اوکر در ناحیه کشاورزنشین یوتلانت بزرگ شد و بنابراین بهخوبی به شرایط سخت کارگران زمینهای زراعی آگاهی داشت. اولین رمانهای وی عمدتاً به همین موضوع میپردازد. در جوانی برای تحصیل به کپنهاک رفت و ابتدا از راه نمونهخوانی و سپس روزنامهنگاری امرار معاش کرد. داستان «بچههای خشم: کارگر روزمزد ساگا» (Vredens børn, et tyendes saga, 1904)، که مهمترین رمان وی محسوب میشود، خواستهای مؤکد برای بهبود وضع کشاورزان بود. این اثر مباحثی در میان مردم به راه انداخت و موجب اصلاحات اندکی شد. امّااو بهسبب اشعارش، بهخصوص آنها که در مجموعههای: «مزرعههای رها شده» (Fri felt, 1905)، و «آوازهای چاودار» (Rugens sange, 1906) گردآوری شده، معروف است.
ابوالفدا از فرزندان ایوب، پدر صلاحالدین، بنیادگذار سلسله ایّوبیان سنّی مذهب بود (اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم) که پیش از تولد وی بهوسیله ممالیک، در مصر و مناطق دیگر، جانشین شدند. ابوالفدا در 1285 پدر و عموزادهاش را در محاصره قلعه جنگجویان صلیبی بهوسیلة ممالیک همراهی کرد. ابوالفدا به حاکم منصوب از سوی ممالیک حماه خدمت کرد تا اینکه اولینبار در 1310 حاکم حماه و در 1312 ولیعهد مادامالعمر کشور شد. در 1320 پس از سفر به مکه همراه با مملوک، سلطان الناصر محمد به او عنوان الملکالمؤید و مقام سلطان اعطا شد.ابوالفدا خود دانشمند و دوستدار و حامی دانشمندان بود. دو اثر مهم وی یکی تاریخی است به نام «تاریخ مختصر بشر» شامل تاریخ قبل از اسلام و دوره اسلامی تا 1329 و دیگری، کتاب جغرافی به نام «موقعیتیابی سرزمینها» (1321). هر دو اثر اقتباس از نویسندگان دیگر هستند و اثر جدیدی نیستند و وی به آنها مطالبی را اضافه و آنها را تدوین کرده است. این کتابها در زمان خودشان در خاورمیانه مورد توجه بودند و شرقشناسان اروپایی قرون هجدهم و نوزدهم قبل از اینکه منابع قدیمیتر در دسترس باشند، بیشتر از این آثار استفاده میکردند.
ابو تمّام نام خانوادگی مسیحی خود را تغییر داد و برای خودش شجرهنامهای عربی جعل کرد. در جوانی در دمشق شاگرد کارگاه بافندگی بود، اما با رفتن به مصر به مطالعه روی آورد. در زمان معتصم خلیفه (حک.832 – 842 م) شهرتی برای خود بهدست آورد. معاشرت و رفتوآمدش به دربار معتصم، موجب شهرت بیشتر وی شد. او در دربار معتصم، برجستهترین مداح عصر خود گشت. به ارمنستان و نیشابور سفر کرد و در بازگشت از این سفر، شروع به تألیف حماسه کرد. دیوان ابوتمام یا مجموعه اشعار ابوتمام، بهطورکلی به حوادث برجسته تاریخی زمان خودش میپردازد.
روسی آنAkmeist، جمع آنAkmeisty [روسی akmeist از akmē یونانی، مرتفعترین نقطه، اکمه] عضو گروه کوچک شاعران روسی اوایل قرن بیستم که در مقابل آنچه از ابهام و گنگی و تکلف و تصنع که در سمبلیسم مشاهده میکردند، عکسالعمل نشان میدادند. نهضت اکمئیست را شاعرانی چون سیرگئی گوردتسکی و نیکالای س. گومیلیوف شکل دادند. آنها تأکید میکردند شاعر مانند صنعتگر است و زبان را تازه و با شور و حرارت استفاده میکند. اکمئیستها در سنت پیترزبورگ جمع میشدند و با مجله Apollon (1909-1917) همکاری میکردند. آنها در 1912، «جمعیت شاعران» را بنیاد گذاشتند که برجستهترین اعضای آن آنا آخماتوا و اوسیپ مندیلشتام بودند. بهعلت اشتغالشان به قالب و نیز عزلتگزینیشان، نظام شوروی به اکمئیستها با سوءظن نگاه میکرد. گومیلیوف در 1921 بهسبب اتهام فعالیت در توطئه ضد شوروی متهم و اعدام شد. آخماتوا در بیشترین سالهای کاری حیاتش، وادار به سکوت شد و مندیلشتام در راه اردوگاه کار اجباری فوت کرد.
[یونانی akrostichís، ازákros دورترین، بیرونیترین، خارجیترین + stíchos سطر، بند، بیت] 1- سرایش نظمی کوتاه که از یک یا چند حرف آغازین، میانی یا پایانی متوالی، کلماتی ساخته شود. توشیح که از حروف آغازین تشکیل میشود یک ABECEDARIUS را شکل میدهد.کلمه توشیح را نخست، اروتراین سیبیل بهکار برد. او حروف الفبا را بر روی ورقهایی نوشته و چنان مرتب کرده بود که حروف آغازین ورقها، یک کلمه را بهوجود میآوردند. توشیحها در میان یونانیهای دوره اسکندرانی و برخی مجادلات نمایشهای نویسندگان لاتین چون انیوس و پلوتوس که بهصورت نظمهای موشح نوشته شده بودند تا عناوین نمایشها را شرح دهند، متداول بود. راهبان قرون وسطا، نظیر شاعران دوره آلمانی متأخر و نوزایی ایتالیا نیز به توشیح علاقهمند بودند.2- یک نوع جدول کلمات که از اصل توشیح بهره میگیرد. شکلی عالی که توشیح در آن دو برابر است؛ بهگونهای که نه فقط کلمات آغازین سطور، بلکه در جاهایی حروف وسط یا حروف آخر نیز کلماتی را تشکیل میدهند. در امریکا یک جدول توشیح مضاعف را الیزابت کینگزلی برای Saturday ReviewTheدر 1934 طراحی کرد؛ توشیح در پاسخ به سرنخهایی بود که نویسنده طرح کرده بود و جواب نهایی، عنوان یک اثر ادبی را تشکیل میداد. حروف بهوسیله عدد به جاهای خالی شبیه به جدول کلمات، که نقل قولی را توضیح میدهند، وارد میشد.
در اساطیر یونان، اکتیئن پسر ایزد آریستایوس و اوتونویی (دختر کادموس، بنیادگذار تبس در بوئهاوتیا)؛ او قهرمان بوئهاوتیا و نیز شکارچی بود. براساس «مجموعة اسطورهها» (Metamorphoses) اثر اووید، اکتیئن بهطور تصادفی الهه آرتمیس را هنگام آبتنیکردن میبیند، بههمینعلت آرتمیس او را به گوزن تبدیل میکند که بهوسیله 50 سگ شکاری خودش، تعقیب و کشته میشود. در نسخههای دیگر آمده است که اکتیئن با تفاخر به آرتمیس مبنی بر اینکه مهارتش در شکار از او بهتر است، آرتمیس را میرنجاند. این داستان در عهد باستان بسیار معروف بود و چندین شاعر، تئاتر آن را برای صحنه آماده کردند. (بهطور مثال «زنان کماندار» (Toxotides) اثر آیسخولوس).
روئا آدام، لی روئا آدونه، آدان لومِنِسترل یا آدام رکس منسترالوس نیز نامیده میشود (ت. حدود 1240 - و.حدود 1300) خنیاگر (شاعر- موسیقیدان) فرانسوی که بهسبب ادّله مستند و دقیق بهکار گرفته شده در اشعارش دربارة فعالیتهایش در کسوت خنیاگر دورهگرد دربار سلطنتی مورد توجه است.او در دربار آنری سوم، دوک باربان، در لوون آموزش دید. پس از مرگ اربابش در 1261، اقبالش دگرگون شد تا اینکه در 1268 یا 1269 در مقام خنیاگر ارشد به خدمت گای دامپیئر، وارث سرزمین فلاندر، درآمد. (از آنجا عنوان روئا (roi) یعنی «پادشاه خنیاگران» را گرفت). آدنه در جنگ صلیبی تونسیها در 70-1271 همراه گای بود و بهاینعلت، اشعارش حاوی اشاراتی دقیق به سفر بازگشتشان از طریق سیسیل و ایتالیاست. از آثار مکتوب وی، سه منظومه حماسی و یک رُمانس باقی مانده که همگی تقریباً بیمایه و نسخه غیراصلی قلمداد شدهاند.
رمانی از بنژامن کونستان، که در 1816 چاپ شد. این اثر به سبک کلاسیک قابل فهمی نوشته شده است. آدولف با شرح دقیق و تحلیلی، احساس مردی جوان به زنی بزرگتر از خود را روایت میکند. این رمان پیشدرآمد رمان روانشناختی نوین است و شرح فرجام چهارده سال رابطه احساسی کونستان و مادام دُ استال، بانوی سرشناس اهل ادب، را توصیف میکند.
در اساطیر یونان، مرد جوان فوقالعاده زیبا و محبوب الهه آفرودیته (ونوس) است. از نظر قدما، او پسر تئیاس، پادشاه سوریه، از دخترش سمیرنا (مورها) است. آفرودیته مجذوب زیبایی آدونیس نوباوه شده بود؛ او را در جعبهای گذاشت و مراقبت از او را به پرسیفون، ملکه عالم ارواح، سپرد که او بعداً از برگرداندن آدونیس امتناع میکند و از زئوس میخواهند بین آنها داوری کند. زئوس تصمیم میگیرد که آدونیس یک سوم سال را نزد پرسیفون، یک سوم دیگر را نزد آفرودیته بگذراند و یک سوم دیگر را به اختیار خودش باشد. شعر «ونوس و آدونیس» (Venus and Adonis) ویلیام شکسپیر، که از «مسخها»(Metamorphoses) اثر اووید اقتباس شده، داستان تلاش نافرجام ونوس برای فریفتن آدونیس است، زمانیکه ادونیس در حال شکار بود. وقتیکه آدونیس مخالفت میکند، ونوس به او هشدار میدهد که اگر او فردا به شکار گراز نر ادامه دهد، کشته خواهد شد و از او ملتمسانه میخواهد که به جای شکار به دیدن او برود. روز بعد ونوس، آدونیس را مرده مییابد. گراز نر وحشیای که آدونیس او را تعقیب میکرد، وی را کشته بود. مرگ آدونیس مایه غم همیشگی ونوس شد. تصور میشود که آدونیس در اصل فنیقی باشد (از اَدُن، یعنی ارباب). ادونیس با تموز، خدای باروری و حاصلخیزی بابلی، یکی دانسته شده است و بهطورکلی محققین امروزی او را بهعنوان روح نباتی که مرگ و تولد دوبارهاش چرخه طبیعت را نشان میدهد، میشناسند.
در افسانه یونانی، پادشاه افسانهای موکنای یا آرگوس. او پسر (یا نوه) شاه موکنایی- آترئوس- و همسرش- آئروپ- و برادر منلائوس بود. بعد از اینکه آترئوس بهدست پسر برادرش- ایگیستوس- پسر تیندارئوس- به قتل رسید، آگاممنون و منلائوس به تیندارئوس- پادشاه اسپارتا- پناه میبرند و بهترتیب، با دخترانش- کلیتمنسترا و هلن- ازدواج کردند. آگاممنون و کلیتمنسترا پسری به نام اورستس و سه دختر به نامهای ایفیینیا(ایفیاناسا)، الکترا (لائودیکئا) و خروسوتمیس دارند. منلائوس وارث تاج و تخت تیندارئوس میشود درحالیکه آگاممنون پادشاهی پدرش را دوباره بهدست میآورد.بعد از اینکه پاریس (الکساندروس)، پسر پریام پادشاه تروی، هلن را میبرد، اگهممنان شاهزادههای کشور را به وحدت در جنگ انتقامجویانه علیه اهالی تروی دعوت میکند. خود آگاممنون صد کشتی را تجهیز میکند و بهعنوان فرمانده نیروهای مشترک انتخاب میشود. کشتیهای جنگی در بندر اولیس در بوئئوتیا جمع میشوند، اما بادهای آرام یا مخالفی که ایزدبانو آرتمیس میفرستاد مانع دریانوردی آنها میشد، زیرا آگاممنون بهنحوی احساسات آرتمیس را جریحهدار کرده بود. آگاممنون برای فرونشاندن خشم آرتمیس، دخترش ایفیینیا را قربانی میکند.آگاممنون در بازگشت از تروی، در آریولیس پیاده میشود. آگیستوس در این فاصله کلیتمنسترا را اغفال کرده نقشه قتل آگاممنون را بهنحو خطرناکی اجرا میکنند. آیسخولوس شاعر یونانی- در نمایش آگاممنون قتل آگاممنون را به کلیتمنسترا نسبت میدهد. انتقام قتل آگاممنون بهوسیله اورستس (با کمک الکتر) که برای کشتن کلیتمنسترا و معشوقهاش برگشته بود، گرفته میشود.شاید آگاممنون یک شخصیت تاریخی، ارباب ایالتهای موکنایی یا آخایایی در سرزمین اصلی یونان، بوده است.
شی، نام مستعارِ شموئل یوزف هالوی چازکس (ت. 17 جولای 1888، بوچاچ، گالیسیا [اکنون بوچاچ، اوکراین] - و. 17 فوریه 1970، فلسطین اشغالی) نویسنده یهودی، یکی از بزرگترین رماننویسان و نویسندگان نوین داستانهای کوتاه عبری. در 1966 او و نلی زاکس برندة جایزه ادبی نوبل شدند.او در خانوادهای از تجار، خاخامها و علمای یهودی اهل لهستان به دنیا آمد. ابتدا به زبان ییدیش و عبری و با نام خودش و نامهای مستعار گوناگون مینوشت، اما خیلی زود پس از اقامت در فلسطین در 1907 نام مستعار آگنون را برگزید و زبان عبری را برای نوشتن انتخاب کرد.کار واقعی ادبی آگنون با «همسران رها شده» (Agunot, 1908)، اولین داستان «فلسطینیاش»، شکل گرفت. اولین کار مهم وی رمان «سایبان تخت عروسی» (Hakhnasat kalah, 1919) در دو جلد بود. قهرمان این داستان رب یودل هسید، تجسم هر خانهبهدوش یهودی رانده شده در محلهها و زاغهنشینهای امپراتوریهای تزاری و اتریشی- مجاری است. دومین رمانش «مهمان شب» (Ore’aḥ Nata ‘Lalun, 1938) اضمحلال مادی و اخلاقی یهودیان اروپا را پس از جنگ جهانی اول توصیف میکند. سومین و شاید مهمترین رمانش، «پریروز» (Tmol shilshom, 1945‘)، مسأله غربی شدن یک یهودی مهاجر خوگرفته به فرهنگ غرب را در فلسطین اشغالی بررسی میکند.همة آثار آگنون دستخوش بازنگری و اصلاحات زیادی شده است؛ برای نمونه دو نسخه بازنگری شده یکی در 11 جلد (Kol sipurav shel Sh. Y. Agnon جلد 6-1، برلین، 35-1931؛ جلد 11-7، اورشلیم و تلآویو، 42-1939) و دیگری در 8 جلد (تلآویو، 62-1953) است.آگنون گلچینی از قصههای عامیانه را، که از تعطیلات مهم یک سال یهودی الهام گرفته شده، به نام «روزهای وحشت» (Yamim nora'im, 1938)، و گزیدهای از متون خاخامی معروف با نام Sefer, sofer, vesipur (1938) را ویرایش کرد. او همچنین شرح مختصری از زندگینامه شخصیاش را در 1958 منتشر کرده است.
یوهانی نام مستعارِ یوهانس بروفلت (ت. 11 سپتامبر 1861، لاپینلاهتی، فنلاند، امپراتوری روسیه- و. 8 آگوست 1921، هلسینکی، فنلاند) نویسنده رمان و داستان کوتاه که به وارد کردن مدرنیسم در ادبیات فنلاند کمک کرد.بروفلت در دانشگاه هلسینکی تحصیل نمود و بهکار روزنامهنگاری پرداخت. او عضو فعال گروه آزادیخواه «فنلاند جوان» (Nuori Suomi) بود. اولین داستانها و رمانهای واقعگرایش زندگی در مناطق دورافتاده فنلاند را، که او خوب میشناخت، با شوخطبعی توصیف میکند. رمان «راهآهن» (Rautatie, 1884) داستان اولین سفر یک زوج مسن با قطار است که یک اثر اصیل فنلاندی محسوب میشود. متأثر از نویسندگان معاصر نروژی و فرانسوی – هنریک ایبسن، بیورنسون، گی دو موپاسان و بهخصوص آلفونس دوده- زندگی طبقات تحصیلکرده را در «دختر کشیش»(Papin tytär, 1885) و «همسر کشیش» (Papin rouva, 1893) توصیف کرده است.در دهه 1890 آهو به سمت ناسیونالیسم رمانتیک کشیده شد: رمان بلند «پانو» (Panu, 1897) به کشمکش میان کفر و مسیحیت در قرن هفدهم فنلاند و «بهار و بازگشت زودهنگام زمستان» (Kevät ja takatalvi, 1906) به آگاهی و بیداری ملی قرن نوزدهم میپردازد. دقیقترین اثر رمانتیک وی «یوها»(Juha, 1911) داستان یک ازدواج نامناسب است. داستانهای کوتاه آهو با نام «تراشهها» (Lastuja, 1891-1921) ماندگارترین اثر مربوط به زندگی روستایی، صید و حیات وحش است؛ اهو در این آثار، به مانند کتاب خاطرات دوران کودکیاش یعنی «یادت میآید؟» (muistatko, 1920)، تعزلگرایی ملایمی را عرضه میکند.
ایلزه (ت. 1 نوامبر 1921، وین، اتریش) شاعر و نثرنویس اتریشی که آثارش اغلب رویایی، فراواقعی و در قالب حکایت تمثیلی، منعکسکننده نگرانی و مشغله ذهنی وی از آزار و شکنجه یهودیان به دست نازیها در طی جنگ جهانی دوم است.تحصیلات ایخینگر با جنگ جهانی دوم دچار وقفه شد، چون او نیمهیهودی بود، از ورودش به دانشکده پزشکی جلوگیری شد. اگرچه او سرانجام در 1947 تحصیل در دانشکده پزشکی را شروع کرد، اما برای متمرکز کردن فکر خود روی نوشتن، تحصیل را ترک کرد. تنها رمان وی، «امید بزرگتر»(Die grössere Hoffnung / ترجمه انگلیسی آن، «بچههای هرود» نام دارد)، در 1948 چاپ شد.علاوه بر رمانش، «سخن گفتن بر چوبهدار» (Rede unter dem Galgen, 1951 / ترجمه انگلیسی آن، «مرد در راه و داستانهای دیگر» نام دارد)؛ «دکمهها» (Knöpfe, 1953)، نمایشی رادیویی که در آن کارگران یک کارخانه دکمهسازی بهآرامی به تولید مشغول هستند و کار میکنند؛ «میدانها و خیابانها» (Plätze undStrassen, 1954)، که تفکراتی درباره کوچهها و میدانهای وین است؛ «هرگز در هیچ زمانی» (Zu keiner stunde, 1957)، که مجموعهای از گفتوگوهای غیرواقعی و خیالی است؛ و مجموعه داستانهای کوتاه «کلمات درجه دوم» (Schlechte Wörter, 1976)، که در آن زبان گاهی مانعی برای ارتباط درنظر گرفته میشود، از دیگر آثار ایخینگر هستند.
یونانی آیئاس، نام مستعارِ ایجکس ارشد. در اساطیر یونان، پسر تلامون، پادشاه سالامیس، که در ایلیاد بهصورت موجودی با اندامی قوی و هیکلی غولآسا توصیف شده است و در یونان پس از آشیل در قدرت و شجاعت دومین نفر است. او با هکتور (فرمانده جنگجوی تروجان) جنگ تنبهتن کرد و با کمک ایزدبانو آتنا، پیکر آشیل را از دست مردم تروا نجات داد. او با قهرمان یونانی اودیسوس برای بهدست آوردن زره آشیل در مسابقه شرکت کرد، اما باخت. این باخت آنچنان او را خشمگین کرد که موجب مرگ وی شد. مطابق با روایت دیگری، ناامیدی ایجکس موجب دیوانگی او شد. وقتی مشاعر خود را مجدداً باز یافت، با شمشیری که از هکتور هدیه گرفته بود، خود را مثله کرد.از نویسندگانی که شخصیت ایجکس را مورد مطالعه قرار دادهاند میتوان از آیسخولوس، سوفوکل، اووید، پیتر کورنلیسون هوفت، جیمز شرلی، آندره ژید و یوزف بروتسکی نام برد.
یونانی آیئاس، نام مستعارِ ایجکس صغیر. در اساطیر یونان، پسر اویلیوس، پادشاه لوکریس. علیرغم هیکل کوچکش، او خود را قبل از ماجرای تروا جزء قهرمانان دیگر بهحساب میآورد؛ همچنین او شخصی لافزن، متکبر و ستیزهجو بود. با به زور بردن کاساندرا، دختر شاه پریام، از معبد ایزدبانو آتنا و بیحرمتی کردن به وی، بهسختی توانست به کمک همپیمانان یونانی خود از مرگ با سنگسار بگریزد. کشتی او در راه برگشت به خانهاش غرق شد، اما ایجکس نجات یافت. سپس، پوسئیدون او را به دریا انداخت، غرق شد، درحالیکه به فرار خود مباهات میکرد.
نام کامل او غیاث بن غوث بن اصلتالاخطل (ت.حدود 640، حیره، بینالنهرین، یا صحرای سوریه- و. 710) شاعر عصر بنیامیّه (750-661) که بهسبب کمالش در قالب شعر عربی در سنت بدوی کهن ارج گذاشته میشود.اخطل (حرّاف) مدیحهسرای محبوب و دوست خلیفه اموی، یزید اول، و فرزندانش زیاد بن ابیه و نیز حجّاج بود. او همچنان شاعر دربار خلیفه عبدالملک بود امّا در زمان ولید اول مورد کملطفی واقع شد.جریر، فرزدق و اخطل شاعرانی هستند که در تاریخ ادبیات کهن عرب گروه سهنفرة مشهوری را تشکیل میدهند. چون سبک و واژگانشان در شعر شباهت زیادی به هم داشت، برتری نسبی یکی از آنها نسبت به دیگری محل مناقشه بود.
سیرگئی تیما فییویچ (ت.20 سپتامبر [طبق تاریخ جدید اول اکتبر] 1791، اوفا، روسیه- و. 30 آوریل [طبق تاریخ جدید 12 می] 1859، مسکو) رماننویسی که بهخاطر داستانهای واقعگرا و بذلهگویش و خلق ژانری جدید، آمیزهای میان خاطره و رمان، در ادبیات روسی مشهور است.آکساکف از دانشگاه تازهتأسیس کازان فارغالتحصیل شد. او مترجم کمیسیون قانونگذاری خدمات شهری (اداری) شد و چند سال در گروه شبهنظامی در مقابل ناپلئون در 1812 خدمت کرد و در 1816 نزد خانواده بازگشت. بعد از حدود یک دهه بهعنوان مالک (ارباب) روستا به کار اداری و خدمات شهری به مسکو بازگشت و مأمور سانسور ادبی، بازرس و بعدها رئیس کالج نقشهبرداری زمین شد. او در 1839 دوباره کناره گرفت.قبل از 1834، زمانی که «کولاک» (Buran) با موفقیت منتشر شد، نوشتههای وی معمولی و بدون هیچ ویژگی خاصی بود. اما بعداً- از عشق به روسیه روستایی در روزهای نظام ارباب و رعیتی، از پسران اسلاوگرایش و با تحسین نیکلای گوگولِ رماننویس- الهام گرفت تا به نوشتن داستان زندگی پدربزرگ، والدین و دوران کودکی خویش بپردازد و سپس آن را به یک داستان ادبی واقعگرایانه تبدیل کند. این تلاش وی در سه کتاب، که جزء ادبیات کلاسیک شدند، ظهور یافت: «تاریخ گاهشمار خانواده» (Semeynaya khronika, 1856)، «خاطرات؛ شاگرد مدرسه روسی» (Vospominaniya, 1856)، و «سالهای کودکی نوة باگروف» (Detskie gody Bagrova-vnuka, 1858). آکساکُف وقایع زندگیاش را واقعبینانه و با سبکی بیریا و زبانی ساده آشکار ساخت. اهمیت این آثار در تصور باطلی از واقعیت و صمیمیت خلق شده بهوسیلة یاد پرشور گذشتة خود و اجدادش قرار دارد. این آثار، که خاطرات شخصی را با تکنیکهای رماننویسی به هم میآمیزد، نام آکساکف را بر سر زبانها انداخت. بهترین کتابِ این سهگانه یعنی تاریخ گاهشمار خانواده، درک قابل توجهی از روانشناسی خانواده را نیز نشان میدهد.کتابهای آکساکف در زمینه تیراندازی، ماهیگیری و جمعآوری پروانه و خاطراتش از گوگول نیز جالب است.
ریونوسوکه، متخلصبه چوکودو شوجین یا گاکی (ت. اول مارس 1892، توکیو، ژاپن- و. 24 جولای 1927، توکیو) نویسنده فعال و پرکار ژاپنی در زمینة داستان، نمایشنامه، شعر که بهسبب مهارت سبکشناختیاش مشهور شده است.آکوتاگاوا کار ادبی را از زمان تحصیل در دانشگاه امپریال توکیو شروع کرد. انتشار داستان کوتاه «راشومون» (Rashōmon, 1915)منجر به آشنایی وی با ناتسومه سوسکی، رماننویس برجسته ژاپنی آن زمان، شد. با تشویق سوسکی، بازنویسی گسترده داستانهای کوتاه از مجموعه قصههای ژاپنی قرن دوازدهم و سیزدهم را شروع کرد، اما آنها را با رویکرد روانشناسی نوین و با سبکی منحصربهفرد بازگو کرد. بسیاری از داستانهایش چنان هیجان بالایی دارند که با موضوعات دلهرهآور آنها کاملاً تطابق دارد.در 1922 او به داستانهای زندگینامهای علاقهمند شد، اما قصههای زندگی جدید فاقد زیبایی و گاه زرقوبرق قصههای قدیمیتر است؛ شاید همین باعث محبوبیت کمتر این آثار باشد. آخرین آثر مهم او، «کاپا» (Kappa, 1927)، اگرچه حکایتی هجوی در مورد موجوداتی مانند جن و پری است، بازتاب حالت ناامیدی دوره گذشته است. خودکشی او جهان ادبی را شگفتزده کرد. آثار او در میان آثار دیگر نویسندگان ژاپنی از جمله آثاری است که بهطور گسترده ترجمه شده و تعدادی از آنها به صورت فیلم درآمده است.
پدرو آنتونیو دِ، نام خانوادگی کامل او آلارکن ای آریسا (ت. 10 مارس 1833، گوئادیکس، اسپانیا- و. 10 جولای 1891، بالدمورو) نویسندهای که با رمان «کلاه سهگوش» (El sombrero detres picos, 1874) در یادها مانده است.آلارکن در کسوت روزنامهنگار و شاعر به شهرت چشمگیری رسید، زمانی که نمایش «پسرخوشگذران» (El hijo pródigo) او در 1857 از روی صحنه کنار رفت. این شکست چنان او را خشمگین کرد که بهعنوان داوطلب وارد مبارزة 60-1859 مراکش شد. مواد و اطلاعات این مأموریت نظامی دستمایه گزارشی عینی با عنوان «خاطرات شاهد جنگ افریقا» (Diario de un testigo de la guerra de Africa, 1859)، که شاهکاری در شرح و روایت است، شد. آلارکُن پس از بازگشت از جنگ، سردبیر نشریه روحانیتستیز El Látigo شد، اما در سالهای 74-1868 شهرت سیاسیاش را با تغییر موضع سریع خود از بین برد. بااینحال شهرت ادبی وی دائماً افزایش مییافت. کلاه سهگوش، که رمان کوتاهی الهام گرفته از یک ترانه عامیانه است، شاهکاری از نوعی ادبی معروف به Costumbrismo است. مانوئل دفالا، بالهای را با همین عنوان و براساس این داستان تنظیم کرد. آثار مهم دیگر آلارکُن رمانهای «آخرین بازی نورما» (El final de Norma, 1855)، «رسوایی» (El escándalo, 1875)، و «بچه خوشبخت» (El niño de la bola, 1880) بودند.
رافائل (ت. 16 دسامبر 1902، پوئرتو دسانتا ماریا، اسپانیا) نویسنده اسپانیایی ایتالیایی- ایرلندیتبار که بهعنوان یکی از شاعران بزرگ قرن بیستم اسپانیا مورد توجه است.آلبرتی قبل از 1923 زمانی که شروع به چاپ اشعارش در مجلات کرد، بهعنوان نقاش به موفقیتهایی دست یافته بود. اولین کتاب شاد شعرش به نام «دریانورد روی زمین» (Marinero en tierra, 1925) دریای ناحیه زادگاهش کادیس را یادآوری میکرد که بهسبب آن جایزه ملی را بهدست آورد. آلبرتی، که عضوی از نسل معروف 1927 بود، تأثیر گنکوریست را در آثار منتشرشدهاش در این ایام یعنی «سپیدهدم گل شببو» (El alba del alhelí, 1927)، و «آهک و آهنگ» (Cal y canto, 1928) نشان میدهد. اگرچه با کتاب بعدیاش به نام «درباره فرشتگان» (Sobre los ángeles, 1929)، که تا حدودی سوررئالیست است، خود را بهعنوان یک صدای کامل و شخصی تثبیت میکند.آلبرتی در جنگهای جمهوریخواهی اسپانیا جنگید و پس از آن، به آرژانتین گریخت. در 1941 مجموعه شعری به نام «در میان گل میخک و شمشیر» (Entre el clavel y la espada) و در 1942 زندگینامة خودنگاشتی به نام «بیشه تباهشده» (La arboleda perdida) و کتابی در مورد جنگ داخلی به نام «از یک لحظه تا لحظه دیگر» (De un momento a otro) را منتشر کرد. او مجموعه شعری را، که از نقاشی الهام گرفته شده بود، به نام «دربارة نقاشی» (A la pintura, 1945) و مجموعههایی با موضوعات دریایی نظیر «مدّ دریا» (Pleamar, 1944) چاپ کرد. وی از 1961 تا 1977، که به اسپانیا بازگشت، در ایتالیا زندگی کرد.
در اساطیر یونان، پادشاه فائکیانس (در جزیره افسانهای سخریا) و نوه ایزد پوسئیدون است. در اودیسه، پس از سرگردانی اودیسوس در طوفان دریا و رسیدنش به آن جزیره از وی پذیرایی میکند. در افسانه جیسن و آرگوناتها در جزیره دریپان زندگی میکرد، جایی که به هنگام فرار جیسن و مدئا از کلوخیس به آنها پناه داد.
(شکوفایی حدود قرن 7 ق.م، اسپارتا، یونان) شاعر یونانی، اولین نویسنده معروف اشعار غنایی دوریان همراه با کُر. بخشهایی از آثار وی باقی مانده است که بلندترین آنها با یک آواز کُر برای دختران شروع میشود که روی پاپیروس در مصر در 1855 پیدا شد. در فرهنگ توصیفی «سودا» (Suda)، یک فرهنگ توصیفی از قرن دهم یا یازدهم م، الکمن بهعنوان مردی با خلقوخوی فوقالعاده عاشقانه و خالق اشعار عاشقانه توصیف شده است. او بیگمان انسانی فاضل بود، زیرا اشعارش مملو از جزئیات جغرافیایی است. یک قطعه از اثر وی، روایت به خواب رفتن دنیا در پایان روز است که در شعر یونانی، بهعلت پرداختن به طبیعت منحصربهفرد است.شیوه روشن و شاد الکمن چنان با سبک اسپارتی متأخر متفاوت است که به این گفته امکان بروز میدهد که وی بومی اسپارت نبوده است. برخی میپندارند که او را عدهای از ساردیس به لیدیا آوردهاند، اما این مسلم نیست.
واسیله (ت. 14 ژوئن 1821، باکوئو، مولداویا [اکنون در رومانی]- و. 22 آگوست 1890، میرچستی، رومانی) غزلسرا، نمایشنامهنویس، اولین گردآورنده آوازهای عامیانه و محلی رومانیایی و یکی از رهبران جنبش اتحاد امیرنشینهای رومانی.آلکساندری در یاشی و پس از آن در پاریس تحصیل کرد. او اولین مجموعه آوازهای محلی خود را در 1844 منتشر ساخت. وی همچنین در آرمان انقلابی رومانی فعال بود.اشعار عاشقانهاش، Doine şi lãcrimioare، در 1853 در پاریس چاپ شد. در سالهای 53-1852 او دو کتاب ترانه سرود و منتشر کرد. در 75-1868 اشعار توصیفی خود از مناظر را با عنوانPasteluri چاپ کرد. در قامت نمایشنامهنویس، کمدی اجتماعی رومانی را خلق کرد، اما مهمترین کمک وی به تئاتر، نمایشهای منظوم وی بود: Despot vodăدر 1879؛ «چشمه بلاندوزی» (Fântâna Blanduziei, 1883) و «اوید» (Ovidiu, 1885). آلکساندری در دوران بعدی زندگیاش نقش مهمی را در امور کشورش بازی کرد.
ماتئو (تعمید داده شده در 28 سپتامبر 1547، سویل، اسپانیا- و.حدود 1614، مکزیکو) رماننویس و استاد صاحب سبک که بهسبب رمان مقامهوارش با نام «گوسمان دِ آلفاراچه»(Guzmán de Alfarache, 1599؛ بخش دوم آن، 1640؛ پستفطرت اسپانیایی) 1640 معروف است.آلمان یهودیتباری بود که به دین کاتولیک رومی گروید؛ او بسیاری از وجوه تجربیات و احساسات نومسیحیان قرن شانزدهم اسپانیا را بیان کرد. مهمترین اثر ادبی وی، گوسمان دِ آلفاراچه، که با سود اندک موجب شهرت وی در سراسر اروپا شد، یکی از نخستین رمانهای مقامهوار است. اولین بخش غالباً به صورت قاچاق، به بیشتر نشریات راه یافت. این اثر چاپهای متعددی داشت که تقریباً همگی بهصورت غیرمجاز بودند. زندگی آلِمان در بسیاری از جهات شبیه زندگی قهرمان داستانش، گوسمان، متأثر از معیشت سخت و بداقبالیهای شخصی است. او پسر یک پزشک زندان بود و طب را در سالامانکا و آلکالا به مدت چهارسال پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه سویل در 1564 خواند، اما هرگز طبابت نکرد. در 1580 بهعلت بدهی زندانی شد. فقط بعد از مهاجرت به مکزیک در 1608 بود که درآمدهایش ثابت شد و زندگیاش با ثبات گردید.