روابط صاحب کسبکار خانگی با سایر کسبوکارها و عوامل کار است. ارتباط فرآیند تبادل دوجانبه اطلاعات با سایرافراد است و اطلاعات هر نوع تفکر یا اندیشهای است که مدیران مایـل هستند بهطور دوجانبه با دیـگران مبادله کنند.
ارتباط مؤثر چیـزی بیـش از یـک تبادل اطلاعات ساده است و شامل درک احساسات پشت اطلاعات میشود. ارتباط مؤثر میتواند روابط در خانه، محل کار، و در موقعیـتهای اجتماعی را توسط تعمیـق ارتباطات با دیـگران و بهبود کار گروهی، تصمیـمگیـری، و حل مشکل را بهبود بخشد.
ارتباط مؤثر یـک مهارت آموختنی و اکتسابی است، با ایـن وجود مؤثر تر آن است که ایـن مهارت را خود به خود و در عمل آموخت تا سعی در رعایـت تعدادی قواعد شود. تلاش برای توسعه ایـن مهارتها و تبدیـل شدن به یـک ارتباط مؤثر احتیـاج به تمریـن و زمان زیـادی دارد.
هدف ارتباطات اغلب ارتقای سطح آگاهی، بهبود تصویر ذهنی یـا ایـجاد رجحان در بازار است. اما ایـنگونه برخورد با ارتباطات معایـبی هم دارد، از آن جمله: تعیـیـن اهداف کوتاه مدت و پرهزیـنه میباشد که معمولا به گوش کسی نمیرسد (کاتلر، ترجمه فرزنده، 1388، 649).
یـکی از راهکارهای تقویـت کسبوکارهای خانگی کمک گرفتن از دیـگران میباشد. وقتی که کار سنگیـن میشود افراد بهدنبال کمک میگردند. دیـویـس بهطور خلاصه به سه دلیـل اشاره میکند که چرا شما احتیـاج به ایـن کار داریـد (یـزدی مقدم، 1389):
1- برای ایـنکه کارهایـی را انجام دهند که اکنون شما خودتان انجام میدهیـد.
2- تا کارهای روزمره و تکراری را انجام دهند. کارهای دفتری، بسته بندی، فرستادن سفارشات، پاسخ دادن به تلفنها و کارهایـی از ایـن قبیـل که با سپردن آنها به دیـگران فرصت کافی خواهیـد داشت تا بر روی اهداف اصلی خود تمرکز کنیـد. و به ایـن ترتیـب با هزیـنهای کم میتوانیـد فردی را با تخصص نه چندان بالا استخدام کنیـد و خود فقط با یـک تلفن یـک مشتری جدیـد پیـدا کنیـد یـا بر روی محصولی جدیـد کار کنیـد.
3- برای ایـنکه مهارت یـا تخصصی جدیـد به کسب و کار خود اضافه کنیـد. وقتی که در زمیـنهای به دانش یـا تجربهای با ارزش احتیـاج داریـد و خود ایـن دانش و تجربه را نداریـد بایـد افراد توانایـی پیـدا کنیـد که ضعف دانش شما را جبران کنند. در ابتدا که کار شما در حال رونق گرفتن است بهتر است از افراد خانواده خود که بدون چشمداشت حاضرند به شما کمک کنند استفاده کنیـد بعضی از بزرگتریـن کار آفریـنها به کمک همسر و یـا فرزندان خود توانستهاند کار خود را به حرفهای پر سود تبدیـل کنند و آنگاه کل خانواده از موفقیـت بهدست آمده بهرهمند شدهاند. قبل از ایـنکه یـک کارمند تمام وقت استخدام کنیـد بد نیـست به برون سپاری و قرارداد بستن با شرکتهایـی که در ایـن زمیـنه کار میکنند فکر کنیـد. در ایـن صورت کار خود را به آنها میسپاریـد و در صورت انجام بیعیـب و نقص و سر موقع پول را پرداخت خواهیـد کرد و دیـگر نیـازی نیـست نگران درست کار کردن پرسنل باشیـد (یـزدی مقدم، 1389).
ارتباط فرآیـند تبادل دوجانبه اطلاعات با سایـرافراد است و اطلاعات هرنوع تفکر یـا اندیـشهای است که مدیـران مایـل هستند بهطور دوجانبه با دیـگران مبادله کنند. بهعبارت دیـگر ارتباط مهارتی است که به واسطه ایـجاد رابطه و پذیـرش مفهومی مشترک میـان دو یـا چند نفر شکل میگیـرد. حال با دانستن ایـن تعریـف به ماهیـت وجود اهمیـت ارتباط در میـان اعضای یـک تیـم تجاری و چگونگی تداوم درآن پی خواهیـد برد. ارتباطات بخش عظیـمیاز روند توسعه تجاری کسبوکار را تشکیـل میدهند و در واقع گام اول موفقیـت هستند. وسعت ایـن فرآیـند تا حدی است که مدیـران را مجبور به برقراری و ثبات در هر معامله و برخورد با هر متقاضی میکند (میـرزایـی موسوی، 1390).
ارتباط فرآیندی است که اشخاص از طریق انتقال علایم پیام به تبادل معینی مبادرت میورزند. در یک فرایند ارتباط ۷ بخش وجود دارد (مقدسی، 1387):
· منبع ارتباط؛
· به رمز درآوردن پیام؛
· پیام؛
· کانال؛
· از رمز خارج کردن پیام؛
· گیرنده پیام؛
· بازخورد نمودن نتیجه.
پیام عبارت است از شکل عینیشده مفهوم ذهنی فرستنده پیام. پیام ممکن است کلامی یا غیرکلامی باشد. پیام کلامی به صورت نوشتار یا گفتار میباشد و پیام غیر کلامی علائم، اشارات و تصاویری هستند که برای ایجاد ارتباط به کار میروند مثل تصویر پرستاری که انگشت خود را بر بینی نهاده و شما را دعوت به سکوت میکند (مقدسی، 1387).
تجارت مانند بسیـاری از کارهای دیـگر نیـازمند رابطهای همسو و دو طرفه است که نه تنها در محیـط کاری و میـان مخاطبان، بلکه بیـن اعضای تیـم تجاری نیـز بایـد اعمال شود. هرچه فضای کاری صمیـمیتر و سالمتر باشد، بهرهوری افزایـش مییـابد. امروزه تحقیـقات گستردهای درباره نقش و تأثیر روابط انسانی در افزایـش فرایـند توسعه انجام شده است و بسیـاری از محققان به ایـن نتیـجه رسیـدهاند که با استفاده از راهکارهای روانشناسی میتوان رابطهای پایـدار، بازتابی تأثیرگذار و شیـوهای نویـن در تبادلات و تعاملات اجتماعی و اقتصادی ایـجاد کرد. برقراری ارتباط، اصلیتریـن عامل انگیـزش و شروع یـک رابطه دوطرفه بیـن مدیـر، کارمندان و مشتریـان است. چگونگی ارتباط برقرار کردن و حفظ ایـن عامل، تنها یـکی از شیـوههای تجارت است که اغلب بازاریـابان با بهرهگیـری از ایـن مهارت میتوانند مخاطب را جذب کنند. از دیـگر عواملی که در همیـن رابطه میتوان به آن اشاره کرد تداوم و ثبات یـک رابطه کاری است. بقای ایـن رابطه خواستار پیـروی از اصولی کاملاً حرفهای و روانشناسانه است که شامل صبر، تداوم، درنظر گرفتن زمان مشخصی برای ملاقاتها و بکارگیـری شیـوههای جدیـد میشود (میـرزایـی موسوی، 1390).
با توجه به میـزان افزایـش شرکتها، سایـتها و شبکههای مبلغ درعرصه ارتباطات و بازتابهای فراوان آن در زمیـنههای مختلف کار و زندگی، برای استقرار در این حرفه، بایـد کاملاً حرفهای و حساب شده عمل کرد (میـرزایـی موسوی، 1390).
حضوری ممتد در بافت جامعه و لمس حقایـق و نیـازهای عمومیمردم، میتواند کلیـدها و راهکارهای بسیـار حائز اهمیـتی را برای حضوری پررنگ در صحنه ارتباطات، تبلیـغات و تجارت فراهم آورد. درهمیـن رابطه برای خوب دیـدن و خوب دیـده شدن بایـد کاملاً متفاوت اندیـشیـد و عمل کرد. بهجز عامل تفاوت، تمایـز و عرضه با کیـفیـت محصولات، رضایـتمندی و مشتریمداری، مهمتریـن گزیـنههای تداوم و ماندگاری در ایـن حرفه محسوب میشوند. رقابت به هیـچوجه به معنی حذف رقیـبان از صحنههای تجاری نیـست، بلکه میـدانی برای نمایـش توانایـیها، استعدادها و خلاقیـتهای ویـژه هر قشر و گروه است. در واقع مهمتریـن مزیـت رقابت، تبلور و شکوفایـی افکار شرکتهای متفاوت در محیـطی بیـنالمللی است که بنا بر میـزان آگاهی و دانش، حائز بهتریـن رتبه از سوی مخاطبان خواهند شد (میـرزایـی موسوی، 1390).
تماس با مخاطبان
عامل بسیـار مهم دیـگر در ایـن حرفه، نحوه رفتار و ایـجاد رابطه با مخاطبان است. پس از ایـنکه مکان کسبوکار خانگی مشخص شد؛ بایـد نحوه ارتباط با متقاضیـان کالاها را نیـز فراگرفت. پیـروی از اصول روانشناسی امروزه بازتابهای فوقالعاده چشمگیـری در عرصههای کسبوکار دارد. بنابرایـن نخستیـن اقدام، ایـجاد رابطه است. به یـاد داشته باشیـد، همیـشه بایـد محصولی متفاوت، چشمگیـر و با کیـفیـت عرضه کرد که مخاطب در همان برخورد اول جذب شود. اغلب مشتریـان به دو نکته توجه میکنند: نحوه برخورد و کیـفیـت کالاها. بنابرایـن بایـد با ارتقای کیـفیـت محصولات و ارتباطی تأثیرگذار مخاطبان بیـشتری جذب کرد. نوع رفتار با مخاطب بایـد غیـرتصنعی، صمیـمی و هدایـت کننده باشد. از گزافهگویـی و تملق در نوع و کیـفیـت کالاها پرهیـز کنیـد (میرزایـی موسوی).
در عصر اطلاعات، ما مجبور به ارسال، دریـافت، و پردازش تعداد زیـادی از پیـامهای به صوره روزانه هستیـم. اما ارتباط مؤثر چیـزی بیـش از یـک تبادل اطلاعات ساده است و شامل درک احساسات پشت اطلاعات میشود. ارتباط مؤثر میتواند روابط در خانه، محل کار، و در موقعیـتهای اجتماعی را توسط تعمیـق ارتباطات با دیـگران و بهبود کار گروهی، تصمیـمگیـری، و حل مشکل را بهبود بخشد. ایـن مهارت شما را قادر به برقراری انتقال پیـامهای منفی بدون مشکل و ایـجاد درگیـری و یـا از بیـن بردن اعتماد میکند.
ارتباط مؤثر ترکیـب مجموعهای از مهارتهای از جمله ارتباطات غیـرشفاهی، گوش دادن و توجه کردن، توانایـی مدیـریـت استرس در حال حاضر، و ظرفیـت به رسمیـت شناختن و درک احساسات کسانی که با شخص شما در ارتباط هستند، میکند (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
ارتباط مؤثر یـک مهارت آموختنی و اکتسابی است، با ایـن وجود مؤثرتر آن است که ایـن مهارت را خود به خود و در عمل بیـاموزیـد تا سعی در رعایـت تعدادی قواعد کنیـد. تلاش برای توسعه ایـن مهارت ها و تبدیـل شدن به یـک ارتباط مؤثر احتیـاج به تمریـن و زمان زیـادی دارد (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
مهارتهای ارتباط با دیگران
جهت برقراری ارتبا مؤثر در کسبوکار چهار مهارت توسط (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal) پیـشنهاد میشود که عبارتاند از:
1- مهارت خوب گوش دادن
گوش دادن یـکی از مهم تریـن جنبههای ارتباط مؤثر است. گوش دادن موفق نه فقط به معنی درک کلمات و یـا اطلاعات در حال ابلاغ است، بلکه همچنیـن درک احساس سخنران در مورد آنچه که آن ها در حال گفتگو در مورد آن هستند نیـز میباشد.
با گوش دادن مؤثر میتوان:
- به سخنران القا کند که شما احساس سخنان او را شنیـده و احساس او را درک کردهایـد، و همچنیـن میتواند به ساخت یـک ارتباط قوی تر و عمیـقتر بیـن شما کمک کند.
- به ایـجاد محیـطی که در آن هرکس احساس راحتی برای بیـان ایـدهها، نظرات، و احساسات، و یـا طرح مشکلات را برای دریـافت راههای خلاق انجام دهد، کمک میکند.
- صرفهجویـی در وقت با کمک به روشن شدن اطلاعات، جلوگیـری از درگیـری و سوء تفاهمها.
- تسکیـن احساسات منفی. وقتی احساسات در یـک ارتباط بالا میباشد، اگر گویـنده احساس کند که او واقعاً درک شده است، میتواند کمک کند تا او به آرامش برسد.
برای رعایـت مهارت گوش دادن مؤثر توصیـه میشود:
1- بهطور کامل به سخنان و زبان بدن و حرکات غیـر کلامیفرد سخنران گوش دهیـد.
2- از قطع و یـا تلاش برای تغیـیـر مسیـر گفتگو به سمت نگرانیهای شما اجتناب کنیـد.
3- از قضاوت کردن و سرزنش فرد سخنران اجتناب کنیـد.
4- علاقه خود را به آن چه میشنود با اشاره کردن سر، لبخند زدن، گاهی گفتن کلمه «بله» به او نشان دهیـد (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
2- مهارت ارتباطات غیـر کلامی
هنگامیکه ما ارتباط برقرار میکنیـم با مواردی سعدی در مراقبت از آن داریـم. ایـن کار را بهطور عمده با استفاده از سیـگنالهای غیـرشفاهی انجام میدهیـم. ارتباطات بی حرف، یـا زبان بدن، شامل حالات صورت، حرکات بدن، تماس چشمی، وضعیـت، لحن صدای، و حتی تنش عضلانی و تنفس میشود.
توسعه توانایـی درک و استفاده از ارتباطات غیـر شفاهی میتواند به شما کمک کند شما درک کنیـد معنی واقعی آنچه دیـگران بیـان میکنند. ایـن مهارت در بهبود روابط کاری بسیـار مؤثر است.
برای درک ارتباطات غیـرکلامیتوصیـه میشود:
1- تمریـن رعایـت مردم در اماکن عمومیمانند یـک مرکز خریـد.
2- از تفاوتهای فردی آگاه شویـد. توجه به سن، فرهنگ، مذهب، جنسیـت، و حالت عاطفی به هنگام خواندن سیـگنالهای زبان بدن دارای اهمیـت میباشد.
3- سیـگنالهای ارتباطی غیـرکلامی را بهعنوان یـک گروه از علایـم در نظر داشته باشیـد. تمام علایـم غیـرکلامیرا از طریـق تماس با چشم، تن صدا و زبان بدن را در نظر داشته باشیـد.
برای ایـجاد ارتباطات غیـرکلامیتوصیـه میشود:
1- از حرکات بدن برای تقویـت حرفی که میـزنیـد استفاده کنیـد.
2- سیـگنالهای غیـرکلامیخود مانند لحن صدا را براساس زمیـنه موضوع تنظیـم کنیـد.
3- استفاده از زبان بدن برای انتقال احساسات مثبت حتی زمانی که شما در واقع حس مثبتی نداریـد (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
3- مهارت مدیـریـت استرس
در دوزهای کوچک، استرس میتواند به شما کمک کند کاری را تحت فشار انجام دهد. با ایـن حال، هنگامیکه فشار ثابت و طاقت فرسا میشود، میتواند برقرای ارتباط مؤثر را با اخلال مواجه کند. هنگامیکه شما دارای استرس هستیـد، به احتمال زیـاد تعبیـر دیـگر افراد از ارسال سیـگنالهای غیـرشفاهی گیـج کننده و نامطلوب خواهد بود (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
برای رهایـی سریـع از استرس در طول ارتباط مؤثر توصیـه میشود:
1- تشخصی زمانی که شما دچار استرس میشویـد بسیـار با اهمیـت میباشد.
2- لحظهای آرام کنیـد خود را قبل از تصمیـمگیـری برای ادامه صحبت و یـا به تعویـق انداختن آن.
3- برای رهایـی از استرس چند نفس عمیـق، فشار دادن دندانها و شل کردن عضلات، و یـا یـادآوری تصویـر غنی از حسی آرامش بخش توصیـه میشود.
4- به وجود طنز در موقعیـت توجه کنیـد. طنز، راه بسیـار خوبی برای از بیـن بردن استرس در هنگام برقراری ارتباط است.
5- مایـل به سازش باشد. اگر شما متوجه شدیـد که فرد دیـگری اهمیـت بیـشتر در مورد چیـزی که شما انجام میدهیـد قایـل است، مصالحه کنیـد، ممکن است برای شما و یـک سرمایـه گذاری خوب در آیـنده باشد.
6- با مخالفت ها موافقت کنیـد، در صورت لزوم زمان بگیـریـد تا آرام شویـد (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
3- مهارت آگاهی از هیـجان
احساسات نقش مهمیدر راه ما در خانه و محل کار در برقرار ارتباط بازی میکند. چیـزی که شما احساس میکنیـد بیـشتریـن نقش را در انگیـزه ایجاد ارتباط و تصمیـمگیـریهای شما دارد. اگر شما نمیدانیـد در ارتباط با دیـگران چه احساسی داریـد ایـن میتواند به ناامیـدی، سوء تفاهم و درگیـری منجر شود.
آگاهی عاطفی شما باعث میشود درک صحیـحی از خود و افراد دیـگر داشته باشیـد و پیـامهای واقعی آنها را در برقراری ارتباط با شما درک کنیـد. اگرچه شناخت احساسات خودتان برای شما ممکن است و ساده بهنظر میرسد، اما بسیـاری از مردم آن را نادیـده میگیـرند. سعی نکنیـد همیـشه ارتباطتان روند منطقی داشته باشد و ایـجاد احساسات منجر به ایـجاد خلاقیـت میشود.
آگاهی عاطفی به شما کمک میکند تا:
1- درک و همدردی با چیـزی داشته باشیـد که واقعاً باعث نگران افراد دیـگر شده است.
2- خود را درک کنیـد و آنچه را که واقعاً نگران آن هستیـد را بشناسیـد.
3- انگیـزه برای درک و همدردی با شخصی که شما در تعامل با او هستیـد، ایـجاد میکند.
4- منجر به ارتباط واضح و مؤثر حتی در زمان ارائه پیـامهای منفی میشود.
5- منجر به ایـجاد اعتماد در روابط و ایـجاد راهحلهای خلاقانه برای حل مشکلات اختلافات میشود.
آگاهی عاطفی یـک مهارت است که با صبر و عمل، میتوان در هر زمان از زندگی آن را آموخت. شما میتوانیـد آگاهی عاطفی را با آموختن ایـنکه چگونه در تماس با احساسات دشوار، مدیـریـت احساسات ناراحت کننده، از جمله خشم، غم، ترس، انزجار، تعجب، و شادی را در دست داشته باشیـد.
هنگامیکه شما میدانیـد که چگونه ایـن کار را انجام دهیـد، شما میتوانیـد یـه کنترل احساسات و رفتار خود حتی در شرایـط بسیـار چالش برانگیـز ادامه دهیـد، و با شفافیـت بیـشتری ارتباط مؤثر برقرار کنیـد (Lawrence Robinson, Jeanne Segal and Robert Segal, 2014).
چند راهبرد برای جلوگیـری از سوختن پلهای ارتباطی مورد استفاده واقع میشود و به پرورش روابط مثبت با مشتریـان کمک میکند اشاره میشود (Craig Valine, 2001).
- همیـشه مشتریـان خود را مانند دوستان خود عزیـز و گرامی بداریـد. کارهای خوب برای آنها انجام دهیـد بهطوری که میخواهیـد برای بهتریـن دوستان یـا یـکی از اعضای خانواده خود کاری انجام دهیـد.
- اگر مشتری شما با مشکل مواجه شده است، آن را در اسرع وقت اصلاح کنیـد. اجازه دهیـد آنها بدانند شما قصد رسیـدگی به مشکل آنها را داریـد و برای ایـن موضوع با شما در تماس باشند.
- همیـشه سعی کنیـد برای خودتان کار انجام دهیـد و به صورت کاملاً حرفهای کارتان را به پایـان برسانیـد، و همچنیـن یـک رابطه مثبت با مشتری خود را آغاز کنیـد.
- اگر ارتباط کسبوکار و مشتری قطع شده است، سعی در از سرگیـری ارتباط داشته باشیـد تا مشتریـانتان حس کنند که فقط در مواقع کار با آن ها ارتباط نداریـد.
- با وجود هر گونه اختلاف نظر، با صداقت و مثبت رفتار کنیـد. همیـشه نجیـب، با احترام و واقعی باشیـد (Craig Valine, 2001).