[ترجمهpráxis یونانی (در کتاب «بوطیقا»(Poetics) ارسطو)] 1- رویداد یا مجموعه رویدادهای تخیلی یا واقعی که موضوع نمایشنامه، شعر یا نوشتة دیگری را تشکیل میدهند 2- شرح سلسله رویدادهایی در یک نمایش یا اثر داستانی که طرح داستان یا پیرنگ نیز نامیده میشود.
روساریو د، نام خانوادگی کامل او آکونیا ای ویلیانوا واثالا ایگلاسیا، نام مستعار، رمیخیو آندرِس ثالافون (ت. 1851، مادرید، اسپانیا- و. 1923، خیخون) نمایشنامهنویس، مقالهنویس و نویسندة داستان کوتاه اهل اسپانیا که بهسبب دیدگاههای آزادیخواهانه جنجالبرانگیزش مشهور شد.از دوران آغازین حیات آکونیا تقریباً چیزی نمیدانیم. او یکی از معدود نمایشنامهنویسان زن اسپانیاست که بهواسطه علاقهاش در پرداختن به موضوعات مذهبی نظیر تعصب دینی، الحاد، عدم مشروعیت، ازدواج عرفی (و امکان طلاق در کلیسای کاتولیک رومی اسپانیا) و اصلاح نظام قضایی، نویسندهای تندرو بهشمار میرود.بیشترین شهرت آکونیا برای نمایشنامه منظوم اوست: «رینزیِ مردمدوست» (Rienzi el tribuno, 1876) که این غمنامه، مبیّن تلاشهای بیحاصل کولا دی رینزو، نماینده مردم در مجلس عوام روم در قرن چهاردهم، برای بازگرداندن عظمت روم باستان است. نویسنده در نمایشنامه «عشق به میهن» (Amor a la patria, 1877) مقاومت دهقانان در برابر ناپلئون را ستوده و نجابت قهرمانی زنان را در برابر رشوهخواری و فساد شخصیتهای مرد به نمایش میگذارد. «پدر خوئان» (El padre Juan, 1891)، که با حملهاش به روحانیون ریاکار رسوایی به بار آورد و «صدای ملت» (La voz de la patria, 1893) از دیگر نمایشنامههای منظوم هستند..«نجواهای درون» (Ecos del alma, 1876)، «مرگ بهنگام» (Morirse a tiempo, 1880)، و «احساس و اندیشه» (Sentir y pensar) مجموعههای شعر آکونیا هستند. او همچنین آثاری را نگاشته است که به تلاشهای مربوط به رهاندن سیاستهای اجتماعی از قید سنّت کمک میکند. اثر «جنایت خیابان فوئنکارال:تنفر از جنایت و افسوس خوردن برای جنایتکار» (El crimen de la calle de Fuencarral; odia el delito y compadece al delincuente, 1880$1)، که بر یک مورد قتل جنجالی مبتنی است، در آن زمان فراخوانی تندرویانه برای شناخت ریشههای اجتماعی جرم و جنایت بود.
[در لاتین adagium ضربالمثل] گفتهای که اغلب بهصورت تمثیلی، در میان عامه رواج مییابد. از آن جملهاند: «اگر کفش اندازه پایت است آن را بپوش»؛ «از ماهیتابه در آتش افتادن»؛ «سحرخیز باش تا کامروا شوی». اراسموس محقق در 1508 مجموعه معروفی از ضربالمثلها را تحت عنوان adagia منتشر کرد. نیز نکPROVERB
شخصیت داستانی، همسفر شخصیت اصلی در رمان مقامهوار هِنری فیلدینگ با عنوان «جوزف اندروز» (Joseph Andrews). پارسن ادمز فردی فاضل و دانشمند، اما سادهدل بود که بهترینها را از همگان انتظار داشت، اما غالباً قربانی فریبکاری میشد.
شخصیت داستانی، قهرمان رمان «میهمان عروسی» (The Member of The Wedding)، اثر کارسن مکالرز. فرنکی دختربچه دوازده سالة شلوغی است که برای برقراری ارتباط با آدمها احساس نیاز میکند. او آرزو میکند که یکی از دعوتشدگان به مراسم عروسی برادرش، جارویس، باشد و او را در ماه عسل همراهی کند. هرچند که در این مورد ناکام میماند، اما در پایان داستان او احساس آرامش بیشتری دارد.
رمانی به قلم سول بلو،که در 1953 انتشار یافت. این رمان، داستان مقامهوار یک جوان یهودی اهل شیکاگو و پیشرفت او در دنیای قرن بیستم است که بعضاً بسیار طنزآمیز میشود و درعینحال، این جوان میکوشد آن را معنادار کند. این اثر در 1954 برنده جایزه ملی کتاب شد.
در اساطیر یونان، پسر زئوس و آیگینا، دختر آسوپوس، خدای رودخانه. مادرش را زئوس به جزیره اینونی برد که پس از آن، به نام او خوانده شد. اییکوس بهعلت عدالت، مورد ستایش است و در سنّت آتنی به همراه مینوس و رادامانتوس، داور مردگان شده است.
(در اثر شکسپیر، ایجیاِس) در اساطیر یونان، پدر تسئوس و پادشاه آتن. ایجوس زمانیکه به اشتباه پنداشت که پسرش مرده، خود را به دریا انداخت. آن دریا از آن پس ایجن نام گرفت.
در اساطیر یونان، پادشاه اسطورهای ماگنسیا در تسالی، پسر هلن (جدّ اسمی یونانیهای اصلی یا هلنیها) و پدر سیسیفوس. دختر ای اِلِس، کاناس، و پسرش، ماکاریوس، مرتکب زنای محارم شدند و سپس خودکشی کردند. داستان آنها موضوع غمنامه مفقود شده «آیولوس»(Aeolus) اثر ائوریپیدس شد.
[ایز در اسکاندیناوی کهن، جمع áss به معنی خدا] در اساطیر اسکاندیناویایی، هر یک از دو گروه اصلی خدایان که چهار تن از آنها در میان ملل آلمانی زبان، مشترک است: اودین رئیس آزیر، فریگ همسر اودین، تایْر خدای جنگ، و ثور که نامش واژه ژرمنی باستان برای رعد است. دیگر خدایان در خور توجه عبارتانداز: بالدر، یورد، هیمدال و لوکی. قس VANIR
کسی که به «زیبایی» خاصه در هنر معتقد است. این کلمه (که معمولاً با حرف بزرگ نوشته میشود) بهطور خاص به گروهی از نویسندگان و هنرمندان انگلیسی اواخر قرن نوزدهم اطلاق شد که اعتقادشان به مکتب زیباشناسی در خودآرایی و تصنع و تکلف ظهور یافت. این گروه افرادی مانند اسکار وایلد، اوبری بیردزلی، آرتور سیمنز و ارنست داوسن را شامل میشد.
چهارچوب ارجاعی که هنرمند با استفاده از ابزارهای فنی در درون اثر هنری و اطراف آن ایجاد میکند تا آن را به لحاظ روانشناختی از واقعیت جدا کند. نمایشنامهنویس آلمانی، برتولت برشت، نظریه نمایش خود را که در انگلیسی به تأثیر فاصلهگذاری معروف است برای ایجاد فاصله زیباشناختی مطرح کرد.
جیمز اِوِرشِد (ت. 9 سپتامبر 1877، پندلتن، لنکاشر، انگلستان- و. 6 ژوئن 1947، لندن) منتقد هنری نشریهSunday Times لندن (1947- 1923)، ارزیاب کتاب، رماننویس، نویسنده، وقایعنگار و قصهگو. علل شهرت وی عبارتانداز: شخصیت شوخ و لجباز و درعینحال دوستداشتنیاش، جدیت بسیار در نقد هنری، بیپروایی و مجموعه خاطرات سرگرمکننده و پرشور و حالش که «خویشتن» (Ego, 1935-49) نام دارد و در 9 جلد منتشر شده است. ایگت پس از تحصیل در مدرسه زبانشناسی منچستر و گیگلزویک به لندن رفت و روزنامهنگار شد و برای چندین نشریه بهعنوان منتقد هنری کار کرد. او در طول جنگ جهانی اول، افسر ارتش بود. در فاصله سالهای 1917 (زمانیکه به گفته خودش با ارائه گزارشی پرشور و واقعی از جنگی یکنواخت و بیحادثه طوفانی به پا کرد) تا 1949، بهجز مجموعه 9 جلدی خویشتن، 44 جلد از نوشتههای او به چاپ رسید. آثار او عبارت بودند از: ارزیابیها و نقدهای ادبی، کتاب و فیلم بهعلاوه مقالات و رمانها و مطالبی درخصوص تئاتر معاصر در سالهای 26-1923 و 45-1944. ایگت را شاید بتوان آخرین منتقد سلسله طولانی منتقدان هنری انگلیسی دانست که جایگاهش بهعنوان فردی صاحب ذوق برکسی پوشیده نیست؛ او همچنین یکی از آخرین روزنامهنگاران برجستة عصر روزنامهنگاری در انگلستان است.
جیمز (ت. 27 نوامبر 1909، ناکسویل، تنسی، ایالات متحده –و. 16 می 1955، نیویورک) شاعر و رماننویس امریکایی و یکی از تأثیرگذارترین منتقدان فیلم در دهههای 1930 و 1940. ایجی در منطقه کامبرلند مانتن تنسی پرورش یافت و به دانشگاه هاروارد رفت و پس از آنکه در 1932 فارغالتحصیل شد، برای نشریه Fortune و Time قلم زد. دیوان شعری از او با عنوان «بگذار به سفر بروم» (Permit Me Voyage) در 1934 منتشر شد. ایجی و واکر اِوَنزِ عکاس، برای مقالهای پیشنهادی برای Fortune، به مدت شش هفته در میان مزارعهکاران فقیر آلاباما در 1936 بهسر بردند. این مقاله هیچگاه منتشر نشد، اما مطالبی که آنها گردآوری کردند، محتوای شعر غنایی «بیایید حالا این مشاهیر را ستایش کنیم» (Let Us Now Praise Famous Men,1941) را تأمین کرد. ایجی از 1948 تا زمان مرگش عمدتاً به فیلمنامهنویسی مشغول بود. از جمله کارهای مهم او در این حوزه، میتوان به «ملکه افریقا» (The African Queen, 1951) و «شب شکارچی» (The Night of the Hunter, 1955) اشاره کرد. رمان «مرگی در خانواده» (A Death in the Family, 1957)، و رمان کوتاه «دیدهبان صبح» (The Morning Watch, 1951) در باب تجارب دینی پسری دوازده ساله، هر دو در قالب زندگینامه خودنگاشت هستند.
در اساطیر یونان، بزرگترین دختر کیکروپس، پادشاه آتن؛ او با خواهرانش پس از دیدن اریختونیوس، انسانی با دم مار، از ترس از روی آکروپولیس پریدند و مردند. اما شاعر رومی به نام اووید گفته است که اگلورس را خدای مِرکوری بهسبب تلاشش برای خنثیکردن نقشه دزدیدن هرسه، جوانترین خواهر اگلورس، به سنگ تبدیل کرد.
سر اندرو،شخصیتی در «شب دوازدهم»(Twelfth Night) نوشته ویلیام شکسپیر. شوالیه لودهای که تلاش بیثمر و ناامیدانهاش برای رسیدن به اولیویا سبب شد بسیار مورد اهانت قرار گیرد.
(حکمرانی حدود 874 –حدود 853 ق.م) مطابق عهد عتیق، هفتمین پادشاه از پادشاهی شمال اسرائیل و پسر شاه اومری. داستان ایهب در کتاب اول پادشاهان آمده است. دوران حکومت ایهب با آرامش همراه بود و از طریق اتحاد (ازدواجهای موروثی) با پادشاهی جنوبی یهودا، در برابر آشوریها ایستاد. همسرش، اِیزابل، با پرستش بعل، خدای کنعانیان، مخالفان سرسختی برای خود ایجاد کرد که مهمترین آنها ایلیای نبی بود.
شخصیت داستانی، کاپیتان یکپایِ کشتی غولپیکر شکار نهنگبه نام پکواد در رمانموبیدیک اثر هرمان ملویل. کاپیتان ایهب از زمانیکه نهنگ غولپیکر سفیدی به نام موبیدیکپایش را قطع کرد، بهطرز جنونآمیزی در پی تعقیب دشمن فراری خود افتاد.