دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

تعداد مدخل: 5

کاوالیرو

کاوالیرو، فرنان نام مستعار سسیلیا بول دو فابر (ت. ۲۴ دسامبر ۱۷۹۶، مورژ، سوئیس - و. ۷ آوریل ۱۸۷۷، سویل، اسپانیا) رمان نویس اسپانیایی که به سبب دفاع از ارزش های سنتی اسپانیا یعنی ارزش های کاتولیک، رومی سلطنتی روستایی و اخلاقی - در مقابل ظهور لیبرالیسم قرن نوزدهم مشهور است. شناخته شده‌ترین اثر وی مرغ دریایی ( La gaviota, 1849)، طلایه دار رمان واقع گرای قرن نوزدهم اسپانیا محسوب می شود. این اثر همچنین اولین نمونه برجسته از رمان متأثر از جنبش ادبی کاستومبریزمو (costumbrismo) اسـت کـه رسوم و عادات در حال تغییر روستایی اسپانیا را در متون موجز و کوتاه روایت می‌کرد.

اوکر، یپ (ت.10 سپتامبر 1866، اوکر، دانمارک- و. 22 آوریل 1930، ینل) شاعر، رمان‌نویس و استاد برجسته ادبیات منطقه‌ای و ادبیات آگاهی اجتماعی دانمارک.

Aakjær \'ō-'ker\
دانشنامه ادبیات جهان- جلد 1
اوکر در ناحیه کشاورزنشین یوتلانت بزرگ شد و بنابراین به‌خوبی به شرایط سخت کارگران زمین‌های زراعی آگاهی داشت. اولین رمان‌های وی عمدتاً به همین موضوع می‌پردازد. در جوانی برای تحصیل به کپنهاک رفت و ابتدا از راه نمونه‌خوانی و سپس روزنامه‌نگاری امرار معاش ‌کرد. داستان «بچه‌های خشم: کارگر روزمزد ساگا» (Vredens børn, et tyendes saga, 1904)، که مهم‌ترین رمان وی محسوب می‌شود، خواسته‌ای مؤکد برای بهبود وضع کشاورزان بود. این اثر مباحثی در میان مردم به راه ‌‌انداخت و موجب اصلاحات اندکی شد. امّا او به‌‌سبب اشعارش، به‌خصوص آنها که در مجموعه‌های: «مزرعه‌های رها شده» (Fri felt, 1905)، و «آوازهای چاودار» (Rugens sange, 1906) گردآوری شده، معروف است.

زینب مشتاقی

تست آزادگان

دانشنامه آزادگان

نظام آموزش عالی آرژانتین

Argentina Higher Education System
دای‍رة‌ال‍م‍ع‍ارف‌ آم‍وزش‌ ع‍ال‍ی‌- جلد 1
    پایتخت: بوئنوس‌آیرس نوع حکومت: جمهوری فدرال زبان رسمی: اسپانیایی مساحت: 2780400 کیلومترمربع جمعیت: 43024374 نفر (2014م) تعداد دانشجویان: 1537310 (2014م) تعداد اعضای هیئت‌‌علمی: 195776 نفر (2014م) تولید ناخالص ملی: 7/578 میلیارد دلار (2015م) هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 3/5% (2013م) هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/15% (2013م)   ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی آرژانتین در نیمکرة جنوبی قارة امریکا قرار دارد. ازنظر مساحت، چهارمین کشور این قاره است. آب‌وهوای آن به‌دلیل نزدیکی به خط استوا در شمال و نزدیکی به قطب در جنوب، بسیار متفاوت است. اگر‌چه این کشور نزدیک منطقة معتدل است، ولی نقاط مختلف آن، بر پایه عرض جغرافیایی و فاصله از دریا، آب‌وهوای متفاوتی دارند. میزان بارندگی نیز از شرق به غرب این کشور کاهش می‌یابد.      این کشور در بخش جنوبی امریکای جنوبی هم‌مرز با اقیانوس اطلس جنوبی بین شیلی و اورگوئه واقع شده است. مساحت آن 2780400 کیلومترمربع و مرز آبی آن 43710 کیلومترمربع است. آب‌وهوا عمدتاً معتدل و خشک در جنوب‌شرقی و شبه‌قطب جنوبگان در جنوب‌غربی است. منابع طبیعی شامل دشت‌های حاصلخیز از گیاه پامپاس، سرب، روی، قلع، مس، سنگ آهن، منگنز، نفت خام و اورانیوم است. زمین قابل کشت، حدود 68/13% کل اراضی کشور است (2011م). مسائل زیست‌محیطی به‌طور خاص مشکلات خاص اقتصاد در حال صنعتی‌شدن همچون جنگل‌زدایی، فرسایش خاک و آلودگی آب‌وهوا را شامل می‌شود.        گروه‌های نژادی 97% سفیدپوست (اکثریت اسپانیایی و ایتالیایی‌تبار) و 3% باقیمانده هندویان امریکایی‌تبار یا سایر گروه‌های قومی غیر‌سفیدپوست هستند. زبان رسمی، اسپانیولی است؛ ولی زبان‌های ایتالیایی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و اندونزیایی نیز رواج دارند. 92% از جمعیت دارای مذهب کاتولیک، 2% پروتستان، 2% یهودی و 4% سایر ادیان هستند (2014م).      نوع حکومت جمهوری و پایتخت آن بوئنوس‌آیرس است و دارای 23 ایالت و 1 منطقه خودمختار است. در سال 1810 روز بیست‌وپنجم ماه می را روز ملی نامیدند و قانون اساسی آن اولین‌بار در سال 1853 به تصویب رسید و آخرین بار در سال 1994 بازنگری شد.      ریاست حکومت و دولت با رئیس‌جمهور است و رئیس‌جمهور، شورای وزیران را مشخص می‌کند. رئیس‌جمهور و معاون او براساس آرای عمومی برای یک دوره چهارساله انتخاب می‌شوند.      کنگره آرژانتین مشتمل بر دو مجلس است: مجلس سنا با 72 عضو که اعضای آن با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند و یک‌سوم اعضای آن هر دو سال یک‌بار جایگزین می‌شوند؛ و مجلس نمایندگان با 257 عضو که با رأی مستقیم انتخاب می‌شوند.      قوه قضائیه از دادگاه عالی متشکل از هفت قاضی عالی‌رتبه و دادگاه‌های فدرال و ایالتی است. رئیس‌جمهور، قاضی‌های دیوان عالی را تعیین و مجلس سنا آنها را تأیید می‌کند. وزیر دادگستری سایر قضات در سایر مراتب شغلی را تعیین می‌کند.      جمعیت آرژانتین به‌طور مستمر افزایش می‌یابد، اما نرخ رشد جمعیت آن کندتر شده که به‌واسطه کاهش نرخ تولد است. در دهة 1950، کاهش باروری در این کشور نسبت به سایر کشورهای امریکای لاتین زودتر شروع شد. جمعیت این کشور در جولای 2014 برابر با 43024374 نفر بود که ساختار سنی آن به شرح زیر است: 14-0 سال 9/24%، 24-15 سال 7/15%، 54-25 سال 9/38%، 64-55 سال 4/11 % و 65 سال و بالاتر 3/11%.      نرخ رشد جمعیت در سال 2014، برابر 95/0% و نرخ مهاجرت صفر است. 92% از جمعیت کل کشور در مناطق شهری سکونت دارند و نسبت جمعیتی آن 97 مرد در مقابل 100 زن است. در سال 2014 امید به زندگی در این کشور 5/77 بوده است.      تا قبل از رکود اقتصادی در 1929م، آرژانتین با داشتن ذخیره‌های سرشار طبیعی، جمعیت کم و تولید ابزارها و محصولات کشاورزی، ازلحاظ درآمد سرانه، ازجمله کشورهایی بود که مردم آن بالاترین سطح زندگی را داشتند. بعد از بحران اقتصادی یادشده، بر اثر افول بخش کشاورزی و افت صنایع و در نتیجه، کاهش رقابت در این زمینه، رشد اقتصادی این کشور به 4% کاهش یافت و در مقایسه با سایر کشورهای منطقه، در جایگاه پایین‌تری قرار گرفت. به دنبال آن، در دوران حاکمیت نظامیان، اقتصاد این کشور، برای رهایی از کسادی و افت موجود، بر پایة سیاست بازار آزاد پی‌ریزی شد. ازاین‌رو، برنامة کاهش محدودیت‌های گمرکی اجرا شد که باتوجه‌به افراط در واردات، صدمه‌های جبران‌ناپذیری بر صنایع داخلی وارد کرد. در ادامة سیاست‌های اقتصادی دهة چهل و پنجاه میلادی، ژنرال خوان دومینگو پرون، که در 1946م به حکومت رسید، نجات صنایع کشور را در اولویت کار خود قرار داد و باعث مهاجرت بسیاری از کشاورزان از روستاها به شهرها شد. این امر خسارت‌های شدیدی به صادرات کشاورزی آرژانتین وارد کرد.      جنگ آرژانتین با انگلستان در 1982م بر سر مالکیت جزایر مالویناس (فالکلند)، کشور را با بحران جدی دیگری روبه‌رو کرد؛ به‌طوری‌که سیاست محدودیت‌های ارزی به اجرا درآمد و موجب کاهش شدید واردات و افزایش شدید تورم شد؛ در نهایت، عوارض سوء باقی ماند و شرایط بین‌المللی خروج نظامیان از صحنة سیاسی این کشور را به همراه داشت. در دورة حکومت غیرنظامیان، با همکاری نهادهای مالی بین‌المللی، تلاش‌های وسیعی برای ثبات اقتصادی و کاهش نرخ تورم صورت گرفت؛ به‌طوری‌که بخش بیشتر بدهی‌های خارجی کشور نیز تا 1992م بازپرداخت شد و از آغاز 1995م به بعد، آرژانتین در مسیر رونق اقتصادی قرار گرفت.      هم‌اکنون، صنایع فولاد، پتروشیمی، پلاستیک و حمل‌ونقل پیشرفت کرده و جایگاه مستحکمی به‌دست آورده است. بخش کشاورزی یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی است که در مجموع، 55% از صادرات این کشور را تشکیل می‌دهد. آرژانتین پنجمین صادرکنندة محصولات کشاورزی جهان است.      تولیدات کشاورزی این کشور دربرگیرنده دانه آفتابگردان، لیمو، دانه‌های روغنی، انگور، ذرت، تنباکو، چای و گندم است.      صنایع این کشور عبارت‌اند از: وسایل نقلیه موتوری، پارچه‌بافی، فلزگری و فولاد.      در سال 2010 نرخ رشد تولیدات صنعتی برابر 7/6% بوده است که در مقایسه با کشورهای دیگر جهان، مقام 49 را داشته است.      آرژانتین از منابع طبیعی غنی، جمعیت باسواد زیاد، بخش کشاورزی مبتنی‌بر صادرات و پایه صنعتی متنوع برخوردار است. اگرچه یکی از ثروتمندترین کشورها در صد سال گذشته بوده است، در بیشتر سال‌های سده بیستم با بحران شدید اقتصادی، تورم بالا، بدهی‌های خارجی فراوان و نبود سرمایه کافی روبه‌رو بود. از سال 2002 با اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی، ضمن کاهش نرخ تورم به افزایش ارزش پول ملی کشور اقدام کردند. در سال 2013 میزان تولید ناخالص داخلی برابر با 771 میلیارد دلار بود که کشور بیست‌وسوم جهان بود. نرخ رشد واقعی در همان سال برابر با 5/3% و درآمد سرانه معادل 16600 دلار بود. تولید ناخالص داخلی نیز براساس بخش‌های مختلف کشاورزی 3/9 %، صنعت 7/29 % و خدمات 61% بود. محصولات کشاورزی شامل آفتابگردان، مرکبات، سویا، انگور، ذرت، تنباکو، چای، گندم و احشام هستند. صنایع فراوری غذا، تولید وسایل اتومبیل، کالاهای مصرفی بادوام، منسوجات، فولاد، چاپ و محصولات شیمیایی و پتروشیمی در آرژانتین فعالیت دارند. در سال 2013 نرخ رشد محصولات صنعتی 7/2% بوده و نیروی کار در بخش‌های کشاورزی 5%، صنعت 23% و خدمات 72% بوده است.      در سال 2013 نرخ بیکاری حدود 5/7% بوده و جمعیت زیر خط فقر در سال 2010 حدود 30% بوده است. میزان درآمدهای بودجه سال 2013 معادل 129 میلیارد دلار و هزینه‌های آن 145 میلیارد دلار بوده است که کسری بودجه معادل 2/3% از تولید ناخالص داخلی است ( Central Intelligence Agency, 2015, pp. 1-9).      شریک‌های عمده تجاری این کشور برزیل، ایالات متحده امریکا، چین، شیلی و آلمان هستند.   ساختار نظام آموزشی آموزش اجباری در آرژانتین از شش‌سالگی شروع می‌شود و در چهارده‌سالگی پایان می‌یابد. ساختار نظام آموزشی این کشور از مرحله‌های زیر تشکیل شده است:   دورة پیش‌‌دبستانی این دوره برای کودکان پنج تا شش‌ساله و در مدارس ابتدایی برگزار می‌شود و طول دورة آن یک سال است.   دورة آموزش پایة عمومی طول این دوره نُه سال است و از شش‌سالگی شروع می‌شود و تا پانزده‌سالگی ادامه دارد. در پایان این دوره، به دانش‌آموزان مدرک آموزش پایة عمومی داده می‌شود. از سال ۱۹۸۹ وضع درسی دانش‌آموزان با نمرات ۳-1 سنجیده می‌شود (عالی، رضایت‌بخش، غیررضایت‌بخش) و اعتقاد کلی آن است که این روش موجب پایین آمدن استانداردهای آموزش شده است؛ درحالی‌که بسیاری معتقدند شیوه نمره‌گذاری گذشته، که با اعداد ۱۰-1 مشخص می‌شد، نتیجه بهتری داشت و شیوه جدید باید مورد تجدید‌نظر قرار گیرد.   دورة میانی عمومی طول این دوره سه سال است و افراد 18-15 سال را دربر می‌گیرد. در پایان این دوره، مدرک دیپلم دبیرستان داده می‌شود. به ‌موازات آموزش میانی عمومی، دورة آموزش‌های فنی‌و‌حرفه‌ای نیز عرضه می‌شود. در پایان این دوره‌ها، به دانش‌آموزان مدرک فن‌ورز داده می‌شود. برخی از مدارس، دوره‌ای عرضه می‌کنند که یک سال بیشتر طول می‌کشد و در پایان آن، مدرک دیپلم تخصصی به دانش‌آموزان داده می‌شود.   آموزش عالی این دوره، در مؤسسات خصوصی و عمومی، در دو سطح دانشگاهی و غیردانشگاهی، در قالب رشته‌های هنرهای زیبا یا تحصیلات فنی‌و‌حرفه‌ای و تربیت آموزشگر عرضه می‌شود. آموزش عالی فنی یا آموزش عالی غیردانشگاهی در مؤسسات فنی عرضه می‌شود و طول دوره، باتوجه‌به سازماندهی تحصیلات، متفاوت است. رشته‌های حرفه‌ای نیز در شاخه‌های گوناگونی عرضه می‌شوند. ساختار نظام آموزشی در نگاره 1 نشان داده شده است.      سال تحصیلی از ماه مارس آغاز و تا نوامبر ادامه دارد. تعطیلات بلندمدت نیز از ماه دسامبر تا فوریه است. زبان آموزش، در این کشور، اسپانیایی است.   تحصیلات دانشگاهی دوره نخست تحصیلات دانشگاهی، دورة کارشناسی حرفه‌ای است. نخستین دوره تحصیل دانشگاهی بین دو تا شش سال طول می‌کشد. در پایان این دوره، مدرک کارشناسی یا یک مدرک کارشناسی حرفه‌ای داده می‌شود. در این مرحله، عنوان‌های کاردان یا کاردان دانشگاهی، کارشناسی دانشگاهی،‌ متخصص، تحلیل‌گر، آموزشگر دبستان و آموزشگر دبیرستان، بعد از یک دورة تحصیلی که حداقل به مدت دو سال طول می‌کشد، داده می‌شود. در نخستین مرحلة تحصیل، دروس پایه و تجربة عملی در یک موضوع خاص عرضه می‌شود. در رشته‌هایی ازقبیل معماری، حقوق و پزشکی، اولین مدارک حرفه‌ای بعد از پنج تا شش سال تحصیل داده می‌شود. عنوان استاد دوره ابتدایی یا میانی بعد از یک دورة سه تا چهارو‌نیم‌ساله به افراد تعلق می‌گیرد. تعداد دوره‌های کارشناسی چهارساله نیز رو به افزایش است.      
     دوره دوم تحصیلات دانشگاهی، دورة تخصصی یا کارشناسی ارشد است. دورة کارشناسی تخصصی دربرگیرندة آموزش ژرف‌تر حرفه‌ای است. مدرک کارشناس ارشد بعد از گذراندن دو سال تحصیل، بعد از دورة کارشناسی، در یک رشته یا حوزة میان‌‌رشته‌ای، داده می‌شود. آموزش در این مرحله شامل انجام یک طرح پژوهشی زیر نظر استاد راهنما و دفاع از آن در برابر هیئت داوران است که حداقل یک عضو خارج از دانشگاه باید در بین آنها باشد. در پایان این دوره، عنوان پژوهشگر ارشد به دانشجو داده می‌شود.      دوره سوم تحصیلات دانشگاهی دورة‌ دکتری است که بالاترین مدرک دانشگاهی است. داوطلبان این دوره باید پایان‌نامه‌ای را تدوین کنند. از‌آنجایی‌که این پایان‌نامه برای شروع کار حرفه‌ای الزامی نیست، هیچ محدودیت زمانی برای آن وجود ندارد.   امتحانات و شرایط ارتقا در دوره آموزش پایه در آرژانتین حداقل استانداردهای مورد نیاز برای ارتقا به کلاس بالاتر ازسوی وزارت آموزش تعیین می‌شود و آموزشگران مشخص می‌کنند که آیا دانش‌آموزی به سطح مورد نظر رسیده است یا نه. تکرار پایه در پایه اول دبستان حدود 25% و در بقیه پایه‌های ابتدایی بین 10 تا 20% است.   پذیرش دانشجو در کل، ورود به دوره‌های آموزش عالی براساس امتیازات دانش‌آموزان یا مدرک دانش‌آموختگی آنان در دورة میانی انجام می‌شود.      پذیرش دانشجو در بخش غیردانشگاهی آموزش عالی، مشروط به داشتن گواهی‌نامة دورة میانی و در برخی موارد، گذراندن آزمون ورودی است.        شرط پذیرش برای تحصیل در دانشگاه داشتن گواهی‌نامة دورة میانی و در برخی موارد، گذراندن آزمون ورودی است.      شرط پذیرش دانشجویان خارجی داشتن مدرک آموزش میانی یا معادل آن و شرکت در امتحان ورودی دانشکده یا مؤسسه است. برای پذیرش در دوره‌های تحصیلات تکمیلی، داوطلبان باید یک رشتة تحصیلی را در یکی از دانشگاه‌های خارجی گذرانده و تأیید مؤسسة برگزارکننده تحصیلات تکمیلی را کسب کرده باشند. دانشجویان خارجی باید روادید و مجوز اقامت داشته و به زبان اسپانیایی تسلط کافی داشته باشند.   اعضای هیئت‌علمی    
در دانشگاه‌های آرژانتین، کار تدریس را بیشتر کارکنان آموزشی نیمه‌‌وقت و در‌عین‌حال، معتبر و صاحب‌نام برعهده دارند. نظام تمام‌وقت در دانشگاه‌های عمومی در دهة 1950 رواج یافت، اما به‌رغم رشد سریع در سال‌های اولیه، از آن زمان به بعد، تعداد اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت افزایش چندانی نداشته است. تعداد اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت در حدود 10% در نوسان بوده و بیشترین تعداد آنها به گروه استادان اختصاص یافته است (10% استادیاران، 20% دانشیاران و استادان، در مقایسه با افزایش دستیاران تدریس تمام‌وقت که 5% بوده است).      این نسبت در دانشگاه‌های کوچک استانی، در مقایسه با دانشگاه‌های بزرگ‌تر، تا حدودی بیشتر بوده است. در دهه‌های اخیر، از زمانی‌که تعداد اعضای هیئت‌علمی نیمه‌وقت دو برابر شده است، نسبت اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت 70% افزایش یافته است. دانشگاه‌های خصوصی نسبت کمتری از اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت را دارند.      بازآرایی دانشگاه‌های عمومی در 1984م منجر به انتصاب اعضای هیئت‌علمی همة رتبه‌ها از‌طریق رقابت آزاد شد. هیئت داوران براساس مدرک تحصیلی، تجربة تدریس، کتاب‌ها و مقالات و عملکرد آموزشی برای عرضة پیشنهاد مناسب به شوراهای دانشکده‌ها انتخاب شدند. افراد منصوب‌شده، وضعیت استخدام رسمی محدودی داشتند. تعداد بسیار زیادی از اعضای هیئت‌علمی هنوز هم با قراردادهای سالیانه کار می‌کنند.      دورة اول تحصیلات دانشگاهی به اعضای هیئت‌علمی با رتبه‌های مختلف نیاز دارد. رتبه‌های اعضای هیئت‌علمی (استادیار، دانشیار و استاد) براساس تجربة آموزشی و تا حدی تجربة حرفه‌ای و تعداد کتاب‌ها و مقالات منتشرشدة آنها تعیین می‌شود. مسیر شغلی، جز در مدارس عالی تخصصی سنتی، روشن و مشخص نیست، زیرا مدت‌های طولانی، بیشتر انتصابات را مقامات دانشگاه به‌صورت قراردادی و بدون هیچ‌گونه نظام بررسی علمی انجام می‌دادند؛ بنابراین، ارتقا و پیشرفت تا حدود زیادی باتوجه‌به ارشد بودن، صورت می‌گرفت و بی‌ثباتی، بیشتر عاملی برای ازکارافتادگی به‌شمار می‌آید. ازطرفی، تدریس پاره‌وقت نیز مانعی برای نهادینه شدن این امر بوده است. فرایند قاعده‌مند کردن نظام دانشگاهی منجر به گرایش کمتر به‌سمت معیارهای علمی جهانی مربوط به مسیر شغلی در دانشگاه‌های عمومی شده بود.      اگرچه دانشگاه‌های خصوصی از رتبه‌های مشابه دانشگاه‌های عمومی استفاده می‌کنند، اما معیارهای خود را رسمی نکرده‌اند. مؤسسات غیردانشگاهی توجه بسیار زیادی به ارشد بودن دارند و رتبه‌ها به‌وضوح در آنها تعریف نشده‌اند.      هیئت‌علمی نیمه‌وقت برای تدریس در کلاس‌های مشخصی منصوب می‌شوند و هر مؤسسه، باتوجه‌به رتبه و وضعیت هیئت‌علمی، حجم کاری وی را مشخص می‌کند. هیچ قاعدة کلی دانشگاهی در این خصوص وجود ندارد.   آموزش‌های غیرسنتی در آرژانتین، یک دورة آموزش از دور ایجاد شده که دروس اصلی آموزش دانشگاهی از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود. دانشجویان باید در کلاس‌های حضوری نیز شرکت کنند. دوره‌های دیگر آموزش از دور عبارت‌اند ‌از: دوره‌های تحصیلات تکمیلی، دوره‌های مهارتی و دوره‌های پیشرفته.        دیگر اَشکال آموزش عالی غیرسنتی عبارت‌اند‌ از: آموزش‌های حرفه‌ای لازم برای دستیاران پزشکی، فن‌ورزان آزمایشگاه‌ها،‌ گردانندگان رادیو و تلویزیون، هواشناسان، کتابداران، مددکاران اجتماعی و... .   آموزش بزرگسالان و آموزش غیررسمی سازمان ملی خدمات آموزش بزرگسالان که واحدهای نظارتی در سطح استان‌ها دایر کرده است، مسئولیت عرضة آموزش به این گروه از آحاد جامعه را برعهده دارد. دولت یارانه‌هایی را به مؤسسات آموزش بزرگسالان بخش خصوصی در سطح ملی و ایالتی پرداخت می‌کند و بر عملکرد آنها نیز نظارت دارد.        گروه‌های اصلی هدف را کم‌سوادان دوره ابتدایی یا بی‌سوادان تجربی بالاتر از 14 سال تشکیل می‌دهند که مایل به دریافت مدرک ابتدایی باشند، یا بزرگسالانی که مدرک ابتدایی دارند و مایل به گرفتن مدرک میانی هستند.      انواع متفاوتی از برنامه‌های آموزش غیررسمی وجود دارد که از آن جمله می‌توان به برنامه‌های مدون عرضه‌شده برای اتحادیه‌های کارگری، زندان‌ها، شهروندان سالمند و دوره‌های ویژة زنان (شامل آشپزی، خیاطی، بهداشت و غیره) اشاره کرد.        مؤسسات بخش خصوصی، همچون اینکوپو، در ایالت‌های شمالی و کروزا داپا توجنیکا، در جنوب، طیف گسترده‌ای از امور مربوط به آموزش، خدمات اجتماعی و توسعة اقتصادی را پوشش می‌دهند. اینکوپو یکی از بزرگ‌ترین مدارس رادیویی در امریکای لاتین است که بالغ بر 1200000 شنونده را تحت پوشش دارد. درحال‌حاضر، بیشتر تلاش‌های این مؤسسه معطوف بر توسعة اجتماعی است. مراکز و مؤسسات آموزش عالی آموزش عالی، در آرژانتین، در سه نوع مؤسسه عرضه می‌شود: دانشگاه‌های عمومی و ایالتی و دانشگاه‌های خصوصی، مؤسسات غیردانشگاهی که به تحصیلات عالی در زمینة هنرهای زیبا یا تحصیلات فنی‌و‌حرفه‌ای اختصاص دارند و دانشکده‌های تربیت آموزشگر.      در آرژانتین، 26 دانشگاه عمومی وجود دارد که همگی خودگردان هستند. نظام دانشگاه‌های عمومی طبق قانون شمارة 84/23068 اداره می‌شود که باعث عادی‌سازی و به‌هنجارسازی محیط آنها شده است. قوانین استقلال دانشگاه‌ها ازطریق قانون 88/23569 تصویب شده است.      دانشگاه‌های عمومی دوره‌هایی را عرضه می‌کنند که به گرفتن مدرک کارشناسی و بالاتر می‌انجامد. این دانشگاه‌ها به دو دسته تقسیم‌ می‌شوند: دانشگاه‌هایی که آموزش در رشته‌های خاص را برای فن‌ورزها عرضه می‌کنند و در پایان دوره، به افراد گواهی‌نامه‌ای می‌دهند که می‌تواند برای ورود به سطح بالاتر مورد استفاده قرار گیرد. دستة دوم دانشگاه‌هایی هستند که آموزش‌های تخصصی برای گرفتن مدرک کارشناسی، دکتری یا مدارک معادل را عرضه می‌کنند و برای تدریس در دوره آموزش عالی استفاده می‌شوند.      دوره‌های تحصیلات تکمیلی برای آموزش کارکنان و دانش‌آموختگان دانشگاهی و همچنین فعالیت‌های علمی در سطوح بالاتر طراحی شده‌اند و به گرفتن مدرک دکتری منجر می‌شوند.      دانشگاه‌های خصوصی، مستقل عمل می‌کنند، اما دولت باید این دانشگاه‌ها و قوانین آنها را به رسمیت بشناسد و دوره‌ها و برنامه‌هایشان را تصویب کند. درصورتی‌که دولت این دانشگاه‌ها را به رسمیت بشناسد، می‌توانند مدارکی را صادر و ارزیابی کنند که اعتبار ملی دارند.      نوع دیگری از مؤسسات آموزش عالی وجود دارند که دانشجویان آنها باید در آزمون ورودی پذیرفته شوند تا اجازة ثبت‌نام بیابند. دانشگاه‌های عمومی دوره‌های آموزش حرفه‌ای لازم را برای مراکز عالی تربیت استادان عرضه می‌کنند.      همچنین، مؤسسات تربیت آموزشگر کاتولیک و نیز مؤسسات آموزش عالی تربیت آموزشگر در زمینة هنرهای زیبا و تربیت‌بدنی فعالیت می‌کنند. استادان دوره‌های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آموزش می‌بینند. مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی در 1983م که حکومت مشروطه برقرار شد،‌ حل بحران در 26 دانشگاه آغاز شد. یک سال بعد، یعنی در 1984م، قانون جدیدی به تصویب کنگره رسید که حل بحران در مؤسسات آموزش عالی را از‌طریق برگزاری انتخابات آزاد برای تعیین اعضای هیئت‌مدیره از میان سه گروه هیئت‌علمی، دانش‌آموختگان و دانشجویان مدّنظر قرار داد. در همگی دانشگاه‌ها، ‌نمایندگان این سه گروه از بیشترین اختیار برخوردار بودند.      پس از حل بحران و تشکیل انجمن دانشگاه‌ها، این انجمن رؤسایی را به‌جای رؤسای قبلی- که دولت تعیین کرده بود- منصوب کرد و نظامی به وجود آمد که براساس آن رئیس دانشگاه از بین اعضای هیئت‌علمی انتخاب می‌شد، به‌گونه‌ای که تمام رؤسای انتخاب‌شده قبلاً در انجمن‌های دانشگاه نیز عضویت داشته باشند.      وزارت آموزش، از‌طریق یک بخش ویژه، بر روابط میان بخش‌های عمومی و دانشگاه‌های مستقل نظارت می‌کند. وظیفة اصلی بخش فوق، نظارت بر اجرای قوانین در هریک از مؤسسات و بحث و تبادل‌نظر درباره بودجة سالانه است. طبق قانون، انجمنی با نام انجمن روابط بین‌دانشگاهی تأسیس شد، که امور مربوط به هماهنگی سیاست‌های دانشگاهی در بخش عمومی را برعهده داشت. این انجمن متشکل از رؤسای کلیة دانشگاه‌ها و نمایندگانی از وزارتخانه بود.      انجمن در ایجاد هماهنگی بین برنامه‌ها و مدارک اعطاشده و همچنین روابط مؤسسات خصوصی و عمومی اختیارات فراوانی دارد، اما درباره مؤسسات مستقل هیچ‌ اختیاری ندارد.      بسیاری از مؤسسات بخش غیردانشگاهی مؤسسات تربیت آموزشگر هستند که ازلحاظ اداری وابسته به مناطقی هستند که آموزش ویژه در آنجا عرضه می‌شود. وزارت آموزش ‌تقسیماتی را در بودجة دبیرستان‌ها،‌ مدارس فنی و آموزش بزرگسالان، آموزش هنر و تربیت‌بدنی در نظر گرفته است. مؤسسات تربیت آموزشگر مسئولیت‌های اداری مناطق مربوط به خود را به عهده دارند؛ اما همه آنها وابسته به وزاتخانه نیستند. بسیاری از آنها به ادارات استانی و همچنین مدارس عالی نظامی،‌ دانشکده‌های مربوط به رشته‌های کتابداری، مهندسی هوا و فضا و بسیاری مؤسسات تخصصی دیگر وابسته‌اند. مؤسسات غیردانشگاهی مستقل نیستند و حیطة عمل، برنامه‌ها و میزان بودجة آنها در سازمانی که آنها را دایر کرده است، تعیین می‌شود. فقط تعداد معدودی از مؤسسات صاحب‌نام و قدیمی، استقلال عمل زیادی دارند.      دانشگاه‌های خصوصی مشمول قوانین دانشگاه‌های عمومی نیستند. دانشگاه‌های خصوصی سازمان‌هایی غیرانتفاعی هستند، که از آزادی عمل علمی، اداری و فنی برخوردارند. آنها کارکنان خود را بدون هیچ قید و شرطی انتخاب می‌کنند، برنامة درسی خود را (که باید وزارت آموزش آن را تأیید کند)، تعیین می‌کنند و مدارک تخصصی را طبق نظام‌ آزمون‌های تحت نظارت اعطا می‌کنند. دولت حق دارد رویه‌های اداری و مالی آنها را بازرسی و در امور مؤسساتی که از قوانین و مقررات پیروی نمی‌کنند، مداخله کند.   ادارة مؤسسات بین الگوهای ادارة سازمان‌های عمومی و خصوصی تفاوت آشکاری وجود دارد. در بخش عمومی نیز بین ادارة دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها تفاوت بسیاری است. شوراهای دانشگاه که از نمایندگان منتخب تشکیل شده‌اند دانشگاه‌های عمومی را اداره می‌کنند. از‌آنجایی‌که نهادهای قانونی به‌ندرت می‌توانند بر عملیات روزمرة مؤسسات بسیار پیچیده نظارت کنند، شوراهای دانشگاه یک مدیر اجرایی را با اختیارات بسیار منصوب می‌کنند. ازطرف‌دیگر، دانشکده‌ها و مدارس عالی- به‌ویژه مؤسسات سنتی- استقلال فراوانی دارند. ‌بسیاری از ناظران به‌ دانشگاه‌های عمومی آرژانتین به‌مثابة کنفدراسیون‌های پراکنده‌ای از مدارس حرفه‌ای نگاه می‌کنند.      مدارس عالی یا دانشکده‌ها، اصلی‌ترین واحدهایی هستند، که زندگی دانشگاهی در آنها سازمان‌ می‌یابد. شوراهای منتخب در دانشکده‌ها به درجه‌ای از قدرت رسیده‌اند که رئیس دانشکده را منصوب و بر کار وی نظارت می‌کنند.      مداخله‌های دولت مرکزی و بزرگ‌ شدن مؤسسات موجب استقلال اداری آنها شده است. شوراها همچنین کمیته‌هایی مرکب از اعضای هیئت‌علمی و دانشجویان‌ منصوب کرده‌اند تا بر بخش‌های ویژه‌ای نظیر برنامه‌های دانش‌آموختگان، برنامة آموزشی و بودجه نظارت کنند. در محدودة هر مؤسسه، گروه‌های آموزشی و مدیر گروه‌ها مهم‌ترین واحدهای آموزشی هستند و در برخی از آنها رئیس گروه از استقلال اداری و آموزشی فراوان برخوردار است، اما روند امور به‌سمت هماهنگی بیشتر گروه بوده است.      مؤسسات غیردانشگاهی، همانند سایر مؤسسات خصوصی، سازمان و تشکیلات عمودی دارند. هیئت‌مدیرة دانشگاه رؤسای دانشگاه‌های خصوصی را انتخاب می‌کند و ترکیب اعضای آن هیئت، انعکاسی از جهت‌گیری سازمان بنیادگذار (مثل کلیسا، دستورات مذهبی، یا علایق شغلی) است. اختیارات اعضای هیئت‌علمی بسیار محدود است و رؤسای دانشگاه‌ها، رئیس دانشکده‌ها و رؤسای گروه‌ها را منصوب می‌کنند. هیچ سازوکار رسمی برای نمایندگی دانشجویان در بیشتر دانشگاه‌های خصوصی وجود ندارد. مؤسسات غیردانشگاهی بخش عمومی را مقاماتی اداره می‌کنند که بخش‌های عمومی مربوط آنها را منصوب کرده‌اند و به‌ندرت پذیرای مشارکت دانشجو و هیئت‌علمی در امر تصمیم‌گیری هستند.      نهادهایی که در مدیریت بخش‌های مختلف آموزش عالی مشارکت دارند عبارت‌اند از:   ‌شورای ملی بین‌دانشگاهی این شورا تنظیم سیاست‌های ملی دانشگاه‌ها، هماهنگ‌سازی روابط آنها با نهادهای عمومی، خصوصی‌، ملی و خارجی، عرضة طرح‌هایی برای تأیید و پذیرش ملی تحصیلات کامل یا جزئی و مدارک و گواهی‌نامه‌های تحصیلی و اعتبارسنجی مدارک خارجی را برعهده دارد. هماهنگ کردن فعالیت‌های دانشگاه، عرضة پیشنهاد برای تأسیس دانشکده‌ها، مشارکت در تدوین سیاست‌های دانشگاه و عرضة پیشنهاد به وزیر نیز از وظایف این شورا است.   کمیسیون ملی ارزشیابی و اعتبارسنجی از 1997م، مرکز ملی اعتباربخشی دانشگاه‌ها بر ارزشیابی‌های کلیة دانشگاه‌ها نظارت دارد و مجوز تأسیس دانشگاه‌های جدید را صادر می‌کند. در رشته‌هایی مانند پزشکی و مهندسی که با حفظ منافع عمومی مرتبط هستند، این مرکز به ارزشیابی برنامه‌های دورة تحصیلات تکمیلی و برخی از برنامه‌های کارشناسی و تأیید اعتبار آنها اقدام می‌کند.   شورای دانشگاه‌ها رئیس این شورا وزیر آموزش است. سایر اعضای آن را کمیتة اجرایی، شورای ملی بین‌دانشگاهی، کمیسیون مدیریت شورای رؤسای دانشگاه‌های خصوصی، یک نماینده از هر شورای محلی برنامه‌ریزی آموزش عالی و یک نماینده از شورای فدرال فرهنگ و آموزش تشکیل می‌دهند. شورای دانشگاه‌ها پیشنهاد سیاست‌ها و توسعة دانشگاهی و ارتقای همکاری بین دانشگاه‌ها را برعهده دارد.   شورای رؤسای دانشگاه‌های خصوصی این شورا هماهنگ کردن فعالیت‌های دانشگاه‌های خصوصی را برعهده دارد.   منابع مالی‌ بخش آموزش و آموزش عالی قانون آموزش عالی آرژانتین، از 1955م، پیوسته در حال تغییر بوده است. در سال‌های 1955، 1958، 1966، 1973، 1976 و 1984، با تغییر نظام‌های حکومتی، قوانین نیز تغییر کرده‌اند؛ اما، دولت همواره بودجة مورد نیاز آموزش عالی را تأمین کرده و بر عملکرد آن نظارت داشته است.      دولت مرکزی منبع اصلی و تقریباً تنها منبع فراهم ساختن بودجة دانشگاه‌های ملی است و مخارج اصلی آموزش عالی از این طریق (بودجة عمومی) تأمین می‌شود، زیرا هیچ یارانه‌ای به دانشگاه‌های خصوصی تعلق نمی‌گیرد. هزینة آموزش عالی غیردانشگاهی که بسیار کمتر است، تا حدودی، با مشارکت دولت‌های ایالتی تأمین می‌شود. ازلحاظ نظری، هر دانشگاه بودجة خود را تشریح می‌کند و وزارت آموزش آن را در بودجة آموزشی در نظر می‌گیرد و وزارت دارایی بودجة درخواستی را برای تصویب به مجلس تقدیم می‌کند، اما، در عمل، دولت مرکزی، ازطریق وزارت دارایی، امور بودجة مالی را انجام می‌دهد و درباره میزان بودجه‌ با وزارت آموزش مشورت‌هایی می‌کند؛ اگرچه برخی مشورت‌ها بین رؤسای دانشگاه‌ها و بخش امور دانشگاهی وزارتخانه انجام می‌گیرد، اما دانشگاه‌ها، درباره میزان بودجه‌ای که از وزارت آموزش ‌دریافت می‌کنند، کمتر نظر می‌دهند.   کتاب‌شناسی مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی. (1379). ‌اطلس کامل گیتاشناسی:‌ سیاسی،‌ طبیعی و اقتصادی.‌ تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی. Balan, J. (1992). “Argentina”. The Encylopedia of Higher Eduction. Oxford: Pergamon. Central Intelligence Agency. (2015). “Argentina”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/ar.html EP-Nuffic. (2015). Education System Argentina: Described and Compared with the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/publications/find-a-publication/ education-system-argentina.pdf/view Ministry of Education. (2008). Education Enolution: National Report of Argentina. Retrieved from: http://www.ibe. unesco.org/National_Reports/ICE_2008/argentina_NR08.pdf. OECD. (2014). Education at a Glance 2014: OECD Indicators. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/Education-at-a-Glance-2014.pdf. Unesco. (1996). World Guide to Higher Eduacation: A Comparative Survey of Systems, Degrees, and Qualifications. Paris: Unesco. http://portal.educacion.gov.ar/ http://www.me.gov.ar/sistemas/turnos_validez/inicio.html?usuario%5Bmenu%5D=1&usuario%5Bsubmenu%5D=1&trmt=1   نویسندگان: شهرام هاشم‌نیا؛‌ سولماز بایرامی      

نظام آموزش عالی آلبانی

Albanian Higher Education System
دای‍رة‌ال‍م‍ع‍ارف‌ آم‍وزش‌ ع‍ال‍ی‌- جلد 1
پایتخت: تیرانا نوع حکومت: جمهوری زبان رسمی: آلبانیایی مساحت: 28748 کیلومترمربع جمعیت: 3196000 نفر (2015 م) تعداد دانشجویان: 162875 (2013 م) تعداد اعضای هیئت‌‌علمی: 10652 (2013 م) تولید ناخالص ملی: 59/11 میلیارد دلار (2015م) هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/3% (2013م) هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/12% (2013م)     ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی   آلبانی (Shqipëria یا Shqipnij)، در جنوب‌شرقی قاره اروپا و در غرب شبه‌جزیره بالکان قرار گرفته و با دریای آدریاتیک، دریای ایونی، یونان، مقدونیه، کوزوو، و مونته‌نگرو همسایه است. پایتخت این کشور تیرانا است (EP-Nuffic, 2015, p. 5). مساحت آلبانی برابر با 28748 کیلومترمربع است که 27398 کیلومترمربع آن خشکی و 1350 کیلومتر را آب پوشانیده است (Countries of the World, 2015).      جمعیت آلبانی در 2015م، برابر با 3196000 نفر بوده است (Population Pyramid, 2015).      مردم آلبانی از تیره آلبانیایی هستند و به زبان آلبانیایی سخن می‌گویند که شاخه‌ای مستقل از زبان هند- اروپایی است. 70% مردم این کشور مسلمان و 30% مابقی مسیحی هستند. براساس قانون اساسی مصوب سال ۱۹۹۸، هیچ دینی دین رسمی این کشور نیست و همه ادیان مساوی هستند. باوجوداین، همه مذهب‌های موجود در کشور آلبانی هریک خواستار درجه بالاتری برای به رسمیت شناخته‌شدن ازسوی دولت این کشور هستند.        آلبانی در دهه‌های 1940، دارای حکومت مرکزی و کمونیستی بود و تلاش دولت برای خودکفایی باعث شد این کشور به یکی از ایالت‌های ستمدیده و جداگانه و منفک آن زمان تبدیل شود. تغییرات سیاسی در سال 1990، سبب تغییر حکومت آلبانی از قوانین دولت مرکزی و حکومت مردم‌سالار شد. دولت به‌وجودآمده اصلاحاتی را در حوزه‌ اقتصادی شروع کرد که مهم‌ترین آنها عبارت بود از: آزادسازی نرخ ارز و قیمت‌ها، تثبیت مالی، سیاست تعدیل پولی و درآمد ثابت، خصوصی‌سازی، اصلاحات بخش‌های ملی و سازمانی، ایجاد ساختار قانونی برای اقتصاد بازار و فعالیت بخش خصوصی (مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام، 1394). تغییرات سیاسی سبب پاره‌ای اصلاحات و تغییر در نظام آموزشی شد (Xhaferri and Branković, 2013, p. 8). رهبران آلبانیایی و سازمان‌های بین‌المللی به نیاز کشور برای سرمایه‌گذاری در سرمایه اجتماعی و بهبود نظام آموزشی پی بردند (Top Channel, 2014). آموزش در آلبانی به ابزاری مهم برای توسعه جمعیت و رشد اقتصادی کشور تبدیل شد (Bekteshi, 2015, p. 158).      در 1945م، حدود 80% از جمعیت آلبانی بی‌سواد بودند. در سال 2001، بی‌سوادی تقریباً ریشه‌کن شد و نزدیک به 93% از افراد بالای 9 سال از سواد خواندن و نوشتن برخوردار شدند. تحصیل در مدرسه برای افراد بین سن 15-7 سال اجباری است (Hagelund, 2001, p. 8).      آلبانی یکی از فقیرترین کشورهای اروپایی است. آلبانی از اعضای ناتو، ملل متحد، سازمان امنیت و همکاری در اروپا و سازمان تجارت جهانی است (EP-Nuffic, 2015, p. 5). محصولات عمده کشاورزی آلبانی شامل گندم، ذرت، سیب‌زمینی، سبزیجات، میوه‌جات، چغندرقند، انگور، گوشت، محصولات لبنی، و گوسفند است. منابع عمده معدنی این کشور شامل نفت، گاز طبیعی، زغال‌سنگ، بوکسیت، مس و آهن است (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394).      اقلام عمده صادراتی آلبانی به جهان عبارت‌اند از: پارچه و کفش، آسفالت، فلزات و سنگ معدن فلزی، نفت‌خام، سبزیجات، میوه‌ها، و تنباکو. ایتالیا 9/31%، یونان 8/9%، چین 4/6%، آلمان 6%، و ترکیه 7/5%، از کشورهای وارد‌کننده جنس‌های عمده از آلبانی هستند. اقلام عمده وارداتی از جهان شامل ماشین‌آلات و تجهیزات، مواد غذایی، منسوجات و مواد شیمیایی است. کشورهای عمدة صادر‌کننده به آلبانی عبارت‌اند از: ایتالیا 1/51%، اسپانیا 2/9%، ترکیه 3/6%، و یونان 4/4% (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394).      اقلام عمده صادراتی ایران به آلبانی شامل انواع پسته، فیلترهای مخصوص ماشین‌آلات داروسازی و یا آزمایشگاهی و طبی، پاک‌کننده‌های صنعتی، انگور بی‌دانه، سایر استرلیزه‌کننده‌های طبی و جراحی یا آزمایشگاهی و پیاز و موسیر است. اقلام عمده وارداتی ایران از آلبانی شامل دستگاه‌های برقی تشخیص بیماری، کیسه و ساک از‌جمله کیسه‌های قیفی از کاغذ یا مقوا، جعبه، صندوق، قفسه و اشیای ساخته‌شده از مواد پلاستیکی است (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394).   اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی نظام آموزش در جمهوری آلبانی در قلمرو قدرت مجلس آلبانی است. نظام آموزش و حق تحصیل مبتنی‌بر قانون اساسی آلبانی است که بیان می‌دارد: «آموزش، یک اولویت ملی است». در قانون اساسی آلبانی چنین بیان شده است: «شهروندان جمهوری آلبانی از حق برابری برای تحصیل در همه دوره‌های آموزشی که به‌وسیله این قانون بیان شده است- بدون در نظر گرفتن وضعیت اجتماعی، ملیت، زبان، جنسیت، قومیت، وضعیت سیاستی، سطح اقتصادی و سلامت- برخوردارند (ماده 3، قانون نظام آموزش پیش‌دانشگاهی). مطابق با قانون، آموزش در مدرسه به مدت هشت سال تحصیلی برای افراد اجباری است و دانش‌آموزان باید تا سن شانزده‌سالگی در مدرسه تحصیل کنند (ماده 8 قانون)». «با موافقت قانون، اقلیت ملی این امکان را خواهند داشت تا به زبان رسمی خود تدریس و یادگیری داشته باشند و در چهارچوب برنامه درسی مدرسه درخصوص تاریخ و فرهنگ خود آموزش ببینند (ماده 10 قانون)» (Gaber, 2000, p. 129).      اهداف خدمات آموزش ملی عبارت‌اند از: تجهیز شهروندان آینده آلبانی با دانش مناسب، مهارت و شایستگی‌های کافی تا بتوانند برنامه‌های ملی اقتصادی و توسعه‌ای را اجرا کنند. این نظام که دارای هدف پاسخ به نیازهای بومی نیروی کار و آرزوهای اجتماعی- فرهنگی افراد است، یک پیش‌شرط برای رشد اقتصادی و توسعه پایدار کشور به‌شمار می‌آید (International Bureau of Education, 2011, p. 2).      اصول و اهداف کلی آموزش شامل موارد زیر است: · حق برابر برای آموزش همه شهروندان، شامل آموزش‌های ابتدایی، عمومی و حرفه‌ای؛ · ایجاد شرایط برای توسعه شخصی و ایجاد فرصت‌های مناسب آموزشی برای پیشرفت جوانان؛ · ارتقا و نوسازی محتوای آموزشی مطابق با الزامات اجتماعی شامل موفقیت و پیشرفت‌های علمی و فنّاوری اطلاعات در آموزش؛ · مطابق بودن آموزش‌های حرفه‌ای با راهبردهای توسعه اجتماعی و تغییرات در بخش کار و تولید؛ · فراهم کردن شرایط برای آموزش‌های مادام‌العمر؛ · افزایش کیفیت و اثربخشی آموزش (Ecker, 2003, p. 135).      چشم‌انداز آموزش‌های پیش‌دانشگاهی عبارت است از تضمین نظام آموزش ملی نوین که سبب برانگیختن رشد اقتصادی پایدار، افزایش رقابت ملی و منطقه‌ای و کمک به تقویت آگاهی شهروندان می‌شود. آموزش عالی و نظام پژوهش سبب خلق، توسعه، انتقال دانش ازطریق آموزش، پژوهش‌های مرتبط و عرضه خدمات می‌شود (International Bureau of Education, 2011, p. 2).      مطابق با قانون آموزش عالی آلبانی، اصول اساسی آموزش عالی عبارت‌اند از: 1. مؤسسات آموزش عالی از خودمختاری و استقلال برخوردارند. 2. خودمختاری مؤسسات آموزش عالی ازطریق موارد زیر تصریح می‌شود: الف) خودمدیریتی به‌معنی حق انتخاب مدیران دانشگاه، حق سازماندهی ساختارهای درونی و تنظیم مقررات مربوط به فعالیت‌های دانشگاه، حق انتخاب استادان و کارمندان مطابق با قانون؛ ب) حق توسعه و اجرای برنامه درسی و طرح‌های پژوهشی به‌صورت مستقل؛ ج) حق تعیین صلاحیت‌های دانشجویان برای برنامه‌های آموزشی؛ د) حق امضای توافقنامه با دیگر مؤسسات آموزشی، شرکت‌های کسب‌و‌کار و یا دیگر سازمان‌های محلی یا خارجی. 3. استقلال مؤسسات آموزش عالی به مفهوم برخورداری از استقلال در شیوه‌های آموزش و استقلال در پژوهش‌های علمی است. 4. آموزش عالی در جمهوری آلبانی با پیروی از قانون و اصول آموزش در قلمرو اروپا اجرا می‌شود. 5. مؤسسات آموزش عالی به‌صورت عمومی و خصوصی وجود دارد. 6. دولت اعتبار مؤسسات آموزش عالی را تضمین می‌کند (Republic of Albania Parliament, 2007, p. 2).   ساختار نظام آموزشی ساختار نظام آموزشی آلبانی شامل آموزش پیش‌دبستانی (که ازسوی مهدهای کودک عرضه می‌شود)، آموزش ابتدایی (پایه 9-1، آموزش‌های رایگان و اجباری)، آموزش میانی و آموزش عالی است. مطابق با داده‌های وزارت آموزش در سال 2009، تعداد 1680 مرکز پیش‌دبستانی به تعداد 80000 کودک و تعداد 1725 مدرسه ابتدایی به تعداد 475500 دانش‌آموز خدمت‌رسانی کردند؛ همچنین، تعداد 376 مرکز آموزش میانی (316 مرکز مخصوص آموزش‌های میانی عمومی، 20 مرکز ویژه آموزش‌های هنری و 40 مرکز ویژه آموزش حرفه‌ای) وجود داشت (Berdo, 2010, p. 73).   آموزش پیش‌دبستانی آموزش پیش‌دبستانی (مهدکودک) آموزش‌های اختیاری است که مسئول مراقبت از کودکان سنین 5-3 سال است (International Bureau of Education, 2011, p. 6).      فعالیت‌های آموزشی در مهدهای کودک به‌منزله آموزش‌های تکمیلی عرضه‌شده ازسوی خانواده‌ها و نیز آمادگی برای ورود به مدرسه در نظر گرفته می‌شود. اهداف آموزش پیش‌دبستانی، دربرگیرنده تربیت و پرورش افراد هوشیار، برای مشارکت در زندگی اجتماعی؛ کسب صلاحیت‌ها و توانایی‌های منطقی، ارتباطی، و عملیاتی و توسعه توانایی‌های شناختی، احساسی، اجتماعی و اخلاقی است (International Bureau of Education, 2011, p. 9).   آموزش ابتدایی آموزش ابتدایی (آموزش پایه) در سن شش‌سالگی شروع می‌شود و تا هشت سال تحصیلی طول می‌کشد. این آموزش، اجباری است. بعد از پایان آموزش ابتدایی، به دانش‌آموزان گواهی پایان دوره ابتدایی که (گواهی یادگیری در دورة ابتدایی) نام دارد، داده می‌شود. طول دوره ابتدایی از سال تحصیلی 2009-2008 از هشت سال تحصیل به نُه سال تغییر یافت (EP-Nuffic, 2015, p. 5).      هدف آموزش‌های ابتدایی عبارت‌اند از: توسعه مهارت‌های عقلانی، خلاق، عملی و فیزیکی، توسعه شخصیت دانش‌آموزان، ارتقای توسعه شخصی، و آماده‌سازی برای آموزش‌های عمومی سطح بالاتر، آموزش‌های حرفه‌ای و شهروندی (International Bureau of Education, 2007, p. 11).   آموزش میانی این آموزش‌ها در دبیرستان‌ها، مدارس فنی‌و‌حرفه‌ای، مدارس هنر، ورزش، و زبان‌های خارجی عرضه می‌شود. طول آموزش میانی برابر سه سال تحصیلی (طول آموزش میانی تا قبل از سال 2008 برابر چهار سال تحصیلی بود) است (International Bureau of Education, 2011, p. 14).      اهداف آموزش‌های میانی به‌منظور پرورش و آماده‌سازی دانش‌آموزان برای ورود به بازار کار و آموزش‌های آینده، عبارت است از: عرضه دانش و مهارت و عادت‌های ضروری عمومی، تخصصی و حرفه‌ای برمبنای موفقیت و پیشرفت‌های علمی، فنی، فرهنگی، هنری، توسعه توانایی‌ها و ویژگی‌های ذهنی، اخلاقی، و زیبایی‌شناسی، برای ایجاد عشق و علاقه به حرفه و به کشور و همچنین، توانایی و آمادگی برای دفاع از استقلال کشور (International Bureau of Education, 2007, p. 14).      برنامه درسی دوره آموزش میانی ازسوی وزارت آموزش و علوم به تصویب می‌رسد. برنامه درسی از دوره‌های اجباری و اختیاری تشکیل شده است. موضوع‌های اختیاری شامل زبان‌های خارجی و علوم کامپیوتر است (International Bureau of Education, 2011, p. 14). در‌صورتی‌که دانش‌آموز در پایان سال تحصیلی حداقل سه نمره مردودی در موضوع‌های اجباری به دست آورد و یا در‌صورتی‌که دانش‌آموز در امتحان پایان سال شرکت نکند و یا نمره مردودی بگیرد، باید پایه تحصیلی را دوباره در سال بعد بگذراند. به دانش‌آموزانی که موفق به گذراندن سال تحصیلی شوند، گواهی‌نامه پایان آن دوره تحصیلی داده می‌شود. در پایان دوره آموزش میانی به دانش‌آموزان موفق دیپلم پایان تحصیلات میانی داده می‌شود (International Bureau of Education, 2007, p. 15).   آموزش عالی در آموزش عالی آلبانی، دوره‌های تحصیلی به سه صورت تمام‌وقت، پاره‌وقت، و از دور به متقاضیان عرضه می‌شود. در دوره‌های آموزشی تمام‌وقت، هر سال تحصیلی به دو نیمسال تقسیم می‌شود، به‌گونه‌ای که هر نیمسال حدود پانزده هفته طول می‌کشد. نیمسال اول در ماه اکتبر و نیمسال دوم در ماه مارس شروع می‌شود. طول دوره‌های تحصیل در آلبانی به‌صورت زیر است: · دوره اول تحصیل (دوره کارشناسی)، حداقل سه سال طول می‌کشد. · دوره دوم تحصیل (کارشناسی ارشد علوم و هنر)، حدود دو سال طول می‌کشد. · دوره تحصیلی یکپارچه دوره دوم (رشته‌های پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی، دامپزشکی، و معماری)، حداقل پنج سال طول می‌کشد. · دوره دکتری حدود سه سال طول می‌کشد.        برای دوره‌های آموزش در سراسر زندگی، مؤسسات آموزش عالی درخصوص طول مدت آموزش تصمیم‌گیری می‌کنند.      برای دوره‌های از دور و پاره‌وقت، وزارت آموزش و علوم درخصوص مدت تحصیل- مطابق با مقررات- تصمیم‌گیری می‌کنند (EACEA, 2012, p. 15).      نگاره 1 ساختار نظام آموزش آلبانی را نشان می‌دهد. انواع مؤسسات آموزش عالی    
در قانون آموزش عالی (پذیرفته‌شده در 2007م، بازبینی‌شده در 2011م) پنج نوع مؤسسه آموزش عالی در آلبانی مشخص شده است که عبارت‌اند از: دانشگاه، آکادمی، مدرسه آموزش عالی، مرکز بین‌دانشگاهی، و کالج حرفه‌ای. مطابق با ماده 5 قانون، دانشگاه‌ها بر پایه پژوهش‌های صورت‌گرفته به دانشجویان آموزش می‌دهند و در توسعه دانش کمک می‌کنند. در دانشگاه‌ها سه دوره تحصیلی شامل کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری وجود دارد. آکادمی (ماده 6 قانون) آموزش‌های حرفه‌ای و فعالیت‌های آفرینش‌گرانه را در زمینه‌های هنر، ورزش، امنیت و دفاع، و دیگر حوزه‌های فعالیت حرفه‌ای عرضه می‌کند. این مرکز برنامه‌های آموزشی را در سه دوره تحصیلی مختلف عرضه می‌کند. مدارس آموزش عالی (ماده 6 قانون)، آموزش عالی را اساساً در دوره کارشناسی و یا دوره کارشناسی ارشد عرضه می‌دهند و همچنین، پژوهش‌های علمی کاربردی را نیز انجام می‌دهند. مراکز بین‌دانشگاهی (ماده 6 قانون) برنامه‌های مطالعاتی پیشرفته (مبتنی‌بر تکمیل دوره کارشناسی) را برای دانشجویان فراهم می‌کنند و به انجام پژوهش نیز می‌پردازند. کالج‌های حرفه‌ای (ماده 7 قانون) آموزش و کارآموزی را در حوزه‌های گوناگون آموزش‌های حرفه‌ای دانشگاهی و یا غیر‌دانشگاهی در دوره تحصیلی کارشناسی عرضه می‌کنند (Xhaferri and Branković, 2013, p. 10).   دستیابی به آموزش عالی در آلبانی، قبولی و ورود به مؤسسات آموزش عالی نیاز به مدرک دیپلم (Dëftesë Pjekurie) دارد که پس از قبولی دانش‌آموز در آزمون به وی داده می‌شود. برای پذیرش در نهادهای آموزش عالی عمومی، متقاضیان باید در ریاضیات، ادبیات و دو بخش اختیاری قبول شوند. قبول شدن در بخش‌های انتخابی برای پذیرش در مؤسسات خصوصی مورد نیاز نیست؛ هر‌چند ‌که بیشتر مؤسسات افزون بر مدرک دیپلم، خود نیز آزمون ورودی برگزار می‌کنند (EP-Nuffic, 2015, p. 6). برنامه درسی محتوای برنامه درسی در آموزش عالی آلبانی ازسوی متخصص‌های دپارتمان آموزش تنظیم می‌شود و مسئولان تعیین محتوای برنامه درسی، مواردی از‌قبیل ساعت‌های مورد نیاز هر درس برای تدریس، انجام تمرینات درسی، و کار آزمایشگاهی را بر‌مبنای ECTs مشخص می‌کنند. مطابق با مقررات برنامه آموزشی، لازم است تا موارد زیر تعیین شود: · برنامه تدریس، به تفکیک هر واحد درسی و دیگر فعالیت‌های مورد نیاز درس؛ · اهداف اختصاصی هر برنامه و فعالیت درسی؛ · شیوه ارزیابی و سازماندهی آزمون‌های درسی؛ · تعداد واحد هر برنامه درسی؛ · شیوه و چگونگی انتقال و جابه‌جایی دانشجو (EACEA, 2012, p. 15).   نظام ارزیابی در آلبانی، معمولاً از نظام نمره‌دهی عددی 1 تا 10 در آموزش عالی استفاده می‌شود و حداقل نمره قبولی 5 است (جدول 1).   جدول 1. نظام ارزیابی در آموزش عالی نمره عددی نمره حروفی توصیف 4-1 Kater, tre, dy, një مردود 5 Pesë نمره قبولی 6 Gjashtë رضایت‌بخش 7 Shtatë متوسط 8 Tetë خوب 9 Nëntë خیلی خوب 10 Dhjetë عالی (EP-Nuffic, 2012)   آموزش الکترونیکی بخشی از راهبردهای دولت آلبانی درخصوص آموزش عالی، مربوط به راهبردهای توسعه و استفاده از فنّاوری‌های اطلاعات و ارتباطات و یادگیری الکترونیکی- به‌منزله ابزار مهم حمایت از فرایند تدریس و یادگیری- در دانشگاه‌ها است. عواملی که سبب برانگیختن استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاه‌های آلبانی می‌شود، عبارت‌اند از: · سیاست‌های آموزش در آلبانی، که بر مواردی از‌جمله نقش مهم و روزافزون آموزش در فرایند رشد اقتصادی کشور، کاهش فقر، و آماده‌سازی نیروی کار متناسب با شرایط جدید اقتصاد رقابتی جهانی تأکید دارد؛ · رقابت افزاینده در بخش آموزش؛ · افزایش تعداد دانشجویان؛ · افزایش کیفیت تدریس و مطالعه؛ · ارتقای کیفیت مدیریت دانشجویان- از زمان ثبت‌نام در دانشگاه، شرکت در برنامه‌ها و کلاس‌های درسی، ارزیابی تدریجی، تا تکمیل دوره آموزشی؛ · کاهش هزینه‌های مدیریت: نظام اطلاعات توانایی ساده‌سازی شیوه‌های اداره و شفاف‌سازی امور مالی- اقتصادی را دارد؛ · ارتقای مدیریت دانشگاه: نظام اطلاعات به مدیران دانشگاهی در تصمیم‌سازی و افزایش اعتبار دانشگاهی کمک می‌رساند؛ · جمع‌آوری داده‌ها در یک بسته پایگاه اطلاعات؛ · سهولت در تمرکز‌زدایی فعالیت‌ها به گروه‌های آموزشی مختلف؛ · اجرای فعالیت‌های بهتر مربوط به فرایندهای اصلی دانشگاه؛ · سهولت استفاده از نظام اطلاعات ازسوی کاربران: شامل دانشجویان، استادان، و کارکنان اداری (Bekteshi, 2015, p. 159).      براین‌اساس، یادگیری الکترونیکی به‌عنوان عامل ضروری برای حذف موانع زمانی و جغرافیایی بین دانشجویان و استادان و افزایش تعامل بین آنها در دانشگاه‌های آلبانی استفاده می‌شود (Bekteshi, 2015, p. 159).   داده‌های آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی آموزش عالی در آلبانی از دانشگاه‌ها و دیگر مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است. در سال 2013، تعداد 15 مؤسسه آموزش عالی عمومی و 44 مؤسسه آموزش عالی خصوصی در آلبانی وجود داشت. در مجموع 162875 دانشجوی تمام‌وقت و پاره‌وقت (به‌جز دانشجوی دوره دکتری) در مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی (135593 دانشجو در مؤسسات عمومی و 27282 دانشجو در مؤسسات خصوصی) در سال تحصیلی 2013-2012 ثبت‌نام کردند؛ همچنین، تعداد استادان در این سال تحصیلی برابر با 10652 نفر بود (Mora et al., 2015, p. 3).      آلبانی سریع‌ترین رشد دانشجو را در میان کشورهای اروپایی دارا است، به‌گونه‌ای که تعداد دانشجویان از سال تحصیلی 2004-2003 تا سال تحصیلی 2010-2009، 129% افزایش داشته است (Eurydice, 2012).      جدول 2 تعداد دانشجویان آموزش عالی (به‌جز در دوره دکتری) در سال تحصیلی 2008-2007 تا 2013-2012 را نشان می‌دهد.   جدول 2. تعداد دانشجویان آموزش عالی آلبانی سال تحصیلی تعداد دانشجو 2008-2007 90606 2009-2008 93139 2010-2009 122326 2011-2010 134877 2012-2011 160839 2013-2012 162875 (Xhaferri and Branković, 2013, p. 17)        جدول 3 تعداد استادان در سال تحصیلی 2008-2007 تا 2012-2011 را نشان می‌دهد.   جدول 3. تعداد استادان در سال تحصیلی 2008-2007 تا 2012-2011 سال تحصیلی تعداد استادان 2008-2007 5707 2009-2008 6633 2010-2009 8476 2011-2010 9865 2012-2011 10652 (Xhaferri and Branković, 2013, p. 14)   مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی مدیریت آموزش در آلبانی به‌طور سنتی به‌صورت متمرکز و با کنترل شدید همراه بود. قبل از سال 1991، مدیریت آموزش در تمام سطوح تحصیلی به‌صورت ملی و مرتبط با برنامه‌ریزی اقتصادی تعیین می‌شد. امروزه، موضوع‌های مربوط به مدیریت، کارکنان، موارد مالی، ساختمان و تعمیر و نگهداری مدارس تا حد زیادی زیر نظر حکومت مرکزی و شعب منطقه‌ای است. دولت و مجلس سیاست‌های مربوط به آموزش را تعیین می‌کنند و وزارت آموزش و علوم، مسئول مدیریت نظام آموزش در سطح ملی است (Technopolis, 2010, p. 1).      مطابق با قانون اساسی، دولت و قدرت‌های مجلسی مسئول تعیین سیاست‌های آموزشی هستند و قوانین و مقررات حوزه آموزش را تنظیم و ابلاغ می‌کنند. علاوه‌براین وزارت آموزش و علوم و قدرت‌های شهری از در نظر گرفتن احتیاجات مشخص شهروندان در حوزه آموزش اطمینان حاصل می‌کنند. از وظایف وزارت آموزش و علوم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: · اجرای قوانین و مقررات که ازسوی مجلس و دولت به تصویب رسیده است؛ · تصمیم‌گیری درخصوص موضوعات قانونی؛ · مدیریت و نظارت حرفه‌ای؛ · تصویب اساسنامه‌ها (EACEA, 2012, p. 11).        قانون آموزش عالی، فعالیت‌های دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها، استقرار و وظایف مدیران، شیوه به‌کارگماری استادان، و غیره را روشن می‌کند. نقش دانشگاه، اهداف کاری، و شرایط بنیادین عملکردی ازسوی قانون تنظیم می‌شود. ریاست دانشگاه وظیفه سکانداری دانشگاه را بر عهده دارد، در‌حالی‌که هیئت‌امنا از نمایندگان بنیان‌گذار نهاد آموزش عالی و اعضای علمی تشکیل شده است (EACEA, 2012, p. 12).      مطابق با ماده 13 قانون آموزش عالی، مدیریت و اعضای اداری مؤسسات عمومی آموزش عالی دربرگیرنده کمیته علمی، رئیس دانشگاه، انجمن مدیران و انجمن اخلاق و انجمن استادان است. مؤسسات عمومی آموزش عالی از این حق برخوردارند که اعضا را مسئول وظایف خاص، هم‌راستا با وظایف مؤسسه به کار بگمارند (Republic of Albania Parliament, 2007, p. 7).      دفتر اعتبارسنجی آموزش عالی که مؤسسه‌ای عمومی و مرتبط با وزارت آموزش و علوم است، معیارها و شیوه‌های ارزیابی بیرونی مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی و نیز، اعتبارسنجی مؤسسات را تبیین می‌کند (International Bureau of Education, 2011, p. 4).      انجمن آموزش عالی و علوم، بدنه مشورتی وزارت آموزش و علوم است و نظرات و مشاوره‌هایی درخصوص سیاست‌های آموزش عالی و توسعه و ارتقای کیفیت آموزش عالی عرضه می‌کنند (International Bureau of Education, 2011, p. 4). همکاری‌های بین‌المللی همکاری‌های بین‌المللی در مؤسسات آموزش عالی ازسوی اداره روابط بین‌الملل مدیریت می‌شود. این ادارات در همه مؤسسات آموزش عالی عمومی و در برخی از مؤسسات آموزش عالی خصوصی مستقر هستند. از وظایف اداره‌های روابط بین‌الملل در همکاری با مؤسسات آموزش عالی خارجی شامل، شناسایی دانشجویان بین‌المللی، قانونی کردن اسناد، و امضای توافقنامه‌های دوطرفه است (EACEA, 2012, p. 16).   اعتباربخشی و تضمین کیفیت در آموزش عالی در آلبانی، نظام اعتباربخشی آموزش عالی در 1999م، آغاز شد. این نظام عهده‌دار ارزیابی و اعتبارسنجی مؤسسات آموزش عالی، ارزیابی و اعتبارسنجی برنامه‌ها و دوره‌های جدید عرضه‌شده ازسوی مؤسسات آموزش عالی است (EACEA, 2005, p. 4). قانون آموزش عالی شماره 9741 ماه می، در سال ‌2007، چهارچوب‌های قانونی برای تضمین کیفیت و اعتبارسنجی در آموزش عالی را تنظیم کرده است. این قانون بین تضمین کیفیت درونی، تضمین کیفیت بیرونی، و اعتباربخشی تفاوت قایل شده است. سه طبقه تضمین کیفیت عبارت‌اند از: · نظام تضمین کیفیت درونی زیر نظر مؤسسات آموزش عالی است و هم همگام به‌وسیلة فرایندهای تضمین کیفیت بیرونی تنظیم می‌شود. · ارزیابی‌های بیرونی ازسوی دفتر اعتباربخشی آموزش عالی صورت می‌گیرد. · اعتباربخشی، فرایند به رسمیت شناختن مؤسسات آموزش عالی و برنامه‌های عرضه‌شده ازسوی مؤسسات است (Xhaferri and Branković, 2013, p. 22).      مؤسسات آموزش عالی آلبانی ازسوی دفتر اعتباربخشی آموزش عالی عمومی - که بخشی از وزارت آموزش و علوم است- اعتبارسنجی و به رسمیت شناخته می‌شوند. اعتباربخشی، زمانی صورت می‌گیرد که مؤسسات آموزش عالی به درجه‌ای از استانداردهای کیفیت که ازسوی دفتر اعتبارسنجی تنظیم شده است، دست یابند. در راستای اعتبارسنجی، مؤسسات آموزش عالی در فرایند خودارزیابی و ارزیابی ازسوی همتایان بیرونی (نه تنها برای دستیابی به استانداردها، بلکه برای ارتقای مداوم کیفیت آموزش و کارآموزی) متعهد می‌شوند. اهداف نظام اعتباربخشی مؤسسات آموزش عالی آلبانی عبارت‌اند از: · استفاده از استانداردهای ارزیابی برای اطمینان‌یابی از عرضه آموزش‌‌های کیفی؛ · تشویق مؤسسات برای ارتقای کیفیت آموزش؛ · اطمینان نسبت به حسابرسی مؤسسات آموزشی؛ · ایجاد اعتماد عمومی در مؤسسات آموزشی (EACEA, 2012, p. 14).      زمانی‌که گزارش تهیه‌شده ازسوی دفتر اعتبارسنجی، دارای نکات منفی درخصوص مؤسسات آموزش عالی غیرعمومی باشد، وزارت آموزش درخصوص عدم تصویب دوره عرضه‌شده و یا به رسمیت نشناختن مؤسسه آموزش عالی تصمیم‌گیری می‌کند (EACEA, 2005, p. 4).   منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی در آلبانی، بخش عمومی، تأمین‌کننده اصلی بودجه برای خدمات آموزشی در همه سطوح تحصیلات است. در سال تحصیلی 2003-2002، مدارس خصوصی کمتر از 4/3% دانش‌آموزان کل ثبت‌نام‌شده در تحصیلات پیش‌دانشگاهی را شامل می‌شدند (The World Bank, 2005).      این میزان برای آموزش عالی بسیار کمتر بوده است که از این نظر می‌توان گفت منابع مالی بخش بزرگی از آموزش عالی آلبانی ازسوی دولت فراهم می‌شود (Malaj et al., 2005, p. 1).      منابع مالی آموزش عالی آلبانی ازسوی مالیات‌دهندگان (ازطریق بودجه دولت) و شهریه تحصیل، فراهم می‌شود. نظام ملی شهریه مبتنی‌بر سطح اقتصادی کشور است و دو نوع نظام پرداخت شهریه وجود دارد که یکی از آنها مربوط به دانشجویان تمام‌وقت و دیگری، دانشجویان پاره‌وقت است. برای دانشجویان تمام‌وقت، شهریه کمتر است و برای تمام دانشجویان- بدون توجه به دوره آموزشی، ملیت، و غیره- یکسان است. این نظام، اندک اندک در حال تغییر است، به‌گونه‌ای که باتوجه‌به خدمات گوناگونی که ازسوی مؤسسات آموزش عالی عرضه می‌شود، مقادیر متفاوتی شهریه از دانشجویان دریافت می‌شود. نظام دیگر، دریافت شهریه از دانشجویان پاره‌وقت است که باتوجه‌به دانشکده‌های مختلف مقدارهای گوناگونی شهریه گرفته می‌شود (Malaj et al., 2005, p. 3).      ماده 75 قانون آموزش عالی، درخصوص شهریه مؤسسات آموزش عالی، موارد زیر را بیان کرده است: · شهریه تحصیل شامل شهریه ثبت‌نام و شهریه آموزش است. · شهریه ثبت‌نام برای همه دوره‌های تحصیلی ازسوی مؤسسه آموزش عالی پیشنهاد و ازسوی وزارت آموزش و علوم تصویب می‌شود. · شهریه آموزش برای نظام آموزش دوره اول تمام‌وقت ازسوی وزارت آموزش و علوم پیشنهاد و ازسوی انجمن وزیران تصویب می‌شود. · شهریه آموزش برای دوره اول پاره‌وقت، از دور و یا دیگر اشکال نظام آموزش، ازسوی مؤسسات آموزش عالی پیشنهاد و به‌وسیله قانون ویژه وزارت آموزش و علوم و وزارت دارایی تصویب می‌شود. · دانشجویان برتر، از پرداخت شهریه برای سال تحصیلی آینده معاف هستند (Republic of Albania Parliament, 2007, p. 43).   برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو اصلاحات در نظام آموزش آلبانی در سال‌های 1999-1992 روی داد و مواردی مانند نوآوری‌های ویژه در برنامه درسی، عرضه راهکارهای جدید در حوزه یادگیری زبان‌های خارجی، مدیریت مدرسه، سال تحصیلی، ارزیابی عملکرد آموزشگران و غیره را دربر می‌گرفت. در بخش آموزش عالی، قوانین جدید به ایجاد دانشگاه‌های محلی بسیاری در شهرهای اصلی آلبانی انجامید (International Bureau of Education, 2011, p. 8).      راهبرد ملی آموزش برای سال‌های 2015-2004 بر تحصیلات پیش‌دانشگاهی تمرکز داشته و به‌منظور کمک به تقویت عملکرد بخش آموزش و بهبود بازده یادگیری در حالت منصفانه و اثربخش طراحی شد. این راهبرد چهار اولویت را بیان می‌دارد که عبارت‌اند از: · اصلاح و تقویت ظرفیت مدیریت؛ · بهبود کیفیت فرایند تدریس و یادگیری؛ · سرمایه‌گذاری برای آموزش‌های پیش‌دانشگاهی؛ · ظرفیت‌سازی و توسعه منابع انسانی (International Bureau of Education, 2007, p. 4).      آلبانی در 18 سپتامبر 2003 بیانیه بلونیا را پذیرفت و براین‌اساس نظام آموزش عالی خود را بازسازی کرد. همسو با این اصلاحات، آلبانی نظام آموزشی که مدارک تحصیلی کارشناسی بعد از چهار سال، تحصیل تمام‌وقت، ارشد سطح دو پس از یک سال تحصیل تکمیلی، و دکتری را کنار گذاشت و برنامه‌های تحصیلی به شیوه محتوا و ساختار اروپایی سازماندهی شدند. از سال تحصیلی 2009-2008 برنامه آموزشی به شیوه نظام سه‌چرخه‌ای (کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری) سازماندهی شدند (Duda and Xhaferri, 2013, p. 19).      در 2008م، دولت آلبانی راهبردی ملی برای آموزش عالی 2013-2008م منتشر کرد. بحث اصلی این راهبرد این بود که آموزش عالی و پژوهش‌های علمی در آلبانی هنوز فاصله زیادی با استانداردهای بین‌المللی دارد. بر پایة این راهبرد ملی قانون جدید آموزش عالی در سال 2007، به تصویب رسید که گام مهمی برای پیشرفت در نظام آموزش ایجاد کرده است. اصول اصلی قانون نوین آموزش عالی سبب افزایش جابه‌جایی دانشجو و استاد، هماهنگی میان تدریس و پژوهش‌های علمی و یا کارهای هنری بر پایه نظام آموزش عالی اروپا، تضمین کیفیت و اثربخشی مطالعات، مشارکت دانشجویان در مدیریت و تصمیم‌گیری و به‌ویژه تضمین کیفیت آموزش شده است (Mora et al., 2015, p. 3). این قانون مسیرهای جدیدی برای مسئولیت‌پذیری بیشتر و خودمختاری دانشگاه‌های آلبانی ایجاد کرده است (The World Bank, 2012).      راهبرد ملی آموزش عالی، همسو با گرایش‌های اصلی توسعه آموزش عالی در اروپا و دیگر کشورهای جهان تدوین شده است. هدف اصلی این راهبرد ارتقای آموزش عالی آلبانی در ردة آموزش عالی اروپا بود. اولویت‌ها و اهداف آموزش عالی در آموزش عالی آلبانی، همان‌گونه که در راهبرد ملی بیان شده، عبارت‌اند از: · توسعه جامعه و ارتقای استانداردهای مردم‌سالار از رهگذر آموزش دانشجویان، برای توانمندسازی آنها برای زندگی اجتماعی مؤثر؛ · توسعه اقتصادی کشور به‌طور‌کلی، و در مناطق ویژه از رهگذر آموزش نیروی کار شایسته و توانمند؛ · برآورده کردن نیازهای توسعه‌ای نسل جوان؛ · توسعه و تحکیم پایه‌های دانش نامحدود و کافی همسو با منافع ملی (Ministry of Education and Science, 2008).      راهبرد ملی به برخی از نقاط ضعف مؤسسات آموزش عالی آلبانی اشاره کرده است که عبارت‌اند از: · بی‌توجهی به موضوع‌های توسعه مدرن؛ · بی‌توجهی به نیازهای آینده جامعه و اقتصاد کشور؛ · یکنواختی آموزش عالی و عدم تشویق مؤسسات آموزش عالی به انجام فعالیت‌های گوناگون دیگر (Mora et al., 2015, p. 3).   چالش‌های آموزش عالی امروزه نظام آموزش آلبانی با چالش‌هایی از‌جمله: فلسفه جدید زندگی، اقتصاد آزاد بازار کار، و پیوستن به کشورهای اروپایی روبه‌رو است. نظام آموزش آلبانی باید دانشجویان را به‌گونه‌ای آموزش دهد تا به شهروندانی مردم‌سالار بدل شوند، به‌گونه‌ای اثربخش با بازار کار همکنشی داشته باشند و سبب افزایش رقابت‌پذیری آلبانی شوند (Laze, 2011, p. 13).      برخی از چالش‌هایی که آموزش عالی آلبانی با آن روبه‌رو است، عبارت‌اند از: · فراهم ساختن امکانات برای شمار روزافزون دانشجویان؛ · عرضه مطالب علمی و فنی روزآمد؛ · خودمختاری مالی دانشگاه‌ها؛ · پی نهادن دانشگاه‌های خصوصی؛ · سازماندهی خصوصی دانشگاه‌های عمومی و خصوصی، مطابق با قوانین نوین آموزش (Laze, 2011, p. 12 ).   کتاب‌شناسی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران. (1394). اطلاعات کشورهای جهان. بازیابی‌شده از: http://www.tccim.ir مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام. (1394). اقتصاد آلبانی. بازیابی‌شده از: http://iiwfs.com Bekteshi, L. (2015). “Albanian Universities and E-learning”. European Journal of Social Sciences, Education and Research, 4(1), 157-169. Berdo, S. (2010). “Education factor and human resources development- Albania case”. Academicus International Scientific Journal, MMX (1), 72-79. Countries of the World. (2015). Albania Geography 2015. Retrieved from: http://www.theodora.com/wfbcurrent/ albania/albania_geography.html Duda, A. and Xhaferri, E. (2013). Teacher Education and Training in the Western Balkans. Luxembourg: Office of the European Union. EACEA. (2005). Higher Education in the Republic of Albania. Retrieved from: http://eacea.ec.europa.eu/tempus/ participating_countries/higher/albania.pdf. EACEA. (2012). “Overview of the Higher Education Systems in the Tempus Partner Countries: Western Balkans”. A Tempus Study. Ecker, A. (2003). Initial Training for History Teachers: Structures and Standards in 13 Member States of the Council of Europe. Strasbourg: Council of Europe. EP-Nuffic. (2015). Onderwijssysteem Albanië Beschreven en Vergeleken met het Nederlandse Systeem. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/documents/497/education-system-albania.pdf. Eurydice. (2012). The European Higher Education Area in 2012: Bologna Process Implementation Report. Retrieved from: media.ehea.info/file/2012_Bucharest/79/5/Bologna_ Process_Implementation_Report_607795.pdf.   Gaber, S. (2000). “Strategies of Educational Reform in the Countries of South Eastern Europe: Final Report”. In Sergij Gabršček and Neli Dimc. (eds), Strategies of Educational Reform in South East Europe Countries (pp. 109-113). Ljubljana : Open Society Institute Slovenia.   Hagelund, B. (2001). Higher Education in Albania (unpublished paper). University of Copenhagen, Faculty of Social Sciences, Copenhagen, Denmark. International Bureau of Education. (2007). “Albania”. World Data on Education (6th edition). Geneva: Unesco. International Bureau of Education. (2011). “Albania”. World Data on Education (7th edition). Geneva: Unesco. Laze, J. (2011). “The Challenges of the Albanian Universities to the European Space”. European Scientific Journal, 14(Special edition), 4-27. Malaj, A., Mema, F. and Hida, S. (2005). “Albanian Financial Management in the Education System: Higher Education”. BERG Working Paper, (54). Ministry of Education and Science. (2008). National Strategy for Higher Education 2008-2013. Retrieved from: http://erawatch.jrc.ec.europa.eu Mora, J. G., Ferreira, C., Vidal, J. and Vieira, M. J. (2015). “Higher Education in Albania: Developing Third Mission Activities”. Tertiary Education and Management. Retrieved from: http://dx.doi.org/10.1080/13583883.2014. 994556 Population Pyramid. (2015). Albania 2015. Retrieved from: http://populationpyramid.net/albania/2015 Republic of Albanian Parliament. (2007). Law on the Higher Education in the Republic of Albania. Retrieved from: http://www.erisee.org Technopolis. (2010). Study on the Organization of Doctoral Studies in EU Neighbouring Countries: Albania. Retrieved from: www.technopolis-group.com The World Bank. (2005). Albania Poverty and Education in Albania: Who Benefits from Public Spending? Washington,DC: Author. The World Bank. (2012). Albania - Tertiary Education: University Governance Under the Higher Education Law (2007), Guidelines for Strategic Planning (Policy Brief No. 3). Washington, DC: Author. Top Channel. (2014). BERZH Mbështet Marrëveshjen me FMN-në (EBRD Supports the Agreement with IMF). Retrieved from: http://www.top-channel.tv/artikull.php Xhaferri, E. and Branković, J. (2013). Overview of Higher Education and Research Systems in the Western Balkans: Albania. Retrieved from: http://www.herdata.org/public/ HE_and_Research_in_Albania_FINAL1.pdf. نویسندگان: مهتاب پورآتشی