نگارش پایاننامه و یا رساله، همانگونه که بیان خواهد شد، یک سنت دانشگاهی است که پیشینهای طولانی دارد. بهطور معمول، در همة دانشگاهها (بهجز در مورد گرایشهای آموزشمحور)، دانشجویان پس از گذراندن شمار مشخصی واحد درسی به مرحلهای میرسند که باید پژوهشی تخصصی و اصیل را در قالب پایاننامه به انجام برسانند. به بیان دیگر، انجام پژوهش پایاننامهای یکی از مهمترین بایستههای دانشگاهها است تا ضمن ارزیابی دانشجویان، از کیفیت دانش و مهارت کسبشدة آنان اطمینان حاصل کنند. تعداد واحدهایی که برای پایاننامه در نظر گرفته میشود، نسبت درخورتوجهی از کل واحدهای دورة کارشناسی ارشد (چهار یا شش واحد از 32 واحد) و دکتری (هجده یا بیست واحد از 36 واحد) است. ازسویدیگر، پایاننامهها و مقالههای برگرفته از آنها بسان نشانگر ارزیابی علمی دانشگاهها نیز بهشمار میرود. رویکرد دانشگاهها نسبت به چگونگی انجام پایاننامه و نظارت بر کیفیت آن، میتواند یکی از نشانگرهای رتبهبندی و توسعة علمی آن دانشگاهها باشد. همهنگام، همانگونه که در بخشهای پسین این نوشته اشاره خواهد شد، انجام پایاننامه ممکن است با آسیبها و چالشهای گوناگونی همراه باشد که کیفیت و درستی آن را زیر سؤال ببرد؛ از آن جمله، انجام و نگارش پایاننامه ازسوی فرد یا افرادی غیر از خود دانشجو (خریدوفروش پایاننامه)، و بهویژه سرقت علمی که میتواند به اعتبار دانشجو، استاد راهنما، گروه آموزشی و دانشگاه مربوط و در نهایت به کیان آموزش عالی آسیب برساند.
انجام پایاننامه برای بسیاری از دانشجویان، بهویژه دانشجویان دوره ارشد، نخستین پژوهش جدی و رسمی است. بههمیندلیل، رعایت معیارهای آکادمیک و تلاش برای انجام یک کار کیفی و تأثیرگذار میتواند دانشجو را به موفقیت برساند. درحقیقت، پایاننامه ابزاری برای اعتباربخشی (حیثیت علمی) به دانشجو، استادان راهنما و مشاور، و گروه آموزشی و دانشگاه بهشمار میآید.
پایاننامه: مفهوم واژگانی
آنچه که امروز با واژههایی مانند «پایاننامه» یا «رساله» میشناسیم، ریشه در فرهنگ دیرینة دانشگاهی دارد. پایاننامه (Thesis) از واژة یونانی
میآید و بهمعنای «چیزی که ارائه میشود» است که البته تأکید آن بیشتر بر محتوای فکری است. رساله (Dissertation) نیز از لغت لاتینی dissertātiō برگرفته شده که به مفهوم «بحث دراز» است (www.oxforddictionaries.com). واژهنامة «مریام وبستر» نخستین کاربرد این واژه را مربوط به 1651م میداند (www.merriam-webster.com). مرور بسیاری از واژهنامههای معتبر جهانی مانند «مریام وبستر»، «آکسفورد» و غیره از مفهومی بهنسبت مشترک دربارة این واژه، حکایت دارد: پایاننامه یا رساله در مفهوم امروزین خود از دهة پنجاه میلادی رواج یافته (www.etymonline.com) و در اصل بهمعنای نوشتهای بهنسبت بلند دربارة موضوعی خاص است که به کسب مدرک دانشگاهی میانجامد. در واژهنامة «مریام وبستر» آمده: «رساله نوشتهای بلند و دستاورد پرداختن به موضوعی تخصصی است که برای کسب مدرک عالی دانشگاهی ارائه میشود».
تاریخچة نگارش پایاننامه: سنت دانشگاهی
همانگونه که پیشتر اشاره شد، نگارش پایاننامه از پیشینهای تاریخی به قدمت مراکز آموزش عالی برخوردار است. «مقدیسی» ادعا کرده است که نگارش متنی عالمانه با نام «رساله» ریشه در سنت اسلامی و دورة شکوفایی علم در اسلام دارد. آن روزها، طالبان علم میبایست موضوعی را برگزیده و با ارائة شفاهی و بحث و جدل، از آنچه دریافت کرده و نوشته بودند دفاع کنند. گفته شده است که مراکز علمی و دانشگاهی غرب نیز از این سنت تقلید کرده، نگارش رساله و دفاع از آن را یکی از ملزومات دریافت مدرک تحصیلی و مجوز آموزش بهشمار میآوردند (Makdisi, 1989, p. 175). شواهدی در دسترس است که نشان میدهد نگارش پایاننامه یا رساله در برخی دانشگاهها از سده هفدهم میلادی آغاز شده است. یکی از مهمترین منابع مرتبط با تاریخچة پایاننامه ازسوی «بارتون» و در قالب پایاننامة دکتری وی در 2005م نوشته شده است. بر پایة شواهد، نخستینبار آلمانها تلاش کردند تا نهادهای دانشگاهی را در خدمت علوم قرار دهند. در سده میانه، دانشجویان مجبور بودند توانمندیهای خود را در زمینة قوانین و بحثهای علمی به اثبات برسانند. در آن دوران، دانشجویان ناچار بودند مهارت مجادله و سخنرانی خود را به شکل شفاهی و در برابر اعضای هیئتعلمی دانشکده بیازمایند (Barton, 2005, p. 35). در نهایت، آنها بایستی در برابر کلیسا و دانشکدة مربوط سوگند یاد کنند تا در جایگاه همکار علمی مجوز کار در آن دانشگاه را کسب کنند. فرایند رسیدن به مرتبة دکتری الهیات در آن دوران بسیار پیچیده و شامل ارائة سلسلهای از سخنرانیها و پرسش و پاسخها بود. بهطور معمول، در این مراسم، سایر دانشجویان و همة اعضای هیئتعلمی حاضر بودند؛ چنین جلساتی مملو از بحثها و مجادلهها پیرامون مسئلهای خاص بود که در آن دانشجویان با علاقهمندی به طرح پرسش میپرداختند.
بارتون بیان میدارد که در گذشته هدف اصلی پایاننامهها، مشارکت در پیشبرد دانش و تولید علم نبود بلکه هدف بیشتر آن بود که دانشجو با فنون کاملاً آشنا شده و به فردی دانشورز تبدیل شود (Barton, 2005, p. 37). دانشگاهها باتوجهبه تحولات آن دوران در زمینههای صنعتی و اقتصادی، تلاش داشتند تا پژوهش را گسترش دهند. پیش از پایان سده هجدهم میلادی، آلمانها از دانشجویان میخواستند متن نگارشیافتهای از رسالة خود را تهیه و تدوین کنند (Malone, 1981, p. 79). دراینراستا، دانشگاههای آلمان حرکت نوینی را در زمینة ادغام آموزش و پژوهش آغاز کردند که منجر به توسعة پژوهشهای تجربی شد (Barton, 2005, p. 47). استادان آلمانی، تحت تأثیر اثباتگرایی منطقی سده نوزدهم میلادی، دانشجویان خود را به انجام پژوهشهای علمی تشویق میکردند؛ به این منظور، دانشجویان مجبور بودند در آزمایشگاهها و تحت هدایت استادان خود به انجام آزمایشهای مختلف و یافتن دستاوردی جدید و سودمند بپردازند. بهاینترتیب، رسالة دانشگاهی که حاصل این تلاشها بود و میتوانست به پیشبرد پژوهشهای علمی کمک کند به مفهوم نوین شکل گرفت. از دیدگاه آلمانها، رساله میبایست دستاوردی آزمایشگاهی و بر پایة تجربیات کنترلشده و قیاسی باشد. وجود فصلهای مشخصی با عنوان «مواد/ روششناسی»، «نتایج/ یافته»، و «تحلیل و تفسیر یافتهها» نشاندهندة نزدیکی ساختار رساله به فعالیتهای آزمایشگاهی و تجربی بود.
در ایالات متحده امریکا، بسیاری از امریکاییهایی که در نظام دانشگاهی آلمان تحصیل کرده بودند، ساختار مورد استفاده در آن کشور را در دانشگاههای خود پیاده کردند و بدینترتیب، شیوة انجام رساله در دانشگاههای امریکا رواج یافت (Lucas, 1994, p. 171). در 1861م، دانشگاه ییل برای نخستینبار مدرک دکتری را به سه دانشجو در رشتههای روانشناسی، فیزیک و ادبیات کلاسیک ارائه داد (Lucas, 1994, p. 439). از آن زمان به بعد تاکنون، چند صد هزار پایاننامة دکتری و ارشد ازسوی دانشجویانی که موفق شدند شرایط و الزامات مدارک عالی را محقق سازند انجام شده است.
پایاننامهها، در طول تاریخ دانشگاهها، دستکم دو تحول را شاهد بودهاند: ارزشمندی (محتوا) و شکل (فرم)، که در این میان، میزان تغییر در شکل ارائه، بسیار چشمگیرتر از بحث ارزشمندی محتوای پایاننامهها بوده است (Barton, 2005, p. 35).
در ایران، پس از گشایش نخستین دانشگاهها در اوایل سده چهاردهم هجری خورشیدی، و بر پایة آنچه که از نظامهای آموزشی غرب گرفته شده بود، انجام رساله به شکل یک الزام مطرح شد. بدیهی است که پیشتر از آن، بسیاری از دانشآموختگان ایرانی از دانشگاههای اروپا بهویژه فرانسه و آلمان با مفهوم و فرایند پایاننامهنویسی آشنا شده بودند. اکنون تقریباً همة رشتههای دانشگاهی انجام پایاننامه یا طرح را الزامی و شرط دانشآموختگی میدانند، مگر در موارد استثنایی که بر پایة آییننامههای جدید، برخی دانشجویان که از عهدة انجام پایاننامه برنمیآیند، با موافقت گروه آموزشی مربوط میتوانند چهار یا شش واحد درس را بهجای آن بگذرانند.
موضوعیابی و مسئلهیابی برای پایاننامه: یک چالش عمده
انتخاب موضوع پایاننامه اهمیت بسیار زیادی برای دانشجو دارد؛ زیرا شناسایی یک مسئله و پرداختن به یک موضوع مناسب برای انجام پژوهش، یکی از مهمترین دغدغههای دانشجویان بهشمار میرود. برایناساس، دانشجو با هدایت استاد راهنما باید مسئلهای را در حوزة موضوعی خاص و مورد علاقة خود بیابد که برای انجام پایاننامه ارزش کافی داشته باشد. خاکی بر این باور است که در واقع «مسئله» کانون اصلی حوزة موضوعی و عنصر اصلی ایجاد انسجام، هدفمندی و کاربردی بودن در پژوهش است. این در حالی است که بسیاری از دانشجویان در شناخت و بیان درست مسئله مشکل دارند (خاکی، 1378، ص 6). خاکی تأکید میکند که «بهعنوان یک اصل اساسی، حل مسئله نیازمند شناخت خود مسئله است و بدون شناختن و روشن کردن صورت مسئله، هیچ مسئلهای قابل حل نخواهد بود» (خاکی، 1378، ص 8). او برخی از خطاهای رایج در هنگام انتخاب مسئله را شتابزدگی، نداشتن مطالعة عمیق، توجه نداشتن به روش مناسب با مسئله، و توصیف کلی میداند (خاکی، 1378، ص 20). دیانی نیز بر این باور است که در ارتباط با مسئلة پژوهش، مشکل عمدة بسیاری از پایاننامهها در ایران آن است که دانشجو، بهجای یافتن مسئله (مسئلهیابی)، تلاش میکند به شکل تصنعی مسئلهای را برای پایاننامه خود بیافریند (مسئلهسازی کند). این کاستی بزرگ موجب دور شدن پایاننامه از ویژگی کاربردی و سودمندی میشود (خاکی، 1378، ص 1). خاکی ویژگیهای بیان مسئله را در چند محور به شرح زیر بیان کرده است:
- روشن و بدون ابهام بودن، امکان بررسی داشتن، تأکید نداشتن بر قضاوتهای اخلاقی و ارزشی، تمرکز نداشتن بر پیشبینیهای کلی، توجه به رابطة متغیرها، امکان اندازهگیری داشتن (خاکی، 1378، صص 16-10).
بهمنظور موفقیت در یافتن موضوع و مسئلة مناسب برای پایاننامه، راهبردهایی را میتوان در پیش گرفت که عبارتاند از: مطالعة پیوستة متون تخصصی (بهویژه مقالهها در مجلههای علمی)، دقت در تحولاتی که در یک حوزه رخ میدهد، توجه به مشکلات و نیازهای جامعه، و تلاش برای ارتباط دادن آنها به هم. پس از آن، دانشجو میتواند دربارة آن مسئله دست به جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی و تارنما بزند تا اطلاعات بیشتر و روزآمدتری را در آن باره کسب کند و منابع بازیابیشده را عمیقتر مطالعه کند. این فرایند موجب میشود تا نسبت به ارزشمندی موضوع و اینکه آن مسئله بهمنزلة یک شکاف پژوهشی شناخته میشود، اطمینان حاصل کند.
ساختار پایاننامه: یکدستی همراه با کمی انعطاف
هر فصل از پایاننامه هدف خاص و درعینحال متفاوتی را دنبال میکند تا اثربخشی مورد نظر پژوهشگر را داشته باشد (Biklen and Casella, 2007, p. 69). اگرچه ساختار و رویکرد پایاننامه در حوزههای مختلف علمی و نیز در دانشگاهها متفاوت است، اما ساختار کلی همة پایاننامهها تا اندازهای با هم مشابه است؛ به این معنا که ابتدا باید مشکل یا مسئلهای برای پژوهش شناسایی شود و پرداختن به آن به لحاظ نظری (بنیادی) و عملی (کاربردی) ارزشمند باشد. سپس پژوهشگر باید موضوع، شئ و یا جامعهای را که قرار است پژوهش درباره آن انجام گیرد، توصیف کند. گام بعدی تعیین روش و رویکرد پرداختن به موضوع پژوهش است که تحت عنوان روششناسی پژوهش (روش و مواد) صورت میگیرد. پژوهشگر در نهایت و پس از گردآوری دادهها یا اطلاعات مورد نیاز، باید آنچه را که بهدست آورده تحلیل، تفسیر و نتیجهگیری کند. هریک از مراحلی که اشاره شد یک فصل مشخص از ساختار پایاننامه را دربر میگیرد.
بهطور معمول، هر دانشگاه و یا گروه آموزشی بهمنظور کمک به دانشجویان برای رعایت یکدستی در ساختار پایاننامهها، یک چهارچوب یا قالب پیشفرض مشخصی را در سایت خود قرار داده و به آنها پیشنهاد میکنند؛ برای نمونه، ساختار زیر ازسوی بسیاری از دانشگاهها به دانشجویان پیشنهاد میشود:
صفحة عنوان
چکیده
صفحة قدردانی
فهرست مطالب
فهرست جدولها، نمودارها و تصاویر
مقدمه و بیان مسئله
مبانی نظری پیشینة پژوهش
روششناسی پژوهش
نتایج و یافتهها
بحث و نتیجهگیری
فهرست منابع
[پیوستها]
آشکار است که در برخی حوزههای موضوعی، ساختار پایاننامه میتواند تا اندازهای متفاوت باشد. در هر صورت، دانشجو باید ساختار پیشنهادی دانشگاه یا دانشکدة مربوط را دنبال کند تا یکدستی در همة پایاننامههای آن دانشگاه یا دانشکده حفظ شود. توجه به الگوی پیشنهادی گروه یا دانشکده مربوط و نیز آنچه که در پایاننامههای برخی دانشگاههای معتبر اجرا شده است میتواند به دانشجو در نگارش درست و منسجم پایاننامه کمک کند. افزوده میشود که برای نگارش پایاننامه باتوجهبه ملزومات هر بخش آن استانداردهایی تدوین شده و در دسترس است، برای نمونه، سازمان جهانی استاندارد، استاندارد ISO 7144 :1986 را تدوین کرده و در دسترس است (ISo, 2004). مؤسسة استاندارد و پژوهشهای صنعتی ایران نیز با الگو گرفتن از این منبع و در نظر گرفتن برخی شرایط بومی، استاندارد را تدوین کرده است (مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، 1386).
صفحه عنوان
این صفحه در واقع شناسنامة پایاننامه بهشمار میرود و اطلاعات عمدهای را دربارة موضوع پژوهش، گستره و روش کار و نیز دستاندرکاران انجام آن، یعنی دانشجو، استادان راهنما و مشاور دربر دارد. اهمیت این صفحه بیشتر بهسبب عنوان پایاننامه است. عنوان نشاندهندة محتوا، گستره، و رویکرد پرداختن به موضوع یا مسئلة پژوهش است. واژهها و عبارتهای گزیدهشده برای عنوان باید بهگونهای باشد که بتواند ازیکسو جامعیت کار و ازسویدیگر نوآوری آن را بازتاب دهد. در تدوین عنوان حتی بایستی به این نکته نیز توجه داشت که واژههای گزیدهشده برای آن، تا حد امکان، آنهایی باشد که برای جامعة هدف، قابل فهم باشد و کاربران پایگاههای اطلاعاتی بتوانند با همان واژهها پایاننامه را جستوجو کنند. بهطور معمول، در مورد پایاننامههای دانشگاههای داخل، ابتدا نام استاد راهنما، سپس نام استاد مشاور و در ذیل آنها نام دانشجو نگاشته میشود.
چکیده
پس از صفحة عنوان، چکیده یکی از مهمترین بخشهای پایاننامه بهشمار میرود؛ زیرا میتواند آنچه را که در یک کار پژوهشی جدی و بزرگ (پایاننامه) انجام گرفته، در یک صفحه و به شکل کوتاه بازتاب دهد. بههمیندلیل، علاقهمندان و بهویژه داوران، ابتدا به چکیدة پایاننامه مراجعه میکنند. پایگاههای اطلاعاتی نیز چکیده را بهعنوان یکی از مهمترین بخشهای یک پایاننامه، تحلیل (نمایهسازی) کرده، در دسترس قرار میدهند. آنچه در چکیده ارائه میشود باید به خوانندگان و علاقهمندان نشان دهد که هدف و مسئلة پژوهش چه بوده؟ چه اهمیتی داشته؟ دربارة چه موضوع یا جامعهای کار شده؟ از چه روش (روشها) و یا رویکردی استفاده کرده؟ نتایج و یافتههای عمدة آن کدامهاست؟ و در نهایت ارزشمندی و اصالت کار در چیست؟
چکیده، یا ساده و به شکل یک بند بههمپیوسته و یا ساختاریافته است که نشاندهندة بخشهای عمده مانند: هدف، روش، نتایج/یافتهها، و کلیدواژههای موضوعی است. چکیده انگلیسی نیز مانند چکیده فارسی تهیه و در پایان رساله و پس از صفحة عنوان به انگلیسی قرار داده میشود. نوشتن و تدوین چکیده یکی از مراحل پایانی نگارش پایاننامه است؛ زیرا محتوای آن معمولاً پس از انجام کامل فرایند پژوهش و مشخص شدن یافتهها و نتایج شکل میگیرد.
طول چکیده و یا تعداد کلمههایی که میتوان در آن استفاده کرد باید بر پایة استاندارد دانشگاه یا دانشکدة مربوط در نظر گرفته شود (برای نمونه در حدود سیصد کلمه). بههمیندلیل، تدوین چکیده در تعداد کلمات مشخص (یعنی کوتاهسازی یک نوشتة بلند مانند پایاننامه مثلاً در یک صفحه) نیاز به دانش و مهارت دارد. البته مراجعه به چکیدههای سایر پایاننامهها و در دست داشتن نمونههای خوب میتواند تا حد زیادی در این زمینه به دانشجو کمک کند.
اقرارنامه در مورد اصالت اثر و رعایت شدن حق مؤلف و پذیرش پیامدهای تخلف
درحالحاضر، بیشتر دانشگاهها در کشورهای مختلف از دانشجو میخواهند که متن مشخصی را که گواهی میدهد پایاننامه حاصل کار اصیل خود دانشجوست امضا کرده، در ابتدای پایاننامه قرار دهد. باتوجهبه افزایش سرقت علمی، دانشگاهها با گرفتن اقرارنامه از دانشجو، تلاش میکنند تا از هرگونه سوءاستفاده پیشگیری کنند.
فهرست مطالب، جدولها، نمودارها و تصاویر
فهرست مطالب، تصویر نسبتاً روشنتری دربارة ساختار، محتوا و فرایند پژوهش ارائه میدهد. این ساختار میتواند موضوعهای کلی و زیرمجموعه (بخشهای) هر موضوع را که در پایاننامه مورد توجه قرار گرفته بنمایاند. شمارهگذاری بخشها و زیربخشها نیز باید بر پایة شیوهای که ازسوی دانشگاه یا دانشکده پیشنهاد شده (برای نمونه، شمارهگذاری عددی برای بخشهای اصلی و زیربخشها در هر فصل) انجام گیرد.
متن اصلی (فصلهای پایاننامه)
آشکار است که متن اصلی مهمترین بخش پایاننامه را تشکیل میدهد و نگارش آن بیش از سایر بخشها به طول میانجامد. ارزیابی و داوری پایاننامه نیز بر پایة متن اصلی صورت میگیرد. یادآوری میشود که در نگارش فصلهای پایاننامه رویکرد هر حوزهای میتواند نسبت به حوزههای دیگر متفاوت باشد. برای نمونه، فصلهای اول و دوم پایاننامههای حوزههای علوم انسانی و اجتماعی بیشتر بر مبانی نظری پژوهش تمرکز دارند. باید توجه داشت که دانشجو با موافقت استاد راهنمای خود میتواند تا اندازهای تغییراتی در ساختار پیشنهادی ایجاد کند.
هر فصل یا بخش از پایاننامه نیازمند مقدمهای است که توضیحی کوتاه دربارة محتوا، رویکرد و گسترة موضوعی یا مفهومی مورد نظر ارائه دهد تا خواننده و بهویژه داوران بتوانند تصویری کلی از آن فصل را در اختیار داشته باشند.
فصل نخست: مقدمه و بیان مسئلة پژوهش
پیشتر اشاره شد که رسیدن به یک موضوع مناسب و بیان مسئلة پژوهش از نخستین قدمهای اساسی در فرایند انجام پایاننامه است. این مرحله در قالب بخش نخست از فصل نخست پایاننامه شکل میگیرد؛ به این منظور، پژوهشگر در مقدمة فصل نخست، مطالبی را بهعنوان پیشزمینة طرح موضوع، مورد بحث قرار میدهد تا ذهن خواننده را نسبت به موضوع کلی و تخصصی مورد بررسی و رویکرد ورود به مسئلة مورد پژوهش روشن سازد. سپس، برای بیان مسئلة پژوهش، زمینهچینی میکند یعنی مطالبی را مطرح میکند که بهمنزلة مشکل، معضل عمومی، و یا کاستی و یا بیتوجهی به یک موضوع خاص در جامعه بهشمار میرود. در مواردی که لازم است، پژوهشگر به شواهد مرتبط با مسئله اشاره میکند و در برخی موارد، به پژوهشگران دیگر که مقالاتی در آن ارتباط منتشر کردهاند استناد میکند تا پایة بیان مسئله را تقویت کند؛ ازاینجهت، فصل مربوط به مقدمه، یک ضرورت بهشمار میرود (Biklen and Casella, 2007, p. 72).
فصل دوم: مبانی نظری و مرور پیشینه پژوهش
فصل دوم پایاننامه، به مبانی نظری و مرور پیشینة پژوهش اختصاص دارد. این دو بخش به هم وابستهاند و بهطور معمول، ابتدا نظریههای موجود در ارتباط با موضوع مورد نظر ارائه میشود و سپس پژوهشهای منتشرشده در آن موضوع گزارششده، تحلیل میشود. هر دو بخش باید هدفمند باشد؛ یعنی، در راستای شناسایی عمیقتر ابعاد موضوع، شناسایی متغیرهای مطرح و نیز بیان ارتباط آنها با هم باشد.
مبانی نظری: در برخی حوزهها، بهویژه علوم انسانی و اجتماعی، و همچنین علوم محض، نظریههای گوناگونی ازسوی دانشمندان مطرح شده و میشود که پایه و زیربنای آن حوزهها را تشکیل میدهد. واکاوی بسیاری از مسائل، ازجمله مسائلی که قرار است ازطریق انجام پژوهش مورد توجه قرار گیرد، نیازمند کندوکاو در مبانی نظری مرتبط با آن مسئله است؛ بههمیندلیل، یکی از نخستین گامها در فرایند پژوهش، پرداختن به نظریهها است. پژوهشگر تلاش میکند نشان دهد زمینههای فکری و دیدگاههایی که میتوان موضوع پژوهش را در چهارچوب آنها مورد توجه و تفسیر قرار داد چیست؟ این زمینهها چه جایگاه و ارزشی دارد؟
مطرح کردن مبانی نظری از آن جهت اهمیت دارد که به پژوهشگر کمک میکند مسئلة خود را قابل فهم کرده، مبنا و محدوده کار خود را تعریف کند و حتی، در پایان و در فصل نتیجهگیری، یافتههای پژوهش را در چهارچوب همان مبانی نظری مورد تفسیر قرار دهد و سرانجام استدلال کند که آیا یافتههای وی موجب اثبات و یا تقویت آن نظریه(ها) شده است یا خیر. ازسویدیگر، حتی اگر پژوهشگر نظریه جدیدی را مطرح کند، آن نظریه میتواند در چهارچوب نظریههای موجود از اعتبار برخوردار بوده و قابل دفاع باشد.
مرور پیشینة پژوهش: انجام پژوهش، ازجمله پایاننامه که یک فعالیت پژوهشی جدی است، نمیتواند بدون بهرهگیری از دانش موجود، یعنی آنچه سایر پژوهشگران بهدست آورده و منتشر کردهاند، صورت گیرد. بههمیندلیل، بخش مهمی از فعالیت اولیة هر پژوهشگر به شناسایی، مطالعه و مرور پژوهشهای مرتبط با موضوع مورد نظر اختصاص مییابد. این فرایند، «مرور پیشینة پژوهش» نام دارد و بهطور معمول در بخش دوم فصل دوم ارائه میشود. اهمیت آن به قدری است که برخی از اندیشمندان آن را نشانهای از میزان مهارت و احاطة پژوهشگر به موضوع مورد مطالعه میدانند (خاکی، 1378، ص 165؛ Biklen and Casella, 2007, p. 78). درعینحال، هدفهای مرور پیشینة پژوهش در پایاننامهها گسترده است و دانشجو میبایست به این هدفها در سرتاسر پژوهش خود توجه داشته باشد:
- شناسایی نظریههای مطرح در زمینة موضوع مورد نظر و نیز موضوعهای مرتبط با مسئلة پژوهش، بهطور معمول با مطالعة پیشینة سایر پژوهشها صورت میگیرد.
- با شناسایی منابع مرتبط با موضوع پژوهش و مطالعة درست آنها، دانشجو نشان میدهد که مطالعات وی از جامعیت لازم برخوردار است.
- رسیدن به یک مسئلة قابل پژوهش نمیتواند بدون مطالعة سایر پژوهشهای مرتبط تحقق یابد؛ بههمیندلیل، دانشجو باید همة پژوهشهای مرتبط را به دقت مطالعه کند تا اطمینان یابد در زمینة موضوع مورد علاقة وی، خلأ پژوهشی وجود دارد. در برخی موارد، یکی از هدفهای مرور پیشینه، محدود کردن و تدوین دوبارة مسئلة پژوهش است (خاکی، 1378، ص 171). در همین راستا، شناسایی درست متغیرها، تدوین سؤالها و یا فرضیههای پژوهش نیز نیازمند مرور پژوهشهای موجود است.
- با مرور دقیق پیشینة پژوهش، دانشجو میتواند یافتههای عمدة پژوهشهای مرتبط را شناسایی کند تا هنگام ارائه یافتههای خود، آنها را با این یافتهها مقایسه کند.
- سرانجام، مرور پیشینة پژوهش میتواند برای شناسایی روشهای پژوهشی مناسب (کمّی، کیفی، آمیخته و...)، ابزارهای گردآوری دادهها (پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و...)، و همچنین یافتن روشهای آماری متناسب با جامعة پژوهش سودمند باشد.
برخلاف آنچه که اکنون در بسیاری از پایاننامهها دیده میشود، مرور پیشینة پژوهش نباید توصیفی، ساده و فقط برای رفع تکلیف در پایاننامه باشد؛ ازاینرو، پیش گرفتن رویکرد تحلیلی و انتقادی، لازمة انجام مرور کیفی و هدفمند است. گاه لازم است پژوهشها و یافتههای آنها با هم مقایسه شود. همچنین، در برخی موارد لازم است پژوهشهایی که در یک زمینة خاص انجام شده و مشابهتهای زیادی دارند با هم و در یک جمله مرور شود.
ساختار یا نظم ارائة پیشینة پژوهش، نرمشپذیر است و باید متناسب با هدف پژوهش باشد. در برخی موارد، پژوهشگر میتواند پیشینهها را بر پایة روال تاریخی (مثلاً از منابع قدیم به جدید)، موضوعی (بر پایة متغیرهای مطرح در پژوهش)، یا زبانی (منابع فارسی، منابع غیرفارسی) تنظیم کند. آشکار است که این ساختار نیاز به یک مقدمة کوتاه (در حد یک بند) اما هدفمند دارد که ابتدا در آن تصویری کوتاه از وضعیت کلی پژوهش، در آن موضوع، دوره زمانی که پژوهشها آغاز شده، و کشورهای مطرح در پژوهش ارائه میشود. در پایان مرور پیشینه نیز لازم است یک یا دو بند به جمعبندی (استنتاج) اختصاص یابد که در آن، پژوهشگر یافتههای عمدة آن پژوهشها، خلأ پژوهشی، روشها و ابزارهای مورد استفاده را یادآور میشود تا بر ضرورت طرح مسئله (خلأ پژوهشی) و نیاز به پژوهش دوباره دربارة آن تأکید کند (پریرخ و فتاحی، 1384).
فصل سوم: روششناسی پژوهش
این بخش یکی از مهمترین اجزای پژوهش بهشمار میرود. کیفیت، درستی و اعتبار پژوهش را میتوان از مطالعه و واکاوی آنچه در این فصل ارائه میشود دریافت. دانشجو باید نشان دهد که باتوجهبه مسئله، هدف، سؤالها/فرضیهها و جامعة پژوهش، از کدام روش میتواند استفاده کند تا هیچ کاستی و تردیدی در مورد اعتبار یافتههای پژوهش وی، یعنی دانش تولیدشده، به وجود نیاید. «بیکلن» و «کاسلا» بر این باورند که روش پژوهش، در واقع، رویکردی کیفی به توضیح و بحث دربارة چهارچوب انجام پژوهش و ابزارهای مورد استفاده برای گردآوری دادههاست. رسیدن به این مهم، تنها با مطالعة عمیق کتابهای روش پژوهش و بررسی بخش روششناسی در پایاننامهها و مقالههای مرتبط، قابل تحقق است.
اما روششناسی به چه مفهوم است؟ بیشتر کتابهای روش پژوهش بر این تعریف کلی توافق دارند که روششناسی به معنای توجیه معرفتشناسانة روش بهکار رفته در یک پژوهش است؛ به بیان دیگر، روششناسی عبارت است از: راهبرد کلی که راههای انجام یک پژوهش و روشهای گردآوری دادهها را به شکل علمی توجیه میکند. تأکید روششناسی بر توجیه این امر است که از میان انواع روشهای موجود برای انجام یک پژوهش، کدام یک به چه دلیلی مناسب است و میتواند پژوهش را به هدفهای خود برساند؟ (Biklen and Casella, 2007)
بیشتر اندیشمندان (ازجمله خاکی، 1378) انواع روشهای پژوهش را بر پایة هدف، به پژوهشهای بنیادی و کاربردی، و بر پایة روش، به دو دستة کلی پژوهش توصیفی و پژوهش آزمایشی (حافظنیا، 1382)، یا به نُه دستة تاریخی، توصیفی، پیمایشی، تحلیل محتوا، میدانی، موردکاوی، همبستگی، آزمایش میدانی، علّی (خاکی، 1378، ص 208) دستهبندی کردهاند. گاهی اوقات، پژوهشگر ناچار است برای انجام پژوهش خود از بیش از یک روش (روش ترکیبی) استفاده کند تا بتواند دادههای لازم را گردآوری کرده، به هدف(های) مورد نظر دست یابد. به هر شکل، دانشجو باید باتوجهبه هدف پژوهش خود و نیز باتوجهبه نوع گردآوری دادهها، مطالبی را در توجیه روش کار خود در ابتدای فصل سوم ارائه دهد.
در پایاننامهها، در نگارش فصل مربوط به روششناسی، ارائة اطلاعات تفصیلی دربارة انتخاب نوع روش پژوهش، جامعة پژوهش، شیوة نمونهگیری از جامعة پژوهش، نوع ابزار گردآوری دادهها، نوع آزمونهای آماری برای تحلیل دادهها، و محدودیتهای پژوهش بحث میشود. در بسیاری از موارد، هدف از ارائة چنین اطلاعاتی آن است که خوانندگان یعنی سایر پژوهشگران و بهویژه داوران پایاننامه متقاعد شوند که همة فرایند پژوهش بهدرستی انجام گرفته است و بههمیندلیل، میتوان به یافتهها اعتماد کرد.
در برخی حوزههای موضوعی، پژوهشگر میتواند از الگوهای مفهومی برای نشان دادن (بصریسازی) سازهها و متغیرهای مورد نظر در پژوهش و رابطة میان آنها استفاده کند. الگوی مفهومی پژوهش که در چهارچوب یک یا چند نمودار ارائه میشود موجب آسانسازی فهم پژوهش و تقویت آن خواهد شد. در این زمینه، دانشجو میتواند به برخی کتابهای روش پژوهش و نیز برخی منابع و تارنمایی مرتبط با روش پژوهش، که دستورالعملهایی برای تدوین درست الگوی مفهومی پژوهش در آنها ارائه شده است مراجعه کند؛ دلیل این امر، ضرورت استفاده از نشانهها، خطوط ارتباطی (پیکان یکطرفه، دوطرفه، خطوط پیوسته، نقطهچین، و مانند آنها) برای نشان دادن درست سازههای نظری، متغیرهای مستقل و وابسته، نوع ارتباطها، و اثرگذاری (نقش) است که باید استاندارد باشد. کاربرد الگوهای مفهومی بهویژه در تحلیلهای عمیقِ پژوهشهای کیفی، که لازم است روابط میان متغیرها بهدرستی نشان داده شود، ضرورت دارد (Doorewaard, 2010; Onggo, 2010).
فصل چهارم: تحلیل دادهها و ارائه یافتهها
این فصل بهمنظور تحلیل دادههای گردآوری شده و ارائه یافتهها در راستای پاسخ به پرسشها و فرضیههای پژوهش نگاشته میشود؛ بههمیندلیل، ساختار این فصل باید مطابق نظم و ترتیب پرسشها و فرضیههای مطرحشده باشد. هرچند در برخی حوزههای موضوعی و یا در برخی دانشگاهها ممکن است این فصل همراه با بحث دربارة یافتهها باشد، اما در بسیاری از حوزهها و یا دانشگاهها ترجیح داده میشود که بحثها به فصل پنجم منتقل شود.
ابتدای این فصل بهطور معمول به ارائه و تحلیل دادههای توصیفی مرتبط با جامعة پژوهش اختصاص دارد و هدف آن، فراهم کردن تصویری آماری از ویژگیهای آزمودنیها در ارتباط با متغیرهاست. این قسمت، ازآنرو اهمیت دارد که میتواند بهطور ضمنی تأثیر ویژگیها (برای نمونه، سن، جنس، مدرک تحصیلی، تخصص، سابقة کار و مانند آنها) را بر برخی متغیرها نشان دهد. تحلیل دادهها، نیازمند آشنایی با روشهای مرتبط با شیوة گردآوری و نوع دادههای گردآوری شده است. چنانچه از روشهای کمّی استفاده شده باشد، باید از آزمونهای آماری متناسب با پرسش و یا فرضیه بهره گرفت. چنانچه روشهای کیفی بهکار گرفته شده باشد، پژوهشگر باید اطلاعات کیفی گردآوری شده را همراه با تحلیل و استدلال ارائه دهد و نمونههایی از آن اطلاعات (مثلاً گفتههای آزمودنیها در جریان مصاحبه) را بهعنوان شواهد روش کیفی در متن این فصل نقل کند.
یکی از کاستیهای رایج در بخش تحلیل دادهها در پایاننامهها آن است که دانشجو، پس از ارائة دادهها در یک یا چند جدول، در متن تحلیلیای که لازم است بعد از جدول(ها) مطرح کند، دوباره همان دادهها را با رقم و درصد ارائه میدهد (تکرار میکند). این رویکرد، در واقع، زائد است و هیچ نکتة جدیدی را به تحلیل نمیافزاید. مفهوم تحلیل (دیدگاه تحلیلی) به این معناست که پژوهشگر در راستای پاسخ به پرسشها و فرضیههای پژوهش چه نکته یا نکاتی را باید از دادههای ارائهشده دریابد و بهمنزلة یافته(های) نو مطرح کند. گاهی نیز پژوهشگر، هر بخش از دادههای مربوط به یکی از جنبههای مرتبط با متغیرها را در یک جدول ارائه میدهد؛ درحالیکه برخی از جدولها را میتوان درهم ادغام کرد تا نمایش بهتر و قابل فهمتری از یافته را برساند.
فصل پنجم: جمعبندی، بحث، استنباط و نتیجهگیری
این بخش از پایاننامه با ارائة یک مقدمة کوتاه شامل معرفی پژوهش، یک جمعبندی کوتاه بر پایة یافتههای مربوط به پرسشها و فرضیهها، و نیز یک توضیح دربارة اینکه بحثها در این فصل چگونه پیش خواهد رفت، انجام میشود تا تصویری کلان از آنچه بهدست آمده و از آنچه که قرار است مطرح شود ارائه گردد. نبود این مقدمه میتواند یک کاستی جدی بهشمار آید (Nationl University of Singapore, 2014).
پس از این مقدمة کوتاه، بهدلیل رویکرد ویژة پژوهشگر، بحثهای استدلالی و استنباطی در زمینة یافتهها اهمیت بسیار بالایی دارد. در واقع، در همین بخش است که دانشجو باید توانمندی خود را در انجام پژوهش در چهارچوب بحثهای استدلالی، دریافتهای عالمانه و توجیهپذیر از یافتهها، و تبیین آنها در چهارچوب نظریههای مرتبط نشان دهد. به سخن دیگر، او باید تحلیلها و دریافتهای خود را در سطحی بالاتر و در چهارچوب مدلها یا نظریههای مطرح، ارائه دهد تا بتواند به استنتاج و نتیجهگیری در راستای مسئله، هدفها، سؤالها و یا فرضیههای پژوهش (مطرحشده در فصل نخست) و سرانجام ارائة دانش نو دست یابد. دراینراستا، دانشجو باید رویکرد توصیفی را کنار گذاشته و بحثهای خود را به شکل تحلیلی- انتقادی پیش برده و یافتههای خود را در مقایسه (وجود تشابه یا تضاد) با یافتههای سایر پژوهشگران مورد بحث قرار دهد و بهطور مثال، یافتههای پژوهشهای پیشین را تأیید یا رد کند. در واقع، او دانش بهدست آمده خود را با دانش موجود بهویژه در چهارچوب نظریههای مرتبط مقایسه میکند تا بتواند نشان دهد چه سهمی در تولید دانش نو بهدست داده است. در این زمینه، ارائة شواهد در تأیید و پشتیبانی بحث خود و یا در مخالفت با پژوهشهای پیشین ضروری مینماید، یعنی او باید از استنادهای کاملاً مرتبط و معتبر که در فصل دوم اشاره کرده است استفاده کند. همچنین، اگر در میان یافتههای پایاننامه، مورد یا مواردی وجود دارد که نسبت به سایر یافتهها ناهمخوان است، توجیهپذیر نیست و یا مبهم به نظر میرسد، دانشجو باید صادقانه و عالمانه به طرح آنها بپردازد. حتی میتواند برخی از آنها را بهعنوان مسئله برای پژوهشهای آتی پیشنهاد دهد. همچنین، حفظ انسجام منطقی در بحثها بسیار مهم است؛ یعنی آنچه که مطرح میشود در ارتباط با مسئله، سؤالها و یا فرضیههای پژوهش بوده و بر پایة بحثهای پیشین باشد (University of Canterbury, 2014). نکته مهمی که دانشجو در نگارش فصل نتیجهگیری باید مورد توجه قرار دهد آن است که متن را به شیوهای ارائه کند که محتوا و درنتیجه، خواننده در ابهام باقی نمانند (Biklen and Casella, 2007, p. 88).
همچنین، در فصل پنجم، دانشجو به طرح و بحث دربارة پیامدهای ضمنی و نهفتة مرتبط با یافتههای پژوهش خود میپردازد (University of Leicester, 2014). او باید به روشنی به جنبهها و مواردی که امکان دارد یافتههای وی آنها را مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار دهد بپردازد. چنانچه مسئله یا محدودیتی در ارتباط با نظریة ارائهشده و یا در اجرای پیشنهادهای مرتبط با یافتههای پایاننامه وجود دارد، باید مطرح شود. در پایان بحثها، چنانچه پایاننامه «نوآوری و دانشی جدید» درخور داشته باشد، لازم است با رویکردی عالمانه و توجیهپذیر به بیان این جنبهها بپردازد. همچنین، اگر یافتههای پایاننامه از چنان نوآوری و اعتباری برخوردار است که قابل تعمیم باشد، یعنی در حوزهها، زمانها، مکانها و یا سازمانهای دیگر صدق کند، او میتواند به روشنی اما بدون بزرگنمایی به این مطلب اشاره کند، ضمن آنکه محدودیتهای پژوهش خود را نیز باید یادآور شود.
بهطور معمول، آخرین بخش از فصل پنجم پایاننامهها به ارائة پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی اختصاص دارد. چنانچه دانشجو، بر پایة یافتههای خود، تشخیص دهد رهنمودها و پیشنهادهایی برای ارائه دارد میتواند آنها را در دو بخش پیشنهادهای اجرایی یا کاربردی و پیشنهاد برای پژوهشهای آتی مطرح کند. مهم آن است که این پیشنهادها به شکلی واقعبینانه و همراه با توجیه اهمیت و ضرورت آنها مطرح شود. ارائه پیشنهادها به شکل خلاصه و فهرستوار جایز نیست.
یادآوری میشود که فنونی مانند بحث، استنباط و نتیجهگیری نیازمند تلاش زیاد و استفاده از روشهای قیاسی و استقرایی است. برای پی بردن به شیوة درست بحث و استنباط، میتوان از متون تخصصی مرتبط در کتابهای روش پژوهش و یا در پایگاههای مرتبط با پایاننامهنویسی در تارنما استفاده کرد. رهنمودهای گوناگونی در این زمینه وجود دارد که دانشجو به کمک آنها میتواند درک درستی از شیوة نگارش بحثهای استدلالی و استنباطی بهدست آورد.
فهرست منابع
در این بخش از پایاننامه، همة منابعی که در متن به آنها استناد شده است بر پایة یکی از شیوهنامههای معتبر و استاندارد بهترتیب الفبایی نام نویسندگان و ارائة اطلاعات کتابشناختی کامل و دقیق منابع (مقالهها، کتابها، پایاننامهها، پایگاهها، و مانند آنها) و با رعایت نشانهگذاری استاندارد، تنظیم و ارائه میشود. باتوجهبه وجود انواع شیوهنامههای استناددهی در حوزههای موضوعی گوناگون، دانشجو شیوهنامهای را که دانشگاه و یا دانشکدة مربوط الزامی دانسته است بهکار میبرد و شیوة آن را بهطور دقیق رعایت میکند. چنانچه شیوهنامهای پیشنهاد نشده باشد، دانشجو میتواند یکی از آنها را که از کاربرد گستردهتری در رشتهاش برخوردار است بهکار ببرد. وارسی اینکه آیا همة استنادهای درون متنی در فهرست منابع پایانی آمده است؟ و یا برعکس، همة منابع پایانی در متن مورد استفاده و استناد قرار گرفتهاند؟ مهم است.
در یک شیوهنامة معتبر و استاندارد، رهنمودهایی دقیق برای چگونگی ارائة اطلاعات کتابشناختی انواع منابع ازجمله مقالههای مجلهها، دانشنامهها و مقالههای همایشها (یک نویسندهای، دو نویسندهای، چند نویسندهای)، کتابها (یک نویسندهای، دو نویسندهای، چند نویسندهای)، پایاننامهها، پایگاهها، و مانند آنها ارائه شده است تا یکدستی در همة سیاهة منابع حفظ شود. امروزه نرمافزارهای گوناگونی (مانند EndNote, Zotero) برای مدیریت استنادها ایجاد شده است که انجام کار را آسان و ضابطهمند میکند. همچنین این نرمافزارها، این ویژگی را دارند که شیوهنامة اعمالشده را به شیوهنامة دیگری که آن هم استاندارد است تبدیل کنند. چنین ویژگیای هنگامی سودمند است که دانشجو در نظر دارد مقاله(های) برگرفته از پایاننامه خود را برای مجلات مختلف بفرستد.
راهنمایی پایاننامه: مسئولیتهای استاد راهنما و مشاور
مسائل و دشواریهای گوناگونی در انجام پایاننامه وجود دارد که بخشی از آنها بهدلیل مبتدی بودن دانشجو در زمینه پژوهش است اما بخشی دیگر بهعلت غفلت و لغزش به وجود میآید که استاد راهنما باید از بروز آنها پیشگیری کند. ازجمله دلایل بروز دشواریهای اولیه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· تعداد زیاد دانشجو، و در نتیجه فرصت کم استاد راهنما برای هدایت کیفی دانشجو؛
· سطح پایین علمی برخی دانشجویان، و مهارت نداشتن آنها در مطالعه؛
· مهارت نداشتن در ساختار دادن به فکر، و نیز مهارت نداشتن در نوشتن.
برخی از استادان بر این باورند که مسئولیت اصلی استاد راهنما بهمنزلة تسهیلگر، کمک به دانشجو در درک درست مسائل مرتبط با انجام پژوهش است و وی نباید به دانشجو بگوید که دقیقاً چه انجام دهد (Todd et al., 2006, p. 166). درحالیکه نقش استاد راهنما فراتر از نقش یک تسهیلکننده است. استاد راهنما برای هدایت درست دانشجو در انجام پایاننامه، میتواند نکاتی را بهمنزلة چهارچوب ذهنی برای خود در نظر بگیرد؛ او این نکات را میتواند در ابعاد زیر مورد توجه قرار دهد: احساس مسئولیت و دغدغه در خود و در دانشجو، تشویق و انگیزهدهی به دانشجو، پیگیری و نظارت بر کار دانشجو، سوق دادن دانشجو بهسوی خلاقیت و نوآوری، حفظ استقلال نسبی دانشجو، ایجاد روحیة خود کارآمدی، اجازة بروز لغزش و اصلاح در دانشجو، و ترویج اخلاق علمی در فرایند پژوهش.
وظایف استاد راهنما را میتوان در دو سطح کلی و تخصصی دستهبندی کرد:
وظایف کلی
· داشتن برنامه برای خود و برگزاری جلسات منظم برای پیگیری پیشرفت کار دانشجو، ازجمله مشخص ساختن شیوة ارتباط حضوری و غیرحضوری دانشجو با وی؛
· تشویق دانشجو به داشتن برنامه و رعایت الزامات کار؛
· هدایت و نظارت همهجانبة دانشجو از ابتدای کار بهویژه یادآوری مقررات و آئیننامههای مربوط؛
· تهیه و تدوین گزارشهای پیشرفت دانشجو در انجام پایاننامه؛
· راهنمایی دانشجو در شناسایی معتبرترین و مناسبترین پایگاههای اطلاعاتی؛
· آشنا ساختن دانشجو با استانداردهای نگارش و تدوین پایاننامه؛
· شناسایی نیازهای آموزشی خاص دانشجو و تشویق وی به شرکت در کلاسها و کارگاههای آموزشی؛
· انعکاس نیازمندیهای دانشجو در انجام پژوهش به دانشکده یا دانشگاه ازجمله بودجه یا کمک تألیف؛
· کمک به دانشجو در تمرین و یادگیری روش تفکر علمی، استدلالی، استنباطی، نوآورانه و خلاق؛
· نظارت بر حجم کار برای مراحل و فصلهای مختلف؛
· رعایت اخلاق علمی و جلوگیری از سرقت ادبی و علمی؛
· تهیه و تدوین اسلایدهای جلسة دفاع؛
· شناسایی و معرفی داوران مرتبط با موضوع پایاننامه به دانشکده.
وظایف تخصصی
ازجمله وظایف تخصصی استاد راهنما هدایت دانشجو در شیوه انجام این امور عبارت است از:
· موضوعیابی، مسئلهیابی و محدود کردن دامنة پژوهش؛
· شناسایی مهمترین و کلیدیترین منابع و پژوهشگران؛
· تدوین پرسشها و یا فرضیههای پژوهش؛
· شناسایی روش مناسب پژوهش و تعریف و توجیه آن؛
· تعریف و ساخت ابزارهای پژوهش؛
· تحلیل دادهها و استنباط هدفمند از یافتهها؛
· رسیدن به ساختار تفصیلی مناسب برای کار (پیشنهاده- پایاننامه)؛
· نگارش علمی و بدون اشکال متن؛
· برقراری انسجام و یکپارچگی در نگارش همة بخشها (فصلها)؛
· استفادة هدفمند و بهجا از نظریهها/ الگوها.
هنگامیکه دانشجو متن هر بخش از پایاننامه را تحویل میدهد، استاد راهنما، به اتکای دانش و تجربة خود، به دانشجو دربارة بخشها و فرایند پژوهش و نگارش پایاننامه بازخورد بهموقع ارائه میدهد. او، باتوجهبه دانش و تجربه خود، میتواند پنج معیار زیر را مدنظر قرار دهد تا پایاننامه، درخور دفاع شود:
· نوآوری: به این معنا که محتوا یا رویکرد و یا آنچه بهمنزلة یافتههای پایاننامه است در مقایسه با پژوهشهای مشابه، جدید باشد و پژوهشگر حرف نویی مطرح کرده باشد.
· اصالت: آشکار است که پایاننامه نباید تقلید سایر پژوهشها باشد و آنچه پژوهشگر انجام داده میبایست بر پایة تلاش و کار خود وی حاصل شده باشد.
· کیفیت: تمام فرایند پژوهش باید بهگونهای انجام شود که از لغزشها و کاستیها به دور باشد. ازاینجهت، میبایست ساختار، محتوا، سبک نگارش، سبک استناددهی و مانند آنها به بهترین شکل ارائه شود.
· سودمندی: هدف از انجام بسیاری از پژوهشها، پاسخ به برخی مسائل و چالشهای موجود و تلاش برای ارائة راهحلهاست. از این دیدگاه، پایاننامه باید بتواند به حال جامعه، سازمان، یا افراد سودمند واقع شود و آنها بتوانند از یافتهها و یا رهنمودهای آن استفاده کنند.
· اثربخشی: در راستای معیار سودمندی، پایاننامه میتواند از اثربخشی نیز برخوردار باشد؛ به سخن دیگر، بر بخشی از جامعه یا مخاطبان مورد نظر تأثیر بگذارد. این امر به شکل استناد به پایاننامه یا مقالههای برگرفته از آن نمود پیدا میکند؛ یعنی نشان میدهد که دیگران از آن استفاده کرده یا میکنند.
بسیاری از دانشگاهها برای توسعة توانمندی استادان در راهنمایی پایاننامهها به شکل درست و کیفی، آنها را تشویق میکنند تا در کارگاههای آموزشی شرکت کرده و دانش خود را روزآمد کنند (University of Nottingham, 2014). همچنین، استادان راهنما بایستی از قوانین و مقرارت مصوب دانشگاه و آخرین تغییرات آن در زمینة فرایندها و مسائل مرتبط با راهنمایی پایاننامه آگاه باشند. ضرورت این امر بهعلت جلوگیری از هر رخداد مناقشهآمیز و یا سوء برداشت از مسئولیتهای طرفین (استاد راهنما و دانشجو) است.
در مجموع، بایسته است بر این نکتة مهم تأکید شود که دانشجو، با هدایت استاد راهنما و مشاور، باید تلاش کند تا در همة مراحل از فرایند پژوهش خود توجه ویژهای به روشمندی علمی داشته باشد؛ با این کار، او نه تنها درستی و کیفیت پایاننامة خود را تضمین میکند، بلکه این اطمینان را به داوران خواهد داد که از روش و رویکرد علمی برای انجام فرایند پژوهش استفاده کرده است.
دفاع از پایاننامه و مسائل اخلاق پژوهش
دفاع از پایاننامه به دو شیوه میتواند انجام گیرد: 1. ارائة خلاصه پایاننامه به شیوة شفاهی در جلسة رسمی دفاع در برابر هیئت داوران و با حضور استاد راهنما و مشاور و نیز علاقهمندان دیگر؛ 2. فرستادن متن کامل پایاننامه همراه با معیارهای ارزیابی برای چند داور (داخلی و خارجی). هر دانشگاه مطابق خطمشی خود، یکی از این شیوهها را برگزیده و ابلاغ میکند. در ارتباط با چگونگی ارائة شفاهی نیز معیارهایی وجود دارد که از داوران خواسته میشود ارزیابی خود را بر پایة آنها انجام دهند. دانشجو، با راهنمایی استاد خود میتواند از برخی رهنمودهای موجود استفاده کند تا قادر باشد به خوبی از پژوهش خود دفاع کند.
توجه به اخلاق پژوهش و اطمینان از همة جنبههایی که دانشجو بایستی در فرایند پژوهش خود رعایت کند یکی از مهمترین چالشهای نگارش پایاننامه است. در این زمینه، هم دانشجو و هم استاد راهنما مسئول مستقیم بهشمار میروند. اکنون بسیاری از دانشگاهها این مسئله را جدی تلقی کرده و آئیننامههایی را برای آن تدوین کردهاند.
دسترسی و استفاده از پایاننامهها: اشاعة دانش
اشاره شد که پایاننامهها از مهمترین منابع پژوهشی و مولّد دانش هستند؛ این در حالی است که بخش بزرگی از آنها مورد استفادة سایر پژوهشگران قرار نمیگیرد. درصد پایین استناد به پایاننامهها گواه این مسئله است. یکی از دلایل عمدة این کاستی، انتشار نیافتن محتوای بسیاری از پایاننامهها در قالب کتاب یا مقاله است. در ایران، تا تقریباً یک دهة پیش که الزامی برای انتشار مقالههای برگرفته از پایاننامه برای دفاع از آن و کسب مدرک وجود نداشت، تنها درصد کمی از دانشجویان مبادرت به استخراج مقاله از کار پژوهشی خود میکردند. چنین وضعیتی در امریکا نیز وجود داشته است (Lucas, 1994, p. 440). این مشکل اکنون برعکس شده است؛ تعداد زیادی مقاله از پایاننامهها برگرفته شده، به مجلههای علمی سپرده میشود تا چاپ شود اما ارزشمندی و کیفیت لازم را ندارد. همچنین، مشکل دیگری نیز در ارتباط با استفاده از پایاننامهها مطرح است و آن در دسترس نبودن و یا دشواری دسترسی به محتوای آنها برای بسیاری از علاقهمندان و پژوهشگران است. دلایل این مسئله را میتوان اینگونه بیان کرد: 1. نمایهسازی و سازماندهی نشدن بخش بزرگی از پایاننامهها در کتابخانهها و پایگاههای اطلاعاتی و درنتیجه دسترسی نداشتن به محتوای آنها از دور؛ 2. اطلاعرسانی نشدن دربارة پایاننامههای دفاعشده در انواع دانشگاهها؛ و 3. اجازه ندادن بسیاری از پایگاهها یا کتابخانهها برای دسترسی به محتوای آنها.
درحالحاضر، بسیاری از دانشگاهها و یا مراکز ملی اطلاعرسانی در کشورهای مختلف پایگاههایی را برای گردآوری، سازماندهی و دسترسی به پایاننامهها ایجاد کرده و آن را بهطور منظم روزآمد میکنند. در این میان برخی مانند «یو ام ای» در سطح جهانی به گردآوری پایاننامهها میپردازد و برخی دیگر همچون «اوهایو لینک»، در بخشی رایگان، پایاننامههای دانشگاه خود را در سطح تارنما در دسترس قرار دادهاند. در ایران، افزونبر کتابخانههای دانشگاهی که اقدام به سازماندهی و ایجاد پایگاه برای پایاننامههای دانشگاه متبوع خود کردهاند، پژوهشگاه علوم و فنّاوری اطلاعات نیز در طول چهار دهة گذشته توانسته است بخش بزرگی از پایاننامههای دانشآموختگان ایرانی دانشگاههای داخل و خارج را گردآوری کند. این مرکز بهتازگی سامانة بزرگی را برای ثبت مستقیم پایاننامههای تصویبشدة دانشگاههای ایران راهاندازی کرده است که دانشجویان و کتابداران میتوانند از این طریق پایاننامههای تصویبشده و دفاع شده را وارد آن سامانه کنند. بدینترتیب، علاقهمندان میتوانند آن پایگاه را جستوجو کرده و از تکراری نبودن موضوع و یا محتوای پایاننامه آگاه شوند و همچنین در صورت لزوم، به فایل پایاننامهها دسترسی یابند.
آیندة پایاننامه
در بخش تاریخچة پایاننامه اشاره شد که نگارش پایاننامه بهتدریج و بر پایة الزامات روز متحول شده است. بههمیندلیل، میتوان انتظار داشت که نگارش پایاننامه در آینده نیز باتوجهبه الزامات نظام آموزش عالی و آنچه که دنیای صنعت و تجارت نیاز دارد، دچار تحول شود؛ به سخن دیگر، میتوان گفت همانگونه که از پایاننامهها انتظار میرود جامعه را دچار تحول کنند، خود پایاننامهها هم به دلایل گوناگون متحول خواهند شد. برایناساس، فرایند پایاننامهها نیاز به اصلاح دارد (Barton, 2005, p. 35). باتوجهبه الزامات دنیای صنعت و تجارت، به نظر میرسد که نه تنها خود دانشگاهها بلکه بهویژه کارفرمایان انتظار دارند، پایاننامهها هرچه بیشتر بهسوی کاربردی شدن و پاسخ به نیازهای جامعه حرکت کنند.
کتابشناسی
پریرخ، مهری و فتاحی، رحمتالله. (1384). راهنمای نگارش مرور نوشتارها و پیشینه پژوهش در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی (برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، اعضای...). تهران: نشر کتابدار.
ﺣﺎﻓﻆﻧﻴﺎ، ﻣﺤﻤﺪﺭضا. (1382). مقدمهای ﺑﺮ ﺭﻭﺵ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺩﺭ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ. ﺗﻬﺮﺍﻥ: ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺪﻭﻳﻦ ﻛﺘﺐ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﻲ.
خاکی، غلامرضا. (1378). روش تحقیق با رویکرد پایاننامهنویسی. تهران: مرکز تحقیقات علمی کشور؛ کانون انتشارات درایت.
دیانی، محمدحسین. (1387). «رواج مسئلهسازی و افول مسئلهیابی در تحقیقات کتابداری». کتابداری و اطلاعرسانی، 11(1)، 3-6.
مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران. (1386). استاندارد ملی ایران 9951: اسناد و مدارک- نحوه ارائه پایاننامه، رساله و مدارک مشابه. تهران: نویسنده.
Barton, M.D. (2005). Dissertations: Past, present, and future. Retrieved from: https://scholarcommons.usf.edu/cgi/ viewcontent.cgi?referer=https://www.google.com/&httpsredir=1&article=3776&context=etd
Biklen, S. K. and Casella, R. (2007). A Practical Guide to the Qualitative Dissertation: For Students and Their Advisors in Education, Human Services and Social Science. New York: Teachers College.
Doorewaard, H. (2010). “Conceptual Model in a Qualitative Research Project”. In Albert J. Mills, Gabrielle Durepos and Elden Wiebe (Eds.), Encyclopedia of Case Study Research (Vol. 1). London: SAGE.
ISO. (2004). ISO 7144-1986 (E) Documentation–Presentation of theses and similar documents. Retrieved from: http://dieumsnh.qfb.umich.mx/ciees2009/ISO-7144-theses. pdf.
Lucas, C. J. (1994). American Higher Education: A History. New York: St. Martin's Griffin.
Makdisi, G. (1989). “Scholasticism and humanism in classical Islam and the Christian West”. Journal of the American Oriental Society, 109(2), 175-182.
Malone, T. L. (1981). A History of the Doctor of Philosophy dissertation in the United States 1861–1930 (Unpublished doctoral dissertation). Wayne State University, Detroit.
National University of Singapore. (2014). Thesis Submission and Examination. Retrieved from: http://www.nus.edu.
sg/registrar/events/examination/thesis-submission-and-examination.html
Onggo, B.S.S. (2010) “Methods for Conceptual Model Representation”. In S. Robinson, R. Brooks, K. Kotiadis and D-J van der Zee (Eds), Conceptual Modelling for Discrete-Event Simulation (pp. 337-354). Boca Raton, FL: Taylor and Francis.
Todd, M., Smith, K. and Bannister, P. (2006). “Supervising a Social Science Undergraduate Dissertation: Staff Experiences and Perceptions”. Teaching in Higher Education, 11(2), 161-173.
University of Canterbury. (2014). Guide 19: Discussion and Critical Analysis. Retrieved from: http://www.Canterbury. ac.uk/support/student-support-services/students/sssu/ discussion-and-critical-analysis.asp
University of Leicester. (2014). Writing a Dissertation. Leicester. Retrieved from: http://www2.le.ac.uk/offices/ld/ resources/writing/writing-resources/writing-dissertation
University of Nottingham. (2014). Responsibilities of the Supervisor. Retrieved from: http://www.nottingham.ac.uk/ academicservices/qualitymanual/researchdegreeprogrammes/responsibilities-of-the-supervisor.aspx
www.etymonline.com
http://www.merriam-webster.com/dictionary/dissertation
http://www.oxforddictionaries.com/definition/english/dissertation