در عروض به معنای کامل بودن وزن هر مصراع است (یعنی حذف نشدن آخرین هجا در آخر مصراع) نقطه مقابل آن مزاحف (catalexis) یا محذوف بودن هجای نهایی یک بیت است.
در عروض به نظم حاکم بر هجاهای تکیهدار هر بیت اطلاق میشود که معمولاً دارای فواصل یکسانی از همدیگر هستند. عبارت تکیه (accent) اغلب مترادف با تأکید (stress) بهکار میرود، گرچه برخی از اهل عروض تکیه را به معنی نوعی از تأکید میدانند که معنای معمول کلمه آن را نشان میدهد؛ درحالیکه تأکید به معنی تأکیدات مربوط به وزن است. قسSTRESS
کرکر کوئین و چارلز شتک، این مجله را بنیاد نهادند که نسخهای تحولیافته از نمونه پیشین آن، با عنوان Direction بود که کوئین آن را در ایام تحصیل خود منتشر میکرد. اکسنت برخی از بهترین نمونههای نوشتههای معاصر را بهعلت جدید بودن مطالب و نویسندگان معروف منتشر کرد. از جملة این نویسندگان میتوان والیس استیونز، کترین اَن پورتر، ویلیام گَس، جیمز تی. فَرِل، یودورا ولتی، تامس من، برتولت برشت و ریچارد رایت را نام برد.
این نوع شعر مبتنیبر تعداد تکیهها یا ضربها و تعداد هجاها در هر بیت شعر است؛ برای مثال یک ایامبیک پنجرکنی متشکل از پنج رکن است که هر یک شامل یک وتر مجموع (ایامب، یا هجای بدون تکیه + هجای تکیهدار) است. اگرچه شعر هجایی – ضربی بسیار دقیق و ثابت است، اما تغییرات، هم در محل قرار گرفتن هجاهای مؤکد و هم در تعداد هجاها، اغلب مجاز است. نیز نکMETER
در شعر ضربی، تعداد کل هجاها در یک بیت، میتواند متغیر باشد؛ مشروط بر اینکه تعداد از پیش تعیینشده هجاهای تکیهدار ثابت بماند. این نظام عروضی در اشعار زبانهای خانواده آلمانی قدیم، شامل انگلیسی کهن و اسکاندیناوی کهن و همچنین در برخی شعرهای انگلیسی امروز بهکار میرود. شعر “What if a Much of a Which of a Wind” اثر ای. ای. کامینگز نمونهای از شعر ضربی است. در ابیاتی از این شعر که در زیر آمده است، تعداد تکیهها (ضربها)، چهار است درحالیکه تعداد هجاها، بهازای هر بیت از هفت تا ده متغیر است:what if a much of a which of a windgives the truth to summer's lie; bloodies with dizzying leaves the sun and yanks immortal stars awry$1blow king to beggar and queen to seem(blow friend to friend: blow to time)-when skies are hangel and oceans drowned, the single secret will still be manنیز نکMETER
گونهای از طنز که در آن، فرد به بیتوجهی یا خودداری از انجام کاری وانمود میکند که خواهان آن است. دور شدن روباه از باغهای انگور در داستان آیسوپ نمونهای از این سبک است. نمونه دیگر کلاسیک آن، امتناع اولیه سزار از پذیرش سلطنت بود، رویدادی که بهوسیلة یکی از توطئهگران در نوشته ویلیام شکسپیر با نام «جولیوس سزار» (Julius Caesar) آمده است.
نمایشنامههای او (بیش از 40 عنوان شناخته شده و حدود 700 بیت محفوظ مانده) عمدتاً ترجمههایی آزاد از تراژدیهای یونانی و بسیاری از آنها از ائوریپیدس با پیرنگهای خشن، شخصیتآفرینی پرزرق و برق و بلاغت قوی است.اکشیوس همچنین رسالههای محققانه متعددی نگاشته است: «دیداسکالیکا» (Didascalica) اثری است درباره تاریخ شعر یونان و لاتین، یونان و تئاتر رومی و موضوعات ادبی دیگر؛ و «آنالس» (Annales) که بهنظر میرسد به جنبههای گاهشماری میپردازد.
توصیف کلبه من (عنوانش گاهیاوقات «کلبه ده فوت مربعی» (The Ten Foot Square Hut) ترجمه شده است) در ارتباط با تأملات شخصی بودایی است که دنیا را برای زیستن در عالم اندیشه ترک کرده و برای تهذیب نفس در کلبه کوچک کوهستانی انزوا گزیده است. این اثر بازتاب عقیده نویسنده در باب فناپذیری زندگی و شامل اندوه گذرا بهسبب بیثباتی جهان و همچنین توصیفهای مصائب طبیعی و نزاعهای خونین میان خاندانهای تائیرا و میراموتو در اواخر قرن دوازدهم است؛ با بیان این آموزه مکتب بودایی که چیزی را طلب نکردن، طریق فرا گذشتن از رنج زندگی است، این اثر به توصیف خلوتگزینی نویسنده با زندگی در مکانهای کوچکتر و باز هم کوچکتر میپردازد. حتی در آنجا نیز او درمییابد که عشقاش به کلبه کوچک، نوعی عدول از مرام ترک تعلقات مادی از جانب اوست.
در اساطیر یونان، پادشاه افسانهای سجستا (به یونانی: اَگستا) در سیسیل. مادر او، اگستا، را والدینش از تروی و برای نجات جانش از خطر بلعیده شدن بهوسیلة ماری دریایی، به خارج از تروی فرستادند. او در راه رفتن به سیسیل، خدای رودخانه کریمیسوس را ملاقات کرد و از او اسستز را باردار شد.اسستز بهطور چشمگیری در کتاب «انهئید»(Aeneid) ویرژیل حضور دارد و هنگامیکه آینئاس در سرزمین سیسیل پیاده شد، از او مهماننوازی کرد. ویرژیل، اسستز را برای تأکید بر رابطه اساطیری سیسیل با تروی بهکار میبرد. در افسانههای یونانی، آینئاس کسی است که نوادگانش روم را بنا کردند، اما خود به هیچ جای دیگری فراتر از سیسیل سفر نکرد. در کتاب انهاید، اسستز کار تدفین آنخیسس، پدر آینئاس، را انجام داد و تیری را تا اوج به هوا پرتاب کرد که به ستارهای دنبالهدار بدل شد که نشان از زندگی سرمدی آنخیسس داشت.
آسوادو دیاس در دانشگاه مونتهویدئو درس خواند، جاییکه اولین فعالیت سیاسیاش را انجام داد. او در جنبش انقلابی بلانکا (1880-1872) و نیز انقلاب سه رنگ (1885) شرکت داشت. وی حامی آرمان بلانکاها بود که حزبی سیاسی و روستاگرا بودند. اغلب، وی پایهگذار گاچیسمو (gauchismo = نهضت ادبی که بر نقش گاوچرانها در تاریخ اسپانیایی- امریکایی تأکید میورزید) شناخته میشود. آسوادو دیاس اغلب آثارش را در زمان تبعیدش در آرژانتین نوشت. اولین داستان او «بِرِندا» (Brenda, 1886) بود که با یک اثر سهگانه مشهور مبتنیبر داستانهای تاریخی درباره جنگهای استقلال اروگوئه (از حدود 1808 تا اواخر دهه 1820) دنبال شد که مشتمل بود بر «اسماعیل» (Ismael, 1888)، «ناتیوا» (Nativa, 1890)، «نبرد نعره افتخار» (Grito de gloria, 1893)، «انزوا» (Soledad, 1894) شاهکار اوست.
قدیمترین نسخه دستنویس کمدی موجود از آریستوفانس، که در 425 ق.م. اجرا شد. این اثر نوعی حمله صریح به حماقت جنگ است. کشاورز قهرمان این اثر، به نام دیکائپولیس، که از جنگ خسته شده بود، علیرغم مخالفت شدید زغالفروشان آشوبطلب و خواستار جنگ، به امضای معاهده صلح میان خود و اسپارتها اقدام کرد. دیکائپولیس از این معاهده شخصی استفاده کرده و در سایه آن، به تجارت با متحدان اسپارتی روی میآورد. لاماخوس، فرمانده آتنی، سعی در متوقف کردن او داشت، اما لاماخوس در پایان نمایش، شکستخورده، رنجور و غمگین بود؛ درحالیکه دیکائپولیس از زندگی صلحآمیز، غذا، شراب و روابط زناشویی لذت میبرد.
داستاننویس سرشناسی که به زبان ایگبو (ایبه) مینوشت و بهسبب توصیفات غیراحساساتی از سرگردانیهای اجتماعی و روانشناختی ناشی از رسوم و ارزشهای تحمیلی غرب بر جامعه سنتی افریقایی مورد ستایش واقع شد. دلمشغولی اصلی او افریقای تازه استقلالیافته در زمان بحران بود.آچبی رشته زبان انگلیسی را در دانشگاه ایبادان گذراند و برای مدت کوتاهی، قبل از پیوستن به کارکنان شرکت خبرپراکنی نیجریه در لاگوس، به تدریس پرداخت. او در سال 1967 در «انوگو» با همکاری کریستوفر اوکیگبو شرکتی انتشاراتی راه انداخت؛ سپس بورسیه پژوهشی دانشگاه نیجریه را دریافت کرد و مدتی بعد، استاد زبان انگلیسی شد و تا 1981 (از 1985 با عنوان استاد ممتاز) در این مقام باقی ماند.اولین داستان آچبی به نام «چیزهای جدا افتاده» (Things Fall Apart, 1958) و نیز اثر دیگر او به نام «تیر خدا» (Arrow of God, 1964) درباره زندگی سنتی مردم ایگبو زبان بود و به درگیریهای او با قدرتهای استعماری مربوط میشد که به شکل مبلّغان مذهبی و حکومت استثماری جلوه میکردند. آثار دیگر او با نامهای «دیگر راحت نیست» (No Longer at Ease, 1960)، «مردی از مردم» (A Man of People, 1966)، و «تپه مورچهها ساوانا» (Anthills of the Savannah, 1988 ) درباره اشغال و سایر ابعاد زندگی اِفریقایی پس از استعمار بود. آچبی، همچنین مجموعهای از داستانهای کوتاه، شعر، مقالات و چندین کتاب برای خوانندگان نوجوان منتشر کرد. داستانهای او به بیشتر زبانها ترجمه شدهاند.
نام رودخانهای در تسپروتیا در اپیروس یونان که پنداشته میشد در دوران باستان به هادس (سرزمین مردگان) متعلق باشد؛ چرا که در درههای عمیق و تاریکی جریان پیدا میکرد و در مکانهای مختلف به زیر زمین میرفت. یک معبد مردگان نیز در ساحل آن قرار گرفته بود. در اساطیر یونانی آکران رودخانهای در هادس است و نام آن گاهیاوقات، عموماً به جهان زیرین (دنیای مردگان) اشاره دارد. برخی رودخانههای دیگر در یونان نیز آکران نامیده میشوند که بهطور مرسوم، منظور از آنها «رودخانه اندوه» است.
معلم فن بلاغت و نویسنده کتاب «لئوکیپه و کلایتوفن»(Leucippe and Cleitophon)، یکی از داستانهای عاشقانه منثور یونان که پیشرفت داستاننویسی در قرون بعدی را تحت تأثیر خود قرار داد.اطلاعات چندانی از زندگی اکیلیز در دست نیست. این داستان عاشقانه نوعی داستان پرماجرا است که در آن، عشق بر موانع بیشمار پیروز میشود. راوی اول شخص این داستان خود کلایتوفن است که اکیلیز مدعی است با او در سیدون ملاقات داشته است. سبک کار او گونهای از سبک آتیکی با طرز بیان کاملاً ناب آن و با جملات کوتاه غیرمرتبط، عبارات موازی، توصیفات دقیق و دکلمهها و شرح و بسطهای متعدد، اغلب به شکل متضاد، مثلاً درجات عشق همزمان به زنان و همجنسگرایی است. اکیلیز ابتکار جدیدی در صحنههای غافلگیرانه ابداعی تئاتر نشان میدهد (لئوکیپه، ظاهراً سه بار میمیرد، اما دوباره ظاهر میشود). اما صفت مشخصه او فقر است و پیرنگ داستان توسط وقفههای نامرتبط به پسزمینه آن منتقل میشود. داستان عاشقانه ازسوی منتقدان در روم شرقی مورد ستایش قرار گرفت و از ایام نوزایی بسیار زیاد ترجمه شد.
داستاننویس امریکایی که سبک نوشتن و موضوعات مطرحشده از سوی او بازتاب احساسات پانکی موجود در فرهنگ جوانان دهه 1970 بود.اکر در دانشگاه برندایس و دانشگاه کالیفرنیا در سنت دیگو ادبیات یونان و روم باستان خواند. حرفه اولیه او از کار دفتری تا بازی در فیلمهای پورنوگرافی را شامل میشد. در 1972 عامداً، شروع به انتشار متونی خام و آشفته کرد که بهشدت از تجربة شخصی او متأثر بودند و به مثابه قیاسی ادبی با پیشرفتهای معاصر در موسیقی، مُد و هنرهای بصری بهحساب میآمد. اکر از آغاز، آشکارا، مطالب لازم را از نوشتههای دیگران، سرقت میکرد و آنها را با مهارت برای مقاصد نه چندان مثبت خویش بهکار میبرد. در نخستین اثرش تحت عنوان «زندگی کودکانه تارانتولای سیاه» (The Childlike Life of the Black Tarantula, 1973) اقدام به سرقت ادبی، محور تلاش وی برای کسب هویت است. درونمایههای مسخشدگی و گرایش جنسیِ عینی او در چندین داستان بعدی وی تحت نامهای «انتظارات بزرگ» (Great Expectations, 1982)، «دن کیشوت» (Don Quixote, 1986)، و «امپراتوری حماقت» (Empire of the Senseless, 1988) پیدرپی تکرار شده است. در 1993 کتابی به نام «مادرم: دیوشناسی» (My Mother: Demonology) منتشر کرد که حاوی هفت داستان عاشقانه بود.
شعری که اوزان شعری مساوی یا متقارن ندارد. یک قطعه نامتقارن، متشکل از ابیاتی است که طول کمّی یکسان ندارند همانگونه که در قصیده «تلویحات سرمدی» (Intimations of Immortality) اثر ویلیام وردزورت دیده میشود:There was a time when meadow, grove and stream,The earth and every common sight,To me did seemAppareled in celestial light,The glory and the freshness of a dream.قسISOMETRIC
(ت. اول دسامبر 1083-و. پس از 1148) مورخ بیزانسی و دختر امپراتور الکسیوس اول کومننوس. کتاب «الکسیاد» (Alexiad)، که سرگذشت زندگی و سلطنت پدرش است، از او به یاد مانده که تبدیل به منبع ارزشمندی برای آگاهی از شرح دوره پسابیزانسی اوایل جنگهای صلیبی شده است.انا آموزش چشمگیری دید. او با فرمانروای بیزانس، نیکفوروس برینیوس، در 1097 ازدواج کرد و در تلاش بیثمری برای متقاعد کردن پدرش در خلال ایام آخرین بیماریاش برای محروم کردن پسرش، جان دوم کومننوس، از ارث به نفع نیکفوروس، به مادرش، ملکه ایرنی، پیوست. توطئه بعدی او برای سرنگونی برادرش پس از جلوس بر تخت پادشاهی در 1118 صورت گرفت، اما نتوانست که حمایت لازم از سوی همسرش برای این کار را بهدست آورد؛ در نتیجه نقشه او فاش و وی از اموال خود محروم شد. او پس از این، در یک صومعه عزلت گزید و در آنجا کتاب الکسیاد را نوشت.الکسیاد، که به زبانی یونانی نگاشته شده، تصویری از فعالیتهای مذهبی و روشنفکران درون امپراتوری را ارائه میکند که بازتاب برداشت بیزانسی از منصب سلطنتی بود. این اثر همچنین دربر دارنده توصیف دقیقی از بربرهای فرانکیشی است که همچون صلیبیون در نظر بیزانسیهای متمدن، ظاهر شدند؛ برای مثال انا، توصیف بادقتی از نیروی زرهی صلیبیون ارائه داده است. او نقل کرده آلکسیوس از کماندارانش خواست که تیرهای خود را بیشتر به سمت اسبهای فرانکیها پرتاب کنند تا سواران؛ زیرا زرهِ سواران باعث شده بود تا آنها تقریباً آسیبناپذیر باشند. این سپرها، که او آنها را توصیف کرده، شبیه آن شرحی است که در Bayeux Tapestry آمده است. محققان بعدی خاطرنشان ساختهاند که نقطه ضعف این اثر، فقدان گاهشماری دقیق از زمان بزرگداشت آلکسیوس اول است.
(شکوفایی حدود 481-480 ق.م، آتن) خطیب و دولتمرد، و نخستین آتنی که حرفهاش خطابه بود. او یک نمادنگار و نویسنده خطابه برای کسانی بود که آن را در دادگاه، به قصد دفاع از خود ادا میکردند.انتیفان در مقام سیاستمدار، در انقلاب ضددموکراتیک اعیان و اشراف آتن بسیار فعال بود و شورای حاکم را در 411 ق.م در تلاش برای کنار کشیدن حکومت آتن از میانه جنگ راهاندازی کرد. هنگامیکه رژیم اعیان و اشراف سقوط کرد، او از خود با خطابهای دفاع کرد که مورخ یونانی توکودیدس از آن بهصورت برجستهترین دفاعیهای که تا به حال کسی در دادگاه برای نجات جان خود اقامه کرده، نام برده است. بااینحال، دفاعیه او ناموفق بود و انتیفان به جرم خیانت، محکوم به اعدام شد.پنجاه اثر از آنتیفان امروزه در دست است که سه اثر با نامهای «در باب قتل هرودس» (On the Murder of Herodes)، «درباره خوریوتس» (On the Choreutes)، و«علیه یک نامادری» (Against a Stepmother)، بهواقع خطابههایی بود که در دادگاه ایراد شده بودند. دوازده خطابه باقیمانده در سه دسته چهارتایی معروف به چهارگانهها آرایش یافتند که بهصورت تمرینی برای آموزش محصلان تألیف شده بودند. هریک از این چهارگانهها، متشکل از دو گفتار هستند که برای دفاع و دادخواهی در مورد همنوعکشی تدارک دیده شدهاند.زبان انتیفان فخیم و فارغ از سوءاستفادههای شخصی است که این ویژگی را بسیاری از خطیبان بعد از او نیز دارند.
[یونانی آنantíthesis، به معنای تحتاللفظی یعنی نقطه مقابل] تمهیدی بلاغی که در آن، تقابل آشتیناپذیر یا تضاد کاملاً شدیدی میان اندیشههایی وجود دارد که در تقابلی صریح و تنشی دائمی بهسر میبرند؛ همانگونه که در عبارت «آنها آزادی را وعده دادند و بردگی را به ارمغان آوردند» دیده میشود.بندها، عبارات یا جملات اغلب تقریباً بهلحاظ اندازه یکسان هستند و در ساختار دستوری مشابهی قرار دارند آنگونه که در «نشانی گتیزبرگ» (Gettysburg Address) اثر ایبرهم لینکلن آمده است:«جهان آنچه را که ما در اینجا گفتیم چندان بهخاطر نخواهد سپرد، اما من هرگز آنچه را که آنها اینجا انجام دادهاند، فراموش نخواهم کرد».
[یونانی آن antonomasía، برگرفته از عبارت antonomázein به معنای نام جدیدی را خطاب قرار دادن، متشکل از دو جزء anti به معنای در برابرِ، در موقعیتِ +onomázein به معنای اسم] نوعی گفتار که در آن نوعی از کلمه یا عبارت معینکننده وجود دارد که به جای نام واقعی شخص بهکار میرود؛ برای مثال «شاعر ایوان» که عنوانی برای ویلیام شکسپیر بود. در داستان، گذاشتن عنوان یک خصوصیت بهجای نام واقعی شخص است که معینکننده یا نشاندهندة کیفیتی برجسته در آن شخص است (همچون ارباب یا دکتر) که به این لقب گویند.
[یونانی آن aphorismós به معنای تمایز، تعیین، عبارت موجز و پرمغز، برگرفته از aphorízein به معنای اشاره کردن، متمایز کردن، معین کردن] 1- بیان موجز یک اصل. 2- تدوین مختصر هر حقیقت یا احساس عموماً پذیرفته شده که در یک عبارت موجز و به یادماندنی بیان میشود. این عبارت مترادف کلمات قصار (Adage) است.کلمات قصار خصوصاً درباره موضوعاتی بهکار میرود که اصول و روششناختی آنها، نسبتاً دیرتر رشد و پیشرفت داشته است؛ مانند هنر، کشاورزی، پزشکی، حقوق و سیاست. این اصطلاح، اول بار در «کلمات قصار» (Aphorisms) بقراط بهکار رفت که سلسلهای طولانی از گزارهها درباره نشانههای بیماری و تشخیص بیماری و هنر سلامت و پزشکی بود. نخستین کلمات قصار که بهعنوان درآمدی بر کتاب بهکار رفت این بود که: «زندگی کوتاه است، هنر طولانی است، موقعیت ناگهانی و خطرناک است، تجربه پرنیرنگ است و قضاوت دشوار. این کافی نیست که پزشک آماده انجام دادن عمل شود که لازم است تا او انجام دهد، بلکه بیمار و ملازمان و همة ملزومات بیرونی باید به ملایمت مهیا و مناسب انجام این کار باشند.» این عبارت بهتدریج برای اصول دیگر حوزهها نیز بهکار رفت و سرانجام برای هر گزارهای بهکار رفت که عموماً بهعنوان حقیقت پذیرفته شده بود؛ بهگونهای که امروزه تقریباً هممعنا با ضربالمثل بهکار میرود.
شخصیت اصلی رمان لاتین قرون وسطایی از نویسندهای ناشناس که احتمالاً برگرفته از یک نسخه اصلی یونانی مفقود شده است. این داستان بلند و دلچسب با اقبال گستردهای در ادبیات اروپا مواجه شد و نسخههای آن تقریباً به همة زبانهای اروپایی وجود دارد. این داستان روایت جدا شدن آپولونیوس از همسر و دخترش و پیوند نهایی آنها پس از مسافرتهای بسیار است.نسخه اولیه یونانی این اثر، که گفته میشود داستان براساس آن شکل گرفته، مربوط به قرن سوم پس از میلاد است. نسخه لاتین آن، اول بار در نیمه دوم قرن ششم روایت شده است. نسخههای بسیار فراگیر قرون وسطای این اثر، در «پانتئون» (Pantheon) اثر گادفری ویتربوئی آمده است. یک شعر اواخر قرن دوازدهم که در آن، این داستان روایتکننده تاریخی اصیل است و یکی از روایتهای آن نیز در کتاب «گستا رومانور» (Gesta Romanorum) بیان شده که مجموعهای متعلق به قرن چهاردهم از ادبیات عامیانه است. یک ترجمه آنگلوساکسون (اولین نسخه محلی انگلیسی آن) در قرن یازدهم از این اثر منتشر شد و جان گور از این روایت بهعنوان نمونهای از گناهان کبیره هفتگانه (فاحشگی) در شعر قرن چهاردهمی خود با عنوان «کانفسیو آمانتیس» (Confessio amantis) بهره برد. ویلیام شکسپیر از این داستان بهعنوان مبنایی برای نمایشنامه خود با نام «پریکلس» (Pericles) استفاده کرد.
[یونانی آن apología به معنای خطابة دفاعیه، برگرفته از دو جزء apó به معنای دور و جدا از +lógos به معنای عبارت، گفتار] یک شکل از زندگینامه خودنگاشت که در آن دفاع، چهارچوبی است برای بیان عقاید و دیدگاههای شخصی خود نویسنده. نمونه اولیه «دفاعیه» (Apology) مربوط به قرن چهارم ق.م، دفاعیه افلاطون است که در آن، سقراط در مقابل اتهامات وارده با ارائه تاریخ مختصری از زندگی خود و تعهدات اخلاقیاش دفاع میکند. از میان معروفترین دفاعیههای ادبیات غرب، میتوان از «دفاعیات رمون سبانت» (Apologie de Raimond Sebond, 1580) نام برد که رسالهای از مونتنی است؛ کسیکه از عقاید قرن پانزدهمی اهل اسپانیا بهصورت دستاویزی برای نشان دادن دیدگاههای خودش در بیان بیهودگی خردورزی بهره میبرد. «دفاعیهای برای زندگی آقای کالی سیبرِ کمدین» (An Apology for the Life of Mr. Colley Cibber, Comedian, 1740)، که پاسخهای مدیر- بازیگر انگلیسی قرن هجدهم، الگزاندر پوپ، به منتقدانش با خلاصهای از دستاوردهای دوران حرفهای طولانیاش است، و کتاب «دفاع از اندیشه دینی من» (Apologia pro Vita Sua, 1864، بعدها با عنوان جدید «پیشینه آرای دینی من» (History of My Religious Opinions))، که در آن جان هنری نیومن به بررسی عقاید مذهبیای میپردازد که الهامگرفته از تغیر دین او بهسوی کلیسای کاتولیک روم است.
[یونانی آن aposíōpēsis که معنای تحتاللفظی آن شکستن سکوت است] در فن خطابه، تعمد گوینده در عدم اتمام یک جمله را گویند. آپوسایوپیسیس معمولاً بیانکنندة خشم یا عصبانیت همراه با سکوت است؛ برای نمونه در جمله «چرا، تو ...» و برخی از اوقات نیز حاکی از تهدیدات مبهم است، مثلاً در «چرا، من میخواهم ...» شنونده در انتظار تکمیل جملهای است که گوینده در ذهن خود دارد. در فن خطابه یونان باستان، آپوسایوپیسیس در برخی مواقع شکلدهنده تأملی است که گوینده پیش از تغییر موضوع بحث یا انحراف از آن انجام میدهد.
[یونانی آن apostrophē معنای تحتاللفظی آن یعنی دور نگاه داشتن] تمهیدی بلاغی که از طریق گوینده، بهجای کل، یک شخص یا چیز خاصی را مخاطب قرار میدهد. برای نمونه در اثر «جولیوس سزار» (Julius Caesar) ویلیام شکسپیر، مارک انتونی، جنازه سزار را در خطابهای با اینگونه عبارات آغاز میکند:O, pardon me, thou bleeding piece of earth,That I am meek and gentle with these butchers!Thou art the ruins of the noblest manThat ever lived in the tide of times.Woe to the hand that shed this costly blood!ای نعش خونین که با خاک یکسان شدهای؛مرا ببخش که با این قصابان از در فروتنی و بردباری درآمدهام؛تو بقایای شریفترین مردی هستی،که زمانه به خود دیده است؛وای به دستی که به ریختن این خون گرانبها پرداخت؛