نوعی از اخلاق کسبوکار که اصول اخلاقی را در مورد فعالیتهای کسبوکاری که در یک اقامتگاه خصوصی که براساس یک بنیاد خانگی متمرکز شده باشند، را مورد کاربست قرار میدهد.
اخلاق عبارتاستاز تشخیص فضایل از رذایل یا بهعبارت دیگر، تمیز«درست»، «شایسته» و «عادلانه» از «نادرست»، «ناشایست» و «غیرعادلانه» است. این تشخیص، در پرتو تمیز وجه افتراق حسن و قبح بهوسیله عقل آدمی حاصل میشود و این فضایل بهخاطر نیکی و شایستگی مورد قبول فرد و جامعه قرار گرفته و بلکه هم فرد و هم جامعه خود را به زیور، زیبایی و جمال اخلاق میآرایند (بابایی اهری، 1381، ص. 99).
در نظام ارزشی «اخلاق» جمع «خَلق» و «خُلق» میباشد. اخلاق جمع «خُلق» است. خُلق حالت و کیفیتی باطنی است که با چشم سر و حواس ظاهری، دریافتنی نیست. در مقابل خَلق عبارت است از حالت و کیفیتی محسوس که با چشم سر و حواس ظاهری دریافتنی است. در زبان فارسی صورت در معنای دوم بهکار میرود و سیرت در معنای اول. صورت به ویژگیهای ظاهری و سیرت به ویژگیهای باطنی و معنوی انسان بر میگردد. بنابراین اخلاق صفتها و ویژگیهای باطنی و معنوی انسان است (مصباح یزدی، 1380، ص. 40).
نکته دیگر اشاره به دو بعد اساسی در بحث اخلاق است راغب در کتاب المفردات اینگونه بیان میدارد دو کلمه خَلق و خُلق در اصل، یکی است؛ اما خَلق به هیئتها و شکلها و صورتهای ظاهری اختصاص دارد که با چشم دیده میشود، ولی کلمه خُلق به نیروها و سجایای باطنی اطلاق میشود که با چشم دل مشاهده میشود (راغب اصفهانی، 1412، ص. 296).
دانشمندان اخلاق این واژه را در معانی متعددی بهکار بردهاند. یکی از رایجترین این معانی عبارتاستاز: «صفات یا ملکات نفسانی که در نفس انسان رسوخ کرده و پایدار شده باشد و باعث میشود کارهای متناسب با آن صفات بهطور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تأمل از انسان صادر شود» (ابنمسکویه، 1371، ص. 31)؛ بهعبارتدیگر همانطور که صاحبان صنعتها و حرفهها به آسانی کار خود را انجام میدهند، صاحبان ملکات فاضله و رذیله هم به سهولت کار خوب یا بد میکنند (جوادی آملی، 1387، ص. 73).
در این راستا مهمترین متغیر در موفقیت کسبوکارها، اخلاق حرفهای است. اگرچه انسانها در مصادیق اخلاق سازمانی و تعریف آن دیدگاه واحدی ندارند، اما همه و همه خواهان موفقیتاند و در کسب موفقیت و موفقیتطلبی همسان هستند اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و بهعنوان ابزاری نگریسته میشوند که ارزشها را بهعمل تبدیل میکند. اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر اینکه درست چیست و نادرست کدام است؟ اخلاق، مفاهیمی چون: اعتماد، صداقت، درستی، وفای به عهد نسبت به دیگران، عدالت و مساوات و فضائل شهروندی و خدمت به جامعه را در برمیگیرد. اخلاق کار، یک هنجار فرهنگی است که به انجام یک کار مناسب و خوب در جامعه یک ارزش معنوی مثبت میدهد و بر این باور است کار فینفسه دارای یک ارزش ذاتی است. اخلاق بازار یا اخلاق کسبوکار را مجموعه معیارها، استانداردها، سنتها و قواعدی دانست که هدایت کسبوکار را بهعهده دارند (معیدفر، 1385).
رعایت اصول اخلاقی یعنی احترام بهکار و فرهنگ، یاری و همکاری متقابل، وفای بهعهد، حرمت سالخوردگان، مراقبت از کودکان، عشق به میهن، سرزنش بدی و شرارت، نکوهش بیدادگری و ظلم و ازجمله معیارها و موازین اخلاقی هستند که از موازین اخلاقی دیگر مانند مرادنگی، ثبات شخصیت، صمیمیت، و امثال آنها جدا نیستند. بنابراین میتوان گفت: اصول اخلاقی از هنجارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی نشأت میگیرند و از این رو بر اعتقادات مذهبی و ارزشهای جامعه مبتنی هستند. اخلاق و اصول اخلاقی ریشه در تاریخ تشکیل و ادامة حیات جامعه دارد؛ زیرا، هنجارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در بطن جامعه شکل میگیرند و خود را در مراودات اجتماعی و اقتصادی نشان میدهند (بابایی اهری، 1381، ص.107).
مراد از رعایت اصول اخلاقی در بنگاههای خانگی اتخاذ تصمیمهای مدیریتی است که بتواند بین عملکرد اقتصادی از یک سو و از سوی دیگر عملکرد اجتماعی آنان اعم از تعهدات در قبال مشتریان، عرضهکنندگان، توزیعکنندگان و کل اعضای جامعه و نیز محیطزیست، آشتی ایجاد کند؛ حساسیتهای جامعه، ارزشها و هنجارهای آن را مدنظر داشته باشد و آنها را در فرهنگ کسبوکار خود جای دهد. برای مثال: آلوده کردن آب رودخانه، اگر منع قانونی هم نداشته باشد، اخلاقاً عمل ناشایستی است که سازمآنها باید از آن امتناع کنند و احساسات جامعه را علیه خود تحریک نکنند (بابایی، 1381).
اخلاق در هر حرفه، مزبور به اعمالی است که متخصصان حرفه نسبت به یکدیگر، نسبت به مشتریان و مصرفکنندگان دریافت خدمات و نیز نسبت به جامعه انجام میدهند. با این وجود بین اخلاق و قانون تفاوتهایی وجود دارد. قانون مستقیماً مقولهای اخلاقی نیست، هر چند میان اخلاق و قانون تعامل و دادوستدهایی وجود دارد. زیرا آداب، عرف و اخلاق جمعی میتوانند برخی از جنبههای قانونی را اصلاح کرده و به تکامل آن نیز کمک کنند.
اخلاقیات در پس زمینه قانون قرار دارد و قانون در متون مربوطه بر تعدادی قواعد، که ویژگی اصلی آنها التزام بیرونی است، تکیه میکند. بنابراین اخلاقیات، زوال قانون و عرف را جبران میکند (صادقی، 1371، ص. 39).
جدول 1. تفاوتهای قانون و اخلاق ( منبع: صادقی 1371)
|
زمینهها |
قانون |
اخلاق |
|
کارکرد |
سلبی است |
ایجابی است |
|
ضمانت اجرا |
ضمانت اجرا لازم دارد |
ضمانت اجرا لازم ندارد |
|
میزان نفوذ |
از بیرون و مؤثر در زندگی اجتماعی |
درونی و زندگی خصوصی |
|
محتوا |
قانون از اخلاق محتوا میگیرد |
اخلاق محتوا دهنده است |
|
سلسله مراتب |
قانون یک مرتبه بیشتر ندارد |
اخلاق مراتب و نسبت دارد |
مفهوم اخلاق کسبوکار
رعایت اخلاق و حفظ ارزشهای اخلاقی بهصورت یکی از مهمترین پدیدهها در آمده است که در بیشتر سازمانها مورد توجه قرار میگیرد. اخلاق یعنی اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر اینکه درست چیست و نادرست کدام است. ارزشهای اخلاقی تعیین کننده معیارهایی هستند مبنی براینکه از نظر رفتار و تصمیمگیری چه چیز خوب یا بد است (دفت، 1385).
کلمه اخلاق در اصطلاح اخلاق کسبوکار از کلمه یونانی اتوس بهمعنی سیرت و عادت و سجیه آمده است (Shaw & Barry, 1995): از اینرو دانش بررسی و ارزشگذاری برخوردها و رفتارهای آدمی، علم اخلاق نامیده میشود. انواع رفتارهای انسانی برمبنای دو اصل توارث و ترتیب در افراد جامعه شکل میگیرد. فرل و فردریک اعتقاد دارند که پرسش در زمینه و طبیعت اخلاق ما را به این معنی رهنمون میسازد که اخلاق به معنی تشخیص ارزشها و معیارها و کارهای درست و غلط از یکدیگر است (Ferrell & Fraedrich, 1997).
بهطور کلی میتوان اخلاق را مطالعه و بررسی معیارها و قواعدی دانست که راهنمای عمل افراد و گروهها در انجام امور قابل قبول میباشد. زمانیکه این قواعد و معیارها با کسبوکار خانگی پیوند میخورند، برخی ملازمات پیدا میکند. نخست اینکه مؤسسات کسبوکار خانگی در هر صورت دنبال منافع و یا سود خواهند بود. دیگر لزوم ایجاد نوعی توازن بین نیازها و مصالح جامعه و خواستههای صاحبان کسبوکارهای مذکور میباشد. معمولاً در این ارتباط منافع فردی و اجتماعی یا شکل بده و بستان پیدا میکند و یا بهصورت نوعی توازن و ترازی حل و فصل میشود. اینجاست که نقش اخلاق میتواند کارساز باشد. و بگونهای اوضاع را هدایت میکند که ضمن کسب منفعت شخصی، زیانی به منافع اجتماعی وارد نسازد. پس میتوان اخلاق کسبوکار را مجموعه معیارها، استانداردها، سنتها و قواعدی دانست که هدایت کسبوکار را بهعهده دارند(دادگر، 1385).
لذا اخلاق بنگاههای خانگی با مسئولیت اجتماعی آن ارتباط دارد، اما کاملاً بر آن منطبق نمیباشد. زیرا مسئولیت اجتماعی بنگاهها، انواع وظایف اقتصادی، قانونی و اخلاقی را شامل میشود، که آنها نسبت به جامعه بهعهده دارند. بهعنوان مثال مسئولیتهای قانونی کسبوکارهای خانگی الزاماتی است که موظف به رعایت آن هستند، اما مسئولیتهای اخلاقی از اموری هستند که انتظار میرود بنگاه خانگی به احترام جامعه و یا بهخاطر ملاحظات شخصیتی خود رعایت نمایند ولی بهصورت قانونی به آن ملتزم نیستند (Caroll, 1989, P. 30).

![]()

اخلاق کسبوکارهای خانگی
دنیای کنونی شاهد تغییرهای عمده در عرصة کسبوکار و محیطهای کاری است. ظهور فنّاوریهای جدید و دلزدگی افراد از محیطهای کاری صنعتی و مدرن، ظهور کسبوکارها و سازمانهای جدیدی را نوید میدهد که به سازمانهای عصر فرا صنعتی یا پست مدرن معروف هستند (هچ، 1385، ص.53).
برایناساس در سالهای اخیر شمار کسانی که بهطور مستقل و برای خود کار میکنند بهویژه صاحبان مشاغل و کسبوکارهای خانگی رشد فزایندهای یافته است (CENBR, 1998).
کسبوکار خانگی طبق تعریفی که توسط ماسون ارائه شده عبارت است از: «هر واحد کسبوکاری که در فرایندهایی چون فروش محصولات/ خدمات به بازار فعالیت دارد و توسط یک فرد مستقل با همراهی یا در غیاب تعدادی نیروی کاری اداره میشود.
لازم بهذکر است که مدیر مالک از منزل مسکونی یا محل سکونت خود جهت اداره امور و اعمال فرایندهای کاری استفاده مینماید». این تعریف حیطه گستردهای از کسبوکارها از فعالیتهای کشاورزی گرفته تا هتلداری و رستورانداری را تحت پوشش قرار میدهد و همچنین فعالیتهایی که صرفاً در محل سکونت افراد بهعنوان نوعی فعالیت سرگرم کننده برپا میشوند و فردی از قبال آن درآمد کسب میکند نیز در زمره این کسبوکارها قرار دارند. چنین کسبوکارهایی در توسعه اقتصادی کشورها، بهبود شرایط اجتماعی، توسعه داخلی، ارتقاء وضعیت اشتغال و شرایط کاری و افزایش سرزندگی در جامعه نقشی عمده ایفا میکنند (Walker & Webster, 2004).
صاحبنظران این حوزه معتقدند عواملی که باعث رشد کسبوکارهای خانگی در سالهای اخیر شده عبارتاند از:
· ظهور و گسترش فنّاوریهای جدید به ویژه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات که باعث رونق و توسعة کارهای از راه دور و کسبوکارهای اینترنتی از قبیل خرید و فروش اینترنتی شده است.
· تغییر ساختار صنعتی و کوچکتر شدن سازمانها و برونسپاریهایی از یک سو موجب افزایش احساس ناامنی شغلی در افراد و تلاش بیشتر برای خوداشتغالی و کسبوکارهای مستقل و از سوی دیگر توجه به کسبوکارهای خانگی که میتواند مرجع مناسبی برای این برونسپاریها باشد. تغییر ارزشهای اجتماعی از یکسو همچون تمایل افراد به آزادی و استقلال بیشتر در کار و حضور بیشتر در کنار خانواده و از سوی دیگر ارتقای سطح استاندارد زندگی در میان خانوادههای امروزین که نیاز به درآمد بیشتر طلب میکند دو نیروی متضادی است که برآیند آنها راهاندازی یک کسبوکار در خانه را سبب میشود.
اگرچه مفهوم کسبوکارهای خانگی قدمت دیرینهای داشته اما در مورد تعریف آن هنوز اتفاق نظر کلی وجود ندارد. نقطه مشترک در تأکید بر خانه بهعنوان محل اصلی و عمدة کسبوکار است (Muske, 2005, P.1).
ملاحظه میشود که در این نوعشناسی هرچه ساختار کار خانگی به سمت استقلال و نیتمندی بیشتر پیش میرود، ماهیت کارآفرینانة آن بیشتر شده و به مفهوم کسبوکار خانگی نزدیکتر میشود.
اصول اخلاقی فرد کارآفرین در بازاریابی کسبوکارهای خانگی
در واقع کسبوکارهای خانگی به شدت تحت تأثیر مشخصهها و ویژگیهای شخصیتی و رفتاری کارآفرین قرار دارد. بهعبارتی کسبوکارهای خانگی موفق، کامیابی خود را مدیون شخصیت مطمئن مدیر مالک و بلند همتی و خودباوری و رعایت اصول اخلاقی او ریسکپذیری و قوه ابتکار و خلاقیت میباشد، و تقابل میان روحیه کارآفرینی، تواناییهای ارتباطی و تعاملی و روحیه مشارکتپذیری کارآفرین منجر به کامیابی کسبوکار خانگی خواهد شد. در حقیقت آنچه منجر به تفاوت بازاریابی غیرمرسوم در کسبوکارهای خانگی با سایر شرکتها میشود، همان نقش فعال، رفتار، شایستگیها و صلاحیتهای اخلاقی کارآفرین است که میان کلیه فرایندها رابطهای منطقی برقرار مینماید، میباشد. دراینراستا کارآفرینان کسبوکارهای خانگی که با اجرای دقیق احکام دینی (پایبندی به اصول حلال و حرام)، داشتن تعهد اخلاقی به مشتریان، توجه به رضایتمندی مشتری و ارائه محصول به بهترین کیفیت را در اولویت اصول اخلاقی قرار میدهند به کامیابی خواهند رسید(Anderson, 2007).
جدول2. اصول اخلاقی کارآفرین تأثیرگذار در فرایند بازاریابی کسبوکار خانگی
|
اصول اخلاقی |
|
پایبندی کارآفرین و مدیر مالک کسبوکار خانگی به اصول برجسته رفتاری |
|
داشتن اخلاق و پایبند بودن به فرهنگ بازار |
|
اجرای دقیق احکام دینی پایبندی به اصول حلال و حرام( |
|
داشتن تعهد اخلاقی به مشتریان اولیه و ثانویه خود |
|
توجه به رضایت مندی مشتری و ارائه محصول به بهترین کیفیت |
با توجه به مطالب بیان شده، برخی از نشانههای اخلاق حرفهای در رهبران و سرمایههای انسانی در محیطهای کسبوکار را میتوان به شرح زیر نام برد (اندرل، 1382(:
- برای زندگی شخصی و حرفهای خودشان برنامهریزی میکنند و از اصول آن تبعیت میکنند.
- انسانهای خود انگیختهای هستند.
- عمدتاً با روی گشاده و از سر صدق با سایرین مواجه میشوند.
- با طرفهای کاری خودشان مرتبط هستند و به رفع نیازهای کاری ایشان التزام عملی دارند.
- حصول نتیجه نهائی وظایفشان را به طرفهای کاریشان تضمین میکنند.
- طرفهای کاری، مشتریان و ذینفعان از تضمین نتایج کاری توسط ایشان خشنود هستند.
- ایشان همیشه آموختن و یاد دادن را سرلوحة زندگی شخصی و حرفهایشان قرار میدهند.
- مسئولیتپذیر هستند و به تأثیرات تصمیماتی که اتخاذ میکنند واقف هستند.
- همیشه به سایرین کمک میکنند تا رشد کنند.
- همیشه امکان برقراری ارتباط دیگران با خودشان را فراهم میکنند.
- با عوامل اثرگذار بیرونی دچار حاشیه نمیشوند و همیشه رفتار و شخصیت بادوام دارند.
- محیط کاری و محیطزیست خود را بهعنوان امانتی که باید به آیندگان بسپارند پاس میدارند.
موضوعات اخلاقی مرتبط با کسبوکار خانگی میتواند شامل مسائل، موقیعتها یا فرصتهای خوب و یا بدی باشد که لازم است شخص در مورد آن اتخاذ موضوع نماید. بسیاری از موضوعات اخلاقی به تضاد منافع، صداقت و انصاف و مسائل فردی ارتباط پیدا میکنند.
در این موارد بهنظر میرسد بنگاه خانگی به اموری مشغول باشد که میتواند به اعتبار آن لطمه وارد سازد، موضوعاتی مانند رشوه، عدم رضایت مشتری، ضربه زدن به محیط زیست از این نمونه است. مطالعه اخلاق کسبوکار میتواند ظرفیتهایی برای حلوفصل موضوعات فوق فراهم آورد. کاربرد فلسفه اخلاق بعد دیگر از قلمرو اخلاق کسبوکار خانگی را میپوشاند.
اینها اصول و یا قواعدی هستند که برای تشخیص خوبی یا بدی کسبوکارهای خانگی مورد استفاده قرار میگیرند و از طریق خانواده، محیطهای آموزشی و جامعه کسب میشوند. فلسفه اخلاق میتواند در قالبهای هدفدار، وظیفه محور، فضیلتگرا و یا ترکیبی تبیین گردد. با وجودی که هرکدام از رویکردهای اخلاقی فوقالذکر اثر خاص خود را دارند، اما نگرش ترکیبی، ازجامعیت بیشتری برخوردار میباشد. یکی از عناصر موجود در قلمرو اخلاق کسبوکار خانگی، مسئولیت اجتماعی است که میتواند بهصورت اقتصادی، قانونی، اخلاقی یا دینی مجسم گردد. این امر در واقع تعهد فرد را جهت بهحداکثر رساندن منافع و حداقل رساندن هزینههای اجتماعی نشان میدهد (Carroll, 1991, P. 43).
بعد اقتصادی آن چگونگی تخصیص و توزیع منابع و کالاها و خدمات مربوط میشود که میتواند هم در تأثیرگذاری رفتار بنگاه خانگی بر شاخصهای اقتصادی مطرح باشد و هم در رقابت بین آنها برای جذب سود شخصی بنگاههای خانگی میتوانند بهگونهای عمل کنند که تخصیص نهادهها و توزیع محصولات تولیدی در جامعه بهگونهای انجام شود که کارایی تولید و مصرف بالا بوده و بنگاهها از سود بلندمدت و معقولی هم برخودار باشند. همچنین آنها میتوانند با رقابت ناسالم و جنگ قیمتها تنها به سود کوتاهمدت فکر کنند و به ساختار اقتصادی کشور لطمه وارد سازند (Gundlach,1995, P. 273).
بعد قانونی مسئولیت اجتماعی به رعایت قوانین و مقررات تدوین شده دولتی در مورد کسبوکارهای خانگی مربوط میشود و آن حداقلهایی است که از نظر اجتماعی خوب یا بد قلمداد میشوند. این امر بهخاطر نوعی عدم اعتماد نسبت بهکارکرد مطلوب بنگاهها نسبت به خانوارها، جامعه و محیطزیست در قالب قوانین مدنی و جزایی وضع میشوند.
قوانین مدنی، وظایف و حقوق افراد را مشخص میکند و قوانین جزایی، مجازات مربوط به جرائم را مشخص میسازد. قوانین مربوطه معمولاً در راستای مبارزه با انحصارات، تشویق رقابت، حمایت از مصرفکننده، حفاظت از محیطزیست و برقراری سلامت و عدالت و امثال آن تدوین میشوند (Freeman, 1988, P. 90).
بسیاری از مطالعات نشان میدهند که در صورتیکه روح اخلاقمداری(از هر نوع رویکرد) بر قوانین فوقالذکر حاکم یاشد، اثر پایدارتری داشته؛ کارایی آنها افزایش خواهد یافت. ابعاد اخلاقی، خیرخواهانه و دینی مربوط یه مسئولیت اجتماعی در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته است.
اینها رفتارهایی هستند که جامعه (برمبنای عقاید دینی و خیرخواهانه) از مراکز کسبوکارخانگی انتظار دارند ولی در قانونی مدون نشدهاند. ملاحظات خیرخواهانه و دینی نیز میتواند کسبوکارهای خانگی را در راستای زندگی بهتر و مرفهتر شدن فرد سوق دهد.
نتایج و پیامدها اخلاق کسبوکار
توجه به اخلاق در کسبوکار خانگی نه تنها در تقویت هنجارهای اجتماعی مؤثراست بلکه میتواند بر کارآمدی عملکرد سیستمهای مدیریتی و اقتصادی نیز بیافزاید. اخلاق کسبوکار میتواند نوعی انضباط و اعتماد در سیستمهای تصمیمگیری ایجاد کند.
اخلاق کسبوکار از منظر اقتصاد اسلامی همابزاری است برای افزایش کارایی و هم خود هدفی است که باید محقق شود. زیرا اقتصاد اسلامی ضمن توجه جدی بهکارآمدی، در نهایت اخلاق محور است.
محوراصلی در کسبوکار، انسانیت انسان است و سرمایه و سود و تولید در خدمت ارزشهای انسانی هستند.
در مجموع، اخلاق و وجدان کار کارآفرینان خانگی سبب میشود تا آنها کار را مانند بازی، امری انگیزشی به حساب آورند.
مدیران و کارکنان کسبوکار خانگی با برخورداری از اخلاق و وجدان کاری براساس آموزههای دینی در فرایندهای نوآوری میتوانند ضمن دستیابی به منافع مادی، ایجاد اشتغال و افزایش سرمایهگذاری و در راستای کسب و رضایت الهی و تعالی انسان نیز تلاش نمایند