وی در یازده سالگی به همراه خانواده از روستاییِ کوهستانی در لبنان، به شهر اسکندریه در مصر مهاجرت کرد. در 1911 اولین مجموعه شعر خود را در اسکندریه به چاپ رساند. سال بعد، به ایالات متحده مهاجرت کرد و در سینسیناتیِ ایالات اوهایو ساکن شد؛ آنجا به همراه برادرش بهکار پرداخت. در 1916 به نیویورک مهاجرت کرد و در آنجا سردبیر چندین روزنامه و مجله شد. در 1929 دوماهنامه خود را با عنوان As-Samir («همنشین») راهاندازی کرد و در 1936 آن را به روزنامه تبدیل و تا زمان مرگش، آن را منتشر کرد.ابو مادی در 1916 دفتر شعری را منتشر کرد و در 1927 نیز دفتر شعر دیگری با عنوان «جویبارها» انتشار داد. «مرغزارها» را در 1946 در بیروت منتشر کرد و دفتر شعر دیگرش با عنوان «طلا و خاک» نیز به سال 1960 پس از مرگ وی، در همانجا منتشر شد. شعر وی بهواسطه بیان شیوا و زبان طبیعی و تسلطش بر الگوهای سنتی شعر عرب، از محبوبیت فراوانی برخوردار است.
وی، که از نژادهای ایرانی و عرب بود، در شهرهای بصره و کوفه بهترتیب نزد ولیبه بن الحباب و خلف الاحمر تحصیل کرد. ابونواس در اولین ورود خویش به دربار خلافت عباسی در بغداد، موفقیت چندانی کسب نکرد. همدستی وی با برمکیان (وزرای خلافت عباسی) باعث شد به هنگام افول دوران اقتدار برمکیان، به مصر بگریزد و در آنجا پناهنده شود. به هنگام بازگشت به بغداد، مدیحههایی که در نعت هارونالرشید و امین سرود، وی را به شهرت رساند و همین امر، باعث شد تا هنگام مرگ به زندگی پر از موفقیت خویش در دربار خلفای عباسی ادامه دهد.زبانی که ابو نواس در سرودن قصیدههای رسمی خویش بهکار میگرفت، زبان عربی سنتی بود ولی موضوعات بهکار گرفته در این قصاید، به زندگی شهری مربوط میشد و ارتباطی به بادیهنشینی نداشت. بیشترین شهرت وی بهواسطه اشعاری است که در موضوعات شراب و شاهدبازی سروده است. در جایجای اشعار وی میتوان رد پای طنز و کنایه را مشاهده کرد که منعکسکننده لطافت طبع، توأم با بدبینی است که وی در طول حیات خویش از طریق خوشگذرانی و تعقیب لذایذ دنیوی کسب کرده است.
در افسانههای یونان، نام پسران دوقلوی ایفیمدیا، همسر اَلوئیوس، و حاصل همخوابگی ایزد پوسئیدون با وی هستند. نام آنها اوتوس و افیالتس بود. الوئدیها فوقالعاده قویهیکل و قدرتمند بودند. آنها به خدایان المپیایی حمله و سعی کردند بهشت المپ را به تسخیر خود درآورند، امّا آپولو آنها را قبل از رسیدن به بلوغ از بین برد. در روایت دیگری آمده است که وقتی آنها آرتمیس و هیرا را در حال رابطه جنسی نامشروع دیدند، آرتمیس بهشکل گوزن نر بین آن دو ظاهر شد و آنها سعی کردند آن گوزن را بکشند، امّا یکدیگر را هدف قرار دادند و کشتند.
[در زبان تامیل ārvār، مشتق از ār- به معنی فرورفتن یا غرق شدن] به هر یک از گروههای صوفیان جنوب هندوستان گفته میشود که در قرون هفتم تا دهم، از معبدی به معبد دیگر میرفتند و سرودهای زیبایی را در ستایش خدای هندو، ویشنو، میخواندند. سرودهای آلوار در زمره بزرگترین گنجینههای ادبیات عبادی جهان قرار میگیرند. نایانارها سرودههایی هستند که به ستایس ایزد شیوا میپردازد و معادل آلوار برای پرستندگان شیوا محسوب میشوند.در زبان تامیل واژه آلوار به «معنی شخصی است که غرق در اندیشه درباره خدا است». سرسپردگی آنها به خداوند بهشدت احساسی بود. آنها روح را بهمثابه زنی تجسم میکردند که در عشق معشوق خویش میسوزد. سرودهای مذهبی آلوار با عنوان «مجموعهای از 4000 سرود مذهبی» (NālāyiraPrabandham) در قرن دهم به وسیله ناتامونی گردآوری شد. وی رهبر فرقه شریواسناوا بود.
در اساطیر یونانی، پسر زئوس یا پوسئیدون و شاه لِلِگسهای ساموس. در شرح سیاحان آرگونات، آنکائیوس پس از مرگ تیفیس سکاندار کشتی آرگو شد. در اغلب افسانهها آمده که هنگام کاشت یک تاکستان، پیشگویی او را باخبر کرد که نمیتواند از محصول شراب آن بنوشد. هنگامیکه انگورها رسیدند، او انگورها را در پیالهای فشرد و با بردن پیاله نزدیک لبان خود، پیشگو را مسخره کرد و پیشگو نیز پاسخ داد «زمان زیادی بین پیاله و لب است». در همان لحظه معلوم شد که یک گراز وحشی به آنجا حمله کرده است. آنکائیوس پیاله را زمین انداخت، بیآنکه از شراب نوشیده باشد، پا به فرار گذاشت و بهوسیلة گراز کشته شد.
ژان (ماری - لوسیئن - پیئر) (ت. 23 ژوئن 1910، بوردو، فرانسه- و. 3 اکتبر 1987، لوزان، سوئیس) نمایشنامهنویسی که یکی از قویترین شخصیتهای هنر تئاتر فرانسه شد و بهعنوان استاد ماهر نمایشنامههای برتر به شهرت جهانی رسید. شیوههای شاخص آنوی شامل نمایش در نمایش، بازگشت به گذشته، نگاه به آینده و تعویض نقشهاست.اولین نمایش وی، که در 1932 به روی صحنه رفت، «قاقم» (L’Hermine) نام داشت. او با «مسافر بدون بار» (Le Voyageur sans bagage) در 1937 به موفقیت رسید. «مجلس رقص دزدان» (Le Bal des voleurs, 1938) استعداد و قریحه طنزپرداز وی را نشان داد. از نمایشنامههای «آنتیگون» (Antigone, 1944)، «چکاوک» (L’Alouette, 1953)، و «بکت یا مایه افتخار پروردگار» (Becket ou l’honneur de Dieu, 1959) بهعنوان مهمترین موفقیتهای وی نام برده میشود. آنوی ناتورالیسم و رئالیسم را رد کرده و در عوض از طریق آنچه که آن را «تئاتریکالیسم» نامید، شعر و تخیل را به صحنه نمایش برگرداند. آنوی تنوع در بهکارگیری شیوه را نشان داده و به جای بهکارگیری بیقید و شرط از اسطورههای یونان باستان، به بازنویسی تاریخ و کمدی – باله و کمدی نوین شخصیت پرداخت. در اولین نمایشهای وی این سؤال مطرح است که فرد برای بهدست آوردن شادی تا چه اندازه باید از حقیقت چشمپوشی کند. بعضی از شخصیتهای نمایشنامههای وی حقیقت را بهمثابة امر محتوم و اجتنابناپذیر میپذیرفتند، بعضی تظاهر میکردند و بعضی دیگر نظیر آنتیگون، هرگونه چشمپوشی از حقیقت را رد میکردند. آثار بعدی وی شیفتگی عمیقش به حقیقت و توهم نمایشی و دلمشغولی روزافزون وی به پوچی زندگی انسان را نشان میدهند.
گیوم، نام مستعار گیلموس (یا ویلهلم) اپولیناری دو کوسترویتسکی (ت. 26 آگوست 1880، رم- و. 9 نوامبر 1918، پاریس، فرانسه) شاعری که در زندگی کوتاهش، در همة جنبشهای پیشرو که در مجامع ادبی و هنری فرانسه در آغاز قرن بیستم رونق یافت، نقش داشت.آپولینر اصل و نسب و گذشته خویش (ازجمله هویت پدرش) را، که موضوع بیشتر گمانهزنیها بود، مخفی میکرد. در اسناد و مدارک موجود، درخصوص نام واقعی وی اختلاف نظر وجود دارد. وی در بیست سالگی به پاریس رفت، آنجا به زندگی قلندرمآبانه پرداخت. با رفتوآمد به قهوهخانههایی که دیگر مردان اهل ادب مشتری دائمی آنها بودند، خیلی زود بهعنوان یک نویسنده مشهور شد. او همچنین با چند نقاش جوان دوست شد و توان خود را صرف بهکارگیری اصول زیباییشناختی کوبیسم در ادبیات و نقاشی کرد. کتاب وی با عنوان «نقاشهای کوبیسم» (Peintures cubistes) در 1913 منتشر گردید.اولین اثر وی با عنوان «افسونگر در حال پوسیدن» (L’Enchanteur pourrissant, 1909)حکایتی منثور از گفتوگویی بین مرلینِ جادوگر و الهه ویویان است. سال بعد، مجموعهای از قصههای تخیلی، بعضی طنزآمیز و برخی وهمآور با عنوان «ملحد و همراهان»(L’Hérésiarque et Cie, 1910) را منتشر کرد. سپس «جانورنامه» (Le Bestiaire, 1911) را در قالب چهارپاره منتشر شد. اما شاهکار شعریاش «الکولها» (Alcools, 1913) است (در 1964 به انگلیسی ترجمه شد). او همة تجربیاتش را به این اشعار تسری داده است و آنها را بیشتر در مصراعهای دوازده هجایی و یا معمولی بیان کرده و گاه در سطرهای کوتاه و بیقافیه و همیشه بدون نقطهگذاری آورده است.آپولینر در 1914 به خدمت پیادهنظام رفت و ستوان دوم شد. در 1916 از ناحیه سر مجروح و از خدمت مرخص شد و به پاریس بازگشت و داستان نمادین «شاعر مقتول» (Le poète assassiné, 1916) و مهمتر از آن، مجموعه شعری جدید با عنوان «خطنگاشتها»(Calligrammes,1918)را منتشر کرد. نمایش «پستانهای تیرزیاس»(Les Mamelles de Tirésias)وی در 1917، یک سال قبل از مرگش، به روی صحنه رفت. خود وی آن را سوررئالیست نامید که گمان میرود برای اولینبار بود از این واژه استفاده میشد.آپولینر در اشعار خود جسارت و بیباکی غیرمتعارفی را در بهکارگیری صنایع شعری غیرمعمول نشان میداد. در مجموع، آپولینر به ایجاد حیرت و شگفتی در خوانندگان آثار خود از طریق تداعی کلام غیرمعمول پرداخت و بهواسطه همین نوآوری است که از وی غالباً بهعنوان مبدع سورئالیسم نام برده میشود. نیز نکPATTERN POETRY
در اساطیر یونان، دختر ایدمون اهل کولوفون در لیدیا است که بافندهای با لباس زرشکی رنگ بود.ارکنی بافندهای بود که چنان در هنر خودش مهارت یافته بود که جرئت یافت آتنا را به مبارزه دعوت کند. ایزدبانو آتنا، فرشینهای بافت که خدایان را با عظمت به تصویر کشیده بود؛ درحالیکه فرشینه ارکنی روابط عاشقانه خدایان را نشان میداد. آتنا خشمگین از کمال و زیبایی فرشینه بافت ارکنی (و نیز سرخورده از موضوعی که ارکنی در فرشینه خود بهکار گرفته بود) آن را تکهتکه کرد و ارکنی ناامید، خود را حلقآویز کرد، اما آتنا از روی دلسوزی طناب دار را شل کرد و تار عنکبوتی هویدا شد؛ ارکنی خودش را به شکل یک عنکبوت درآورد؛ از همینرو کلمه ارکنی نام طبقهای از موجودات جانورشناسی را نشان میدهد که عنکبوتها به آن تعلق دارند. از «دگردیسیها»(Metamorphoses) اثر اووید بهعنوان منبع این اسطوره یاد میشود.
در شعر کلاسیک، یکی از چند گونة مختلف شعر که به شاعر یونانی، آرخیلوخوس، منسوب است، که شامل آرکیلوکیئن بلند (که در آن هر خط شعر متشکل است از یک بحر چهاررکنی که هر رکن متشکل از یک هجای بلند و دو هجای کوتاه است و یک بحر سهرکنی که هر رکن آن، متشکل از یک هجای بلند و یک هجای کوتاه است) و آرکیلوکیئن کوتاه (که متشکل از یک بحر سهرکنی است که هر رکن آن شامل یک هجای بلند و دوهجای کوتاه است و بخشی از آخرین رکن محذوف است) میشود. این نوع از مصراع شعری، خود تشکیلدهندة آن گونهای از وزن بود که به آن آستروفه آرکیلوکیئنی میگفتند. این آستروفه، در پرکاربردترین صورت خود، مرکب از شش سطر بوده است: یک مصراع ششرکنی داکتیلیک (یک هجای بلند+ دو هجای کوتاه) که به دنبال آن، یک مصرع آرکیلوکیئن کوتاه میآمد، یک مصراع ششرکنی داکتیلیک دیگر که به دنبال آن یک مصراع ایامبیک (یک هجای کوتاه + یک هجای بلند) میآمد و یک آرکیلوکیئن بلند که به دنبال آن، یک مصرع سهرکنی ایامبیک (یک هجای کوتاه + یک هجای بلند) میآمد که بخشی از سومین رکن محذوف بود.
]در لاتین assonare به معنی کاربرد همزمان صداها، پژواک [1- شباهت صداها در کلمات یا هجاها نظیر صدای «ای» \i\ در کلمات ring و hit؛ 2- همنشینی نسبتاً نزدیک صداهای مشابه بهخصوص مصوتها؛ 3- اکفا نیز نامیده میشود. در عروض، به تکرار یک مصوت دارای تکیه در کلمات متفاوت با صامتهای پایانی متفاوت گفته میشود، مانند صدای «آی» \ï\ در کلمات «likequite». بهاینترتیب جناس مصوت را باید از قافیه متمایز دانست، چرا که در قافیه صداهای صامت و مصوت پایانی نظیر هم هستند، مانند «rightquite».جناس مصوت (یا همگونی مصوتها)، بهمثابة یک صنعت شعری، معمولاً با جناس محرف (تکرار صداهای صامت مشابه در اول کلمات متفاوت) و نیز جناس صامت (تکرار صداهای صامت میانی یا پایانی مشابه در کلمات متفاوت) تلفیق میشود تا بافت خط شعری را زینت دهد. گاهی دو صدای مصوت یا بیشتر تکرار میشود، مثل سطرهای آغازین شعر «سرخپوست چنگنواز» (The Indian Serenade)اثر پرسی بیش شلی:I arise from dreams of theeIn the first sweet sleep of nightجناس مصوت در پایان سطور شعری را قافیه ناقص میگویند که نمونه آن را میتوان در «منظومه رولان» (La Chanson de Roland) و سایر اشعار فرانسوی، قبل از دوران رواج قافیه در قرن دوازدهم میلادی مشاهده کرد. جناس مصوت در شعر اسپانیا و پرتغال، ویژگی بارز و دائمی این اشعار است. در شعر انگلیسی غالباً میتوان جناس مصوت را در ترانههای سنتی مشاهده کرد؛ یعنی جایی که استفاده از آن از روی تفنّن یا بهواسطه اجباری بودن رخ داده باشد. تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جناس مصوت بهمثابة یکی از اَشکال عروض در شعر انگلیسی بهندرت بهکار گرفته میشد و از آن زمان، میتوان جناس مصوت را در اشعار جرارد منلی هاپکینز و ویلفرد اوئن مشاهده کرد. استفاده این شاعران از جناس مصوت بهجای قافیه، از سوی شاعران دیگر نظیر دابلیو ایچ. اُدن، استیون اسپندر و دیلن تامس مورد تقلید واقع شده است.
بهصورتAtysنیز نوشته میشود. همراه اسطورهای جدّه خدایان. اتیس، همچون جدّه، احتمالاً مختص ادبیات آسیای صغیر بود که پس از حمله فروگیان به آنجا بهوسیلة آنها با شخصیتی افسانهای در اسطورههای آنان آمیخته شد که اتیس نام گرفت. از نظر فروگیانها، اتیس جوان زیبایی بود که از نانا، دختر رودخانه سانگاریوس، و اگدیستیسِ دوجنسی متولد شد. اگدیستیس، که شیفته اتیس میشود، با شوریدگی و هیجان به او، که در شرف ازدواج کردن بود، حمله میکند، اما اتیس خود را عقیم میکند و میمیرد. اگدیستیس با پشیمانی از زئوس، مصرّانه درخواست میکند تا بپذیرد که پیکر بیجان و جوان اتیس هرگز از بین نرود. روایتهای دیگری نیز وجود دارد، امّا همه آنها موضوع خوداختگی اتیس را بهعنوان یکی از موارد اساسی داستان حفظ کردهاند.اتیس اساساً ایزدگیاه بود و در اخته کردن خویش، مرگ و احیای میوههای درختان را تداعی میکند که در زمستان میمیرند تنها برای اینکه دوباره در بهار زنده شوند.
مارگرت (الینر) (ت. 18 نوامبر 1939، اوتاوا، آنتریو، کانادا) شاعر و رماننویس و منتقد کانادایی که بهسبب وطنپرستی و نگاه فمینیستیاش مشهور است.اتوود به دانشگاه تورنتو رفت و در 1961 از آنجا مدرک کارشناسی گرفت و سپس به کالج ردکلیف کیمبریج در مساچوستس رفت و در 1962 کارشناسی ارشد گرفت و تحصیلاتش را در دانشگاه هاروارد در سالهای 63-1962 و سپس در 67-1965 ادامه داد. بعداً او در چندین دانشگاه کانادا، ادبیات تدریس کرد. وی در نوزده سالگی شاعری بود که آثار منتشر شده داشت. اولین کتاب شعرش به نام «پرسیفون دوگانه»(Double Persephone, 1961) در 1961 منتشر شد. مجموعة دیگرش به نام «دوربازی» (The Circle Game, 1964) (انتشار 1964 و تجدید چاپ 1966) در 1966 لوح افتخار فرماندار کل کانادا را بهدست آورد. مارگرت در این آثار و آثار شعری دیگرش، بر رفتار انسانی تأکید، دنیای طبیعی را ستایش و ماتریالیسم را محکوم میکند. در یکی از کتابهای شعرش به نام «سیاست قدرت» (Power Politics, 1971) استفاده از قدرت در روابط فردی را بررسی میکند.وی همچنین تعدادی رمان نوشته که اولین آن، «بانوی دوستداشتنی» (The Edible Woman, 1969)، نخستین رسالة فمینیستی وی بود. او با طنز گزندة ناشی از هوش سرشارش به استفاده از رمانهای خود بهمثابه ابزاری برای نقد و بررسی رابطه خود با اطرافیان و جهان پیرامون خویش میپردازد. «بروز» (Surfacing, 1972)؛ «بانوی غیبگو» (Lady Oracle, 1976)؛ «زندگی قبل از مرد» (Life Before Man, 1979)؛ «آسیب بدنی» (Bodily Harm, 1981)؛ «قصه مستخدمه» (The Handmaid's Tale, 1986/ برندة جایزه فرماندار کل در 1986)؛ «چشم گربه» (Cat's Eye, 1988)؛ «عروس دزد» (The Robber Bride, 1993) از آثار متأخر اوست. او همچنین چند داستان کوتاه مانند «تخم ریشآبی» (Bluebeard's Egg, 1983)؛ نثری انتقادی مثل «بقا» (Survival, 1972) و«کلمات دوم» (Second Words, 1982)؛ و چندین کتاب برای بچّهها نوشته است.
امیل، نام کامل او گیّوم- ویکتور- امیل اوژیه (ت. 17 سپتامبر 1820، والانس، فرانسه-و. 25 اکتبر 1889، کروئاسی– سور- سن) نمایشنامهنویس محبوبی که کمدیهایی درباره فضایل و محسنات زندگی طبقه متوسط در امپراتوری روم نوشت. وی با الکساندر دومای پسر و ویکتورین ساردو بر صحنه نمایش فرانسه حاکم بودند.نمایشنامه منظوم «گابریل» (Gabrielle, 1849) اثر اوژیه، با هدف تعلیم و آموزش، عقیده رمانتیک در حق الهی عشق را مورد حمله قرار میدهد، درحالیکه اثر دیگر وی «ازدواج المپیا» (Le Mariage d'Olympe, 1855) با اندیشه بازپروری زنان روسپی از طریق عشق، آنگونه که در «بانوی کاملیا» (La Dame aux Camélias) اثر دوما آمده است، مخالفت میکند. اوژیه، در هیئت اخلاقگرایی متعصب و طرفدار سرسخت ازدواج، زنا را در «ماده شیران بیچاره» (Les Lionnes Pauvres, 1858) به طنز میگیرد و ریشه تمام پلیدیها را در حرص و طمع میبیند. معروفترین نمایشنامه وی «داماد آقای پواریه» (Le Gendre de Monsieur Poirier, 1854)، که با همکاری ژول ساندو به تحریر درآمد، به موضوع تغییر جایگاه طبقه متوسط تازه بهدوران رسیده با نجیبزادگانی که اموالشان مصادره شده است میپردازد.
جمع آنautochthonsیاautochthones [یونانی آن autóchthōn، از auto به معنی خود، با هم با +Chthōn به معنی زمین] کسی که معتقد بود از خاکی که در آن ساکن است خلق شده یا به پا خاسته است. این اصطلاح ممکن است بهصورت تحتاللفظی، مثلاً در افسانه و یا بهصورت استعاری، مثلاً در اشاره به نویسندهای اطلاق شود که همیشه و تنها با یک منطقه و ناحیه جغرافیایی مرتبط باشد.
نام مستعار ادوئارت گیورگییویچ دزیوبین یا دزوبین (ت. 22 اکتبر [3 نوامبر سبک جدید]، 1895، در آدسا، اکراین، امپراتوری روسیه - و. 16 فوریه 1934، مسکو، روسیه، اتحاد جماهیر شوروی سابق) شاعر روس که شهرت وی بهواسطه اشعار انقلابی و حفظ سنت رمانتیسم در روسیه دوران جماهیری است.باگریتسکی انقلاب 1917 را با شور و هیجان فراوان مورد استقبال قرار داد و در دوران جنگ داخلی در ارتش سرخ خدمت کرد و به سرودن اشعار تبلیغاتی پرداخت. حوادث جنگ سلامت وی را تضعیف کرد و وی به نویسندگی بهصورت شغلی تماموقت روی آورد. اولین اشعاری که سرود، به تقلید از اکمئیستها بود؛ گروهی ادبی در روسیه که به ملموس بودن رئالیسم فردی در شعر معتقد بودند و شفافیت تصویرگری در شعر و شدت داشتن احساس و تازگی کلام را مورد تأکید قرار میدادند. زمان چندانی به طول نینجامید که وی به نگارش به سبک ویژه خویش روی آورد و کتاب «عوام و اُپاناسا» (Duma pro Opanasa, 1926) را به چاپ رساند که روایت منظوم ماهرانهای است که زمان وقوع آن دوره انقلاب و شخصیت و قهرمان اصلی آن فردی روستایی به نام اُپاناسا است. هرچند آثار بعدی وی در هماهنگی با اهداف رژیم جماهیری در شوروی بود، اما باگریتسکی سبک رمانتیسم را در آثار خود حفظ کرد. اشعار باگریتسکی طیفی از اوزان را نشان میدهند و تأثیر کلاسیسم و مدرنیسم در آنها دیده میشود، اما آثار او در مجموع دیدی خوشبینانه و مثبت نسبت به دنیا ارائه میکنند.
نام مستعار لی فِیکان (ت. 25 نوامبر 1904، شنگدو، استان سی چوان، چین) نویسنده هرجومرجطلب چینی که رمانها و داستانهای کوتاه وی در دهههای 1930 و 1940 بهطور گسترده مورد اقبال واقع شد. نام مستعار باجین با به هم چسبانیدن دو هجا در زبان چینی، که بهترتیب معادل اولین و آخرین هجا در نامهای باکونین و کروپوتکین بودند، بهدست آمد؛ دو نویسنده هرجومرج طلب روس که باجین آنها را ستایش میکرد.باجین که فرزند خانوادهای ثروتمند بود، هم در مکتب سنتی کنفوسیوسی و هم در ادبیات و زبانهای امروزی تحصیل کرد. اولین رمان وی با عنوان «انقراض» (Miewang, 1929) موفقیت چشمگیری به همراه داشت. در طی چهار سال پس از آن باجین، هفت رمان دیگر منتشر کرد که اکثر آنها به مسائل اجتماعی میپرداخت و نظام سنتی خانواده در چین را مورد حمله قرار میداد. معروفترین این آثار «خانواده» (Jia) نام داشت که اولین جلد از سهگانۀ زندگینامهای بود که عنوان کلی «سیلاب» (Jiliu) را بر خود داشت. این سهگانه در 1940 و با انتشار «بهار» (Chun) و «پاییز» (Qiu) کامل شد. باجین در این سهگانه و نیز در سایر رمانهای خود - نظیر «بزم باغ» (Qiyuan, 1944) و «شبهای سرد» (Hanye, 1947) - تأثیر نویسندگان خارجی و بهویژه ایوان تورگنیف و امیل زولا را بر خود به نمایش میگذارد.آثار باجین بهطور مرتب از سوی کمونیستها مورد حمله واقع میشد. در 1949 و با تأسیس جمهوری خلق چین، باجین بهعنوان عضو مؤسسات برجسته ادبی و فرهنگی انتخاب شد، اما هرگز نتوانست با نظام اجتماعی جدید خود را تطبیق دهد. طی انقلاب فرهنگی (1976 ـ 1966)، وی را ضدانقلاب تلقی کردند و بهشدت مورد حمله واقع شد، اما در 1977 جایگاه قبلی خویش را بازیافت.
هرمان (ت. 21 آوریل 1857، جزیره آلس، دانمارک - و. 29 ژانویه 1912، اُگدن، یوتا، ایالات متحده امریکا) رماننویسی که بهعنوان یکی از مشهورترین چهرههای ادبی تأثیرگذار در مکتب امپرسیونیسم (ادبی) در دانمارک شناخته میشود.اولین رمان بنگ با عنوان «نسلهای ناامید»(Hablose slaegter, 1880)، بهواسطه پرداختن به موضوع زندگی نویسندهای همجنسباز و فاسد، جمعآوری شد. هرچند بنگ نمایشنامه، شعر، داستان کوتاه و نقد ادبی نیز مینوشت، اما عمده شهرت وی بهسبب نوشتن رمان است که شامل عناوینی همچون «سینی لودویگز» (Ludvigsbakke, 1896) و «بی وطن مانده» (De uden faedreland, 1906) است. آثاری که وی از 1886 تا 1890 منتشر کرد - از جمله مجموعه داستان کوتاه با عنوان «زندگیهای آرام»(Stille existenser) و رمانهای «قنداق تفنگ»(Stuk, 1887) و «برگزیده» (Tine, 1889)- در زمره برترین آثار وی محسوب میشوند. وی در حین سفری برای ایراد سخنرانیهایی در امریکا چشم از جهان فرو بست.
شخصیت داستانی، یکی از ژنرالهای اسکاتلندی که به همراه شخصیت عنوان داستان به خدمت شاه دانکن در مکبث ویلیام شکسپیر مشغول است. در آغاز نمایش، بنکوو به همراه مکبث، از سوی سه جادوگر بشارت داده میشود که وی به پادشاهی خواهد رسید. در ادامه نمایش یادآوری این نکته بهوسیلۀ مکبث جاهطلب باعث میشود که مکبث آدمکشهایی را استخدام کند که ترتیبی بدهند تا بنکوو ترور شود؛ ولی به پسر وی فلینس اجازه داده میشود که فرار کند.
یوگنی آبراموویچ (ت. 19 فوریه [2 مارس سبک جدید] 1800، مارا، روسیه ـ و. 29 ژوئن [یازدهم ژوئن سبک جدید] 1844، ناپل، ایتالیا) برجستهترین شاعر فلسفی روسیه. اولین ترانههای رمانتیک باراتینسکی کاملاً شخصی و خیالپردازانه بود. اشعار روایی وی از جمله «ادا» (Eda, 1826)،«توپ» (Bal, 1828)،«صیغه»(Nalozhnitsa, 1831/که با عنوان «دختر کولی» (Tsyganka, 1842)بازنویسی شد) به برخورد تحلیلگرایانه با احساسات و عواطف میپردازد. شعر «در سوگ گوته» (Na smert Gyote, 1832) یکی از شاهکارهای وی محسوب میشود. بدبینی تراژیک بر اشعار وی، که بیشتر به موضوعات فلسفی و زیباییشناسی میپرداختند، سایه افکنده است. منتقدان امروزی به مراتب بیشتر از معاصران خود وی به اشعارش بها میدهند.
[انگلیسی دورة میانه (اسکاتلندی)، اخذ شده از گالیک اسکاتلندی و ایرلندی] شاعر و یکی از نویسندگان پرشور ادبیات غنایی و حماسی.باردها از مؤلفان سلتی اشعار شبانی و طنز و عموماً خوانندگان آوازهای محلی بودند که به شعر گفتن و شرح اشعار دربارة قهرمانان و اعمال آنها میپرداختند، این واژه در منطقه گول منسوخ شد، اما در ایرلند و ویلز همچنان بهکار میرود. باردهای ایرلندی از طریق خواندن این اشعار با صدای بلند سنت «شعر خوب» را حفظ کردند. در جایی از ویلز کلمه بارد (bardd) همواره برای نامیده شاعران بهکار میرفت. روش باردیک در قرن دهم بهصورتهای مختلفی رمزگذاری شد. هرچند در اروپای اواخر دوران قرون وسطی این سنت شعری رو به افول نهاد، اما نوع ویلزی آن دوام آورد و همهساله در جشنواره شعر و موسیقی آیستدفود، که مجمعی از شعرا و نوازندگان در آن حضور مییابند، گرامی داشته میشود.
دمیان، نام مستعار یفیم آلیکسییویچ پریدوُروف (ت. 1 آوریل [13 آوریل، سبک جدید] 1883، گوبوکا، اکراین امپراتوری روسیه - و. 25 می 1945، بارویخا، نزدیک مسکو، اتحاد جماهیر شوروی سابق) شاعر روسی که هم بهواسطه اشعار مدیحهاش درخصوص انقلاب 1917 و هم بهسبب قصههای حیوانات که به طنز سروده است شهرت دارد.پریدوروف، که فرزند نامشروع یک دوک بلندمرتبه بود، قبل از انقلاب روسیه همکاری خود را با مطبوعات سوسیالیست آغاز کرد و نام مستعار دمیان بدنی («دمیان فقیر») را برای خود برگزید. آثار طنز وی در 1912 آغاز شد. سبک وی متأثر از ایوان کریلوف، نویسنده روسی قرن نوزدهمی داستانهای حیوانات، بود. اشعار وی اغلب شکل اشعار عامهپسند و «دوبیتیهای کارگران کارخانه» (نوعی شعار و شادی توسط کارگران کارخانهها) را به خود میگرفت. در فاصله سالهای 1917 و 1930 به اوج محبوبیت در میان عوام دست یافت و حتی و. ای. لنین، با اینکه اشعار وی را خام تلقی میکرد، به ارزش تبلیغاتی آنها اذعان مینمود.بدنی در 1936 برای اپرای فکاهی آلیکساندر برادین با عنوان «قهرمانان» (Bogatyri) دست به نگارش نت جدیدی زد. متن شعر وی، که روح موسیقی اصلی را حفظ میکرد، تاریخ شوروی و قهرمانان حماسی آن را به طنز میکشید. هرچند بدنی در سراسر عمر مورد علاقه ژوزف استالین بود، اما خود استالین وی را بهواسطه بدبینی و عدم دارا بودن حس احترام مورد بیحرمتی قرار میداد. در 1938 از حزب کمونیست اخراج شد. حتی اشعار وطنپرستانهای که در دوره جنگ جهانی دوم سرود و در بین سربازان روس نیز محبوبیت فراوان یافت، نتوانست به وی در بازیابی جایگاه از دست رفتهاش کمکی کند. فقط در دهه 1960 بود که تأیید دولتیِ آثار بدنی احیا شد.
سر مکس، نام اصلی او هنری ماکسیمیلیان بیئربوم (ت. 24 آگوست 1872، لندن، انگلستان- و. 20 می 1956، راپالو، ایتالیا) کاریکاتوریست، نویسنده و شیکپوش انگلیسی، که طراحیها و کارتونهای پیچیده و به دور از دشمنی وی، از روشی منحصربهفرد در شکار جنبههای غیرواقعی و افراط شده و پوچ در شخصیتهای مشهور و محبوب همعصر وی بهره میبرد.وی، که برادر ناتنی هنرپیشه و تهیهکننده، سر هربرت بیئربوم تری بود، از دوران کودکی با دنیای مد خو گرفت. هنگامیکه هنوز در مقطع لیسانس در مرتون کالج آکسفورد مشغول تحصیل بود، به انتشار مقالات انتقادی در نشریهThe Yellow Book اقدام کرد. اولین مجموعة ادبی وی با عنوان «آثار مکس بیئربوم»(The Works of Max Beerbohm) و اولین کتاب کاریکاتورهای وی با عنوان «کاریکاتورهایی از 25 آقا» (Caricatures of Twenty-five Gentlmen) در 1896 منتشر شد. در 1898 سمت منتقد نمایشنامه برای نشریه Saturday Review را از جرج برنارد شاو به ارث برد. داستان جذاب وی با عنوان «ریاکار خوشبخت» (The Happy Hypocrite) در 1897 منتشر شد و تنها رمان وی با عنوان «زلیخا دابسون» (Zuleika Dobson)، که روایتی هجوآمیز از زندگی در آکسفورد است، در 1911 منتشر شد. «تاج گل کریسمس» (The Christmas Garland, 1912) مجموعهای از داستانهای کریسمس است که به برملا کردن اشتباهات سبکی نویسندههای سرشناس بهویژه هنری جیمز میپردازد. مجموعه داستان وی با عنوان «هفت مرد» (Seven Men, 1919) شاهکار وی محسوب میشود. از وی بهعنوان هزلنویس بیبدیل یاد میشود.بیئربوم در 1910 با فلارنس کانِ هنرپیشه ازدواج کرد و آن دو در راپالوی ایتالیا ساکن شدند؛ جایی که به جز در دوران جنگهای جهانی اول و دوم که به انگلستان برگشتند، هرگز آنجا را ترک نکردند و آن را خانه همیشگی خود برای زندگی قرار دادند. بیئربوم سیل گستردهای از مشتاقان و ملاقاتکنندگان را به راپالو جلب میکرد که وی را بهعنوان گنجینهای زنده از حکایتهای سرگرمکننده حلقههای ادبی و هنری و اجتماعی اواخر دورههای ویکتوریایی و ادواردی انگلستان بهحساب میآوردند. وی در 1939 به دریافت درجه شوالیهگری و لقب سِر مفتخر شد. پس از مرگ همسرش در 1951، بیئربوم با منشی و همدم خود الیزابت یونگمان زندگی کرد و اندکی قبل از مرگ خویش با وی ازدواج کرد.
[به فرانسوی décadent، معنای تحتالفظی آن شخصی که در دوران فترت زندگی میکند] هر یک از شاعران پایان قرن نوزدهم، شامل شاعران سمبولیست فرانسوی بهویژه و معاصرانشان در انگلستان که آخرین نسلِ نهضت زیباییشناسی بودند. هر دو گروه سمبولیستها و زیباییشناسان خواهان آزاد کردن ادبیات و هنر از تمام قیدهای تأثیرگذار بودند. آنها بر عقیدة هنر برای هنر تأکید میکردند و هنر را آزاد و مخالف طبیعت و همچنین مخالف مشغولیات ماتریالیستی جامعة صنعتی میدانستند. ازاینرو، آنها عناصر نامأنوس و نامتجانس و ساختگی را در آثارشان و در زندگی شخصیشان بهکار میگرفتند که در هر دو مورد، بیپروایی و رهایی برخی از افراد از برخی اصول اخلاقی به برجسته شدن معنای ضمنی واژة انحطاط که اغلب معادل پایان قرن است انجامید.انحطاط در وهلة اول با شاعری مرتبط بود، اما ریشة روانشناختی آن در رمان «وارونه» (À rebours, 1884) اثر ژوریس- کارل هویسمانس و در سهگانة «کولته دو موا» (Le Culte du moi, 1888-91) اثر موریس بارس بهخوبی مشهود است. انگیزه گرایش به فترت در شاعری، تا حدودی در پی خواندن آثار شارل بودلِر و تا حدودی از آثار استفان مالارمه و پل ورلن ایجاد شد.در آثار ورلن، دو عقیدة غالب دیده میشود: تنها خود شخص مهم است؛ کارکرد شعر حفظ لحظات شور و هیجان و بیان منحصربهفرد آن است. این خصایص شعری به همراه تجربهورزی در زمینه فرم بود که نسل شاعران جوانتر در دهة 1880 بهکار گرفتند. این نهضت شاعری دوران اوج خود را با ژول لافورگ تجربه کرد. نشریه Le Décadent، که عنوان خود را از لقبی میگرفت که در اصل نقادان غیرمنصف وضع کرده بودند، در 1886 راهاندازی شد.شاعران دوران فترت در انگلستان شاعران دهة 1890 آرتور سایمون، اسکار وایلد، ارنست داوسون و لایونل جانسون بودند، که از اعضای کلوپ ریمرز بوده و یا در مجلة پیشرو The Yellow Book مطلب مینوشتند. قسAESTHETICISM؛ SYMBOLIST MOVEMENT.
مجموعه داستان اثر جووانّی بوکّاتچو، که احتمالاً در فاصله 1349 و 1353 آن را تصنیف کرده است. این اثر بهعنوان شاهکار نثر کلاسیک ایتالیایی در نظر گرفته شده است. با وجود آنکه در لحن و فرم رمانتیک است، از اندیشههای قرون وسطایی بهسبب پافشاریاش بر توانایی انسان برای کسب و حتی بهره جستن از بخت فاصله میگیرد.دکامرون گروهی از داستانها را شامل میشود که در یک قالب داستانی به هم پیوستهاند. در آغاز قالب داستان، ده جوان (هفت زن و سه مرد) از فلورانس طاعونزده به خانة ویلایی زیبایی در نزدیکی فیئزوله میگریزند. هرکدام از آنها برای یک روز رئیس است و اوست که تعیین میکند چه قواعدی باید برای روایت قصههای آن روز رعایت شوند. حاصل داستانهایی که هر ده نفر روایت میکنند مجموعهای است مشتمل بر صد داستان. هر روز با یک ترانه پایان مییابد، که برخی از آنها نمایانگر طبع لطیف بوکاتچو درزمینة شعر هستند. هر یک از مجموعه داستانهای روزانه لحن و موضوع متفاوتی دارد. داستانهای روز اول شامل بحث عاقلانه درخصوص گناهان انسان است. در روز دوم بخت و اقبال بر بازیچههای انسانیاش غالب میشود، اما در روز سوم ارادة انسان آن را شکست میدهد. روز چهارم لبریز از داستانهای عاشقانة تراژیک است. روز پنجم پایان خوشی را برای عشقهایی رقم میزند که در ابتدا پرتلاطم بودهاند. شوخطبعی و نشاط دوباره در روز ششم حاکم میشوند. حیلهگری، فریبکاری و یاوهگویی در روزهای هفتم، هشتم و نهم اتفاق میافتد. در روز دهم، موضوعات روزهای قبل به اوج داستانی رسانده میشوند. داستان اقتباسی «گریزلدای بیمار» (The Patient Griselda) به چرخة داستانهای این اثر پایان میدهد.بهطورکلی تصدیق میشود که بوکاتچو بسیاری از داستانهایش را از فولکلور و افسانه اقتباس کرده است، اما نوشتار عالی و ساختار ماهرانة اثر آشکار میسازد که نویسندهاش جُنگنگارِ صرف نبوده است. نثر او بسیاری از نویسندگان دورة نوزایی را تحت تأثیر قرار داد و خود داستانها برای قرنها مورد اقتباس قرار گرفته است.