دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) در آموزش عالی

نویسندگان
چکیده
روند رو به افزایش توجه به کارآفرینی در ایران و نقش پررنگ آموزش در گسترش دانش و فنّاوری، از‌سوی برخی بسان اهمیت روزافزون آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) در آموزش عالی انگاشته می‌شود. در اقتصاد دانش‌بنیان، دانشگاه‌ها افزون ‌بر کارویژه‌های آموزشی پژوهشی، کارویژه دیگری بنام مشارکت فزاینده‌تر در فرایند نوآوری و گسترش فنّاوری یافته‌اند، به‌گونه‌‌ای ‌که اگر یک نهاد آموزش عالی به فعالیت‌های کارآفرینی (بنگاهداری) روی آورد بسان منبع توسعه‌ فنّاوری شناخته خواهد شد (Ambos and Ambos, 2009, p. 14).
کارآفرینی (بنگاهداری)
فرایندی است که نیازمند برنامه‌ریزی در نظام آموزشی و پژوهشی است و کاربست برنامه‌های آن از سطح خانواده، مدرسه تا دانشگاه و سازمان‌ها گسترش می‌یابد و چنین انگاشته می‌شود که افراد می‌تواند با استفاده از چیره‌دستی و توان نوآوری و آفرینشگری، فرصت‌ها، توانمندی‌‌ها، اشتغال زاینده و درآمدزا ایجاد کنند (Dutta and Crossan, 2005, p. 425).
از چنین دیدگاهی، نظام آموزشی می‌تواند بدون میانجی بر کیفیت و کمیت کارآفرینی (بنگاهداری) در جامعه اثرگذار باشد. بنابراین، یکی از بایستگی‌های گسترش فرهنگ کارآفرینی (بنگاهداری)، آموزش آن در تمام دوره‌های نظام آموزشی، به‌ویژه آموزش عالی خواهد بود. گیب (1990) علت توسعه‌ کشورهایی همچون آمریکا، ژاپن و آلمان را نقش پشتیبانی برخی از نهاد‌های آموزش عالی از آموزش کارآفرینی دانسته‌ است. وی این پشتیبانی‌ها را دربرگیرنده راهنمایی‌های عملی، مشاوره و برگزاری دوره‌های ویژه کارآفرینی(بنگاهداری) در درون یا بیرون از نهادهای آموزش عالی می‌انگارد (احمدی و همکاران، 1388، ص 64).

مفهوم کارآفرینی (بنگاهداری)
برخی کارآفرینی(بنگاهداری) را مفهومی چندوجهی و پیچیده می‌انگارند که امروزه برخی نظرها را به خود جلب‌کرده است. پیروان چنین اندیشه‌ای می‌پندارند که کارآفرینی (بنگاهداری) و کارآفرینان (بنگاهداران) سهم بسزایی در رشد اقتصادی دارند (Johnson et al., 2006, p. 41). کارآفرینی در شکل‌های گوناگون نقش مهمی را در انقلاب صنعتی و تغییرهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هم‌پیوند با آن داشته است (Matlay, 2005, p. 668).
از چنین دیدگاهی، برخی، کارآفرینی را شرط برزیستی و گسترش این‌گونه از مراکز آموزش عالی به‌شمار می‌آورند و می‌پندارند در دوران گسترش فنّاوری‌های پیشرفته، صنایع دانش‌بنیان در اقتصاد جهانی، منطقه‌ای، ملی و حتی محلی، تنها از رهگذر تقویت و همکنشی دانشگاه و بازار کار می‌توان با بحران‌های گسترده‌ کنونی رویارویی کرد (شریف‌زاده و همکاران، 1388).
آموزش کارآفرینی (بنگاهداری)
برخی می‌پندارند کارآفرین (بنگاهدار) با انباشت مهارت‌های مربوط، دانش فنی، و سال‌ها آزمون و کوشش پرورش می‌یابند (Timmons, 1999, p. 47)، اما کنت، سکستون و وسپر می‌پندارند، بیش‌تر کارآفرینانی (بنگاهدارانی) که آموزش ندیده‌اند و به آزموده‌های خود بسنده می‌کنند، ورشکست می‌شوند. دومین گروه از کارآفرینانی (بنگاهدارانی) که ورشکست می‌شوند کسانی هستند که آموزش دیده‌اند اما آزموده‌ای ندارند. به‌طور خلاصه با وجود این که آزموده‌ها بسان عامل تعیین‌کننده سوگیری تلاش‌های کسب‌وکار قلمداد می‌شود، کارآفرینان نیاز است از هر دو عامل آزموده‌ها و آموزش هم‌زمان بهره‌مند شوند (پور‌سعید، 1386، ص 9).
دیوید مک‌کله‌لند از نخستین روان‌شناس‌هایی بود که با این پنداشت که کارآفرینان نیاز به کامیابی بالایی دارند، دوره‌های آموزشی بسیاری را طراحی کرد تا نیاز به کارآفرینی (بنگاهداری) را در افراد برانگیزاند تا سرانجام توانست از پیاده‌سازی این‌گونه آموزش‌ها به بازرگانان هندی نتایج مثبتی را نیز دریافت کند.
از چنین دیدگاهی، آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) فرآیندی نظام‌مند، آگاهانه و هدف‌گراست. در‌واقع، آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات مورد نیاز برای راه‌اندازی بنگاه و، بهبود نگرش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌های بنگاهداری افراد را در پی خواهد داشت (ذبیحی و مقدسی، 1385).
به‌این‌ترتیب، آموزش کارآفرینی در پی ایجاد دانش و مهارت‌هایی در افراد است تا از این راه احتمال کامیابی کارآفرینانه (بنگاهداری) آنها را افزایش دهد. از‌آنجاکه این کامیابی به محیط وابسته است، دانش و مهارت‌های مربوط به آن نیز در محیط باید آموخته شود. بنابراین فراهم‌ ساختن محیط فراخور آموزش کارآفرینی می‌تواند یکی از اصول مورد توجه باشد.

نیاز به آموزش کارآفرینی (بنگاهداری)
آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) می‌تواند درکی گسترده در این زمینه‌ فراهم کند. افراد را با ابزارهای مهم و مهارت‌های لازم برای پدید آوردن و رشد یک کسب‌وکار کامیاب آشنا کند و سرانجام می‌تواند به برانگیختن فعالیت‌های واقعی کارآفرینان (بنگاهداران) در آغاز کسب‌وکار بینجامد (هیستریچ و پیترز، 1383، ص 14).
همچنین پنداشته می‌شود که آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) می‌تواند یکی از مؤثرترین شیوه‌ها برای آسان‌سازی گذر برخی دانش‌آموختگان به بازار کار باشد. برخی از مطالعات همسو یا چنین رویکردی در اروپا نشان داده است که چنین آموزش‌هایی می‌تواند افراد را نقش‌پذیرتر به بار آورد و آنها را کارآفرین (بنگاهدار) یا اندیشه‌پرداز این قلمرو تبدیل کند و همچنین آنها را در رویارویی با چالش‌های کسب‌وکار، خطرپذیر کند. در نتیجه نرخ بیکاری و شکست کسب‌و‌کارها در میان این افراد می‌تواند کم‌تر شود (Urbano et al., 2008, p. 347).
در آموزش رشته‌ کارآفرینی اهداف گوناگونی دنبال می‌شود. سرخط برخی از مهم‌ترین این اهداف را می‌توان چنین برشمرد:
· درک مفهوم کارآفرینی (بنگاهداری)؛
· مهارت‌اندوزی در استفاده از فنون تحلیل فرصت‌های اقتصادی و ترکیب برنامه‌های عملیاتی؛
· شناسایی و برانگیختن استعدادها و مهارت‌های کارآفرینانه (بنگاهداری)؛
· باوراندن خطرپذیری با استفاده از فنون تحلیلی؛
· ایجاد همدلی و پشتیبانی از ویژگی‌های بی‌مانند کارآفرینی (Sexton and Kasarda, 1992
· برانگیختن انگیزه برای کسب‌و‌کارهای نوپا و پر خطر بنگاهداری؛ سوق ‌دادن نگرش‌ها به‌سوی تغییر(در ارزش‌ها) (Garavan and O'Cinneide, 1994, p. 5).
در‌نهایت برنامه‌های مبتنی‌بر آموزش بر این انگاشت استوار است که اگر تنها وسایل مناسب و مؤثر برای پیوند دادن منابع برگرفته از نهاد‌های آموزش عالی به جامعه و کسب‌وکار جدید پیدا شود، در آن زمان نوآوری‌های صنعتی می‌تواند تقویت شود (McMullan et al., 1986, p. 500).
بنابراین آموزش کارآفرینی به‌دلایل زیر مورد نیاز است:
· تقویت ساختارهای دانایی‌محور در تولید علم و فنّاوری؛
· توجه به تولید علم و ثروت‌‌‌اندوزی از دانش؛
· ایجاد توان شناسایی نیازهای جامعه و همسوسازی تخصص و تحصیلات با آنها؛
· ایجاد توانایی کار گروهی، فرهنگ کارآفرینی (بنگاهداری) و بالابردن توان ارزش (افزوده) آفرینی؛
· ایجاد و تقویت برخی بسترها و ظرفیت‌های نهفته برای مسایل علمی حل‌نشده، نیازهای کشور و ایده‌های نو؛
· تشویق و گسترش آفرینشگری برای راه‌اندازی کسب‌وکارها و باز مفهوم‌سازی برای کسب‌وکار نوپا؛
· افزایش پویایی و بالا‌بردن قدرت تجزیه‌و‌تحلیل دانشجویان در شناسایی بازار، فنّاوری، فرصت‌های مالی و اقتصادی؛
· شناسایی قوت و ضعف کسب‌وکارهای کنونی، تجزیه‌و‌تحلیل فرصت‌ها و تهدیدها و ارائه‌ راهکارهای بهبود آنها (عموزاده خلیلی و همکاران، 1386، ص 5).

آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) در آموزش عالی
آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) تبادل رسمی و نظام‌مند اطلاعات و دانش کارآفرینی (بنگاهداری) است بنابراین، برخی نهادهای آموزش عالی در چند سال گذشته به آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) روی آورده‌اند.
نخستین دوره‌های آموزش کارآفرینی (بنگاهداری)، باتوجه‌به انگاشته شده، از پایان دهه 1960 در آمریکا آغاز شد. هم‌اکنون شماری از نهادهای آموزش عالی دنیا این دوره‌ها را در دوره‌های درسی خود گنجانده‌اند (احمدپورداریانی و همکاران، 1386).
حرکت به‌سوی آموزش کارآفرینی در برخی نهادهای آموزش عالی، در آغاز همانند دگرگشت‌های مفهومی کارآفرینی (بنگاهداری) از توجه به کسب‌و‌کار آغاز شد. به‌گونه‌ای‌که از آغاز دهه 1980، برای برگزاری دوره‌های آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) بیشتر به مطالعه در زمینه اثرگذاری آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) در راه‌اندازی شرکت‌های نوپا توجه می‌شد (طالبی و زارع‌یکتا، 1389، صص 98-99).
پژوهش درباره آموزش کارآفرینی (بنگاهداری)، بسان رشته‌‌ای نوپا در برخی نهاد‌های آموزش عالی نیز در دهه 1990 مورد توجه قرار گرفت و مواردی همچون توسعه روش‌های پژوهشی برای سنجش اثربخشی آموزش کارآفرینی (بنگاهداری)، درونمایه و روش‌های آموزشی آن مورد توجه قرار گرفت (احمدپورداریانی، 1383، ص 23).
دانشگاه کالگری در سال 1973، برای نخستین‌بار به گشایش دوره کارشناسی ارشد پرداخت و کارآفرینی (بنگاهداری) بسان یکی از زمینه‌های اصلی در این دانشگاه مورد توجه قرار گرفت. تجربه دانشگاه کالگری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری کوچکی (نزدیک به 75000 دلار) در آموزش کارآفرینان (بنگاهداران) کسب‌وکارهای کوچک به ایجاد ارزش افزوده برابر 175000 دلار شد. افزون‌بر‌آن، آموزش کارآفرینان (بنگاهداران‌) تأثیر آتی نیز در ایجاد فرصت استخدام و راه‌اندازی سرمایه داشته است (McMullan et al., 1986, p. 503).
دگرگشت در آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) در آموزش عالی به آموزش مفاهیم عالی‌تر در کارآفرینی مانند آموزش مفاهیم توسعه کارآفرینی (بنگاهداری) رسید.
در کشور ما نیز این مفاهیم و آموزش آن با دگرگشت‌هایی همراه بوده است.
نخست آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) تنها به مفاهیم کسب‌و‌کار کرانه می‌گرفت. هم‌اکنون برخی نهاد‌های آموزش عالی که در آنها کارآفرینی (بنگاهداری) آموزش داده می‌شود پایه کار خود را روی سه موضوع اصلی استوار کرده‌اند: 1. آموزش کارآفرینانه؛ 2. فعالیت‌های مشاوره‌ای به کارآفرینان؛ 3. پژوهش درباره کارآفرینی (بنگاهداری).
ازآنجاکه در بسیاری از اسناد ایرانی هدف نظام آموزش عالی به پرورش نیروی انسانی فروکاسته شده است. برخی نهادهای آموزش عالی تلاش‌هایی را در این زمینه آغاز کرده‌اند. ولی متأسفانه به‌علت برخی کژتابی‌های مفهومی، ناهمگرایی میان سرفصل‌ها و عناوین دروس دانشگاهی در رشته‌ کارآفرینی (بنگاهداری) با نیازهای جامعه، دانش‌آموختگان این رشته از چیره‌دستی و کارآیی لازم برخوردار نیستند، زیرا آموخته‌هایشان چندان با نیازهای واقعی جامعه و کارآفرینی همگرایی ندارد (آراسته، 1382، ص20).
از‌سویی‌دیگر، با وجود نقش بی‌مانندی که دانشگاه‌ها می‌توانند در پیشبرد جوامع داشته باشند، در طول دهه‌ گذشته آموزش عالی با انتقادهای هویتی بسیاری رو‌به‌رو بوده‌اند (ملک‌احمدی و پور‌بهرام، 1392، ص210). کاهش نرخ اشتغال دانش‌آموختگان به‌دلیل ناتوانی آنان در رویارویی با مسائل و مشکلات سامانه‌ای و پیچیده‌ جامعه، نادیده انگاشتن پرورش اندیشه‌ورزی نفاد و آفرینشگر، نبود پیوند دوسویه و همکنشانه بین آموزش عالی و جامعه، چنین به نظر می‌رسد که نهاد‌های آموزش عالی ایران از کامیابی چندانی برخوردار نبوده‌اند. از‌این‌رو مفاهیم، اهداف و کارویژه‌های آموزش عالی نیازمند بازنگری به نظر می‌رسد.
آن‌چه درکشورهای جهان سوم در برنامه‌های درسی به آن توجه نشده است، جدای از کژتابی‌های نظری دقت در محتوای آموزشی، مسائل و مشکلات جامعه و بازتاب آنها در برنامه‌های آموزشی است (Aldrich et al., 2005, p. 1).
از این دیدگاه، آموزش کارآفرینی ابزار کارآمدی برای گسترش اقتصاد در این میان، برخی آموزش کارآفرینی را از عوامل اصلی توسعه‌ توانمندی‌ها برای ارزش آفرینی اقتصادی می‌پندارند. از این دیدگاه، آموزش کارآفرینی ابزار کارآمدی برای گسترش اقتصاد دانش‌بنیان انگاشته می‌شود (احمدپورداریانی، 1382، ص 176).
آزموده‌های نهادهای آموزش عالی‌ای که به آموزش کارآفرینی (بنگاهداری) می‌پردازند نشان می‌دهد این‌گونه آموزش‌ها همواره با مشکلات جدی و و پرشماری روبه‌رو هستند که به نظر می‌رسد بیشتر آنها برآمده مفهوم‌سازی‌ها و برداشت‌های ناروا از این مفاهیم است. اندیشه‌هایی مانند نبود نیاز به آموزش کارآفرینی به‌دلیل ذات پنداری آن، آزمودنی انگاشتن کنش‌های کارآفرینی (بنگاهداری) و ... سبب از بین رفتن روایی آموزش‌های کارآفرینی (بنگاهداری) در نهادهای آموزش عالی می‌شوند. اما برخی نهادهای آموزش عالی کارآفرین (بنگاهی)، با کوشش برای علاقه‌مند‌ کردن سیاست‌گذاران به کارآفرینی، برنامه‌ریزی مناسب درسی، و سرمایه‌گذاری‌های بسنده برای گسترش کارآفرینی (بنگاهداری) و آموزش آن به اعضای علمی جوان، می‌کوشند به‌این‌گونه آموزش‌ها روایی بخشند (زالی و رضوی، 1384، ص 187).

کتاب‌شناسی
آراسته، حمیدرضا. (1382). «کارآفرینی و آموزش عالی: اصول و موانع». رهیافت، 13(29)، 4-14.
احمدپورداریانی، محمود. (1382). «آیا کارآفرینی استراتژی دانشگاه‌ها را تغییر می‌دهد». رهیافت، 13(29)، 15-26.
احمدپورداریانی، محمود. (1383). کارآفرینی: تعاریف، نظریات، الگوها. تهران: شرکت پردیس.
احمدپورداریانی، محمود؛ شیخان، ناهید و رضازاده، حجت‌الله. (1386). تجارب کارآفرینی در کشورهای منتخب. تهران: امیرکبیر.
احمدی، حیدر؛ فرج‌اله حسینی، سیدجمال و امیدی نجف آبادی، مریم. (1388). «شناسایی برخی عوامل همبسته با ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده کشاورزی ومنابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران». رهبری و مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، 3(3)، 9-24.
پورسعید، مسعود. (1386). «کارآفرینی و یادگیری مشاهده‌ای بر‌اساس نظریه بنیادی». مجموعه مقالات کنفرانس ملی کارآفرینی، خلاقیت و سازمان‌های آینده. تهران: شرکت اندیشه گران علم و فن‌آوری کارآفرینی ایرانیان.
ذبیحی، محمدرضا و مقدسی، علیرضا. (1385). کارآفرینی از تئوری تا عمل. مشهد: جهان فردا.
زالی، محمدرضا و رضوی، سیدمصطفی. (1384). «آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های جهان». مجموعه مقالات اولین سمینار ملی کارآفرینی دانشگاه رودهن. تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.
شریف‌زاده، فتاح؛ رضوی، مصطفی؛ زاهدی، شمس السادات و نجاری، رضا. (1388). «طراحی و تبیین الگوی عوامل مؤثر برکارآفرینی دانشگاهی (مطالعه موردی: دانشگاه پیام نور)». توسعه کارآفرینی، 2(6)، 11-38.
طالبی، کامبیز و زارع‌یکتا، محمدرضا. (1389). «بررسی اثرگذاری شخصیت و روش مدرسان کارآفرینی بر انگیزش دانش‌جویان در راه‌اندازی کسب‌وکار جدید». توسعه کارآفرینی، 3(7)، 95-115.

عموزاده‌خلیلی، حسین، آیانی، سپیده و توکلی‌مقدم، رضا. (1386). «تبیین و تحلیل عوامل کارا در آموزش کارآفرینی و راهکار بهبود فرایندها». مجموعه مقالات کنفرانس ملی کارآفرینی، خلاقیت و سازمان‌های آینده. تهران: شرکت اندیشه گران علم و فن‌آوری کارآفرینی ایرانیان.
ملک‌احمدی، پریسا و پور‌بهرام، بهار. (1392). «ارزیابی مقایسه‌های ویژگی‌های روان‌شناختی مؤثر بر نگرش‌های کارآفرینانه دانشجویان کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور». کتابداری و اطلاع‌رسانی، 16(1)، 209-224.
هیستریچ، رابرت و پیترز، مایکل. (1383). کارآفرینی (ج.1)، ترجمه علیرضا فیض‌بخش. تهران: دانشگاه صنعتی شریف.

Aldrich, H. E., Jones, T. P. and McEvoy, D. (2005) “Ethnic Advantage and Minority Business Development”. In R. Ward and R. Jenkins (eds), Ethnic Business. Cambridge: Cambridge University.
Ambos, T. C. and Ambos, B. (2009). “The Impact of Distance on Knowledge Transfer Effectiveness in Multinational Corporations”. Journal of International Management, 15(1), 1-14.

Dutta, D. K. and Crossan, M. M. (2005). “The Nature of Entrepreneurial Opportunities: Understanding the Process Using the 4I Organizational Learning Framework”. Entrepreneurship Theory and Practice, 29(4), 425-449.
Garavan, T. N. and O'Cinneide, B. (1994). “Entrepreneurship Education and Training Programmes: A Review and Evaluation – Part 1”. Journal of European Industrial Training, 18(8), 3-12.
Gibb, A. and Davies, L. (1990). “In Pursuit of Frameworks for the Development of Growth Models of the Small Business”. International Small Business Journal, 9(1), 15-31.
Johnson, D., Craig, J. B. L. and Hildebrand, R. (2006). “Entrepreneurship Education: Towards a Discipline-Based Framework”. Journal of Management Development, 25(1), 40-54.
Matlay, H. (2005). “Researching Entrepreneurship and Education”. Education and Training, 47(8-9), 665-677.
McMullan, W. E., Long, W. A. and Graham, J. B. (1985). “University Innovation Centres and the Entrepreneurship Knowledge Gap”. Journal of Small Business and Entrepreneurship, 2(4), 3-16.
McMullan, W. E., Long, W. A. and Graham, J. B. (1986). “Assessing Economic Value Added by University-Based New-Venture Outreach Programs”. Journal of Business Venturing, 1(2), 225-240.
Sexton, D. L. and Bowman-Upton, N. (1987). “Evaluation of An Innovative Approach to Teaching Entrepreneurship”. Journal of Small Business Management, 25(1), 35–43.
Sexton, D. L. and Kasarda, J. D. (1992). The State of the Art of Entrepreneurships. Boston: P.W. Kent.
Timmons, J. A. (1999). New Venture Creation, Entrepreneurship for the 21st Century. Boston: Irwin McGraw-Hill.
Urbano, D., Aponte, M. and Toledano, N. (2008). “Doctoral Education in Entrepreneurship: A European Case Study”. Journal of Small Business and Enterprise Development, 15(2), 336-347.
Zahra, S. (2006). “Championing Corporate Venturing”. In M. Hitt and D. Ireland (Eds.), Entrepreneurship (pp.28-30). Victoria: Blackwell Publishing.