دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اجتماع محلی

Local Community
نویسنده

گرچه بخش عمده‌ای از مفاهیم علوم اجتماعی، بنابه ماهیت سهل و ممتنعند، اما هیچ‌یک در پیچیدگی، تنوع معنا و کاربرد، به پایة مفهوم اجتماع محلی نمی‌رسند؛ این واژه در زبان فارسی به اجتماع نیز ترجمه می‌شود. اجتماع محلی در ظاهر امر، به گروه یا اجتماعی از ارگانیسمهایی اطلاق می‌شود که محیط و معمولاً علایق مشترک دارند. در اجتماعات محلی انسانی، احتمال دارد که اشتراک در هدف، باور، منافع، ترجیحها، نیازها،‌ مخاطرات و مانند آن وجود داشته باشد و آدمیان را به هم بپیوندد. براین‌اساس، اعضای اجتماع محلی بر پایة همان عضویت به هویت مشترکی دست می‌یابند که البته نافی هویتهای دیگر آنان نخواهد بود. اجتماع محلی از واژه لاتین Communitas مشتق شده است که به معنای مثل‌هم، همانند و یکی بودن است. این واژه خود مشتق از واژه Communis است که به معنای مشترک و مشترک برای بسیاری، انبوهی و گروهی است؛ از این گذشته، واژه Communis خود ترکیبی از دو جزء Con (به معنای باهم) و munis (به معنای انجام خدمات) است. در نتیجه، اجتماع محلی در نهایت، به معنای گروهی از مردم است که وظایف جمعی خاصی را با هم انجام می‌دهند. به کارگیری این مفهوم نخست در پولیس (با مسامحه: دولت- شهر) آتن و سپس پولیسهای رومی، گویای معنای دیگری است؛ اجتماع محلی در دنیای هلنی و رومی، به اعضای صاحب حقوق، موظف و مسئول- یعنی شهروندان پولیس- اطلاق می‌شد که شهروند بودن را بر تمامی هویتهای گوناگون خویش رجحان می‌دادند و با هم برای خیر عمومی یا مصالح پولیس انجام وظیفه می‌کردند. براین‌اساس، این شهروندان علی‌رغم تفاوتهایی که بین ایشان وجود داشت، در مقاصد و باورهای مشخص، در بهره‌گیری از منابع معیّن مشترک بودند و نیازهای خاصی، علاوه‌بر نیازهای فردی، داشتند. اینان برای بقای پولیس، مخاطرات مشترکی چون محافظت از پولیس، حفظ قوانین، جلوگیری از قدرت گرفتن فرد و دخالت دادن منافع فردی و تبارمحور و حفاظت از نهادها و سازمانها و رویه‌های جاری در پولیس، تا پای جان پیش می‌رفتند. بدیهی است که هرگز همگان در امور یادشده برابر نبودند و آنچه که مورد تأکید است، وجود گرایشی مسلط در حفظ پولیس یا محل زندگی مشترک بوده است. علاوه‌براین، این پرسش مطرح است که آیا مجموعه‌های اجتماعی که بر پایة خون و تبار چون خاندان، قوم، قبیله و عشیره پدید می‌آیند، اجتماع محلی خوانده می‌شوند؟ به بیان دیگر، اگر اشتراک آدمیان به مکان زندگی یا زیستگاه انسانی محدود شود، لیکن در درون آن سکونتگاه هر گروهی منافع خون محور و تبار و نیا بنیاد خود را بر سایر وجوه مشترک رجحان دهد، آیا هنوز می‌توان بدان سکونتگاه، اجتماع محلی نام داد؟ پرسش یاد شده جوهر مناقشاتی است که سرِ باز ایستادن ندارد. اما مشکل تنها به مورد یادشده ختم نمی‌شود. زیرا اجتماع بدون پسوند محلی برای مجموعه‌های اجتماعی و گروهی متعدد دیگری نیز به کار می‌رود. مثلاً از اجتماع دانشمندان، هنرمندان، استادان دانشگاه، بنایان و سایر اصناف و اصحاب حرفه‌ها نیز یاد می‌شود و حتی کل آدمیان روی زمین را نیز اعضای اجتماع انسانی لقب داده‌اند.

     فردیناند تونایس، جامعه‌شناس آلمانی، در کتاب خویش به نام اجتماع محلی و جامعه، به تمایز این 2 مفهوم و مقولة اجتماعی پرداخته است (1887م). در نظر او، اجتماع محلی از جمله اجزای جامعه است که اعضای آن ارتباطی نزدیک‌تر و تنگاتنگ داشته و از انسجام اجتماعی بالاتری، برخوردارند. تونایس معیار نزدیکی و رابطه تنگاتنگ را وحدت اراده تعریف کرده است. البته نظر او با آنچه نگارنده در اینجا در مورد معنای اجتماع محلی مکان‌ محور، یعنی پولیس، عرضه داشت، ظاهراً یکسان نیست، زیرا او خانواده و کلان را بیان رسای اجتماع محلی می‌داند و اضافه می‌کند که اشتراک محل زندگی و باورها و پنداشتها نیز به شکل‌گیری اجتماع منجر می‌گردد.

     به نظر تونایس، اشکال بیرونی زندگی اجتماع محلی که از طریق اراده طبیعی خود را نشان می‌دهد، به‌شکل خانه، روستا و شهر کوچک به نمایش درمی‌آید. این مقوله‌ها اشکال پایدار زندگی واقعی و تاریخیند. شهرهای کوچک بالاترین و پیچیده‌ترین اشکال زندگی اجتماعیند. خصیصه محلی شهر کوچک که با روستا مشترک است، مشابه خصیصه خانواده در محدوده خانه است، زیرا هم روستا و هم شهر کوچک، بسیاری از ویژگیهای خانواده را حفظ می‌کنند البته این خصایص در روستا بیش از شهر کوچک محفوظ می‌ماند. تنها آنگاه که شهر کوچک به شهری واقعی تبدیل می‌شود، تمامی این خصایص از میان می‌رود. درواقع، در نظر تونایس، شهر کامل نقطه آغازین مفهوم جامعه است که ویژگی محلی خود را از دست می‌دهد. او سپس ملت و مجموعه ملل یا کشورها را اوج جامعه معرفی می‌کند. ازاین‌روی، افزودن مفهوم محلی به اجتماع توجیه می‌گردد. تونایس بیان کنندة نامحلی بودن، جامعة توده‌وار (Mass Society) است که در آن، روابط نزدیک جای خود را به روابط رسمی می‌سپارد و حیطه اقتصادی و کنش و واکنشهای شغلی اهمیتی اساسی پیدا می‌کند، خانواده بسیاری از خصایص خود را از دست می‌دهد و به سازمانهای رسمی وامی‌گذارد.

     گرچه اثر تونایس در بحث از اجتماع محلی فوق‌العاده اثرگذار بوده است، اما مانند بسیاری از منابع و متون علوم اجتماعی، مستقیماً به تجربة اروپای غربی اشاره دارد؛ تجربه‌ای که با پیدایش سرمایه‌داری، به‌ویژه سرمایه‌داری صنعتی که وقوع آن مدیون انقلاب صنعتی است، امکان مقایسه 2 وجه مهم چون جامعه سنتی و جامعه صنعتی را فراهم آورد.

     پرسش آن است که به چه میزان مفهوم اجتماع محلی آنچنان‌که متفکران علوم اجتماعی مغرب زمین به توصیف آن پرداخته‌اند، در مورد سایر جوامع، از جمله ایران، موضوعیت دارد. آیا در جامعة ایران نیز تقسیم‌بندی اجتماع محلی و جامعة توده‌وار با توصیفی که از این 2 می‌شود، مطابقت دارد؟ به‌ویژه آنکه بهنگام سخن گفتن از اجتماع محلی، گاه 2 شرط آزادی و امنیت، به‌عنوان ویژگیهای پایه‌ای اجتماع محلی، عنوان می‌گردد.

     مفهوم اجتماع محلی در رشته‌های علمی گوناگون گرچه محوری واحد دارد، به اشکال گوناگونی به کار می‌رود. برای مثال، ارسطو که از اولین کسانی است که از واژه اجتماع محلی استفاده کرده است کتاب سیاست خود را با اشاره به اجتماع سیاسی آغاز می‌کند و می‌نویسد: هر دولتی نوعی اجتماع محلی است و هر نوع اجتماع محلی با نگاهی به نوعی خیر بنا می‌شود، زیرا آدمیان همواره در جهت به کف آوردن آنچه که خیر یا خوب می‌انگارند، دست به عمل می‌زنند. لیکن چنانچه تمامی اجتماعات محلی نوعی خیر را هدف قرار می‌دهند، دولت یا اجتماع سیاسی که برترین تمام اجتماعات است و سایر اجتماعات را دربر می‌گیرد، به میزانی بیشتر از سایر اجتماعات، بالاترین خیر را هدف قرار می‌دهد.

     انسان‌شناسان به مطالعه اجتماع محلی از منظر فرهنگ می‌پردازند؛ قوم‌نگاران از طریق مطالعات میدانی، به شناخت ویژگیهای اجتماع محلی همت می‌گمارند؛ فلسفه اجتماعی با نقد سرمایه‌داری و لیبرالیسم کلاسیک، به دفاع از جامعة مدنی که حس اجتماع محلی را به حداکثر می‌رساند، سخن می‌گویند؛ و بالاخره، جغرافیای شهری به اجتماع محلی از منظر فضا و مکان نگاه می‌کند.

     اجتماع محلی مکان محور که به اجتماع محلی جغرافیایی نیز مشهور است، دربرگیرنده محله، حومه، روستا، شهرک یا شهر کوچک و شهر است. در این رابطه، افرادی که در مکان مشترکی روزگار می‌گذرانند، اعضای اجتماع محلی بشمار می‌آیند و اجتماع محلی را پدید می‌آورند. گاهی این اجتماع محلی از طریق فعالیتهای جمعی برای نفع همگانی در مکانی خاص، مثلاً محله شناخته می‌شود. برخی از نظریه‌های اجتماع محلی ادعا دارند که مکان، مهم‌ترین عنصر جامعه مدنی و توسعة اجتماع محلی است. بر پایة این نظریه‌ها، چنانچه حس مشترک اجتماع محلی و حس مکانی با هم ترکیب شوند و این حس در افرادی که کنار هم زندگی می‌کنند، پدید آید و هر دم تقویت شود،‌ اجتماع محلی پایدار و مقاوم و منسجم خواهد بود که در جهت بهزیستی تمام ساکنان خود گام برمی‌دارد. در این رابطه، مفهوم اجتماع محلی ارادی یعنی گزینش آگاهانة مکان زندگی از سوی گروه اجتماعی خاص مطرح می‌شود چنین مکانهایی می‌توانند با کارایی بیشتر امور محله، شهرک و شهر خود را پیگیری کنند و معماری، مهندسی، برنامه‌ریزی و ادارة مردمی و خردمندانه (حکمرانی خوب) را به بهترین وجه به خدمت گیرند و بدینسان، هویت مکان محور مشترکی را تقویت نمایند. مهم‌ترین نقدی که به تمام مفاهیم مرتبط با اجتماع محلی مکان محور ارائه می‌شود، خطر خودمحوری چنین گروههایی است که می‌تواند به پایمال شدن حقوق افراد غیر عضو یا غریبه منجر شود.

 

کتاب‌شناسی:

- Anderson, B. Imagined Communities: Reflections on the Origin and Spread of Nationalism. London: Verso, 1983.

- Putnam, R. Bowling Alon: The Collapse and Revival of American Community. New York: Simon & Schuster, 2000.

- Gottschalk, S. Communities and Alternatives. Cambridge, Mass: Schenkman, 1975.