یکی از ویژگیهای توسعه هر جامعه، وجود گستردة انجمنها و سازمانهای مردم نهاد و خودانگیخته در آن جامعه است. سازمانهای مردم نهاد، تشکلهایی هستند که گروهی از اشخاص حقیقی غیردولتی بهصورت داوطلبانه و با رعایت قوانین و مقررات مربوط، آن را تأسیس میکنند و غیرانتفاعی، غیرسیاسی و عضوپذیر هستند. اگرچه این سازمانها بهطور مستقیم بخشی از ساختار دولت بهشمار نمیآیند، امّا نقش مؤثری در تولید و ارتقای دانش و دستیابی به توسعة فرهنگی، اقتصادی، علمی و فنّاوری کشور دارند و بهمثابة واسطه بین مردم و دولت و حتی خود جامعه عمل میکنند. انجمنهای علمی نمونهای روشن از این نهادهای مدنی بهشمار میآیند که در زمینههای گوناگون فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، پژوهشی و فنّاوری بهطور تخصصی فعالیت میکنند و میتوانند با استفاده از تجارب و دانش اعضای خود مشکلات فراوان علمی را شناسایی کرده، راهکارهایی برای حل آنها ارائه کنند. آنها بسان سازمانهایی میانجی میان آموزش و پژوهش، هم برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی در قالب جامعة مدنی و مشارکت در عرصههای مختلف متجلی شدهاند و هم پاسخگوی نیازهای علمی و توسعة علمی کشور هستند. مفهوم از انجمنهای علمی مفهومسازیهای گوناگونی شده است: مصطفی مضطرزاده، انجمنهای علمی، سازمانهایی هستند که عدهای متخصص سرشناس در یک رشتة تخصصی خاص آن را تشکیل دادهاند و در قالب سازمانی غیردولتی و با هدف شناساندن تخصص مورد نظر به جامعه و بررسی و ارائة پیشنهادهای لازم به مسئولان برنامهریزی آموزشی و پژوهشی درخصوص رشتة مربوطه فعالیت میکنند (مضطرزاده، 1374، ص 17). به نظر عبدالهی، انجمن علمی نوعی نهاد مستقل است که از به هم پیوستن یا اجتماع آگاهانه و داوطلبانة اصحاب یک رشتة علمی پدید میآید تا ازطریق تعاملی آزاد، خردمندانه و به دور از سلطه، بتواند برای صاحبان هر تخصص، زمینة لازم را بهمنظور پیشبرد علم و تنظیم و ترویج اصول و قواعد عمل جمعی یا اخلاق کار و فعالیت و پیوند علم و عمل در آن رشتة علمی فراهم کند (عبداللهی، 1381، ص 47). بدینترتیب میتوان گفت انجمنهای علمی سازمانهای غیردولتی مستقلی هستند که براساس توافق و شرکت داوطلبانة شماری از دانشمندان و اندیشهپردازان در یک رشته یا گروه علمی خاص شکل میگیرند و با هدف شناساندن تخصص مورد نظر به جامعه، به دور از سلطه، به کنش و تعامل بین متخصصان و تضارب آرا و اندیشههای آنها یاری میرسانند و آنها را برای تدوین و ترویج اصول و قواعد علمی، اشاعه، ارتقا و انتقال دانش مربوطه و فعالیت برای پیشبرد علم ترغیب میکنند. کارکردهای انجمنهای علمی انجمنهای علمی گونهای از سرمایة اجتماعی بهشمار میآیند و دارای کارکردهای آشکار و پنهان زیادی برای جامعه هستند و ضروری است با بهرهگیری از رویکرد کارکردگرایانه، مجموعۀ کارکردهای آنها را باتوجهبه کل پیکرۀ محیط اجتماعیشان در قالب دو دسته کارکردهای آشکار و پنهان ارائه کرد. کارکردهای آشکار یا پیامدهای نمایان، پیامدها و وظایفیاند که پیشاپیش برای یک فعالیت یا نهاد اجتماعی، در نظر گرفته شده و برآن وقوف داریم، خواه این مصادیق تصریح شود، یا اینکه وقوف اجتماعی غیرمصرح باشد. برمبنای این تعریف و با مروری بر اساسنامۀ انجمنهای علمی ایران و مطالعة چند انجمن در انگلستان، کارکردهای آشکار این نهادها در جدول 1 ذکر شده است. کارکردهای پنهان کارکردهای پنهان، پیامدها و آثاریاند که قصد نشدهاند. در این نوع از کارکردها پیامدهای نهانیای که ممکن است یک فعالیت یا نهاد اجتماعی برای فعالیت یا نهاد دیگر داشته باشد توضیح داده میشود (آبرکرامبی و همکاران، 1370)؛ به تعبیر دیگر، کارکردهای پنهان عوارض غیرعمدی و غیرمورد وقوفیاند که عمل اجتماعی یک شخص یا یک عامل بر عوامل دیگر نهادهای دیگر اجتماعی دارد (آبرکرامبی و همکاران، 1370، ص 211). طبیعت کارکردهای پنهان ایجاب میکند که این تأثیرات چهرۀ خود را در کوتاهمدت نشان ندهند و پس از طی فرایندهای اجتماعی و در تعامل با مؤلفههای دیگر به منصۀ ظهور برسند. این کارکردها عبارتاند از: ·هویتبخشی به نیروهای علمی و متفکر جامعه و جلوگیری از فرار مغزها؛ ·نهادینه کردن مشارکت مردم در پژوهش؛ ·سرعتبخشی به فرایند جذب علم در فرهنگ، ارتقای فرهنگ عامه به فرهنگ متعالی و جلوگیری از سطحی شدن فرهنگ؛ ·نهادینه کردن علم و تفکر علمی در جامعه ازطریق تلاش علمی خودانگیخته؛ ·عمق بخشیدن به فرهنگ گفتوگو، نقد و تبادلنظر و مفاهمه در جامعه؛ ·کمک به شیوههای جامعهپذیری ازطریق فعالیتهای آموزشی و رسانهای؛ ·کمک به ارتقای منزلت علم و عالم در جامعه؛ ·جلب حمایت ملی از علوم و فنّاوری؛ ·رواج فرهنگ کتبی در برابر فرهنگ شفاهی؛ ·بالا بردن مسئولیت و تعهد اجتماعی، کار جمعی و توسعۀ مشارکت اجتماعی مردم و سرعت بخشیدن به تأسیس نهادهای مدنی و غیردولتی؛ ·توسعۀ آیندهنگری در شبکۀ کارشناسی کشور و نخبگان (ذاکر صالحی، 1379، 68). اشتراکات در هر جامعهای انواع و گونههای متفاوتی از نهادها و انجمنهای علمی وجود دارد که میتوان وجوه مشترک آنها را چنین ذکر کرد: ·داشتن استقلال و خودمختاری یا غیروابسته بودن به دولت؛ ·داشتن تخصص در رشته یا گروه خاص؛ ·مشهور بودن مؤسسان و مدیران آنها ازنظر علمی؛ ·خودبسندگی؛ ·خوداتکایی؛ ·مردم نهاد بودن؛ ·غیرانتفاعی بودن؛ ·داشتن جایگاه، پایگاه و خصلت مردمی؛ ·دیوانسالار نبودن؛ ·استقبال از تجارب مفید و نوآوری؛ ·انعطافپذیری در مقابل شرایط جدید اجتماعی و تطابق با خواستهای مردم؛ ·کارآمد و مؤثر بودن در جلب مشارکتهای مردمی و توسعه؛ ·مناسبترین مصداق تحقق جامعه مدنی؛ ·خودانگیخته و مشارکتی بودن؛ ·تقویتکنندة بنیادهای آموزشی و پژوهشی؛ ·تعامل باهم در سطوح محلی، ملی و بینالمللی در قالب جامعه مدنی (Fisher, 1997, pp. 439-464; Coston, 1998, pp. 358-382; Fabig and Boele, 1999, p. 58). پیشینه انجمنهای علمی در کشورهای پیشرفته نوع و ویژگیهای جامعه و نظام اجتماعی که انجمنهای علمی در آن شکل گرفتهاند، نقش تعیینکنندهای در تشکیل و میزان فعالیت آنها دارد. در جوامع پیشرفته باتوجهبه اصل پذیرش تکثر نهادی، نهادها و انجمنهای علمی از قدمت، جایگاه و نقش نهادینهای برخوردارند (عبداللهی، 1381، ص 53)؛ این انجمنها در کشورهای پیشرفته نقشهای مهم و مؤثری در تولید، ترویج و گسترش علوم دارند و با ارائة نظرات علمی و تخصصی به توسعه و پیشرفت مرزهای دانش و فنّاوری کمک میکنند. در این کشورها، انجمنهای علمی بهعنوان محور اساسی و عامل ارتباطی میان دانشگاهها، صنایع، وزارتخانهها و سازمانها فعالیت کرده و میکنند. انجمنهای علمی بهویژه در امریکا نقش مؤثری در پیشبرد علم دارند و نقش اصلی آنها بیشتر گسترش ارتباط و تبادلنظر علمی بین دانشمندان یک رشته از دانشگاههای مختلف است. در امریکا معتبرترین مجلات نیز به این انجمنها تعلق دارد (رفیعپور، 1390، ص 233). «انجمن پیشبرد علوم» در امریکا در 1848م تأسیس شد و با داشتن 262 انجمن و آکادمی علوم تابعه، حدود ده میلیون عضو دارد؛ این انجمن بهعنوان یک مؤسسة غیرسودآور، فعالیت میکند و دارای یکی از پرشمارگانترین نشریه تحت عنوان ساینس در زمینة علوم است. دانشمندان، دانشجویان تماموقت، دانشجویان پسادکتری و دستیارها میتوانند به عضویت این انجمن درآمده، از نشریات اینترنتی و سایر مزایای آن، همچون کمکهزینههای تحصیلی بهرهمند شوند (شجره، 1384، صص 22-16). در اروپا نیز «آکادمی لینچه اروم» در 1603م تأسیس شد و گالیله یکی از اعضای آن بود. «آکادمی سلطنتی انگلیس» نیز در 1660م با هدف پیشبرد و توسعة علوم طبیعی تأسیس شد و به دنبال آن «آکادمی علوم فرانسه» نیز در 1666م تشکیل شد. تسهیل ارتباطات علمی و گسترش آنها برای مبادلۀ اندیشهها و نتایج پژوهشها، چاپ و انتشار منظم آثار علمی، فراهم کردن امکان بررسی و ارزیابی کار افراد و توسعۀ جامعة علمی، از کارکردهای مهم آکادمیها بود. رشد علوم تجربی در سده هجدهم میلادی زمینۀ تشکیل انجمنهای علمی تخصصی را در اروپا فراهم ساخت و در 1790م، تعداد آنها به حدود 220 آکادمی رسید (Rose and Rose, 1969). این آکادمیها از نیمة دوم سده نوزدهم میلادی به بعد در اروپا گسترش یافتند و امروزه توانستهاند فعالیتهای علمی خود را از سطح ملی به سطوح منطقهای و جهانی گسترش دهند. برخی از مهمترین کارویژهها و عملکردهای انجمنهای علمی را در کشورهای پیشرفته، میتوان چنین برشمرد: ·تبادل اطلاعات و دانش میان اعضای انجمنها؛ ·مشاوره با دولت در رابطه با مسائل تخصصی؛ ·حکمیت تخصصی در دعاوی؛ ·اجرای طرحهای پژوهشی محوله از طرف دولت در زمینههای تخصصی؛ ·تدوین راهبردهای میانمدت و درازمدت توسعه؛ ·ایجاد زمینههای ارتباط بین دانشگاهها، مؤسسههای پژوهشی، صنایع و دولت؛ ·تدوین معیارها، دستورالعملها و راهنمای مورد نیاز صنعت؛ ·ارتباط با صنایع برای رفع نیازهای صنعتی و فنی؛ ·برگزاری همایشهای ادواری، علمی و تخصصی؛ ·ارائه و چاپ نتایج حاصل از پژوهشها در منابع معتبر علمی دنیا؛ ·انتشار نشریات و مجلات معتبر علمی و تخصصی ادواری؛ ·ایفای نقش در آموزشهای دبیرستانی، دانشگاهی، و فنیوحرفهای؛ ·برگزاری آزمونهای حرفهای؛ ·بههنگام کردن برنامههای آموزشی و درسی؛ ·ارزیابی عملکرد دانشگاهها، مؤسسههای آموزش عالی، سازمانها و ادارات دولتی؛ ·تثبیت و ارتقای بالاترین معیار علمی؛ ·برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی تخصصی و فنی؛ ·ایجاد همگرایی و یک صدایی بهمنظور توسعة علمی؛ ·مشارکت در تصمیمگیریها، تصمیمسازیها و سیاستگذاریهای دولت؛ ·اهدای نشان و جوایز برای شناسایی و تشویق نخبگان و استعدادهای درخشان؛ ·برقراری ارتباط با انجمنهای مشابه بینالمللی. امّا جوامع درحالتوسعة موسوم به جهان سوم یا پیرامونی اغلب با مسئلة نابسامانی روبهرو هستند. در این جوامع، سلطة اجتماع و نظم انتظامی مبتنیبر تشابهپذیری در شیوههای احساس، اندیشه، عمل و سیطرة سیاست بر سایر حوزههای حیات اجتماعی باعث شده است که نهادهای نوین بهویژه انجمنهای علمی نتوانند مستقل از نظارت دولت جایگاه و نقش حقیقی خود را پیدا کنند. اگرچه در برخی از این کشورها حرکتهایی در جهت اعتلای کیفیت علمی و پژوهشی کشور صورت گرفته است، ولی هنوز به الگویی مشخص و مستقل دست نیافتهاند که در آن، برای نهادها و انجمنهای علمی، جایگاه و نقش مستقلی منظور کنند. بیشتر برنامهها و فعالیتها بهوسیلۀ دولتها صورت میگیرد و دولتها نه خود در ساماندهی امر توسعه، موفق بودهاند و نه به مردم فرصت دادهاند تا در قالب نهادهای مستقل در تعیین سرنوشت خویش مشارکتی فعال داشته باشند (عبداللهی، 1381، ص 55). در اغلب این کشورها هنوز دولتها نقش تعیینکنندهای در تعیین سرنوشت مردم دارند. اصل تکثر نهادی بهصورت حقیقی مورد پذیرش نیست و نهادهای مستقل بهصورت جدی به بازی گرفته نمیشوند. دولتها سعی دارند بهجای تقسیم کار تخصصی و نهادمندسازی الگوهای ارتباطی تکمیلی، نهادها را به خود وابسته کنند. این امر ضمن اینکه مشروعیت مردمی نهادهای مستقل را زیر سؤال میبرد، آنان را از جلب مشارکت مردمی باز میدارد و دولتها هم خود نمیتوانند مستقل از مردم و نهادهای مستقل آنان، به اهداف توسعه در همة زمینهها، بهویژه در عرصة علمی و فنی، دست یابند (عبداللهی، 1381، ص 56). ایران انجمنهای علمی در ایران، ازلحاظ فعالیت، سابقهای نودساله دارند و میتوان تاریخچة آنها را به سه دوره تقسیم کرد: دورة نخست سالهای پیش از 1340ش را دربر میگیرد که فعالیت آنها با گشایش «مجمع وکلای دادگستری» در 1300ش آغاز شد و با تشکیل «جمعیت فیزیک و شیمی ایران» در 1310ش ادامه یافت. در این دوره بهعلت اندک بودن تعداد متخصصان در هر رشته، فعالیتهای آنها فقط شامل نشست چند متخصص بود. در این دوره، انجمنهایی نیز وجود داشتند که افزونبر کارهای صنفی در کارهای علمی نیز فعالیت داشتند و نشریاتی نیز منتشر میکردند که از میان آنها میتوان «مجمع وکلای دادگستری»، «کانون مهندسین ایران»، «انجمن ماماهای ایران» و «جامعه شیمیدانهای ایران» را نام برد (انتظاری، 1388، ص 180). گسترش انجمنهای علمی موجب شد که در 1337ش برای اولینبار چگونگی و نحوة ثبتنام آنها در آییننامة اصلاحی ثبت تشکیلات و مؤسسههای غیرتجاری پیشبینی شود. دورة دوم فعالیتهای انجمنهای علمی سالهای 1340 تا 1357 را شامل میشود. در این دوره میتوان از تشکیل سیزده انجمن علمی در گروه علوم پایه، چهار انجمن در گروه علوم اجتماعی، هفت انجمن در گروه کشاورزی و علوم دامی، شش انجمن در گروه مهندسی، پنج انجمن در گروه ادبیات علوم انسانی و 43 انجمن در گروه علوم پزشکی یاد کرد که تعداد کل آنها به 78 انجمن میرسیده است (فرهودی، 1377، صص 20-19). در 1349ش وزارت علوم و آموزش عالی وقت، طرح تشکیل انجمنهای علمی را پیشنهاد داد که در چهارمین جلسة شورای هماهنگی دانشگاهها به تصویب رسید. در 1353ش، نیز اساسنامة شورای ملی انجمنهای علمی ایران بهمنظور هماهنگی امور آنها به تصویب رسید و اولین هیئتمدیره این شورا انتخاب شد. در این دوره، نقش وزارت علوم و آموزش عالی در تشکیل انجمنهای علمی محسوس بود و بیشتر آنها با کمک این وزارتخانه تشکیل شدند. این امر نیز ناشی از آگاهی از نقش آنها در پیشبرد علوم بود. دورة سوم فعالیتهای انجمنهای علمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و از 1362ش آغاز شد. در این دوره، مسئولیت اعتبارگذاری و صدور مجوز فعالیت انجمنها و مجامع علمی کشور به وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت واگذار شد و دفتر همکاریهای علمی و بینالمللی زیر نظر معاونت پژوهشی، مسئول بررسی و صدور مجوز لازم برای آنها شد. البته به شهربانی و وزارت کشور نیز اختیار داده شد که با نظر این وزارتخانه نسبت به صدور پروانة انجمنهای علمی اقدام کنند. در 1365ش، همة امور مربوط به انجمنهای علمی برای بررسی و اقدام لازم به دفتر امور پژوهشی کمیتة شورای پژوهشها واگذار شد. در 1366ش، «آییننامه نحوه صدور مجوز تأسیس انجمنهای علمی کشور جمهوری اسلامی ایران» صادر شد. در این آییننامه به وزارت فرهنگ و آموزش عالی اختیار داده شد که با رعایت ضوابط ذکر شده، مجوز تأسیس انجمنهای علمی را صادر و یا فعالیت آنها را تأیید کنند. در 1370ش براساس مصوبة شمارة 262 مورخ 7/8/1370 شورای عالی انقلاب فرهنگی، آییننامة یادشده مورد بازبینی و تجدید نظر قرار گرفت. براساس این مصوبه و باتوجهبه ماهیت فعالیت انجمنها، مسئولیت صدور مجوز تأسیس، تجدید پروانه، نظارت بر حسن انجام کار آنها، به وزارتخانههای فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار شد (فرهودی، 1377، ص 22). در 1378ش وزارت علوم، پژوهشها و فنّاوری با ابلاغ آییننامهای، تشکیل انجمنهای علمی دانشجویان را اعلام کرد. در 1380ش، با اجرای برنامة سوم توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور و باتوجهبه افزایش بودجههای پژوهشی، ردیفی با عنوان «حمایت دولت از پژوهشهای بخش خصوصی، بهویژه فعالیتهای علمی و پژوهشی انجمنهای علمی» در نظر گرفته شد و از 1381ش، ردیف یادشده در یک ردیف متمرکز وزارتی ادغام شد، که براساس آن، متناسب با فعالیت انجمنها، اعتبارات در نظر گرفته شده ازطریق وزارت علوم، پژوهشها و فنّاوری بین آنها توزیع میشود (نعمتی و همکاران، 1383، ص 41). تعداد انجمنهای علمی از 1379 تا 1384ش به طرز چشمگیری افزایش یافت و طی این مدت بیش از 150 انجمن علمی جدید (متوسط سی انجمن در سال) ایجاد شد که حدود نیمی از آنها در علوم پزشکی و نیمی دیگر در دیگر رشتههای علمی بوده است. افزونبر افزایش نزدیک به 100 درصدی تعداد انجمنهای علمی، تعداد اعضای آنها نیز افزایش یافت که این خود نشاندهندة تحرک و پویایی در جامعة علمی کشور است. بهعنوان مثال تعداد اعضای انجمنهای علمی وابسته به وزارت علوم، پژوهشها و فنّاوری مشتمل بر اعضای پیوسته، وابسته، حقوقی، دانشجویی و افتخاری، از حدود 61 هزار نفر در 1379ش، با رشد 75 درصدی، به حدود 106 هزار نفر در سال پایانی برنامة سوم افزایش یافته است که در این میان کمترین رشد (20%) مربوط به اعضای وابسته و بیشترین رشد (600%) مربوط به اعضای حقوقی بوده است (مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، 1385، ص 175). میزان رشد انجمنهای علمی در چند سال قبل از برنامة سوم توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سالانه حدود 9% و در طول برنامة سوم، سالانه حدود 18% بوده است. شمار اعضای انجمنهای علمی کشور در فاصلة سالهای 1383 تا 1386ش، بهترتیب 1383 (14182 نفر)، 1384 ( 14417 نفر)، 1385 (14900 نفر)، و 1386 (20974 نفر) بود که بررسی این آمار، رشد تعداد اعضای آنها را نشان میدهد. باتوجهبه کارکرد انجمنهای علمی است که در برنامة چهارم توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که «اقتصاد مبتنیبر دانایی» نام دارد، بر مشارکت این نهادها در فرایند توسعة علمی کشور تأکید شده است (عارف، 1383، ص 8). در 1386ش گروه فنی و مهندسی با تعداد 12462 نفر عضو (5/59%) و گروه بینرشتهای با تعداد 1068 نفر عضو (5%)، بهترتیب در رتبههای اول و پنجم قرار داشتهاند (محمدنژاد عالی زمینی و روشن، 1387، ص 132). در 1387ش، در جهت اجرای سیاست تقویت و توسعة انجمنهای علمی و تخصصی، اقداماتی انجام شد که مهمترین آنها به شرح زیر است: - تهیه، تدوین و انتشار کتاب انجمنهای علمی کشور با محتوای معرفی اهداف و برنامههای آنها؛ - ارزیابی و رتبهبندی سالانة انجمنهای علمی؛ - تدوین و بازنگری در شیوة ارزیابی و رتبهبندی انجمنهای علمی؛ - کمکهای مالی وزارت علوم، پژوهشها و فنّاوری به انجمنهای علمی؛ - برنامهریزی برای ساماندهی و یکپارچهسازی فعالیتهای انجمنها در حوزة انتشارات و برگزاری همایشهای علمی؛ - پیگیری اعمال معافیتهای مالیاتی برای انجمنهای علمی؛ - برنامهریزی برای استفاده از تسهیلات بیمة تکمیلی برای کارکنان و اعضای هیئتمدیرة انجمنهای علمی؛ - ایجاد تعاملات دوجانبه با ادارة ثبت شرکتها برای تکمیل امور ثبتی انجمنهای علمی (محمدنژاد عالی زمینی، 1389، ص 103). در 1388ش، برای نخستینبار یک انجمن علمی هنر نیز ایجاد شد. سیر تحول و گسترش انجمنهای علمی بهطور خلاصه در جدول 2، ذکر شده است. در جدول 3 تعداد انجمنهای علمی از 1381ش تا پایان 1393ش ذکر شده است. همانطورکه در جدول 3، مشاهده میشود، تعداد انجمنهای علمی از 109 انجمن در 1381ش، به 323 انجمن (حدود 300%) در 1393ش، افزایش یافته است. اهداف و کارویژههای انجمنهای علمی محمود شارعپور و محمد فاضلی معتقدند که باید نقش انجمنهای علمی را معطوف به درون نظام اجتماعی علم و سازوکارهای رشتهای آن تعریف کرد. به عقیدة ایشان، هدف اولیه انجمنها، ارتباط با دولت یا مشارکت در فرایند توسعة آنها نیست. انجمنها وظیفه دارند ساختار درونی اجتماع و رشتههای علمی را سامان دهند. آنها موظفاند موارد زیر را جزو اصلیترین اهداف خود قرار دهند: ایجاد خودآگاهی رشتهای؛ نمادین کردن وجود اجتماع علمی؛ گسترده کردن و بخشیدن نمادهای عضویت در اجتماع علمی؛ مناسک بزرگداشت حقیقت؛ ایجاد نظام ارتباطی قوی میان دانشمندان؛ بهکارگیری روشهای اعمال نظارت اجتماعی؛ تعیین معیارهای انجام پژوهش؛ فراهم کردن زمینة کنش متقابل علمی؛ زمینهای برای ایجاد انرژی عاطفی، ایجاد فرصتهای ساختاری برای توزیع سرمایة فرهنگی؛ تنظیم معیارهایی برای نظام قشربندی در علوم؛ فرایندهای توزیع پاداشها؛ ایجاد راههایی برای امکانپذیرشدن تقدیر دانشمندان از یکدیگر؛ و ایجاد راههایی برای اعمال اقتدار علمی و در نتیجه انگیزههای علمی مترتب بر آن (شارعپور و فاضلی، 1386، صص 71-70).بیشتر انجمنهای علمی برای اینکه تولیت و رهبری علمی و صنفی رشتة تخصصی خود را برعهده بگیرند، اهداف و وظایفی را برای خود برگزیدهاند و تلاش میکنند اعضا را دور هم نگه دارند.
اهداف علمی -رشته ای 1-توسعه ارتباطات علمی ، آموزشی پژوهشی . فراهم ساختن زمینة تبادلنظر و اندیشه و ترویج فعالیتهای علمی- انتقادی در محیطی آزاد، خردمندانه و به دور از سلطه، میان پژوهندگان، متخصصان و کارشناسانی که بهنحوی با آن دانش خاص سروکار دارند؛ 3. پژوهش، تولید و خلق اندیشه و علم؛ 4. آموزش و ترویج یافتههای علمی؛ 5. آموزش، راهنمایی و تربیت پژوهشگران؛ 6. همکاری در تهیه، تدوین و بازنگری برنامهها و دورههای آموزشی و تقویت محتوای آنها؛ 7. فراهم ساختن محیطی برای برقراری ارتباط با صنعت، دانشگاه و دولت؛ 8. همکاری و ارائة مشاوره با مدیران و مقامات اجرایی کشور. اهداف و کارویژههای حرفهای 1. تنظیم اصول و قواعد عمل جمعی یا اخلاق کار و فعالیت در هر حوزة تخصصی؛ 2. تشکیل گروهها و کمیتههای تخصصی؛ 3. تنظیم تعامل اعضا با بخشهای رسمی و غیررسمی؛ 4. تعیین معیارهای ارزیابی فعالیتهای علمی (آموزشی و پژوهشی) در حوزة تخصصی مربوطه؛ 5. نظارت بر کم و کیف اعضا و مراکز مربوط به آن؛ 6. اجتماعی کردن دانش علمی، طرح مسائل حوزۀ تخصصی، تبیین آنها و ارائة راهکارها؛ 7. جلب مشارکتهای جمعی در فرایند توسعه؛ 8. ترکیب و تلفیق علم و عمل، فرهنگ و اجتماع، فهم مشترک و عمل جمعی عام (عبداللهی،1381، ص 51)؛ 9. ترویج فعالیتهای علمی گروهی بهجای فعالیتهای علمی فردی؛ 10. همکاری با وزارت علوم، پژوهشها و فنّاوری، دانشگاهها و مؤسسههای پژوهشی در برنامهریزی آموزشی و پژوهشی؛ 11. همکاری با دیگر وزارتخانهها و مؤسسههایی که حوزۀ فعالیتهای آنها با حوزه فعالیت انجمن اشتراک دارد؛ 12. برقراری ارتباط و همکاری با مجامع و انجمنهای علمی و فنّاوری بینالمللی. انواع شرایط عضویت عضویت پیوسته: مؤسسان انجمن و کلیۀ افرادی که دستکم دارای درجۀ کارشناسی ارشد در رشتة مربوطه و رشتههای وابسته باشند، میتوانند به عضویت پیوسته درآیند. عضویت وابسته: اشخاصی که دارای درجة کارشناسی هستند و مدت پنج سال بهنحوی در یکی از رشتههای مرتبط با انجمن شاغل باشند، میتوانند به عضویت وابستة انجمن درآیند. عضویت افتخاری: شخصیتهای ایرانی و خارجی که مقام علمی آنان در زمینههای مرتبط با انجمن حائز اهمیت خاص باشد، یا در پیشبرد اهداف انجمن کمکهای مؤثر و ارزندهای کرده باشند؛ میتوانند به عضویت افتخاری انجمن درآیند. اعضای نهادی (حقوقی): سازمانهایی که در زمینههای علمی و پژوهشی مربوط فعالیت دارند میتوانند به عضویت انجمن درآیند. شورای انجمنهای علمی ایران شورای انجمنهای علمی ایران برای دستیابی به اهداف زیر تشکیل شده است: ایجاد هماهنگی و وحدت روش میان انجمنهای علمی ایران؛ کمک به ارتباط این انجمنها با دانشگاهها، مؤسسههای آموزشی و پژوهشی، بخشهای صنعتی، کشاورزی و خدماتی کشور، و مجامع بینالمللی؛ شناساندن جایگاه واقعی و تقویت انجمنهای علمی؛ ایجاد زمینههای لازم بهمنظور حضور فعال در مجامع تخصصی برای تأثیرگذاری بر مراحل قانونگذاری و اجرایی کشور؛ حمایت از حقوق این انجمنها و همچنین کمک به پیشبرد اهداف کمیسیون انجمنهای علمی ایران. فعالیتهای انجامشده انجمنهای علمی بهرغم مشکلات موجود، فعالیتهایی در ایران انجام دادهاند که عمدهترین آنها در زمینه بینالمللی در جدول 4 ذکر شده است. بیشترین فعالیتها در 1392ش، بهترتیب، برگزاری سخنرانیهای علمی بینالمللی (گروه فنی و مهندسی، 72 مورد)، همکاری و عضویت در مجامع بینالمللی (گروه فنی و مهندسی، 47 مجمع علمی)، مشارکت در برگزاری همایش بینالمللی (گروه فنی و مهندسی، 43 همایش) و ایجاد تارنمای دو زبانه (گروه فنی و مهندسی، 35 تارنما) بوده است. این امور نشاندهندة آن است که انجمنهای علمی بهویژه انجمنهای گروه فنی و مهندسی به اهمیت ارتباطات بینالمللی پی برده و بهسوی همکاری و مشارکت با سازمانهای علمی بینالمللی گرایش پیدا کردهاند. انجمنهای علمی که بهطور بالقوه نقش منبع اطلاعات و زنجیرة ارتباط میان توانمندیهای علمی و دستاوردهای پژوهشی را ایفا میکنند، میتوانند با استفاده از ظرفیتهای علمی و تخصصی، بهرهگیری از کارگروهی و ارتباط آزاد، اندیشههای متنوع علمی و فنی را برای رشد آگاهیهای جامعه فراهم سازند. انجمنهای علمی افزونبر اثرگذاری در میزان دانش عمومی، محملی برای ایجاد بستر مناسب برای شناخت استعدادهای علمی- تخصصی افراد جامعه، تشویق آنان برای سهیم شدن در گسترش مرزهای دانش و شرکت در تدوین برنامههای توسعة ملی هستند. نقش انجمنهای علمی در آموزشهای عمومی، انتقال تجربیات، ارتباط بین نهادهای اجرایی و دانشگاه، اطلاعرسانی علمی، تشویق خلاقیتها و شکل دادن به آنها، تعریف و اجرای پژوهشهای بنیادی، کاربردی و توسعهای غیرقابل انکار است (فرهودی، 1377، صص 20-19). با نظری کوتاه به تاریخچة تأسیس انجمنهای علمی در جهان و ایران، متوجه وقفه بزرگی میشویم، زیرا تاریخ تأسیس آکادمی سلطنتی انگلیس در 1660م و تاریخ تأسیس نخستین انجمن علمی در ایران به 1931م بازمیگردد و متأسفانه باوجود 271 سال فاصله میان ایجاد انجمنهای علمی در جهان غرب و ایران، بیشتر این نهادها بهرغم علاقهمندی به گسترش فعالیتهای علمی خود، بهدلیل مشکلات و موانعی که در این زمینه وجود دارد، هنوز با اهداف راهبردی خود فاصله زیادی دارند و جایگاه و رسالت اصلی خود را در ایجاد هماهنگی میان فعالیتهای دانشگاهها، صنعت، دولت و جامعه به خوبی نیافتهاند؛ عمدهترین این مشکلات را چنین میتوان ذکر کرد: 1. برخوردار نبودن از امکانات مشارکتی لازم در سیاستگذاری و برنامهریزیهای کلان؛ 2. نبود تعریف و مشخص نساختن روش مناسب تعامل دولت، مجلس و وزارتخانهها با انجمنهای علمی؛ 3.نامناسب بودن جایگاه آنها در ساختار علمی و پژوهشی کشور؛ 4. نبود تشکیلات منسجم برای سامان دادن و پیگیری اهداف و وظایف انجمنها؛ 5. کمتوجهی نهادهای رسمی به نظرات کارشناسی و تخصصی انجمنهای علمی و به حاشیه رانده شدن آنها؛ 6. کم بودن تعداد اعضای پیوسته و وابسته؛ 7. ضعف مشارکت جمعی 8. ضعف بنیة مالی، بودجه و اعتبارات مستقل؛ 9. مشکلات اسکان دفاتر مرکزی؛ 10. ناتوانی در برقراری ارتباط منسجم با مجامع علمی و همسان بینالملل؛ 11. آشنا نبودن مردم با ماهیت و کارکرد این سازمانها (فراستخواه و قانعیراد، 1386، ص 5؛ قدیمی و محمدی، 1382؛ قدیمی و همکاران، 1383؛ قدیمی، 1383، ص 124). باوجود همة این نارساییها، نقش انجمنهای علمی در زمینه نظارت و ارزشیابی بر سیاستهای آموزشی و پژوهشی در قانون تشکیل وزارت علوم، پژوهشها و فنّاوری به رسمیت شناخته شده و آنها گسترش کمّی و کیفی زیادی یافتهاند. تعدادی از آنها گامهای نخستین را درست برداشته و کارهای مثبتی انجام دادهاند؛ ازجمله اینکه برای اعضای خود گردهماییها، همایشها و جلسات علمی برگزار کرده و در حد توان خود مجلات علمی- پژوهشی و علمی- ترویجی، کتب، خبرنامه و مجموعه مقالات منتشر کرده و به برخی از برجستگان علمی جوایزی اعطا کردهاند. با دولت، دانشگاهها، مؤسسههای پژوهشی، صنایع و وزارتخانههای مختلف ارتباطاتی برقرار کرده و از ارائة طرحها و مشاورههای علمی و فنی کوتاهی نورزیدهاند. کتابشناسی آبرکرامبی، نیکلاس؛ هیل، استفن و ترنر، برایان اس. (1370). فرهنگ جامعهشناسی، ترجمۀ حسن پویان. تهران: چاپخش. امیرشیبانی، محمدعلی. (1373). «نگرش تاریخی به انجمنهای علمی در ایران». رهیافت، 4(6)، 80-89. انتظاری، یعقوب. (1388). شصت سال آموزش عالی، تحقیقات و فنّاوری در ایران. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. دماری، بهزاد؛ ممتازمنش، نادر؛ وثوقمقدم، عباس؛ رهبری بناب، مریم و موقری، رضا. (1391). «الگویی برای مدیریت مؤثر انجمنهای علمی تخصصی علوم پزشکی». پایش، ۱۱(3)، 317-325. ذاکرصالحی، غلامرضا. (1379). «بررسی کارکردهای آشکار و پنهان انجمنهای علمی و پژوهشی». رهیافت، 10(23)، 64-69. رفیعپور، فرامرز. (1390). موانع رشد علمی ایران و راهحلهای آن. تهران: شرکت سهامی انتشار. شارعپور، محمود و فاضلی، محمد. (1386). جامعهشناسی علم و انجمنهای علمی در ایران. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، دفتر برنامهریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی. شجره، مسعود. (1384). «انجمن پیشبرد علوم امریکا». رهیافت، 15(35)، 16-22. عارف، محمدرضا. (1383). « تعامل انجمن های علمی با دولت گامی موثر در راستای توسعه کشور». رهیافت، 14(32)، 5-11. عبداللهی، محمد. (1381). «عملکرد انجمنهای علمی در زمینه ترویج و توسعه علم و اخلاق». مجله جامعهشناسی ایران، 4(1)، 47-63. فراستخواه، مقصود و قانعیراد، محمدامین. (1386). «بررسی نقش انجمنهای علمی و دانشگاهیان در سیاستگذاری و ارزیابی نظام علمی کشور». رهیافت، 17(41)، 5-12. فرهودی، جواد. (1377). «سخنرانی جناب آقای دکتر فرهودی معاون پژوهشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی». مجموعه سخنرانیهای ارائه شده در نخستین همایش انجمنهای علمی ایران. تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی، معاونت پژوهشی، دفتر انجمنهای علمی ایران. قدیمی، اکرم. (1383). «انجمنهای علمی ایران». دایرهالمعارف آموزش عالی (ج.1).تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. قدیمی، اکرم و محمدی، عبدالله. (1382). عملکرد انجمنهای علمی ایران در سال 1381. تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، مرکزتحقیقات سیاست علمی کشور. قدیمی، اکرم؛ آموزگار، ناهید؛ صالحی، نرگس و مشهدی سلمان، سیاوش (1383). عملکرد انجمنهای علمی ایران در سال 1382. تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، مرکزتحقیقات سیاست علمی کشور. محمدنژاد عالیزمینی، یوسف. (1389). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1387. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. محمدنژاد عالیزمینی، یوسف و روشن، احمدرضا. (1387). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1386. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. مضطرزاده، فتحالله. (1374). «انجمنهای علمی ایران: گذشته، حال و آینده». رهیافت، 5(11)، 117-119. منیعی، رضا و مهرپرور، مژگان. (1395). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1392. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. (1385). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1384. تهران: مؤلف. نعمتی، محمد علی؛ داوری، احمد؛ فراستخواه، مقصود و سمیعی، حسین. (1383). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1383. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. نوروززاده، رضا. (1393). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1391. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. نوروززاده، رضا و مهرپرور، مژگان. (1390). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1388. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. نوروززاده، رضا و مهرپرور، مژگان. (1391). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1389. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. نوروززاده، رضا و مهرپرور، مژگان. (1392). گزارش ملی آموزش عالی ایران سال 1390. تهران: مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی. Coston, J. M. (1998). “A Model and Typology of Government–NGO Relationship”. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 27(3), 358–382. Fabig, H. and Boele, R. (1999). “The Changing Nature of NGO Activity in a Globalising World: Pushing the Corporate Responsibility Agenda”. IDS Bulletin, 30(3), 58-67. Fisher, W. F. (1997). “Doing Good? The Politics and Antipolitics of NGO Practices”. Annual Review of Anthropology, 26, 439-464. Rose, H. and Rose, S. (1969). Science and Socitey. London: Penguin. http:www.isacmsrt.ir
حیدریعبدی,احمد . (1404). انجمنهای علمی. (e11573). دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی(دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 2), e11573
MLA
حیدریعبدی,احمد . "انجمنهای علمی" .e11573 , دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی, دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 2, 1404, e11573.
HARVARD
حیدریعبدی احمد. (1404). 'انجمنهای علمی', دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی(دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 2), e11573.
CHICAGO
احمد حیدریعبدی, "انجمنهای علمی," دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 2 (1404): e11573,
VANCOUVER
حیدریعبدی احمد. انجمنهای علمی. دایره المعارف, 1404; دانشنامه جامع علوم انسانی(دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 2): e11573.