بسیاری از متفکران، کلمه انگلیسی Guild را معادل واژه صنف که جمع آن اصناف است، تلقی کردهاند. این واژه انگلیسی عمدتاً ناظر بر اتحادیههای قرون وسطایی، متشکل از صاحبان حرفههای مشابه و تجار است که وظیفه نظارت بر کار اعضا آن، بهمنظور حفظ استانداردهای کاری و حرفهای، آموزش شاگردانی که نزد استادان هر حرفه نهاده میشدند و در مجموع، حفظ اخلاق حرفهای، وجدان کاری و صیانت از منافع گروهی را برعهده داشتند. بدینسان، صنف سازمانی شغلی و حرفهای است که افراد همحرفه را در جهت منافع حرفهای، گرد یکدیگر جمع میآورد. صنف در فرهنگ مغرب زمین به نوعی انجمن رسمی گرایش داشته و دارد. این انجمن در جهت حفظ منافع مشترک، پایدارسازی حرفهای و تضمین بقاء، ساختمند کردن تولید و رعایت اصول حرفهای میکوشد و در مواقع ناامنی، بیثباتی و بحران، به یاری اعضاء میشتابد. گرچه منابع بسیاری، از جمله منابع اینترنتی، با کمدقتی از وجود اصناف در هند باستان دوران گوپتا، یعنی سالهای 300 تا 600 م، در چین دوران سلسله هان، سالهای 206 قم تا 220م و دوران سلسله سویی، سالهای 89 تا 618 م و در مصر، زیر نفوذ دوران هلنی و سپس رُم یاد کردهاند، کاربرد این مفهوم در متنهای اجتماعی- تاریخی مختلف و در دورانهای گوناگون جامعهای واحد، با بار معنایی متنوع و متفاوتی همراه است که عدم توجه به چنین تفاوتهایی به برداشتهای ناروا ختم میشود. برای مثال، گرچه از وجود اصناف در مصر دورانهای مختلف یاد شده است، بررسی اندیشمندان نشان میدهد که صنف در مصر عمدتاً سازمانی حرفهای، متعلق به دوران عثمانی و پس از آن بوده است؛ برای نمونه، اس.دی. گویتین در مقاله قاهره: شهری اسلامی در پرتو اسناد جنیزا، منتشره در کتاب شهرهای خاورمیانه تألیف و گردآوری ایرا. ام. لاپیدوس، چنین آورده است: در بررسی دقیق اسناد جنیزای قاهره (اسنادی که به زبان عربی با حروف عبری در سدههای 10 تا 13 م در شهر قاهره نوشته شده و در کنیسه و قبرستانی محفوظ مانده است و در دوران معاصر به کف آمده و بررسی گردیده است) یا اسناد نظارت بر بازار در زمان تدوین آن اسناد، آدمی ممکن است بیهوده به جستجوی معادل عربی واژه انگلیسی Guild بپردازد، اما چنین واژهای وجود نداشته است، زیرا نهادی به نام اصناف تا سده 13 م موجودیت نیافته و نظارت بر کیفیت و شرایط حرفهای صاحبان حرفههای مختلف، وظیفه مأموران انتظامی حکومتی بوده است.
این نکته از آن رو مهم است که در ساختار سیاسی جوامع استبدادی که با تمرکز فوقالعاده حکومتی در دورههای ثبات همراه بوده است، اصناف یا پدید نیامده و یا بهصورت انتصابی، عهدهدار تنظیم رابطه حکومت و صاحبان حرفههای گوناگون و ابلاغ فرامین حکومتی و توافق مالیاتی که اعضاء باید بپردازند، محدود میشده است و به سخن دیگر، انجمن بهخود نمیگرفته است. البته در جوامعی که افراد صاحب حقوق یا شهروند وجود داشته است، سازمانهای صنفی به شکل انجمنهای اجتماعی نسبتاً مستقلی پدید آمده، بخشی از زندگی انجمنی رسمی و خارج از خانواده محسوب شده و بهعنوان نهادی قدرتمند تمام مسائل هر حرفه خاص را سازماندهی و تنظیم میکرده است.
در سرزمینهای خلافت اسلامی، بهویژه در عصر عباسی، مفهوم صنف بهعنوان نهاد رابط بنیصاحبان یک حرفه و حکومت اسلامی و تنظیمکننده نظارت محتسب و داروغه بر صنف گسترش یافته، علاوهبر تجار و پیشهوران، صنعتکاران را نیز دربرگرفت. بعدها حتی از صنف اهل علم نیز سخن به میان آمد. البته این اصناف هرگز استقلال تام و تمام را تجربه نکردند. در ایران، مفهوم صنف در ترکیبی رازآلود یا مفهوم فتوه و فتوت، از یکسو و عیاران از سوی دیگر، گاه شکل سازمانهایی مخفی را بهخود میگرفت، که با مباحث عرفانی و سازمانهای صوفیانه درمیآمیخت و در نتیجه، بر پیچیدگی موضوع میافزود.
مهمترین دوران در زندگی اصناف گوناگون، دوره پایانی سدههای میانی در اروپای غربی است که شاهد ظهور صنف شهرهایی است که راه را برای ورود سرمایهداری معاصر هموار کردند و در مواردی، بهویژه صنایع دستی تا سدة 16م، با قدرت بر حرفههای گوناگون نظارت و کنترل دقیق اعمال نمودند.
علیرغم تفاوتهای موجود بین اصناف در سرزمینهای مختلف و در زمانهای گوناگون، وجوه سازمانی مشترکی نیز در تمام انواع قابل ردیابی است. برای مثال، اکثراً اصناف از دستگاه و نهادی حاکم بر آن، واحدهای اداری یاریدهنده ارگان یاد شده و مجمع اعضاء که معمولاً بدان مجمع عمومی میگویند، تشکیل میشود. مجمع عمومی نیز معمولاً افراد ادارهکننده صنف را برمیگزیند و یا برای انتصاب از بین چند نفر به حکومت معرفی مینماید. ویژگی مشترک دیگری که در اکثر موارد به چشم میخورد، اشراف افراد برگزیده بر امور گوناگون صنف و احترام اعضاء به آنان است که ایشان را برای حل کدخدا منشانة اختلافات اعضاء، واجد صلاحیت میکند.
از دیگر وظایف صنف، تنظیم رابطه استاد و شاگرد بوده است. این رابطه بخشی از نظام آموزش حرفهای را دربرگرفته و از سوی دیگر، شرایط عبور از کودکی و نوجوانی به بزرگسالی را سازمان میبخشیده است. در نتیجه، برای اشاره به تعلیم و تربیت سنتی، علاوهبر خانواده، نهادهای مذهبی عهدهدار سوادآموزی، از نظام آموزش استاد- شاگردی در چارچوب صنف نیز یاد میشود.
بحث صنف در ایران با فراز و فرود بسیاری همراه است. از سوی دیگر، بیان بسیاری از نقطهنظرات دربارة صنف در ایران، آن هم در دورانهای مختلف، قابل اثبات نیست. برای مثال، منابع مربوط به ایران قبل از اسلام، از پیدایش صنف پیشهوران و صنعتکاران، با نام واستریوشان در زمان اشکانیان یاد کردهاند و ادعا نمودهاند که روحانیون نستوری به زبان سریانی از جلسات تشکیل شده خود، صورتجلسه تهیه میکرداند. در این صورت جلسات گرد آمده مربوط به اواخر اشکانی و سپس دوره حاکمیت ساسانی از واستریوشانسالار بهعنوان رئیس صنف نام برده شده است. از اشاره مختصری که به این موضوع شد، چنین استنباط میگردد که اولاً فرایند تفکیک اجتماعی- اقتصادی در دوره اشکانی آغاز و تا دورة حمله اعراب ادامه داشته است؛ ثانیاً، از جمله آثار چنین تفکیکی، هویت حرفهای در قالب صنف بوده است؛ و بالاخره آنکه صنف از بین اعضاء فردی را بهعنوان رئیس یا نماینده خود برمیگزیده و به حکومت معرفی میکرده است، تا هماهنگسازی رابطه صنف و حکومت را برعهده گیرد. چنین الگوی کلّی تا به امروز در مورد صنف پایدار باقیمانده است. در دورانهایی که قدرت حکومت تضعیف میشد و یا فرایند مردمسالار شدن، البته در چارچوب شرایط جامعه ایران پدید میآمد، اصناف مستقلتر شده، به الگوی انجمنی نزدیک میگردیدند. برعکس، با افزایش اقتدار حکومتی، اصناف تا مرز نابودی پیش میرفتند. براساس چنین الگوی کلّی، میتوان چند مرحله در زندگی اصناف ایرانی را از هم تفکیک نمود: اولین آنها دوران قبل از اسلام، دومین مرحله، دوران عباسی، سومین مرحله، اصناف در دوران صفوی و بالاخره، تحول نظام صنفی پس از مشروطیت است. فراموش نباید کرد که نحلههای فکری خاص زندگی صنفی و حقوق صنفی را از جمله حقوق شهروندی و حقوق فردی تلقی کردهاند.