پل (ت. 7 دسامبر 1862، پاریس، فرانسه- و. 1 ژانویه 1920، پاریس) نویسندهای که آثار اولیه او نمایندة مکاتب ناتورالیست و سمبولیست بود و بعدها بهسبب رمانهای تاریخی و جامعهشناختیاش به شهرت چشمگیری دست یافت. چاپ اولین رمان ناتورالیستی وی با عنوان «جسم آرام» (Chair molle, 1885) منجر شد تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. دومین رمانش با عنوان «عصرانه در میراندا» (Le Thé chez Miranda, 1886)، که آن را با همکاری ژان مورئاس نوشت، یکی از نمونههای اولیه سمبولیسم بهشمار میرود. او در 1899 با رمان «نیرو» (La Force) نگارش مجموعه رمانهایی را آغاز کرد که زندگی فرانسوی را در طی سالهای 1800-1830 به تصویر میکشید. رمان دیگر او با عنوان «در آفتاب ژوئیه» (Au soleil de Juillet) در 1903 منتشر شد. او بسیار سفر کرد و براساس سفرهای امریکاییاش دو کتاب نوشت: «مناظر امریکایی» (Vues d'Amerique, 1906) و «تراست» (Le Trust, 1910). زندگینامه شخصی او در قالب رمان و با عنوان «جوانی و عشقهای منوئل اریکور» (Jeunesse et amours de Manuel Héricaurt) در 1913 منتشر شد.
مرثیهای بیپیرایه، اثر پرسی بیش شلی، که در 1821، به منظور گرامیداشت جان کیتس، که در آغاز همان سال فوت کرده بود، نوشته و چاپ شد.عنوان، که اشارهای به آدونیس- مرد جوان و زیبای اسطورهای یونان- است که بر اثر حملة گرازی وحشی کشته شد، احتمالاً از «مرثیهای برای آدونیس» (Lament for Adonis) اثر بیون اقتباس شده است که شلی آن را به انگلیسی ترجمه کرده بود. این شعر، که در پنجاهوپنج بند اسپنسری نوشته شده، بهسبب یکپارچگی قالب کلاسیکش، با «لیکیداسِ» (Lycidas) جان میلتن در یک جایگاه قرار گرفته است. در این شعر، شاعر بر مرگ آدونائیس زیباروی سوگواری میکند، اما در نهایت او را همچنان در زمرة خدایان میشمارد. او تصریح میکند درحالیکه ما همچون مردگان در گور میپوسیم، روح خلاق آدونائیس همچون ستارهای از اقامتگاه خود، جایی که خدایان حضور دارند، راهمان را مشخص میکند.
شکل جمع آنaegises (egises) [به یونانی aigís و احتمالاً اشتقاقی از aig-,aix، به معنی پوست بز] در اساطیر یونان، پوششی محافظ یا زره سینهای است که هفائستوس آن را ساخت و نشان برتری و اقتدار بهشمار میرفت. این سپر در اصل مرتبط با زئوس بود، اما بعدها که دور آن نقوش مار را حک کردند و سر یک گورگون رویش نصب شد، آن را به آتنا نسبت دادند. آتنا از آن بهعنوان تنپوش معمولی استفاده کرد. بعضی از اوقات، خدایان دیگر (بهعنوان نمونه، آپولو در ایلیاد) از آن برای برانگیختن وحشت بهره میبردند. در اساطیر بعدی، سپر بهصورت ردایی از پوست بز توصیف شد، اگرچه در زمان هومر، چیزی بیشتر از ردایی از پوست بز بود؛ زیرا با منگولههای زرین مزین شده بود.
نام کامل او تاجالدین ابراهیم بن خضر احمدی (ت. 34/1335، کوتاهیه، آناتولی [ترکیه امروزی]- و. 1412، اماسیه، امپراتوری عثمانی) یکی از بزرگترین شاعران قرن چهاردهم آناتولی.احمدی در جوانی نزد محقق مشهور اکملالدین (البابرتی) در قاهره تحصیل کرد؛ سپس او به کوتاهیه در آناتولی رفت و برای حاکم آنجا، امیر سلیمان، (67-1386) کتابت کرد. بعداً، به دربار سلطان بایزید (اول) عثمانی (1389-1403) رفت و در نبرد آنکارا، که در آن عثمانیها به شکست سختی تن در دادند، ظاهراً با تیمور، طرف پیروز در جنگ و فاتح جهان، دیدار کرد و قصیدهای برای او سرود.احمدی هنگام مرگ سلطان بایزید، مدایحی را به همراه یکی از معروفترین آثارش «اسکندرنامه»(İskendernâme) پیشکش سلیمان چلبی، پسر سلطان، کرد. این اثر را در اصل به امیر سلیمان از خاندان سلطنتی گرمیان در کوتاهیه تقدیم کرده بود، اما او طی سالیان متمادی در آن تجدید نظر کرده و مطالبی به آن افزوده بود. الگوی اسکندرنامه احمدی از اثری به همین نام سروده نظامی، شاعر بزرگ پارسی (متوفی 1209)، گرفته شده است که از هشت هزار بیت در قالب مثنوی تشکیل شده است که او در آن از افسانه اسکندر بهعنوان اساسی برای بحث درباره الهیات، فلسفه و تاریخ بهره میگیرد. بخش آخر، منبع اولیه مهمی برای تاریخ عثمانی تلقی میشود؛ زیرا ظاهراً، شاعر آن را مطابق وقایع ثبت شده تاریخی بنا نهاده بود، اما این نسخه دیگر موجود نیست.بعد از مرگ سلیمان در 1411، احمدی مدایحی را برای سلطان جدید عثمانی، محمد چلبی (درگذشته 1421) تا زمان مرگ خودش سرود؛ وی علاوه بر اسکندرنامه، دیوان یا مجموعه اشعار؛ تعداد زیادی مثنوی؛ شعری با عنوان «جمشید و خورشید» (Cemşid u Hurşid) و یک اثر تعلیمی با عنوان «آسایش جانها» (Tervihü'l-ervah) را نیز نوشت.
جون (دلینو)(ت. 4 سپتامبر 1924، رای، ساسکس، انگلیس) نویسندة انگلیسی که آثار متعددی در زمینة قصههای فانتزی، ماجراجویی، وحشت و اضطراب برای دو گروه خوانندة نوجوان و بزرگسال دارد. شاید بهعنوان مبدع ژانری که «رمانسهای غیرتاریخی» نامیده میشود، مشهور باشد. اِیکن قصههایی نوشت که در آن، طنز و عمل را با اسطورههای سنتی و عناصر قصههای پریان تلفیق کرد. بسیاری از این آثار، در یک عصر تاریخی ساختگی، طی دوران حکومت تخیلی جیمز سوم انگلستان، که بهعنوان مدعی پیر شناخته شده است، واقع شدهاند.اِیکن، دختر کانرد ایکنِ شاعر بود. درحالیکه هنوز دانشآموز بود، دو شعر در مجلة کوچکِ معتبرThe Abinger Chronicle منتشر کرد. او در بزرگسالی، متن نمایشهای رادیویی و برخی از داستانهای کوتاه را مینوشت. در 1955، او سردبیر مجلة ادبی Argosy شد. نخستین آثار وی با عنوان «همة آنچه که شما خواستهاید» (All You've Ever Wanted, 1953)و «بیشتر از انتظار شما» (More Than You Bargained For, 1955) در قالب مجموعه داستان کوتاه بودند.اثری با عنوان «گرگهای شکارگاه ویلوبی» (The Wolves of Willoughby Chase, 1962) نخستین رمان اِیکن بود که در آن عناصر تاریخ ، طنز و ماجراجویی را با هم تلفیق کرد. این اثر، اولین اثر از حدود 60 مجموعه داستان کوتاه و رمانها برای کودکان بود. آثار متعدد او در زمینة داستان بزرگسالان با «سکوت هروندال» (Silence of Herondale, 1964) آغاز شد؛ همچنین بهعنوان داستانهای وحشت، اضطراب و رمزی مورد تعمق قرار گرفت. ایکن همچنین اثری به نام «راه نوشتن برای کودکان» (The Way to Write for Children, 1982) را نوشت.
مارک، نام مستعارِ مارک آلیکساندرویچ لاندائو (ت. 26 اکتبر [7 نوامبر، سبک جدید] 1889، کییف، اوکراین، امپراتوری روسیه - و. 25 فوریه 1957، نیس، فرانسه) نویسنده مهاجر روسی که بهخاطر آثار بهشدت انتقادی علیه نظام حکومتی شوروی مشهور شده است.الدانف در 1919 به فرانسه مهاجرت کرد و در 1941، آنجا را به قصد ایالات متحده ترک نمود. او در 1921 مقالهای درباره لنین نوشت و در اثری به نام «دو انقلاب» (Deux Révolution, 1921) انقلابهای روسیه و فرانسه را با هم مقایسه کرد؛ چندین رمان نیز از او بهجا مانده است. بیشتر آثار الدانف به زبان انگلیسی ترجمه شدهاند؛ چهارگانهای دربارة انقلابیون فرانسه با عنوان «روشنفکر» (Myslitel, 1923-25)؛ هجونامهای ضد نظام حکومتی شوروی با عنوان «مُهرپنجم» (Nachalo kontsa, 1939)؛ و «پیش از سیلاب» (Istoki, 1947) که تصویری از اروپای دهه 1870 ارائه میکند، از آن جمله است.
ژوزه دِ، نام کامل او ژوزه مارتینینو دِ آلنکار (ت. 1 می 1829، مسجانا، برزیل- و. 12 دسامبر 1877، ریو دو ژانیرو) روزنامهنگار، رماننویس و نمایشنامهنویسی که با رمان «گوارانی سرخپوست» (O Guarani, 1957) آغازگر سبکی مرسوم به رمان سرخپوستی برزیلی(Indianista Novel،حکایتهای رمانتیک دربارة زندگی بومیان) شناخته میشود. گوارانی سرخپوست ماجرای عشق افلاطونی پری، یک بدوی اصیل، و سِسی، دختر یک مالک توانگر، را توصیف میکند.مشهورترین رمان بعدی آلنکار، «ایراسما» (Iracema, 1865)، به عشق دوشیزه زیباروی سرخپوست نسبت به یک سرباز پرتغالی میپردازد. وی در «گائوچو»(O gaúcho, 1870) و «ساکن خانة پشتی»(O sertanejo, 1876) زندگی در سرزمینهای مرزی برزیل را مطرح میکند. او در رمانهایی نظیر «لوسیولا» (Lucíola, 1862)، «دیوا» (Diva, 1894)، و «سنهورا» (Senhora, 1875) اساسی را برای داستانهای روانشناختی برزیلی مهیا کرد. آلنکار، که پدر ادبیات داستانی برزیل بهشمار میرود, رمان تاریخی را نیز در آثاری همچون «معادن نقره» (As minas de prata, 1862) پرورش داد.آلنکار حقوقدان، نمایندة مجلس و وزیر دادگستری نیز بود (70-1868).
سجع آوایی نیز نامیده میشود.] در لاتین ad به معنی به، بهسوی + littera به معنی حرف؛ احتمالاً مأخوذ از واژه لاتین oblitteratio, obliteration به معنی زدودن و محو کردن ساخته شده است که به غلط بهعنوان واژهای مشتق از littera شناخته شده است[ در عروض، به تکرار صداهای صامت در ابتدای دو یا چند واژه یا سیلاب مجاور اطلاق میشود. در معمولترین شکلِ جناس محرف، صداهای آغازین واژگان شبیه یکدیگر هستند که به آن سجع آغازین میگویند. جناس محرف بهمنزلة صناعتی شعری است و اغلب از آن به همراه صنعتهای شعری جناس مصوتها و جناس صامتها صحبت به میان میآید.جناس محرف در بسیاری از عبارتهای رایج در زبان روزمره نیز نظیر «تماشایی چون تصویر»(pretty as apicture) و «مرده همچون میخ» (dead as a doornail) نیز دیده میشود. جناس محرف در سادهترین شکلش، تکرار یک یا دو صدای صامت آغازین را شامل میشود همچنان که در این بند از غزل دوازدهم ویلیام شکسپیر:When I do count the clock that tells the timeآنگاه که من میشمرم ساعتهایی که زمان را بر زبان میآورند.الگوی پیچیدهتر جناس محرف، زمانی خلق میشود که حروف صامت هم در آغاز واژگان و هم در آغاز هجاهای تکیهدار درون واژگان تکرار شوند؛ چنانکه در مصراعی از «شعرهایی که در افسردگی نزدیک ناپل نوشته شد» اثر پرسی بیش شلی قابل مشاهده است:The City’s voice itself is soft like Solitude’sصدای شهر خودش نیز به صافی صدای تنهایی استقسCONSONANCE; ASSONANCE.
در اساطیر یونان، دختر متولدشده از زناشویی ناآگاهانه میان اودیپوس و مادرش یوکاسته. به محض آنکه پدرش پی برد که یوکاسته مادرش بود و همچنین او ناآگاهانه پدرش را به قتل رسانده بود، خودش را کور کرد و از آن پس آنتیگونه و خواهرش، ایسمنه، در سمت راهنمای اودیپوس، او را برای ترک تبس، هدایت کردند و تا زمان مرگش، در نزدیکی آتن بود. آنها در بازگشت به تبس سعی کردند برادرانشان، اتئوکلس و پولونیکس را، که بر سر پادشاهی تبس با هم مبارزه میکردند، آشتی دهند. هر دو برادر کشته شدند و عمویشان، کرئون، پادشاه شد. کرئون پس از برگزاری مراسم خاکسپاری مفصّل برای اتئوکلس، تدفین جنازة پولونیکس را، که خیانت او را تصریح کرده بود، ممنوع کرد. آنتیگونه، با عشق، وفاداری و انسانیت اقدام کرد، از کرئون سرپیچی کرد و مخفیانه پولونیکس را به خاک سپرد. کرئون بهسبب آناقدام، دستور اعدام او را صادر کرد. مطابق نسخة سوفوکلس، در غاری حبس شد و در آنجا خودش را به دار آویخت. در روایت ائوریپیدس از داستان، آنتیگونه نجات مییابد و پس از سالها با همون، پسر کرئون و معشوقش، میپیوندد.داستان وفاداری به خانواده، در برابر خدمت به حکومت، یکی از عناصر این داستان است که در طی سالها، نویسندگان را متحیر کرده بود. «آنتیگونهها» (Antigones, 1984) اثر جورج استاینر، بحثی است دربارة نسخههای بسیاری که نوشته شده بود.
پترکریستن و مو، یورگن انگبرتسن (بهترتیب ت. 15 ژانویه 1812، کریستیانیا [اُسلُو امروزی]، نروژ- و. 5 ژانویه 1885، کریستیانیا؛ ت. 22 آوریل 1813، هول، نروژ- و. 27 مارس 1882، کریستیانسان) گردآورندگان ادبیات عامیانة نروژی. «حکایتهای عامیانة نروژی» (Norske Folkeeventry) آنها نقطة عطفی در ادبیات نروژی بهشمار میرود. آنها، که در زندگی و آثارشان بهطور تنگاتنگی متحد بود، بهندرت بهصورت جدا از هم نامی از آنها برده میشد. آنها در جوانی در 1827 با یکدیگر دیدار کردند و «برادران خونی» یکدیگر شدند.آسبیورنسن، که پسر یک شیشهبر بود، در بیست سالگی، در شرق نروژ معلم خصوصی شد. در آنجا شروع به جمعآوری قصههای عامیانه کرد. مو، که پسر کشاورزی ثروتمند و دارای تحصیلات دانشگاهی بود، در 1839 با مدرک الهیات از دانشگاه کینگ فردریک در کریستیانیا فارغالتحصیل شد. او نیز معلم خصوصی شد و تعطیلات را به جمعآوری قصههای عامیانه در جنوب نروژ سپری کرد. در این فاصله، آسبیورنسن طبیعتگرا شد و درضمنیکه در امتداد آبدرهها تحقیق میکرد، به مجموعه قصههایش میافزود. این دو مرد تصمیم گرفتند داستانهایشان را روی هم بگذارند و مشترکاً آنها را منتشر کنند.در این زمان، سبک ادبی نروژی از نظر مناسب بودن برای عامیانههای ملی بسیار شبیه به ادبیات دانمارکی بود، درحالیکه لهجههای متعددی که در قصهگویی شفاهی مورد استفاده قرار میگرفتند، بیشتر محلی بودند، آسبیورنسن و مو، با اتخاذ اصلِ کاربرد زبان ساده به جای لهجههای متعدد، که برادران گریم مطرح کرده بودند، مسئلة سبک را حل کردند؛ درعینحال که صورت سنتی قصههای عامیانه را حفظ کردند. برخی از نخستین قصهها در اوایل 1837 در «نُر» (Nor) منتشر شدند. قصههای دیگر در 1841 تحت عنوان «قصههای عامیانة نروژی» (Norske folkeeventyr) منتشر شدند. مجموعههای مبسوط و مصوّر در 1842، 1843 و 1844 منتشر شدند. همة اینها به همراه یادداشتهای انتقادی در 1852 چاپ شدند. قصههای عامیانة نروژی، که در اروپا، بهمثابه خدمت مهمی به اسطورهشناسی تطبیقی مورد پذیرش قرار گرفت، بهطور گسترده ترجمه شد. این اثر در نروژ، مدلی سبکشناختی ارائه کرد که بسط بوکمال، زبان ادبی نروژ مدرن، را تحت تأثیر زیادی قرار داد.بعدها آسبیورنسن مجموعهای از قصههای پریان را تحت عنوان «قصههای پریوار و افسانههای عامیانة نروژی» (Norske huldreeventyr of folkesagn, 1845-48) ترجمهای از «خاستگاه گونهها» (Origin ofSpecies, 1860) اثر داروین را ارائه کرد. مجموعة «اشعار» (Digte, 1850) مو، او را در میان بهترین شاعران رمانتیک نروژی جای داد. اثری به نام «در چاه و آبگیرِ» (I brønden og i tærnet, 1851) مو کاری کلاسیک در حوزة ادبیات کودک نروژی است. او در 1853 بعد از تجربة بحران مذهبی، به رتبة کشیشی منصوب شد و در 1875 اسقف کریستیانسان شد.
شالم، شالوم یا شُلُم نیز هجی میشود (ت. 1 نوامبر 1880، کوتنو، لهستان، امپراتوری روسیه- و. 10 آگوست 1957، لندن، انگلستان) رماننویس و نمایشنامهنویس امریکایی متولد لهستان، یکی از مشهورترین نویسندگان در ادبیات یِدیشی مدرن. اش در مدرسة یهودی کوتنو تحصیل کرد. در 1899 به ورشو رفت و در 1900 اولین داستان تحسینشدهاش را - که به زبان عبری نوشته شده و بهمثابه کلیاتی که به آن تأسی شد - به چاپ رساند. بنا به توصیة آی. ال پرتز، نویسنده و پیشرو ادبیات یدیش، او سرانجام تصمیم گرفت که تنها به زبان یدیش بنویسد و با اثری به نام «شهر کوچک» (Dos Shtet, 1904) دورة برجستهای را از نظر تعداد آثار و همچنین تأثیرگذاری آنها آغاز کرد.آثار اَش به سه دوره تقسیم میشود. در دورة نخست، او تراژدی– کمدی زندگی در روستاهای کوچک یهودینشین در اروپای شرقی را توصیف میکند. رمانهایی همچون «کیدش هشم» (Kidesh hashem, 1919) و «موتکة دزد» (Motke ganef, 1916) و نمایشنامة «خدای انتقام» (Got fun nekome, 1907) به این دوره تعلق دارند. آثاری چون «عمو موزیز» (Onkl Mozes, 1918)؛ «بازگشت چایم لدرر» (Khayim Lederers tsurikkumen, 1927)؛ و «قضاوت ممنوع» (Toyt urteyl, 1926) به دورة امریکایی (او در 1910 از ایالات متحده دیدن کرد، در 1914 بازگشت و در 1920 به تابعیت آن درآمد) تعلق دارند. این رمانها، نزاعهای فرهنگی و اقتصادیای را که مهاجران یهودی اروپای شرقی در امریکا تجربه کردهاند، توصیف میکند. در دورة آخر، یعنی بحثانگیزترین دوره، او تلاش کرد یهودیان و مسیحیان را بهواسطة تأکید بر روابط تاریخی و الهیاتی– اخلاقی آنها، با هم متحد کند.
در اساطیر یونان، پادشاه مینیانهای ماقبل تاریخ، در شهر اورخومنوس، در بئوسی باستان شد. همسر اول او نفله، الهة ابر بود. سپس آتاماس، شیفتة ینو، دختر کادِموس، شد و توجهی به نلفه نکرد که با عصبانیت از پیش او رفت. آتاماس و ینو مورد غضب هِرا، ملکة آسمانها، قرار گرفتند؛ چرا که ینو، ایزد دیونوسوس را پرورش داده بود. آتاماس (به نقل از برخی منابع، آتاماس و ینو، هردو) بهدست هرا به جنون کشانده شدند و آتاماس (یا هر دو) یکی از پسرانش را به نام لیارخوس کشت. ینو، شاید برای گریز از آتاماس یا شاید بهعلت آنکه خودش نیز به جنون رسیده بود، خودش را به همراه پسر دیگرش، ملیکرتس، به دریا انداخت. پس از آن هر دوی آنها بهعنوان خدایان دریایی مورد پرستش قرار گرفتند - ینو با عنوان لیوکودیا و ملیکرتس با عنوان پالمون.
زندگینامهای که خود شخص آن را روایت میکند. زندگینامههای خودنگاشت میتوانند قالبهای گوناگونی داشته باشند؛ از نوشتههای خصوصی در طول زندگی که لزوماً برای چاپ درنظر گرفته نشدهاند (شامل نامهها، دفتر خاطرات، یادداشتهای روزانه، گزارش علمی، و خاطرات گذشته) تا زندگینامههای خودنگاشت رسمی.فقط نمونههای پراکنده و اندکی از این نوع ادبی در دوران باستان و قرون وسطی در دست است. بهطور کلی، نگارش زندگینامة خودنگاشت در قرن پانزدهم، در دورة نوزایی آغاز شد. زنی به نام مارجری کمپ، اولین نمونههای زندگینامة خودنگاشت را در انگلیس به نگارش درآورد.تقریباً چهار نوع متفاوت از زندگینامة خودنگاشت وجود دارد: موضوعی، مذهبی، روشنفکرانه، و داستانی.گروه اول شامل آثاری با چنین اهداف متنوعی همچون «امریکایی شدن ادوارد بوک» (The Americanization of Edward Bok, 1920) و «نبرد من» (Mein Kampf, 1925, 1927) اثر آدولف هیتلر. زندگینامة خودنگاشت مذهبی شمار زیادی از آثار بزرگ را از «اعترافات» (The Confessions) سنت اگستین در قرون وسطی تا فصلهای مربوط به زندگینامة خودنگاشت «سارتور رسارتوس» (Sartor Resartus) تامس کارلایل و «دفاعیه» (Apologia) خوشساختِ کاردینال جان نیومن در قرن نوزدهم را به خود اختصاص میدهد. در همان قرن و اوایل قرن بیستم، خلق چندین زندگینامة خودنگاشت روشنفکرانه دیده شد؛ از آن جمله است «زندگینامة خودنگاشتِ» (Autobiography) بهشدت تحلیلی جان اس میل فیلسوف و «تعالیم هنری ادمز»(The Education of Henry Adams). سرانجام، زندگینامة خودنگاشت است که تا حدودی شبیه رمان در قالب زندگینامه است که اندکی دستمایة داستانی دارد و تبدیل به رمان شده است. این دسته شامل آثاری نظیر «راه و رسم بنیآدم» (The Way of All Flesh, 1903) اثر سمیوئل باتلر؛ «چهرة هنرمند در جوانی» (A Portrait of the Artist as a Young Man, 1916) اثر جمیز جویس؛ «آخرین تن از فرقه پاکدینان» (The Last Puritan, 1935) اثر جورج سانتایانا؛ و رمانهایی از تامس وولف.
(ت. 9 ژانویه 1890، ماله اسواتونویچ، بوهمیا، اتریش- مجارستان [اکنون در جمهوری چک]- و. 25 دسامبر 1938، پراگ، چک) رماننویس، داستانکوتاهنویس، نمایشنامهنویس و مقالهنویس اهل چک و مشهور در عرصة بینالمللی.چاپک در پراگ، برلین و پاریس در رشته فلسفه تحصیل کرد و در 1917 در سمت نویسنده و روزنامهنگار، در پراگ مقیم شد. او از 1907 تا بخش زیادی از دهه 1920 بسیاری از آثارش را با برادرش یوزف، که نقاش و تصویرگر بود، نوشت. نخستین داستانهای کوتاه او «افکار درخشان» (Zářivé hlubiny, 1916/ همراه با یوزف)، «باغ کراکونوش» (Krakonošova zahrada, 1918/ همراه با یوزف)، و «ثروت و دیگر داستانها» (Trapné povídky, 1921) نام دارند. «آرمانشهرهای سیاه» چاپک، آثاری که خطر پیشرفت فنّاوری را نشان میدهد، شامل نمایشنامة «آر یو آر» (R. U. R,1920)، رمان «خودکامة بیهدف» (Továrna na absolutno, 1922)، «یک فانتزی تجزیهناپذیر» (Krakatit, 1924)، و «نبرد با سمندرهای آبی» (Válka s mloky, 1936) میشود.در سبکی دیگر، فانتزی کمدی چابک با عنوان «سرگرمی انسان بیاهمیت» (Ze života hmyzu, 1921/ همراه با یوزف) طمع انسان را مورد هجو قرار میدهد. عدالتجویی الهامبخش بیشتر داستانهای او در دو اثر «قصههایی از یک جیب» (Povídky z jedné kapsy, 1929)و «قصههایی از دو جیب» (Povídky z druhé kapsy, 1929) (این دو اثر تحت عنوان «داستانهایی ازدوجیب» منتشر شد) بودند.پختهترین اثر وی رمانهای سهگانهای به نامهای «هوردوبال» (Hordubal, 1933)، «شهاب» (Provĕtroň, 1934)، و «یک زندگی معمولی» (Obyčejnýživot, 1934) است که با هم سه جنبه از آگاهی و دانش را ارائه میکنند. رمان رئالیستی «اولین گروه نجات» (Prvni parta, 1937)بر نیاز به انسجام تأکید میکند. آخرین نمایشنامههای او «قدرت و افتخار» (Bílá nemoc, 1937) و «مادر» (Matka, 1938) بودند.
نام مستعارِ کونستاندینوس پترو کاوافیس (ت. 17 آوریل 1863، اسکندریه، مصر- و. 29 آوریل 1933، اسکندریه) شاعر یونانی که سبک فردی آگاهانة خودش را بهوجود آورد.کوافی بسیار نوشت، اما نسبت به آثارش، خودش تندترین انتقادها را داشت و تنها حدود 200 شعر را منتشر کرد. مهمترین شعرهای وی، پس از چهل سالگی نوشته شده است و با توجیهی قابل قبول خودش را «شاعری برای دوران پیری» نامیده است. او در هیئت فردی شکاک، ارزشهای مرسوم مسیحیت، میهنپرستی و علاقه به جنس مخالف را انکار میکرد یا به سخره میگرفت، اگرچه از این ناهمرنگی ناراحت بود. زبان او ترکیبی غیرمعمول از یونانی آراسته و متکلف، به نام کاتارِوُسا، است که از بیزانسیها و دماتیک (Demotic)، یا زبان یونانی عامیانه به ارث رسید. برداشت تغزلیای که او به مضامین تاریخی رواج داد، او را پس از مرگش مشهور و تأثیرگذار کرد. او بهواسطة ارجاعات بسیاری که در «مجموعة چهارتایی اسکندریه» (Alexandria Quartet) اثر لارنس دورل به اثر او داده شد، نزد خوانندگان انگلیسی مشهور است. شعرهای کوافی، ابتدا، پیش از جنگ جهانی دوم، بدون تاریخ منتشر شد و در 1949، مجدداً چاپ شد.
نام اصلی او ماریا شومسکا (ت. 6 اکتبر 1889، روسوف، نزدیک کالیش، لهستان امپراتوری روس- و. 19 می 1965، ورشو، لهستان) نویسنده و منتقد ادبی لهستانی که بهطور خاص بهسبب روایت حماسی چهارجلدیاش یعنی «شبها و روزها» (Noce i dnie, 1932-34)، که در میان مردم و منقدان یکی از بهترین آثار نثر لهستانی بهشمار میرود، شناخته شده است.دومبروفسکا در لهستان و بلژیک و در دانشگاه لوزان سوئیس تحصیل کرد و پیش از جنگ جهانی دوم در فرانسه و بریتانیا زندگی کرد. در 1909 نوشتن مقالههایی را برای روزنامههای لهستانی در موضوع اصلاحات سیاسی و اقتصادی و جنبش تعاونی آغاز کرد. نخستین داستان کوتاه او «یانِک» (Janek) در 1914 منتشر شد. او طی دهة 1920 سه مجموعه داستان کوتاه را منتشر کرد که یکیشان «مردم آنجا: مجموعهای از قصهها» (Ludzie stamtąd: Cykl opowieści, 1926) بود که از همدردی همیشگی او با طبقة رعایا نشأت میگرفت. دیگر مجلد داستانی او، «ستارة صبح» (Gwiazda zaranna, 1955)، که داستان برگزیده «عروسی روستایی» (Na wsi wesele) را دربر داشت، در 1957 در انگلستان با همین نام منتشر شد.دومبروفسکا در 1932 نخستین جلد از رمان کلاسیک چهارجلدیاش با نام شبها و روزها را خلق کرد. این اثر، که اغلب با دیگر داستانهای بلند خانوادگی همچون «بودنبروکها» (Buddenbrooks) اثر توماس مان قیاس شده است، سرگذشت بوگومیل و باربارا از رابطة عاشقانه و سپس ازدواج و تولد فرزندانشان تا سن پیری و سرانجام مرگ بوگومیل (از 1863 تا 1914) را دربر میگیرد. مضمون ظرفیت انسان برای پیشرفت در شرایط نامشخص در آثار دومبروفسکا زیرکانه و ژرفکاوانه ساخته و پرداخته شده است.دومبروفسکا علاوه بر شاهکارش و داستانهای کوتاهش، دو نمایشنامة تاریخی و چند مقاله نیز نوشت که مجموعه مقالات انتقادی دربارة جوزف کنراد، نویسندة انگلیسی لهستانزاده، با عنوان «مقالات دربارة کنراد» (Szkice o Konradzie, 1959) از آن جمله است. او همچنین آثار خارجیزبان زیادی به لهستانی ترجمه کرد که یادداشتهای ساموئل پپیس انگلیسی قرن هفدهمی از نمونههای برجسته آن بود.او در طول زندگیاش به فعالیت در موضوعات سیاسی و اجتماعی ادامه داد و پس از مرگش با تشریفات رسمی به خاک سپرده شد. «ماجراهای یک متفکر» (przygody człowieka myślącego) رمانی بود که با مرگش ناتمام ماند و در 1970 منتشر شد.
(ت. 29 جولای 1605، مِمل، پروس شرقی [اکنون در لیتوانی]- و. 15 آوریل 1659، کونیشسبرگ [کالینینگرات کنونی، روسیه]) شاعر پروسی که بهعنوان رهبر گروه شاعران طبقه متوسط کونیشسبرگ قرن هفدهم مشهور بود. گروه کونیشسبرگ بهسبب اینکه فشار روحی و آشفتگی دورة «جنگ سیساله» را انعکاس میداده در اوایل ادبیات باروک از اهمیت برخوردار بوده است.داخ در 1639 به مقام استادی شعر در دانشگاه کونیشسبرگ نائل آمد. مشخصة شعر خاص او، که ولادتها، مرگها و ازدواجهای طبقة متوسط کونیشسبرگ را زنده نگاه میداشت، نوعی سادگی دلنشین و قابلیت موسیقیایی است. با وجود این، او در شعرهای حاوی عناصر ترانههای عامیانه و در شعرهای مذهبی از این شیوة مرسوم پای فراتر نهاد.
نام خانوادگی اصلی او لوفِور (ت. 1654، پرویلی- سور- کلِز، فرانسه- و. 17 آگوست 1720، پاریس) مفسر، مترجم و ویراستار ادبیات کلاسیک که بهسبب ترجمهای که از «ایلیاد» (Iliad) و «اودیسه»(Odyssey) انجام داده است و بهواسطة کاری که بههمراه همسرش آندره داسیه در مجموعه ویرایشهای مشهور دِلفَن بر آثار کلاسیک لاتینی ارائه داده است در سراسر اروپا معروف است. آن داسیه دختر تانگی لوفِور انسانگرای فرانسوی بود، که او را به حوزة مطالعات کلاسیک وارد کرد و به او آموزش داد. آن در 1683 با آندرِه داسیه، یکی از دانشجویان پدرش (که او نیز به مطالعات و ترجمههای کلاسیک اشتغال داشت)، ازدواج کرد. داسیه پیش از ازدواجش ترجمههای برجستهای ارائه داده بود و بعداً ترجمههای منثور او از ایلیاد (1699) و اودیسه (1708) در سراسر اروپا برایش شهرت به ارمغان آورد. تا اندازهای بهسبب این ترجمهها بود که منازعة ادبی در مورد برتری نویسندگان کلاسیک نسبت به نویسندگان مدرن تحت عنوان منازعة قدیمیها و جدیدیها پا گرفت. یکی از مهمترین آثار او در این موضوع «دلایل افول ذوق» (Des causes de la corruption de goût, 1714) بود.
[یونانیِ آن dáktylos، در لفظ به معنی انگشت؛ بنا بر این حقیقت که هجاهای رکن موزون از نظر تعداد سه تا هستند مانند بندهای انگشت] در عروض، یک رکنِ موزون سههجایی که هجای نخستین آن تکیهدار است و دو هجای دیگرش بیتکیه (همچنانکه در «take her up tenderly»). داکتل بهعنوان یک وزن فرودی، در عروض سنتی بهصورت -ÈÈ (بلند، کوتاه، کوتاه) و در عروض انگلیسی بهصورت ′ÈÈ (تکیهدار، بیتکیه، بیتکیه) تقطیع شده است. این تقطیع ممکن است بهصورت óoo نیز نوشته شود. قسANAPEST.احتمالاً قدیمیترین و معمولترین وزن در شعر کلاسیک مصرعِ ششرکنی ضربآغاز است؛ وزن «ایلیاد» (Iliad) و «اودیسه» (Odyssey) هومر و دیگر حماسههای باستانی. وزنهای ضربآغاز در شعر انگلیسی نسبتاً نادر هستند و یکی از مشکلاتِ آنها این است که استفادة بلندمدت از ضربآغاز معمولاً تکیة واژة معمولی را غیرعادی جلوه میدهد و موجب تغییر منقطع در بیتها میشود. این وزنها تنها پس از آنکه شاعرانی همچون رابرت براونینگ و الجرنن چارلز سوئینبِرن بهطور موفقیتآمیزی آنها را در قرن نوزدهم بهکار بردند بهطور منظم منتشر شدند. ریتم ضربآغاز حرکت موزونی را ایجاد میکند؛ چنانکه در نمونة زیر از «نامزد آبیدوس» (Birde of Abydos) اثر لرد بایرون:′ÈÈ′ÈÈ′ÈÈ′ÈKnow ye the | land where the\ cypress and \ myrtle
در اینجا صورت متداول حذف یک هجای بیتکیه در پایان یک مصراع نیز دیده میشود.
در عروض سنتی، ترکیب موزونی که بهطور ویژه با شعرهای پیندار و باخولیدوس پیوند یافته است. شامل ترکیبهای متنوعی از هِمیاِیپز (-ÈÈ|-ÈÈ|-) و (-È-) است که اغلب با یک هجای آزاد به هم متصل شدهاند.
شعری از سیلویا پلات، که پس از مرگ او، در 1965 در مجموعهای به نام «اریئل» (Ariel) منتشر شد. «بابا»، که یکی از مشهورترین شعرهای پلات است، در دورة پرکاری او پیش از خودکشیاش در فوریه 1963 کامل شده است. شعر، در تصاویری که از حالات عادی بهسوی حالات شیطانی سیر میکند، باز نمون احساسات متعارض زنی در مقابل مرگ پدرش است که او را در کودکی از دست داده است.
(ت. 1916، آسینی، ساحل عاج) شاعر، نمایشنامهنویس، رماننویس و دولتمرد اهل ساحل عاج که آثارش هم از مضامین سنتی افریقای گذشته نشأت گرفته است و هم از نیاز به بیان تمایلات افریقای مدرن در زمینة مساوات، کرامت و آزادی. دادیه تحصیلات عالیه خود را در سنگال کسب کرد و در آنجا تعلق خاطر به یک جریان فرهنگ عامه و نمایشنامه او را به نوشتن نمایشنامهها ترغیب کرد. این علاقه زمانیکه او در 1947 به ساحل عاج بازگشت نیز ادامه یافت و به خدمت او تحت عنوان معلم، نویسنده، بنیانگذار «کارگاه هنری نمایشنامة ملی» و سرانجام وزیر فرهنگ (از 1961) برای ساحل عاج منجر شد.نخستین اثر منتشر شدة او مجموعة شعر «بیداری افریقا» (Afrique debout, 1950) بود که در پی آن دو مجلد داستان، «افسانههای افریقایی» (Légends africaines, 1954) و «لباس سیاه» (Le Pague noir, 1955) به چاپ رسید. علاقة دادیه به سنتهای شفاهی افریقا موجب شد که به جمعآوری و انتشار چندین مجلد از افسانهها، حکایتها، داستانهای عامیانه و امثال و حکمی بپردازد که احساس میکرد رکن اخلاقی جامعة افریقایی بهحساب میآیند. رمان خودزندگینامهای «کلمبیه» (Climbié, 1956) محیط اجتماعی ساحل عاج مستعمرهنشین را بازآفرینی میکند. «یک سیاه در پاریس» (Un Nègre à Paris, 1959) بررسیهای او دربارة جامعة پاریسی است و در قالب مکاتبهای ارائه شده است. دو رمان بعدی او «ارباب نیویورک» (Patron de New York, 1964) و «شهر بدون مرگ» (La Ville où nul ne meurt, 1968) زندگی و جامعة امریکایی و رومی را هجو میکند. او در فاصلة میان 1967 و 1970 یک مجموعه شعر دیگر و چندین نمایشنامه از جمله «آقای توگوجنی» (Monsieur Thôgô-gnini, 1970) منتشر کرد. از آثار اخیر او رمان «فرمانده تائورکالت و زن سیاهپوستش» (Commandant Taurcault et ses nègres, 1980) و مجموعه داستان کوتاه «داستانهای کوتوآس سامالا» (Les Contes de Koutou-As-Samala, 1982) هستند.
(ت. 5 اکتبر 1923، اِلوْکارلِبو، سوئد- و. 4 نوامبر 1954، انِبوبَری، نزدیک استکهلم) نویسندة داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه اهل سوئد که آثارش بیانگر حس تشویش مربوط به هستی، رایج در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، بود.داگرمان در سمت ویراستار یک روزنامة طرفدار سندیکالیسم مشغول بهکار شد. همچنین با دو مجلة ادبی 40-tal (1947- 1948) و Prisma (1948-1950) همکاری میکرد. با نمایشنامة «محکوم به مرگ» (Den dödsdömde, 1948) به یک موفقیت مهم دست یافت. این نمایشنامه همچون رمانهای «مار» (Ormen, 1945) و «جزیرة محکومان» (De dömdas ö,1946) به ترور و نیاز به مقابلة مستقیم با آن به منظور رسیدن به پیروزی میپردازد. هر سة این آثار در سبکی بهشدت اکسپرسیونیستی به نگارش درآمدهاند. رمان او تحت عنوان «کودک مشتعل» (Bränt barn, 1948) مطالعهای روانشناختی است بر روی ارتباط مردی جوان با پدرش و معشوقة او. نوشتههای دیگر داگرمان شامل مجموعه داستانی است با نام «بازیهای شبانه» (Nattens lekar, 1947) و «خزان آلمانی» (Tysk höst, 1947) که یک اثر غیرداستانی دربارة آلمان پس از جنگ است و یک نمایشنامه با عنوان «در سایة مارت» (I Skuggan av Mart, 1949). آخرین کتاب او اثر منثوری است با عنوان «هزار سال با خدا» (Tusen år hos Gud, 1954) که پس از خودکشیاش منتشر شد.
(ت. 13 سپتامبر 1916، لَندَف، ویلز- و. 23 نوامبر 1990، آکسفورد، انگلستان) نویسندة انگلیسی که بهسبب نگارش کتابهای نبوغآسا و گستاخانه برای کودکان و داستانهای ترسناک برای بزرگسالان معروف است.دال از تحصیل دانشگاهی اجتناب کرد و به هیئت اعزامی به نیوفندلَند کانادا پیوست. پس از آنکه از 1937 تا 1939 در دارالسلام تانگانیکا در (تانزانیای امروزی) خدمت کرد، زمانیکه جنگ درگرفت در نیروی هوایی سلطنتی مشغول خدمت شد. پیش از آنکه بهعنوان معاون وابستة نظامی نیروی هوایی از 1942 تا 1943 در واشنگتن مأموریت یابد، با گردانش در یونان و سپس در سوریه خدمت کرد. در آنجا سی. اس. فارِستِر رماننویس او را ترغیب کرد تا دربارة مهیجترین تجارب خود در نیروی هوایی سلطنتی بنویسد، که این نوشتههایش در Saturday Evening Post منتشر شد. زندگی دال مملو از مصیبت بود: پدر و خواهرش، زمانیکه او سه سال داشت، فوت کردند، در مدرسه از رفتارهای بیرحمانه آسیب دید، یکی از فرزندانش از بیماری سرخک فوت کرد و فرزند دیگرش زمانیکه نوزاد بود آسیب مادامالعمر دید، همسر اولش پاتریشیا نیلِ بازیگر از مجموعهای از سکتههای فرساینده رنج برد.نخستین کتاب دال، «خانوادة گرملین» (The Gremlins, 1943)، برای شرکت والت دیزنی نوشته شد و بعدها به فیلم محبوبی تبدیل شد. او با کتاب «کسی مثل تو» (Someone Like You, 1953/ تجدید چاپ در 1961)، که مجموعه داستانی برای بزرگسالان بود، موفق شد عنوان پرفروشترین کتاب را از آن خود کند. این اثر با مجموعة «ببوس، ببوس» (Kiss, Kiss, 1959) دنبال شد. در میان کتابهای کودکان او، «جیمز و هلوی غولپیکر» (James and the Giant Peach, 1961) همچون «چارلی و کارخانة شکلاتسازی» (Charlie and the Chocolate Factory, 1964)، که براساس آن فیلم «ویلی وانکا و کارخانة شکلاتسازی» (Willy Wonka and the Chocolate Factory, 1971) ساخته شد، برای او موفقیت عمومی بهشمار میرفت. دال چندین فیلمنامه نیز نوشت که از میان آنها میتوان به «فقط دوبار زندگی میکنی» (You Only Live Twice, 1967) و «چیتی چیتی، بنگ بنگ» (Chitty Chitty Bang Bang, 1968) اشاره کرد.
(شکوفایی اواخر قرن ششم) شاعر برتر ایرلندی در زمان خود و احتمالاً نویسندة «مرثیة کلمبای مقدس» (Amra Choluim Chille) که یکی از قدیمیترین شعرهای ایرلندی صرفنظر از کوتاه یا بلند بودن است.اطلاعات قطعیای از زندگی دالان فورگایلی بهدست نیامده است. براساس مقدمة مرثیة کلمبای مقدس او با کلمبا در 575 در انجمن دادرسی کشیشان، جاییکه کلمبا از شاعران دورهگرد (فیلی) در مقابل پرداخت مالیات سنگین دفاع موفقیتآمیزی ارائه داد، دیدار کرد. شعر مزبور پس از مرگ کلمبا در 597، در فرم شعری کلمات همآوا و تکیهدار و در بندهایی با طول نامرتب، سروده شده است. این شعر در زبان آثار مابعد خود باقی ماند؛ دو تا از قدیمیترین نسخههای آن در «کتاب دُن کاو» (The Book of the Dun Cow, 1100) و در «کتاب اشعار» (Liber hymnorum)، که مجموعهای از شعرهای ایرلندی و لاتین (شروع نوشتن آن 860) است، باقی مانده است. متن مبهم کتاب به همراه تأویلها و تفسیرهای مفصل تدوین شده است.