دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اثبات‌گرایی (در مطالعات شهری)

Positivism (and Urban Studies)
نویسنده

در اصل عنوان کتاب آگوست کنت (1798-1857م) است که هم به خصلت نوشتة تاریخی و هم به ماهیت جامعه‌شناسی می‌پرداخت. آگوست کنت در نهایت به این نتیجه رسید که شناخت جامعه نیز مانند پدیده‌های علوم طبیعی، باید زیرنظر قوانین علمی درآید؛ هریک از علوم شامل فیزیک، زیست‌شناسی و جامعه‌شناسی بر نتایج علوم قبلی استوارند؛ و فلسفه با سایر علوم تضادی ندارد و هدف آن از هماهنگی و همسازی کلی علوم از نظر نقشی است که در پیشرفت و ترقی زندگی ایفا می‌کنند.

     راه و روش اثبات‌گرایی در علوم اجتماعی (شامل جامعه‌شناسی، اقتصاد، سیاست، ‌مدیریت، برنامه‌ریزی و جز اینها) دایر بر این بود که هر پدیدة اجتماعی را می‌توان و باید از سایر پدیده‌های نامرتبط یا به ظاهر نامرتبط جدا کرد و همچنان‌که در آزمایشگاه علوم تجربی بررسی می‌شود، عوامل مؤثر بر آن را ارزیابی کرد و از طریق رابطة علت و معلولی، تجربی و عمل استقرا به قاعده و قانونمندی حاکم بر آن پدیده و شرایط آن دست یافت. اثبات‌گرایی با شیفتگی کامل در تقلید از روش‌شناسی علوم تجربی، تا بدان‌جا پیش رفت که باور کرد در علوم اجتماعی، تجویز کردن، دستور دادن و دسته‌بندی کردن و به‌ کار بردن ارزشها، خطاهایی نابخشودنیند. طرفداران اثبات‌گرایی آنقدر تسلیم احکام علوم طبیعی در علوم انسانی شدند که آن را نجات‌بخش انسان دانستند، زیرا تجربه می‌توانست به همگان نشان دهد که چه چیزی درست است و چه چیزی باید تابع چه چیزی باشد.

     اثبات‌گرایی در گسترش راه و روش خود- در عمل- بارها با مشکل اساسی روبرو شد؛ مشکل اساسی آن بود که جامعه بشری و رفتار و کنش و واکنشهای انسانی پدیده‌های آزمایشگاهی نیستند. در آزمایشگاه و در تجربه‌گرایی پژوهشگر باید همة عوامل دیگر را بی‌اثر کند، تا رابطة علت و معلولی ویژه‌ای را به‌دست آورد حال آنکه این امر در اقتصاد،‌ جامعه و شهر کاری‌ است نه تنها نشدنی، بلکه گمراه‌کننده، زیرا پدیده‌های اجتماعی در حال تحول و اثرگذاری متقابل هستند و از همه مهم‌تر محصول فرایندهای تاریخی و نه یافته‌های محدود علمی گذشته‌اند.

     در جامعه‌شناسی، اقتصاد و مطالعات شهری، پوزیتیویسم از راه مطالعات کمّی و اثریابی متغیرهای معین بر روی یک متغیر وابسته مورد نظر انجام می‌شود. روشهای آماری و ریاضی (کلاً اقتصادسنجی و جامعه‌شناسی) بهترین ابزارهای مطالعات اثبات‌‌گرایانه بشمار می‌آیند. اما مسئله این نیست که این ابزارها مضرند، بلکه این است که آنها در جای خود و در حد توان خود مفیدند. پدیده‌های اجتماعی را باید با رویکردی همه‌جانبه، تحلیلی، در هم‌کنشی با محیط و به‌مثابه پدیده‌های روندی مورد بررسی قرار داد، زیرا یافته‌های محدود آماری و روش تفهیم عوامل پراکنده، تنها در متن و بطن تحلیلهای ژرف‌تر و همه‌جانبه‌نگر می‌توانند به یاری بیایند.

     واقعیت این است که تاکنون تجربة بلندمدت بشری نشان نداده ‌است که پژوهشهای اثبات‌گرایانه، خارج از محدودة معینی که از نتایج علمی کار آنها انتظار می‌رود، توانسته باشند برای شیوه رفتار و زندگی بشری راه حلهای اساسی را نشان دهند. به نظر می‌رسد، انتخاب روش بی‌طرفانه اثبات‌گرایان در نهایت و در عمل، نوعی جانبداری را در خود پنهان می‌کند، زیرا بحثها و انتقادهای اساسی به یافته‌های خود را مخل پژوهش و ضدعلم تلقی می‌کنند.

     البته دانش امروز، به‌ویژه در مطالعات مدیریت شهری، به هیچ روی نمی‌تواند خود را بی‌نیاز از تحقیقات کمّی، آماری، برآوردی، علت‌یابی در حوزه‌های معین بداند، اما نکته مهم آن است که بدانیم یافته‌ها بی‌نیاز از زمینه‌های اساسی پدیدآورنده خود نیستند و نتایج حاصله در یک مورد را نمی‌توان به همه موارد تعمیم داد. مسئولیت‌پذیری اثبات‌گرایان در مطالعات شهری نسبت به روشهای علوم طبیعی، عملاً موجب مسئولیت‌گریزی آنان از مسائل ریشه‌ای جوامع شهری شده است.

     یکی از مهم‌ترین مسائل شهری در کشورهای کم‌توسعه، ناموزونی چهرة شهری است که با گرانی زمین و مسکن بر بستر توزیع نابرابر درآمد ارتباط دارد. یک پژوهش با روش پوزیتیویست ممکن است نشان دهد که رابطة فاصلة مکانی در محلة شهری با مرکز شهر ( مرکز شهر) یا با بهترین محلة شهری ( محله شهری) کدام است؛ ممکن است این نتیجه را برای قیمت سرقفلی واحدهای  تجاری نیز به‌دست دهد؛ ممکن است حتی دریابد چرا تفاوت قیمت دارد؛ و ممکن است به‌گونه‌ای پیچیده در قالب الگوهای ریاضی- آماری آن را به ماهیت کالای فاسدشدنی، خدمات شهری، براساس تقاضاها و به‌نحوه عرضه ارتباط دهد، اما همة این یافته‌ها که ممکن است برای تصمیمهای محدود و مقطعی و کم‌ اثر مدیریت شهری  مفید باشند، قادر نیستند که از فلاکت سکونت در مناطق فقیرنشین و بافتهای به‌شدت فرسوده و محله‌های بسته حاشیه‌ای که عامل پرورش بیماری، آسیبها و نابرابریها و رنج بشری هستند، بکاهند. بدینسان، تحقیقات پوزیتیویستی برای آنکه مؤثرتر باشند، بایستی خود را هرچه بیشتر به نیازهای اساسی نزدیک کنند و فعال مایشاء تحقیقات شهری و منطقه‌ای به‌حساب نیایند.

     روشهای پوزیتیویستی در برنامه‌ریزی و مطالعات شهری، شامل مرحله‌های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی، ‌بایستی مراحل زیر را طی کنند تا به نتایج قابل استناد و ضروری برای بهبود زندگی شهری برسند:

· تعیین قلمروی اجتماعی تحقیق؛

· تعیین انتظارات اثرگذاری؛

· تعیین ژرفاگستری تحقیق براساس ارزیابی؛

· تعیین الگوی اولیه تحقیق براساس نظریه‌های ریشه‌ای، بنیادی اساسی و قابل دفاع؛

· ارزشگذاری ضوابط الگوی اولیه و سمت و سوی تحقیق؛

· مطالعه اولیة میدانی برای شناخت؛

· گردآوری و تولید آمار و اطلاعات؛

· تدوین الگوی ویژه برای اندازه‌گیری و سنجش (به‌نحوی‌که هم از ضابطه‌های ریاضی و آماری و هم از ضابطه‌های موازین علمی خاص برخوردار باشد)؛

· تکمیل آمار و اطلاعات میدانی و اسنادی؛

· اندازه‌گیریها، سنجشها و کسب نتایج؛

· استدلال و تحلیل و علت‌یابی روشن و صریح؛

· تجویز؛

· بیان صریح علمی و صادقانه حوزه‌های عملکردی و تأثیرگذاری تجویزها، به‌ویژه از حیث آمیختگی آنها با ارزشها و موازین پایه‌ای پژوهش؛

· نشان دادن راههای منتهی به ریشه‌یابیهای اساسی‌تر و جانبی‌تر؛ و

· ارائة محدودیتهای واقعی اثرگذاری.

 

کتاب‌شناسی:

- رئیس‌دانا، فریبرز. رویکرد و روش در اقتصاد. فصلهای 3، 4 و 5، تهران: نشر آگه، 1383.

- ویر، دیوید و وید جودیت. تجربه‌گرایی در جامعه‌شناسی، ترجمة حسن شمس‌آذری، تهران: نشر مرکز، 1380.