سطحی از زمین مفروز در یک سکونتگاه روستایی یا یک مجموعه زیستی- اقتصادی که در مالکیت یا تصرف یک یا چند واحد تولید زراعی باشد. در بیشتر موارد، هنگامیکه از زمین روستایی یاد میشود، منظور زمین کشاورزی است. بهطور معمول، یک قطعه زمین کشاورزی، کوچکترین واحد از کل زمینهای روستایی است که وسعت آن در نواحی مختلف و حتی در بین مجموعه اراضی یک روستای معین، متفاوت است؛ این مقدار از چند مترمربع در واحدهای بسیار کوچک تا قطعات بزرگ و حتی یک مزرعه کامل در نوسان است. کل اراضی واقع در محدوده یا مجموعه اراضی بههم پیوسته در یک روستای معین را قلمرو روستا مینامند که درواقع، شامل زمینهای دایر، بایر و موات، عرصة شبکة آبها و راهها، زمینهای مشاع (اشتراکی) و سطح تحت اشغال واحدهای مسکونی است. شکل، وسعت و نحوه پراکنش این زمینها، الگوی اراضی روستایی را تشکیل میدهد. برایناساس، منظور از الگوی زمینهای روستایی، ریخت و نحوة استقرار فضایی قطعات مفروز موجود در نظام مالکیت و تصرف و نوع کاربری زمینها در یک سکونتگاه روستایی است.
الگوهای اصلی زمینهای زراعی عبارتند از: الگوی بلوک مانند؛ و الگوی نواری شکل. قطعه زمینهای بلوک مانند از نظر وسعت و اندازه به بلوکهای بزرگ یا کوچک و از نظر فرم به بلوکهای منظم و نامنظم تقسیم میشوند. قطعه زمینهای نواری شکل نیز بهعنوان نوارهای طویل یا کوتاه و همچنین نوارهای باریک یا عریض از یکدیگر قابل تفکیک هستند. برهمینمبنا، مرز تشخیص میان الگوهای بلوک مانند از نواری شکل، درصورتیکه قطعات مستطیل باشند، از نسبت 5/1:2 اضلاع تعیین میشود. حد شاخص میان بلوکهای بزرگ و کوچک نیز حدی نسبی است و از یک منطقه به منطقه دیگر تفاوت میپذیرد.
برپایی و گسترش گونههای مختلف الگوی زمین زراعی و پراکنش ناحیهای هریک از آنها، علتهای متنوع و گوناگونی دارد. درواقع، شکل سکونتگاههای روستایی و نحوه پراکنش زمینهای زراعی با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند. این امر حتی هنگامیکه الگوهای خاص سکونتگاهی با الگوهای معین کالبدی اراضی نیز همراه نیست، صادق است. عواملی همچون حقوق ارث، مقررات و آداب و رسوم جاری در یک اجتماع، ویژگیهای محیط طبیعی، نحوة تکوین و رشد جمعیت و نوع بهرهبرداری اقتصادی، در نحوه شکلپذیری الگوهای زمین زراعی نقشی تعیین کننده دارد.
هانس بوبک (1976م) در بررسی الگوی اراضی روستایی در ایران، به این نتیجه رسیده است که این الگو قبل از اصلاحات ارضی، نتیجه و درعینحال نمایانگر نظام اجتماعی- اقتصادی حاکم بر ایران در گذشته، یعنی نظام ارباب- رعیتی بوده است. در این بررسی، نحوه تقسیم دورهای قطعات زمین و واگذاری آن توسط زمینداران بزرگ به مزارعه کاران، نوعی شیوه مدیریت هماهنگ معرفی شده است. نظریه مشابهی دربارة الگوی نواری شکل زمینهای زراعی در برخی مناطق خشک خاورمیانه و افریقای شمالی ابراز شده است، مبنی بر اینکه علت شکلگیری این الگو، همکاری و مشارکت جمعی همه اعضای جماعت یا طایفه در روند تولید اقتصادی است. در این روند عوامل دیگری نیز تأثیرگذار هستند که از جمله عبارتند از:
· شیوة کشت؛
· شیوههای تأمین آب و روشهای آبیاری؛
· ابزار کشت و ورز و نحوة مالکیت آنها؛
· اصل مساواتجویی، یعنی تقسیم و واگذاری دورهای قطعات زمین برخوردار از کیفیت و درجة حاصلخیزی متفاوت؛ و
· 
حقوق ارث.
الگوی زمینهای روستایی، درواقع، بازتاب روابط مکانی- فضایی و مناسبات اجتماعی- اقتصادی حاکم در سکونتگاه روستایی است، از اینرو، مطالعه این الگو نه تنها دامنه و نحوه کاربریهای متنوع زمین را شامل میگردد، بلکه بررسی آن بهمنظور نحوة تخصیص و آمادهسازی زمین
( آمادهسازی زمین) برای پاسخگویی به نیازهای سکونتگاههای روستایی ( سکونتگاه روستایی)، اهمیت دارد.
اراضی روستایی براساس نحوة تملک معمولاً به 5 دسته تقسیم میشوند: اراضی ملکی بزرگ (معمولاً قطعات بزرگ یکپارچه و بیشتر متعلق به مالکان غایب)؛ اراضی ملکی دهقانی (در اغلب موارد متشکل از قطعات متعدد کوچک و پراکنده)؛ اراضی مشاع (با بهرهبرداری جمعی و مشترک)؛ اراضی موقوفه؛ و اراضی دولتی. بههمینترتیب، اراضی روستایی از نظر نوع کاربری نیز قابل تفکیک هستند: اراضی کشاورزی (اعم از اراضی آبی و دیمی و یا زراعی و باغی)؛ اراضی مرتعی و چراگاهی؛ اراضی بایر؛ اراضی تحت تأسیسات عمومی و واحدهای خدماتی روستا؛ اراضی تحت اشغال شبکه راههای ارتباطی؛ و اراضی تحت اشغال شبکه آبها.
کتابشناسی:
- برومبرژه، کریستیان. مسکن و معماری در جامعه روستایی گیلان، ترجمة علاءالدین گوشهگیر، تهران، 1370.
- بوناین، مایکل. «قنات، شبکه زمینهای زراعی و مورفولوژی روستایی»، در فصلنامة تحقیقات جغرافیایی، ترجمة عباس سعیدی، ش 19، زمستان 1369.
- سعیدی، عباس. شیوههای سکونتگزینی و گونههای مسکن روستایی در مناطق زلزلهزدة گیلان و زنجان. تهران: مرکز مطالعات مقابله با سوانح طبیعی/ برنامه عمرانی سازمان ملل، 1375.
- سعیدی، عباس. گونهشناسی معماری مسکن روستایی استان سمنان. تهران: بنیاد مسکن انقلاب اسلامی/ جهاد دانشگاهی دانشگاه شهیدبهشتی، 3 جلد، 1376.
- سعیدی، عباس. مبانی جغرافیای روستایی. تهران: انتشارات سمت، چاپ هشتم، 1385.
- لوبو، پیر. بنیادهای بزرگ زراعی، ترجمة محمود محمودپور، تبریز، 1354.
- Bobek, Hans. “Entstehung und Verbreitung der Hauptflur- systeme Irans, Grundzüge Einer Sozialgeographischen Theorie”, Mitteil. der Österreichischen Geogr. Gesellschaf. Bd. II u. III, 1976.
- English, P.W. City and Village in Iran. Wisconsin, 1966.
- Hudson, F.S. A Geography of Settlements. London, 1970.
- Lienau, C. Ländlichen Siedlungen. Braunschweig, 1986.
- Niemeier, G. Siedlungsgeographie. Braunschweig, 1977.
- Uhlig, H. u. C. Lienau. Die Siedlungen des Ländlichen Raumes. Giessen, 1972.