دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

انقلاب سبز

Green Revolution
نویسنده

تحول مهمی در فنّاوری و بهره‌وری کشاورزی طی دهه‌های 1960 و 1970م که به افزایش بی‌سابقه محصولات کشاورزی و بازده محصول در واحد سطح انجامید.

     انقلاب صنعتی، رشد جمعیت، شهرنشینی، صنعتی شدن، جنگها و انقلابها، پیامدهای عمده‌ای در بخشهای مختلف اقتصادی، نخست در جهان پیشرفته و پس از آن در جهان سوم، به بار آورد. برخی از تحلیل‌گران، وقوع قحطی و گرسنگی فراگیر را در قسمتهای وسیعی از کشورهای توسعه‌نیافته، به‌ویژه در آسیا، پیش‌بینی کردند. ازاین‌رو، پیوسته نگرانیهایی دربارة اینکه ذخیرة مواد غذایی تکافوی جمعیت جهان را نخواهد کرد، وجود داشته است. این‌گونه نگرانیها طی جنگ جهانی دوم و پس از‌ آن، در دهة 1950م و حتی بار دیگر در اوایل تا اواسط دهة 1970م، به اوج خود رسید و مسئله کاهش احتمال وقوع گرسنگی و قحطی با پاره‌ای ملاحظات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آمیخته شد. ملاحظات سیاسی، به‌ویژه در کشورهای جهان سوم که بیشتر مردم در مناطق روستایی زندگی می‌کردند و اغلب به کشاورزی اشتغال داشتند و در فقر به‌سر می‌بردند، مسائل اقتصادی و اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار داد. دولتهای جهان سوم، با توجه به اوضاع سیاسی خود، راهبردهای مختلفی را در پیش گرفتند. برخی از کشورها دست به اصلاحات ارضی در مقیاس وسیع زدند و دگرگونیهای عمیق اجتماعی و سیاسی را از سر گذراندند، در مقابل، برخی دیگر در شیوه‌های کشت و تولید زراعی تحول فنی به‌وجودآوردند که به انقلاب سبز موسوم گردید.

 

مفهوم انقلاب سبز

انقلاب سبز نمایانگر تلاشی است برای جایگزین کردن دگرگونی فنی با تغییر نهادی، یا استفاده از پیشرفت علمی به‌عنوان جایگزینی برای ترقی اجتماعی. در این راستا، کشورهای جهان سوم تشویق شدند، به‌جای دست زدن به اصلاحات ارضی، تلاش خود را متوجه وارد کردن و ترویج انواع پربازده محصولات غذایی، به‌ویژه گندم و برنج کنند. فیتز جرالد و پارائی انقلاب سبز را یک واکنش فنّاورانه در برابر کمبود مواد غذایی در سطح جهانی پس از جنگ جهانی دوم، ارزیابی می‌کنند؛ انقلابی که کشاورزی بسیاری از مناطق را به‌خصوص در تولید گندم، برنج و ذرت، دگرگون کرده است.

     فرهنگ واژگان جغرافیایی، انقلاب سبز را به کارگیری انواع پربازده محصول با استفاده از دانش و فنّاوری کشاورزی تعریف کرده است. سایر دانشنامه‌ها و فرهنگهای تخصصی، از جمله فرهنگ علوم تغذیه و کشاورزی ذیل مدخل انقلاب سبز، آن را تحول در تولید کشاورزی از طریق به کارگیری فنون و دانش فنی در زمینة اصلاح نباتات، استفاده از سموم و اقتصادی کردن تولید تعریف می‌کنند.

     اصطلاح انقلاب سبز به 2 مفهوم متفاوت به کار می‌رود: بعضی از کارشناسان آن را به معنی دگرگونی کلی در بخش کشاورزی کشورهای درحال‌توسعه می‌دانند، که سبب کاهش کمبود مواد غذایی و رفع مشکلات کشاورزی و سوءتغذیه خواهد شد. در مقابل، برخی دیگر این اصطلاح را به معنی بهبود نباتات خاص، به‌ویژه گسترش انواع بذرهای اصلاح شدة گندم و برنج و تولید وسیع به کار می‌برند.

     به عقیدة شفرد، تعریف متداول‌تر انقلاب سبز بر ترکیب بهینة به کارگیری ارقام پربازده، کودهای شیمیایی، کنترل رطوبت خاک، استفاده از فنّاوری که بازدهی محصول را در قیاس با شیوه‌های سنتی در یک دورة زمانی کوتاه، به چندین برابر در هر هکتار می‌رساند، تأکید دارد.

     مصلحان اجتماعی بر جنبه‌های انسان‌گرایانه انقلاب سبز تأکید می‌کنند و آن را ابزار مهمی در کاهش فقر و گرسنگی در جهان می‌دانند. سیاستمداران و کارگزاران نیز انقلاب سبز را به‌مثابه راهبردی اساسی برای ایجاد اصلاحات و دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی بشمار می‌آورند، به‌طوری‌که انقلاب سبز با ایجاد تغییرات روساختی و سطحی، مانع از ایجاد و لزوم اصلاحات ارضی در سطح وسیع و یا انقلاب دهقانی می‌شود. البته این نقطه نظر از چشم‌اندازی مبتنی بر سرمایه‌داری و اقتصاد بازار نشأت می‌گیرد؛ اساس این رویکرد آن است که در اثر صنعتی شدن و گسترش شهرنشینی نیاز به محصولات غذایی به‌سرعت رشد می‌کند؛ کمبود غذا در بازار منجر به بی‌ثباتی و بحران اجتماعی می‌شود؛ بحران اجتماعی نهایتاً به کمونیسم و سوسیالیسم منجر می‌شود؛ بنابراین، انقلاب سبز به‌عنوان راهبرد توسعة ضد کمونیستی مطرح می‌شود.

     تعریف مشابهی را می‌توان در دانشنامه علوم کشاورزی و تغذیه یافت. انقلاب سبز با افزایش قابل توجه تولید غلات در مکزیک، هند، پاکستان، فیلیپین و دیگر کشورهای درحال‌توسعه در دهه‌های 1960 و 1970م همراه بوده است که با تولید ارقام هیبریدی گندم، برنج و ذرت و به کارگیری فنّاوریهای مدرن کشاورزی مثل آبیاری مدرن، کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات شروع شد.

 

سابقه تاریخی انقلاب سبز

در شکل‌گیری و گسترش انقلاب سبز بیشتر 2 نگرش اصلی مطرح است:

· نگرش اصلاح‌طلبانه و انسان‌دوستانه؛ و

· نگرش راهبردی.

     محرک اصلی انقلاب سبز از نگاه انسان‌دوستانه و اصلاح‌طلبانه از آنجا ناشی می‌شود که تحولات صنعتی به پیامدهایی منجر گردید که رشد جمعیت و به‌دنبال آن، بروز قحطی و خشکسالی، به‌خصوص در افریقا، آسیا و امریکای جنوبی شد و این امر اندیشمندان را برای حل این قبیل مشکلات به فکر واداشت. قحطی و گرسنگی مسائلی بود که دانشمندان آنها را برای دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم پیش‌بینی می‌کردند و به‌همین‌دلیل، برخی از محققان علوم کشاورزی به جستجوی راهکارهایی برای بالا بردن بهره‌وری در واحد زمین پرداختند.

     علاوه‌برآن، سیاستمداران کشورهای سرمایه‌داری و حامی بازار آزاد نیز که از گسترش جنبشهای دهقانی و انقلابات کارگری در شهرها هراس داشتند، در پاسخ به جنبشهای اجتماعی، راهبردهای مختلفی را برای این کشورها پیشنهاد کردند که اصلاحات ارضی ( اصلاحات ارضی) و انقلاب سبز نمونه‌هایی از آن است.

     انقلاب سبز بیشتر یک حرکت و شعار سیاسی بود و منظور از آن، اصلاح تولیدات و پیشرفت کشاورزی، بدون ایجاد تغییرات بنیادی بود؛ یعنی در کشورهایی که راهبرد انقلاب سبز را برگزیدند، دگرگونیهای فنی، جانشین دگرگونی سیاسی شد.

     به‌لحاظ زمانی، آغاز انقلاب سبز به دوره‌ای باز می‌گردد که بنیاد راکفلر برنامه‌ای را به اتفاق دولت مکزیک برای تحقیقات کشاورزی و توسعه در 1943م به اجرا گذاشت. به‌این‌ترتیب، در دهة 1950م بذرهای اصلاح شدة گندم در مکزیک، در مدت کوتاهی اکثر گندمزارهای این کشور را زیر پوشش قرار داد و به‌لحاظ رشد تولید گندم موفقیتهایی به‌دست آمد.

     موفقیت برنامة توسعه گندم در مکزیک و انتظار پیش آمدن یک بحران در تولید مواد غذایی در آسیا، سبب مذاکراتی بین بنیاد فورد و بنیاد راکفلر در مورد امکان همکاری آنها در اجرای برنامه‌ای در آسیا گردید. در 1959م بین این بنیاد و دولت فیلیپین برای تأسیس مؤسسه بین‌المللی تحقیقات برنج (IRRI) در فیلیپین توافق شد. در 1963م نیز ادارة کارکنان برنامة بنیاد راکفلر در مکزیک تجدید سازمان یافت و با کمک بنیاد فورد، مرکز بین‌المللی اصلاح ذرت و گندم (CIMMYT) تأسیس شد تا با تحقیقات مشترک بین‌المللی، به رشد تولید این محصولات کمک کند. این مؤسسه مجموعة کاملی از گونه‌های اصلاح شدة برنج که نوع معروف IRB و نوع اصلاح شده‌تر که IR24 را شامل می‌شد، پرورش داد. در نتیجه، فیلیپین که یک کشور وارد کنندة برنج بود، در 1970م برنج مازاد بر مصرف خود را صادر کرد.

     در طول دهة 1960م، بنیادهای فورد و راکفلر با همکاری یکدیگر موسسة بین‌المللی کشاورزی استوایی (IITA) را در نیجریه و مرکز بین‌المللی برای کشاورزی مناطق استوایی (CIAT) را در کلمبیا تأسیس کردند. در طول نیمة دوم دهة 1960م و دهة 1970م، ارقام اصلاح شدة محصولاتی همچون: گندم، برنج، ذرت، سیب‌زمینی، لوبیا، انواع سبزی و تولیدات دامی در کشورهای مختلف، از جمله هند، پاکستان، اندونزی سیرلانکا، و کشورهای وابسته به بلوک شرق در امریکای لاتین به کمک مراکز تحقیقاتی و بهره‌گیری از فنون جدید، تولید محصولات کشاورزی را چنان بالا برد که این حرکت به انقلاب سبز شهرت یافت. اصطلاح انقلاب سبز را اولین بار ویلیام گود، مدیر وقت بنگاه توسعه بین‌المللی امریکا، در 1968م، طی سخنرانی در مجمع توسعه بین‌المللی در واشنگتن به کار برد.

 

انقلاب سبز و توسعه کشاورزی (نوسازی کشاورزی)

با استفاده از بذرهای اصلاح شده و کودهای شیمیایی، تولید محصول در هر سال 2 الی 3 برابر افزایش یافت. در کشورهای درحال‌توسعه بین سالهای 1965-1980م، تولید گندم و برنج حدود 75% افزایش داشت؛ در اندونزی تولید برنج در 1960م، 3/1 تن در هر هکتار بود که با وجود انقلاب سبز این میزان تا 1994م به 3/4 تن در هر هکتار رسید. بین سالهای 1960-1993م، تولید محصول 2 برابر شد. درعین‌حال، تولید ارقام اصلاح شده و سطح زیر کشت این نوع بذرها، از اواسط 1980م تقریباً در مزارع گندم 50% و در مزارع برنج 60% را در نواحی زیر کشت کشورهای درحال‌توسعه به‌خود اختصاص داد.

     به عقیدة لیپتون، انقلاب سبز موجب گردید تا با بهره‌گیری از بذرهای اصلاح شدة معجزه‌گر، فشار ناشی از قحطی و گرسنگی در جهان سوم کاهش یابد و رشد تولید مواد غذایی حداقل 2 الی 3 برابر از رشد جمعیت پیشی گیرد.

     به اعتقاد محققان، انقلاب سبز در نوسازی و توسعه کشاورزی از چند جنبه نقش مهم و حیاتی داشته است؛ این جنبه‌ها از جمله عبارتند از:

· با افزایش تولید، فشار گرسنگی و قحطی تا حدودی مهار شد؛

· فنّاوری در مقیاسی وسیع با تولید کشاورزی ترکیب شد. به سخن دیگر، توانایی ایجاد زمینه‌های لازم برای به کارگیری فنّاوریهای جدید را در کاشت، داشت و برداشت فراهم نمود که این مسئله نیز باعث صرفه‌جویی و کاهش هزینه‌ها و افزایش سطح زیر کشت گردید؛

· گسترش به کارگیری کودهای شیمیایی و تقویت خاک، امکان کشت چند محصول در سال و عدم نیاز به آیش‌بندی را فراهم نمود و موجب بالا رفتن مقدار تولید در واحد سطح گردید؛

· با وجود استفاده از فنّاوریهای نوین کشاورزی و کودهای شیمیایی، نظامهای آبیاری نیز متحول شد. فنون پیشرفتة آبیاری با کشاورزی در مقیاس بزرگ ترکیب شد و مزایای متنوعی را برای تولید به‌وجود آورد؛ و

· مؤسسات تحقیقی مروج انقلاب سبز توانستند با تولید سموم دفع آفات گیاهی، با برخی از امراض و آفات که در مواردی کل محصول کشاورزان را از بین می‌برد، مبارزه کنند و از این راه، در بالا بردن تولید محصول نقش مهمی ایفا کنند.

 

پیامدهای انقلاب سبز

پیامدهای اقتصادی- اجتماعی. سوزان جرج در کتاب چگونه نیمی دیگر می‌میرند (1977م)، معتقد است، منافع امریکا انقلاب سبز را به‌عنوان راهبردی جایگزین برای اصلاحات ارضی مطرح نمود. اگرچه ارزیابی دقیق ابعاد سیاسی دخیل در انقلاب سبز دشوار به نظر می‌رسید، اما در مقابل تغییرات اقتصادی و اجتماعی آن و به‌خصوص با گذشت سالها، تغییرات بوم‌شناختی ناشی از آن، بارزتر و نمایان‌تر بود.

     انقلاب سبز ساختار روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دهقانان روستایی را دگرگون ساخت و تنش اجتماعی را بین آنان افزایش داد. روستائیان را در ارتباط مستقیم با بانکها، نمایندگیهای توزیع کود، سازمانهای توزیع برق و آب، شبکه‌های بازاریابی و منابع کمیاب لازم برای تولید کشاورزی قرار داد. مجموع این مسائل تنش و رقابت اجتماعی بین دهقانان را افزایش داد.

     از آنجا که فنّاوری انقلاب سبز به‌نحوی بارز در انحصار زارعان بزرگ تجاری قرار می‌گیرد، به تنش و اختلاف طبقاتی منجر می‌گردد. سود سرشار ناشی از کاربرد انحصاری انواع فنّاوریهای پیشرفته توسط کشاورزان بزرگ، آنها را با یک کاسه کردن مزارع کوچک از طریق خرید یا خلع از اجاره‌داری، به‌سمت افزایش داراییهای عملیاتی سوق می‌دهد. در نتیجه، تقسیم جوامع روستایی به 2 طبقه متضاد، یعنی کشاورزان بزرگ تجاری و زارعان بی‌زمین، تسریع می‌شود. به‌دنبال آن، زارعان خُرد در این فرایند به شهرها مهاجرت می‌کنند و روند مهاجرت از روستا به شهر شدت می‌گیرد ( مهاجرت روستایی- شهری).

     علاوه‌براین، تأثیر انقلاب سبز در نواحی خاصی از کشورها، یعنی نواحی که از تسهیلات بیشتری برخوردارند یا از موقعیتهای سیاسی و جغرافیایی خاصی بهره‌مندند، نمایان‌تر است. در پاکستان، انقلاب سبز در زمینة کشت گندم و برنج بیشتر در منطقه ثروتمند پنجاب و برخی از مناطق کشت فشرده رخ داده است و در بلوچستان (پاکستان) تقریباً هیچ‌گونه دگرگونی به‌وجود نیامده است. در فیلیپین، برنامه خودکفایی برنج و ذرت در منطقه لوزان مرکزی به اجرا درآمده است. در هندوستان، انقلاب سبز تا حدی نسبت به سایر کشورها از گسترش بیشتری برخوردار بوده است، اما عمدتاً در منطقه پنجاب (هند) و سایر نواحی گندم‌خیز شمالی تمرکز یافته است. این مناطق دقیقاً از نواحی ثروتمند کشور محسوب می‌شوند و قبل از رواج فنّاوریهای جدید، سرمایه‌داری ارضی در آنها کاملاً پیشرفت کرده بود.

     نتیجه آنکه انقلاب سبز موجب افزایش مواد غذایی و پائین آمدن قیمت محصولات شده و در نتیجه، جمعیت شهری نیز روبه افزایش نهاده است. بنابراین، از آنجا که بخش صنعت توان جذب نیروی کار مهاجر روستایی و جمعیت رو به گسترش شهری را نداشته، که این مسئله نیز به‌نوبة خود موجب ایجاد تنش و تضاد در جامعة شهری شده است.

     از سوی دیگر، انقلاب سبز فرایند جهانی شدن در عرصة کشاورزی را شدت بخشیده است، به‌نحوی‌که باعث شکل‌گیری نهادهای تحقیقاتی و بنیادهای تجاری چندملیتی گردیده که اغلب در کشورهای پیشرفته، از جمله امریکا، تمرکز یافته‌اند. محصولات تولیدی این بنیادها، اعم از کودهای شیمیایی، انواع بذرهای اصلاح شده و انواع سموم، در بازار کشورهای جهان سوم نیز عرضه می‌شوند و این مسئله نابرابری را در عرصه ارتباط بین کشورها افزایش داده است.

پیامدهای بوم‌شناختی (اکولوژیک). با شکل‌گیری و گسترش انقلاب در کشورهای مختلف جهان طی 2 دهه، پیامدهای وسیع اکولوژیک این انقلاب آشکار گردید، به‌نحوی‌که خاک، آب، سموم و کودهای شیمیایی، تنوع زیستی و تنوع ژنتیکی هریک به نوعی تأثیرات شگرفی یافته‌اند.

· خاک. انقلاب سبز، همچون راهبردهای دیگر تجاری کردن کشاورزی، باروری طبیعی خاک را کاهش می‌دهد. به‌طوری‌که کشت چند محصول در یک‌سال، بدون هرگونه آیش‌بندی و با توجه به رشد سریع ارقام اصلاح شده، موجب از بین رفتن مواد آلی و بارور کنندة خاک می‌شود. از سوی دیگر، استفادة بیش از اندازه از کودهای شیمیایی و حتی استفادة معقول آنها نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای باروری طبیعی خاک از طریق آیش‌بندی یا سایر روشهای سنتی باشد.

     تحقیقات نشان داده است که انقلاب سبز در افزایش میزان شوری خاک تأثیر به‌سزایی داشته است. ازاین‌رو، به مرور زمان، باروری و حاصلخیزی خاک را از بین برده است. پوستل تخمین زده است که 20 میلیون هکتار از اراضی هند حاصلخیزی و 7 میلیون هکتار قابلیت کشت را از دست داده و رها شده‌اند. استفادة بیش از حد از علف‌کشها و سموم آفات نباتی نیز مقدار مقاومت خاک را در برابر امراض و بیماریها کاهش داده است. از سوی دیگر، از بین رفتن فرایند طبیعی ارگانیستی خاک موجب رشد امراض و آلودگی خاک شده است.

· آب. انقلاب سبز از 2 جنبه منابع آبی را مورد تهدید و آسیب جدی قرار داده است: از یک طرف، موجب کمبود آب و از طرفی دیگر، به آلودگی شدید آبهای سطحی و زیرزمینی منجر شده است. انقلاب سبز با به کارگیری فنّاوریهای پیشرفته و ایجاد و احداث کانالها، چاههای عمیق و مانند آن، موجب استفاده بیش از حد از منابع آبی شده که این مسئله به بحران و کمبود آب دامن زده است؛ هرچند در اغلب موارد، موجب مهار آب و افزایش ذخیره‌های آبی و جلوگیری از هدر رفت آن شده است، ولی در مواردی نیز در اثر نظامهای نامعقول آبیاری و استحصال بیش از حد آب، به بحران و کمبود آب منتهی شده است. در ایالت پنجاب هند، پمپاژ آب از طریق موتور پمپهای چاههای عمیق در 12 منطقه، آبهای زیرزمینی را بیش از 6 بار فراتر از حد متعادل استحصال نموده‌اند. این در حالی است که در3 ناحیه از این مناطق برداشت سالانه 3 برابر بیشتر از حد قابل جایگزین در سال بوده است. در ایالت تامیل نادو نیز سطح آب 25 الی 30 متر از حد متعادل آن پائین‌تر رفته است. به‌علاوه، جایگزینی پمپهای سانتریفیوژ به‌جای پمپهای قبلی امروزه مزید بر علت گشته است.

     از سوی دیگر، استفاده از سموم و کودهای شیمیایی در کشاورزی موجب آلودگی شدید آب و تهدید حیات انواع آبزیان شده است، به‌نحوی‌که در بسیاری از موارد، به از بین رفتن ماهیها و سایر انواع آبزیان منجر گردیده است.

· کودهای شیمیایی و سموم. استفاده از کودهای شیمیایی و سموم نیز عاری از عوارض جانبی نبوده است. همان‌گونه که دربارة تأثیر کودها بر باروری خاک گفته شد، استفاده‌های نادرست و بدون توجه به هشدارهای بهداشتی و سلامتی از سوی کشاورزان، باعث به خطر افتادن سلامتی جسمی روستائیان در برخی از موارد شده است. علاوه‌براین، استفاده از سموم آفات نباتی، بدون توجه به پیامدهای آن، موجب از بین رفتن تعادل اکوسیستم مناطق شده است، چرا که این سموم در بسیاری از موارد، آفات و غیرآفات گیاهان و حشرات مضر و غیرمضر یا مفید را یکجا از بین برده و تعادل زیست محیطی را برهم زده است، به‌نحوی‌که علاوه‌براین موارد، مواد غذایی انسانها نیز در معرض پرسش قرار گرفته است.

· تنوع ژنتیک و زیست. انقلاب سبز تنوع زیستی و ژنتیک را نیز تحت تأثیر قرار داده است. سازمان خواربار و کشاورزی (FAO) اعلام کرده است که انقلاب سبز باعث از بین رفتن تنوع ژنتیک گیاهان و تخریب تنوع زیستی در مقیاس وسیع شده است. رشد کشاورزی تجاری و تولید بذرهای اصلاح شده عامل اصلی نابودی تنوع ژنتیک است. انواع پرحاصل غلات حساسیت بیشتری به آفات، بیماری و نوسانات آب‌وهوا دارند تا انواع سنتی. با وجود تلاشهای فزاینده کارشناسان برای افزایش استقامت گیاهان در مقابل آفات، بیماری و خشکی، ویژگیهای ژنتیک گیاهان حدود 2 دهه دوام آورده و پس از آن، در مقابل عوامل تهدید کننده بسیار شکننده و ضعیف بوده است.

 

انقلاب سبز، پایداری و راهبردهای جدید

با توجه به گذشت چند دهه از انقلاب سبز پیامدهای آن راهبردهای جدید برای جبران و کاهش تأثیرات منفی انقلاب سبز مطرح شده است. البته، نیاز به تغییر و اصلاح اغلب از سوی سازمانها و نهادهای بزرگ دولتی و غیردولتی مطرح شده است؛ سازمانهایی همچون بانک جهانی، سازمان خواربار و کشاورزی (FAO)، سازمان همکاریهای اقتصادی در توسعه (OECD) و مؤسسه تحقیقات بین‌المللی سیاست غذایی با توجه به پیامدهای انقلاب سبز تغییر پارادایم در توسعه و نوسازی کشاورزی را مطرح کرده‌اند. این سازمانها در سالهای اخیر به قارة افریقا توجه بیشتری نشان داده و توجه خود را معطوف به خدمت‌رسانی و اعطای اعتبار به کشورهای این قاره نموده‌اند. فائو و برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) تحقیق و توسعه را در عرصه نوسازی کشاورزی در قالب توسعه پایدار کشاورزی شروع کرده‌اند. در همین زمینه، دستور کار 21 ( دستور کار 21) شامل مواردی است که اساس توسعه پایدار روستایی و کشاورزی از جمله به‌شرح زیر بیان می‌دارد:

· بسط چارچوب سیاست ملی واحدی که تعدیل ساختاری، یارانه‌ها، مالیاتها، حقوق، فنّاوری، تجارت خارجی، فرایندهای جمعیت‌شناختی و عوامل دیگری را که کشاورزی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، دربر داشته باشد؛

· ظرفیت‌سازی نهادی و انسانی و گسترش اقتدار سیاستگذاری و مسئولیت‌پذیری روستائیان در کنار فراهم ساختن مهارتهای مدیریت منابع؛

· توسعه فنون کشاورزی و زراعت پایدار، نظیر مدیریت یکپارچه محلی، کودرسانی سبز و گردش کشت محصول؛

· بهبود زیرساختهای اعتباررسانی، خدمت‌رسانی روستایی، کمک به صنایع خانگی و دیگر صنایع و فرصتهای معیشت غیرزراعی؛

· حفاظت و کاربری زمین، آب، حیوانات و منابع ژنتیک گیاهی؛ و

·  انطباق سیاستگذاریها به‌منظور افزایش تولید انرژیهای تجدید شونده.

     در راهبردهای جدید نه تنها به بذرهای اصلاح شده (گندم، برنج، ذرت) و کودهای شیمیایی، بلکه به پرورش بذرهایی که نسبت به آفات و بیماریها مقاومت ژنتیک دارند و در برابر خشکسالی مقاوم‌تر هستند، توجه بیشتری شده است. به‌ویژه در افریقا روی بذرهایی کار می‌شود که در خاکهای فقیر و در نواحی کم باران یا با بارندگی نامعین، حاصلدهی خوبی داشته باشند. فراسوی پرورش گیاهان، بر آبیاری به‌عنوان نهاد هادی و مصرف کود شیمیایی تأکید شده است. روشهای متکی به ارباب یا دهقانان بزرگ را کنار نهاده و فنون متکی به دهقانان خرد و کوچک رواج یافته است و از دولتها در توسعه کشاورزی و مسئولیت در شتاب بخشیدن به روند توسعه، انتظار بیشتری می‌رود. درواقع دولتها بایستی زیرساختهای ارتباطی، به‌خصوص توسعه فنّاوریهای نوین حمل‌ونقل و آموزش را فراهم سازند.

     در راهبردهای جدید همچنین روشهای سنتی و بومی برای حفظ و گسترش پایداری احیاء و به کار گرفته می‌شود. به تنوع ژنتیک و زیستی گیاهان توجه می‌شود و از روشهای کشت مخرب پرهیز می‌شود، تا نهایتاً پایداری و حفاظت از تداوم توسعه کشاورزی برای نسلهای آتی فراهم آید.

کتاب‌شناسی:

- ازکیا، مصطفی. مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی توسعه روستایی. تهران: انتشارات اطلاعات، 1374.

- گریفین، کیت. راهبردهای توسعة‌ اقتصادی، ترجمة حسین راغفر و محمدحسین هاشمی، تهران: نشر نی، 1375.

- گلدتورپ، جی.ای. جامعه‌شناسی کشورهای جهان سوم، ترجمة جواد طهوریان، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، 1373.

- میر، جرالد. اقتصاد توسعه، ترجمة غلامرضا آزاد، جلد دوم، تهران: نشر نی، 1378.

- هیامی، بوجیرو و روتان، ورنن. توسعه کشاورزی یک دیدگاه بین‌المللی. تهران: انتشارات وزارت کشاورزی سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، 1378.

- Brown, L.R. Seeds of Change: The Green Revolution and Development in the 1970s. New York and London: Praeger, 1970.

- Brown, Lester. R. “The Changing World Food Prospect: The Nineties and Beyound”, World Watch Paper 85. World watch Institute, 1988.

- Fitzgerald, P. and Parai B.J. The Green Revolution. Uotlawa University press, 1996.

- George, Susan. How the Other half Dies: The Real Reasons for World Hunger. Montclair NY: Allanheld Osmun, 1977.

- Harry, M. Cleaner. “The Contradictions of the Green Revolution”, American Economic Review, May 1972.

- Hich, E.D.; Kett, Josephf & Trefil, James (eds). The New Dictionary of Cultural Literacy. 3nd ed. Houghton Mifflin, 2002.

- Lipton, Michael and Longhurst, Richard. Modern Varieties International Agricultural Research and the Poor. Washington, D.C.: World Bank.

- Mosher, A.T. Getting Agriculture Moving: Essentials for Development and Modernization. The Agricultural Development Council, 1966.

- Pearly, A.“Technology and Peasant Production: Reflections on a Global Study”, Development and Change. Vol. 8, No. 2, 1977.

- Postel, Sundra. Refusing the Tonic Threat: Controling Pesticides and Industrial Waste, World Watch Paper 79. World Watch Institute, 1987.

- Shepherd, Andres. Sustainable Rural Development. London: MacMillan Press LTD., 1998.

- Shiva, Vandana. The Violence of the Green Revolution: Third World Agriculture, Ecology and Politics. London: Zed Book Ltd., 1991.

- Singh, Surendar. “Some Aspects of Groundwater Balance in Punjab”, Economic and Political Weekly. December 28, 1991.

- Weaver, Woys William (ed). Encyclopedia of Food and Culture. MacMillan Library Reference, 2001.