فرایند شناخت اهمیت یا ارزشگذاری فعالیتهایی که در زمینه برنامههای توسعه یا مشی معین انجام میشود و منظور از آن، تعیین کارایی اقدامات انجام شده برای اجرا، کفایت منابع به کار رفته برای دستیابی به اهداف و همچنین پایداری و اثربخشی آنهاست. ارزیابی به مفهوم کلی، عبارت است از بررسی و تشخیص نظاممند ارزشهای چیزی یا شایستگیهای کسی. ارزیابی برای این است که یک سازمان، خواه تشکیلات دولتی یا شرکتهای خصوصی، از اطلاعات بهدست آمده در فرایند تصمیمسازی ( تصمیمسازی) و از جمله، اصلاح خطاها استفاده کند.
2 مفهوم ارزیابی و پایش اغلب بهطور توأم و مرتبط با هم به کار میروند. برای یک ارزیابی معتبر به بررسیهای مختلف پایش نیاز است. پایش به برخی از ابعاد یک برنامه یا طرح مربوط میشود، درحالیکه ارزیابی به جنبههای گوناگون یک طرح و همچنین ابعاد مرتبط یک برنامه میپردازد. بدینسان، مطالعات پایش مکمل و از اجزاء فرعی نظام ارزیابی است، اما به خاطر هزینهبر بودن مطالعات ارزیابی، گاهی بررسیهای پایش جنبههایی از کار ارزیابی را نیز پوشش میدهد.
اهمیت ارزیابی
هم سازمانهای دولتی و هم بخش خصوصی به اطلاعات حاصل از ارزیابی نیاز دارند. این اطلاعات چنانچه بهطور منظم جمعآوری شود، سازمانهای دولتی را از چگونگی پیشرفت برنامهها و طرحها و نیز، نحوة بهرهگیری از مصرف بودجه عمومی مطلع میسازد. علاوهبرآن، به حکومت امکان میدهد، نحوه پیشرفت برنامهها را به مجلس ملی گزارش دهد. در بیشتر کشورها سازمانهای مختلف حکومتی، از جمله وزارتخانهها، شیوههایی را برای جمعآوری اطلاعات ( اطلاعات) اتخاذ میکنند. سازمانهای آماری و سرشماری بهنوبه خود اطلاعات گوناگونی را جمعآوری میکنند. البته در بسیاری از موارد، بهویژه کشورهای توسعهنیافته، این اطلاعات در سطح سازمانها و وزارتخانههای مختلف پراکنده است و بهصورت نظام واحد سامان نیافته است. در این موارد، برای بهرهبرداری هرچه بهتر از این اطلاعات باید آنها را در یک نظام واحد جمعآوری کرد.
اصول راهنما
تشکیل یک نظام ملی در ارزیابی به برخی اقدامات اصولی نیازمند است. از آن جمله است:
· تشخیص نیازهای موجود؛
· پیجویی فعالیتهای جاری؛ و
· شناسایی ظرفیتهای بالقوه در سطح ملی.
برای پیریزی نظام ارزیابی، برخی اقدامات اساسی به شیوه زیر توصیه شده است:
· تعیین وزارتخانهها یا سازمانهای مسئول برای سازماندهی نظام ارزیابی (و همچنین پایش). برای این منظور باید وزارتخانهها و سازمانهای اصلی که در تدارک و بهرهمندی از نظام ارزیابی سهم بیشتری دارند، مثل وزارت دارایی، سازمان یا وزارت برنامهریزی، دفتر ریاست جمهوری و مجلس، بخشهای عمده کار را ساماندهی کنند. در همین زمینه و درعینحال، سهم سازمانها و نهادهای محلی، مثل شهرداریها، و شوراهای شهر و روستا و بههمینترتیب، سهم سازمانهای محلی حکومتی مثل استانداریها و فرمانداریها نیز باید مشخص شود.
· بخشهایی از مدیریت عمومی کشور که به بهرهگیری از ارزیابیها بیشتر نیاز دارند، میتوانند بیشترین سهم را در پشتیبانی از این فرایند انجام دهند. سازمانهای تصمیمگیری در مورد بودجه، سازمان یا وزارت برنامه، مجلس نمایندگان و نهاد ریاست جمهوری در این زمینه سهم بیشتری دارند. در ایران پیش از برچیدن سازمان مدیریت و برنامهریزی، بخش عمدهای از این کار برعهدة این سازمان بود. اکنون، این کار به نهاد ریاست جمهوری (یکی از معاونتهای ریاست جمهوری) منتقل شده است.
· ابزارهای مورد استفاده برای نظام ارزیابی، برحسب منظورهای متفاوت، مختلف است. شاخصهای منظم عملکردی، وارسیهای سریع، مطالعات عمقی از جمله شیوههایی هستند که برای این منظور به کار میروند.
کار تخصصی ارزیابی
ارزیابی کاری تخصصی است؛ بنابراین، برای پیشبرد آن به گروههای حرفهای نیاز است. برخی از سازمانهای بینالمللی، مانند سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، مؤسسات مستقلی برای کار ارزیابی دارند. بسیاری از کارگزاریهای سازمان ملل نیز دفترهای مستقل یا نیمه مستقل برای انجام امور ارزیابی و پایش در اختیار دارند. سازمان ملل یک گروه ارزیاب (UNEG) دارد که کار تعیین شاخصها و استانداردها را در مسائل مورد نظر این سازمان انجام میدهد. برخی سازمانهای منطقهای، مثل سازمان همکاریهای اقتصادی اروپا نیز گروه ارزیاب دارند. یکی از مؤسسات شناخته شده در کار ارزیابی انجمن ارزیابی امریکا است.
سازمانهای ارزیاب به برخی اصول حرفهای پایبند هستند که از جمله است:
· جستجو و تحقیق نظاممند؛
· انسجام و صداقت در کار ارزیابی؛
· احترام به حریم خصوصی مردم؛ و
· احساس مسئولیت نسبت به رفاه عمومی.
رویکرد
ارزیابیهای کلان کشوری برحسب ارزشهای کلی یک کشور متفاوت است. امروزه، در بیشتر کشورهای غربی، 2 رویکرد عمده بیش از رویکردهای دیگر رواج دارد. این رویکردها برمبنای رویکرد غالب دولتی شکل گرفتهاند. این رویکردها نیز بهنوبه خود، با معرفتشناسی خاصی مرتبط هستند. در بین کشورهای غربی، 2 بینش اصالت سودمندی و کثرتگرایی ارزشی بیش از سایر بینشها در جهتدهی به اصول هادی سیاستگذاریها و بههمینترتیب، ارزیابیها نفوذ دارند. اصل بنیادی اصالت سودمندی عبارت است از بیشترین منافع برای بیشترین تعداد مردم. اما کثرتگرایی بر این باور تکیه دارد که هیچ تعبیر واحدی از خوب یا خیر را نمیتوان پذیرفت. بهاینترتیب، کثرتگرایان معتقدند که خیرها گوناگونند.
معرفتشناسی مرتبط با بینش اصالت سودمندی بر عینی بودن تحقیق و بینش کثرتگرایی، بر ذهنی بودن تحقیق تأکید دارد. بنابه بینش اصالت سودمندی، دانش متکی بر واقعیات بیرونی است و از لحاظ تعیین صحت و سقم قابل وارسی است. اما کثرتگرایان بهلحاظ معرفتشناسی ذهنگرا هستند و معتقدند که دانش و تحقیق متکی به تجربهها و دانستههای فردی است و پژوهشگر بهطور ضمنی یا صریح، کار تحقیق خود را با آنچه از پیش در ذهن دارد، آغاز میکند و براینمبنا، به پایان میرساند. ازاینرو، حاصل کار محققان قابل وارسی بیرونی نیست.
هریک از این دو رویکرد معرفتشناختی درعینحال، ممکن است با 2 دیدگاه عمده سیاسی پیوند داشته باشد. یکی دیدگاه نخبهگرایانه که بر منافع مدیران و متخصصان متمرکز است و دیگری، تودهگرایی که بر منافع و مشارکت تودههای وسیع مردم تأکید میورزد. ارزیابیهایی که با دیدگاه سیاسی مثبت یا منفی به نقش ارزشها مینگرند، ارزیابی کاذب نامیده میشوند. در مقابل، ارزیابیهایی که بر رویکردی در پرسشها متکی است که بهطور دقیق به شناخت ارزش یک چیز منتهی نمیشود، شبهارزیابی نام دارند. ارزیابی به مفهوم درست خود، در درجه اول، معطوف به شناخت دقیق یک ارزش، فارغ از جهتگیریهای سیاسی است.
کتابشناسی:
- Gordillo, G. and Andersson, K. “From Policy Lessons to Policy Actions: Motivation to Take Eveluation Seriously”, Public Administration and Development. Vol. 24, 2004.
- House, R. “Assumptions Underlying Evaluation Models”, Educational Researcher. Vol. 7(3), pp. 4-12, 1978.
- Stufflebeam, D. and Webster, J. “An analysis of Alternative Approaches to Evaluation”, Educational Evaluation and Policy Analysis. Vol. 2(3), pp. 5-19, 1980.
- World Bank Group. What is Monitoring and Evaluation. I.E.G., 2007.