دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

انقلاب(های) شهری

Urban Revolutions
نویسنده

انقلاب شهری مفهومی است که حداقل به دو شکل به‌ کار رفته است. اولین کاربرد این مفهوم که متداول‌ترین کاربرد آن نیز به‌حساب می‌آید، ظاهراً برای نخستین بار توسط گوردون چایلد مورخ و باستان‌شناس پرآوازه استرالیایی مورد استفاده قرار گرفته است. در این معنا، انقلابهای شهری گویای گذار اجتماعات اولیة انسانی از مرحله کوچ‌روی به یکجانشینی و سپس شکل گرفتن شهرها و زندگی شهری است. کشف کشاورزی که به باور بسیاری دستاورد عظیم زنان بشمار می‌رود، یکجانشینی را ممکن ساخته و امکان پیچیده‌شدن اجتماعات شهری را فراهم آورده است. همراه با یکجانشینی، تقسیم کار اجتماعی به‌تدریج گسترده‌تر شد و تمایز گروههای اجتماعی از یکدیگر عینیت بیشتری یافت و این روند زمینه‌ساز پیدایش نهادهای متنوع از جمله حکومت گردید. کشاورزی که موجب مازاد تولید شد، به مبادله شکلی نوین و گسترده بخشید و ظهور شهرها را ممکن ساخت.

     تحولاتی که متعاقب کشف کشاورزی در 000,10 سال قبل از میلاد رخ داد و با ظهور شهرها به شکل‌گیری دورانی نوین در سالنامة حیات انسانی منجر گردید، آنچنان گسترده، عمیق و متنوع بود که کاربرد مفاهیمی از جمله مفهوم انقلاب را مجاز و توجیه می‌کرد. گوردون چایلد در کتاب خود به نام در تاریخ چه رخ داد؟ به ملاکهایی اشاره کرده است که شهرها را از سایر سکونتگاههای نوع انسان متمایز می‌سازند. مرور چنین ملاکهایی گویای تحولی همه‌جانبه، یعنی پایان دوره‌ای و آغاز دوره‌ای دیگر است که با زندگی پر شروشور شهری نشان داده می‌شود. این کتاب انقلاب شهری را عمده انقلابی اقتصادی معرفی کرده و ملاکهای تمایز شهر از سایر سکونتگاههای انسانی را چنین برشمرده است:

· وجود متخصصان تمام ‌وقت؛

· جمعیتی بیش از نقاطی که در هر جامعه غیرشهری یا روستایی فرض می‌شود؛

· تبدیل ‌شدن هنر به حرفه یا شغل؛

· حرفه‌ای شدن و نهادینه شدن سواد (خواندن و نوشتن و محاسبه کردن)؛

·

 
 


گرایش به علم و پیدایش علومی که براساس آنها محاسبه ممکن می‌شود؛

· سازمان جمع‌آوری مازاد و کسرکردن مالیات برای حکومت و هدیه یا نذر برای نهاد مذهب؛

· شکل‌گیری حکومت؛

· به راه افتادن مبادله گسترده با خارج؛

· وجود ساختمانهای یادبود؛ و

· شکل‌گیری تقسیم کار گسترده، تمایز اجتماعی و در مواردی پیدایش ساختار طبقاتی.

     لوئیس مامفورد نیز در کتاب دوران‌ساز شهر در تاریخ  به مفهوم انقلاب شهری اشاره می‌کند و کاربرد آن را نیز به گوردون چایلد نسبت می‌دهد، اما چنین کاربردی را مسئله‌زا می‌داند. به نظر مامفورد:

«این نام‌گذاری در مورد نقش فعال و شدیداً مهم شهر حق مطلب را ادا می‌کند، اما به‌درستی گویای فرایند طی شده نیست؛ زیرا انقلاب واژگون‌سازی چیزها را می‌رساند و جنبشی پیش‌رونده که از نهادهای فرسوده گذشته دوری می‌گزیند را به ذهن متبادر می‌سازد. چنانچه این مسئله را از زاویه دید دوران خود بنگریم، ]انقلاب شهری[ گویای چیزی شبیه دگرگونی کلی‌ای که در انقلاب صنعتی رخ داد، آن هم با تأکیدی مشابه فعالیتهای اقتصادی است. چنین برداشتی به‌جای آنکه مسئلة پیش‌آمده را روشن نماید، آن را مبهم‌تر می‌سازد. برآمدن یا طلوع شهر بسیار فراتر از آنکه عناصر قبلی فرهنگ را محو سازد، آنها را کنار هم گرد آورد و اثربخشی گسترة آنها را افزایش داد. حتی رواج دادن مشاغل غیرکشاورزی، نیاز به غذا را برجسته‌تر ساخت و سبب شد تا شمار روستاها چند برابر گردد و زمینهای بیشتری زیرکشت رود».

     از آنجا که گذار از زندگی کوچ‌روی به کشاورزی و روستانشینی و سپس ظهور شهرها به همراه تحولات عمیق و پردامنه شهری در نقاط مختلف جهان همزمان رخ نداده است، کاربرد مفهوم انقلابهای شهری توجیه می‌شود.

     کاربرد دوم مفهوم انقلاب شهری معنایی دقیق ندارد و بر این پیش‌فرض استوار است که مبارزه سیاسی و نهایتاً انقلاب ویژگی مختص شهرهاست. این برداشت نقش و نشانی اروپایی، آن هم اروپای غربی پس از انقلاب صنعتی را بر خود دارد. حدود سه‌چهارم سدة 19م، دوران انقلابها و آشوبهای شهری در اروپای غربی است. فرانسه در این رابطه سرآمد سایر کشورهاست. مرور رخدادهای سالهای 1830-1870م مملو از حوادثی است که به شورشها، قیامها و انقلابهای شهری آن دوره زمانی اختصاص دارد. دو سوی رودخانه سن پاریس صحنه اصلی چنین برخوردهایی بوده است. گرچه انقلاب از نظر شدت و فراوانی، پدیده‌ای بیشتر شهری است، اما کاربرد دوم این واژه از نظر علمی جای بحث فراوان دارد و کمتر پیشنهاد می‌شود.

 

کتاب‌شناسی:

- Mumford, Lewis. The City in History. New York: Harcourt Brace, 1961.