دانشنامه: دانشنامه جامع علوم انسانی، دانشنامه دانشنامهها
تعداد مدخل: 3
دینکرد
دینکرد در لغت بهمعنای تألیف دینی و در واقع بر پایه اوستا و زند و روایتهای مربوط به آن است و مطالب گوناگونی را از آیین زردشتی دربردارد و به جهت احتوا بر این مطالب، آن را دانشنامه مزدیسنا نام نهادهاند. این اثر در 9 کتاب بوده که کتابهای اول و دوم و قسمتهایی از کتاب سوم آن از بین رفته است. تفصیل محتوای دینکرد به این شرح است: کتابهای اول و دوم دینکرت از میان رفته است؛ کتاب سوم که فصول آن در اثر مورد بحث بیان شده، با همة تنوعش گرد یک مضمون میچرخد و آن ثنویت است، یعنی اصالت گوهر نیکی و بدی و جدال این دو در این جهان و ترجیح این عقیده بر وحدت. کتاب چهارم منتخب یا در حقیقت تلخیصی است از «آییننامه» اثر آتور فرنبغ فرخزادان که با تعبیر فلسفی از انبعاث امشاسپندان از اصل واحد آغاز می شود و بعد به مسائل متنوع دیگر میپردازد. همین فصل است که در آن از وارد شدن دانش یونانی و هندی در ایران در زمان شاپور اول سخن میگوید و از المجسطی بطلیموس و رسالات منطق و فن بلاغت و هیأت و غیره که از منابع یونانی و هندی ترجمه شده نام میبرد و به گفتة مؤلف «بیش از همة آثار پهلوی ما را دربارة روابط فکری میان ایران و همسایگانش در غرب و جنوب شرق مطلع میسازد. کتاب پنجم گفتههای آرتور فرنبغ فرخزادان است در جواب سؤالات یعقوب خالدان دیلمی که مؤلف دینکرت نقل میکند و در آن توجه مؤلف بیشتر به تاریخ آیین زردشتی و حیات زردشت و نژاد «برگزیدة» ایرانی که دین وی را پذیرفتهاند، معطوف است؛ در قسمت دوم این کتاب، جوابهای همان آتور فرنبغ به سؤالات سیوسه گانة یکنفر ترسا به نام «بوخت ماری» آورده شده است. کتاب ششم مجموعهای از آثار پیشینیان زردشتی است که از نوع اندرزنامههای پهلوی که در ادبیات فارسی و عربی نیز انعکاس یافته است، بهشمار میرود. کتابهای هفتم و هشتم و نهم بیشتر ناظر به توضیح و تأویل سنت و سابقة آیین زردشتی است و به خلاف سه کتاب سوم و چهارم و پنجم که در آنها روی سخن بیشتر با کسانی است که با آیینهای دیگر برخورد کردهاند، برای توجه مؤمنان زردشتی و تقویت اطلاع و تأکید عقاید آنان نوشته شده و از جمله شامل خلاصة قسمت مهمی از اوستای موجود و مفقود است. پس از سقوط سلسلة ساسانی، دینکرد پراکنده میشود تا اینکه آذر فرنبغ فرخزادان، موبد موبدان فارس، آن را گردآوری میکند و پس از وی آذرباد امیدان، این کار را ادامه میدهد (دینکرد، 1386: 17 و 18).
احصاءالعلوم
نویسندة احصاءالعلوم ابونصر محمدبن محمد ابن طرخان ابن اوزلغ، معروف به ابونصر فارابی و ملقب به معلم ثانی (ح 259-339ق) از بزرگترین حکما و فلاسفة جهان اسلام بود. او در وسیمج از ولایت فاراب ترکستان متولد شد و بیشتر عمر خود را در بغداد گذراند و مدتی در دربار سیفالدوله حمدانی شیعی بود و سفرهایی به حلب، شام، مصر و دمشق داشت. او شاگرد یوحنابن حیلان بود و متی ابنیونس از معاصرین و شاید از استادان وی بود. از شاگردان فارابی نیز میتوان به یحیی ابن عدی اشاره کرد. از آثار فارابی میتوان به تفسیر کتاب العبارة ارسطو، فی اغراض فلسفه افلاطون و ارسطوطالیس، آراء اهل المدینه الفاضله، احصاءالعلوم و کتاب التوطئة فی المنطق، کتاب تعلیق ایساغوجی علی فرفوریوس و کتاب شرح مقولات ارسطو اشاره کرد. فارابی در فلسفه و سیاست صاحب آرای بدیعی است. محققان از دیرباز احصاءالعلوم را دایرةالمعارف دانستهاند، اما این اثر ویژگیهای دایرةالمعارف را ندارد، اما چون در آن به تعریف برخی علوم پرداخته شده، میتوان آن را شروعی برای تقسیم علوم دانست. فارابی خود در مقدمة اثر این تقسیمبندی را برای شناخت انسان از این علوم مفید میداند و میآورد: «انسان بهمدد این کتاب میتواند میان انواع علوم به مقایسه بپردازد تا بداند کدام برتر است و کدام سودمندتر... و کدام سستبنیانتر و بیاساستر و کممایهتر.» فارابی این اثر را در پنج فصل تبویب کرده است: فصل اول علم زبان و بخشهای آن؛ فصل دوم علم منطق و بخشهای آن؛ فصل سوم علوم تعلیمی که شامل: حساب و هندسه و علم مناظر و علم نجوم تعلیمی و علم موسیقی و اثقال و علم حیل میشود؛ فصل چهارم به دو بخش علوم طبیعی و بخشهای آن و علم الهی و بخشهای آن تقسیم میشود؛ در فصل پنجم سخن از علوم مدنی و بخشهای آن و علم فقه و علم کلام به میان میآید. فارابی در هریک از این علوم، اطلاعات مختصری بهدست میدهد و آنگاه تقسیمبندی آنها را ذکر میکند.
مراتب العلوم
کتابی به عربی که به ابونصرفارابی نسبت دادهاند، اصل آن موجود نیست ولی ترجمة لاتین آن با عنوان De Artus Scientiaramدر 1916 منتشر شده است (طبری، ذیل مراتبالعلوم).