راه‍ی‍م‌ اص‍غ‍رزاده‌... و م‍ق‍ال‍ه‌ه‍ای‍ی‌ از اح‍م‍د زی‍دآب‍ادی‌... تهران: نشرنی.

شرف‌زاده بردر، محمد. (1383). انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌های ایران. تهران: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.

طباطبایی، صادق. (1387). خاطرات سیاسی - اجتماعی دکتر صادق طباطبایی (ج.1). تهران: عروج.

 

کدی، نیکی آر. (1369). ریشه‌های انقلاب ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی. تهران: قلم.

مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. (1379). جبهه ملی به روایت اسناد ساواک. تهران: نویسنده.

مع‍اون‍ت‌ خ‍دم‍ات‌ م‍دی‍ری‍ت‌ و اطلاع‌رس‍ان‍ی‌ دف‍ت‍ر رئ‍ی‍س‌ج‍م‍ه‍ور. (1380). اس‍ن‍ادی‌ از ج‍ن‍ب‍ش‌ دان‍ش‍ج‍وی‍ی‌ در ای‍ران‌ (۱۳۲۹ - ۱۳۵۷ ه‍.ش‌) (ج. 2). تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

نخعی، هادی. (1395). مرور توصیفی - تحلیلی تحولات پنجاه سال جنبش دانشجویی ایران پیدایش، گسترش، افول (۱۳۵۹- ۱۳۰۹). تهران: پژوهشکده تاریخ اسلام.

یزدی، ابراهیم. (1383). جن‍ب‍ش‌ دان‍ش‍ج‍وی‍ی‌ در دو ده‍ه‌: از ۱۳۴۰ - ۱۳۲۰. تهران: قلم.